راهبردهای تاب آوری کالبدی مساکن خانوارهای روستایی در برابر سیل (مطالعه موردی: شهرستان درگز)
صفحه 1-19
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.310569.1984
زهرا کمالی، مریم قاسمی
چکیده در ایران، مخاطره سیل سالانه خسارات فراوانی به روستائیان مناطق درگیر به ویژه در بخش مسکن وارد میکند. بههمین دلیل توجه به تابآوری کالبدی مساکن روستایی بهدلیل آسیبپذیری بالای آنها در مواجهه با سیل ضروری است. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی راهبردهای مطلوب تابآوری کالبدی مساکن روستایی در مواجهه با سیلاب پرداخته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی و پیمایش میدانی است. پس از مطالعات اکتشافی اولیه، تعداد 9 روستا در شهرستان درگز که بیشترین آسیب پذیری در برابر سیل را داشتند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از دو ابزار برنامهریزی استراتژیک SWOT-QSPM انجام شد. با توجه به خبره محور بودن این دو ابزار پرسشنامه پژوهش به کمک 25 نفر از خبرگان روستایی (دهیار و اعضای شورای اسلامی روستا) تکمیل گردید. بر اساس مطالعات اکتشافی اولیه 14 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 18 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت پیش روی تابآوری کالبدی مسکن روستایی در مواجهه با سیل شناسایی شد. باتوجه به امتیاز نهایی در IFE=2.46 و درEFE=2.41 «راهبردهای تدافعی» یا حداقل- حداقل بهعنوان راهبردهای کانونی جهت افزایش تابآوری کالبدی مساکن روستایی انتخاب شد. هدف کلی راهبردهای تدافعی، یا «راهبرد بقا» کاهش ضعفهای سیستم برای کاستن و خنثی سازی تهدیدها است. براساس تجزیه و تحلیلهای صورت گرفته در ماتریس QSPM در بین استراتژیهای تدافعی «ارتقای دانش و آگاهی ساکنان از اصول استاندارد ساخت و ساز در نواحی در معرض سیل»، بالاترین امتیاز یعنی 2.637 را کسب نموده و بهعنوان اولین راهبرد انتخاب شده است.
شناسایی موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی شهرستان ارومیه
صفحه 21-35
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.324707.1997
فاطمه کاظمیه، اسماء عیدی، صادق اسمعیلی
چکیده تشکیل و گسترش شرکت های تعاونی روستایی یکی از مهم ترین سیاست ها و راهبردهای توسعه ی بخش کشاورزی و جامعه ی روستایی ایران در نیم قرن اخیر به شمار می رود. لذا با توجه به نقشی که شرکت های تعاونی روستایی در این راستا می توانند داشته باشند تحقیق حاضر با هدف شناسایی موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی در شهرستان ارومیه انجام گرفت. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی تحلیلی- اکتشافی می باشد و رویکردی کیفی -کمی دارد. جامعه آماری مشتمل بر دو گروه بود. گروه اول صاحب نظران و متخصصان در امور تعاونی روستایی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر انجام شد. گروه دوم مدیران و اعضای هیئت مدیره شرکتهای تعاونی روستایی شهرستان ارومیه در سال 1400 به تعداد 120 نفر بودند که با توجه به محدود بودن جامعه آماری از روش سرشماری برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی انجام یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی و به کمک نرم افزار spss22انجام شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی شهرستان ارومیه در قالب هفت عامل فرهنگی- اجتماعی، ویژگی های ساختاری، اقتصادی، مدیریتی، سیاستی، سازمانی- حمایتی و خدماتی طبقهبندی شدند و عامل اول با نام فرهنگی- اجتماعی و با تبیین 11.41درصد از تغییرات واریانس به عنوان مهم ترین عامل معرفی شد که پایین بودن دانش حرفه ای اعضای تعاونی، اختلافات میزان اعضا و ارکان تعاونی، پایین بودن روحیه مسئولیت پذیری در بین اعضای تعاونی از جمله متغیرهای واقع شده در این عامل بودند. براساس نتایج به دست آمده، مشکلاتی که در هفت عامل خلاصه شده اند حدود 62 درصد تغییرات واریانس کل را تبیین می کردند. باتوجه به نتایج حاصل از پژوهش پیشنهاد می شود ارتقاء آگاهی اعضاء از طریق برگزاری کارگاه های توانمندسازی در رابطه با ماهیت و کارکرد تعاونی ها، برنامه ریزی اصولی و واقع بینانه براساس نیازهای تعاونی و رفع مشکلات مرتبط با نظام بانکی در اولویت برنامه های مرتبط با توسعه تعاونی های روستایی در شهرستان ارومیه قرار گیرد.
تحلیل امنیت غذایی خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی بر مبنای شاخص تنوع غذایی و عوامل موثر بر آن
صفحه 37-55
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.330418.2003
امیر احمدی، محمد بادسار، حیدر قلیزاده، رویا کرمی
چکیده فقدان تنوع غذایی بهعنوان مهمترین جنبه دسترسی خانوار به غذا، چالشی اساسی برای جوامع روستایی به شمار میآید. هدف اصلی این پژوهش سنجش وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی منطقه موردمطالعه با استفاده از شاخص تنوع غذایی و تعیین عوامل اصلی تأثیرگذار بر رژیم غذایی خانوار میباشد. پژوهش مقطعی صورت گرفته جز تحقیقات کاربردی بوده که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گردیده است. ابزار اصلی جهت گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد محاسبه نمره تنوع غذایی برحسب شمارش گروههای غذایی مصرفی توسط خانوار در دوره مرجع 24 ساعته قبل از فرآیند انجام مصاحبه میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی میباشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 482 خانوار به روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای بهعنوان حجم نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد عمده گروههای غذایی مصرفی توسط خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی بهصورت انواع غلات با 57.9%، گیاهان ریشهای و غدهای با 56.4% و انواع حبوبات با 49.8% میباشد. همچنین ازلحاظ طبقهبندی تنوع غذایی خانوارهای روستایی، 58.1% در طبقه دارای تنوع غذایی متوسط قرار گرفتند. تحلیل روابط مفروض بر اساس مقادیر استاندارد حاصل از هر دو روش تخمین حداکثر بزرگنمایی و Bayesian در نرمافزار Amos نشان داد که متغیرهای مالکیت دام، میزان تحصیلات، بعد خانوار و درآمد سالیانه در حالت کلی 85% از تغییرات متغیر وابسته تنوع غذایی را تبیین میکنند. متنوع سازی منابع درآمدی و در کنار آن ارتقا سطح تحصیلات سرپرست خانوار که منجر به افزایش دانش تغذیهای و سوق دادن رژیم غذایی به سمت انتخاب و مصرف محصولات سالمتر و متنوعتر در رژیم غذایی خانوارهای روستایی میگردد، پیشنهاد میشود.
تحلیل چالشهای امنیت غذایی در بین خانوارهای روستایی (دهستان هفت آشیان، شهرستان کرمانشاه)
صفحه 57-72
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.355281.2044
جلال یاوری، زهرا اطهری
چکیده امنیت غذایی در ایران همواره یکی از اهداف عمده برنامه های توسعه روستایی و کشاورزی بوده است. در این راستا، خانوارهای روستایی که به طور عمده تأمین کننده مواد غذایی کشور هستند می بایست دسترسی مناسبی به مواد غذایی مطلوب داشته باشند، این در حالی است که این موضوع همواره با چالش های بسیاری رو به رو بوده است. لذا، هدف این پژوهش که در سال 1400 با روش کیفی انجام شد، تحلیل چالش های امنیت غذایی در خانوارهای روستایی بود. جامعه تحقیق، سرپرستان خانوارهای روستایی دهستان هفت آشیان شهرستان کرمانشاه بودند (375=N). ابزار اصلی گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با افراد مطلع بود که از طریق نمونه گیری هدفمند و با روش گلوله برفی، مورد مطالعه قرار گرفتند (35=n). تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده به روش تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار MAX-QDA12، منجر به شناسایی 44 مفهوم در قالب 4 مقوله اصلی شد؛ بر این اساس، چالش های اساسی امنیت غذایی در منطقه مورد مطالعه به ترتیب اهمیت شامل: چالش های مالی و اعتباری (فراوانی تجمعی: 212)، ضعف سیستم مدیریتی و قانونگذاری (فراوانی تجمعی: 190)، چالشهای فرهنگی ـ اجتماعی (فراوانی تجمعی: 183)، پیچیدگی ماهیت کشاورزی و شرایط محیطی (فراوانی تجمعی: 181) بود. بنابراین، بهبود وضعیت درآمدی خانوارهای روستایی و نظارت دقیق و درست بر قیمت گذاری ها توسط مسئولان تأثیرات مهم و قابل توجهی در بهبود وضعیت امنیت غذایی خواهد گذاشت و توجه بیشتر مسئولان بر چالش های مالی و اعتباری می تواند بسیار راهگشا و مفید باشد.
رابطه سنجی تحولات کالبدی و جمعیتی سکونتگاههای روستایی حاشیه شهر کلاله
صفحه 73-93
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.339524.2016
یوسف درویشی، مهدی صادقیها، حسن وحدانی چرزه خون
چکیده نظام کالبدی – فضایی، بهعنوان یکی از زیر نظامهای فضاهای روستایی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل درونی و محیط بیرونی خود در حال تغییر و تحول است. در بین مجموعه عوامل محیط بیرونی، شهرها و نوع تعاملات فضاییشان با نقاط روستایی یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر تحول روستا و به ویژه نظام کالبدی – فضایی است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی تغییرات کالبدی- فضایی در روستاهای حاشیه شهر کلاله است. روش پژوهش، از نوع توصیفی و تحلیلی است. در مطالعه حاضر، بر اساس اهداف تحقیق، بررسی تغییرات کاربری اراضی در محدودهی مورد مطالعه با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست (4،5 و 8) برای سالهای 2000و 2020 انجام شده است. تصاویر رنگی کاذب سنجنده OLI مورد استفاده به باند پانکروماتیک با 20 نقطه کنترل زمینی و با رعایت RMSe مناسب (28/0) زمین مرجع شد. سپس تصاویر سنجندههای MSS و TM به روش تصویر به تصویر با RMSe کمتر از 5/0 زمین مرجع شدند. در پژوهش حاضر جهت پایش تغییرات پوشش زمین از طبقهبندی نظارت شده و الگوریتم حداکثر شباهت استفاده شد. نتایج حاصل از روش آشکارسازی تغییرات کاربری و بررسی رشد روستاهای حاشیه شهر کلاله در طی این سالها نشان میدهد گسترش فیزیکی این روستاها، بهویژه در پیرامون شهر کلاله، برحسب نیاز جمعیت رو به رشد آن بوده و در نتیجه، روند تبدیل زمینهای کشاورزی و روستایی حاشیه شهر با روند صعودی همراه بوده است. سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری نسبی بر ناحیه دارای ارتباط دوسویه با نقاط روستایی پیرامون خود است. بهعبارت دیگر شهر کلاله با ارائه خدمات و تسهیلات معیشتی- رفاهی روستاهای حوزه نفوذ خود و نیز خرید محصولات تولیدی روستاییان ضمن فراهم نمودن شرایط رشد و پویایی روستاها موجبات ایجاد تغییرات کالبدی- فضایی در آنها را فراهم آورده است. در همین راستا احیاء و ایجاد نظام سلسله مراتب سکونتگاهی با هدف برقراری روابطی متعادل و منطقی بین شهر و روستاها، از طریق افزایش نقشپذیری کانونهای مرکزی روستایی پیشنهاد میگردد.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی با تمرکز به نقش ویروس کرونا (مطالعه موردی روستای بوژان شهرستان نیشابور)
صفحه 95-111
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.330043.2002
فاطمه سوگندی
چکیده صنعت توریسم بزرگترین صنعت جهان است و در تمامی کشورها بعنوان ابزاری حیاتی برای توسعهی فعالیت های اقتصادی مناطق مختلف محسوب میشود. رشد این صنعت بویژه در بخش گردشگری روستایی می تواند به رشد و توسعهی کسب و کارهای محلی کمک کند. هدف کلی از انجام این تحقیق، تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی خصوصاً در دوران کرونا از دیدگاه اهالی روستای بوژان در شهرستان نیشابور است. این پژوهش، توسعهای و از نوع تحلیلی است. روایی و پایایی پرسشنامه از طریق تحلیل عامل و آلفای کرونباخ بدست آمده است. در این خصوص با رابطة کوکران، حجم نمونه 294 نفر به دست آمد که براساس آن پرسشنامه در اختیار روستاییان قرار گرفت. انتخاب نمونه از مردم محلی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام میگیرد. پیگیری اهداف تحقیق پس از آمار توصیفی با کاربرد تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t و رگرسیون چندگانه انجام شده و دادههای گرداوری شده با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPPS تجزیه تحلیل شد. نتایج آماری حاصل نشان میدهند که عوامل جاذبههای روستا، زیرساخت روستا، نحوه برخورد روستائیان، سطح اقتصادی، سطح اجتماعی، مدیریتی و زیست محیطی همگی عواملی هستند که بر توسعه گردشگری روستای بوژان تأثیر داشته و رابطه مستقیم با آن دارند که در این بین ویروس کرونا بیشترین درصد واریانس را در عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی با رابطه معکوس به متغیر وابسته را دارد. با تحلیل نتایج بدست آمده، در پایان نیز پیشنهاداتی برای توسعه گردشگری روستایی این منطقه در دوران کرونا عنوان میشود.
خوشهبندی ظرفیت و پتانسیل توسعه روستاهای شهرستان ملکشاهی بر اساس شاخصهای اجتماعی اقتصادی
صفحه 125-143
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.330618.2005
حسین حیدری، احمد شکیبا، کریم وثوقی نیری، احمد حاج علیزاده
چکیده دغدغه توسعه روستایی و توانمندی اجتماعات روستایی یکی از مسائل مهم جوامع توسعه نیافته در جهان امروز است. پیش از این تصور بر این بود که میتوان این اجتماعات را با برخی مداخلات و با تهیه طرحهای جامع و به صورت دستوری از فقر و عقبماندگی نجات داده و معیشت پایداری برای ساکنان روستایی فراهم کرد؛ ولی امروز مشخص شده است که توان و ظرفیت درونی اجتماعات روستایی بیش از هر چیز دیگر در امکان تحقق توسعه و ایجاد معیشت پایدار دخیل است. این مقاله میکوشد ظرفیت و پتانسیل توسعه روستاهای شهرستان ملکشاهی را بر اساس شاخصهای اجتماعی اقتصادی طبقهبندی نماید. روش تحقیق پیمایش و جامعه آماری خانوارهای روستاهای شهرستان ملکشاهی است. حجم نمونه 580 نمونه است که با فرمول کوکران تعیین شده است. روش نمونهگیری، نمونهگیری مطبق و انتخاب نمونهها به صورت تصادفی است. یافتهها نشان داد که روستاهای شهرستان ملکشاهی در شاخصهای اجتماعی مانند انسجام، مشارکت، اعتماد و مهارت و آموزش وضعیت به مراتب بهتری در مقایسه با شاخصهای اقتصادی مانند اشتغال، دسترسی به اعتبارات، درآمد و ساختارهای نهادی دارند. نتایج نشان داد که برای اجرای برنامه توان افزایی و تأمین معیشت پایدار، در کنار بهرهمندی از سرمایه اجتماعی و انسانی محلی باید نسبت به رفع موانع دسترسی به اعتبارات مالی و به چرخه انداختن سرمایههای کوچک و مازاد جوامع روستایی بهره برد.
