وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگلهای زاگرس (مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان آبدانان)
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.481724.2198
روحالله نورمحمدی، نعمت اله شیری، علی مهدوی
چکیده نخستین گام در حفاظت از جنگلها، ارزیابی میزان وابستگی معیشتی مردم منطقه به جنگل و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل وابستگی معیشت جوامع روستایی به جنگلهای زاگرس در نواحی روستایی شهرستان آبدانان واقع در استان ایلام در سال 1402 انجام شد. برای این منظور از پارادایم کمی و روش توصیفی- همبستگی بهره گرفته شد. جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی جمعیت فعال ساکن در نواحی روستایی شهرستان آبدانان بودند که با استفاده از جدول نمونهگیری بارتلت و همکاران، تعداد 209 نفر از آنان با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامهای محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از روش روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با استفاده از روش کودر- ریچاردسون (77/0 تا 80/0) به تأیید رسید. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه در قالب نرمافزار SPSS نسخۀ 26 بهره گرفته شد. یافتههای مطالعه نشان داد که اکثر (2/72 درصد) پاسخگویان در سطح متوسطی به جنگلهای زاگرس وابسته بودند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای تنوع منابع درآمدی (β=-0.34)، میزان داراییها (β=-0.27)، میزان درآمد (β=-0.24) و دسترسی به بازار فروش (β=0.16) پیش-بینیکنندههای وابستگی معیشتی روستاییان به جنگلهای زاگرس بودند؛ بهگونهای که مقدار ضریب تعیین برای این چهار متغیر بهصورت کلی برابر با 178/0 بود. باتوجهبه این یافتهها پیشنهاد میشود دولت با برنامهریزی و اجرای طرحهای حمایتی و اشتغالزا در روستاهای حاشیه جنگلها نسبت به بهبود وضعیت معیشت و درآمد مردم این نواحی و بالتبع افزایش درآمد و دارایی آنان بهمنظور کاهش وابستگی آنان به منابع جنگلی اقدام نماید. درواقع، نتایج این پژوهش ضمن پر کرد خلاء مطالعاتی در زمینه وابستگی معیشی جوامع روستایی به جنگلها، میتواند بهعنوان راهنمایی برای مدیریت و برنامهریزی بهتر وابستگی معیشتی جوامع روستایی به جنگلها مورد استفاده سیاستگذاران دولتی و خصوصی قرار میگیرد.
بررسی تقاضای غذا در ایران در بین خانوارهای روستایی
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.416397.2132
محدثه توکلی، علیرضا کرباسی
چکیده در کشورهای درحال توسعه، سیاستهای یکاندازه برای همه افراد جامعه، اغلب به آسیب رساندن به اقشار فقیر و آسیبپذیر منجر میشود. تقاضا برای گروههای غذایی مختلف در مناطق شهری و روستایی و گروههای درآمدی، متفاوت است و تغییر در قیمت مواد غذایی میتواند بر گروههای اجتماعی و جغرافیایی مختلف تأثیر متفاوتی بگذارد و همچنین پیامدهای متفاوتی برای فقر و ناامنی غذایی داشته باشد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای تقاضای غذا در ایران برای 14 گروه غذایی طی سالهای 1398 و 1399 با استفاده از سیستمهای تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم میباشد. به این منظور از دادههای خام مرکز آمار ایران استفاده شده است و دادههای مورد نیاز جهت فرایند تخمین با استفاده از کدنویسی دادههای خام مذکور در Excelاستخراج گردید و جهت بررسی هدف مطالعه از نرمافزار STATA بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد کشش مخارج گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 افزایش یافته و میانگین هزینه ماهانه تمام گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 به میزان قابل توجهی افزایش داشته است که با توجه به عدم تغییر یا تغییر ناچیز در سهم بودجه این گروهها، میتوان این تغییر را ناشی از تورم دانست؛ که این نتایج، نشاندهنده کاهش رفاه خانوارها میباشد. اگرچه نان و غلات جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی محسوب میشوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی باید تولید سایر موادغذایی و کنترل تورم جهت رفع مشکل امنیت غذایی افزایش یابد.
تحلیل راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم در استان کردستان
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.406740.2115
حسین شعبانعلی فمی، دارا مرادی، علی اکبر براتی، مهناز محمد زاده نصیرآبادی
چکیده بیمه کشاورزی از مهمترین سازوکارهای مقابله با خطرات بخش کشاورزی و کاهش خسارت مالی میباشد و یکی از اهرمهای توسعه کشاورزی بشمار میآید. در این راستا این پژوهش باهدف شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم از دیدگاه کشاورزان دیمیکار و کارشناسان بیمه کشاورزی طی سال زراعی 1401 در استان کردستان انجامگرفته است. تحقیق حاضر ازنظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی، ازنظر راهبردی پیمایشی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر زمانی با توجه به اینکه در یک مقطع زمانی خاص انجامشده است، مقطعی هست. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بهرهبرداران گندم دیم (67486N =) و کارشناسان بیمه کشاورزی (309N =) بود. ازآنجاکه از نظرات کشاورزان هم برای توصیف وضعیت بیمه محصولات و هم برای تعیین میزان اهمیت و اولویت راهکارهای توسعه بیمه استفادهشده بود، حجم نمونه در جامعه کشاورزان با استفاده از نرمافزار G-Power 156 نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه در جامعه کارشناسان نیز تعداد 91 کارشناس و بیمهگزار محصولات کشاورزی بهعنوان نمونه و بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بوده است که مقدار آلفای کرونباخ آن 7/0 =α محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در خصوص شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم از دیدگاه کشاورزان و کارشناسان نشان داد که در هر دو گروه موردمطالعه راهکارهای سیاستی- مقرراتی(β=0.945;0.957)، ارزیابی(β=0.844;0.644)، آموزشی- اطلاع-رسانی(β=0.844;0.768)، اداری (β=0.829;0.829) و رقابتی– نظارتی (β=0.705;0.519) مورد تائید قرار گرفت. از طرفی مقایسه دیدگاه کارشناسان و کشاورزان نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه بهره برداران و کارشناسان بیمه، راهکارهای سیاستی- مقرراتی به ترتیب با ضریب بتا 945/0 و 975/0 مهمترین راهکار توسعه بیمه محصول گندم دیم می باشد. لذا توصیه میشود دولت با ایجاد بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نسبت به تدوین سیاستهای حمایتی (معافیتهای مالیاتی و یارانهها) ونیز بهکارگیری مدل بیمه مشارکتی (خصوصی - دولتی) با حفظ جایگاه دولت بهعنوان بیمهگر اتکایی جهت توسعه بیمه در بخش کشاورزی اقدام کند.
بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی توسعه گردشگری در شهرستان دنا
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.367764.2060
زینب نیکزاد، آیت اله کرمی، مهدی نوری پور
چکیده توسعه گردشگری میتواند اثرات و پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد. بنابراین لزوم مدیریت و کنترل اثرات گردشگری به منظور کاهش اثرات منفی و تقویت اثرات مثبت اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا به بررسی اثرات گردشگری بر بُعد اقتصادی و اجتماعی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان دنا بپردازد. جامعه آماری این پژوهش 1473 خانوار ساکن در روستاهای گردشگرپذیر و غیرگردشگرپذیر در سال 1400 درشهرستان دنا بود که به کمک جدول نمونه گیری بارتلت، به ترتیب 111 و 80 خانوار آنها (مجموعا 191 خانوار) به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای محقق ساخته بود که به منظور تایید روایی صوری آن، از نظرات متخصصان موضوعی بهره گرفته شد. بر اساس یافتهها، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر و روستاهای غیرگردشگرپذیر قبل از توسعه گردشگری تغییر زیادی نداشته و تقریباً مشابه بوده است. در حالیکه وضعیت اقتصادی و اجتماعی حال حاضر ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) به طور معناداری بیشتر از ساکنان روستاهای غیرگردشگرپذیر با میانگین 67/2 و انحراف معیار 25/0) است. همچنین، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان در روستاهای گردشگرپذیر در حال حاضر، بهتر از قبل از توسعه گردشگری ارزیابی شد، به طوریکه بعد از توسعه گردشگری میانگین وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) نسبت به قبل از توسعه گردشگری (میانگین 75/2 و انحراف معیار 26/0)، به طور معناداری افزایش یافته است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تأثیر مثبت توسعه گردشگری بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه مورد مطالعه مشهود میباشد. بر اساس یافتههای این تحقیق توجه بیشتر به سرمایهگذاری در حوزه گردشگری روستاها میتواند منجر به بهبود وضعیت اقتصادی روستائیان گردد.
تحلیل تمایل به پرداخت و تعیین حق ورودی بازدید از روستای گردشگری هجیج در کرمانشاه
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.482671.2199
حامد قادرزاده، پریسا علیزاده، شیما فرجی
چکیده عدم توجه به ارزش بازاری بسیاری از کارکردها و خدمات زیست محیطی، موجب بیتوجهی نسبت به حفظ و توسعه آنها شده و زمینه را برای تخریب تدریجی آنها فراهم آورده است. روستای هجیج در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه دارای جاذبههای متنوع گردشگری، تفریحی و اماکن متبرک مذهبی است که هرساله پذیرای بسیاری از گردشگران است. با اینحال، هیچگونه حق ورودی برای بازدید از مناطق تفریحی آن درنظر گرفته نشده است. بههمین دلیل در این مطالعه عوامل موثر بر احتمال تمایل به پرداخت حق ورودی توسط بازدیدکنندگان این منطقه با استفاده از روش دو مرحلهای هکمن مورد بررسی قرار گرفته است تا بهعنوان مبنایی برای تعیین حق ورودی استفاده از خدمات گردشگری روستا مورد استفاده قرار گیرد. دادههای این مطالعه از طریق تکمیل پرسشنامه بهروش مصاحبه حضوری با 170 نفر از بازدیدکنندگان روستای هجیج در فروردین سال 1403 جمعآوری شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده و تعداد اعضای نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. نتایج نشان داد که اثر نهایی متغیرهای سن، وابستگی معیشت به منطقه و اهمیت مکانهای مذهبی بر روی احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان بهترتیب 01/0، 38/0 و 13/0 بوده است. همچنین اثر نهایی متغیر اهمیت ثبت جهانی منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 17/0 و اثر نهایی عدم اطمینان نسبت به صرف حق ورودی برای توسعه منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 26/0- بوده است. افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که 67 درصد از پاسخ دهندگان برای بازدید از منطقه تمایل به پرداخت دارند و حداکثر تا 1 میلیون ریال در هر بازدید میتوانند پرداخت کنند؛ لذا این موضوع میتواند مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد تا از یکسو برای دریافت حق ورودی جهت بازدید از منطقه بستر مناسب را فراهم آورند و از سوی دیگر، از اکوسیستم این منطقه با انجام سرمایهگذاریهای لازم حمایت کنند. همچنین با توجه به اینکه ثبت جهانی منطقه اثر قابل توجهی بر میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان داشته است توصیه میشود که مسئولین مربوطه نواقص مربوط به پرونده ثبت جهانی منطقه را برطرف نموده و برای ثبت جهانی آن اقدامات لازم را انجام دهند.
تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407643.2120
وکیل حیدری ساربان
چکیده هدف این مقاله تبیین رابطه احساس عدالت اجتماعی با تنبلی اجتماعی ساکنان مناطق روستایی شهرستان اردبیل میباشد. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل روستاییان بالای 15 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اردبیل میباشد (85053N=)، که از این میان تعداد 383 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این تحقیق روش گردآوری دادهها برای پاسخگویی به سئوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (دادههای ثانویه) و پیمایشی (دادههای اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسشنامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخشهای مختلف پرسشنامه تحقیق 78/0 الی 91/0 بدست آمد. بالاخره، نتیجه حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد به جز متغیرهای امکان دستیابی به خواستهها، دسترسی به خدمات اجتماعی و حاکمیت شایستهسالاری بین تمامی متغیرهای تحقیق با تنبلی اجتماعی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. و در خاتمه، با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهاداتی کاربردی نیز ارائه شده است.
تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی در خانوارهای روستایی سیستان
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.441244.2164
مرضیه مشهدی، حمید حیدری مکرر، صادق اصغری لفمجانی
چکیده انگور به دلیل نقش مهمی که در اقتصاد خانوارهای روستایی سیستان دارد، در میان محصولات کشاورزی این خانوارها از جایگاه ویژهای برخوردار است. انگور یاقوتی منطقه سیستان به دلیل زودرس بودن و نوبرانه بودن مورد استقبال مصرفکنندگان قرارگرفته و دارای بازده اقتصادی مناسبی برای خانوارها روستایی منطقه سیستان میباشد. این پژوهش در سال 1402 با هدف تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی این محصول در روستاهای سیستان به اجرا در آمده است. پژوهش حاضر، بر پایه ترکیبی از روشهای توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای، اسنادی و میدانی میباشد که در آن، جامعه آماری این پژوهش خانوارهای روستایی منطقه است که بر اساس فرمولهای کوکران و تصحیح، تعداد 347 سرپرست خانوار بهعنوان حجم نمونه به شیوۀ طبقهای تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از نرمافزارهای ArcGIS، SPSS و مدل ARAS و آزمونهای آماری فریدمن، کندال و منویتنی استفادهشده است. نتایج مدل ARAS در بررسی شدت اثرات اقتصادی و اجتماعی انگور یاقوتی بر خانوارهای مورد مطالعه نشان میدهد که اثرات اقتصادی در 6/16 درصد از خانوارها و اثرات اجتماعی نیز در 4/71 درصد از خانوارها در سطح اثرگذاری زیاد یا بسیار زیاد میباشد. همچنین بر اساس نتایج آزمونها، مولفه درآمدزایی با میانگین 023/0 و مولفه رفاه اجتماعی با میانگین 031/0 به ترتیب بالاترین اثرات اقتصادی و اجتماعی را در بین اثرات متنوع در هر بعد به خود اختصاص میدهند. بر اساس نتایج حاصل، فراهم کردن امکانات و زیرساخت ها برای دسترسی به منابع آب پایدار و انتقال آن به روستاها و باغات منطقه سیستان جهت رفع محدودیت های موجود توصیه میگردد.
ارزیابی عوامل تعیینکنندة تصمیم کشاورزان در انتخاب و پذیرش ارقام مختلف زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار: کاربرد تحلیل لاجیت چندگانه
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.417411.2133
مهرداد باقری، فرشته ظهیری، رضا اسمعیل زاده سیاه پیرانی، فاطمه معززی
چکیده علیرغم اهمیت زیتون در اقتصاد شهرستان رودبار، در ارتباط با پذیرش و تعیین عوامل اقتصادی، اجتماعی و فنی مؤثّر بر تصمیمگیری کشاورزان برای انتخاب رقم مناسب زیتون در مقایسه با سایر محصولات توجه کمی صورت گرفته است. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف پر کردن این خلاء مطالعاتی، به بررسی عوامل تعیینکننده انتخاب کشاورزان برای ارقام مختلف زیتون در شهرستان رودبار با استفاده از مدل لاجیت چندگانه پرداخته است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش باغداران زیتون در مناطق روستایی شهرستان رودبار استان گیلان است که از بین آنها 187 باغدار به عنوان نمونه با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و سپس اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه در سال 1400 از نمونه جمعآوری شد. نتایج نشان داد که عوامل مهمی چون درآمد زیتون، وجود افراد مسن، اندازه خانوار، تجربه کشاورز، استفاده از کودهای آلی، داشتن قرارداد با کارخانه فرآوری و عضویت کشاورز در اتحادیه یا شرکتهای تعاونی کشاورزی بر پذیرش و انتخاب ارقام زیتون مؤثّر هستند. بر این اساس اگر درآمد یک واحد افزایش یابد، احتمال انتخاب رقم زرد حدود 08/0 افزایش و رقم فیشمی 14/2 کاهش مییابد. همچنین افزایش تجربة کشاورز به میزان یک واحد نسبت به میانگین باعث افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه، فیشمی و زرد به ترتیب به میزان 3/0، 44/2 و 06/0 میشود. بٌعد خانوار نیز به ازای یک واحد افزایش از میانگین، به ترتیب موجب افزایش شانس انتخاب ارقام شنگه و فیشمی به میزان 2/1 و 92/6 میشود. به علاوه نتایج نشان داد که افزایش یک واحد در استفاده از کودهای ارگانیک احتمال انتخاب زیتون نوع ماری را تا 2/0 افزایش میدهد که بیانگر تأثیر کودهای ارگانیک در پذیرش ارقام بومی است. بر اساس نتایج ایجاد شرایط مناسب با ارائه آموزشهای کاربردی و به روز در زمینه کشاورزی و فنآوریهای جدید و افزایش دسترسی به تسهیلات مالی و تجهیزات مورد نیاز برای کشاورزان میتواند مفید باشد.
