دوره و شماره: دوره 12، شماره 1 - شماره پیاپی 45، بهار 1404 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثربخشی سبک‌های تصمیم‌گیری در تهیه و اجرای طرح‌های توسعه روستایی ایران

صفحه 1-23

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407055.2117

علی مختاری کرچگانی، مرتضی توکلی، مهدی پورطاهری، فرانسیسکو آنتونیو ناوارو والورده

چکیده امروزه انتخاب سبک تصمیم‌گیری به صورت مستقیم بر میزان اثربخشی طرح‌های توسعه روستایی تأثیر دارد. نهادهای مدیریتی با آگاهی از ویژگی هرکدام یک از این سبک‌ها، می‌توانند کارآمدترین سبک را با توجه به نیازها و چالش‌های محلی خود انتخاب کنند. این در حالی که بررسی‌ها نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری بکار گرفته شده در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران از اثربخشی پایین برخوردا است؛ لذا، این تحقیق در سال 1402 با هدف رتبه‌بندی سبک‌های تصمیمگیری بر اساس اثربخشی در فرایند تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران تدوین شده است. روش‌شناسی تحقیق حاضر، از فلسفه اثبات‌گرایی مبتنی بر حالت کمی طراحی شده است، که در یک چارچوب کاربردی با هدف توصیفی – تبیینی قرار می‌گیرد. روش گردآوری داده‌ها در چارچوب مطالعه کتابخانه‌ای و پیمایش میدانی انجام شده و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رتبه‌بندی ارزیابی براساس فاصله از راه حل متوسط (EDAS) استفاده‌شده است. نتایج به‌دست‌آمده از مدل نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری مشارکتی با امتیاز 1 بیش‌ترین سطح اثربخشی را در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران دارد؛ در رتبه‌های بعدی، به ترتیب سبک تصمیم‌گیری اجتماعی با 857/0 امتیاز، سبک تصمیم‌گیری فنی با 153/0 امتیاز و سبک تصمیم‌گیری آمرانه با حداقل امتیاز 0 قرار می‌گیرند. استنباط می‌شود، سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل برخورداری از دو ویژگی کلیدی یعنی "نگاه اجتماعی" و "پذیرش سطح بالایی از ابهام" در فرآیند تصمیم‌گیری در درون طرح‌های روستایی، از اثربخشی بیشتری به نسبت سایر سبک‌ها برخوردار باشد. سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل تحلیل زمینه‌های اجتماعی، ایجاد ظرفیت مشارکت برای تمامی ذی‌نفعان و اجرای کارآمد برنامه‌های توسعه روستایی به نسبت سایر سبک‌های از اثربخشی بیشتری جهت تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران برخوردار است. بنابراین، پیشنهاد می‌گردد که برنامه‌ریزان از مشارکت فعال تمامی بازیگران از جمله روستائیان در رویه تهیه طرح‌های توسعه از تهیه تا اجراء بهره‌ببرند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلانشهر تهران).

صفحه 24-54

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.403742.2111

علی اکبر عنابستانی، مرتضی ذوالفقاری، جمیله توکلی نیا

چکیده روستای هوشمند، روستایی است که از ارتباطات دیجیتالی، راه‌حل‌ها و منابع برای توسعه و تحول خود در جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار استفاده می‌کند و با ویژگی انعطاف‌پذیری، راه‌های متنوعی را برای بهبود آن پیشنهاد می‌دهد. روستای هوشمند در ارتباط با رشد هوشمند و توسعه هوشمند دربرگیرنده تغییر در شیوه اصلی زندگی روستائیان و به دنبال آن پایدار نمودن این نواحی است که بر این اساس توسعه روستای هوشمند، در بلندمدت پایداری توسعه در نواحی روستایی را به دنبال دارد. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل پیشران‌های اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر توسعه پایدار سکونتگاه‌های پیراشهری کلان‌شهر تهران در محدوده شهرستان اسلامشهر است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی است به‌نحوی‌که ابتدا با روش دلفی عوامل شناسایی و پس از اعتبار بخش آن، توسط 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و برنامه‌ریزی و توسعه روستایی در قالب پرسشنامه به روش تحلیل ساختاری میک‌مک در سال 1402 مورد ارزیابی قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان داد، از بین عوامل کلیدی 57 گانه رهیافت روستای هوشمند در پنج بخش اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فیزیکی، زیست‌محیطی و نهادی- مدیریتی اثرگذار بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری، 17 عامل به‌عنوان پیشران کلیدی معرفی‌شده‌اند که از بین آن‌ها، پنج عامل افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی (10+)، بهره‌مندی کلاس‌های آموزشی از امکانات الکترونیکی و اینترنت در جهت استفاده از آموزش مجازی و از راه دور(5+)، ایجاد بستر مناسب برای افزایش دسترسی واحدهای مسکونی به اینترنت ثابت در روستا(9+)، افزایش توجه به مدیریت مصرف بهینه سوخت و انرژی در روستاها (5+) و افزایش مشارکت روستاییان در تصمیم‌گیری، اجرا و نگه‌داری پروژه‌ها از سوی مدیران محلی (8+) به‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های بحرانی در منطقه از سوی کارشناسان معرفی‌شده‌اند. بنابراین نتایج پژوهش نشان می‌دهد افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی می‌تواند اثرات قابل‌توجهی در زمینه‌ی اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری در افق برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ده‌ساله داشته باشد.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تحلیل فضایی اثرات انتقال و توزیع آب از مخازن چاه نیمه‌ها به اراضی کشاورزی بر پایداری اقتصادی روستاها

صفحه 55-79

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.342701.2023

مهدی نادریان فر، سیروس قنبری، جواد بذرافشان

چکیده با عنایت به قرارگیری منشأ جریان‌های ورودی آب به سیستان در کشور افغانستان، کمبود آب یکی از عوامل اصلی محدودکننده توسعه فعالیت‌های کشاورزی در این منطقه بشمار می‌رود. بطوریکه خشک‌سالی‌های اخیر منجر به خشک شدن شریان‌های حیاتی، نابودی بنیان‌های تولیدی و تشدید مهاجرت‌های گسترده‌ به سایر نقاط ایران شده است. در این راستا طرح آبیاری 46 هزار هکتار از اراضی کشاورزی سیستان به‌منظور انتقال سیلاب‌های جاری از کشور افغانستان به گودال‌های طبیعی معروف به مخازن چاه نیمه‌ها و امکان بهره‌برداری مناسب از سیلاب‌های مذکور برای توسعه‌ی کشاورزی و پایداری منطقه مورد تصویب و اجرا قرار گرفت. بنابراین در این پژوهش تلاش شده، تأثیر طرح 46 هزار هکتاری آبیاری دشت سیستان بر پایداری اقتصادی روستاها مورد کنکاش قرار گیرد. جامعة آماری پژوهش، ساکنین 40 روستای شهرستان هامون که با استفاده از فرمول کوکران از بین 9397 خانوار، تعداد 346 نفر پرسشگری به عمل آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از نرم‌افزارهای Swara، Mabak، GIS و نیز از آزمون‌های ویلکاکسون در نرم‌افزار SPSS برای تحلیل‌های آماری استفاده‌شده است. براساس نتایج پژوهش بیشترین تأثیرگذاری اجرای طرح 46 هزار هکتاری آبیاری مربوط به مؤلفه‌های ارزش‌افزوده و مدیریت آب می‌باشد. رتبه‌بندی روستاها بر اساس مدل ماباک نشان می‌دهد با اجرای طرح سطح پایداری اقتصادی 5/42 درصد روستاها کاهش، 40 درصد روستاها متوسط و در 5/17 درصد روستاها پایداری آن‌ها نسبت به قبل افزایش‌یافته است. پراکنش فضایی روستاها به لحاظ سطح پایداری اقتصادی نشان می‌دهد تنها در قسمت‌های جنوبی و شرقی محدوده موردمطالعه که در قبل اجرای طرح با محدودیت جدی آب روبرو بوده‌اند (به علت دوری از چاه نیمه‌ها) و با اجرای طرح و دسترسی مطلوب به آب کشاورزی از طریق شبکه آبیاری در فعالیت‌های اقتصادی این روستاها تغییراتی مثبتی به وجود آمده در سایر روستاها تغییرات قابل محسوسی رخ نداده است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیلی بر نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)

صفحه 80-108

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.421113.2136

سید هادی طیب نیا، علی ایزدی

چکیده در پایداری حیات انسانی، کشاورزی و تولیدات آن دارای نقش اساسی است. در این راستا باید در بخش کشاورزی تغییرات اساسی انجام شود چراکه امنیت غذایی خانوارهای شهری و روستایی در جهان وابسته به پایداری بخش کشاورزی است. در این میان خلاقیت و نوآوری در بخش کشاورزی می-تواند این امنیت غذایی را برای خانوارهای روستایی تامن نماید. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی در روستهای شهرستان رشتخوار انجام شده است. این پژوهش کاربردی با روش توصیفی – تحلیل انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه سرپرستان خانوارهای روستایی شهرستان رشتخوار تشکیل می‌دهد که با استفاده از فرمول کوکران، 377 نفر از سرپرستان خانوارها به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده‌اند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای بوده است. روایی و پایایی پرسش‌نامه به ترتیب با کسب نظرات کارشتاسان مربوطه و انجام پیش آزمون با تعداد 30 پرسش‌نامه به تایید رسیده است. در ادامه پرسشنامه‌ها در 20 روستای محدوده مورد مطالعه توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها روش‌های انتروپی شانون، تکنیک کوپراس و از نرم افزار spss و Excel, Matlab استفاده شد. یافته‌های تحقیق موید آن است که روستاهای فتح‌آباد، باسفر، عباس اباد فرامیشان، جنت اباد از بیشترین پایداری امنیت غذایی و روستاهای صادق اباد، ریوند، کاظم آباد، محرم آباد، علی نقی سفلی از کمترین پایداری امنیت غذایی در سطح منطقه برخوردار هستند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ارتباط معناداری قوی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی وجود دارد به گونه‌ای که ضریب همبستگی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی 741/0 می‌باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تفاوت های فضایی کیفیت توسعه در مناطق روستایی استان لرستان

صفحه 109-131

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.426093.2146

مهرشاد طولابی نژاد، منیره غفران، مانیا طولابی نژاد، آسیه سپهوند

چکیده بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای کیفیت توسعه در مناطق روستایی پیش‌نیاز مهمی برای تدوین برنامه‌ها و سیاست‌های خاص احیاء و بازآفرینی روستایی است. وضعیت واقعی توسعه روستایی نیز از طریق شاخص‌های توسعه قابل ارزیابی است. از این رو، پژوهش حاضر تلاش می‌کند تا کیفیت توسعه روستایی در سطح منطقه و نابرابری‌های فضایی آن در استان لرستان را مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. رویکرد پژوهش نیز اثباتگرایانه و پوزیتیویسم است. اطلاعات و داده‌های این پژوهش به دو صورت اطلاعات و داده‌های واقع‌گرایانه (آمار و اطلاعات ثانویه) و داده‌های استخراج شده از نظر کارشناسان (اطلاعات ذهنی) گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش در بخش ذهنی، شامل کارشناسان در رشته‌های مختلف بوده که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند 50 نمونه برای تکمیل پرسش‌نامه انتخاب شد. با ترکیبی از روش تحلیل سلسله مراتبی و مدل خود همبستگی فضایی عناصر و شاخص‌های کیفیت توسعه روستایی و الگوی فضایی آن در استان لرستان در سال 1402 انجام شد. نتایج نشان داد که عناصر کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان شامل چهار بعد توسعه اجتماعی با وزن (161/0)، زیست پذیری محیطی (159/0)، احیاء و توسعه صنعتی (129/0) و ثروت/ اقتصاد روستایی با وزن (125/0) هستند. الگوی فضایی کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان نشان داد که در هر یک از ابعاد کیفیت توسعه روستایی تفاوت‌های فضایی آشکاری وجود دارد. کیفیت توسعه مناطق روستایی در استان لرستان از یک الگوی شمال به جنوب (در مرکز)، شرق، غرب و مرکز «بالاترین-بالا-کم-پایین‌ترین» تشکیل شده است. الگوی فضایی شناسایی شده برای تعیین مسیرهای توسعه متمایز و بالا بردن کیفیت توسعه روستایی قابل استفاده است. بهبود ساختار معیشتی ساکنان، بهینه سازی ساختار صنعتی و گردش کار، افزایش فرصت‌های شغلی روستایی و بهبود کیفیت اشتغال، ایجاد امکانات آموزشی به منظور ارتقای دانش منابع انسانی و تقویت ثروت و اقتصاد روستاها پیشنهادات کلی در جهت افزایش کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان می‌باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل وفاداری به مقصد گردشگری روستایی: راهبردی برای توسعه روستایی

صفحه 132-157

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.423659.2140

رویا کرمی، زهرا احمدلو، طاهره شرقی

چکیده پایین بودن سطح درآمد در جوامع روستایی سبب شده تا کشاورزی مخصوصاً با توجه به تغییرات اقلیمی و خشک‌سالی نتواند به تنهایی درآمد مورد نیاز خانوار روستایی را فراهم آورد. متنوع‌ ساختن منابع درآمدی راهکاری است که یکی از گذرگاه‌های آن گردشگری روستایی است که همواره با چالش جذب گردشگر و جلب رضایت‌مندی و وفاداری گردشگران مواجه است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری به مقصد گردشگری روستایی در شهرستان اراک می‌باشد. جامعه تحقیق گردشگران مناطق گردشگری روستایی شهرستان اراک می‌باشند که به روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه مشتمل بر گویه‌های اندازه‌گیری متغیر وابسته وفاداری به مقصد گردشگری، متغیرهای مستقل شامل: رضایت از مقصد، تصویر مقصد، شخصیت مقصد، تجربه به یادماندنی گردشگری، تسهیلات مقصد، پتانسیل مقصد، میزبانی و گویه‌های ویژگی‌های سفر بود. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان موضوعی بررسی و اصلاحات لازم اعمال گردید. همچنین یک مطالعه پایلوت جهت بررسی پایایی ابزار تحقیق در بین جامعه و خارج از نمونه با تکمیل 30 پرسشنامه از گردشگران انجام و با استفاده از آزمون کرونباخ آلفا پایایی ابزار با ضرایبی در بازه بین 66/0 تا 96/0 تایید گردید. اطلاعات در ماه‌های آغازین سال 1402 جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS24 و AMOS24 تجزیه و تحلیل گردید. در قالب مدل اندازه‌گیری روایی همگرا و اعتبار تشخیصی ابزار تحقیق بررسی و تایید شد، و به منظور بررسی نقش عوامل موثر بر وفاداری به مقصد گردشگری روستایی در شهرستان اراک دو مدل ساختاری (مستقیم و میانجی) طراحی گردید. مدل ساختاری مستقیم 64% از تغییرات وفاداری به مقصد گردشگران را تبیین نمود. نتایج حاصل از مدل ساختاری کل بعد از وارد شدن رضایت از مقصد به‌عنوان میانجی در رابطه میان متغیرهای مستقل با متغیر وابسته 66% از تغییرات رضایت از مقصد و 65% از تغییرات وفاداری به مقصد را تبیین نمود. پیشنهادات کاربردی جهت مطالعات آتی و سازمان‌های اجرایی ارایه شده است.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

پیش یابی شرایط خشکسالی دوره های آتی تحت تاثیر تغییر اقلیم و بررسی نیاز خالص آبی در روستاهای منتخب استان کهگیلویه و بویر احمد

صفحه 158-181

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.414629.2130

اشرف اسدی، ارسلان بی نیاز، آرش جاعل، سیروس شاکری

چکیده تغییر اقلیم به ویژه تغییر الگوهای بارش یک واقعیت چالش برانگیز است که بخش‌های مختلف جامعه از جمله بخش کشاورزی را که به شدت به چگونگی آب وهوا وابسته است، تحت تاثیر قرار می‌دهد. هدف این پژوهش پیش‌یابی شرایط خشکسالی در دوره‌های آتی و مقایسه الگوی فعلی مصرف آب و نیاز خالص آبی 10 محصول زراعی در پنج روستای استان کهگیلویه و بویراحمد است. بدین منظور جهت مدلسازی تغییر اقلیم داده‌های روزانه دمای کمینه، دمای بیشینه، بارش و ساعات آفتابی در طول دوره‌(2022-1986) ‌ایستگاه‌های یاسوج و گچساران از سازمان هواشناسی استان اخذ گردید. بر اساس این داده‌ها الگوی فعلی مصرف آب برآورد و نیاز خالص آبی این محصولات با توجه به شرایط آب و هوایی استان محاسبه شد. جهت بررسی خشکسالی و تغییر الگوهای بارش 3 مدل گردش عمومی که به خوبی بارش را در بیشتر مناطق کشور شبیه سازی می‌نمایند توسط مدل LARS-WG شبیه سازی شد سپس نمایه خشکسالی با استفاده از تابع گرافیکیZimaSPI در نرم افزارMATLAB محاسبه گردید. نتایج بررسی الگوهای بارش ماهانه و سالانه نشان داد که میزان بارش منطقه مورد مطالعه در سال‌های آتی افزایش می‌یابد اما الگوی زمانی توزیع بارش در طول سال تغییر دارد. نتایج توزیع بارش ماهانه گویای کاهش بارش زمستان و افزایش بارش‌ها در بهار و ابتدای پاییز است، که غالبا به صورت سیلاب از دسترس خارج می‌گردد. بررسی نمایه‌ی خشکسالی نیز گویای افزایش تداوم خشکسالی‌ها و رخداد بیشتر خشکسالی‌های ملایم است. با توجه به نتایج بررسی بارش و خشکسالی نیاز خالص آبیاری در 5 روستا و در محصولات زراعی گندم دیم وآبی، جو دیم و آبی، ذرت دانه‌ای، ذرت علوفه‌ای، هندوانه، سیب زمینی،پیاز، یونجه، شبدر و شلتوک مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی رفتار کشاورزان نیز از چهار سناریو شامل سطح بدون تغییر دسترسی به آب و کاهش سهمیه آب 10، 20 و 30 درصدی استفاده شد. بررسی سناریوهای تغییر دسترسی به آب نشان داد نیاز خالص آبی در مقایسه با الگوی مصرف آب به مراتب پایین‌تر بود. بیشترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی با 298 درصد در شلتوک و کمترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی در شبدر با اختلاف 13 درصد مشاهده شد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

پیش برنده‌ها و بازدارنده‌های توسعه صنعت نوغانداری در استان گیلان

صفحه 182-195

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.408377.2122

سمانه محمدنیا، محمدصادق اللهیاری، فاطمه عسکری

چکیده نوغانداری یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های بخش کشاورزی است که موجب اشتغال و توانمندسازی روستائیان می‌شود. استان گیلان یکی از قطب‌های مهم نوغانداری کشور است. در سال‌های اخیر به دلیل بروز برخی از موانع و مشکلات، فعالیت نوغانداری در کشور با رکود نسبی روبرو بوده است و نوغانداری همچون فعالیت‌های آبزی‌پروری و چای‌کاری در ردیف مشاغل جانبی قرارگرفته، چنین دیدگاهی نسبت به نوغانداری باعث به حاشیه رفتن این فعالیت در استان شده است. در این راستا به‌منظور شناسایی پیش برنده‌ها و بازدارنده‌های صنعت نوغانداری در استان گیلان تحقیقی به روش دلفی در سه مرحله در سال 1401 انجام گرفت. جامعه‌ی آماری این تحقیق نوغانداران، کارخانه‌داران و کارشناسان متخصص و خبره استان گیلان بودند که به روش نمونه‌گیری گلوله برفی 17 نفر به‌عنوان مخاطبان تحقیق، شناسایی و انتخاب شدند. نتایج نشان داد که خبرگان بر 28 عامل پیش برنده و 11 عامل بازدارنده با 99 درصد اطمینان توافق نظر دارند. دراین‌بین، قدیمی بودن توتستان‌ها، قدیمی بودن ساختار تلنبارها و کمبود اعتبارات در بخش آموزش و ترویج صنعت نوغان‌داری هر سه مورد با کسب 11/94 درصد از توافق کارشناسان مخاطب به‌عنوان مهم‌ترین عوامل بازدارنده‌ توسعه‌ی صنعت نوغانداری در استان گیلان بودند. همچنین نتایج بیانگر آن بود که نوسازی و احیای توتستان‌ها و توانمندسازی نوغانداران از طریق آموزش با کسب 100 درصد از توافق نهائی کارشناسان مخاطب، به‌عنوان مهم‌ترین عوامل پیش برنده شناسایی شدند. بر این اساس، توجه به خرید پیله نوغانداران باقیمت مناسب، اعطای تسهیلات بانکی کم‌بهره جهت بازسازی و احیای توتستان‌ها و تلنبارها، برگزاری کلاس‌های ترویجی و کاربردی مؤثر از اقدامات مهمی است که باید موردتوجه قرار گیرد.