موضوعات = جغرافیا و برنامه ریزی روستایی
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان میامی)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475710.2193

زهرا لطفی

چکیده در چند دهه گذشته، با افزایش جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در شیوه زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد‌زائد و پسماند با اثرات منفی برای سلامت انسان و محیط‌زیست افزایش یافته است. مناطق روستایی نیز با انواع مختلف پسماند و تبعات منفی آن‌ها مواجه هستند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی در روستا‌های شهرستان میامی در سال 1402 صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ نحوه گرد‌آوری داده‌ها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این مطالعه شامل دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستا‌های شهرستان میامی بودند که 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss در قالب تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. در حال حاضر مدیریت پسماند‌های روستایی برای پیشرفت محیط زندگی روستا‌ها و پیشگیری از خسارات و زیان‌های محیط‌‌زیستی، فرهنگی، اجتماعی و ... بسیار حساس و قابل‌توجه است. نتایج تحقیق نشان می-دهد که مدیریت پسماندها در مناطق روستایی شهرستان میامی تحت تأثیر عوامل گوناگون در زمینه‌های مختلف قرار دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که در مجموع هشت عامل فرهنگی (درصد واریانس 8/18)، بهداشتی (درصد واریانس 9/11)، مدیریت دفع (درصد واریانس 0/10)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 9/7)، آگاهی و دانش (درصد واریانس 1/6)، آموزش (درصد واریانس 8/5)، مکانیابی نامناسب (درصد واریانس 9/4) و زیست‌محیطی (درصد واریانس 6/4) در مجموع 70 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین می‌نمایند. برنامه‌ریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیط‌زیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوست‌سازی به عنوان یک راهکار کم‌هزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامه‌های آموزشی و جلسات اطلاع‌رسانی و توسعه زیرساخت‌ها با هدف کاهش اثرات زیست‌محیطی، افزایش بهره‌وری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد می‌شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی در خانوارهای روستایی سیستان

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.441244.2164

مرضیه مشهدی، حمید حیدری مکرر، صادق اصغری لفمجانی

چکیده انگور به دلیل نقش مهمی که در اقتصاد خانوارهای روستایی سیستان دارد، در میان محصولات کشاورزی این خانوارها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار ‌است. انگور یاقوتی منطقه سیستان به دلیل زودرس بودن و نوبرانه بودن مورد استقبال مصرف‌کنندگان قرارگرفته و دارای بازده اقتصادی مناسبی برای خانوارها روستایی منطقه سیستان می‌باشد. این پژوهش در سال 1402 با هدف تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی این محصول در روستاهای سیستان به اجرا در آمده است. پژوهش حاضر، بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی می‌باشد که در آن، جامعه آماری این پژوهش خانوارهای روستایی منطقه است که بر اساس فرمول‌های کوکران و تصحیح، تعداد 347 سرپرست خانوار به‌عنوان حجم نمونه به شیوۀ طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از نرم‌افزارهای ArcGIS، SPSS و مدل ARAS و آزمون‌های آماری فریدمن، کندال و من‌ویتنی استفاده‌شده است. نتایج مدل ARAS در بررسی شدت اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی بر خانوارهای مورد مطالعه نشان می‌دهد که اثرات اقتصادی در 6/16 درصد از خانوارها و اثرات اجتماعی نیز در 4/71 درصد از خانوارها در سطح اثرگذاری زیاد یا بسیار زیاد می‌باشد. همچنین بر اساس نتایج آزمون‌ها، مولفه درآمدزایی با میانگین 023/0 و مولفه رفاه اجتماعی با میانگین 031/0 به ترتیب بالاترین اثرات اقتصادی و اجتماعی را در بین اثرات متنوع در هر بعد به خود اختصاص می‌دهند. بر اساس نتایج حاصل، فراهم کردن امکانات و زیرساخت ها برای دسترسی به منابع آب پایدار و انتقال آن به روستاها و باغات منطقه سیستان جهت رفع محدودیت های موجود توصیه می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثربخشی سبک‌های تصمیم‌گیری در تهیه و اجرای طرح‌های توسعه روستایی ایران

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407055.2117

علی مختاری کرچگانی، مرتضی توکلی، مهدی پورطاهری، فرانسیسکو آنتونیو ناوارو والورده

چکیده امروزه انتخاب سبک تصمیم‌گیری به صورت مستقیم بر میزان اثربخشی طرح‌های توسعه روستایی تأثیر دارد. نهادهای مدیریتی با آگاهی از ویژگی هرکدام یک از این سبک‌ها، می‌توانند کارآمدترین سبک را با توجه به نیازها و چالش‌های محلی خود انتخاب کنند. این در حالی که بررسی‌ها نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری بکار گرفته شده در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران از اثربخشی پایین برخوردا است؛ لذا، این تحقیق در سال 1402 با هدف رتبه‌بندی سبک‌های تصمیمگیری بر اساس اثربخشی در فرایند تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران تدوین شده است. روش‌شناسی تحقیق حاضر، از فلسفه اثبات‌گرایی مبتنی بر حالت کمی طراحی شده است، که در یک چارچوب کاربردی با هدف توصیفی – تبیینی قرار می‌گیرد. روش گردآوری داده‌ها در چارچوب مطالعه کتابخانه‌ای و پیمایش میدانی انجام شده و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رتبه‌بندی ارزیابی براساس فاصله از راه حل متوسط (EDAS) استفاده‌شده است. نتایج به‌دست‌آمده از مدل نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری مشارکتی با امتیاز 1 بیش‌ترین سطح اثربخشی را در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران دارد؛ در رتبه‌های بعدی، به ترتیب سبک تصمیم‌گیری اجتماعی با 857/0 امتیاز، سبک تصمیم‌گیری فنی با 153/0 امتیاز و سبک تصمیم‌گیری آمرانه با حداقل امتیاز 0 قرار می‌گیرند. استنباط می‌شود، سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل برخورداری از دو ویژگی کلیدی یعنی "نگاه اجتماعی" و "پذیرش سطح بالایی از ابهام" در فرآیند تصمیم‌گیری در درون طرح‌های روستایی، از اثربخشی بیشتری به نسبت سایر سبک‌ها برخوردار باشد. سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل تحلیل زمینه‌های اجتماعی، ایجاد ظرفیت مشارکت برای تمامی ذی‌نفعان و اجرای کارآمد برنامه‌های توسعه روستایی به نسبت سایر سبک‌های از اثربخشی بیشتری جهت تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران برخوردار است. بنابراین، پیشنهاد می‌گردد که برنامه‌ریزان از مشارکت فعال تمامی بازیگران از جمله روستائیان در رویه تهیه طرح‌های توسعه از تهیه تا اجراء بهره‌ببرند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلانشهر تهران).

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 24-54

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.403742.2111

علی اکبر عنابستانی، مرتضی ذوالفقاری، جمیله توکلی نیا

چکیده روستای هوشمند، روستایی است که از ارتباطات دیجیتالی، راه‌حل‌ها و منابع برای توسعه و تحول خود در جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار استفاده می‌کند و با ویژگی انعطاف‌پذیری، راه‌های متنوعی را برای بهبود آن پیشنهاد می‌دهد. روستای هوشمند در ارتباط با رشد هوشمند و توسعه هوشمند دربرگیرنده تغییر در شیوه اصلی زندگی روستائیان و به دنبال آن پایدار نمودن این نواحی است که بر این اساس توسعه روستای هوشمند، در بلندمدت پایداری توسعه در نواحی روستایی را به دنبال دارد. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل پیشران‌های اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر توسعه پایدار سکونتگاه‌های پیراشهری کلان‌شهر تهران در محدوده شهرستان اسلامشهر است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی است به‌نحوی‌که ابتدا با روش دلفی عوامل شناسایی و پس از اعتبار بخش آن، توسط 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و برنامه‌ریزی و توسعه روستایی در قالب پرسشنامه به روش تحلیل ساختاری میک‌مک در سال 1402 مورد ارزیابی قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان داد، از بین عوامل کلیدی 57 گانه رهیافت روستای هوشمند در پنج بخش اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فیزیکی، زیست‌محیطی و نهادی- مدیریتی اثرگذار بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری، 17 عامل به‌عنوان پیشران کلیدی معرفی‌شده‌اند که از بین آن‌ها، پنج عامل افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی (10+)، بهره‌مندی کلاس‌های آموزشی از امکانات الکترونیکی و اینترنت در جهت استفاده از آموزش مجازی و از راه دور(5+)، ایجاد بستر مناسب برای افزایش دسترسی واحدهای مسکونی به اینترنت ثابت در روستا(9+)، افزایش توجه به مدیریت مصرف بهینه سوخت و انرژی در روستاها (5+) و افزایش مشارکت روستاییان در تصمیم‌گیری، اجرا و نگه‌داری پروژه‌ها از سوی مدیران محلی (8+) به‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های بحرانی در منطقه از سوی کارشناسان معرفی‌شده‌اند. بنابراین نتایج پژوهش نشان می‌دهد افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی می‌تواند اثرات قابل‌توجهی در زمینه‌ی اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری در افق برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ده‌ساله داشته باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

پیش یابی شرایط خشکسالی دوره های آتی تحت تاثیر تغییر اقلیم و بررسی نیاز خالص آبی در روستاهای منتخب استان کهگیلویه و بویر احمد

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 158-181

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.414629.2130

اشرف اسدی، ارسلان بی نیاز، آرش جاعل، سیروس شاکری

چکیده تغییر اقلیم به ویژه تغییر الگوهای بارش یک واقعیت چالش برانگیز است که بخش‌های مختلف جامعه از جمله بخش کشاورزی را که به شدت به چگونگی آب وهوا وابسته است، تحت تاثیر قرار می‌دهد. هدف این پژوهش پیش‌یابی شرایط خشکسالی در دوره‌های آتی و مقایسه الگوی فعلی مصرف آب و نیاز خالص آبی 10 محصول زراعی در پنج روستای استان کهگیلویه و بویراحمد است. بدین منظور جهت مدلسازی تغییر اقلیم داده‌های روزانه دمای کمینه، دمای بیشینه، بارش و ساعات آفتابی در طول دوره‌(2022-1986) ‌ایستگاه‌های یاسوج و گچساران از سازمان هواشناسی استان اخذ گردید. بر اساس این داده‌ها الگوی فعلی مصرف آب برآورد و نیاز خالص آبی این محصولات با توجه به شرایط آب و هوایی استان محاسبه شد. جهت بررسی خشکسالی و تغییر الگوهای بارش 3 مدل گردش عمومی که به خوبی بارش را در بیشتر مناطق کشور شبیه سازی می‌نمایند توسط مدل LARS-WG شبیه سازی شد سپس نمایه خشکسالی با استفاده از تابع گرافیکیZimaSPI در نرم افزارMATLAB محاسبه گردید. نتایج بررسی الگوهای بارش ماهانه و سالانه نشان داد که میزان بارش منطقه مورد مطالعه در سال‌های آتی افزایش می‌یابد اما الگوی زمانی توزیع بارش در طول سال تغییر دارد. نتایج توزیع بارش ماهانه گویای کاهش بارش زمستان و افزایش بارش‌ها در بهار و ابتدای پاییز است، که غالبا به صورت سیلاب از دسترس خارج می‌گردد. بررسی نمایه‌ی خشکسالی نیز گویای افزایش تداوم خشکسالی‌ها و رخداد بیشتر خشکسالی‌های ملایم است. با توجه به نتایج بررسی بارش و خشکسالی نیاز خالص آبیاری در 5 روستا و در محصولات زراعی گندم دیم وآبی، جو دیم و آبی، ذرت دانه‌ای، ذرت علوفه‌ای، هندوانه، سیب زمینی،پیاز، یونجه، شبدر و شلتوک مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی رفتار کشاورزان نیز از چهار سناریو شامل سطح بدون تغییر دسترسی به آب و کاهش سهمیه آب 10، 20 و 30 درصدی استفاده شد. بررسی سناریوهای تغییر دسترسی به آب نشان داد نیاز خالص آبی در مقایسه با الگوی مصرف آب به مراتب پایین‌تر بود. بیشترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی با 298 درصد در شلتوک و کمترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی در شبدر با اختلاف 13 درصد مشاهده شد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارائه الگوی تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در نواحی روستایی اورامانات کردستان

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 562-580

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.422655.2139

شادی قبادی، بهروز محمدی یگانه، مهدی چراغی

چکیده گردشگری به عنوان صنعتی پاک در تعامل دیرپا و پایدار با مجموعه‌ی عوامل اجتماعی-فرهنگی نقش مهم و انکارناپذیر در تحول و توسعه‌ی روستای ایفا می‌نماید، و یکی از مهمترین راهکارهای اقتصادی در توسعه منطقه‌ای تحت عنوان بستری برای توسعه کسب و کارهای کوچک به شمار می‌آید. اما با وجود نقش مهم این صنعت در توسعه مناطق همواره موانع و مشکلاتی وجود داشته که مانع از توسعه پایدار آن می‌شود. در این راستا شناخت و تبیین عوامل موثر بر تاب‌آوری کسب و کارهای گردشگری جهت مدیریت و برنامه‌ریزی بهینه و مناسب برای تقویت ظرفیت انطباق فعالیت‌ها در برابر تغییرات ناگهانی ضروری است. بدین جهت تحقیق حاضر با هدف تدوین الگوی تاب‌آوری کسب و کار گردشگری در منطقه اورامانات کردستان، سعی داشته است ضمن شناسایی عوامل تاثیرگذار بر تاب آوری، الگوی مطلوب تاب ‌آوری را نیز طراحی کند. در این راستا تحقیق حاضر با روش شناسی کیفی (گراندد تئوری) در محیط مکس‌کیودا ، اطلاعات لازم برای کدگذاری را از پرسشنامه‌های نیمه باز طراحی شده برای جامعه خبره (20) نفر، استخراج کرده است. یافته‌های تحقیق نشان داده است که 185 کد باز شناسایی شده-اند که بعد از حذف کدهای تکراری 60 کد مفهومی حاصل شده، که خود در 20 کد محوری-12 کد انتخاب طبقه‌بندی شده‌اند و در نهایت به 6 کد دارای نقش کلیدی دسته‌بندی شده‌اند. نتایج تحقیق نشان داده است که بیشترین تاکید جامعه نمونه تحقیق بر آینده‌نگاری از زیر کد دارای نقش راهبردی بوده است و بعد از آن موقعیت طلبی از زیر گرو ه پیامدها، و بازاریابی، ظرفیت سنجی از زیر گرو کد محوری قرار داشته‌اند. بنابراین الگوی تدوین شده تاب آوری کسب و کار گردشگری اورمانات دارای شش بعد ( علی، محوری، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردی و پیامد) بوده است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ساختاری پیوندهای روستایی – شهری مؤثر در امنیت غذایی نواحی روستایی به روش میک مک فازی زبانی (FLMICMAC) (موردمطالعه: سکونتگاه‌های پیراشهری دهدشت)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 315-349

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.441246.2160

علی اکبر عنابستانی، سروش سنایی مقدم

چکیده چگونگی پیوند میان شهر و روستا بر جنبه‌های مختلف زندگی روستائیان اثرگذار است که یکی از این جنبه‌ها، اثرگذاری این پیوندها بر روی امنیت غذایی است به‌طوری‌که قدیمی‌ترین و اصلی‌ترین پیوند روستایی- شهری پیوند درزمینه تأمین غذا بوده است. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر به دنبال تحلیل ساختاری عوامل کلیدی مؤثر بر پیوندهای روستایی- شهری در امنیت غذایی نواحی روستایی پیراشهری دهدشت می‌باشد. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی و علی - پیمایشی با رویکرد آینده‌پژوهی است روش جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانه‌ای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است جهت استخراج عوامل کلیدی پرسشنامه در چهار بعد شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، اطلاعاتی و زیرساختی- نهادی مؤثر بر امنیت غذایی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل می‌دهد. جهت اعتبار و روایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه و برای پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده‌شده است جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخص‌های مؤثر بر امنیت غذایی از نرم‌افزار (FL MICMAC) کمک گرفته شد. یافته‌های پژوهش نشان داده است که در بین 76 عامل موردبررسی در چهار بعد 16 عامل کلیدی شامل پیوندهای اقتصادی (افزایش سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی، ارائه خدمات، تسهیلات و نهاده‌های، بهبود سرمایه‌گذاری در تولید ابزار و تنوع‌بخشی به منابع درآمدی خانوارهای روستایی)، در بعد پیوندهای اجتماعی -فرهنگی (استقبال مدیران روستایی از الگوی برنامه‌ریزی، مشارکت ذی‌نفعان به‌ویژه نخبگان، سرمایه‌گذاران، پذیرش تغییر از نگرش و احساس عدالت اجتماعی)، پیوندهای اطلاعاتی (اشتراک‌گذاری اطلاعات و ارتباطات بین خریداران و فروشندگان، اطلاع‌رسانی محصولات کشاورزی و جاذبه‌های گردشگری، شکل‌گیری یک محیط رقابتی محصولات غذایی و بهبود ارتباطات فناوری با الگوسازی و برند سازی) و پیوندهای زیرساختی نهادی (حمایت دولت جهت بهبود وضعیت زمین‌های کشاورزی، تلاش برای بهبود وضعیت جاده‌های بین مراکز شهری و روستاها، راه‌اندازی صندوق اعتبارات روستایی و راه‌اندازی تعاونی‌های چندمنظوره) به‌عنوان پیشران‌های کلیدی شناسایی شدند؛ و انتظار می‌رود با پیشران‌های یادشده شهر دهدشت بتواند در جهت امنیت غذایی نواحی روستایی در قالب پیوندهای روستایی شهری گام بردارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات مدیریت منابع آب بر پایداری اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی (پژوهش موردی: روستاهای شهرستان مه‌ولات)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 418-403

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.409263.2124

مریم بلندی، حمید جعفری، ابوالفضل بهنیافر

چکیده امروزه مدیریت منابع آب به‌ویژه مدیریت منابع آب زیرزمینی، یکی از جنبه‌های توسعه پایدار است. در کشور ما به دلیل شرایط اقلیمی، منابع آب زیادی وجود ندارد و اگر آب بدون توجه به جنبه مدیریتی آن بخواهد مورد استفاده واقع شود، مشکلات عدیده‌ای به وجود آورده بطوریکه مخازن آب کشور، علی‌الخصوص منابع آب زیرزمینی را با خطر خشک شدن مواجه میسازد. مقاله حاضر با هدف تحلیل وضعیت موجود مدیریت منابع آب و ارتباط آن با پایداری اقتصادی روستاها تدوین شده است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری شامل 28 روستای شهرستان مهولات بوده که 25 درصد (8 روستا) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامهای محقق ساخته بوده که روایی آن از طریق تکنیک دلفی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای ‌کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و تأیید شد. توزیع پرسشنامه به تعداد 323 نمونه مطابق فرمول کوکران در سطح روستاهای نمونه انجام گردید. یافته‌های حاصل از آزمون تی تک نمونه‌ای مقدار محاسبه شده متغیر مدیریت منابع آب (68/2) و توسعه پایدار اقتصادی (0324/3) رابطه وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از سنجش میزان همبستگی بین دو ‌ٰٔ‌ٰٔ‌‌‌ٔ‌ٰٔ‌‌‌‌ٰ‌‌‌‌‌ٔ‌ٰٔ‌‌‌مؤلفه مدیریت منابع آب و توسعه پایدار اقتصادی بر اساس سه روش همبستگی پیرسون، اسپیرمن و تاوکندال نشان می‌دهد که بین مدیریت منابع آب و شاخص پایداری اقتصادی همبستگی مستقیمی وجود دارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

راهبردهای اقتصادی نگهداشت روستائیان در مناطق مرزی

دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 192-213

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.367525.2059

مریم قاسمی، فرهاد رمضانی

چکیده Maintaining the security of the country's borders requires maintaining the population of the border areas. Since the most important reason for the migration of border dwellers is economic hardships, the present study identifies the economic strategies of maintaining villagers in border areas. The research method is descriptive and analytical, and two SWOT QSPM strategic planning tools were used. The statistical population is the villages with more than twenty households located 10 kilometers from the Iran-Afghanistan border in Torbat-Jam city. In this study, 34 local experts in 17 border villages evaluated the matrix of internal factors with 48 factors and external factors with 9 factors. The results of SWOT showed that having favorable conditions for animal husbandry in border villages is the most important strength and the inefficiency of the cooperative of border residents and the lack of injecting its benefits to the villagers is the most important weakness in maintaining the population in border villages. In this matrix, strengths with 2.13 are superior to weaknesses with 1.03.In the foreign matrix, increasing the government's attention to the residents of border villages compared to the past is the most important opportunity, and the sanctions against Iran in many fields and the reduction of economic relations between the two borders are the most important economic threats to maintaining the population in border villages. In this matrix, opportunity points with 1.12 outweigh weaknesses with 1.02. According to the final score in the internal factors evaluation matrix of 2.16 and in the external factors evaluation matrix of 1.14, the selected strategy is defensive. With the help of the QSPM matrix, among the seven defense strategies presented, the first priority is to increase the diversity of income sources and create suitable and income-generating non-agricultural job opportunities in border villages such as handicrafts, tourism, and the development of service sector activities, etc. with a score of 1.55.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکل‌گیری روستاهای خلاق (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 214-237

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.384033.2081

علی ایزدی، سید هادی طیب نیا

چکیده امروزه نقش خلاقیت در اقتصاد جهانی و روند توسعه کشورها به قدری مهم و کلیدی ارزیابی شده است که، خلاقیت با سهمی چشم‌گیر توانسته نقشی اساسی در رشد و توسعه اقتصادی جهان ایفا نماید. از طرفی دیگر، توانمندی نیروی انسانی، توانسته پایداری این خلاقیت را برای سطوح مختلف یک کشور رقم بزند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکل‌گیری روستاهای خلاق می‌باشد. پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی است و روش پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است. جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات به دو صورت اسنادی و میدانی(پرسشنامه) در 5 بعد توانمندی خانوارهای روستای(مؤثر بودن، معنی‌داری، شایستگی، اعتماد و حق انتخاب) انجام شد. جامعه‌آماری پژوهش شامل سرپرستان خانواردرروستاهای شهرستان رشتخوار بوده که براساس فرمول کوکران حجم نمونه 377 خانوار محاسبه و به صورت تصادفی ساده در سال 1401 توزیع شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل تحلیل شبکه‌ای(ANP)، تحلیل‌های آماری ، تحلیل فضایی و نرم‌افزارهای Super Decisions ,GIS ، SPSS استفاده گردید، یافته‌های تحقق نشان داد که شاخص‌های خلاقیت خانوارها(9725/0)، اهمیت شغلی(9177/0)، شخصیت خانوارها(8847/0) دارای بیشترین وزن هستند. بنابراین مدل برازش شده برای انجام پژوهش مناسب بوده و بیانگر دهنده رابطه خطی و مستقیم بین توسعه شکل‌گیری روستاهای خلاق و خانوارهای روستایی توانمند در منطقه مورد مطالعه است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که، از عوامل اصلی عدم گسترش شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار می‌توان به تأمین نیازهای مالی از سمت مدیران دستگاه های ذی ربط دولتی و خصوصی اشاره کرد. در این راستا به با توجه به روند جهانی شدن روستاها، وضعیت پایین تحصیلی در بین خانوارها می‌تواند چراغ قرمزی برای برنامه‌ریزان روستایی باشد پیشنهاد می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

نقش تسهیلات مسکن روستایی در تحولات کالبدی روستاهای شهرستان خوانسار

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-77

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.375303.2064

اصغر نوروزی، بهروز قرنی آرانی، احمد عظیمی

چکیده مسکن از نیازهای اولیه انسان و جزئی از هویت روستا است و در دهه‌های اخیر به دلایل مختلف زمینه‌ساز تحولات کالبدی سکونتگاه‌های روستایی شده است. پژوهش حاضر بر تجزیه و تحلیل پیامدهای کالبدی برخورداری روستاهای شهرستان خوانسار از تسهیلات مسکن روستایی تصریح و تأکید دارد و در تلاش است تا «کیفیت مصالح»، «کیفیت سازه‌ای»، «ساختار بومی مسکن» و «کیفیت مسکن استاندارد» را در مساکن روستایی ساخته‌شده با اعتبارات این طرح واکاوی کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. جامعه آماری مورد پژوهش، سرپرستان خانوارهای روستایی بر پایه سرشماری ۱۳۹۵ و تعداد نمونه با محاسبة فرمول کوکران 345 نفر است که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده‌اند. همچنین با کاربرد روش نمونه‌گیری خوشه‌ای-تصادفی، تعداد 18 روستا تعیین شد. با توجه به مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه با مسئولان بنیاد مسکن و مشاهدات میدانی، پرسشنامه‌ای با 27 سؤال زیر نظر کارشناسان دانشگاه طراحی و در میان نمونه‌ها توزیع و تکمیل شده است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ بر اساس 40 پرسشنامه، 83/0 به دست آمد که در حد مطلوبی است. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری، به طور کلی تسهیلات مسکن روستایی بر تحولات کالبدی سکونتگاه‌های روستایی شهرستان خوانسار با ضریب تأثیر 18/0 اثر داشته است. در این میان تسهیلات مسکن روستایی بر «کیفیت مصالح» با ضریب تأثیر 31/0، «کیفیت سازه‌ای» با ضریب تأثیر 48/0، «ساختار بومی» با ضریب تأثیر 81/0 و بر «مسکن استاندارد» با ضریب تأثیر 25/0 اثرگذار بوده است. بنابراین تداوم ارائه تسهیلات با رویکردی نوین و مبتنی بر شرایط بومی نواحی روستایی پیشنهاد می‌شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از شاخص‌های اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی (مطالعه موردی: روستاهای منطقه سیستان)

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 447-461

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.320613.1992

زهرا کیخا، جواد بذرافشان، سیروس قنبری، عالمه کیخا

چکیده وقوع حوادث طبیعی مانند سیلاب و زلزله در عرصه های جغرافیایی، به ویژه مناطق روستایی تاثیرات مخربی برجای می گذارد. به طوری که این گونه حوادث اغلب با تخریب منابع اقتصادی و امکانات رفاهی و زیستی، سلامت ساکنان را به خطر می اندازند و همیشه خطر جدی برای توسعه مناطق روستایی به شمار می‌روند. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از عوامل اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی در روستاهای منطقه سیستان می‌باشد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی سرپرستان خانوراهای 373 روستای بالای 50 خانوار در منطقه سیستان بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 نفر از سرپرستان خانوارها به روش تصادفی طبقه‌ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای SPSS و WASPAS و Arc GIS استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون در خصوص تأثیر عوامل اقتصادی بر تاب‌آوری اجتماعات روستایی در منطقه سیستان حاکی از آن است که میزان همبستگی چندگانه بین عوامل اقتصادی و تاب‌آوری برابر با ضریب تعیین (R2=0.003) می‌باشد که نشان می‌دهد عوامل اقتصادی هیچ تأثیری برتاب‌آوری روستاییان در منطقه سیستان ندارد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک رتبه‌بندی WASPAS موید آن است که، روستائیان واقع در شهرستان‌های نیمروز و هیرمند دارای بیشترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطره طبیعی و روستائیان واقع در شهرستان هامون دارای کمترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطرات طبیعی می‌باشند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی تاب‌آوری سکونتگاه‌های روستایی در برابر سیلاب (مطالعه موردی: روستای زشک مشهد)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 325-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350518.2038

مریم بهیارفرد، محمدتقی دستورانی، علی اکبر عنابستانی

چکیده مخاطرات طبیعی همچون سیل از خسارت بار ترین پدیده­ها محسوب می­شوند که نیازمند توجه بیشتری هستند. روستا­های در معرض خطر سیل  همچون زشک باید پایداری بیشتری داشته باشند تا بتوانند خطرات و خسارات احتمالی سیل را به حداقل ممکن برسانند. یکی از مهم­ترین راهبرد­هایی که امروزه برای کاهش خسارات سیل در نظر گرفته می­شود بحث تاب­آوری جوامع می­باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی “پیمایشی” است و جامعه آماری 728 خانوار ساکن روستا زشک می­باشند. حجم نمونه با توجه به تعداد 728 خانوار جمعیت روستا های زشک، با استفاده از فرمول کوکران حدود 102 نفر برآورد شد، و 102 پرسشنامه در قالب طیف 5 گزینه ای لیکرت تهیه شد. در این پرسشنامه تاب­آوری کلی روستا مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel  وSPSS  انجام شده، برای تعیین سطح نرمال بودن داده­ها از آزمون های چولگی و کشیدگی و جهت پاسخ به فرضیه تحقیق از آزمون تی تک نمونه­ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که وضعیت  تاب­آوری روستای زشک با توجه به نظر اکثریت ساکنین منطقه در حد متوسط است و در این بین ابعاد زیرساختی، نهادی و سازمانی، اقتصادی، با میانگین اختلاف دارند و میزان این ابعاد کمتر از حد میانگین است و در وضعیت نامطلوب قرار دارند. میزان بعد تاب­آوری اجتماعی بیشتر از حد میانگین است و دارای وضعیت مطلوبی است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

پیش‌بینی احتمال وقوع خشکسالی‌ با استفاده از زنجیره مارکوف (مطالعه موردی: روستاهای استان سیستان و بلوچستان)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 387-402

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.352852.2042

هادی سیاسر، امیر سالاری

چکیده در پی تشدید شدت و طول دوره خشکسالی در ایران و بروز مشکلات حاد کم­آبی، مدیریت ریسک خشکسالی مخصوصأ در مناطق روستایی نمود دوچندانی یافته است. روش­های متنوعی از جمله زنجیره مارکوف جهت پیش­بینی احتمال خشکسالی مورد استفاده قرار می­گیرد. در این تحقیق به بررسی وضعیت خشکسالی­های مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان با توجه به داده­های بارش ماهانه در سطح شش ایستگاه ایرانشهر، چابهار، خاش، زابل، زاهدان و سراوان و با استفاده از روش شاخص بارش استاندارد شده (SPI) در مقیاس های زمانی ۳، ۶، ۹، ۱۲، 24 و 48 ماهه پرداخته شد. نتایج نشان داد مناطق روستایی شهرستان­های زاهدان، چابهار، زابل، سراوان و خاش در بازه بلندمدت به­ترتیب در 49/11، 14/35، 13/35، 62/11 و13/35 درصد از اوقات، گرفتار وضعیت خشک بوده و در2/77، 46/59، 17/62، 68/75 و46/59 درصد اوقات وضعیت نرمال و به­ترتیب در 49/11، 40/5، 70/2، 70/2 و 41/5 درصد اوقات، شرایط­ مرطوب برقرار بود. نتایج همچنین نشان می­دهد که به طور میانگین، احتمال تعادل دوره­های خشک، مرطوب و نرمال در ایستگاه­های استان به­ترتیب 29، 5 و 66 درصد است، به­ عبارتی در بیشتر مواقع، منطقه از نظر اقلیمی در شرایط نرمال قرار دارد، در حالی که احتمال وقوع شرایط خشک تقریباً شش برابر شرایط مرطوب است. شدیدترین خشکسالی استان سیستان و بلوچستان در سال 1387 با مقدار شاخص SPI برابر با ۸/۲ - و شدیدترین ترسالی استان مربوط به سال 1374 با مقدار SPI برابر با ۰۸/۲ + اتفاق افتاده است. نتایج کلی نشان داد که تغییرات شاخص SPI دچار تداوم روند منفی بوده و ایجاد سامانه جامع مدیریت ریسک امری ضروری می­باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تاثیر تغییر اقلیم بر پراکنش جغرافیایی پسته به عنوان محصولی راهبردی در مناطق روستایی

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 103-118

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.347139.2030

محبوبه ناصری، فاطمه رستگاری پور

چکیده پسته یکی از محصولات مهم اقتصادی ایران و جهان است. سرعت تغییرات اقلیمی طی یک دهه اخیر به‌طور ملموسی افزایش یافته به‌طوری که حجم زیادی از باغ‌های پسته ایران از این تغییرات جوی خسارت دیده‌اند. اقلیم به‌عنوان محدودیت اصلی در گسترش گیاهان محسوب می‌شود. در همین ارتباط کلایمکس یکی از پیشرفته‌ترین مدل‌ها برای پیش‌بینی دامنه پراکنش گونه‌های گیاهی است. در این پژوهش از اطلاعات منابع علمی، فاکتورهای رشدی (دمای پایه، حداقل و حداکثر بهینه و درجه روز رشد)، نیاز سرمایی و شاخص‌های تنش (سرما، خشکی و رطوبت) استخراج شده و سپس، با ورود اطلاعات به نرم‌افزار کلایمکس، نقشه پراکنش پسته ایران و جهان در روستاهای ایران و جهان در شرایط کنونی و تغییر اقلیم تا سال 2080 به-دست آمد. بر اساس نتایج حاصل، پسته پتانسیل کشت در روستاهای بخش‌هایی مانند ایران، بخشی از شرق چین، آسیای مرکزی، جمهوری آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، قسمت‌هایی از جنوب غربی روسیه، اوکراین، ترکیه وایالات متحده آمریکا را دارد. بر اساس نقشه‌های حاصل از کلایمکس پیش‌بینی شد با تغییر اقلیم بخش‌هایی از چین، ترکیه، آمریکا و قسمت‌های اروپای شرقی، مستعد کشت پسته خواهند شد. بر طبق نتایج نقشه‌های حاصل از کلایمکس، تغییر اقلیم باعث محدودیت گسترش پسته در قسمت‌های جنوبی استان خراسان جنوبی و کرمان خواهد شد و از سویی دیگر روستاهای جنوبی، روستاهای غربی و شمال غرب ایران مستعد گسترش این محصول خواهند شد. با توجه به ارزش اقتصادی پسته، کشت این گیاه در مناطق روستایی ایران رو به افزایش است، تحقیق حاضر تناسب اقلیمی مناطق مختلف روستایی کشور را با نیازهای زیستی پسته بررسی کرده و نقاط مستعد کشت آن در شرایط کنونی و تغییر اقلیم برای کشاورزان، کارشناسان و مدیران بخش کشاورزی مشخص می کند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساخت‌های شگل‌گیری روستای خلاق در سکونتگاه‌های پیراشهری (مورد: کلانشهرمشهد)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 137-164

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.338764.2013

علی اکبر عنابستانی، مهدی جوانشیری

چکیده استفاده از فناوری دیجیتالی بر شکل‌گیری روستای خلاق به‌عنوان رویکردی نو در استفاده از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود روستا جهت احیای آن، تأثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر، به‌منظور تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساخت‌های شکل‌گیری روستای خلاق سکونتگاه‌های پیراشهری مشهد به انجام رسیده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی و برای جمع‌آوری اطلاعات از روش‌های‌ اسنادی و میدانی استفاده‌شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 8 روستای پیرامون کلان‌شهر مشهد در سال 1400 است که دارای دفتر ICT روستایی، جمعیت بالای 1000 خانوار و در مجاورت شهر مشهد قرارگرفته‌اند. با توجه به تعداد خانوارهای کل در جامعه نمونه (20813 خانوار=N) و با خطای 07/0 درصد در فرمول کوکران حجم نمونه‌ای برابر 194 خانوار محاسبه که با روش تصادفی سیستماتیک از جامعه روستایی انتخاب شدند. تحلیل فضایی متغیرهای اصلی با استفاده از مدل‌های FGRA و MABAC انجام شد که روستاهای گرجی سفلی، حسین‌آباد قرقی و دهرود دارای بالاترین، و روستاهای کال زرکش و چهار برج دارای پایین‌ترین سطح استفاده از خدمات فناوری دیجیتالی (RICT) و زیرساخت‌های روستای خلاق است. در ادامه برای بررسی تأثیر فناوری دیجیتالی (RICT) بر "زیرساخت‌های روستای خلاق"، ضمن تائید همبستگی مثبت و معنی‌داری این دو متغیر با آزمون همبستگی پیرسون، نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) نشان می‌دهد که بُعد "آگاهی از خدمات RICT" با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، با ضریب 755/0، تأثیر بیشتری بر زیرساخت‌های روستای خلاق در سکونتگاه‌های نمونه داشته است. در کل با توجه به مقدار ضریب تعیین (R2) برای متغیر زیرساختهای روستای خلاق (969/0) مشخص گردید تأثیرگذاری فناوری دیجیتال روستایی (RICT) بر زیرساخت‌های روستای خلاق در سطح قوی است. بنابراین از منظر زیرساختهای روستای خلاق، برای جذب جمعیت و آماده سازی جمعیت جوان، پیشنهاد می شود از مشوق‌های دولتی، همانند عدم پرداخت مالیات و تسهیلات مسکن و اشتغال استفاده کرد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات اجرای طرح هادی روستایی بر بهبود کیفیت زندگی جامعه محلی(مطالعه موردی: دهستان رشتخوار)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 165-188

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.318950.1990

سید هادی طیب نیا، علی ایزدی

چکیده یکی از مهم‌ترین طرح‌ها و برنامه‌های دولت برای ساماندهی و توسعه روستاها در کشور، تهیه اجرای طرح هادی است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی و تحلیل پیامدهای اجرای طرح هادی روستایی در راستایی بهبود کیفیت زندگی جامعه محلی در دهستان رشتخوار می‌باشد. این تحقیق، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، روش نمونه‌گیری تصادفی بوده است و با فرمول کوکران(320 خانوار در سطح محدوده مورد مطالعه) حجم نمونه تعیین گردید. داده‌ها، با مطالعات میدانی( پرسشنامه، مشاهده: شاخص‌های انتخابی و محقق ساخته) و استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای جمع آوری شده است. برای سنجش پایایی پرسش‌نامه، با استفاده از روش آلفای کرونباخ با میزان 830/0، رضایت بخش بودن داده‌ها برای انجام پژوهش را نشان داد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. همچنین برای بررسی توزیع فضایی در بین روستاهایی که طرح هادی در آن اجرا شده بود از الگوی ویکور استفاده شد. یافته‌های تحقیق، نشانگر آن است که میانگین اثرات طرح هادی بر کیفیت زندگی مناطق روستایی مورد مطالعه در آزمون (t) تک نمونه‌ای در سطح متوسط(3) است. هعمچنین در الگوی رگرسیونی چندگانه توام، نقش عوامل و ابعاد تاثیر گذار بر میزان کیفیت زندگی خانوارهای روستایی از پیامدهای طرح‌هادی و توسعه آن در دهستان رشتخوار، نشان داد که همه ابعاد 6 گانه کالبدی، زیرساختی، محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی معنادار هستند. براساس تکنیک وایکور، روستای فتح‌اباد و سعادت آباد به ترتیب با 16/0 و 20/0 دارای بالاترین رتبه و روستاهای روح آباد و اندنجرد با میزان 96/0 و 80/0 دارای پایین‌ترین رتبه از نظر بهبود کیفیت زندگی موثر از اجرای طرح های هادی، نسبت به سایر روستاها هستند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی مولفه های تاثیر گذار بر حکمروایی خوب روستایی از دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 233-255

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.328776.2001

احمد حجاریان

چکیده امروزه حکمروایی از عرصه حکومت در می‌گذرد و با مشکلات زیادی روبروست و چاره ای جزء رهایی از آنها را ندارد. حکمروایی باید بتواند که مشارکت و همکاری را بین تمام نیروهای موثر در مدیریت جامعه، یعنی دولت ها، بخش های خصوصی و تشکل های مردمی برقرار کند. از این رو این پژوهش با هدف ارزیابی الگوی علی معیارهای موثر بر حکمروایی خوب انجام شده است. تحقیق حاضر با توجه به هدف آن کاربردی ، و براساس روش انجام توصیفی-علی می باشد. نمونه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با امر مدیریت روستایی و برنامه ریزی روستایی تشکیل می دادند. به منظور دستیابی به هدف پژوهش از تکنیک دیمتل فازی استفاده شد. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان دهنده آن بود که از بین معیارهای هشت گانه حکمروایی خوب معیار مشارکت و قانونمندی تاثیرگذارترین و معیار کارایی و اثر بخشی تاثیر پذیرترین معیار حکمروایی خوب بودند. همچنین معیار مشارکت به عنوان بااهمیت ترین معیار حکمروایی خوب شناسایی شد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

راهبردهای تاب آوری کالبدی مساکن خانوارهای روستایی در برابر سیل (مطالعه موردی: شهرستان درگز)

دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.310569.1984

زهرا کمالی، مریم قاسمی

چکیده در ایران، مخاطره سیل سالانه خسارات فراوانی به روستائیان مناطق درگیر به ویژه در بخش مسکن وارد می‌‌کند. به‌همین دلیل توجه به تاب‌آوری کالبدی مساکن روستایی به‌دلیل آسیب‌پذیری بالای آنها در مواجهه با سیل ضروری است. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی راهبردهای مطلوب تاب‌آوری کالبدی مساکن روستایی در مواجهه با سیلاب پرداخته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی و پیمایش میدانی است. پس از مطالعات اکتشافی اولیه، تعداد 9 روستا در شهرستان درگز که بیشترین آسیب پذیری در برابر سیل را داشتند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از دو ابزار برنامه‌ریزی استراتژیک SWOT-QSPM انجام شد. با توجه به خبره محور بودن این دو ابزار پرسشنامه پژوهش به کمک 25 نفر از خبرگان روستایی (دهیار و اعضای شورای اسلامی روستا) تکمیل گردید. بر اساس مطالعات اکتشافی اولیه 14 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 18 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت پیش روی تاب‌آوری کالبدی مسکن روستایی در مواجهه با سیل شناسایی شد. باتوجه به امتیاز نهایی در IFE=2.46 و درEFE=2.41 «راهبردهای تدافعی» یا حداقل- حداقل به‌عنوان راهبردهای کانونی جهت افزایش تاب‌آوری کالبدی مساکن روستایی انتخاب شد. هدف کلی راهبردهای تدافعی، یا «راهبرد بقا» کاهش ضعف‌های سیستم برای کاستن و خنثی سازی تهدیدها است. براساس تجزیه و تحلیل‌های صورت گرفته در ماتریس QSPM در بین استراتژی‌های تدافعی «ارتقای دانش و آگاهی ساکنان از اصول استاندارد ساخت و ساز در نواحی در معرض سیل»، بالاترین امتیاز یعنی 2.637 را کسب نموده و به‌عنوان اولین راهبرد انتخاب شده است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات طرحهای کوچک محلی مهار و انتقال آب بر اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: شهرستان نیشابور)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 431-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.290447.1951

حمید شایان، مریم قاسمی، حوریه هوایی

چکیده امروزه آب یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قرن حاضر است و منشأ بسیاری از تحولات جهان محسوب می شود. از آنجایی‌که پراکنش منابع آب و نزولات عموما متناسب نمی‌باشد، ذخیره‌سازی و انتقال در مقیاس خرد و نیز بین حوضه‌ای آب در قالب طرح‌های آبی برای جمع‌آوری، انتقال برای توسعه موزون فعالیت‌های انسانی لازم است. لذا استفاده بهینه و درست از منابع آبی و جلوگیری از هدررفت آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی مهمترین تأثیرات طرح‌های کوچک‌مقیاس محلی مهار و انتقال آب بر توسعه اقتصاد روستایی در قلمرو شهرستان نیشابور و شناسایی مشکلات پیش روی آنها می‌باشد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. تعداد نمونه ها 165 سهم بر آب استخر یا بند می‌باشد که با استقاده از فرمول N0 با توجه به تعداد سهامداران آب تعیین شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، ایجاد طرح‌های کوچک‌مقیاس و محلی مهار و انتقال آب باعث افزایش سطح توان اقتصاد روستایی خصوصا در بخش کشاورزی شده است. چرا که راندمان و مساحت اراضی زراعی و باغی بعد از ایجاد طرح‌های کوچک‌مقیاس و محلی مهار و انتقال آب به طور معناداری افزایش یافته اند. همچنین مشکلاتی نظیر اختلاف بر سر تقسیم آب، تخریب به‌وسیله افراد غریبه و کمبود سرمایه، ضعف همکاری مالکین و تأمین بودجه، عدم ایمن‌سازی، سامان‌دهی آب‌های سطحی و مشکلات مالی نیز در این زمینه وجود دارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگـری با استفاده از مدل SWOT (مورد مطالعه: روستای زراس شهرستان ایذه )

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 447-459

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299182.1970

مرضیه شهریاری، حسین کوراوند

چکیده گردشگری به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی جهان از منابع مهم رونق اقتصادی در اشتغال زایی، کسب درآمد های ارزی، کاهش فقر و افزایش تبادل و تعامل اجتماعی محسوب می شود. بنابراین هدف از انجام این تحقیق پژوهش برنامه‌ریزی راهبردی توسعه گردشگری و نقش آن در توسعه روستایی است که در روستای زراس شهرستان ایذه در سال 1396 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را شامل سه گروه تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه نمونه‌گیری کوکران برای سرپرست خانوارها، تعداد 200 نفر و برای گردشگران 120 نفر و 20 نفر از مسئولان به عنوان نمونه انتخاب شده است. می باشد که تحقیق حاضر با استفاده از روش مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدید‌ها به شیوه تحلیل SWOT به ارائه استراتژی و راهبردهایی جهت توسعه گردشگری روستایی زراس پرداخته و نتایج پژوهش گویای این امر است که در برنامه‌ ریزی گردشگری شهرستان ایذه (روستای زراس ) در اولویت اول راهبردهای رقابتی/ تهاجمی ( so) و بعد آن راهبرد بازنگری (wt) قرار می گیرد. در واقع راهبرد های رقابتی ‌تهاجمی نشان می‌دهد که با تاکید بر آداب و رسوم و فرهنگ محلی بومی، افزایش امکانات قایق سواری و امنیت گردشگران با افزایش توجه دولت در این زمینه موجب انگیزش برای مسافرت و جذب بخش خصوصی می‌شود و برای تحقق اهداف با بهره بهره‌گیری از این راهبردها، تقویت و افزایش امکانات و خدمات در کنار جاذبه‌ها و منابع گردشگری با هدف جلب رضایت بیشتر گردشگر و ایجاد اشتغال و درآمد پیشنهاد می‌شود و آستانه آسیب پذیری این منطقه روستایی به علت پتانسیل گردشگری بسیار بالا بوده و نیازمند بازنگـری جدی و ارائه سیاسـت‌گذاری‌های مناسب در جهت رفع محدودیت‌ها و موانع موجود مـی می‌باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی سکونتگاه‌های روستایی در ارتباط با عوامل طبیعی (مطالعه موردی: شهرستان فیروزآباد)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 491-504

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.310954.1985

بابک اجتماعی، علی شکور، علی شجاعی فرد

چکیده پیدایش سکونتگاه‌های روستایی، بر پایه‌ی عوامل طبیعی مانند آب‌وخاک استوار بوده است. عوامل طبیعی در مکان گزینی، پراکندگی، حوزه‌ی نفوذ، توسعه‌ی فیزیکی، مورفولوژی و امثال آن اثر قاطعی دارد و این عوامل گاهی به‌عنوان یک عامل مثبت و زمانی به‌صورت یک عامل منفی عمل می‌کند. هدف از این مطالعه وضعیت قرارگیری سکونتگاه‌های روستایی شهرستان فیروزآباد در ارتباط با عوامل طبیعی می‌باشد. جامعه آماری شامل سکونتگاه‌های روستایی شهرستان فیروزآباد می‌باشد این شهرستان دارای دو بخش و 5 دهستان می‌باشد. روش موردمطالعه در این تحقیق، روش تاپسیس فازی می‌باشد که یکی از بهترین روش‌های تصمیم‌گیری جند شاخصه است که بر مبنای متغیرهای فازی بیان‌شده است. لایه‌های اطلاعاتی مورداستفاده شامل لایه ارتفاعی، شیب، جهت، اقلیم، پوشش گیاهی، خاک، فرسایش، کاربری اراضی می‌باشد که در محیط GIS تجزیه‌وتحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بخش مرکزی با بیشترین روستاها، ضعیف‌ترین عملکرد را نسبت به عوامل طبیعی داشته و دهستان احمدآباد در این بخش با 95 درصد در رتبه نخست قرار می‌گیرد. دومین بخش شهرستان مربوط به بخش میمند بوده که ازلحاظ عوامل طبیعی عملکرد بهتری داشته‌اند به‌طوری‌که اکثر روستاهایی که در شهرستان در وضعیت مناسب‌تری قرار داشته‌اند در این بخش قرارگرفته‌اند. به‌طورکلی سکونتگاه‌های روستایی که در قسمت شمالی و شمال غربی فیروزآباد می‌باشند در وضعیت مناسب‌تری قرار دارند. درصورتی‌که وضعیت سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی و مرکزی شهرستان نامناسب می‌باشد. نقش عوامل انسانی بخصوص در لایه‌های پوشش گیاهی، خاک، فرسایش و کاربری اراضی باعث شده که وضعیت قرارگیری بسیاری از سکونتگاه‌های روستایی در ارتباط با عوامل طبیعی در وضعیت نامناسبی قرار بگیرند. لذا می‌طلبد پتانسیل‌ و ظرفیت سکونتگاه‌های روستایی شهرستان به‌خوبی موردبررسی قرارگرفته و در تناسب بااستعدادهای موجود در منطقه نسبت به معرفی، طرح‌ریزی و اجرای برنامه‌های معیشتی جایگزین اقتصاد زراعی –دامی که در حال حاضر می‌باشد و باعث تخریب این موقعیت شده است اقدام شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ظرفیت پایداری نظام اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان ارومیه)

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 291-311

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300781.1974

لیلا سلطانی، علی اکبر تقیلو

چکیده رشد جمعیت، تغییرات تکنولوژی اطلاعات، تغییرات اقلیمی، تغییرات کمی و کیفی آب و تحولات اقتصادی قرن 21 اقتصاد روستاها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مدیریت اقتصاد روستایی در برابر این تحولات و شوکها مستلزم شناخت ظرفیت پویایی بخشهای تشکیل دهنده آن است. این تحقیق در سال 1398 با هدف این تحقیق ارزیابی ظرفیت پایداری اقتصاد روستاهای بخش مرکزی ارومیه انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق 9305 خانوار بوده که از آن 385 نفر به عنوان نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب گردید. روش نمونه گیری نیز بصورت تصادفی ساده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بر اساس متغیرهای(اقتصاد کشاورزی، خدمات و صنعت) در قالب طیف لیکرت بوده است. نتایج نشان می دهد که؛ فعالیتهایی در بخش خدمات و صنعت در پویایی اقتصاد روستایی نقش داشته‌اند که به نوعی وابسته به کشاورزی بوده‌اند. گردشگری و طبیعت گردی در بخش خدمات، صنایع دستی و چرم و مبلمان در بخش صنعت به شدت به فعالیتهای کشاورزی و دامی وابسته است که از نظر مردم موجب پویایی اقتصاد روستا می شود. در این فعالیتها بخش تولید، هزینه و تنوع تولید سهم بزرگی در پایداری اقتصاد روستا به خود اختصاص داده است که در صورت توجه به آنها پایداری اقتصاد روستا در منطقه تضمین می یابد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ریسک سواد فرهنگی در حوزه سرمایه معنوی چشم انداز روستایی ‏(مورد مطالعه: روستائیان استان لرستان)‏

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 329-352

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300291.1971

مرتضی توکلی، علی خدادادی

چکیده اخیراً توجه خاصی به نقش فرهنگ در توسعه پایدار جامعه معطوف شده است. افراد و جوامع دارای ارزش‌ها، معانی، آداب و رسوم و ‏سیستم‌های دانش خاص خود هستند. با این حال، از چنین ویژگی‌هایی غالباً در برنامه‌ریزی توسعه چشم پوشی شده است. هدف از این‎ ‎پژوهش تحلیل‎ ‎ریسک سواد فرهنگی مناطق‎ ‎روستایی‎ ‎در سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی‎ ‎استان لرستان‎ ‎است. روش‎ ‎تحقیق‎ ‎این‎ ‎مقاله ‏به صورت پیمایشی، و در چارچوب مطالعات کتابخانه‌ای و‎ ‎اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار علت و معلولی دیماتل ‏استفاده شده‎.‎‏ نتایج‎ ‎نشان داد در بین عوامل تآثیرگذار بر سواد فرهنگی روستاها: عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری به ‏ترتیب با ضریب وزنی 296/1 و 848/0به عنوان عوامل اثرگذار، و از سویی عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت به ترتیب ‏با ضریب وزنی 229/1- و 077/1- به عنوان اثرپذیرترین معیارها در بین شاخص‌های مؤثر بر ریسک سواد فرهنگی در بین روستائیان بوده ‏است. بر این اساس، عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری بعنوان عوامل علت و عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت، درک ‏مکانی و ارزش‌ها و هنجارها تحت نام عوامل معلول در حوزه سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی منطقه مورد مطالعه شناسایی و مشخص ‏گردیدند. لذا پیشنهاداتی چون حذف باورهای ناسازگار و پایدار شده در روستاها؛ برخورد ریشه‌ای با افکار و احساسات غیر منطقی روستائیان ‏و غیره ارائه گردیده است.‏

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی مکانی مناطق در معرض ریسک فرونشست زمین در روستای فدافن، شهرستان کاشمر

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 411-426

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.340615.2020

احسان حسین نژاد مکی، مهدی بشیری، حمیدرضا مرادی

چکیده رشد جمعیت همراه با توسعه صنعت و کشاورزی، افزایش مصرف آب را به‌دنبال داشته‌است. محدودیت منابع آب‌های سطحی، باعث برداشت بیش‌ازحد از سفره‌های آب زیرزمینی گردیده و پیامدهای جبران‌ناپذیری را بر منابع آب و محیط‌زیست کشور وارد کرده‌ است؛ از جمله پدیده فرونشست، که اغلب دشت‌های کشور را فراگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر و مناطق در معرض ریسک فرونشست در روستای فدافن کاشمر است. جهت پهنه‌بندی ریسک، طی سال 1398،عوامل سنگ‌شناسی، کاربری‌اراضی، خاک‌شناسی، میزان برداشت از آبخوان، فاصله از آبراهه، گسل، چاه‌های بهره‌برداری، چشمه و قنات‌ها و نیز عوامل ژئومورفولوژی شامل شیب، جهت و ارتفاع بررسی و هر یک از عوامل، تبدیل به یک لایه اطلاعاتی شد و با الگوریتم جنگل تصادفی در نرم‌افزار R، مدل‌سازی و ارزیابی انجام گردید. سپس جهت تعیین نواحی مستعد فرونشست، نقشه‌های پهنه‌بندی ریسک در پنج کلاس با دو روش ارزش اطلاعاتی و تراکم سطح در محیط ArcGIS استخراج شدند. نتایج نشان داد در روش‌های تراکم سطح و ارزش اطلاعات به‌ترتیب 01/97 و 04/91 درصد فرونشست‌ها درکلاس خطر خیلی زیاد و زیاد قرار گرفته است. بنابراین هر دو روش در پهنه‌بندی مناطق در معرض ریسک، موفق عمل کرده‌اند و عوامل برداشت از آبخوان و کاربری اراضی بیشترین اهمیت در وقوع فرونشست را دارند. همچنین براساس منحنی ROC، الگوریتم جنگل تصادفی با دقت بسیار بالا (93 درصد)، نتایج خوبی در اولویت‌بندی و اهمیت عوامل مؤثر در فرونشست ارائه کرده‌ است و بخش جنوبی منطقه با کاربری مرتع، بیشترین ریسک و زراعت آبی در منطقه، کمترین ریسک در توسعه مکانی فرونشست‌ها را دارد.در نتیجه مدیریت تغذیه آبخوان با پخش سیلاب‌ها و کاهش استحصال آب در جنوب منطقه می‌تواند در کاهش ریسک وقوع و توسعه فرونشست‌ها موثر و کاربردی باشد.