تحلیل موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی در نواحی روستایی استان کندز- افغانستان
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.469115.2186
محمد آصف شایق، خلیل کلانتری، حجت ورمزیاری، علی اسدی، رحمت الله عاطفی
چکیده تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی در مناطق روستایی به عنوان کلیدی برای تقویت تابآوری و توسعه پایدار این جوامع تلقی میشود. این رویکرد نهتنها به کاهش وابستگی به یک یا چند منبع درآمد خاص میانجامد، بلکه با گسترش دامنه فعالیتهای اقتصادی، فرصتهای شغلی متنوعی را برای ساکنان روستاها فراهم میآورد. در همین راستا، مطالعه پیمایشی حاضر، در سال 1400 و با هدف شناسایی و تحلیل عمدهترین موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، تمامی سرپرستان خانوارهای روستایی استان کندز بود. در این پژوهش حجم نمونه، با استفاده از نرمافزار G*Power، 188 نفر تعیین و نمونهگیری، به روش خوشهای انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه و روش تکمیل آن، مصاحبة حضوری بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بهترتیب موانع شکاف شهری-روستایی و ریسکپذیری پایین روستائیان با تبیین واریانس (24.52 درصد)، ضعف آموزشی (15.75)، عدم تدارک فناوری و کالاهای عمومی (12.5) و موانع مهارتی و تخصصی (7.85)، توانستند 6/60 درصد واریانس موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی در روستاهای استان کندز را تبیین نمایند. مطالعه حاضر در مقایسه با تحقیقات قبلی توانست موانع عینیتری را در خصوص تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی ارائه دهد. شایان ذکر است که تحقیقات قبلی، موانع مذکور را در ابعاد کلی اجتماعی، زیرساختی، مدیریتی، محیطی و اقتصادی جمعبندی کردهاند. از جمله موانع اساسی که به صورت عینی شناسایی شده است، ریسکپذیری پایین روستائیان است که مانع ورود ایشان به مشاغل نوین روستایی میشود. لذا مسئولان امر، باید ادراک ریسک روستائیان را از طریق حمایت از ارائه خدمات توسعه کسبوکار مورد نیاز کسبوکارهای نوین و نیز حمایت مالی یا سرمایهگذاری در دوره گذار کاهش دهند. مطالعه حاضر، فراوری محصولات کشاورزی، خیاطی و قالیبافی را بهعنوان مهمترین فرصتهای شغلی جدید شناسایی کرد که باید در تدوین راهبردهای تنوعبخشی شغلی روستایی مد نظر قرار گیرند.
بررسی اثرات اجتماعی – اقتصادی پروژههای منابع طبیعی در حوزههای روستایی شهرستان رُشْتْخوار از دید ذینفعان
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.535864.2245
زهرا صبوری، مریم آذرخشی، مهدی بشیری
چکیده در پژوهش حاضر اثرات اقتصادی و اجتماعی اجرای پروژههای آبخیزداری در 6 حوزهی روستایی شهرستان رشتخوار بررسی شده است. شهرستان رشتخوار با مساحت4360 کیلومتر مربع در جنوب استان خراسان رضوی قرار گرفته است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار برآورد شد. نمونهگیری در سال 1402 به روش تصادفی ساده انجام شد. اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی با 60 سوال در قالب یک پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و با استفاده از نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین امتیازات بهره-برداران منابع طبیعی رشتخوار به اثرات اجرای پروژههای آبخیزداری به ترتیب مربوط به کاهش خسارات مالی سالانه سیل در منطقه و کاهش هزینه تولید کشت آبی، با میانگین 08/4 و 53/1 و انحراف معیار 25/0 و 65/1 میباشد. عوامل تاثیرگذار بر ارزیابی اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی، به 6 مولفه رفاه، آموزشی و آگاهی، مشارکت و فرهنگسازی، مهاجرت، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم دستهبندی شد. نتایج نشان داد که اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی به ترتیب در مولفههای مشارکت و فرهنگسازی با میانگین 43 و مهاجرت با میانگین 17، بیشتر و کمتر از سایر مولفهها میباشد. همبستگی بین میزان تحصیلات با مولفههای تحقیق مثبت و در سطح 1% معنی-دار است. بنابراین با افزایش میزان تحصیلات، سطح مولفههای تاثیرگذار بر پروژههای منابع طبیعی و آبخیزداری مانند رفاه، آموزش و آگاهی، مشارکت و فرهنگسازی، مهاجرت از روستا، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم نیز افزایش مییابد. رابطه بین سطح رفاه و تاثیر مولفه آموزش و آگاهی در پروژه های منابع طبیعی با تعداد افراد خانواده نشان داد، خانواده های پرجمعیت نسبت به خانواده های کم جمعیت در سطح معنیداری 1% ارزیابی مثبتتری داشتهاند. همچنین این افراد، ارزیابی بهتری از اثرات پروژههای منابع طبیعی بر درآمدزایی مستقیم و غیر مستقیم نسبت به خانوادههای کم جمعیت دارند. در خانوادههای کم جمعیت میزان مشارکت و فرهنگسازی نسبت به خانوادههای پر جمعیت از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و این افراد تمایل کمتری به مهاجرت نسبت به خانوادههای پر جمعیت دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میگردد از ظرفیتهای جوامع محلی و ذینفعان در مراحل مطالعه، مکانیابی، اجرا، و نگهداری طرحها و پروژهها استفاده گردد.
مدلی برای حکمرانی توسعه و کاربردپذیری فناوریهای نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475035.2191
اکبر فروزش، احمد رضا کسرایی، رضا دین پناه، مهدی چرمچیان لنگرودی
چکیده فناوریها کارآمدترین عامل ارتقای بازدهی و اثربخشی دیگر منابع تولیدی هستند و. متولیان حوزه فناوری، در سالهای اخیر تلاش نمودهاند، مسیر رشد و توسعه فناوریهای نوظهور در جامعه هدف را با اتکا بر کارکردهای حکمرانی، هموار کنند. این پژوهش با هدف تدوین مدل حکمرانی مناسب برای توسعه فناوریهای نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران، به روش پیمایشی و با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری تحقیق، 456 نفر از کنشگران فناوریهای کشاورزی بودند که به استناد جدول مورگان و کرجسی، 314 نفر از آنها به روش نمونهگیـری تصادفـی طبقهای در سراسر کشور مورد پیمایش قرار گرفتند. جمعآوری دادهها توسط پرسشنامهای انجام گرفت که روایی شکلی آن از طریق روایی همگرا و واگرا و نظر سنجی از متخصصین، و پایایی آن با بررسـی بـرازش مـدل پژوهش، محاسبه واریانس استخراج شده و پایایی ترکیبی، تائید شد. ضریب همبستگی پیرسون (451/0 < rs < 131/0) نشان داد میان شاخصهای حکمرانی برای توسعه فناوریهای نوظهور، رابطه مثبت و معنیداری در سطح 99 درصد وجود دارد و بررسی روابط بین متغیرهای مکنون و متغیرهای آشکار و محاسبه بارعاملی نشان داد ؛ شاخصهای توجه به پایداری در تولیدات روستایی و کشاورزی( 808/0)، شفافیت برنامهها و سیاستها (786/0)، آیندهنگری (773/0)، قانونمندی (770/0) و توسعه امور زیربنایی در مراکز تولیدی – روستایی (764/0)، بیشترین تاثیر را در مدل حکمرانی تدوین شده دارند. بـرازش کلـی مدل تحقیـق برپایه شـاخص GOF برابر با 586/0 بهدست آمد و اعتبار مدل هم از طریق پانل خبرگان تائید شد. بنابراین نظر بهسرعت بالای توسعه فناوریهای نوظهور کشاورزی در کشورهای صنعتی، شایسته است نظام سیاستگذاری روستایی کشورمان با عزم و اراده ملی به موضوع تعامل بین نهادهای تاثیرگذار در توسعه واحدهای کشاورزی فناورانه در مراکز تولیدی- روستایی توجه نموده و از طریق برنامههای آموزشی و ترویجی و تدوین سیاستهای حمایتی مشخص در جامعه هدف، نسبت به معرفی قابلیتها و ظرفیتهای کشاورزی فناورانه، مدرن و پیشرفته در موضوع توسعه فناوری اهتمام ورزد.
راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاههای روستایی پیراشهری مورد مطالعه: ناحیه شهریار
دوره 12، شماره 3، پاییز 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.543740.2249
سمیه عزیزی، فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، احمد خلیلی
چکیده معمولاً در برنامهریزی تمرکز صرف بر جنبههای اقتصادی، ضعف در توجه به برنامههای بلندمدت، تکیه بر برنامههای توسعه سطحی و ... باعث شده که تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی کلان جهانی و ملی که میتوانند به بازساخت فضاهای روستایی کمک کنند، نادیده گرفته شوند. عدم پیشبینی این تحولات و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای کاهش تأثیرات منفی آنها، بر چالشهای موجود در روستاها افزوده است. این مسئله نیاز به یک رویکرد جامع و پایدار در برنامهریزی روستایی را بیشازپیش نمایان میکند. راهبرد پابرجا راهبردی است که با وجود موانع، غافلگیریها و خطاهای پیشبینی نشده، همچنان کارآمد است. هدف پژوهش حاضر تدوین راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاههای روستایی ناحیه شهریار با رویکرد آیندهنگاری است. این تحقیق تحلیلی-اکتشافی و با استفاده از روششناسی کیفی انجام شده است. به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیتها از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحثهای گروهی استفاده شد. دادهها با نرمافزارهای اطلس تی آی (برای کدگذاری)، میکمک (برای اولویتبندی و امتیازدهی عوامل پیشران و تحلیل اثرات متقابل این عوامل) و سناریوویزارد (برای طراحی سناریوها) تحلیل شدند. با توجه به یافتهها مبتنی بر پیشرانها، میتوان سه سناریو توسعه فضایی پایدار، شکننده و ناپایدار برای آینده سکونتگاههای روستایی ناحیه شهریار متصور شد. بر اساس سناریوهای ارائه شده، راهبردهای بهینهسازی بهرهبرداری از منابع طبیعی - بومشناختی متناسب با خدمات اکوسیستم فضای کلانشهری، بسترسازی پراکنش بهینه جمعیت در گستره فضایی، سامان بخشی به فضای کسب و کار در فضای کلانشهری، توسعه پیوندهای بخشی و بین بخشی در سطوح منطقهای، ملی و جهانی، سازماندهی نظام کاربری اراضی فضای کلانشهری، توسعه زیرساختهای سخت و نرم در فضای کلانشهری، اصلاح و توسعه سازمان فضایی غیرمتمرکز چندمرکزی در فضای کلانشهری، حکمروایی یکپارچه سرزمینی فضای کلانشهری و اصلاح و توسعه ساختارهای حقوقی - نهادی در فضای کلانشهری، پیشنهاد شده است که در شرایط مختلف امکان اجرایی شدن دارند.
آیندهپژوهی پیشرانهای کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی شهر زاهدان
دوره 12، شماره 3، پاییز 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.476095.2194
ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی
چکیده مطالعات کارآفرینی روستایی نشان میدهند که موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی عمدتاً تحت تاثیر پیشرانهای کلیدی مختلفی قرار دارد. شناسایی آنها با رویکرد آیندهنگر از منظر بهرهبرداری از فرصتها لازم است. زیرا شناسایی آنها چشمانداز پایدار آتی کارآفرینی روستایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی نشان میدهد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به واکاوی پیشرانهای کلیدی فردی و محلی موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد آیندهپژوهی در سال ۱۴۰۳ پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل کارآفرینی روستایی و مدیران کسب و کارهای روستایی در شهر زاهدان بوده است. به استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری دادهها و اطلاعات از پرسشنامه تاثیرات متقابل آینده-پژوهی و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات از مدل ساختاری و نرمافزار میکمک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که ثروت خانوادگی (یعنی تقسیم داراییها به فرزندان؛ وراثت) با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، سرمایهگذاری شخصی در کارآفرینی با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، نقش فرهنگ روستایی در شروع و راهاندازی کسب و کار (11+)، دریافت کمکهای مالی از طریق وام (5+)، توانایی و انگیزه فردی در شروع کارآفرینی (4+)، استفاده از ارزشهای فرهنگ روستایی برای کارآفرینی (4+)، برخورداری از مهارتهای شروع کارآفرینی (3+) و آموزش در خصوص شروع و مدیریت کسب و کارها با مقدار اثرگذاری خالص (3+) مهمترین پیشرانهای کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی در مناطق روستایی شهرستان زاهدان میباشند. در این مطالعه پیشنهاد میشود برای سهولت دسترسی کارآفرینان روستایی یک فضای حمایتی در روستاهای منطقه مورد مطالعه ایجاد شود. به طور مثال، با ایجاد یک صندوق تخصصی برای کارآفرینان روستایی میتوان مشکلات و چالشهای مالی آنان را تا حدودی رفع کرد. نهایتاً لازم به توضیح است که نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، پیشرانهای موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی از منظر عوامل فردی و محلی بررسی و شناسایی شدهاند.
ارزیابی میزان موفقیت، موانع و محدودیتهای تعاونیهای مرتعداری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان خواف)
دوره 12، شماره 3، پاییز 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.408200.2121
محمد جمشیدی، جلیل فرزدامهر، مهدی بشیری
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان موفقیت سه تعاونی مرتعداری واقع در روستاهای برآباد، نگین بنیاباد و مهرآباد شهرستان خواف، عوامل مؤثر بر موفقیت و موانع و محدودیتهای آنها در سال 1398 انجام شد. بهمنظور انجام نمونهگیری از میان جامعه آماری اعضا تعاونیها از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای استفاده شد. مطالعه به روش پرسشنامه انجام شد و تعداد نمونهها 98 نفر شامل 80 نفر از اعضا تعاونی و 18 نفر از مدیران تعاونیها بودند. روایی و پایایی پرسشنامه با کسب نظر از متخصصان و مقدار میانگین ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر میزان موفقیت تعاونیهای مرتعداری ابتدا از ضرایب همبستگی پیرسون و مقدار کای اسکوئر استفاده شد. سپس با کمک رگرسیون گام به گام عوامل مؤثر استخراج شدند. همچنین بهمنظور مقایسه موفقیت تعاونیهای مرتعداری از دیدگاه دو گروه اعضا عادی و مدیران تعاونیهای مرتعداری از آزمون t استیودنت استفاده شد. برای اولویتبندی بین متغیرها، از آزمون فریدمن استفاده شد. افراد شرکتکننده در تحقیق، میزان موفقیت تعاونیهای مرتعداری شهرستان خواف با میانگین 26/4 در حد خوب گزارش شده است. از میان صلاحیتهای مدیریتی مورد مطالعه توانایی برقراری ارتباط مناسب و مؤثر با مرتعدارانهر دو با رتبه 4 بهعنوان اصلیترین صلاحیت مدیران تعاونیهای مرتعداری انتخاب گردید. بازدیدهای ترویجی، تماس با مروجان منابع طبیعی و کلاسهای آموزشی و ترویجی به ترتیب با رتبه 13/4، 98/3 و 95/3 سه فعالیت آموزشی و ترویجی هستند که بیشترین تاثیر را در موفقیت تعاونیها دارند. از میان عوامل اجتماعی- فرهنگی ارتباط فعال و مؤثر بین تعاونیهای مرتعداری و سطح تحصیلات مدیران تعاونی از جمله مهمترین عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر موفقیت تعاونی-های مرتعداری هستند. از میان کل عوامل مورد بررس عوامل مدیریتی و انجام فعالیتهای جانبی به میزان 60 درصد بیشترین تاثیر را بر موفقیت تعاونیها داشتند. نتایج اولویتبندی موانع و محدودیتهای نشان داد که عدم حمایت مؤثر دولت و دخالت به جای حمایت، ضعف و مشکلات مالی، اصلیترین موانع موفقیت این شرکتها هستند. پیشنهاد میشود برنامهای یکپارچه بهمنظور توانمندسازی مدیران تعاونیها اجرا شود.
وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگلهای زاگرس (مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان آبدانان)
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.481724.2198
روحالله نورمحمدی، نعمت اله شیری، علی مهدوی
چکیده نخستین گام در حفاظت از جنگلها، ارزیابی میزان وابستگی معیشتی مردم منطقه به جنگل و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگلهای زاگرس در نواحی روستایی شهرستان آبدانان واقع در استان ایلام در سال 1402 انجام شد. برای این منظور از پارادایم کمی و روش توصیفی- همبستگی بهره گرفته شد. جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی جمعیت فعال ساکن در نواحی روستایی شهرستان آبدانان بودند که با استفاده از جدول نمونهگیری بارتلت و همکاران، تعداد 209 نفر از آنان با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامهای محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از روش روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با استفاده از روش کودر- ریچاردسون (77/0 تا 80/0) به تأیید رسید. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه در قالب نرمافزار SPSS نسخۀ 26 بهره گرفته شد. یافتههای مطالعه نشان داد که اکثر (2/72 درصد) پاسخگویان در سطح متوسطی به جنگلهای زاگرس وابسته بودند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای تنوع منابع درآمدی (β=-0.34)، میزان داراییها (β=-0.27)، میزان درآمد (β=-0.24) و دسترسی به بازار فروش (β=0.16) پیش-بینیکنندههای وابستگی معیشتی روستاییان به جنگلهای زاگرس بودند؛ بهگونهای که مقدار ضریب تعیین برای این چهار متغیر بهصورت کلی برابر با 178/0 بود. باتوجهبه این یافتهها پیشنهاد میشود دولت با برنامهریزی و اجرای طرحهای حمایتی و اشتغالزا در روستاهای حاشیه جنگلها نسبت به بهبود وضعیت معیشت و درآمد مردم این نواحی و بالتبع افزایش درآمد و دارایی آنان بهمنظور کاهش وابستگی آنان به منابع جنگلی اقدام نماید. درواقع، نتایج این پژوهش ضمن پر کرد خلاء مطالعاتی در زمینه وابستگی معیشی جوامع روستایی به جنگلها، میتواند بهعنوان راهنمایی برای مدیریت و برنامهریزی بهتر وابستگی معیشتی جوامع روستایی به جنگلها مورد استفاده سیاستگذاران دولتی و خصوصی قرار میگیرد.
بررسی تقاضای غذا در ایران در بین خانوارهای روستایی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.416397.2132
محدثه توکلی، علیرضا کرباسی
چکیده در کشورهای درحال توسعه، سیاستهای یکاندازه برای همه افراد جامعه، اغلب به آسیب رساندن به اقشار فقیر و آسیبپذیر منجر میشود. تقاضا برای گروههای غذایی مختلف در مناطق شهری و روستایی و گروههای درآمدی، متفاوت است و تغییر در قیمت مواد غذایی میتواند بر گروههای اجتماعی و جغرافیایی مختلف تأثیر متفاوتی بگذارد و همچنین پیامدهای متفاوتی برای فقر و ناامنی غذایی داشته باشد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای تقاضای غذا در ایران برای 14 گروه غذایی طی سالهای 1398 و 1399 با استفاده از سیستمهای تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم میباشد. به این منظور از دادههای خام مرکز آمار ایران استفاده شده است و دادههای مورد نیاز جهت فرایند تخمین با استفاده از کدنویسی دادههای خام مذکور در Excelاستخراج گردید و جهت بررسی هدف مطالعه از نرمافزار STATA بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد کشش مخارج گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 افزایش یافته و میانگین هزینه ماهانه تمام گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 به میزان قابل توجهی افزایش داشته است که با توجه به عدم تغییر یا تغییر ناچیز در سهم بودجه این گروهها، میتوان این تغییر را ناشی از تورم دانست؛ که این نتایج، نشاندهنده کاهش رفاه خانوارها میباشد. اگرچه نان و غلات جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی محسوب میشوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی باید تولید سایر موادغذایی و کنترل تورم جهت رفع مشکل امنیت غذایی افزایش یابد.
تحلیل راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم در استان کردستان
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.406740.2115
حسین شعبانعلی فمی، دارا مرادی، علی اکبر براتی، مهناز محمد زاده نصیرآبادی
چکیده بیمه کشاورزی از مهمترین سازوکارهای مقابله با خطرات بخش کشاورزی و کاهش خسارت مالی میباشد و یکی از اهرمهای توسعه کشاورزی بشمار میآید. در این راستا این پژوهش باهدف شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم از دیدگاه کشاورزان دیمیکار و کارشناسان بیمه کشاورزی طی سال زراعی 1401 در استان کردستان انجامگرفته است. تحقیق حاضر ازنظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی، ازنظر راهبردی پیمایشی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر زمانی با توجه به اینکه در یک مقطع زمانی خاص انجامشده است، مقطعی هست. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بهرهبرداران گندم دیم (67486N =) و کارشناسان بیمه کشاورزی (309N =) بود. ازآنجاکه از نظرات کشاورزان هم برای توصیف وضعیت بیمه محصولات و هم برای تعیین میزان اهمیت و اولویت راهکارهای توسعه بیمه استفادهشده بود، حجم نمونه در جامعه کشاورزان با استفاده از نرمافزار G-Power 156 نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه در جامعه کارشناسان نیز تعداد 91 کارشناس و بیمهگزار محصولات کشاورزی بهعنوان نمونه و بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بوده است که مقدار آلفای کرونباخ آن 7/0 =α محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در خصوص شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم از دیدگاه کشاورزان و کارشناسان نشان داد که در هر دو گروه موردمطالعه راهکارهای سیاستی- مقرراتی(β=0.945;0.957)، ارزیابی(β=0.844;0.644)، آموزشی- اطلاع-رسانی(β=0.844;0.768)، اداری (β=0.829;0.829) و رقابتی– نظارتی (β=0.705;0.519) مورد تائید قرار گرفت. از طرفی مقایسه دیدگاه کارشناسان و کشاورزان نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه بهره برداران و کارشناسان بیمه، راهکارهای سیاستی- مقرراتی به ترتیب با ضریب بتا 945/0 و 975/0 مهمترین راهکار توسعه بیمه محصول گندم دیم می باشد. لذا توصیه میشود دولت با ایجاد بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نسبت به تدوین سیاستهای حمایتی (معافیتهای مالیاتی و یارانهها) ونیز بهکارگیری مدل بیمه مشارکتی (خصوصی - دولتی) با حفظ جایگاه دولت بهعنوان بیمهگر اتکایی جهت توسعه بیمه در بخش کشاورزی اقدام کند.
بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی توسعه گردشگری در شهرستان دنا
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.367764.2060
زینب نیکزاد، آیت اله کرمی، مهدی نوری پور
چکیده توسعه گردشگری میتواند اثرات و پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد. بنابراین لزوم مدیریت و کنترل اثرات گردشگری به منظور کاهش اثرات منفی و تقویت اثرات مثبت اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا به بررسی اثرات گردشگری بر بُعد اقتصادی و اجتماعی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان دنا بپردازد. جامعه آماری این پژوهش 1473 خانوار ساکن در روستاهای گردشگرپذیر و غیرگردشگرپذیر در سال 1400 درشهرستان دنا بود که به کمک جدول نمونه گیری بارتلت، به ترتیب 111 و 80 خانوار آنها (مجموعا 191 خانوار) به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای محقق ساخته بود که به منظور تایید روایی صوری آن، از نظرات متخصصان موضوعی بهره گرفته شد. بر اساس یافتهها، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر و روستاهای غیرگردشگرپذیر قبل از توسعه گردشگری تغییر زیادی نداشته و تقریباً مشابه بوده است. در حالیکه وضعیت اقتصادی و اجتماعی حال حاضر ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) به طور معناداری بیشتر از ساکنان روستاهای غیرگردشگرپذیر با میانگین 67/2 و انحراف معیار 25/0) است. همچنین، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان در روستاهای گردشگرپذیر در حال حاضر، بهتر از قبل از توسعه گردشگری ارزیابی شد، به طوریکه بعد از توسعه گردشگری میانگین وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) نسبت به قبل از توسعه گردشگری (میانگین 75/2 و انحراف معیار 26/0)، به طور معناداری افزایش یافته است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تأثیر مثبت توسعه گردشگری بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه مورد مطالعه مشهود میباشد. بر اساس یافتههای این تحقیق توجه بیشتر به سرمایهگذاری در حوزه گردشگری روستاها میتواند منجر به بهبود وضعیت اقتصادی روستائیان گردد.
تحلیل تمایل به پرداخت و تعیین حق ورودی بازدید از روستای گردشگری هجیج در کرمانشاه
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.482671.2199
حامد قادرزاده، پریسا علیزاده، شیما فرجی
چکیده عدم توجه به ارزش بازاری بسیاری از کارکردها و خدمات زیست محیطی، موجب بیتوجهی نسبت به حفظ و توسعه آنها شده و زمینه را برای تخریب تدریجی آنها فراهم آورده است. روستای هجیج در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه دارای جاذبههای متنوع گردشگری، تفریحی و اماکن متبرک مذهبی است که هرساله پذیرای بسیاری از گردشگران است. با اینحال، هیچگونه حق ورودی برای بازدید از مناطق تفریحی آن درنظر گرفته نشده است. بههمین دلیل در این مطالعه عوامل موثر بر احتمال تمایل به پرداخت حق ورودی توسط بازدیدکنندگان این منطقه با استفاده از روش دو مرحلهای هکمن مورد بررسی قرار گرفته است تا بهعنوان مبنایی برای تعیین حق ورودی استفاده از خدمات گردشگری روستا مورد استفاده قرار گیرد. دادههای این مطالعه از طریق تکمیل پرسشنامه بهروش مصاحبه حضوری با 170 نفر از بازدیدکنندگان روستای هجیج در فروردین سال 1403 جمعآوری شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده و تعداد اعضای نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. نتایج نشان داد که اثر نهایی متغیرهای سن، وابستگی معیشت به منطقه و اهمیت مکانهای مذهبی بر روی احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان بهترتیب 01/0، 38/0 و 13/0 بوده است. همچنین اثر نهایی متغیر اهمیت ثبت جهانی منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 17/0 و اثر نهایی عدم اطمینان نسبت به صرف حق ورودی برای توسعه منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 26/0- بوده است. افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که 67 درصد از پاسخ دهندگان برای بازدید از منطقه تمایل به پرداخت دارند و حداکثر تا 1 میلیون ریال در هر بازدید میتوانند پرداخت کنند؛ لذا این موضوع میتواند مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد تا از یکسو برای دریافت حق ورودی جهت بازدید از منطقه بستر مناسب را فراهم آورند و از سوی دیگر، از اکوسیستم این منطقه با انجام سرمایهگذاریهای لازم حمایت کنند. همچنین با توجه به اینکه ثبت جهانی منطقه اثر قابل توجهی بر میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان داشته است توصیه میشود که مسئولین مربوطه نواقص مربوط به پرونده ثبت جهانی منطقه را برطرف نموده و برای ثبت جهانی آن اقدامات لازم را انجام دهند.
تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407643.2120
وکیل حیدری ساربان
چکیده هدف این مقاله تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل میباشد. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل روستاییان بالای 15 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اردبیل میباشد (85053N=)، که از این میان تعداد 383 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این تحقیق روش گردآوری دادهها برای پاسخگویی به سئوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (دادههای ثانویه) و پیمایشی (دادههای اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسشنامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخشهای مختلف پرسشنامه تحقیق 78/0 الی 91/0 بدست آمد. بالاخره، نتیجه حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد به جز متغیرهای امکان دستیابی به خواستهها، دسترسی به خدمات اجتماعی و حاکمیت شایستهسالاری بین تمامی متغیرهای تحقیق با تنبلی اجتماعی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. و در خاتمه، با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهاداتی کاربردی نیز ارائه شده است.
تحلیلی بر نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 80-108
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.421113.2136
سید هادی طیب نیا، علی ایزدی
چکیده در پایداری حیات انسانی، کشاورزی و تولیدات آن دارای نقش اساسی است. در این راستا باید در بخش کشاورزی تغییرات اساسی انجام شود چراکه امنیت غذایی خانوارهای شهری و روستایی در جهان وابسته به پایداری بخش کشاورزی است. در این میان خلاقیت و نوآوری در بخش کشاورزی می-تواند این امنیت غذایی را برای خانوارهای روستایی تامن نماید. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی در روستهای شهرستان رشتخوار انجام شده است. این پژوهش کاربردی با روش توصیفی – تحلیل انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه سرپرستان خانوارهای روستایی شهرستان رشتخوار تشکیل میدهد که با استفاده از فرمول کوکران، 377 نفر از سرپرستان خانوارها به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدهاند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانهای بوده است. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با کسب نظرات کارشتاسان مربوطه و انجام پیش آزمون با تعداد 30 پرسشنامه به تایید رسیده است. در ادامه پرسشنامهها در 20 روستای محدوده مورد مطالعه توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها روشهای انتروپی شانون، تکنیک کوپراس و از نرم افزار spss و Excel, Matlab استفاده شد. یافتههای تحقیق موید آن است که روستاهای فتحآباد، باسفر، عباس اباد فرامیشان، جنت اباد از بیشترین پایداری امنیت غذایی و روستاهای صادق اباد، ریوند، کاظم آباد، محرم آباد، علی نقی سفلی از کمترین پایداری امنیت غذایی در سطح منطقه برخوردار هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد که ارتباط معناداری قوی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی وجود دارد به گونهای که ضریب همبستگی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی 741/0 میباشد.
تفاوت های فضایی کیفیت توسعه در مناطق روستایی استان لرستان
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 109-131
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.426093.2146
مهرشاد طولابی نژاد، منیره غفران، مانیا طولابی نژاد، آسیه سپهوند
چکیده بررسی تفاوتهای منطقهای کیفیت توسعه در مناطق روستایی پیشنیاز مهمی برای تدوین برنامهها و سیاستهای خاص احیاء و بازآفرینی روستایی است. وضعیت واقعی توسعه روستایی نیز از طریق شاخصهای توسعه قابل ارزیابی است. از این رو، پژوهش حاضر تلاش میکند تا کیفیت توسعه روستایی در سطح منطقه و نابرابریهای فضایی آن در استان لرستان را مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی میباشد. رویکرد پژوهش نیز اثباتگرایانه و پوزیتیویسم است. اطلاعات و دادههای این پژوهش به دو صورت اطلاعات و دادههای واقعگرایانه (آمار و اطلاعات ثانویه) و دادههای استخراج شده از نظر کارشناسان (اطلاعات ذهنی) گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش در بخش ذهنی، شامل کارشناسان در رشتههای مختلف بوده که با استفاده از روش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند 50 نمونه برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شد. با ترکیبی از روش تحلیل سلسله مراتبی و مدل خود همبستگی فضایی عناصر و شاخصهای کیفیت توسعه روستایی و الگوی فضایی آن در استان لرستان در سال 1402 انجام شد. نتایج نشان داد که عناصر کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان شامل چهار بعد توسعه اجتماعی با وزن (161/0)، زیست پذیری محیطی (159/0)، احیاء و توسعه صنعتی (129/0) و ثروت/ اقتصاد روستایی با وزن (125/0) هستند. الگوی فضایی کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان نشان داد که در هر یک از ابعاد کیفیت توسعه روستایی تفاوتهای فضایی آشکاری وجود دارد. کیفیت توسعه مناطق روستایی در استان لرستان از یک الگوی شمال به جنوب (در مرکز)، شرق، غرب و مرکز «بالاترین-بالا-کم-پایینترین» تشکیل شده است. الگوی فضایی شناسایی شده برای تعیین مسیرهای توسعه متمایز و بالا بردن کیفیت توسعه روستایی قابل استفاده است. بهبود ساختار معیشتی ساکنان، بهینه سازی ساختار صنعتی و گردش کار، افزایش فرصتهای شغلی روستایی و بهبود کیفیت اشتغال، ایجاد امکانات آموزشی به منظور ارتقای دانش منابع انسانی و تقویت ثروت و اقتصاد روستاها پیشنهادات کلی در جهت افزایش کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان میباشد.
تحلیل وفاداری به مقصد گردشگری روستایی: راهبردی برای توسعه روستایی
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-157
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.423659.2140
رویا کرمی، زهرا احمدلو، طاهره شرقی
چکیده پایین بودن سطح درآمد در جوامع روستایی سبب شده تا کشاورزی مخصوصاً با توجه به تغییرات اقلیمی و خشکسالی نتواند به تنهایی درآمد مورد نیاز خانوار روستایی را فراهم آورد. متنوع ساختن منابع درآمدی راهکاری است که یکی از گذرگاههای آن گردشگری روستایی است که همواره با چالش جذب گردشگر و جلب رضایتمندی و وفاداری گردشگران مواجه است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری به مقصد گردشگری روستایی در شهرستان اراک میباشد. جامعه تحقیق گردشگران مناطق گردشگری روستایی شهرستان اراک میباشند که به روش نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه مشتمل بر گویههای اندازهگیری متغیر وابسته وفاداری به مقصد گردشگری، متغیرهای مستقل شامل: رضایت از مقصد، تصویر مقصد، شخصیت مقصد، تجربه به یادماندنی گردشگری، تسهیلات مقصد، پتانسیل مقصد، میزبانی و گویههای ویژگیهای سفر بود. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان موضوعی بررسی و اصلاحات لازم اعمال گردید. همچنین یک مطالعه پایلوت جهت بررسی پایایی ابزار تحقیق در بین جامعه و خارج از نمونه با تکمیل 30 پرسشنامه از گردشگران انجام و با استفاده از آزمون کرونباخ آلفا پایایی ابزار با ضرایبی در بازه بین 66/0 تا 96/0 تایید گردید. اطلاعات در ماههای آغازین سال 1402 جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزارهای SPSS24 و AMOS24 تجزیه و تحلیل گردید. در قالب مدل اندازهگیری روایی همگرا و اعتبار تشخیصی ابزار تحقیق بررسی و تایید شد، و به منظور بررسی نقش عوامل موثر بر وفاداری به مقصد گردشگری روستایی در شهرستان اراک دو مدل ساختاری (مستقیم و میانجی) طراحی گردید. مدل ساختاری مستقیم 64% از تغییرات وفاداری به مقصد گردشگران را تبیین نمود. نتایج حاصل از مدل ساختاری کل بعد از وارد شدن رضایت از مقصد بهعنوان میانجی در رابطه میان متغیرهای مستقل با متغیر وابسته 66% از تغییرات رضایت از مقصد و 65% از تغییرات وفاداری به مقصد را تبیین نمود. پیشنهادات کاربردی جهت مطالعات آتی و سازمانهای اجرایی ارایه شده است.
پیش برندهها و بازدارندههای توسعه صنعت نوغانداری در استان گیلان
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 182-195
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.408377.2122
سمانه محمدنیا، محمدصادق اللهیاری، فاطمه عسکری
چکیده نوغانداری یکی از مهمترین فعالیتهای بخش کشاورزی است که موجب اشتغال و توانمندسازی روستائیان میشود. استان گیلان یکی از قطبهای مهم نوغانداری کشور است. در سالهای اخیر به دلیل بروز برخی از موانع و مشکلات، فعالیت نوغانداری در کشور با رکود نسبی روبرو بوده است و نوغانداری همچون فعالیتهای آبزیپروری و چایکاری در ردیف مشاغل جانبی قرارگرفته، چنین دیدگاهی نسبت به نوغانداری باعث به حاشیه رفتن این فعالیت در استان شده است. در این راستا بهمنظور شناسایی پیش برندهها و بازدارندههای صنعت نوغانداری در استان گیلان تحقیقی به روش دلفی در سه مرحله در سال 1401 انجام گرفت. جامعهی آماری این تحقیق نوغانداران، کارخانهداران و کارشناسان متخصص و خبره استان گیلان بودند که به روش نمونهگیری گلوله برفی 17 نفر بهعنوان مخاطبان تحقیق، شناسایی و انتخاب شدند. نتایج نشان داد که خبرگان بر 28 عامل پیش برنده و 11 عامل بازدارنده با 99 درصد اطمینان توافق نظر دارند. دراینبین، قدیمی بودن توتستانها، قدیمی بودن ساختار تلنبارها و کمبود اعتبارات در بخش آموزش و ترویج صنعت نوغانداری هر سه مورد با کسب 11/94 درصد از توافق کارشناسان مخاطب بهعنوان مهمترین عوامل بازدارنده توسعهی صنعت نوغانداری در استان گیلان بودند. همچنین نتایج بیانگر آن بود که نوسازی و احیای توتستانها و توانمندسازی نوغانداران از طریق آموزش با کسب 100 درصد از توافق نهائی کارشناسان مخاطب، بهعنوان مهمترین عوامل پیش برنده شناسایی شدند. بر این اساس، توجه به خرید پیله نوغانداران باقیمت مناسب، اعطای تسهیلات بانکی کمبهره جهت بازسازی و احیای توتستانها و تلنبارها، برگزاری کلاسهای ترویجی و کاربردی مؤثر از اقدامات مهمی است که باید موردتوجه قرار گیرد.
تبیین جامعه شناختی نقش صندوق های کارآفرینی امید در توسعه کسب و کارهای خرد روستایی با رویکرد آمیخته
دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 581-600
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.447429.2181
حسن حبیبی ماچیانی، آذر اسکندری چراتی، محمدرضا نعیمی، رضا یازرلو
چکیده این پژوهش با هدف تبیین جامعه شناختی نقش صندوقهای کارآفرینی امید، در توسعه کسبوکارهای خرد انجام شده است. روش پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات از مصاحبه و پرسشنامه و برای پایایی و روایی در بخش کیفی از پایایی ترکیبی و در بخش کمی از روایی همگرا و واگرا استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی شامل 416 کسب و کار خرد روستایی که از خدمات صندوقهای امید در سال 1402 استفاده کرده اند میباشند. حجم نمونه در بخش کیفی 18 نفر از مدیران است. ابتدا با 6 نفر از مدیران صندوقهای کارآفرینی امید و سپس با 12 نفر از مدیران شرکت های کسب و کار خرد در روستاهای استان گیلان به روش اصل اشباع نظری مصاحبه شد که در نهایت محقق را به یک مدل نظری با 6 مؤلفه اصلی جامعه شناختی رساند. فرضیات با استفاده از نرمافزار SPSS مورد آزمون قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که فرضیه اول در مورد گروه مدیران سطح معناداری 001/0 بوده که رضایت مدیران معنادار نشده است. سایر فرضیات در مورد دوگروه (مدیران صندوقها و مدیران شرکت ها) سطح معناداری کمتر از 05/0 یعنی (000/0) بود. در نتیجه برای رتبه بندی مؤلفه ها از روش آزمون تفاوت میانگین استفاده شد و مؤلفه های امنیت اجتماعی با مقدار 173/30 رتبه اول، مشارکت اجتماعی با مقدار 50/28 رتبه دوم، سرمایه اجتماعی با مقدار 18/28 رتبه سوم، عدالت اجتماعی با مقدار 34/25 رتبه چهارم، رضایت اجتماعی با مقدار 84/20 رتبه پنجم، و همبستگی اجتماعی با مقدار 34/16 رتبه ششم را حائز شدند. پیشنهاد می گردد با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران صندوقها در پرداخت وام برای راه اندازی کسب و کارهای روستایی استان گیلان که موجب توسعه عدالت روستاییان می شود، اعطای وام به افراد بی سرپرست را در نظر داشته باشند. همچنین برای توسعه رضایت روستاییان، پرداخت وام به بیکاران در اولویت قرار گیرد. و در نهایت در صندوقهای امید استان گیلان، برای پرداخت وام به متقاضیان از کارشناسان متخصص استفاده شود.
نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک برمبنای مدل بوریچ
دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 351-363
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.337844.2011
مریم شفیعی سروستانی، زهرا نجفی، زهرا زارعی
چکیده یکی از عواملی که امروزه به عنوان راهکار اساسی در توسعه روستایی شناخته میشود، انجام نیازسنجی دقیق آموزشی است که میتواند بنیان اصلی برای طرحریزی و اجرای یک برنامه آموزشی اشتغالآفرین باشد. لذا هدف این پژوهش نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک بر مبنای مدل بوریچ بود. روش تحقیق حاضر توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم (779 نفر) هنرستانهای واقع در روستاهای اطراف شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی و براساس فرمول کوکران تعداد 228 نفر انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه شکرگزار (1396) مبتنی بر مدل نیازسنجی بوریچ بود که پس از محاسبه روایی و پایایی بین نمونه توزیع و جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS23 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که هیچ کدام از 23 مؤلفه آموزشی به آموزش بیشتر نیاز ندارند اما در بعد دانش مؤلفههای سود مالی و اقتصادی، بازاریابی، حقوق و مالکیت معنوی و دانش تجربی تولید به ترتیب با اولویتهای 61/2، 53/2، 53/2 و 42/2؛ در بعد مهارت، مؤلفههای اکتشاف عملی فرصتهای کارآفرینی، تهیه کسب و کار، فعالیت با منابع محدود، بهبود کیفیت تولید، بازاریابی، برنامهریزی و مهارت در به کارگیری فنون انگیزشی به ترتیب با اولویتهای 68/2، 47/2، 40/2، 20/2، 12/2 ، 07/2 و 05/2 و در بعد نگرش مؤلفههای نگرشهای کارآفرینانه، تفکر انتقادی و ریسک پذیری، به ترتیب با اولویتهای 65/2، 30/2 و 08/2 به تقویت و تلفیق درون برنامههای درسی هنرآموزان نیازمندند. طبق نتایج بدست آمده هنرآموزان هنرستانی در هر سه بعد دانش، مهارت و نگرش به تقویت مؤلفههای آموزشی عنوان شده نیاز داشتند. نتایج حاصل از این پژوهش سیاستگذاران و برنامهریزان نظام تعلیم و تربیت را یاری میرساند تا به منظور اثربخشی هر چه بیشتر مهارتهای دانشآموزان، تقویت مؤلفههای آموزشی شناسایی شده را مدنظر قرار دهند و در نتیجه فرایند توسعهی روستایی را سرعت بخشند.
عوامل موثر بر پذیرش بانکداری موبایلی، مطالعه روستاییان شهرستان جویبار
دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 451-473
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.444782.2169
محمدرضا بابایی سمیرمی، حسن گلمرادی ادینه وند، محمد اصغری سروکلایی
چکیده بانکداری موبایلی دارای مزایای متعددی از جمله کاهش هزینه های بانکداری، هزینه های اجتماعی و آلودگی های زیست محیطی و.... می باشد و با افزایش پذیرش و گرایش مردم، بویژه روستاییان، می تواند نقش قابل ملاحظه ای در توسعه پایدار اقتصاد منطقه ای و ملی داشته باشد. شهرستان جویبار از شهرستان های استان مازندران می باشد که حدود60درصد جمعیت آن، ساکنین بخش روستایی می باشند. هدف این تحقیق بررسی عوامل موثر بر پذیرش بانکداری موبایلی بین روستاییان شهرستان جویبار، می باشد. در تابستان 1402، یک نمونه به حجم 384 نفر از بین روستاییان مراجعه کننده به 15 شعبه بانک فعال شهرستان انتخاب شده و پس از توزیع پرسشنامه، مدل معادلات ساختاری PLS استخراج گردید. از نظر ویژگی های توصیفی مراجعین روستایی، بیشترین میزان تحصیلات در مقطع کارشناسی(86/36 درصد)، بیشترین رده سنی 31 تا 40 سال( 5/37 درصد) و بیشترین سابقه استفاده از بانکداری موبایلی کمتر از 2 سال(61/46 درصد) بود. نتایج نشان داد سودمندی درک شده با ضریب مسیر نسبتا قوی (β=0.312 ,t=6.179)، سهولت استفاده با ضریب مسیر قوی(β=0.421 ,t=11.367)، قیمت با ضریب مسیر ضعیف (β=0.104 ,t=2.489)، بر استفاده از بانکداری موبایلی در بین مشتریان روستائی بانک های شهرستان جویبار، تاثیر معنیدار دارند. اعتماد(β=0.046 ,t=0.906) و نفوذ اجتماعی(β=-0.043 ,t=0.983)، بر استفاده از بانکداری موبایلی، فاقد تاثیر معنیدار بودند. از دیدگاه آزمودنیهای پژوهش، طبق طیف پنجگانه لیکرت، وضعیت موجود متغیر سهولت استفاده، معنادار و10 درصد بیش از حد متوسط ، متغیر سودمندی درکشده، معنادار و 6/13 درصد کمتر از حد متوسط ، متغیر اعتماد، معنادار و 5 درصد کمتر از حد متوسط، متغیر نفوذ اجتماعی، معنادار و 5/6 درصد کمتر از حد متوسط بودند. در مناطق روستایی و با توجه به فاصله روستا تا شهر و مشکلات دسترسی روستاییان به شعب بانکی، گسترش خدمات موبایل بانک و ارائه مشوق جهت کاربران موبایل بانک در روستاها می تواند تاثیر معناداری برای تمایل و پذیرش ایشان به موبایل بانک داشته و با کاهش هزینه های اقتصادی و اجتماعی حضور فیزیکی مشتریان در بانکها، رفاه اجتماعی افزایش یابد.
واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 174-191
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.397143.2099
رضا نوروزی اجیرلو، مسلم سلیمانپور، محمدکریم رئیسی، جواد اصغری راد
چکیده شرکتهای تعاونی و کشاورزی فعال در روستاها، ظرفیتی درجهت توانمندسازی روستائیان و توسعه اشتغال پایدار میباشند که مىتوانند در افزایش تولید، ارتقاى سطح درآمد و بهبود وضعیت اجتماعى مردم مؤثر باشند. پژوهش حاضر باهدف واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی انجام گردید. تحقیق بهصورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارشناسان کارآفرین شرکتهای تعاونی و کشاورزی در سال 1401 میباشند که با استفاده از نمونهگیری هدفمند 25 نفر تا حد رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و جهت آنالیز دادهها از روش تحلیل پدیدارشناسی اسمیت و همکاران استفاده گردید. بر اساس تجزیهوتحلیل دادهها، درمجموع 105 کد اولیه، 12 مؤلفه و 5 بعد اصلی، استخراج و طبقهبندی شدند. نتایج بیانگر آن بودند که موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی مشتمل بر 5 بعد فرهنگی، ساختار سازمانی، حمایتهای کارآفرینی، ساختار فنی و مدیریتی بود. این پژوهش تأیید میکند که عدم مهارتهای مدیریت تأثیر مثبتی بر شکست شرکتهای تعاونی و کشاورزی کارآفرینی دارد که اکثراً توسط مالکانی اداره میشوند که دانش کمی از مدیریت دارند که منجر به شکست کسبوکار میشود. همچنین نتایج نشان میدهد که عدم توسعه مناسب زیرساختها در کشور نیز عامل شکست شرکتهای تعاونی و کشاورزی است. پیشنهاد میگردد مدیران شرکتهای تعاونی و کشاورزی سطح دانش و مهارتهای مدیریت خود را با شرکت در کارگاهها و سمینارها افزایش دهند.
راهبرد تخصیص بودجه برای توسعه گردشگری روستایی با استفاده از روش برنامه ریزی عدد صحیح صفر و یک (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شهرستان طبس)
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 238-255
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.383349.2080
احمدرضا اکبری، مسعود فهرستی، احمد فتاحی اردکانی، اکرم نشاط
چکیده کاهش مخاطرات درآمدی کشاورزان، استفاده از منابع طبیعی و کاهش مهاجرت، رشد و اشتغال در روستاها، ایجاد بازار جدید برای فروش و افزایش سود از محصولات کشاورزی، گسترش اقتصاد منطقهای برخی از مزیتهای توسعه گردشگری روستایی به شمار میروند. این پژوهش به دنبال تعیین راهبردی نوآورانه است که برپایه آن بتوان با منابع مالی مشخص، گزینههای سرمایهگذاری در راستای توسعه گردشگری روستایی اولویت بندی کرد. برای این منظور ابتدا بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی، معیارهای موثر بر جذب گردشگر در روستاهای هدف گردشگری منطقه طبس (ازمیغان، خرو، حلوان و اصفهک) اولویتبندی و سپس با استفاده از ضرایب بدست آمده، مدل سرمایهگذاری در قالب روش برنامه ریزی ریاضی عدد صحیح صفر و یک، تدوین و اجرا شد. نتایج نشان میدهند، معیار جاذبههای طبیعی اولین و موثرترین عامل جذب گردشگر به شمار میرود. عوامل محیطی – جغرافیایی، تبلیغات و اطلاعرسانی و زیرساخت و تاسیسات به ترتیب در اولویتهای دوم تا چهارم موثرترین معیارها در جذب گردشگر قرار دارند. نتایج مدل برنامهریزی صفر و یک نشانگر آن است، تقویت زیرساخت گردشگری روستایی و زیرساخت تفریحی برای روستاهای ازمیغان و اصفهک در اولویت سرمایهگذاری قرار دارد چراکه در تمام سناریوهای مورد بررسی با میزان منابع مالی متفاوت، این موارد انتخاب شده اند. افزایش مراکز اقامتی، ایجاد مراکز بومگردی و غذاخوریهای سنتی در روستاهای هدف، برگزاری مسابقات و جشنوارههایی نظیر جشنواره شالی، خرما، نارنج یا برگزاری تورهای ویژه شب یلدا، نوروز، آب درمانی، زمینشناسی، روستاشناسی، روستاگردی و برگزاری همایش کویرنوردی برخی از راهکارها در تقویت گردشگری روستایی در این منطقه به شمار میرود.
تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال بهرهبرداران بخش کشاورزی به فعالیتهای غیرکشاورزی در شهرستان سبزوار
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 256-272
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.395466.2097
آرش دوراندیش، مهدیه سالاری، محمود دانشور کاخکی، فاطمه سخی
چکیده در سالهای اخیر، بخش غیرکشاورزی بهگونهای گسترده به عنوان ابزاری برای کاهش فقر روستایی و ایجاد اشتغال سودآور برای نیرویکار روستایی شناخته شده است. در ایران فعالیتهای غیرکشاورزی در مناطق روستایی به علت خشکسالیهای اخیر کشور، بحران منابع آب و گرایش جوانان روستایی به این نوع فعالیتها رشد زیادی داشته است. به طوریکه بر مبنای سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، 7/49 درصد از شاغلان مناطق روستایی در کل کشور در بخش غیرکشاورزی شاغل بودهاند. از اینرو، پژوهش حاضر به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال بهرهبرداران بخش کشاورزی به فعالیتهای غیرکشاورزی در شهرستان سبزوار پرداخته است. دادهها با تکمیل پرسشنامه و روشنمونهگیری تصادفی ساده در دسترس از 208 نفر از کل کشاورزان این شهرستان در سال زراعی1400-1399به دست آمده و با بهرهگیری از مدل لاجیت دوگانه تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تعداد 112 نفر (8/53 درصد) از کشاورزان دارای فعالیت غیرکشاورزیاند که حدود 6/19درصد (22 نفر) از آنان فعالیت دولتی، 4/30 درصد فعالیت خصوصی و 50 درصد از کشاورزان به صورت آزاد به فعالیت غیرکشاورزی مشغولاند. نتایج مدل لاجیت نیز نشان داد که عوامل اجتماعی-اقتصادی شامل سطح تحصیلات و تعداد اعضای خانوار کشاورز، اثر مثبت و از سوی دیگر متغیرهای سن کشاورز، سطح زیرکشت، تجربه فعالیت کشاورزی، تنوع فعالیت کشاورزی و میزان درآمد کشاورزی اثر منفی بر احتمال اشتغال کشاورزان به فعالیت غیرکشاورزی دارند. پیشنهاد میشود که دولت با بالا بردن سطح تواناییهای فنی و مهارتی روستاییان از طریق ارائه خدمات آموزش فنی حرفهای متناسب با ایجاد کارآفرینی در مناطق روستایی در سطح مدارس و دانشگاهها اقدام کند.
مشکلات و فرصتهای پیشروی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 301-316
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.387337.2090
سید عرفان حسینی، علی اکبر براتی، حسین شعبانعلی فمی
چکیده امروزه، علیرغم اهمیت انکارناپذیر پرورش زنبورعسل در جوامع مختلف بهواسطه کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی (نظیر تسهیل گردهافشانی گیاهان)، این بخش با مشکلات و فرصتهای مغفولماندهای روبهرو است که عملکرد و توسعه آن را با محدودیت مواجه ساختهاست. به همین دلیل، پژوهش حاضر تلاش کردهاست تا مشکلات و فرصتهای پیشروی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر را شناسایی و تحلیل کرده و پیشنهادهایی را در راستای توسعه این صنعت ارائه کند. دادههای مورد استفاده در سال 1401 و با ابزار پرسشنامه محققساخته جمعآوری شد. حجم نمونه مورد مطالعه 140 زنبوردار بود که با روش نمونهگیری طبقهای از میان زنبورداران شهرستان فریدونشهر (210 زنبوردار) انتخاب شدند. نتایج حاصل از آمار توصیفی و تحلیل عاملی اکتشافی آشکار کرد که عرضه عسل تقلبی در بازار و مشکلات فرهنگی و اجتماعی نظیر کمبود مکان برای استقرار زنبورستانها و استفاده غیراصولی از مواد شیمیایی در کشاورزی از عمدهترین مشکلات پیشرو هستند و 67/12 درصد واریانس کل را به خود اختصاص دادهاند. همچنین، فرصتهای طبیعی نظیر اقلیم و پوشش گیاهی مناسب شهرستان جهت پرورش زنبورعسل و وجود منابع آبی باکیفیت و فراوان در نزدیکی زنبورستانها با تبیین 70/22 درصد واریانس کل، مهمترین فرصتهای پیشروی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر هستند. در نهایت پیشنهاد شد تا در قالب زنبورداری قراردادی، نهادههای مورد نیاز زنبورداران مایل به تولید محصولات ارگانیک تأمین شده و با ملزم نمودن آنها به رعایت استانداردهای لازم، محصولات آنها تحت عنوان ارگانیک فروخته شود تا از فرصتهای طبیعی مغفولمانده این شهرستان بهنحو شایسته استفاده شود.
شناسایی و سطح بندی شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات با استفاده از روش TOPSIS در دهستانهای شمال استان اردبیل
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.374975.2063
عسگر حسین زاده، مهدی معمری، اردوان `قربانی، رئوف مصطفی زاده، مرتضی مفیدی چلان
چکیده روستاها، با توجه به نزدیکی خاصی که به منابع طبیعی و محیط زیست پیرامون خود دارند، بیشترین تاثیرگذاری و تاثیرپذیری را از محیط پیرامون خود دارند و از اهمیت بهسزایی برخوردار هستند و توسعه نامناسب روستاها باعث بوجود آمدن چالشهای زیست محیطی بسیار گستردهای مانند تخریب مراتع و جنگلها، فشار بر منابع خاکی و آبی و تهدید حیات وحش شده است. البته نحوه پراکنش و دسترسی به شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات نشانگر میزان رشد و توسعهیافتگی مناطق روستایی و نحوه نگرش به برنامهریزی غیرمتمرکز در سطح کشور است. این پژوهش در سال 1401 و با هدف شناسایی و سطحبندی شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات، دهستانهای شمال استان اردبیل با استفاده از فنها و معیارهای متدوال سطحبندی صورت گرفت. روش تحقیق در این مقاله با توجه به ماهیت موضوع و هدف تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. تعداد 15 شاخص با سطح اعتبار مناسب و مورد اجماع کارشناسان امور اجرایی و متخصصان دانشگاهی برای سنجش زیرساختها در منطقه انتخاب گردید. طبق نتایج بالاترین میزان مرتبط با شاخص میزان دسترسی به برق در دهستانهای مشگین شهر با مقدار 71/86 درصد و کمترین میزان مرتبط با شاخص میزان دسترسی به تعمیرگاه ماشین آلات کشاورزی در شهرستان گرمی با مقدار 86/3 است. درکل نتایج نشان داد که دهستان دشت در شهرستان مشگین شهر در مقایسه با دهستانهای دیگر در سطح اول قرار داشته (693/0= Ci) و دهستان قشلاق شرقی در شهرستان بیلهسوار در سطح آخر قرارگرفته است (497/0= Ci). بنابراین پیشنهاد میگردد ضمن مکانیابی نقاط روستایی در سطوح مختلف بهویژه میزان دسترسی به امکانات موجود، تقویت امکانات روستاها و گسترش خدمات زیربنایی و رفاهی در اولویت قرار گیرد.
تحلیل اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 22-41
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.375798.2069
سمیه کردعلیوند، حسین شعبانعلی فمی، علی اسدی، علی اکبر براتی
چکیده روند فزآینده کمبود غذای سالم در بازار و تخریب محیط زیست دو چالش مهم در عصر حاضر به شمار میروند. صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در صورت مدیریت صحیح میتواند نقش مهمی در حل چالشهای مطرح شده ایفاء نماید. نظر به اهمیت صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی، تحقیق حاضر به بررسی اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه تولیدکنندگانی در کشور بود که در سال 1400 دارای مجوز محصولات گواهیشده از سوی وزارت جهاد کشاورزی بودند که تعداد آنها 638 نفر بود. از این میان 204 تولیدکننده بهصورت تصادفی ساده بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده پرسشنامه محقق ساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوهبر آمارههای توصیفی از ضریب تغییرات و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که از میان اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در حال حاضر اثرات اجتماعی (با ضریب مسیر 868/0) مهمترین اثر صدور گواهی هستند. پس از این اثرات به ترتیب اثرات مربوط به بهبود فرآیند تولید (845/0)، محیط زیست و پایداری (819/0)، فرآیندهای بازار و صادرات (799/0) و در نهایت اثرات مربوط به سلامت و ایمنی مواد غذایی (768/0) قرار دارند. از میان اثرات اجتماعی افزایش اعتماد مصرفکنندگان به کیفیت مواد غذایی (با بار عاملی 782/0) دارای اهمیت فراوان میباشد، لازم است تولیدکنندگان با افزایش کیفیت محصولات کشاورزی و تولید محصولات سالمتر براساس استانداردهای بینالمللی زمینه افزایش اعتماد مصرفکنندگان را فراهم نمایند. از طرفی راهاندازی کسبو کارهای کوچک در طول زنجیره تأمین محصولات سالم کشاورزی میتواند فرصتهای شغلی را برای روستاییان فراهم نماید و از این طریق به توسعه کشاورزی و روستایی کمک کند.
