موضوعات = اقتصاد کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر قرارداد بیمه بر تولید واحدهای پرورش مرغ گوشتی در مناطق روستایی استان فارس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 مرداد 1405

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.495693.2210

حمید محمدی، داود سیفی قره یتاق، وحید دهباشی، محمد مهدی پور

چکیده صنعت پرورش مرغ گوشتی رابطه تنگاتنگ با توسعه مناطق روستای دارد. در این میان در قراردادهای بیمه اهدافی ازجمله ارتقای رفاه و افزایش تولید واحدهای بهره‌برداری را در رأس سیاست‌های بیمه‌ای قراردارند ولی درک ناصحیح بیمه‌گذاران از رسالت بیمه، منجر به نارکارایی بیمه در تحقق این اهداف مهم شده است. در این مطالعه، به ارزیابی کارایی بیمه در جهت تأثیر برافزایش رفاه بهره‌برداری‌های پرورش طیور گوشتی از طریق افزایش تولید آنها در مناطق روستایی استان فارس پرداخته شد. مناطق روستایی شهرستان شیراز در استان فارس به‌عنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شد. سپس با انتخاب 56 نمونه از واحدهای بهره‌برداری بیمه‌شده و 41 بیمه نشده بر اساس روش نمونه‌‌گیری سیستماتیک طبقه‌بندی‌شده، داده موردنیاز در سال 1402 جمع‌آوری شد. به‌منظور بررسی تأثیر بیمه به تجزیه‌وتحلیل تابع تولید واحدهای پروش طیور گوشتی بیمه‌شده و بیمه نشده، از طریق آزمون رمزی جهت تعیین تغییرات ساختاری مدل‌ها، پرداخته شد. نتایج نشان داد که بیمه موجب انتقال تابع تولید نشده، ولی شیب تابع تولید را کم کرده است.ولی هزینه‌های بهداشتی و درمانی به میزان 23 درصد کاهش می یابد. همچنین مقدار R2در تابع تولید نامقید مساوی 893/0 می باشد که نشان میدهد 89 درصد تغییرات متغییر وابسته به وسیله متغییرهای مستقل موجود در مدل توجیه می‌گردد. در این شرایط، هرچند که واحدهای پرورش طیور بیمه‌شده، هزینه‌های بیشتری را برای جوجه ریزی و خوراک می‌پردازند، ولی، از هزینه‌های بهداشتی و درمانی کاسته‌اند. این نتیجه را می‌توان به حضور پدید مخاطرات اخلاقی در بیمه طیور ربط داد؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود که شرط‌گذاری در قراردادهای بیمه شامل تعهد به رعایت حداقل استانداردهای بهداشتی و ارائه تخفیف حق بیمه به واحدهای با سوابق بهداشتی مطلوب و حمایت دولت از مجرای تسهیلات کم بهره مدنظر قرار گیرد. همچنین، نظارت فعال و تفکیک خسارت‌ها به‌منظور شفاف‌سازی مسئولیت‌ها و سهم پرداختی بیمه به‌عنوان دیگر الزامات این فرآیند لحاظ شود

اقتصاد کشاورزی

تحلیل وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران با استفاده از شاخص BDDI

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.496769.2211

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان

چکیده مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران در سال 1402 پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا الگوی مصرف غذایی خانوارهای روستایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. سپس شاخص تنوع غذایی محاسبه و نقشه تنوع غذایی مناطق روستایی ایران ترسیم شد. در ادامه، ارتباط میان تنوع غذایی و شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی در استان‌های مختلف تحلیل گردید. بر اساس نتایج، الگوی غذایی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً مبتنی بر غلات است؛ به طوری که این گروه غذایی به تنهایی بیش از 60 درصد انرژی روزانه یک فرد بالغ را تأمین می‌کند. این در حالی است که سهم غلات در تأمین کالری روزانه در سطح جهانی و در کشورهای با درآمد بالا به ترتیب 50 و 30 درصد است و مطابق با سبد غذایى مطلوب پیشنهادى وزارت بهداشت نیز، غلات و فرآورده‌های آن باید حدود 50 درصد کالری مورد نیاز روزانه را تامین کنند. افزون بر این، در 29 استان از 31 استان کشور، مصرف غلات بیش از میزان توصیه شده وزارت بهداشت است. در این میان، استان‌های محروم و کم برخوردار وضعیت نامناسب‌تری دارند و میزان مصرف غلات در این مناطق نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر و نزدیک به 70 درصد است. نتایج مربوط به شاخص تنوع غذایی بری (BDDI) نیز نشان داد که وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی تمامی استان‌ها در سطح نامطلوب قرار دارد و میانگین این شاخص برابر با 578/0 است. با این وجود، استان‌هایی که از نظر شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی شرایط مطلوب‌تری دارند، به‌طور متوسط از تنوع غذایی بهتری برخوردارند؛ به گونه‌ای که میانگین BDDI در این دسته از استان‌ها به ترتیب برابر با 515/0، 479/0 و 596/0 گزارش شده است. همچنین بررسی وضعیت تنوع غذایی در اقلیم چهارگانه ایران نشان داد که استان‌های واقع در اقلیم معتدل و مرطوب با میانگین BDDI برابر با 591/0 از مناسب‌ترین شرایط تنوع غذایی برخوردار هستند، در حالی که استان‌های واقع در اقلیم گرم و خشک با میانگین 556/0 نامطلوب‌ترین وضعیت را دارند.

اقتصاد کشاورزی

راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصولات استراتژیک کشاورزی و نقش آن در پایداری سکونتگاه های روستایی (مورد مطالعه: بخش جنوبی بم پشت شهرستان سراوان)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.471633.2188

ارسلان بی نیاز، محمود محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای موثر در توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما و نقش آن در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بم‌پشت شهرستان سراوان در سال 1403 انجام شده است، از این رو کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش‌های کیفی و کمی قرار دارد. در این پژوهش، جامعه آماری به دو بخش متخصصان و ساکنان محلی تقسیم شد. برای بخش متخصصان، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۳۰ نفر انتخاب شدند تا از تجربه و تخصص آنها استفاده شود. برای بخش ساکنان محلی که جامعه آن بالغ بر ۲۵۰۲۶ نفر بود، با به کارگیری فرمول کوکران و نمونه‌گیری تصادفی، نمونه‌ای شامل ۳۸۴ نفر تعیین شد تا نتایج به دست آمده به کل جامعه قابل تعمیم باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش (تئوری زمینه‌ای) گراندد تئوری و نرم‌افزار (SPSS)، استفاده شده است. از نتایج تحقیق در فاز کیفی مقوله‌های، تقویت ساختار غیر متمرکز در زمینه بیمه محصولات کشاورزی، اتخاذ بیمه اجباری محصولات کشاورزی، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی، تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه، اطلاع‌رسانی در باب اهمیت محصول استراتژیک خرما و اهداف بیمه، مدیریت مشارکتی، نظارت و تشویق مستمر و پایداری بیمه و محصولات کشاورزی به عنوان راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما، استخراج شد. در فاز کمی پژوهش، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن در شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی با ضریب همبستگی به دست آمده در سطح معناداری 000/0، گویای ارتباط مثبت و معنادار بین شاخص‌ها و راهکارهای مطرح شده است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) به وسیله 8 راهکار ارائه شده تبیین شدند و سهم راهکار مدیریت ریسک محصول استراتژیک خرما در پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) بیشتر از سایر مولفه‌‌ها است و بر اساس آزمون تحلیل مسیر، میزان اثرات مستقیم هر یک راهکارهای مطرح شده در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بیشتر از اثرات غیرمستقیم است و از بین راهکارهای مطرح شده، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی و تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه با مقدار 145/0، بیشترین اثرمستقیم را به خود اختصاص داده‌اند.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی عوامل تعیین‌کنندة تصمیم کشاورزان در انتخاب و پذیرش ارقام مختلف زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار: کاربرد تحلیل لاجیت چندگانه

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.417411.2133

مهرداد باقری، فرشته ظهیری، رضا اسمعیل زاده سیاه پیرانی، فاطمه معززی

چکیده علی‌رغم اهمیت زیتون در اقتصاد شهرستان رودبار، در ارتباط با پذیرش و تعیین عوامل اقتصادی، اجتماعی و فنی مؤثّر بر تصمیم‌گیری کشاورزان برای انتخاب رقم مناسب زیتون در مقایسه با سایر محصولات توجه کمی صورت گرفته است. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف پر کردن این خلاء مطالعاتی، به بررسی عوامل تعیین‌کننده انتخاب کشاورزان برای ارقام مختلف زیتون در شهرستان رودبار با استفاده از مدل لاجیت چندگانه پرداخته است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش باغداران زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار استان گیلان است که از بین آن‌ها 187 باغدار به عنوان نمونه با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و سپس اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه در سال‌ 1400 از نمونه جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که عوامل مهمی چون درآمد زیتون، وجود افراد مسن، اندازه خانوار، تجربه کشاورز، استفاده از کودهای آلی، داشتن قرارداد با کارخانه فرآوری و عضویت کشاورز در اتحادیه یا شرکت‌های تعاونی کشاورزی بر پذیرش و انتخاب ارقام زیتون مؤثّر هستند. بر این اساس اگر درآمد یک واحد افزایش یابد، احتمال انتخاب رقم زرد حدود 08/0 افزایش و رقم فیشمی 14/2 کاهش می‌یابد. همچنین افزایش تجربة کشاورز به میزان یک واحد نسبت به میانگین باعث افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه، فیشمی و زرد به ترتیب به میزان 3/0، 44/2 و 06/0 می‌شود. بٌعد خانوار نیز به ازای یک واحد افزایش از میانگین، به ترتیب موجب افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه و فیشمی به میزان 2/1 و 92/6 می‌شود. به علاوه نتایج نشان داد که افزایش یک واحد در استفاده از کودهای ارگانیک احتمال انتخاب زیتون نوع ماری را تا 2/0 افزایش می‌دهد که بیانگر تأثیر کودهای ارگانیک در پذیرش ارقام بومی است. بر اساس نتایج ایجاد شرایط مناسب با ارائه آموزش‌های کاربردی و به روز در زمینه کشاورزی و فن‌آوری‌های جدید و افزایش دسترسی به تسهیلات مالی و تجهیزات مورد نیاز برای کشاورزان می‌تواند مفید باشد.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل فضایی اثرات انتقال و توزیع آب از مخازن چاه نیمه‌ها به اراضی کشاورزی بر پایداری اقتصادی روستاها

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 55-79

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.342701.2023

مهدی نادریان فر، سیروس قنبری، جواد بذرافشان

چکیده با عنایت به قرارگیری منشأ جریان‌های ورودی آب به سیستان در کشور افغانستان، کمبود آب یکی از عوامل اصلی محدودکننده توسعه فعالیت‌های کشاورزی در این منطقه بشمار می‌رود. بطوریکه خشک‌سالی‌های اخیر منجر به خشک شدن شریان‌های حیاتی، نابودی بنیان‌های تولیدی و تشدید مهاجرت‌های گسترده‌ به سایر نقاط ایران شده است. در این راستا طرح آبیاری 46 هزار هکتار از اراضی کشاورزی سیستان به‌منظور انتقال سیلاب‌های جاری از کشور افغانستان به گودال‌های طبیعی معروف به مخازن چاه نیمه‌ها و امکان بهره‌برداری مناسب از سیلاب‌های مذکور برای توسعه‌ی کشاورزی و پایداری منطقه مورد تصویب و اجرا قرار گرفت. بنابراین در این پژوهش تلاش شده، تأثیر طرح 46 هزار هکتاری آبیاری دشت سیستان بر پایداری اقتصادی روستاها مورد کنکاش قرار گیرد. جامعة آماری پژوهش، ساکنین 40 روستای شهرستان هامون که با استفاده از فرمول کوکران از بین 9397 خانوار، تعداد 346 نفر پرسشگری به عمل آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از نرم‌افزارهای Swara، Mabak، GIS و نیز از آزمون‌های ویلکاکسون در نرم‌افزار SPSS برای تحلیل‌های آماری استفاده‌شده است. براساس نتایج پژوهش بیشترین تأثیرگذاری اجرای طرح 46 هزار هکتاری آبیاری مربوط به مؤلفه‌های ارزش‌افزوده و مدیریت آب می‌باشد. رتبه‌بندی روستاها بر اساس مدل ماباک نشان می‌دهد با اجرای طرح سطح پایداری اقتصادی 5/42 درصد روستاها کاهش، 40 درصد روستاها متوسط و در 5/17 درصد روستاها پایداری آن‌ها نسبت به قبل افزایش‌یافته است. پراکنش فضایی روستاها به لحاظ سطح پایداری اقتصادی نشان می‌دهد تنها در قسمت‌های جنوبی و شرقی محدوده موردمطالعه که در قبل اجرای طرح با محدودیت جدی آب روبرو بوده‌اند (به علت دوری از چاه نیمه‌ها) و با اجرای طرح و دسترسی مطلوب به آب کشاورزی از طریق شبکه آبیاری در فعالیت‌های اقتصادی این روستاها تغییراتی مثبتی به وجود آمده در سایر روستاها تغییرات قابل محسوسی رخ نداده است.

اقتصاد کشاورزی

بررسی آثار افزایش نرخ ارز بر رفاه و آسیب‌پذیری خانوارها: مطالعه موردی خانوارهای روستایی استان گلستان

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 498-523

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.381478.2076

حوریه فخفوری، سید حبیب الله موسوی، مهرداد باقری، سمّیه اژدری

چکیده هدف مطالعة حاضر ارزیابی آثار رفاهی و آسیب‌پذیری خانوارهای روستایی از افزایش قیمت مواد غذایی ناشی از افت ارزش پول ملی است. در این راستا، سیستم تقاضای تقریبأ ایده‌ال درجه دوم برای 14 گروه مواد غذایی مورد استفاده توسط خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر استان گلستان به تفکیک دو گروه خانوارهای روستایی با درآمد بالا و نیز زیر متوسط، برآورد شد. در ادامه به منظور تعیین تغییرات رفاه خانوارها، شاخص تغییرات جبرانی CV)) و سپس شاخص آسیب‌پذیری خانوارهای روستایی محاسبه شد. جامعه مورد بررسی در این پژوهش خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه مورد بررسی شامل 260 خانوار به دست آمد. سپس خانوارهای نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه هزینه خوراک و درآمد خانوارها و با کمک مرکز بهداشت استان گلستان در سال‌های 1397 و 1398 گردآوری گردید. نتایج نشان داد که به علت افزایش قیمت مواد غذایی وقوع یافته، شاخص رفاهی تغییرات جبرانی در گروه‌های بالاتر از درآمد متوسط و پایین‌تر از آن به ترتیب معادل 77/4603 و 99/5438 هزار ریال است و لذا وضعیت رفاهی خانوارهای روستایی مورد مطالعه تضعیف شده است. این نتیجه‌ را شاخص آسیب‌پذیری نیز تأیید می‌نماید، به گونه‌ای که بر اساس این شاخص میزان آسیب‌پذیری خانوارهای روستایی در خانوارهای با درآمد بالا و پایین از متوسط به ترتیب معادل 08/20 و 83/51 درصد محاسبه شد. بنابراین جهت بهبود امنیت غذایی و استاندارد زندگی خانوارهای روستایی، حمایت از آنها حداقل به اندازه شاخص تغییرات جبرانی محاسبه شده ضروری است.

اقتصاد کشاورزی

بررسی هزینه تولید گیاهان دارویی عمده در مناطق روستایی استان خراسان رضوی

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 601-614

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.397773.2102

سیده تینا مرتضوی نیا، تکتم محتشمی، علیرضا کرباسی

چکیده مناطق روستایی استان خراسان‌رضوی سهم مهمی در تولید گیاهان دارویی در کشور دارند. بعد از زعفران، زیره‌سبز، گل گاوزبان و رزماری بیش‌ترین سطح زیر کشت را در این استان به خود اختصاص می‌دهد. آگاهی از ساختار هزینه تولید گیاهان دارویی می‌تواند به ارائه راه‌کارهایی برای کاهش هزینه و افزایش درآمد کشاورزان بیانجامد که حاصل آن افزایش رفاه تولیدکنندگان این محصولات در روستاهای این استان خواهد بود. به همین دلیل هدف از این مطالعه بررسی هزینه تولید گیاهان دارویی عمده در روستاهای استان خراسان‌رضوی می-باشد. داده‌های مورد نیاز این تحقیق با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی از طریق مصاحبه و تکمیل پرسش‌نامه در سال 98-1397 جمع‌آوری گردیده است. در بررسی ساختار تولید با استفاده از تخمین تابع هزینه ترانسلوگ برای هر یک از محصولات مورد بررسی، روابط جانشینی میان نهاده‌های تولید برآورد شده و بر اساس آن به بررسی صرفه‌ی مقیاس در تولید هر محصول پرداخته شده است. یافته‌های تحقیق نشان داد که مدل هزینه ترانسلوگ، برازش خوبی نسبت به داده‌های مورد تحقیق داشته است. برآورد کشش‌های قیمتی با استفاده از این تابع نشان داد که حساسیت قیمتی به نهاده کود شیمیایی در تولید زیره‌سبز، سم و نیروی‌کار در تولید رزماری بالا می‌باشد. هم‌چنین در بررسی صرفه‌های مقیاس مشخص شد تولید گل گاوزبان در مزارع با مقیاس بزرگ‌تر از صرفه‌ی بیش‌تری در مقایسه با مزارع کوچک برخوردار است.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 364-378

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.359954.2049

سیده حافظه حسینی، اعظم رضایی، فرهاد شیرانی بیدآبادی، احمد عابدی سروستانی، علی کرامتزاده

چکیده امنیت غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در توسعه روستایی همواره بایستی مورد توجه دولت‌ها قرار گیرد. نظر به اهمیت امنیت غذایی در سند توسعه چشم‌انداز 1404، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل انجام گرفته است. بدین منظور، داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبه رو در رو با 105 کشاورز نواحی روستایی به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای در سال زراعی 1400-1399 به دست آمد. برای محاسبه ناامنی غذایی از شاخص استراتژی مقابله استفاده شد. همچنین برای بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی از تحلیل رگرسیونی استفاده گردید. میانگین، حداقل و حداکثر شاخص استراتژی مقابله به ترتیب 9/35 (9/89 درصد)، 23 و 40 می‌باشد که نشان از وضعیت نامناسب امنیت غذایی در منطقه است. به علاوه، متغیرهای مالکیت شخصی زمین کشاورزی و وسیله نقلیه، همکاری با سایرکشاورزان، مهاجرت معکوس، تعداد ورود ماشین‌آلات به مزرعه و مبارزه بیولوژیک اثر منفی و معنادار و مساحت اراضی اثر مثبت و معناداری بر ناامنی غذایی دارد. در واقع با مالکیت زمین کشاورزی و وسیله نقلیه شخصی به ترتیب، ناامنی غذایی02/20 واحد و 78/12 واحد کاهش می‌یابد. به علاوه، در صورت همکاری با سایر کشاورزان و مهاجرت از شهر به روستا ناامنی غذایی به ترتیب، 26 درصد و 53/7 واحد کاهش می‌یابد. همچنین با افزایش تعداد دفعات استفاده از ماشین‌آلات و انجام مبارزه بیولوژیک به ترتیب، ناامنی غذایی 65/8 واحد و 85/43 واحد افزایش می‌یابد. بر این اساس با ایجاد امکانات بیشتر در روستا برای رفع نیاز خانوارهای روستایی و کاهش هزینه رفت و آمد از شهر به روستا می توان باعث ارتقا سطح امنیت غذایی خانوارها شد. همچنین همکاری تعاونی‌ها با کشاورزان باعث کاهش هزینه‌ها مثل خرید بذر، سم و کود شود و به تبع آن کاهش سطح ناامنی غذایی خانوارها می‌شود .با توجه به اثر مثبت مبارزه بیولوژیک بر ناامنی غذایی، بایستی تمهیداتی اتخاذ شود تا بستر ارائه محصولات ارگانیک با قیمت بالاتر وجود داشته باشد تا مانع کاهش درآمد کشاورزان شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل موثر بر تقاضای واردات نهاده دامی ایران و تأثیر آن بر روستاهای کشور

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 437-450

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.462650.2184

سهیلا بی ریا، علی فکور

چکیده تولید داخلی نهاده‌های دامی در روستاها انجام می‌شود. لیکن هزینه‌‍‌‌‌‎های سنگین تولید خوراک دام و خشکسالی‌های سال‌های اخیر، تولید داخلی این محصولات را با مشکل مواجه ساخته است. از آنجایی که تولید نهاده‌های دامی به ویژه ذرت بسیار آب‌بر است، کشت این محصولات در داخل کشور در حال حاضر مقرون به صرفه نیست و واردات آن مقرون به صرفه می‌باشد. این موضوع موجب افزایش تقاضای واردات نهاده‌های دامی طی سالیان اخیر شده است. به‌همین‌دلیل بررسی عوامل مؤثر بر واردات این نهاده‌ها و تأثیر آن بر روستاها بسیار حائز اهیمت است. بدین ترتیب می‌توان استراتژی مناسبی برای واردات نهاده‎های دامی انتخاب نمود. ازاین‌رو در این پژوهش عوامل مؤثر بر واردات نهاده‌های دامی و تاثیر آن در روستاهای کشور تجزیه و تحلیل می‌شود. به منظور شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر واردات نهاده‌های دامی، واردات ذرت دامی و کنجاله سویا از 4 کشور هدف که بیشترین واردات از آن‌ها صورت گرفته،مورد بررسی قرار گرفته است. آمار و اطلاعات لازم از طریق آمارنامه‎های وزارت جهاد کشاورزی، گمرک ایران، مرکز آمار ایران، بانک مرکزی ایران و سایر منابع کتابخانه‌ای جمع‎آوری گردیده است. ب ا توجه به مباحث اقتصاد سنجی بین متغیرهای اقتصادی، از روش داده تابلویی یا پانل دیتا در دوره زمانی 1402-1380 برای برآورد مدل استفاده شده است. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده برای محصول ذرت دامی افزایش تعرفه(0501/0- درصد)، قیمت نسبی(076/0- درصد)، تولید داخلی ذرت(95/1- درصد)، نرخ ارز حقیقی(685/3- درصد)، نوسانات نرخ ارز حقیقی(824/1- درصد) و تحریم(351/1- درصد) باعث کاهش در تقاضای واردات شده و درآمد نفتی(093471/0 درصد)، درآمد روستاییان(524/0 درصد) و تولید ناخالص داخلی(933/2 درصد) تأثیر مثبت و معناداری بر واردات داشته است. برای محصول کنجاله سویا نیز با توجه به خروجی مدل، متغیرها همانند مدل حاصل از ذرت دامی بر واردات تاثیرگذار بوده است. پیشنهاد می‌شود دولت سیاست حمایت از تولید نهاده‌های دامی در روستاها را در پیش گرفته و از طریق افزایش قیمت خرید تضمینی، اجرای طرح‌های محوری مانند استفاده هر چه بیشتر از بذر اصلاح‌شده و پر محصول، استفاده بهینه از منابع آبی به‌منظور افزایش سطح زیر کشت محصولات آبی و افزایش کارایی در زمینه مصرف سایر نهاده‌ها، روستائیان را به افزایش تولید داخلی این محصولات تشویق نمود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی روستاهای استان‌های شمالی ایران و هلند با استفاده از الگوی MARCOS

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 42-57

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.379271.2074

علیرضا شفائیه نجار، محمد کاوسی کلاشمی، حیدر قلی‌زاده

چکیده با توجه به شباهت اقلیمی و محیطی مجموع سه استان شمالی ایران و کشور هلند، همواره این سؤال مطرح است که چرا سطح توسعه بخش کشاورزی در این دو پهنه جغرافیایی تا این حد متفاوت است و آیا امکان الگوبرداری از هلند برای تسریع در فرایند رشد و توسعه ایران (استان‌های شمالی) وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین سطح توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی سه استان شمالی ایران (گیلان، مازندران و گلستان) و کشور هلند می‌باشد. برای دستیابی به این هدف، از الگوی تصمیم‌گیری چندمعیاره MARCOS استفاده شد. مهم‌ترین دلیل استفاده از این روش، اطمینان‌بخشی و دقت بیشتر در حل مسائل تصمیم‌گیری‌های چندمعیاره می‌باشد؛ روشی مبتنی بر سلسله مراتب و شناخت شرایط و محدودیت‌ها برای حل مشکلات کسب‌وکار در دنیای واقعی. آمار و اطلاعات مورد نیاز از آم ارنامه‌های کشاورزی و پایگاه‌های اطلاعاتی مانند بانک جهانی، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی به‌دست آمد. نتایج حاصل مؤکد فاصله زیاد سطح توسعه‌یافتگی استان‌های شمالی ایران در مقایسه با کشور هلند در حوزه‌های زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و آموزش و زیرساخت می‌باشد. از مهم‌ترین دلایل موفقیت هلند استفاده از فناوری‌های برتر و گلخانه‌های پیشرفته، اعم از کشاورزی هیدروپونیک، استفاده از انرژی زمین گرمایی، فناوری نورافشانی مصنوعی و راهکارهای آبکشتی و هواکشتی است؛ لذا حمایت از توسعه این فناوری‌ها در کشور می‌تواند شکاف توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی در استان‌های شمالی ایران را کاهش داد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای بیمه محصولات کشاورزی (مطالعه موردی: گندم­کاران شهرستان تربت­جام)

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 96-116

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.395458.2096

سپیده قاسمیان، آرش دوراندیش، محمد قربانی، فاطمه سخی

چکیده بیمه محصولات کشاورزی، روشی کارآمد برای کاهش ریسک فعالیت در این عرصه است که همواره درصدد بهبود و افزایش بهره‌وری اقتصادی بخش کشاورزی، از راه ترغیب کشاورزان به بیمه کردن محصولاتشان برآمده است. موفقیت و کارآیی آن به تمایل کشاورزان به بیمه‌ی محصولات بستگی دارد. با توجه به اهمیت بیمه محصولات کشاورزی در کاهش خطرپذیری و تثبیت درآمد کشاورزان، این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای بیمه محصول گندم آبی کشاورزان شهرستان تربت‌جام پرداخته است. این پژوهش از طریق روش اسنادی و پیمایشی با تکمیل پرسشنامه و روش‌نمونه‌گیری در دسترس از 198 نفر از گندمکاران این شهرستان در سال زراعی1400-1399 انجام و با بهره‌گیری از الگوی لاجیت دوگانه تحلیل شد. براساس اطلاعات اخذ شده از جهاد کشاورزی شهرستان تربت‌جام، تعداد 72 نفر از کشاورزان مورد نمونه اقدام به بیمه محصول گندم آبی کرده‌اند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اجتماعی-اقتصادی شامل سطح تحصیلات، سطح‌زیرکشت گندم آبی، سال‌های سابقه مواجه شدن مزرعه با خطر، پرداخت به موقع غرامت توسط صندوق بیمه محصولات کشاورزی و کامل بودن سطح پوشش اثر منفی و از سوی دیگر، متغیرهای میزان درآمد حاصل از فروش گندم آبی، داشتن منابع درآمدی غیر از گندم آبی و فاصله تا دفتر بیمه از محل سکونت کشاورزان اثر مثبت بر احتمال کاهش تقاضای بیمه توسط کشاورزان گندم‌کار شهرستان تربت‌جام دارند. به منظور اتخاذ تدابیر لازم برای کاهش زیان‌دهی کشاورزان و بیمه کشاورزی، مناسب است که طبقه‌بندی ریسک‌های مختلف کشاورزی بر حسب مناطق و بیمه‌گذاران توسط صندوق بیمه محصولات کشاورزی در چارچوب استانی و منطقه‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی کارایی هزینه‌ و زیست‌محیطی نهاده‌گرا در مزارع گندم دشت لیشتر: کاربرد اصل تعادل مواد (MBP ) و تحلیل پوششی داده‌ها

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 117-136

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.367291.2058

فاطمه معززی، سعید یزدانی

چکیده امروزه جهت تأمین امنیت غذایی و پاسخ به تقاضای روز افزون ناشی از رشد جمعیت، اکثر کشورها و از جمله ایران به تولید گندم توجه ویژه دارند. اتخاذ سیاست‌های انگیزشی دولت‌ها جهت افزایش تولید این محصول، زمینه استفاده گسترده‌‌ی نهاده‌های مختلف تولید، از جمله کودهای شیمیایی که امکان آلودگی خاک و آب را دارد به دنبال داشته است. افزایش این آلودگی‌ها موجب تغییر نگرش در زمینه‌ی تولید غذا شده است. از مهم‌ترین این نگرش‌ها، تولید پایدار غذای کافی در کنار توجه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. بنابراین جهت رسیدن به این هدف، بهینه‌سازی و افزایش کارایی زیست‌محیطی و هزینه در مصرف نهاده‌های کود شیمیایی ضروری است. بدین منظور این مطالعه به بررسی کارایی هزینه و کارایی زیست‌محیطی گندمکاران شهرستان گچساران با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها پرداخته است. داده های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و تکمیل پرسشنامه از کشاورزان روستاهای دشت لیشتر شهرستان گچساران در سال 1398 بدست آمد. نتایج نشان داد متوسط کارایی هزینه تحت فرض بازده ثابت به مقیاس و بازده متغیر به مقیاس به ترتیب 536/0 و 662/0 و میانگین کارایی زیست‌محیطی تحت فرض بازده ثابت به مقیاس و بازده متغیر به مقیاس به ترتیب 569/0 و 691/0 است. بنابراین امکان کاهش هزینه تولید و عدم کارایی زیست‌محیطی به میزان قابل توجهی برای کشاورزان با بهبود در کارایی فنی نیز وجود دارد. لذا توصیه می‌شود در کنار آموزش کشاورزان در استفاده‌ی بهینه از نهاده‌های شیمیایی، دولت می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های حمایتی، گندمکاران را به سمت کشت و تولید ارگانیک این محصول سوق دهد تا ضمن تأمین درآمد آنان، محصول سالمتری به دست مصرف‌کنندگان برسد و عملکرد زیست‌محیطی آنها را بهبود بخشد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 463-478

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350924.2037

مینا صالح نیا، محسن رفعتی

چکیده یکی از اقداماتی که در زمینه مدیریت بحران دریاچه ارومیه قابل انجام است، سنجش آثار خشکی دریاچه بر درآمد روستاییان حوضه می‌باشد. سنجش آثار در ابعاد محلی، به دلیل شناسایی میزان توانایی نواحی درگیر با بحران‌های محیطزیستی برای مقابله با آنها، دارای اهمیت است. همچنین، استفاده از نتایج سنجش این عامل مهم، می‌تواند سبب اتخاذ سیاست‌های معیشتی متناسب با کاهش آسیب‌پذیری و افزایش توان سازگاری شود. در همین راستا، مطالعه حاضر نقش عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه را با استفاده از کاربرد داده‌های پانل در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان مورد بررسی قرار داد. بهره‌گیری از داده‌های بازه زمانی سال‌های 98-1385 و برآورد مدل با استفاده از رویکرد اثرات ثابت نشان داد متغیرهای درصد شاغلین جمعیت فعال روستایی، مساحت اراضی زیر کشت آبی، سطح تراز دریاچه ارومیه، و میزان بارش به ترتیب بیشترین تاثیرات مثبت را بر درآمد واقعی سالانه روستاییان دارند؛ به طوری که به ازای یک درصد افزایش در مقدار هر یک از این متغیرها، درآمد واقعی به ترتیب 269/0، 186/0، 074/0 و 006/0 درصد افزایش خواهد یافت. ایجاد زمینه‌های حمایتی و ارائه تسهیلات بانکی کم بهره برای احداث گلخانه و سرمایه‌گذاری در امور مشاغل غیرکشاورزی جهت تنوع بخشی به منابع درآمدی و معیشتی روستاییان، گسترش و ترویج مکانیزاسیون و استفاده از تکنولوژی‌های نو در بخش کشاورزی جهت کاهش هزینه‌ها و کاهش سطح مصرف آب، تجهیز اراضی با سیستم آبیاری نوین، و تسریع در اتمام پروژه‌های مصوب ستاد احیای دریاچه از پیشنهادات مطالعه حاضر می‌باشد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچه‌سازی اراضی زعفران در روستاهای قاینات (با رهیافت لاجیت ترتیبی تعمیم‌یافته)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 309-324

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.342077.2021

علیرضا کرباسی، سید مهدی حسینی، امیر دادرس مقدم، حمیده حمیده پور

چکیده زعفران یکی ازمحصولات  استراتژیک بخش کشاورزی در استان خراسان جنوبی است که رتبه دوم تولید در کشور را داراست و جایگاه ویژه­ای در صادرات غیر نفتی کشور دارد اما متاسفانه پراکندگی اراضی زعفران در مناطق روستایی و وجود واحدهای خرده مالکی در روستاها ضمن افزایش هزینه­ها و کاهش تولید محصول، بکارگیری تکنولوژی نوین و اجرای طرح­های آبیاری مدرن را با مشکل مواجه ساخته است و میزان سود، بهره­وری و بازدهی تولید زعفران­کاران مناطق روستایی را کاهش داده به طوری که در سال‌های اخیر بسیاری زعفران­کاران اراضی زعفران را به تدریج به کشت سایر محصولات اختصاص داده­اند. استراتژی یکپارچه­سازی اراضی دارای اهمیت فراوان از لحاظ اقتصادی و کشاورزی می­باشد. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچه­سازی اراضی توسط زعفران­کاران قاینات در مناطق روستایی استان خراسان جنوبی می­باشد. در این پژوهش با استفاده از نمونه­گیری تصادفی در سال 1400 از 12850 بهره بردار در منطقه قاینات 120 زعفران­کار( با سطح معنی داری 1درصد) انتخاب شده است. در پرسشنامه تکمیل شده، اراضی از لحاظ اندازه به سه سطح مزارع کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس تقسیم­بندی شد. نتایج نشان داد که اثرات نهایی متغیرهای تعداد افراد خانوار، فناوری و ابزار جدید، دانش روش­های نوین تولید، وجود ریسک و مخاطره در تولید و تولید محصول بر یکپارچه­سازی اراضی زعفران­کاران در دو سطح اراضی متوسط و بزرگ مؤثر بوده است. در اراضی سطح 2 با مقیاس متوسط (بین 3 تا 5 هکتار) متغیرهای تولید محصول، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید زعفران بر استفاده از اراضی متوسط مقیاس به ترتیب دارای تأثیر منفی، منفی و مثبت معنادار بوده است و همچنین در اراضی سطح 3 (بزرگ مقیاس)، تأثیر دو متغیر تعداد افراد خانوار و وجود ریسک و مخاطره در تولید زعفران بر یکپارچه­سازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس منفی و معنادار بوده و سه متغیر تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید زعفران به ترتیب با اندازه 003/0، 16/0 و 06/0 اثر مثبت و معناداری بر یکپارچه‌سازی اراضی روستایی و یا استفاده از اراضی بزرگ مقیاس می­گذارد. بنابراین با افزایش تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید شرایط برای یکپارچه­سازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس بهتر فراهم می­گردد. بنابراین پیشنهاد می­شود که با آگاهی و اطلاع­رسانی زعفران­کاران به فناوری و ابزار جدید و همچنین با آموزش و کسب دانش تخصصی بیشتر در زمینه تولید زعفران، کشاورزان تمایل بیشتری به یکپارچه­سازی اراضی در مناطق روستایی داشته باشند.

اقتصاد کشاورزی

تعیین مهمترین عوامل اکولوژیکی موثر بر پراکنش درختچه سماق جهت اشتغال‌زایی بهره‌برداران مراتع شهرستان مشهد

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 221-231

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.388008.2092

جواد طیرانیان کریمیان، جلیل فرزدامهر، رضا یاری

چکیده با توجه به اهیمت اقتصادی و دارویی گونه سماق؛ هدف از تحقیق حاضر تعیین مهم‏ترین عوامل اکولوژی موثر بر پراکنش و رشد این گیاه در رویشگاه‌های طبیعی آن در مراتع شهرستان مشهد می‌باشد. نمونه‌برداری به روش سیستماتیک - تصادفی و تعداد 3 ترانسکت در هر رویشگاه و در طول هر ترانسکت 10 پلات و در هر پلات پارامترهای پوشش گیاهی اندازه‌گیری شد. خصوصیات خاک از پلات ابتدایی و انتهایی هر ترانسکت نمونه‌برداری انجام گرفت. تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم افزار R و آزمون تجزیه واریانس انجام گردید. برای تعیین عوامل محیطی موثر بر پراکنش عوامـل محیطـی از روش آنالیز مؤلفه‌های اصلی (PCA) استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که فاکتورهای درصد شن، رس، سیلت و بافت خاک و هم‏چنین فاکتورهای درصد و جهت شیب اختلاف معناداری وجود ندارد و در کل این 6 فاکتور به‏‎عنوان مهم‏ترین عوامل اکولوژیکی موثر در پراکنش گونه سماق می‌باشد. بیش‏ترین جهت پراکنش گونه جهت‌های شرقی و جنوب‌شرقی، بافت خاک لومی، درصد شیب بین شیب‌های30 تا 37 درصد و درصد شن خاک بین 42 تا 46 درصد، درصد سیلت خاک بین 37 تا 44 درصد و درصد رس خاک بین 13 تا 19درصد می‌باشد. بین فاکتورهای ارتفاع از سطح دریا، متوسط بارندگی سالانه، هدایت‌‏الکتریکی (Ec)، کربن‌آلی، فسفر، پتاسیم، آهک، اسیدیته، دمای متوسط سالانه، دمای ماکزیمم و مینیمم سالانه در بین رویشگاه‌های مورد بررسی در سطح یک درصد اختلاف معناداری وجود دارد؛ به‌عبارتی دیگر این عوامل در بین رویشگاه‌های مورد بررسی اختلاف دارند و باعث تفکیک رویشگاه‌های گونه شده‌اند.

اقتصاد کشاورزی

نقش آمیخته های بازاریابی در جذب سرمایه گذاری خارجی در راستای توسعه اقتصاد روستایی ( مطالعه موردی: خراسان رضوی)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 541-554

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.325305.1999

علی رسولیان، حسین حکیم پور، مهدی محمودزاده

چکیده مطالعات نشان داده است که سرمایه گذاری مستقیم خارجی، اثرات قابل توجهی روی متغیرهای کلان اقتصادی ازجمله افزایش درآمد مالیاتی، نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی، نرخ ارز، افزایش رشد اقتصادی، افزایش سطح اشتغال، کاهش واردات و توسعه صادرات دارد. در این میان اقتصاد مناطق روستایی به دلیل سهم بالا در اشتغال و وجود ظرفیت های فراوان در صنایع تبدیلی و تکمیلی نقش مهمی در جذب سرمایه های خارجی ایفا می کند. در ایران، خراسان رضوی یکی از استان های پیش رو در جذب سرمایه گذاری خارجی با توجه به پتانسیل های منحصر به فرد آن به خصوص در مناطق روستایی و مناطق دارای رویکرد کشاورزی صنعتی می باشد. این مطالعه بر آن است تا به بررسی نقش آمیخته های بازاریابی بر جذب سرمایه گذاری خارجی در روستاها و بخش های اقتصادی مستعد جذب سرمایه در خراسان رضوی بپردازد. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 30 نفر از کارشناسان و نخبگان اقتصادی در دستگاه های دولتی و بخش خصوصی با تاکید بر دستگاه های استانی مرتبط با حوزه اقتصاد روستا و دانشگاهی و سایر اطلاعات لازم از تعداد 25 شرکت فعال در حوزه های مرتبط با تولیدات روستایی در این زمینه به روش نمونه گیری در دسترس در سال 1400 جمع آوری گردید. به منظور دستیابی به هدف مطالعه از الگوی اقتصادی لاجیت ترتیبی و الگوی تحلیل شبکه ای استفاده گردید. نتایج نشان داد که سابقه فعالیت شرکت در جذب سرمایه گذاری، تحصیلات مدیر ارشد یا عامل شرکت، هزینه های تبلیغات، تحقیق و توسعه در سال، آمیخته های بازاریابی، استراتژی های بازاریابی و تضمین امنیت سرمایه گذاری در جذب سرمایه های خارجی توسط شرکت ها اثر گذار هستند. هر چند که شاخص های کلان اقتصادی و رفتارهای حاکمیتی دولت و سیاست های آن نیز اثر گذاری زیادی دارد. در پایان آمیخته های بازاریابی به منظور جذب سرمایه گذاری خارجی اولویت بندی گردید.

اقتصاد کشاورزی

تخصیص بهینه منابع آب بخش کشاورزی بین محصولات منتخب مناطق روستایی سیستان

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 393-410

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.323673.1994

زهرا غفاری مقدم، ابراهیم مرادی، محمود هاشمی تبار، علی سردار شهرکی

چکیده بحرانی بودن وضعیت منابع آبی مناطق خشک و نیمه خشک ایران به‏خصوص منطقه سیستان، روند توسعه پایدار در این منطقه با مشکل جدی مواجه نموده است. عدم توجه کافی به مدیریت بهینه منابع آب کشاورزی و تداوم استفاده از برخی شیوه‏های نادرست فعلی یکی از عوامل اصلی دست نیافتن به توسه پایدار کشاورزی و روستایی است. در این مطالعه سعی شده است تا با مدیریت بهینه آب رودخانه هیرمند در بخش کشاورزی کمکی جهت توسعه بخش کشاورزی و روستایی مناطق سیستان انجام شود. که برای این منظور از تئوری بازی‏ها، جهت تخصیص آب، بین اراضی کشاورزی مناطق روستایی سیستان در سال 1398-1399 استفاده شده است. جهت اجرای بازی از الگوریتم فراابتکاری استفاده شد که ترکیبی از الگوریتم ژنتیک پویا و روش برنامه‏ریزی فازی می‏باشد. نتایج نشان داد استفاده از مدل پیشنهادی می‏تواند منجر به تخصیص کارا و عادلانه آب بین مناطق تحت آبیاری و محصولات مختلف شود به طوریکه حداکثر سود از این تخصیص حاصل خواهد شد و با افزایش راندمان آبیاری از 35 به 50 و 70 درصد مقدار سود کل از 314810 به 544390 و 896050 میلیون ریال به ترتیب افزایش می‏یابد. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد می‏شود محصولات پربازده مانند پیاز و خربزه جایگزین محصولاتی با بازدهی پایین‏تر مانند گندم و جو شود. و همچنین با توجه به بحران آبی منطقه سیستان، از نتایج مدلسازی بازی استاکلبرگ ‏در این مطالعه می‏توان برای تخصیص بهینه آب در منطقه سیستان استفاده نمود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی موانع و دلایل عدم استفاده روستاییان از پل عابر پیاده

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 245-258

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.286953.1946

فاطمه رستگاری پور، بهاره رضازاده

چکیده حفظ جان انسان‌ها در کنار فراهم آوردن سهولت در رفت و آمد یکی از اهداف مهم فرآیندهای مهندسی در امر ترافیک است. عابرین پیاده از مهم‌ترین ارکان ترافیکی هستند، لذا وسائل نقلیه و عابرین پیاده اصلی‌ترین اهداف برای سیاست‌گذاری درحوزه‌ ترافیک محسوب می‌شوند. هدف اساسی از انجام این پژوهش تحلیل عوامل اثرگذار برعدم تمایل گروه‌های مختلف روستاییان به استفاده از پل‌های عابرپیاده است. این تحقیق از نظر ماهیت و هدف کاربردی است و روش تحقیق آن تحلیلی- توصیفی است. جمع‌آوری داده‌ها به روش پیمایش میدانی و مصاحبه حضوری با 380 نفر در سال 1398 با کاربرد روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی شده انجام گرفت. ابزار سنجش آن به صورت پرسش‌نامه‌ای می‌باشد. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری Eviews و مدل لاجیت استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از مهم‌ترین عواملی که بر عدم تمایل روستاییان به استفاده از پل‌هوایی در بخش افراد دارای تحصیلات دانشگاهی مؤثر است ارتفاع پله‌ها، ترس از ارتفاع، جریمه یا تشویق، تمایل به ایجاد پله برقی و ایجاد معبر وسط خیابان می‌باشد. در بخش استفاده‌کنندگان عمومی جنس و تعداد پله‌ها، عدم آگاهی افراد و تماسل به احداث زیرگذر بر عدم استفاده از پل هوایی عابر پیاده مؤثر است. این عوامل در بخش دانش‌آموزان شامل شیب و ارتفاع پله‌ها، جریمه یا تشویق، تمایل به ایجاد پله برقی و اتلاف وقت می‌باشد. در این راستا استانداردشدن ارتفاع و شیب پله‌ها و ایجاد مانع وسط خیابان باعث می‌شود عموم روستاییان تمایل بیشتری برای استفاده از پل‌هوایی از خود نشان دهند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی نقش نوغانداری در اشتغال پایدار روستایی (مورد: روستاهای شهرستان نطنز)

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294158.1959

محمد ابراهیم محمدی مسعودی، حسن افراخته، حمید جلالیان

چکیده صنعت ابریشم، نقش مهمی در ترغیب سرمایه­گذاری در زیرساخت­ها، ایجاد درآمد برای دولت و اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم در سراسر کشور داشته است. یکی از راهبردهای توسعه پایدار روستایی توسعه و گسترش صنایع در نواحی روستایی است. صنعت نوغانداری در کشور ایران به دو شکل صنعتی و سنتی وجود دارد که سهم بخش سنتی در این حرفه بیش از 70 درصد است که در حال حاضر در روستاهای شهرستان نطنز واقع در استان اصفهان به عنوان یک شغل اصلی در میان ساکنان این منطقه رایج است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه­ی آماری تحقیق، 1050 نوغاندارشهرستان نطنز در ده روستای بهره بردار نوغان ،که شامل 372 خانوار بهره بردار هستند و  تعداد حجم نمونه به روش کوکران189 بدست آمد. در این پژوهش، برای تحلیل داده­ها از مدل تحلیل عاملی و آزمون پیرسون استفاده شده است. نتایج یافته­های نشان می­دهد که، مهمترین تأثیر پرورش کرم ابریشم، ایجاد اشتغال و انگیزه اقتصادی است. از نظر صرفه اقتصادی و وجود زیرساخت های اولیه مورد نیاز (36/18 درصد واریانس)، ارتقاء اجتماعی و بهبود کیفیت محصول (64/8 درصد واریانس) و در ادامه رعایت اصول کشاورزی پایدار که تأثیری است محیطی با (68/0 درصد واریانس) در مرتبه های بعدی اثرگذاری نوغانداری بر محیط روستایی و ساکنان  و فعالین این حوزه دارد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی رابطه بین ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی و نابرابری درآمدی در مناطق روستایی ایران

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 103-121

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.290936.1952

محمد کیانی ده کیانی، حامد نجفی علمدارلو

چکیده نابرابری درآمدی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که به سبب تأثیر آن بر جنبه‌های مختلف رفاه اقتصادی، تأمین امنیت غذایی و مسائلی که متعاقبا ایجاد خواهد شد مورد توجه جدی سیاستگذاران اقتصادی است. بنابراین هدف این تحقیق با توجه به اثرات متفاوتی که افزایش ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی بر توزیع درآمد دارند، بررسی رابطه‌ی بین افزایش ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی و نابرابری درآمد است. برای این منظور از رهیافت میانگین گروه‌های تلفیق شده (PMG) برای دوره زمانی 1393-1384استفاده شده‌است. نتایج نشان می‌دهد که اثرات افزایش ارزش افزوده بخش کشاورزی بر نابرابری درآمدی منفی است و در سطح زیربخش‌ها، در بلندمدت، کوتاه‌مدت و در مقاطع (استان‌ها) نتایج متفاوتی به دست می‌آید.بدین ترتیب آنچه که می‌توان از این نوع تحلیل‌ها نتیجه‌گیری نمود این است که اکیدا سیاست‌گذاری کلان برای همه‌ی زیربخش‌ها و همه‌ی استان‌های کشور به سبب تمایزاتی که دارند نمی‌تواند نتایج مشابه‌ای به دست دهد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد نگاه کلان‌بخشی نسبت به بخش کشاورزی تغییر نماید و نگاه کلان‌زیربخشی جایگزین آن شود. در ادامه نیز سیاست‌های توسعه‌ای متناسب با هر استان و بسته به ماهیت زیربخش‌های هر استان مورد توجه قرار گیرد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی کارآیی بازاریابی محصولات زراعی منتخب مزارع خانوادگی خرد روستایی مطالعه‌ی موردی (شهرستان باشت)

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 431-445

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.292208.1955

محمدصادق قلی پور، احمد عابدی سروستانی، رامتین جولایی

چکیده اهمیت بازار برای محصولات کشاورزی به اندازه تولید محصول مهم می­‌باشد. این در حالی است که بازاریابی همواره یکی از مشکلات مهم کشاورزان خرده‌پا و خانوادگی بوده است. پژوهش توصیفی-پیمایشی حاضر به بررسی کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی مزارع خانوادگی خرد روستایی پرداخته است. جمعیت مورد مطالعه شامل 2000 کشاورز خانوادگی شهرستان باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد بود که با استفاده از جدول گرجسی و مورگان تعداد 322 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد که روایی آن از طریق مراجعه به اساتید دانشگاه و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی مزارع خانوادگی برابر 5/2 است. به عبارتی به ازای یک واحد افزایش در هزینه­های محصول، قیمت آن 5/2 واحد افزایش می­یابد که این مسئله  به نفع تولیدکننده و به ضرر مصرف‌کننده می‌باشد. این در حالی است که با افزایش سطح تحصیلات، درآمد سالانه از کشاورزی، تعداد کارگر، خدمات زیربنایی و مالی، کارآیی بازاریابی محصولات افزایش می‌یابد. همچنین افزایش اندازه زمین ملکی، با مقدار عددی کارآیی بازاریابی رابطه عکس دارد. به عبارت دیگر با افزایش اندازه زمین ملکی مقدار عددی کارآیی بازاریابی، کاهش می­یابد. با افزایش هزینه سالانه کشاورزی نیز مقدار کارآیی بازاریابی کاهش می­یابد. البته این کاهش تا آن­جا مطلوب است که به عدد یک برسد. نتایج نشان داد که کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی زارعان باسواد و همچنین کشاورزانی که دارای اندازه زمین زراعی بیش از 5/1 هکتار بودند، بیش از سایر کشاورزان بود. در مجموع، فقط 3/0 درصد از کشاورزان دارای بازاریابی با کارایی مطلوب (برابر یک) بودند و بیشترین کارآیی مربوط به مسیر تولیدکنندگان به عمده­فروشان بود. تشکیل تعاونی­های بازاریابی و ترویج الگوی کشت مناسب از پیشنهادات تحقیق حاضر برای افزایش کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی می‌باشد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر مصرف خانوارهای روستایی و شهری

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 447-459

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.244091.1869

فاطمه رستگاری پور، فاطمه مساحی، عزیزالله اربابی

چکیده  تغییر هزینه مصرفی خانوار در ایران یکی از مهم­ترین موضوعاتی است که از تغییرات اجتماعی و اقتصادی تأثیر پذیرفته است. توجه به مسئله تخصیص منابع محدود کشور و مدیریت جمعیتی الگوی مصرف خانوارهای کشور سبب شده تا بررسی تغییرات مصرف و عوامل مؤثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر پویایی جمعیت و میزان تأثیرات عوامل اقتصادی بر تغییرات مصرف خانوارهای روستایی و شهری می­باشد. به‌منظور نیل به اهداف این مطالعه از روش پانل دیتا با تکیه‌ بر اطلاعات درآمد و هزینه و مصرف خانوار طی دوره 1395-1385 استفاده‌ شد. نتایج مطالعه نشان داد متغیرهای بیکاری و تحصیلات رابطه معکوس با مصرف خانوار دارند بطوری­که با افزایش یک درصد در این متغیرها، مصرف خانوار به میزان 36/5 و 57/9 درصد کاهش می­یابد. همچنین متغیرهای جمعیت، درآمد و هزینه کل با مصرف خانوار رابطه مثبت دارند بطوری­که با افزایش یک درصد در این متغیرها، میزان مصرف به ترتیب به میزان 6/8 ، 06/0 و 05/0 درصد افزایش می­یابد. با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می­شود سیاست­گذاری­های مناسب توسط دولت در جهت افزایش اشتغال و افزایش درآمد خانوارها صورت پذیرد.

اقتصاد کشاورزی

مدل راهبردی (TOWS) توسعه صنعت ابریشم با تأکید بر نقش آن در توسعه روستایی

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 461-471

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.295202.1961

تکتم محتشمی

چکیده صنعت ابریشم با توجه به پتانسیل­ها و امکانات موجود خود می­تواند از طرق مختلف در محور توسعه قرار گیرد و نقشی راهبردی در توسعه روستایی ارائه نماید. در مطالعه حاضر، سعی شده راهبردهایی برای توسعه صنعت ابریشم در کشور ارائه شود تا از این طریق بتوان امکان توسعه به‌ویژه در بخش روستایی را فراهم آورد. برای این منظور نخست با استفاده از ادبیات موضوعی و مصاحبه با خبرگان این حوزه، 12 نقطه بیرونی و 11 نقطه درونی مشخص و اولویت‌بندی شد. در ادامه بر پایه یک مدل راهبردی (TOWS) استراتژی‌های توسعه این صنعت تعیین گردید. جامعه آماری این تحقیق متخصیص و خبرگان آشنا به عملیات و محیط داخلی و خارجی این صنعت در سال 1397 بوده و تمامی اطلاعات جمع‌آوری‌شده از طریق اجماع قضاوت‌های 36 نفر از این متخصصان حاصل‌شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد، استراتژی بازسازی و تقویت ادغام نوغانداری در زنجیره ارزش ابریشم به‌عنوان بهترین راهبرد انتخاب می باشد. براین اساس، انجام اصلاحاتی ساختاری برای بهبود زنجیره ارزش این صنعت براساس بهبود کارایی، بهبود ارزش فرآورده های ابریشمی، ایجاد ارزش با توسعه محصولات جدید و مشارکت در توسعه پیشنهاد شده است.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر صنعت شیر روستاهای استان کرمان

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 487-500

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.300318.1972

مهدیه ساعی، پیروز شاکری، اصغر صالحی، صفت الله رحمانی

چکیده با توجه به وجود اقلیم‌های متفاوت، مناطقی از استان کرمان قابلیت مناسبی برای پرورش و نگهداری دام به‌ویژه در بخش‌های روستایی و عشایری دارد که سهم بزرگی در تأمین گوشت و فرآورده‌های لبنی مورد نیاز مردم داخل استان داشته و حتی به استان‌های همجوار نیز صادر می‌شده است. در سال‌های اخیر خشکسالی، بحران آب، از بین رفتن مراتع، قاچاق و بالا رفتن هزینه‌های نگهداری دام و غیره به این بخش استراتژیک آسیب زیادی وارد ساخته است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید صنعت شیر روستاهای استان کرمان از طریق تحلیل عوامل درونی و بیرونی بوده است. تحقیق حاضر از لحاظ نوع تحقیق کاربردی و از نظر روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی-توصیفی است. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه و برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و تحلیل SWOT استفاده شده است. نتایج نشان داد که "وجود تنوع اقلیمی در استان"مهم‌ترین نقطه‌ قوت و "عدم پرداخت به‌موقع قیمت شیر توسط صنایع" مهم‌ترین نقطه‌ی ضعف در صنعت شیر هستند. علاوه بر این "افزایش تقاضا برای شیر و محصولات لبنی" مهم‌ترین فرصت خارجی و "نوسانات و افزایش هزینه دام" مهم‌ترین تهدید خارجی برای صنعت شناخته شدند. همچنین بر اساس یافته‌های مطالعه، در صنعت شیر روستاهای استان کرمان نقاط ضعف و تهدید از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و در شرایطی قرار دارند که سیستم می‌تواند با کمک استراتژی تدافعی در جهت کاهش ضعف‌ها و تهدیدات عمل نماید.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی مقایسه‌ای کارایی فنّی و بازدهی نسبت به مقیاس واحدهای پرورش مرغ گوشتی(مطالعه موردی: شهرستان های بیرجند و درمیان)

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 339-352

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.291257.1953

محمدرضا بخشی، سیدهمایون فرهنگ فر، پویان مالکی نژاد

چکیده تجزیه و تحلیل کارایی فنی واحدهای مرغداری گوشتی جهت بهره گیری مطلوب و اقتصادی از منابع موجود ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقایسه کارایی فنّی واحدهای پرورش مرغ گوشتی شهرستان های بیرجند و درمیان در سال 1398 انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین و داده‌های مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 201 واحد مرغداری گوشتی فعال در شهرستانهای بیرجند و درمیان با روش نمونه گیری تصادفی جمع‌آوری گردید. روش تحلیل فراگیر داده‌ها(DEA) جهت تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین کارایی فنّی مرغداران شهرستان های بیرجند و درمیان با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس به ترتیب 93 و 88 درصد و با فرض بازده متغیّر نسبت به مقیاس به ترتیب برابر با 95 و 93 درصد بود که از لحاظ آماری تفاوت معنادار می‌باشد(p<0/05). ظرفیت ارتقای تولید و کارایی در مرغداری های شهرستان درمیان بیشتر از شهرستان بیرجند بوده و به ترتیب برابر7/11 و 7 درصد برآورد می‌شود. همچنین میانگین کارایی مقیاس و کارایی فنی واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند بیشتر از شهرستان درمیان می‌باشد که این اختلاف معنادار از یک سو نشانگر مدیریت بهتر استفاده از منابع در واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند و از سوی دیگر نشان دهنده پتانسیل افزایش تولید و کارایی واحدهای مرغداری شهرستان درمیان می‌باشد و لذا می‌توان بدون تغییر تکنولوژی تولید و از طریق ترویج عوامل تکنیکی و مدیریّتی از کارآترین واحد‌های مرغداری به واحدهای با کارایی پایین، شکاف بین واحدهای مرغداری گوشتی شهرستان درمیان با واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند را کاهش داد.