نشریه "راهبردهای توسعه روستایی"، فصلنامهای به زبان فارسی با دسترسی آزاداست که توسطدانشگاه تربت حیدریه و با همکاری انجمن توسعه روستایی ایران منـتشر میشود. این نشریه دستاوردهای علمی با کیفیت بالا در زمینههای مختلف جغرافیا و برنامهریزی روستایی، ترویج کشاورزی و توسعه روستایی را منتشر مینماید.
سیاست داوری تخصصی این نشریه در بررسی متن مقالات به صورتدو سوناشناس است. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی میکند. تمامی مقالات ارسالی توسط نرمافزار تشخیصی سرقت ادبی (همیاب) بررسی میشوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار میگیرند (مطالعه بیشتر).
چکیده حکمروایی محلی بهعنوان چارچوبی کلیدی در مدیریت و توسعه محلی، نقش اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و زیستپذیری جوامع انسانی دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر حکمروایی محلی بر زیستپذیری سکونتگاههای روستایی بخش ماهور میلاتی شهرستان ممسنی در سال ۱۴۰۴ انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر روش پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل جمعیت ساکن در ۳۲ روستای منتخب بخش ماهور میلاتی بود. نمونهگیری بهصورت چندمرحلهای انجام شد؛ بهگونهای که ابتدا روستاها براساس معیارهای جمعیتی، جغرافیایی و پراکنش فضایی انتخاب شدند، سپس سهم هر روستا متناسب با جمعیت آن تعیین و پاسخگویان در هر روستا بهصورت تصادفی انتخاب شدند. براساس فرمول کوکران، حجم نمونه اولیه ۳۴۱ نفر محاسبه شد که بهمنظور افزایش دقت و تأمین حداقل نمونه در روستاهای کمجمعیت، به ۳۸۷ نفر افزایش یافت. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته گردآوری شد. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برای حکمروایی (۰/۹۱۶) و زیستپذیری (۰/۸۹۶) تأیید شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t تکنمونهای، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد میانگین شاخصهای حکمروایی (۲/۸۰) و زیستپذیری (۲/۵۴) پایینتر از سطح مطلوب (۳) بوده و وضعیت هر دو متغیر نامطلوب است. همچنین، نتایج همبستگی پیرسون بیانگر وجود همبستگی متوسط میان حکمروایی و زیستپذیری بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که بهترتیب ابعاد قانونمحوری با ضریب بتای ۰/۳۲۰، پاسخگویی با ضریب ۰/۲۹۰، مسئولیتپذیری با ضریب ۰/۲۷۵ و کارایی با ضریب ۰/۲۶۰ بیشترین تأثیر را بر زیستپذیری دارند. بر این اساس، تقویت مشارکت، توافق جمعی، عدالت و شفافیت میتواند با ارتقای سرمایه اجتماعی و بهبود فرایندهای مدیریتی، زمینه افزایش زیستپذیری سکونتگاههای روستایی را فراهم سازد.
شکوفه معمل وند، پگاه مریدسادات، علی اکبر عنابستانی
چکیده زیستپذیری روستایی یکی از مفاهیم حائز اهمیت در ادبیات توسعه پایدار است که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط زیستی را شامل میشود. دسترسی روستاییان به شغل و درآمد شایسته، از شاخص های کلیدی زیست پذیری روستایی هستند. لذا کارآفرینی روستایی برای تحقق این شاخص ها مورد تاکید قرار گرفته است. از سویی بهبود زیست پذیری روستایی با تامین بستر مناسب کارآفرینانه میتواند زمینه توسعه کارآفرینی را فراهم کند. بنابراین زیست پذیری روستایی به عنوان هدف و وسیله ای برای کارآفرینی روستایی باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، تحلیل کتابشناختی مطالعات حوزه زیست پذیری و کارآفرینی روستایی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها اسنادی است. برای گردآوری داده ها در پایگاه دادههای علمی اسکوپوس، در بازه زمانی 1990 تا 2025، با کلمات کلیدی زیست پذیری روستایی، کارآفرینی روستایی، نواحی روستایی اقدام شد که نهایتا 340 سند استخراج و با ترم افزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی پژوهش نشان داد تمرکز مطالعات بیشتر بر کارآفرینی روستایی بوده و موضوع زیست پذیری از سال 2021 به بعد مورد توجه قرار گرفته است. همچنین شکاف پژوهشی در مطالعاتی که به صورت همزمان موضوعات کارآفرینی و زیست پذیری روستایی را مورد توجه قرار دهند وجود دارد. چین و ایالات متحده آمریکا کشورهای پیشرو در این زمینه موضوعی هستند و ایران با 9 سند علمی، بین 73 کشور فعال در این حوزه در رتبه 12 ام قرار گرفته است. به لحاظ هم نویسندگی، چین در بالاترین جایگاه قرار دارد و ایران به لحاظ همکاری مشترک با محققان سایر کشورها بسیار ضعیف و در رتبه 71 قرار دارد.
چکیده در سالهای اخیر، مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی از جمله تداوم خشکسالی، کاهش بارندگی، بهرهبرداری بیرویه از منابع آب در مناطق بیابانی و نابودی پوشش گیاهی بهویژه در نواحی شرقی عراق، زمینهساز تشدید پدیده ریزگردها شده است. استانهای غربی ایران از جمله مناطقیاند که بیشترین تأثیر را از این پدیده دریافت کردهاند. پژوهش حاضر در سال 1404 با هدف تحلیل اثرات ریزگردها بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی در شهرستان گیلانغرب انجام شده است. این مطالعه از نوع توصیفیـهمبستگی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند. روایی ابزار توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس تأیید و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ، که برای بخشهای مختلف پرسشنامه بین 75 تا 82 درصد بهدست آمد، احراز شد. جامعه آماری شامل ۵۶۰۰ نفر از کشاورزان شهرستان گیلانغرب بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۳۵۷ نفر تعیین و نمونهها با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که عوامل سلامتی (599/0)، اقتصادی (557/0)، اجتماعی (529/0) و محیطزیستی (544/0) با متغیر وابسته پژوهش رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین یافتههای رگرسیون نشان داد چهار متغیر سلامتی (415/0)، اقتصادی (255/0)، محیطزیستی (185/0) و اجتماعی (178/0) بهترتیب بیشترین تأثیر را بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی داشته و در مجموع 6/58 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکنند. نتایج این پژوهش میتواند برای مدیران آموزش کشاورزی، مروجان، برنامهریزان درسی و سیاستگذاران توسعه روستایی در طراحی مداخلات آموزشی و ترویجی مبتنی بر کاهش اثرات ریزگردها بر تداوم شغل کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.
چکیده امنیت غذایی خانوارهای روستایی شالیکار پدیدهای چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی، تغذیهای، نهادی، اجتماعی و محیطی قرار دارد. این پژوهش در سال 1404با هدف شناسایی و اولویتبندی چالشهای مؤثر بر امنیت غذایی از دیدگاه خانوارهای شالیکار در بخش سنگر شهرستان رشت و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۵۱۲۲ خانوار روستایی ساکن در بخش سنگر شهرستان رشت بود که از میان آنها ۱۲۵۲۵ خانوار بهرهبردار شالیکار بهعنوان جامعه هدف در نظر گرفته شد. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با تخصیص متناسب (بر حسب طبقات روستایی)، دادههای ۳۱۳ خانوار شالیکار گردآوری شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته مبتنی بر ادبیات نظری امنیت غذایی بود که روایی محتوایی آن توسط خبرگان حوزه توسعه روستایی و برنامهریزی کشاورزی تأیید شد. با توجه به اینکه گویههای پرسشنامه ماهیت چندبُعدی نداشتند و صرفاً برای سنجش شدت اثر چالشها طراحی شده بودند، استفاده از آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی مناسب تشخیص داده نشد. برای وزندهی چالشها از تکنیک SWARA و برای طبقهبندی شدت اثرگذاری از رهیافت ISDM استفاده شد. نتایج نشان داد مؤلفه اقتصادی با وزن نسبی 24.12 درصد مهمترین چالش امنیت غذایی است و پس از آن مؤلفههای بهداشتی–تغذیهای (20.39 درصد)، سیاستگذاری–زیرساختی (18.73 درصد)، فرهنگی–اجتماعی (18.55 درصد) و محیطی (18.22 درصد) قرار دارند. در سطح زیرمعیارها، کاهش دسترسی به پروتئینهای حیوانی و میوه و سبزیجات، تغییر اقلیم، کمبود منابع آب، فرسایش خاک و ضعف زیرساختهای حملونقل و آبیاری در سطح «شدت اثرگذاری خیلی زیاد » شناسایی شدند. در مقابل، مهاجرت روستایی، فساد اداری و کاهش همبستگی اجتماعی در سطح «شدت اثرگذاری خیلی کم» قرار گرفتند. بر اساس نتایج، تقویت تولید غذای سالم محلی، بهبود زیرساختهای کشاورزی و بازنگری در سیاستهای حمایتی از جمله قیمتگذاری برنج، تعرفه واردات و بیمه شالیکاران پیشنهاد میشود.
چکیده انگیزههای گردشگران ارتباط زیادی با انتخاب مقصد سفر، وفاداری به مقصدهای گردشگری و در نتیجه کسب دانش در زمینه پیشبینی الگوهای آتی رفتار سفر گردشگران دارد. ازاینرو تحقیق حاضر به بررسی تأثیر انگیزه اکوتوریستها بر وفاداری آنها به مقصدهای گردشگری روستایی پرداخته است. جامعه آماری تحقیق حاضر را گردشگرانی که در بازه زمانی تحقیق به منطقه تفریحی سراوان مراجعه کردهاند، تشکیل دادهاند. برای تعیین حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول مورگان برای جامعه با آمار بزرگ تعداد 384 نفر بهعنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شد. روش نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی ساده اجرا گردید. تحقیق حاضر بر اساس ماهیت و روش گردآوری دادهها یک تحقیق توصیفی پیمایشی است و از نظر هدف کاربردی میباشد. در ادامه برای بررسی متغیرهای تحقیق از پرسشنامههای استاندارد و بر اساس مقیاس پنج رتبهای لیکرت استفاده گردید. همچنین برای آزمون نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف اسمیرنف استفاده شد که متغیرها دارای توزیع نرمال بودند؛ لذا با توجه به نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین انگیزه اکوتوریستها با وفاداری آنها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون رگرسیون نشاندهندهشان دهنده مناسب بودن مدل رگرسیونی مربوط به پیشبینی وفاداری اکوتوریستها با استفاده از انگیزه آنها است.
چکیده توسعه پایدار اصل کلیدی برای توسعه روستایی است و منجربه ایجاد تعادل می گردد و برای گذار به توسعه پایدار روستایی، بدون ارزیابی شرایط اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی امکان پذیر نیست. در این راستا مقاله حاضر با هدف ارزیابی سطح توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار به به واسطه شاخص های توسعه پایدار، به دنبال پاسخ به این سوال بود که شاخص های توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی این شهرستان کدامند؟ و روستاهای این شهرستان به لحاظ برخورداری از میزان توسعه چگونه عمل نموده است؟ این تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری آن روستاهای شهرستان با تعداد 13665 نفر جمعیت به تعداد 12 روستای بالای 500 نفر بود که طبق فرمول کوکران 374 نفر تعیین شد. پرسشنامه محقق ساخته از نوع مقیاس طیف لیکرت پنج گزینه ای حاوی 32 سوال به نسبت سهم جمعیت هر روستا و به روش نمونه گیری تصادفی ساده در اختیار نمونه آماری بالای 18 سال قرار گرفت. سپس از طریق نرم افزار SPSS نسبت به تجزیه و تحلیل دادها اقدام و در نهایت از طریق مدل TOPSIS رتبه بندی نهایی انجام و در قالب نقشه ARC GIS ترسیم گردید. نتایج نشان داد روستای بابک با کسب رتبه اول با (0/832=Pi) در حد ایده آل و روستای مرادلو با (0/263=Pi) دورترین فاصله را از حد ایده آل داشت. در مجموع توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار بر اساس شاخص های توسعه پایدار با مقادیر (0/457=Pi)، کمتر از حد متوسط و نسبتا ایده آل بود. نتیجه این که پیوند ضعیف توسعه روستایی با شاخص های توسعه پایدار منجربه دوری آن از پارادایم توسعه پایدار و پیشتازی معیارهای بعد اقتصادی منجربه تبعیت توسعه روستاهای این شهرستان از پارادایم کشاورزی- صنعتی شده است.
چکیده راهاندازی صندوقهای اعتبارات خرد در دو دهه گذشته، به رویکردی محبوب برای توانمندسازی در کشورهای در حال توسعه (از جمله کشور ما) تبدیل شده است. این برنامهها با هدف ایجاد اشتغال پایدار، افزایش درآمد، کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی زنان روستایی و خانوادههای آنها طراحی و اجرا میشوند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی عضو صندوقهای فعال اعتبارات خرد استان تشکیل دادند (1688 نفر). از میان شهرستانهای استان کرمان، پنج شهرستان بهروش نمونهگیری هدفمند با توجه به پراکنش جغرافیایی و تنوع شرایط اقتصادی-اجتماعی انتخاب شد. تعداد صندوقهای فعال استان 136 مورد است که 91 نفر از اعضای صندوقهای مذکور با روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، مبتنی بر مطالعات پیشین و نظر متخصصان جمعآوری شد. این پرسشنامه، مشتمل بر دو بخش سؤالات مربوط به ویژگیهای فردی و اقتصادی و سؤالات مربوط به سنجش ابعاد توانمندسازی زنان روستایی بر پایه 35 گویه در چهار بعد بود که پاسخها براساس طیف پنجدرجهای لیکرت از "بسیار کم" تا "بسیار زیاد" تنظیم شدند. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آن 939/0 بهدست آمد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص توانمندسازی اجتماعی زنان بهطور معنیداری بالاتر از مقدار نظری (001/0p<) و میانگین شاخصهای توانمندسازی اقتصادی خانوار (009/0(p= و بهبود رفاه خانوار (001/0p<)، بهطور معنیداری کمتر از مقدار نظری قرار داشتند. شاخص ایجاد اشتغال و فرصتهای کسب درآمد نیز تفاوت معنیداری با مقدار نظری نشان نداد (829/0(p=. همچنین، بین سن و شاخصهای ایجاد اشتغال و توانمندسازی اقتصادی همبستگی منفی و معنیدار مشاهده شد، اما بین مبلغ آخرین وام دریافتی و شاخصهای توانمندسازی رابطه معنیداری بهدست نیامد. علاوه بر این، میان شاخصهای توانمندسازی تفاوت معنیداری وجود داشت؛ بهگونهای که توانمندسازی اجتماعی بالاترین و بهبود رفاه خانوار پایینترین رتبه را بهخود اختصاص داد.
فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی
چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعهیافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور میباشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیتهای کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم میتواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهرهوری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگهای و کوهپایهای در دهستانهای هتکه سوادکوه و بیشهسر قائمشهر میپردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمونهای آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغلهای آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوتها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیتهای دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونیها و انجمنهای زنان برای بهرهبرداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه میگردد.
چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندیها و پتانسیلهای محیطی و قابلیتها و مزیتهای تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامهریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامهای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهرهبردار مورد پرسشگری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائهشده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویتبندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامهریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمرههای نهایی 52/2 صدم، نشان میدهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشاندهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل میتواند با تقویت فرصتها در مقابل تهدیدها بهخوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد
چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محققساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفتهاند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرمافزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالیکه روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه میباشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصتها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژیهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر میباشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطهها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینههای تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری میباشد. در نهایت با توجه به یافتههای پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آنها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده میباشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.
ایمان حقیان، غلام علی حشمتی، حسین بارانی، جمشید قربانی، قدرت اله حیدری
چکیده بقای جوامع روستایی و عشایری از دیرباز در ایران وابسته به مراتع بوده است. تنوع اقلیمی، قومی و قبیلهای موجب شده تا نظام دامداری سنتی متکی به مراتع در مناطق مختلف ایران دارای تقویم کاری و روشهای مختلف دامداری باشد. در این مطالعه به بررسی تقویم کاری و بازدهی مالی دامداری سنتی در مراتع منطقه بلده نور (بخشی از مراتع البرز مرکزی) پرداختهشده است. در این مطالعه پس از ارزیابی اولیه منطقه، سه دامدار (در روستاهای دویلات، چل و بلده) که معرف نظام دامداری منطقه بودند شناساییشده و پایش فعالیتهای دامداری و بررسی عملکرد مالی آنها در بازهای یکساله انجام شد. نمونهبرداری از نیمه دوم فروردین 1391 آغاز و تا فروردین 1392 ادامه داشته است. در طول دوره بررسی، محقق در فواصل زمانی 15 روزه در عرصه مراتع حضور داشته و تمام جزئیات فعالیتهای دام و دامداری را ثبت نموده است. نتایج نشان داد تقویمکاری نظام دامداری سنتی منطقه دارای پنج دورهکاری با فعالیتهای متفاوت دامداری در طول یک سال است. در مورد میزان بازدهی مالی دامداری سنتی، تمامی هزینهها و درآمدها در طول سال محاسبه گردید. نتایج در این بخش نشان داد با در نظر گرفتن ارزش مالی برهها، سود خالص روزانه دامداری در دویلات 70746 تومان، در چل 69640 تومان و در بلده 81422 تومان برآورد گردید. در نهایت آنچه در این تحقیق مدنظر بوده شناخت بیشتر دامداری سنتی در جوامع روستایی جهت بالا بردن بازدهی دامداری و حفظ نیروی فعال در جوامع روستایی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است.
هدایت اله درویشی، مریم بیرانوندزاده، سید علی نادر دهقانی الوار، سجاد احمدی
چکیده ارتقاء گردشگری روستایی برمبنای توسعة گردشگری پایدار و تبدیل توریسم به موتور محرکة اقتصادی منطقه برای بهبود کیفیت زندگی جامعه از مهمترین مواردی است که نیازمند به اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی متناسب با قابلیتهای منطقهای و محلی و با جهتگیریهایی آمایش سرزمین است. این تحقیق با هدف تبیین و تحلیل راهبردهای توسعة گردشگری روستایی در روستای گایکان که از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان الیگودرز بوده، تدوینشده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از ابزار پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات بهکار رفته است و تعداد نمونههای بررسیشده در محدودة جغرافیایی شامل 184 نفر میشود. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده و برای تجزیهوتحلیل اطلاعات و اولویتبندی راهبردهای توسعة گردشگری از مدل سوات (SWOT) استفادهشده است. نتایج بررسیها نشان میدهد که با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی، استراتژی تهاجمی (حداکثر- حداکثر) بهعنوان استراتژی مطلوب برای نیل و دستیابی به توسعة گردشگری روستای گایکان است.
مهدی حاتمی، علی ناظمی، اعظم دولتآبادی، مصطفی مصطفی پور
چکیده طبق آمار منتشره از سوی شرکت توانیر، علیرغم اتمام عملیات برقرسانی به روستاهای بیش از 20 خانوار ایران، هنوز بیش از 17000 خانوار روستایی که در روستاهایی با جمعیت کمتر از 20 خانوار ساکناند، از نعمت دسترسی به برق محروم هستند. تلفات تولید، انتقال و توزیع برق و پراکندگی جمعیت کشور باعث شده که به استفاده از انرژی خورشید در مکانهای دورافتاده توجه شود. در این میان، استفاده از سیستم فتوولتائیک، بهدلیل تبدیل مستقیم انرژی خورشید به برق و نداشتن نیاز به تجهیزات پیچیده اهمیت ویژهای دارد. در این مقاله، به ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه، بهجای توسعة شبکة برق سراسری در روستاهای تهران پرداختهشده و با توجه به عدم قطعیتهای موجود برای مدلسازی، از شبیهسازی مونتکارلو با 2000 تکرار استفادهشده است. ارزیابی اقتصادی با توجه به هزینة چرخة عمر سیستم فتوولتائیک برای یک دوره بین 25 تا 30 سال و هزینههای توسعة شبکة برق سراسری برای روستاهای دورافتاده صورت گرفته است. نتایج این مقاله حداقل فاصلة روستا از شبکة توزیع برق سراسری را نشان میدهد که در آن استفاده از سیستم فتوولتائیک نسبت به توسعة شبکة برق سراسری اقتصادیتر است. این فاصله با افزایش نرخ تنزیل نسبت عکس و با تعداد روز ابری متوالی و تعداد خانوار روستا نسبت مستقیم دارد.
چکیده در این مطالعه برخی از مهمترین شاخصهای رفاه اجتماعی و اندازهگیری تغییرهای نابرابری درآمد ازجمله ضریب جینی، نسبت دهکها، ضریب انگل، شاخص رفاه اجتماعی، هزینة سرانة واقعی خانوار، شکاف مصرف شهر و روستا و خط فقر در روستاهای کشور با استفاده از آمار هزینه و درآمد خانوارها در طی سالهای 1390-1384 محاسبه شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که روند نابرابری درآمد بر اساس شاخصهای محاسبهشده در مناطق روستایی در سطح کشور و استان خراسان شمالی درطی دورة بررسی دارای نوسان بوده و در سال 1390 کاهش چشمگیری داشته است. استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور توزیع نابرابر درآمد را طی دورة بررسی شده نشان میدهد. همچنین نتایج نشان میدهد که شاخصهای رفاه اجتماعی مناطق روستایی در طی سالهای بررسی شده، روندی کاهشی در سطح استان خراسان شمالی و کشور داشته است و روستاهای استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور، وضعیت بدتری درزمینه رفاه خانوار داشتهاند. همچنین خط فقر روندی افزایشی داشته که یکی از دلیلهای اصلی این افزایش، نرخ زیاد تورم بوده است.