تعداد دوره‌ها 12
تعداد شماره‌ها 45
تعداد مقالات 367
تعداد نویسندگان 825
تعداد مشاهده مقاله 452,334
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 281,396
نسبت مشاهده بر مقاله 1232.52
نسبت دریافت فایل بر مقاله 766.75
--------------------------------------
تعداد مقالات ارسال شده 1,259
درصد پذیرش 29
زمان پذیرش (روز) 150
تعداد پایگاه های نمایه شده 9
تعداد داوران 469

 

نشریه "راهبردهای توسعه روستایی"، فصلنامه‌ای به زبان فارسی با دسترسی آزاد است که توسط دانشگاه تربت حیدریه و با همکاری انجمن توسعه روستایی ایران منـتشر می‌شود. این نشریه دستاوردهای علمی با کیفیت بالا در زمینه‌های مختلف جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، ترویج کشاورزی و توسعه روستایی را منتشر می‌نماید.

سیاست داوری تخصصی این نشریه در بررسی متن مقالات به صورت دو سوناشناس است. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می‌کند. تمامی مقالات ارسالی توسط نرم‌افزار تشخیصی سرقت ادبی (همیاب) بررسی می‌شوند تا از اصالت آن‌ها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می‌گیرند (مطالعه بیشتر).

رتبه در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (در سال 1402): الف

صاحب امتیاز: دانشگاه تربت حیدریه

نوبت انتشار: فصلنامه

نوع مقالات: مقالات پژوهشی - مقالات مروری

نوع داوری: دوسو ناشناس

هزینه بررسی و انتشار: ندارد

سیاست انتشار:  CC-BY

نرم‌افزار بررسی سرقت ادبی: همیاب

 

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگل‌های زاگرس (مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان آبدانان)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.481724.2198

روح‌الله نورمحمدی، نعمت اله شیری، علی مهدوی

چکیده نخستین گام در حفاظت از جنگل‌ها، ارزیابی میزان وابستگی معیشتی مردم منطقه به جنگل و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگل‌های زاگرس در نواحی روستایی شهرستان آبدانان واقع در استان ایلام در سال 1402 انجام شد. برای این منظور از پارادایم کمی و روش توصیفی- همبستگی بهره گرفته شد. جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی جمعیت فعال ساکن در نواحی روستایی شهرستان آبدانان بودند که با استفاده از جدول نمونه‌گیری بارتلت و همکاران، تعداد 209 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه‌‌ای محقق ساخته‌ بود که روایی آن با استفاده از روش روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با استفاده از روش کودر- ریچاردسون (77/0 تا 80/0) به تأیید رسید. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه در قالب نرم‌افزار SPSS نسخۀ 26 بهره گرفته شد. یافته‌های مطالعه نشان داد که اکثر (2/72 درصد) پاسخگویان در سطح متوسطی به جنگل‌های زاگرس وابسته بودند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای تنوع منابع درآمدی (β=-0.34)، میزان دارایی‌ها (β=-0.27)، میزان درآمد (β=-0.24) و دسترسی به بازار فروش (β=0.16) پیش-بینی‌کننده‌های وابستگی معیشتی روستاییان به جنگل‌های زاگرس بودند؛ به‌گونه‌ای که مقدار ضریب تعیین برای این چهار متغیر به‌صورت کلی برابر با 178/0 بود. باتوجه‌به این یافته‌ها پیشنهاد می‌شود دولت با برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های حمایتی و اشتغال‌زا در روستاهای حاشیه جنگل‌ها نسبت به بهبود وضعیت معیشت و درآمد مردم این نواحی و بالتبع افزایش درآمد و دارایی آنان به‌منظور کاهش وابستگی آنان به منابع جنگلی اقدام نماید. درواقع، نتایج این پژوهش ضمن پر کرد خلاء مطالعاتی در زمینه وابستگی معیشی جوامع روستایی به جنگل‌ها‌، می‌تواند به‌عنوان راهنمایی برای مدیریت و برنامه‌ریزی بهتر وابستگی معیشتی جوامع روستایی به جنگل‌ها مورد استفاده سیاست‌گذاران دولتی و خصوصی قرار می‌گیرد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی تقاضای غذا در ایران در بین خانوارهای روستایی

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.416397.2132

محدثه توکلی، علیرضا کرباسی

چکیده در کشورهای درحال توسعه، سیاست‌های یک‌اندازه برای همه افراد جامعه، اغلب به آسیب رساندن به اقشار فقیر و آسیب‌پذیر منجر می‌شود. تقاضا برای گروه‌های غذایی مختلف در مناطق شهری و روستایی و گروه‌های درآمدی، متفاوت است و تغییر در قیمت مواد غذایی می‌تواند بر گروه‌های اجتماعی و جغرافیایی مختلف تأثیر متفاوتی بگذارد و همچنین پیامدهای متفاوتی برای فقر و ناامنی غذایی داشته باشد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی ویژگی‌های تقاضای غذا در ایران برای 14 گروه غذایی طی سالهای 1398 و 1399 با استفاده از سیستم‌های تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم می‌باشد. به این منظور از داده‌های خام مرکز آمار ایران استفاده شده است و داده‌های مورد نیاز جهت فرایند تخمین با استفاده از کدنویسی داده‌های خام مذکور در Excelاستخراج گردید و جهت بررسی هدف مطالعه از نرم‌افزار STATA بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد کشش مخارج گروه‌های غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 افزایش یافته و میانگین هزینه ماهانه تمام گروه‌های غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 به میزان قابل توجهی افزایش داشته است که با توجه به عدم تغییر یا تغییر ناچیز در سهم بودجه این گروهها، می‌توان این تغییر را ناشی از تورم دانست؛ که این نتایج، نشان‌دهنده کاهش رفاه خانوارها می‌باشد. اگرچه نان و غلات جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی محسوب می‌شوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی باید تولید سایر موادغذایی و کنترل تورم جهت رفع مشکل امنیت غذایی افزایش یابد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم در استان کردستان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.406740.2115

حسین شعبانعلی فمی، دارا مرادی، علی اکبر براتی، مهناز محمد زاده نصیرآبادی

چکیده بیمه کشاورزی از مهمترین سازوکارهای مقابله با خطرات بخش کشاورزی و کاهش خسارت مالی می‌باشد و یکی از اهرم‌های توسعه کشاورزی بشمار می‌آید. در این راستا این پژوهش باهدف شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم از دیدگاه کشاورزان دیمی‌کار و کارشناسان بیمه کشاورزی طی سال زراعی 1401 در استان کردستان انجام‌گرفته است. تحقیق حاضر ازنظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی، ازنظر راهبردی پیمایشی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر زمانی با توجه به اینکه در یک مقطع زمانی خاص انجام‌شده است، مقطعی هست. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بهره‌برداران گندم دیم (67486N =) و کارشناسان بیمه کشاورزی (309N =) بود. ازآنجاکه از نظرات کشاورزان هم برای توصیف وضعیت بیمه محصولات و هم برای تعیین میزان اهمیت و اولویت راهکارهای توسعه بیمه استفاده‌شده بود، حجم نمونه در جامعه کشاورزان با استفاده از نرم‌افزار G-Power 156 نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه در جامعه کارشناسان نیز تعداد 91 کارشناس و بیمه‌گزار محصولات کشاورزی به‌عنوان نمونه و به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بوده است که مقدار آلفای کرونباخ آن 7/0 =α محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در خصوص شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم از دیدگاه کشاورزان و کارشناسان نشان داد که در هر دو گروه موردمطالعه راهکارهای سیاستی- مقرراتی(β=0.945;0.957)، ارزیابی(β=0.844;0.644)، آموزشی- اطلاع-رسانی(β=0.844;0.768)، اداری (β=0.829;0.829) و رقابتی– نظارتی (β=0.705;0.519) مورد تائید قرار گرفت. از طرفی مقایسه دیدگاه کارشناسان و کشاورزان نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه بهره برداران و کارشناسان بیمه، راهکارهای سیاستی- مقرراتی به ترتیب با ضریب بتا 945/0 و 975/0 مهم‌ترین راهکار توسعه بیمه محصول گندم دیم می باشد. لذا توصیه می‌شود دولت با ایجاد بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نسبت به تدوین سیاست‌های حمایتی (معافیت‌های مالیاتی و یارانه‌ها) ونیز به‌کارگیری مدل بیمه مشارکتی (خصوصی - دولتی) با حفظ جایگاه دولت به‌عنوان بیمه‌گر اتکایی جهت توسعه بیمه در بخش کشاورزی اقدام کند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی توسعه گردشگری در شهرستان دنا

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.367764.2060

زینب نیکزاد، آیت اله کرمی، مهدی نوری پور

چکیده توسعه گردشگری می‏تواند اثرات و پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد. بنابراین لزوم مدیریت و کنترل اثرات گردشگری به منظور کاهش اثرات منفی و تقویت اثرات مثبت اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا به بررسی اثرات گردشگری بر بُعد اقتصادی و اجتماعی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان دنا بپردازد. جامعه آماری این پژوهش 1473 خانوار ساکن در روستاهای گردشگرپذیر و غیرگردشگرپذیر در سال 1400 درشهرستان دنا بود که به کمک جدول نمونه گیری بارتلت، به ترتیب 111 و 80 خانوار آنها (مجموعا 191 خانوار) به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ای محقق ساخته بود که به منظور تایید روایی صوری آن، از نظرات متخصصان موضوعی بهره گرفته شد. بر اساس یافته‌ها، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر و روستاهای غیرگردشگرپذیر قبل از توسعه گردشگری تغییر زیادی نداشته و تقریباً مشابه بوده‌ است. در حالی‌که وضعیت اقتصادی و اجتماعی حال حاضر ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) به طور معناداری بیشتر از ساکنان روستاهای غیرگردشگرپذیر با میانگین 67/2 و انحراف معیار 25/0) است. همچنین، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان در روستاهای گردشگرپذیر در حال حاضر، بهتر از قبل از توسعه گردشگری ارزیابی شد، به طوری‌که بعد از توسعه گردشگری میانگین وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) نسبت به قبل از توسعه گردشگری (میانگین 75/2 و انحراف معیار 26/0)، به طور معناداری افزایش یافته است. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که تأثیر مثبت توسعه گردشگری بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه مورد مطالعه مشهود می‌باشد. بر اساس یافته‌های این تحقیق توجه بیشتر به سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری روستاها می‌تواند منجر به بهبود وضعیت اقتصادی روستائیان گردد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل تمایل به پرداخت و تعیین حق ورودی بازدید از روستای گردشگری هجیج در کرمانشاه

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.482671.2199

حامد قادرزاده، پریسا علیزاده، شیما فرجی

چکیده عدم توجه به ارزش بازاری بسیاری از کارکردها و خدمات زیست محیطی، موجب بی‌توجهی نسبت به حفظ و توسعه آن‌ها شده و زمینه را برای تخریب تدریجی آن‌ها فراهم آورده است. روستای هجیج در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه دارای جاذبه‌های متنوع گردشگری، تفریحی و اماکن متبرک مذهبی است که هرساله پذیرای بسیاری از گردشگران است. با اینحال، هیچ‌گونه حق ورودی برای بازدید از مناطق تفریحی آن درنظر گرفته نشده است. به‌همین دلیل در این مطالعه عوامل موثر بر احتمال تمایل به پرداخت حق ورودی توسط بازدیدکنندگان این منطقه با استفاده از روش دو مرحله‌ای هکمن مورد بررسی قرار گرفته است تا به‌عنوان مبنایی برای تعیین حق ورودی استفاده از خدمات گردشگری روستا مورد استفاده قرار گیرد. داده‌های این مطالعه از طریق تکمیل پرسشنامه به‌روش مصاحبه حضوری با 170 نفر از بازدیدکنندگان روستای هجیج در فروردین سال 1403 جمع‌آوری شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شده و تعداد اعضای نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. نتایج نشان داد که اثر نهایی متغیرهای سن، وابستگی معیشت به منطقه و اهمیت مکان‌های مذهبی بر روی احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان به‌ترتیب 01/0، 38/0 و 13/0 بوده است. همچنین اثر نهایی متغیر اهمیت ثبت جهانی منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 17/0 و اثر نهایی عدم اطمینان نسبت به صرف حق ورودی برای توسعه منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 26/0- بوده است. افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که 67 درصد از پاسخ دهندگان برای بازدید از منطقه تمایل به پرداخت دارند و حداکثر تا 1 میلیون ریال در هر بازدید می‌توانند پرداخت کنند؛ لذا این موضوع می‌تواند مدنظر سیاست‌گذاران قرار گیرد تا از یکسو برای دریافت حق ورودی جهت بازدید از منطقه بستر مناسب را فراهم آورند و از سوی دیگر، از اکوسیستم این منطقه با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم حمایت کنند. همچنین با توجه به اینکه ثبت جهانی منطقه اثر قابل توجهی بر میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان داشته است توصیه می‌شود که مسئولین مربوطه نواقص مربوط به پرونده ثبت جهانی منطقه را برطرف نموده و برای ثبت جهانی آن اقدامات لازم را انجام دهند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407643.2120

وکیل حیدری ساربان

چکیده هدف این مقاله تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل می‌باشد. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل روستاییان بالای 15 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اردبیل می‌باشد (85053N=)، که از این میان تعداد 383 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این تحقیق روش گرد‌آوری داده‌ها برای پاسخ‌گویی به سئوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (داده‌های ثانویه) و پیمایشی (داده‌های اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسش‌نامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسش‌نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخش‌های مختلف پرسش‌نامه تحقیق 78/0 الی 91/0 بدست آمد. بالاخره، نتیجه حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد به جز متغیرهای امکان دست‌یابی به خواسته‌ها، دسترسی به خدمات اجتماعی و حاکمیت شایسته‌سالاری بین تمامی متغیرهای تحقیق با تنبلی اجتماعی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. و در خاتمه، با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهاداتی کاربردی نیز ارائه شده است.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی در خانوارهای روستایی سیستان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.441244.2164

مرضیه مشهدی، حمید حیدری مکرر، صادق اصغری لفمجانی

چکیده انگور به دلیل نقش مهمی که در اقتصاد خانوارهای روستایی سیستان دارد، در میان محصولات کشاورزی این خانوارها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار ‌است. انگور یاقوتی منطقه سیستان به دلیل زودرس بودن و نوبرانه بودن مورد استقبال مصرف‌کنندگان قرارگرفته و دارای بازده اقتصادی مناسبی برای خانوارها روستایی منطقه سیستان می‌باشد. این پژوهش در سال 1402 با هدف تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی این محصول در روستاهای سیستان به اجرا در آمده است. پژوهش حاضر، بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی می‌باشد که در آن، جامعه آماری این پژوهش خانوارهای روستایی منطقه است که بر اساس فرمول‌های کوکران و تصحیح، تعداد 347 سرپرست خانوار به‌عنوان حجم نمونه به شیوۀ طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از نرم‌افزارهای ArcGIS، SPSS و مدل ARAS و آزمون‌های آماری فریدمن، کندال و من‌ویتنی استفاده‌شده است. نتایج مدل ARAS در بررسی شدت اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی بر خانوارهای مورد مطالعه نشان می‌دهد که اثرات اقتصادی در 6/16 درصد از خانوارها و اثرات اجتماعی نیز در 4/71 درصد از خانوارها در سطح اثرگذاری زیاد یا بسیار زیاد می‌باشد. همچنین بر اساس نتایج آزمون‌ها، مولفه درآمدزایی با میانگین 023/0 و مولفه رفاه اجتماعی با میانگین 031/0 به ترتیب بالاترین اثرات اقتصادی و اجتماعی را در بین اثرات متنوع در هر بعد به خود اختصاص می‌دهند. بر اساس نتایج حاصل، فراهم کردن امکانات و زیرساخت ها برای دسترسی به منابع آب پایدار و انتقال آن به روستاها و باغات منطقه سیستان جهت رفع محدودیت های موجود توصیه می‌گردد.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

ارزیابی عوامل تعیین‌کنندة تصمیم کشاورزان در انتخاب و پذیرش ارقام مختلف زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار: کاربرد تحلیل لاجیت چندگانه

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.417411.2133

مهرداد باقری، فرشته ظهیری، رضا اسمعیل زاده سیاه پیرانی، فاطمه معززی

چکیده علی‌رغم اهمیت زیتون در اقتصاد شهرستان رودبار، در ارتباط با پذیرش و تعیین عوامل اقتصادی، اجتماعی و فنی مؤثّر بر تصمیم‌گیری کشاورزان برای انتخاب رقم مناسب زیتون در مقایسه با سایر محصولات توجه کمی صورت گرفته است. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف پر کردن این خلاء مطالعاتی، به بررسی عوامل تعیین‌کننده انتخاب کشاورزان برای ارقام مختلف زیتون در شهرستان رودبار با استفاده از مدل لاجیت چندگانه پرداخته است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش باغداران زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار استان گیلان است که از بین آن‌ها 187 باغدار به عنوان نمونه با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و سپس اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه در سال‌ 1400 از نمونه جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که عوامل مهمی چون درآمد زیتون، وجود افراد مسن، اندازه خانوار، تجربه کشاورز، استفاده از کودهای آلی، داشتن قرارداد با کارخانه فرآوری و عضویت کشاورز در اتحادیه یا شرکت‌های تعاونی کشاورزی بر پذیرش و انتخاب ارقام زیتون مؤثّر هستند. بر این اساس اگر درآمد یک واحد افزایش یابد، احتمال انتخاب رقم زرد حدود 08/0 افزایش و رقم فیشمی 14/2 کاهش می‌یابد. همچنین افزایش تجربة کشاورز به میزان یک واحد نسبت به میانگین باعث افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه، فیشمی و زرد به ترتیب به میزان 3/0، 44/2 و 06/0 می‌شود. بٌعد خانوار نیز به ازای یک واحد افزایش از میانگین، به ترتیب موجب افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه و فیشمی به میزان 2/1 و 92/6 می‌شود. به علاوه نتایج نشان داد که افزایش یک واحد در استفاده از کودهای ارگانیک احتمال انتخاب زیتون نوع ماری را تا 2/0 افزایش می‌دهد که بیانگر تأثیر کودهای ارگانیک در پذیرش ارقام بومی است. بر اساس نتایج ایجاد شرایط مناسب با ارائه آموزش‌های کاربردی و به روز در زمینه کشاورزی و فن‌آوری‌های جدید و افزایش دسترسی به تسهیلات مالی و تجهیزات مورد نیاز برای کشاورزان می‌تواند مفید باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

آینده‌پژوهی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی شهر زاهدان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.476095.2194

ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی

چکیده مطالعات کارآفرینی روستایی نشان می‌دهند که موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی عمدتاً تحت تاثیر پیشران‌های کلیدی مختلفی قرار دارد. شناسایی آنها با رویکرد آینده‌نگر از منظر بهره‌برداری از فرصت‌ها لازم است. زیرا شناسایی آنها چشم‌انداز پایدار آتی کارآفرینی روستایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی نشان می‌دهد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به واکاوی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد آینده‌پژوهی در سال ۱۴۰۳ پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل کارآفرینی روستایی و مدیران کسب و کارهای روستایی در شهر زاهدان بوده است. به استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات از پرسش‌نامه تاثیرات متقابل آینده-پژوهی و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات از مدل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که ثروت خانوادگی (یعنی تقسیم دارایی‌ها به فرزندان؛ وراثت) با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، سرمایه‌گذاری شخصی در کارآفرینی با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، نقش فرهنگ روستایی در شروع و راه‌اندازی کسب و کار (11+)، دریافت کمک‌های مالی از طریق وام (5+)، توانایی و انگیزه فردی در شروع کارآفرینی (4+)، استفاده از ارزش‌های فرهنگ روستایی برای کارآفرینی (4+)، برخورداری از مهارتهای شروع کارآفرینی (3+) و آموزش در خصوص شروع و مدیریت کسب و کارها با مقدار اثرگذاری خالص (3+) مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی در مناطق روستایی شهرستان زاهدان می‌باشند. در این مطالعه پیشنهاد می‌شود برای سهولت دسترسی کارآفرینان روستایی یک فضای حمایتی در روستاهای منطقه مورد مطالعه ایجاد شود. به طور مثال، با ایجاد یک صندوق تخصصی برای کارآفرینان روستایی می‌توان مشکلات و چالش‌های مالی آنان را تا حدودی رفع کرد. نهایتاً لازم به توضیح است که نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، پیشران‌های موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی از منظر عوامل فردی و محلی بررسی و شناسایی شده‌اند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

الگوسازی تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی (مطالعه موردی: پسته‌کاران شهرستان سبزوار)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 شهریور 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.448877.2171

مهدی میرچولی، محمد قربانی

چکیده وابستگی کشاورزی به شرایط محیطی باعث شده فعالیت در این بخش با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی مواجه باشد. با توجه به پیشرفت علم و استفاده از فنّاوری‌های پیشرفته در کشاورزی، همچنان بخش عمده‌ای از کشاورزان در ایران از دانش خود بر پایه تجربیات گذشته و فنّاوری نه‌چندان پیشرفته استفاده می‌کنند. استفاده از خدمات مشاوره کشاورزی و دانش جدید در این زمینه برای به حداقل رساندن خسارت‌های باغداران ناشی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه در چارچوبی کمی و در ساختار الگوهای اقتصادسنجی ضمن تحلیل رفتار کشاورزان به تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، تلاش شد تا شناخت لازم از عوامل مؤثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، توسط کشاورزان پسته‌کار شهرستان سبزوار ایجاد شود. همچنین هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی توسط پسته‌کاران شهرستان می‌باشد. در این راستا برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی در شهرستان سبزوار از الگوی لاجیت استفاده شد. 280 نفر از باغداران پسته‌کار شهرستان سبزوار به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده و کلیه پرسشنامه‌ها از طریق مصاحبه حضوری در سال 1398 تکمیل شد. نتایج مدل برآورد شده نشان داد متغیرهای محل سکونت باغدار، میزان عملکرد و تعداد کل ساعات آب در دسترس باغداران در یک‌سال بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر مثبت و معنی دار، و متغیرهای تعداد اعضای شاغل خانوار، تنوع کشت و فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر منفی و معنی‎داری دارند. همچنین اثرات نهایی برآورد شده برای این متغیرها به‌ترتیب اعداد 021/0 را برای متغیر محل سکونت باغدار، 001/0 برای متغیر میزان عملکرد، 001/0 برای متغیر تعداد کل ساعات آب دردسترس باغداران در یک‌سال، 008/0 برای متغیر تعداد اعضای شاغل هرخانوار، 020/0 برای متغیر تنوع کشت، و در نهایت 008/0 برای متغیر فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار را نشان داد که دلالت بر میزان تاثیرگذاری این متغیرها بر متغیر وابسته مدل یعنی تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی را دارد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

شناسایی پهنه های مستعد احداث اقامتگاههای بوم گردی در مناطق عشایری استان فارس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 بهمن 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.496883.2213

علی شمس الدینی، داود جمینی

چکیده از اقدامات کلیدی برنامه‌ریزان استان فارس در راستای کمک به جامعه عشایری، تهیه و اجرای 812 طرح مرتع‌داری است. با توجه به ماهیت صنعت گردشگری و مزایای آن، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی می‌تواند ضمن پایداری زیست‌بوم‌های عشایری، در تقویت بنیه مالی و معیشت جامعه عشایر نقش موثری را ایفا نماید. با این تفاسیر هدف اصلی پژوهش کمی و کاربردی حاضر که با ترکیبی از روش‌های توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی انجام گرفته است، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری در میان 812 طرح مرتع‌داری تهیه شده در استان فارس است که در سال 1403 انجام گرفته است. برای پهنه‌بندی مدنظر از 18 معیار کلیدی و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش همپوشانی وزن‌دار و عملگر Sumدر نرم‌افزار GIS استفاده شده است. نتایج نشان داد به لحاظ قابلیت احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری از کل محدوده جغرافیایی استان فارس حدود 01/0 مساحت آن در سطح بسیار نامناسب، 99/20 درصد در سطح نامناسب، 6/54 درصد در سطح متوسط، 16/21 درصد در سطح مناسب و 23/3 درصد در سطح بسیار مناسب قرار گرفته است. همچنین نتایج نشان داد از 812 طرح مرتع‌داری مورد بررسی، 44 طرح در پهنه کاملاً مناسب، 178 طرح در پهنه مناسب، 498 طرح در پهنه متوسط، 92 طرح در پهنه نامناسب و هیچ یک از طرح‌ها در پهنه کاملاً نامناسب قرار ندارد و شهرستان‌های ممسنی، فراشبند و لامرد به-ترتیب با 14، 7 و 5 طرح منتخب، بیشترین ظرفیت را به لحاظ احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایر داشته‌اند. پیشنهاد می‌شود تمامی فعالیت‌های مرتبط با توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی در 44 طرح منتخب انجام گیرد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان میامی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475710.2193

زهرا لطفی

چکیده در چند دهه گذشته، با افزایش جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در شیوه زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد‌زائد و پسماند با اثرات منفی برای سلامت انسان و محیط‌زیست افزایش یافته است. مناطق روستایی نیز با انواع مختلف پسماند و تبعات منفی آن‌ها مواجه هستند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی در روستا‌های شهرستان میامی در سال 1402 صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ نحوه گرد‌آوری داده‌ها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این مطالعه شامل دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستا‌های شهرستان میامی بودند که 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss در قالب تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. در حال حاضر مدیریت پسماند‌های روستایی برای پیشرفت محیط زندگی روستا‌ها و پیشگیری از خسارات و زیان‌های محیط‌‌زیستی، فرهنگی، اجتماعی و ... بسیار حساس و قابل‌توجه است. نتایج تحقیق نشان می-دهد که مدیریت پسماندها در مناطق روستایی شهرستان میامی تحت تأثیر عوامل گوناگون در زمینه‌های مختلف قرار دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که در مجموع هشت عامل فرهنگی (درصد واریانس 8/18)، بهداشتی (درصد واریانس 9/11)، مدیریت دفع (درصد واریانس 0/10)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 9/7)، آگاهی و دانش (درصد واریانس 1/6)، آموزش (درصد واریانس 8/5)، مکانیابی نامناسب (درصد واریانس 9/4) و زیست‌محیطی (درصد واریانس 6/4) در مجموع 70 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین می‌نمایند. برنامه‌ریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیط‌زیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوست‌سازی به عنوان یک راهکار کم‌هزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامه‌های آموزشی و جلسات اطلاع‌رسانی و توسعه زیرساخت‌ها با هدف کاهش اثرات زیست‌محیطی، افزایش بهره‌وری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

مدلی برای حکمرانی توسعه و کاربردپذیری فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475035.2191

اکبر فروزش، احمد رضا کسرایی، رضا دین پناه، مهدی چرمچیان لنگرودی

چکیده فناوری‌ها کارآمدترین عامل ارتقای بازدهی و اثربخشی دیگر منابع تولیدی هستند و. متولیان حوزه فناوری، در سال‌های اخیر تلاش نموده‌اند، مسیر رشد و توسعه فناوری‌های نوظهور در جامعه هدف را با اتکا بر کارکردهای حکمرانی، هموار کنند. این پژوهش با هدف تدوین مدل حکمرانی مناسب برای توسعه فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران، به روش پیمایشی و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری تحقیق، 456 نفر از کنشگران فناوری‌های کشاورزی بودند که به استناد جدول مورگان و کرجسی، 314 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیـری تصادفـی طبقه‌ای در سراسر کشور مورد پیمایش قرار گرفتند. جمع‌آوری داده‌ها توسط پرسشنامه‌ای انجام گرفت که روایی شکلی آن از طریق روایی همگرا و واگرا و نظر سنجی از متخصصین، و پایایی آن با بررسـی بـرازش مـدل پژوهش، محاسبه واریانس استخراج شده و پایایی ترکیبی، تائید شد. ضریب همبستگی پیرسون (451/0 < rs < 131/0) نشان داد میان شاخص‌های حکمرانی برای توسعه فناوری‌های نوظهور، رابطه مثبت و معنی‌داری در سطح 99 درصد وجود دارد و بررسی روابط بین متغیرهای مکنون و متغیرهای آشکار و محاسبه بارعاملی نشان داد ؛ شاخص‌های توجه به پایداری در تولیدات روستایی و کشاورزی( 808/0)، شفافیت برنامه‌ها و سیاست‌ها (786/0)، آینده‌نگری (773/0)، قانون‌مندی (770/0) و توسعه امور زیربنایی در مراکز تولیدی – روستایی (764/0)، بیشترین تاثیر را در مدل حکمرانی تدوین شده دارند. بـرازش کلـی مدل تحقیـق برپایه شـاخص GOF برابر با 586/0 به‌دست آمد و اعتبار مدل هم از طریق پانل خبرگان تائید شد. بنابراین نظر به‌سرعت بالای توسعه فناوری‌های نوظهور کشاورزی در کشورهای صنعتی، شایسته است نظام سیاست‌گذاری روستایی کشورمان با عزم و اراده ملی به موضوع تعامل بین نهادهای تاثیرگذار در توسعه واحدهای کشاورزی فناورانه در مراکز تولیدی- روستایی توجه نموده و از طریق برنامه‌های آموزشی و ترویجی و تدوین سیاست‌های حمایتی مشخص در جامعه هدف، نسبت به معرفی قابلیت‌ها و ظرفیت‌های کشاورزی فناورانه، مدرن و پیشرفته در موضوع توسعه فناوری اهتمام ورزد.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصولات استراتژیک کشاورزی و نقش آن در پایداری سکونتگاه های روستایی (مورد مطالعه: بخش جنوبی بم پشت شهرستان سراوان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.471633.2188

ارسلان بی نیاز، محمود محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای موثر در توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما و نقش آن در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بم‌پشت شهرستان سراوان در سال 1403 انجام شده است، از این رو کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش‌های کیفی و کمی قرار دارد. در این پژوهش، جامعه آماری به دو بخش متخصصان و ساکنان محلی تقسیم شد. برای بخش متخصصان، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۳۰ نفر انتخاب شدند تا از تجربه و تخصص آنها استفاده شود. برای بخش ساکنان محلی که جامعه آن بالغ بر ۲۵۰۲۶ نفر بود، با به کارگیری فرمول کوکران و نمونه‌گیری تصادفی، نمونه‌ای شامل ۳۸۴ نفر تعیین شد تا نتایج به دست آمده به کل جامعه قابل تعمیم باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش (تئوری زمینه‌ای) گراندد تئوری و نرم‌افزار (SPSS)، استفاده شده است. از نتایج تحقیق در فاز کیفی مقوله‌های، تقویت ساختار غیر متمرکز در زمینه بیمه محصولات کشاورزی، اتخاذ بیمه اجباری محصولات کشاورزی، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی، تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه، اطلاع‌رسانی در باب اهمیت محصول استراتژیک خرما و اهداف بیمه، مدیریت مشارکتی، نظارت و تشویق مستمر و پایداری بیمه و محصولات کشاورزی به عنوان راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما، استخراج شد. در فاز کمی پژوهش، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن در شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی با ضریب همبستگی به دست آمده در سطح معناداری 000/0، گویای ارتباط مثبت و معنادار بین شاخص‌ها و راهکارهای مطرح شده است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) به وسیله 8 راهکار ارائه شده تبیین شدند و سهم راهکار مدیریت ریسک محصول استراتژیک خرما در پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) بیشتر از سایر مولفه‌‌ها است و بر اساس آزمون تحلیل مسیر، میزان اثرات مستقیم هر یک راهکارهای مطرح شده در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بیشتر از اثرات غیرمستقیم است و از بین راهکارهای مطرح شده، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی و تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه با مقدار 145/0، بیشترین اثرمستقیم را به خود اختصاص داده‌اند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تحلیل وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران با استفاده از شاخص BDDI

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.496769.2211

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان

چکیده مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران در سال 1402 پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا الگوی مصرف غذایی خانوارهای روستایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. سپس شاخص تنوع غذایی محاسبه و نقشه تنوع غذایی مناطق روستایی ایران ترسیم شد. در ادامه، ارتباط میان تنوع غذایی و شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی در استان‌های مختلف تحلیل گردید. بر اساس نتایج، الگوی غذایی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً مبتنی بر غلات است؛ به طوری که این گروه غذایی به تنهایی بیش از 60 درصد انرژی روزانه یک فرد بالغ را تأمین می‌کند. این در حالی است که سهم غلات در تأمین کالری روزانه در سطح جهانی و در کشورهای با درآمد بالا به ترتیب 50 و 30 درصد است و مطابق با سبد غذایى مطلوب پیشنهادى وزارت بهداشت نیز، غلات و فرآورده‌های آن باید حدود 50 درصد کالری مورد نیاز روزانه را تامین کنند. افزون بر این، در 29 استان از 31 استان کشور، مصرف غلات بیش از میزان توصیه شده وزارت بهداشت است. در این میان، استان‌های محروم و کم برخوردار وضعیت نامناسب‌تری دارند و میزان مصرف غلات در این مناطق نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر و نزدیک به 70 درصد است. نتایج مربوط به شاخص تنوع غذایی بری (BDDI) نیز نشان داد که وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی تمامی استان‌ها در سطح نامطلوب قرار دارد و میانگین این شاخص برابر با 578/0 است. با این وجود، استان‌هایی که از نظر شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی شرایط مطلوب‌تری دارند، به‌طور متوسط از تنوع غذایی بهتری برخوردارند؛ به گونه‌ای که میانگین BDDI در این دسته از استان‌ها به ترتیب برابر با 515/0، 479/0 و 596/0 گزارش شده است. همچنین بررسی وضعیت تنوع غذایی در اقلیم چهارگانه ایران نشان داد که استان‌های واقع در اقلیم معتدل و مرطوب با میانگین BDDI برابر با 591/0 از مناسب‌ترین شرایط تنوع غذایی برخوردار هستند، در حالی که استان‌های واقع در اقلیم گرم و خشک با میانگین 556/0 نامطلوب‌ترین وضعیت را دارند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای مطالعه موردی: دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 381-398

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.288139.1949

فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی

چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور می‌باشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیت‌های کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم می‌تواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره‌وری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای در دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمون‌های آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغل‌های آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوت‌ها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیت‌های دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونی‌ها و انجمن‌های زنان برای بهره‌برداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه می‌گردد.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 415-434

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057

ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران

چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم‌ شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌های محیطی و قابلیت‌ها و مزیت‌های تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامه‌ریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامه‌ای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهره‌بردار مورد پرسش‌گری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائه‌شده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامه‌ریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمره‌های نهایی 52/2 صدم، نشان می‌دهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشان‌دهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل می‌تواند با تقویت فرصت‌ها در مقابل تهدیدها به‌خوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد

شناسایی راهبردهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی با استفاده از مدل SWOT (مطالعه موردی: دهستان بدر، شهرستان روانسر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9689

داود جمینی، احمد تقدیسی، علیرضا جمشیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفته‌اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرم‌افزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالی‌که روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه می‌باشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصت‌ها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژی‌های توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر می‌باشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطه‌ها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینه‌های تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری می‌باشد. در نهایت با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آن‌ها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده می‌باشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.

جامعه شناسی روستایی

مطالعه نظام دامداری سنتی متکی به عرصه مرتع در جوامع روستایی در روستاهای هدف منطقه بلده نور، استان مازندران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 497-508

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.49130.1519

ایمان حقیان، غلام علی حشمتی، حسین بارانی، جمشید قربانی، قدرت اله حیدری

چکیده     بقای جوامع روستایی و عشایری از دیرباز در ایران وابسته به مراتع بوده است. تنوع اقلیمی، قومی و قبیله‌ای موجب شده تا نظام دامداری سنتی متکی به مراتع در مناطق مختلف ایران دارای تقویم کاری و روش‌های مختلف دامداری باشد. در این مطالعه به بررسی تقویم کاری و بازدهی مالی دامداری سنتی در مراتع منطقه بلده نور (بخشی از مراتع البرز مرکزی) پرداخته‌شده است. در این مطالعه پس از ارزیابی اولیه منطقه، سه دامدار (در روستاهای دویلات، چل و بلده) که معرف نظام دامداری منطقه بودند شناسایی‌شده و پایش فعالیت‌های دامداری و بررسی عملکرد مالی آن‌ها در بازه‌ای یک‌ساله انجام شد. نمونه‌برداری از نیمه دوم فروردین 1391 آغاز و تا فروردین 1392 ادامه داشته است. در طول دوره بررسی، محقق در فواصل زمانی 15 روزه در عرصه مراتع حضور داشته و تمام جزئیات فعالیت‌های دام و دامداری را ثبت نموده است. نتایج نشان داد تقویم‌کاری نظام دامداری سنتی منطقه دارای پنج دوره‌کاری با فعالیت‌های متفاوت دامداری در طول یک سال است. در مورد میزان بازدهی مالی دامداری سنتی، تمامی هزینه‌ها و درآمدها در طول سال محاسبه گردید. نتایج در این بخش نشان داد با در نظر گرفتن ارزش مالی بره‌ها، سود خالص روزانه دامداری در دویلات 70746 تومان، در چل 69640  تومان و در بلده 81422 تومان برآورد گردید. در نهایت آنچه در این تحقیق مدنظر بوده شناخت بیشتر دامداری سنتی در جوامع روستایی جهت بالا بردن بازدهی دامداری و حفظ نیروی فعال در جوامع روستایی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است.

اولویتبندی راهبردهای توسعة گردشگری روستایی از منظر آمایش سرزمین، مطالعة موردی: روستای گایکان (شهرستان الیگودرز)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 69-84

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6008

هدایت اله درویشی، مریم بیرانوندزاده، سید علی نادر دهقانی الوار، سجاد احمدی

چکیده  ارتقاء گردشگری روستایی برمبنای توسعة گردشگری پایدار و تبدیل توریسم به موتور محرکة اقتصادی منطقه برای بهبود کیفیت زندگی جامعه از مهم‌ترین مواردی است که نیازمند به اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی متناسب با قابلیت‌های منطقه‌ای و محلی و با جهت‌گیری‌هایی آمایش سرزمین است. این تحقیق با هدف تبیین و تحلیل راهبردهای توسعة گردشگری روستایی در روستای گایکان که از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان الیگودرز بوده، تدوین‌شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از ابزار پرسش‌نامه برای جمع‌آوری اطلاعات به‌کار رفته است و تعداد نمونه‌های بررسی‌شده در محدودة جغرافیایی شامل 184 نفر می‌شود. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده  و برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و اولویت‌بندی راهبردهای توسعة گردشگری از مدل سوات (SWOT) استفاده‌شده است. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی، استراتژی تهاجمی (حداکثر- حداکثر) به‌عنوان استراتژی مطلوب برای نیل و دستیابی به توسعة گردشگری روستای گایکان است.

ابر واژگان