دوره و شماره: دوره 12، شماره 3، پاییز 1404 (پاییز) 
مقاله پژوهشی توسعه روستایی

راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاه‌های روستایی پیراشهری مورد مطالعه: ناحیه شهریار

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.543740.2249

سمیه عزیزی، فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، احمد خلیلی

چکیده معمولاً در برنامه‌ریزی تمرکز صرف بر جنبه‌های اقتصادی، ضعف در توجه به برنامه‌های بلندمدت، تکیه بر برنامه‌های توسعه سطحی و ... باعث شده که تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی کلان جهانی و ملی که می‌توانند به بازساخت فضاهای روستایی کمک کنند، نادیده گرفته شوند. عدم پیش‌بینی این تحولات و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای کاهش تأثیرات منفی آن‌ها، بر چالش‌های موجود در روستاها افزوده است. این مسئله نیاز به یک رویکرد جامع و پایدار در برنامه‌ریزی روستایی را بیش‌ازپیش نمایان می‌کند. راهبرد پابرجا راهبردی است که با وجود موانع، غافل‌گیری‌ها و خطاهای پیش‌بینی نشده، همچنان کارآمد است. هدف پژوهش حاضر تدوین راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاه‌های روستایی ناحیه شهریار با رویکرد آینده‌نگاری است. این تحقیق تحلیلی-اکتشافی و با استفاده از روش‌شناسی کیفی انجام شده است. به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیت‌ها از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث‌های گروهی استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای اطلس تی آی (برای کدگذاری)، میک‌مک (برای اولویت‌بندی و امتیازدهی عوامل پیشران و تحلیل اثرات متقابل این عوامل) و سناریوویزارد (برای طراحی سناریوها) تحلیل شدند. با توجه به یافته‌ها مبتنی بر پیشران‌ها، می‌توان سه سناریو توسعه فضایی پایدار، شکننده و ناپایدار برای آینده سکونتگاه‌های روستایی ناحیه شهریار متصور شد. بر اساس سناریوهای ارائه شده، راهبردهای بهینه‌سازی بهره‌برداری از منابع طبیعی - بوم‌شناختی متناسب با خدمات اکوسیستم فضای کلان‌شهری، بسترسازی پراکنش بهینه جمعیت در گستره فضایی، سامان بخشی به فضای کسب و کار در فضای کلان‌شهری، توسعه پیوندهای بخشی و بین بخشی در سطوح منطقه‌ای، ملی و جهانی، سازمان‌دهی نظام کاربری اراضی فضای کلان‌شهری، توسعه زیرساخت‌های سخت و نرم در فضای کلان‌شهری، اصلاح و توسعه سازمان فضایی غیرمتمرکز چندمرکزی در فضای کلان‌شهری، حکمروایی یکپارچه سرزمینی فضای کلان‌شهری و اصلاح و توسعه ساختارهای حقوقی - نهادی در فضای کلان‌شهری، پیشنهاد شده است که در شرایط مختلف امکان اجرایی شدن دارند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

الگوسازی تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی (مطالعه موردی: پسته‌کاران شهرستان سبزوار)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.448877.2171

مهدی میرچولی، محمد قربانی

چکیده وابستگی کشاورزی به شرایط محیطی باعث شده فعالیت در این بخش با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی مواجه باشد. با توجه به پیشرفت علم و استفاده از فنّاوری‌های پیشرفته در کشاورزی، همچنان بخش عمده‌ای از کشاورزان در ایران از دانش خود بر پایه تجربیات گذشته و فنّاوری نه‌چندان پیشرفته استفاده می‌کنند. استفاده از خدمات مشاوره کشاورزی و دانش جدید در این زمینه برای به حداقل رساندن خسارت‌های باغداران ناشی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه در چارچوبی کمی و در ساختار الگوهای اقتصادسنجی ضمن تحلیل رفتار کشاورزان به تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، تلاش شد تا شناخت لازم از عوامل مؤثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، توسط کشاورزان پسته‌کار شهرستان سبزوار ایجاد شود. همچنین هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی توسط پسته‌کاران شهرستان می‌باشد. در این راستا برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی در شهرستان سبزوار از الگوی لاجیت استفاده شد. 280 نفر از باغداران پسته‌کار شهرستان سبزوار به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده و کلیه پرسشنامه‌ها از طریق مصاحبه حضوری در سال 1398 تکمیل شد. نتایج مدل برآورد شده نشان داد متغیرهای محل سکونت باغدار، میزان عملکرد و تعداد کل ساعات آب در دسترس باغداران در یک‌سال بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر مثبت و معنی دار، و متغیرهای تعداد اعضای شاغل خانوار، تنوع کشت و فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر منفی و معنی‎داری دارند. همچنین اثرات نهایی برآورد شده برای این متغیرها به‌ترتیب اعداد 021/0 را برای متغیر محل سکونت باغدار، 001/0 برای متغیر میزان عملکرد، 001/0 برای متغیر تعداد کل ساعات آب دردسترس باغداران در یک‌سال، 008/0 برای متغیر تعداد اعضای شاغل هرخانوار، 020/0 برای متغیر تنوع کشت، و در نهایت 008/0 برای متغیر فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار را نشان داد که دلالت بر میزان تاثیرگذاری این متغیرها بر متغیر وابسته مدل یعنی تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی را دارد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

آینده‌پژوهی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی شهر زاهدان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.476095.2194

ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی

چکیده مطالعات کارآفرینی روستایی نشان می‌دهند که موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی عمدتاً تحت تاثیر پیشران‌های کلیدی مختلفی قرار دارد. شناسایی آنها با رویکرد آینده‌نگر از منظر بهره‌برداری از فرصت‌ها لازم است. زیرا شناسایی آنها چشم‌انداز پایدار آتی کارآفرینی روستایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی نشان می‌دهد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به واکاوی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد آینده‌پژوهی در سال ۱۴۰۳ پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل کارآفرینی روستایی و مدیران کسب و کارهای روستایی در شهر زاهدان بوده است. به استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات از پرسش‌نامه تاثیرات متقابل آینده-پژوهی و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات از مدل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که ثروت خانوادگی (یعنی تقسیم دارایی‌ها به فرزندان؛ وراثت) با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، سرمایه‌گذاری شخصی در کارآفرینی با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، نقش فرهنگ روستایی در شروع و راه‌اندازی کسب و کار (11+)، دریافت کمک‌های مالی از طریق وام (5+)، توانایی و انگیزه فردی در شروع کارآفرینی (4+)، استفاده از ارزش‌های فرهنگ روستایی برای کارآفرینی (4+)، برخورداری از مهارتهای شروع کارآفرینی (3+) و آموزش در خصوص شروع و مدیریت کسب و کارها با مقدار اثرگذاری خالص (3+) مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی در مناطق روستایی شهرستان زاهدان می‌باشند. در این مطالعه پیشنهاد می‌شود برای سهولت دسترسی کارآفرینان روستایی یک فضای حمایتی در روستاهای منطقه مورد مطالعه ایجاد شود. به طور مثال، با ایجاد یک صندوق تخصصی برای کارآفرینان روستایی می‌توان مشکلات و چالش‌های مالی آنان را تا حدودی رفع کرد. نهایتاً لازم به توضیح است که نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، پیشران‌های موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی از منظر عوامل فردی و محلی بررسی و شناسایی شده‌اند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تحلیل وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران با استفاده از شاخص BDDI

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.496769.2211

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان

چکیده مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران در سال 1402 پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا الگوی مصرف غذایی خانوارهای روستایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. سپس شاخص تنوع غذایی محاسبه و نقشه تنوع غذایی مناطق روستایی ایران ترسیم شد. در ادامه، ارتباط میان تنوع غذایی و شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی در استان‌های مختلف تحلیل گردید. بر اساس نتایج، الگوی غذایی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً مبتنی بر غلات است؛ به طوری که این گروه غذایی به تنهایی بیش از 60 درصد انرژی روزانه یک فرد بالغ را تأمین می‌کند. این در حالی است که سهم غلات در تأمین کالری روزانه در سطح جهانی و در کشورهای با درآمد بالا به ترتیب 50 و 30 درصد است و مطابق با سبد غذایى مطلوب پیشنهادى وزارت بهداشت نیز، غلات و فرآورده‌های آن باید حدود 50 درصد کالری مورد نیاز روزانه را تامین کنند. افزون بر این، در 29 استان از 31 استان کشور، مصرف غلات بیش از میزان توصیه شده وزارت بهداشت است. در این میان، استان‌های محروم و کم برخوردار وضعیت نامناسب‌تری دارند و میزان مصرف غلات در این مناطق نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر و نزدیک به 70 درصد است. نتایج مربوط به شاخص تنوع غذایی بری (BDDI) نیز نشان داد که وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی تمامی استان‌ها در سطح نامطلوب قرار دارد و میانگین این شاخص برابر با 578/0 است. با این وجود، استان‌هایی که از نظر شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی شرایط مطلوب‌تری دارند، به‌طور متوسط از تنوع غذایی بهتری برخوردارند؛ به گونه‌ای که میانگین BDDI در این دسته از استان‌ها به ترتیب برابر با 515/0، 479/0 و 596/0 گزارش شده است. همچنین بررسی وضعیت تنوع غذایی در اقلیم چهارگانه ایران نشان داد که استان‌های واقع در اقلیم معتدل و مرطوب با میانگین BDDI برابر با 591/0 از مناسب‌ترین شرایط تنوع غذایی برخوردار هستند، در حالی که استان‌های واقع در اقلیم گرم و خشک با میانگین 556/0 نامطلوب‌ترین وضعیت را دارند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصولات استراتژیک کشاورزی و نقش آن در پایداری سکونتگاه های روستایی (مورد مطالعه: بخش جنوبی بم پشت شهرستان سراوان)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.471633.2188

ارسلان بی نیاز، محمود محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای موثر در توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما و نقش آن در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بم‌پشت شهرستان سراوان در سال 1403 انجام شده است، از این رو کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش‌های کیفی و کمی قرار دارد. در این پژوهش، جامعه آماری به دو بخش متخصصان و ساکنان محلی تقسیم شد. برای بخش متخصصان، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۳۰ نفر انتخاب شدند تا از تجربه و تخصص آنها استفاده شود. برای بخش ساکنان محلی که جامعه آن بالغ بر ۲۵۰۲۶ نفر بود، با به کارگیری فرمول کوکران و نمونه‌گیری تصادفی، نمونه‌ای شامل ۳۸۴ نفر تعیین شد تا نتایج به دست آمده به کل جامعه قابل تعمیم باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش (تئوری زمینه‌ای) گراندد تئوری و نرم‌افزار (SPSS)، استفاده شده است. از نتایج تحقیق در فاز کیفی مقوله‌های، تقویت ساختار غیر متمرکز در زمینه بیمه محصولات کشاورزی، اتخاذ بیمه اجباری محصولات کشاورزی، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی، تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه، اطلاع‌رسانی در باب اهمیت محصول استراتژیک خرما و اهداف بیمه، مدیریت مشارکتی، نظارت و تشویق مستمر و پایداری بیمه و محصولات کشاورزی به عنوان راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما، استخراج شد. در فاز کمی پژوهش، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن در شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی با ضریب همبستگی به دست آمده در سطح معناداری 000/0، گویای ارتباط مثبت و معنادار بین شاخص‌ها و راهکارهای مطرح شده است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) به وسیله 8 راهکار ارائه شده تبیین شدند و سهم راهکار مدیریت ریسک محصول استراتژیک خرما در پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) بیشتر از سایر مولفه‌‌ها است و بر اساس آزمون تحلیل مسیر، میزان اثرات مستقیم هر یک راهکارهای مطرح شده در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بیشتر از اثرات غیرمستقیم است و از بین راهکارهای مطرح شده، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی و تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه با مقدار 145/0، بیشترین اثرمستقیم را به خود اختصاص داده‌اند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی میزان موفقیت، موانع و محدودیت‌های تعاونی‌های مرتع‌داری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان خواف)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.408200.2121

محمد جمشیدی، جلیل فرزدامهر، مهدی بشیری

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان موفقیت سه تعاونی مرتع‌داری واقع در روستاهای برآباد، نگین بنیاباد و مهرآباد شهرستان خواف، عوامل مؤثر بر موفقیت و موانع و محدودیت‌های آن‌ها در سال 1398 انجام شد. به‌منظور انجام نمونه‌گیری از میان جامعه آماری اعضا تعاونی‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای استفاده شد. مطالعه به روش پرسشنامه انجام شد و تعداد نمونه‌ها 98 نفر شامل 80 نفر از اعضا تعاونی و 18 نفر از مدیران تعاونی‌ها بودند. روایی و پایایی پرسشنامه با کسب نظر از متخصصان و مقدار میانگین ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری ابتدا از ضرایب همبستگی پیرسون و مقدار کای اسکوئر استفاده شد. سپس با کمک رگرسیون گام به گام عوامل مؤثر استخراج شدند. همچنین به‌منظور مقایسه موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری از دیدگاه دو گروه اعضا عادی و مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری از آزمون t استیودنت استفاده شد. برای اولویت‌بندی بین متغیرها، از آزمون فریدمن استفاده شد. افراد شرکت‌کننده در تحقیق، میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری شهرستان خواف با میانگین 26/4 در حد خوب گزارش شده است. از میان صلاحیت‌های مدیریتی مورد مطالعه توانایی برقراری ارتباط مناسب و مؤثر با مرتع‌دارانهر دو با رتبه‌ 4 به‌عنوان اصلی‌ترین صلاحیت مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری انتخاب گردید. بازدیدهای ترویجی، تماس با مروجان منابع طبیعی و کلاس‌های آموزشی و ترویجی به ترتیب با رتبه 13/4، 98/3 و 95/3 سه فعالیت آموزشی و ترویجی هستند که بیش‌ترین تاثیر را در موفقیت تعاونی‌ها دارند. از میان عوامل اجتماعی- فرهنگی ارتباط فعال و مؤثر بین تعاونی‌های مرتع‌داری و سطح تحصیلات مدیران تعاونی از جمله مهم‌ترین عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر موفقیت تعاونی-های مرتع‌داری هستند. از میان کل عوامل مورد بررس عوامل مدیریتی و انجام فعالیت‌های جانبی به میزان 60 درصد بیشترین تاثیر را بر موفقیت تعاونی‌ها داشتند. نتایج اولویت‌بندی موانع و محدودیت‌های نشان داد که عدم حمایت مؤثر دولت و دخالت به جای حمایت، ضعف و مشکلات مالی، اصلی‌ترین موانع موفقیت این شرکت‌ها هستند. پیشنهاد می‌شود برنامه‌ای یکپارچه به‌منظور توانمندسازی مدیران تعاونی‎ها اجرا شود.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

شناسایی پهنه های مستعد احداث اقامتگاههای بوم گردی در مناطق عشایری استان فارس

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.496883.2213

علی شمس الدینی، داود جمینی

چکیده از اقدامات کلیدی برنامه‌ریزان استان فارس در راستای کمک به جامعه عشایری، تهیه و اجرای 812 طرح مرتع‌داری است. با توجه به ماهیت صنعت گردشگری و مزایای آن، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی می‌تواند ضمن پایداری زیست‌بوم‌های عشایری، در تقویت بنیه مالی و معیشت جامعه عشایر نقش موثری را ایفا نماید. با این تفاسیر هدف اصلی پژوهش کمی و کاربردی حاضر که با ترکیبی از روش‌های توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی انجام گرفته است، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری در میان 812 طرح مرتع‌داری تهیه شده در استان فارس است که در سال 1403 انجام گرفته است. برای پهنه‌بندی مدنظر از 18 معیار کلیدی و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش همپوشانی وزن‌دار و عملگر Sumدر نرم‌افزار GIS استفاده شده است. نتایج نشان داد به لحاظ قابلیت احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری از کل محدوده جغرافیایی استان فارس حدود 01/0 مساحت آن در سطح بسیار نامناسب، 99/20 درصد در سطح نامناسب، 6/54 درصد در سطح متوسط، 16/21 درصد در سطح مناسب و 23/3 درصد در سطح بسیار مناسب قرار گرفته است. همچنین نتایج نشان داد از 812 طرح مرتع‌داری مورد بررسی، 44 طرح در پهنه کاملاً مناسب، 178 طرح در پهنه مناسب، 498 طرح در پهنه متوسط، 92 طرح در پهنه نامناسب و هیچ یک از طرح‌ها در پهنه کاملاً نامناسب قرار ندارد و شهرستان‌های ممسنی، فراشبند و لامرد به-ترتیب با 14، 7 و 5 طرح منتخب، بیشترین ظرفیت را به لحاظ احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایر داشته‌اند. پیشنهاد می‌شود تمامی فعالیت‌های مرتبط با توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی در 44 طرح منتخب انجام گیرد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان میامی)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475710.2193

زهرا لطفی

چکیده در چند دهه گذشته، با افزایش جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در شیوه زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد‌زائد و پسماند با اثرات منفی برای سلامت انسان و محیط‌زیست افزایش یافته است. مناطق روستایی نیز با انواع مختلف پسماند و تبعات منفی آن‌ها مواجه هستند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی در روستا‌های شهرستان میامی در سال 1402 صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ نحوه گرد‌آوری داده‌ها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این مطالعه شامل دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستا‌های شهرستان میامی بودند که 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss در قالب تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. در حال حاضر مدیریت پسماند‌های روستایی برای پیشرفت محیط زندگی روستا‌ها و پیشگیری از خسارات و زیان‌های محیط‌‌زیستی، فرهنگی، اجتماعی و ... بسیار حساس و قابل‌توجه است. نتایج تحقیق نشان می-دهد که مدیریت پسماندها در مناطق روستایی شهرستان میامی تحت تأثیر عوامل گوناگون در زمینه‌های مختلف قرار دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که در مجموع هشت عامل فرهنگی (درصد واریانس 8/18)، بهداشتی (درصد واریانس 9/11)، مدیریت دفع (درصد واریانس 0/10)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 9/7)، آگاهی و دانش (درصد واریانس 1/6)، آموزش (درصد واریانس 8/5)، مکانیابی نامناسب (درصد واریانس 9/4) و زیست‌محیطی (درصد واریانس 6/4) در مجموع 70 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین می‌نمایند. برنامه‌ریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیط‌زیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوست‌سازی به عنوان یک راهکار کم‌هزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامه‌های آموزشی و جلسات اطلاع‌رسانی و توسعه زیرساخت‌ها با هدف کاهش اثرات زیست‌محیطی، افزایش بهره‌وری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد می‌شود.