دوره و شماره: دوره 10، شماره 4 - شماره پیاپی 40، زمستان 1402 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

شناسایی پیشران‌های تأثیرگذار بر گردشگری روستایی با رویکرد آینده‌پژوهی (نمونه موردی: روستاهای شهرستان نیر)

صفحه 412-427

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.334669.2009

بهرام ایمانی، امید حمید ننه کران

چکیده یکی از مهمترین بحث‌ها در خصوص توسعه گردشگری، برنامه‌ریزی برای آینده و در واقع آینده پژوهی است. بنابراین، این پژوهش قصد دارد مهمترین پیشران‌های مؤثر در گردشگری روستاهای نیر را شناسایی نموده و سپس با ارائه راهکارها و استراتژی‌ها توسعه گردشگری این شهر را برای آینده تدوین نماید. این پژوهش در سال 1400 انجام شده و بر اساس هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. روش گردآوری اطلاعات، با توجه به ماهیت مطالعه تحقیق به دو صورت کتابخانه‌ای و میدانی بوده است. داده‌های کیفی با پرسشنامه باز و بررسی اسناد صورت گرفت. داده‌های کمی به صورت عددی و از طریق وزن‌دهی پرسشنامه دلفی تهیه شد. به شکلی که ابتدا شاخص‌ها در ابعاد مختلف گردآوری و سپس در اختیار متخصصین و کارشناسان قرار داده شد. برای شناسایی متغیرهای پیشران و کلیدی از مدل تأثیرات متقابل در قالب نرم‌افزار میک مک استفاده شده است. در مرحله بعد پس از شناسایی عوامل کلیدی از 30 نفر از متخصصین درخواست گردید، در چارچوب ماتریس تأثیرات متقابل، بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری به شاخص‌ها امتیاز صفر تا سه اختصاص دهند. نتایج نشان داد شش متغیر در جایگاه مستقل، دو متغیر به عنوان ورودی، دو متغیر وابسته و دو متغیر نیز در جایگاه دوجهی قرار داشتند. همچنین عامل گردشگری برنامه‌ریزی شده در روستاها که میزان اثرگذاری مستقیم آن 24 بدست آمد، به عنوان عامل ورودی با بالاترین قدرت تعیین کنندگی در جایگاه نخست، پیشران‌های کلیدی برای توسعه گردشگری روستاهای شهرستان نیر از دیدگاه هیات خبرگان است. همچنین حفظ محیط زیست، امکانات اقامتی و امکانات بهداشتی روستا با میزان اثرگذاری 17 در جایگاه دوم قرار داشتند. در این راستا پیشنهاد می‌گردد، با توجه به توان‌ها و پتانسیل‌های منطقه مورد نظر، برنامه‌ای مدون جهت توسعه گردشگری روستایی تدوین گردد. به گونه‌ای که توسعه صنعت گردشگری در نواحی روستایی مورد مطالعه به عنوان یک استراتژی جدید توسط جوامع محلی، عوامل سیاسی و برنامه‌ریزان است که به عنوان عوامل مهم اصلاح مناطق روستایی به شمار می‌آ‌یند و می‌تواند نقش عمده‌ای در توسعه این نواحی داشته باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

واکاوی ارتباط شاخص‌های کارآفرینی و توسعه پایدار روستایی با استفاده از تحلیل کانونی، مورد مطالعه: سکونتگاه‌های روستایی غرب دریاچه ارومیه

صفحه 429-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.360063.2050

علیرضا جمشیدی، داود جمینی، معصومه جمشیدی

چکیده توسعه کارآفرینی روستایی، کلید حل مشکلات مختلف موجود در جوامع روستایی کشور از جمله بیکاری، فقر، ناامنی غذایی، مهاجرت، و دیگر ناهنجاری های اقتصادی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی کانونی بین شاخص‌های کارآفرینی (متغیر‌های X شامل توفیق‌طلبی، ...) بر توسعه پایدار روستایی (متغیرهای Y شامل پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی، ...) در مناطق روستایی غرب دریاچه ارومیه (در سال 1401-1400) انجام شده است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل تمامی خانوارهای روستایی ساکن در حاشیه غربی دریاچه ارومیه بوده (17738= N)، که 374 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چند مرحله‌ای با انتساب متناسب به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‏های میدانی، پرسشنامه‌ای محقق ساخته بود که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (بین 703/0 تا 836/0) مورد تأیید قرار گرفت. جهت بررسی اهداف مطالعه از تحلیل همبستگی کانونی و ضریب همبستگی اسپیرمن و با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که ترکیب خطی مناسبی بین مجموعه متغیرهای کانونی شاخص‌های کارآفرینی روستایی و مولفه‌های توسعه پایدار روستایی مناطق مورد مطالعه وجود دارد. همچنین، تحلیل کانونی دو مجموعه معنادار نشان داد که خلاقیت (833/0) و اعتماد به‌نفس (898/0) رابطه معنی‌داری با پایداری اقتصادی (835/0) و پایداری کالبدی (982/0) دارند. به عبارتی می‌توان نتیجه گرفت با بهبود وضعیت عوامل تأثیرگذار بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی، می‌توان شاهد توسعه پایدار روستایی بود. لذا می‌توان افزایش مهارت‌هایی از جمله خوداتکایی، اعتماد به‌نفس، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری در بین روستاییان را پیشنهاد نمود.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از شاخص‌های اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی (مطالعه موردی: روستاهای منطقه سیستان)

صفحه 447-461

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.320613.1992

زهرا کیخا، جواد بذرافشان، سیروس قنبری، عالمه کیخا

چکیده وقوع حوادث طبیعی مانند سیلاب و زلزله در عرصه های جغرافیایی، به ویژه مناطق روستایی تاثیرات مخربی برجای می گذارد. به طوری که این گونه حوادث اغلب با تخریب منابع اقتصادی و امکانات رفاهی و زیستی، سلامت ساکنان را به خطر می اندازند و همیشه خطر جدی برای توسعه مناطق روستایی به شمار می‌روند. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از عوامل اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی در روستاهای منطقه سیستان می‌باشد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی سرپرستان خانوراهای 373 روستای بالای 50 خانوار در منطقه سیستان بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 نفر از سرپرستان خانوارها به روش تصادفی طبقه‌ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای SPSS و WASPAS و Arc GIS استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون در خصوص تأثیر عوامل اقتصادی بر تاب‌آوری اجتماعات روستایی در منطقه سیستان حاکی از آن است که میزان همبستگی چندگانه بین عوامل اقتصادی و تاب‌آوری برابر با ضریب تعیین (R2=0.003) می‌باشد که نشان می‌دهد عوامل اقتصادی هیچ تأثیری برتاب‌آوری روستاییان در منطقه سیستان ندارد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک رتبه‌بندی WASPAS موید آن است که، روستائیان واقع در شهرستان‌های نیمروز و هیرمند دارای بیشترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطره طبیعی و روستائیان واقع در شهرستان هامون دارای کمترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطرات طبیعی می‌باشند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه

صفحه 463-478

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350924.2037

مینا صالح نیا، محسن رفعتی

چکیده یکی از اقداماتی که در زمینه مدیریت بحران دریاچه ارومیه قابل انجام است، سنجش آثار خشکی دریاچه بر درآمد روستاییان حوضه می‌باشد. سنجش آثار در ابعاد محلی، به دلیل شناسایی میزان توانایی نواحی درگیر با بحران‌های محیطزیستی برای مقابله با آنها، دارای اهمیت است. همچنین، استفاده از نتایج سنجش این عامل مهم، می‌تواند سبب اتخاذ سیاست‌های معیشتی متناسب با کاهش آسیب‌پذیری و افزایش توان سازگاری شود. در همین راستا، مطالعه حاضر نقش عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه را با استفاده از کاربرد داده‌های پانل در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان مورد بررسی قرار داد. بهره‌گیری از داده‌های بازه زمانی سال‌های 98-1385 و برآورد مدل با استفاده از رویکرد اثرات ثابت نشان داد متغیرهای درصد شاغلین جمعیت فعال روستایی، مساحت اراضی زیر کشت آبی، سطح تراز دریاچه ارومیه، و میزان بارش به ترتیب بیشترین تاثیرات مثبت را بر درآمد واقعی سالانه روستاییان دارند؛ به طوری که به ازای یک درصد افزایش در مقدار هر یک از این متغیرها، درآمد واقعی به ترتیب 269/0، 186/0، 074/0 و 006/0 درصد افزایش خواهد یافت. ایجاد زمینه‌های حمایتی و ارائه تسهیلات بانکی کم بهره برای احداث گلخانه و سرمایه‌گذاری در امور مشاغل غیرکشاورزی جهت تنوع بخشی به منابع درآمدی و معیشتی روستاییان، گسترش و ترویج مکانیزاسیون و استفاده از تکنولوژی‌های نو در بخش کشاورزی جهت کاهش هزینه‌ها و کاهش سطح مصرف آب، تجهیز اراضی با سیستم آبیاری نوین، و تسریع در اتمام پروژه‌های مصوب ستاد احیای دریاچه از پیشنهادات مطالعه حاضر می‌باشد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل سازوکارهای ارتباط اثربخش بین تحقیقات و ترویج در نظام نوین ترویج کشاورزی ایران

صفحه 479-497

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.362657.2053

جواد قاسمی، حسن علی پور، ندا علیزاده

چکیده ارتباط بین تحقیقات و ترویج، همواره به‌عنوان یکی از موضوعات مهم و چالش‌برانگیز در نظام‌های نوآوری کشاورزی به‌شمار می‌رود. با اجرای طرح نظام نوین ترویج کشاورزی، ارتباط بین این دو بخش به‌عنوان یک مؤلفه مهم مورد توجه قرار گرفت. هدف کلی تحقیق پیمایشی حاضر که در سال‌های 1400 تا 1401 انجام شد، تحلیل سازوکارهای ارتباط اثربخش بین تحقیقات و ترویج در نظام نوین ترویج کشاورزی بود. جامعه آماری پژوهش، مروجان (1113 نفر) استان‌های البرز، فارس، سیستان و بلوچستان و لرستان بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 291 نفر برآورد شد که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت بود که روایی آن از طریق نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری) و روایی سازه‌ای و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم‌افزارهایSPSS نسخه 22 و Smart PLS نسخه 3 انجام شد. رتبه‌بندی سازوکارهای ارتباط اثربخش بین تحقیقات و ترویج نشان داد که سازوکارهای «انگیزشی» و «نظارت و ارزیابی» به‌ترتیب با میانگین 85/3 و 80/3 در بالاترین و سازوکارهای «ساختاری-کارکردی» و «مشارکتی» به‌ترتیب با میانگین 66/3 و 67/3 در پایین‌ترین رتبه‌ها قرار گرفتند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که این سازوکارها دارای هشت مؤلفه اصلی «انگیزشی»، «مشارکتی»، «زیرساختی-پشتیبانی»، «قانونی-سیاستگذاری»، «ساختاری–کارکردی»، «نظارت و ارزیابی»، «ارتباطی» و «آموزشی–توانمندسازی» بودند که همگنی و پایایی معرف‌ها مورد تأیید قرار گرفت که مؤلفه‌های «ارتباطی» و «انگیزشی» به‌ترتیب دارای بیشترین و کمترین مقدار ضریب استاندارد بودند (964/0 و 786/0). بر این اساس، به‌منظور بهبود ارتباط بین تحقیقات و ترویج، سازوکارهایی چون: انگیزه‌های مادی و معنوی، مشارکت در فرآیند برنامه‌ریزی چندسطحی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش غیردولتی، برنامه‌های آموزشی و توانمندسازی، اصلاحات ساختاری، فراهم نمودن امکانات و زیرساخت‌های لازم و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی نحوه ارائه و مصرف گیاهان دارویی و نگرش مردم به ‏آن در عطاری‌های شهرستان تربت‌حیدریه

صفحه 499-512

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.383992.2082

ابراهیم مرادنژادی، جلیل فرزدامهر، حامد سنگونی، حسن فیضی

چکیده افزایش مصرف گیاهان دارویی فواید زیادی ازجمله ایجاد اشتغال و درآمدزایی برای تولید کنندگان به ویژه جامعه روستایی که معیشت آنها وابسته به بهره برداری از طبیعت است دارد. از این رو لازم است عوامل موثر بر میزان مصرف گیاهان دارویی و وضعیت عرضه آن در بازار مورد بررسی قرار گیرد تا با شناخت مهم‌ترین عوامل موثر برآن زمینه توسعه این نوع بهره‌برداری را فراهم کرد. این مطالعه به بررسی نحوه ارائه و مصرف گیاهان دارویی و نگرش و اعتقاد مردم به آن در عطاری‌های شهرستان تربت‌حیدریه پرداخته است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی و ابزار گردآوری استفاده از پرسشنامه بود که توسط محقق طراحی گردیده شد. جامعه آماری این تحقیق عطاری‏های شهرستان تربت‏حیدریه و خریداران گیاهان دارویی بود. حجم نمونه با استفاده از محاسبه فرمول کوکران برابر با 383 محاسبه شد که شامل 127 نفر از عطاری‏های شهرستان ‏تربت‏حیدریه و 256 نفر از خریداران گیاهان دارویی تعیین بود. پس از گردآوری داده‏ها توسط پرسشنامه، با استفاده از نرم‌افزار SPSS23 داده‏های تحقیق، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بین نحوه نگهداری گیاهان دارویی و میزان مصرف مردم (32/0r=) رابطه معنی‌دار و مثبت و بین نحوه عرضه گیاهان دارویی و میزان مصرف مردم (390/0r=) نیز رابطه معنی‌دار و مثبتی به دست ‏آمد. بین نگرش و اعتقاد مردم به اثربخشی گیاهان دارویی و میزان مصرف مردم (582/0r=) و بین داشتن مدرک تحصیلی مرتبط با گیاهان دارویی و میزان مصرف گیاهان دارویی توسط مردم (376/0r=) رابطه معنی‎داری و مثبتی به ‏دست آمد. از این‌رو تنها با افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان نسبت به مزایای استفاده از گیاهان دارویی و همچنین تغییر در نحوه نگداری و عرضه گیاهان دارویی از شیوه‌های سنتی به شکل مدرن می‌توان به توسعه بازار گیاهان دارویی کمک شایانی کرد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل موانع توسعه بازار تعاونی‌های صنایع دستی روستایی استان سیستان و بلوچستان

صفحه 513-540

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.359418.2046

مرتضی یعقوبی، علی سردار شهرکی، علیرضا کرباسی

چکیده استان سیستان و بلوچستان، یکی از استان‌هایی است که نسبت به سایر استان‌های کشور حرفه بخش قابل توجهی از افراد به ‌صنایع‌دستی ‏اختصاص دارد، هرچند انتظارات شاغلین این صنعت برآورده نشده است. رکود تقاضا در بازار ‌صنایع‌دستی نه تنها انگیزه ورود به این صنعت را ‏از بین برده بلکه موجب بیکار شدن برخی شاغلین در این حوزه شده و اثرات جانبی دیگری همچون افزایش روند مهاجرت از روستا به شهر و ‏عدم تولید برخی از ‌صنایع‌دستی را داشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبه‌بندی موانع توسعه بازار تعاونی‌های ‏صنایع‌دستی این استان است. تحقیق حاضر کاربردی و کمی است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش‌نامه و مصاحبه حضوری با ‏فعالین و صاحب نظران این حوزه در استان سیستان و بلوچستان استخراج شده است. برای این منظور، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند ‏تعداد 40 پرسش‌نامه در سال 1401 گردآوری و با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. آزمون فرضیه‌ها با تکیه ‏بر آزمون تی تک نمونه‌ای، رتبه‌بندی موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی با استفاده از آزمون ‏فریدمن، و ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی با موانع ‏توسعه بازار با توجه به آزمون‌های ناپارامتری یو من-‏ویتنی و کروسکال والیس‏ انجام شدند.‏ نتایج نشان داد که برگزاری محدود نمایشگاه‌ها، ‏عدم تمایل سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در حوزه ‌صنایع‌دستی و تبلیغات ناکافی به ترتیب مهم‌ترین موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی هستند. ‏با این وجود عدم تطابق تولید ‌صنایع‌دستی استان با سلیقه مصرف کننده، تنوع و جذابیت محصول، مانعی جدی در توسعه بازارهای ‏‏‌صنایع‌دستی محسوب نمی‌شود. ‏

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

شناسایی، تحلیل و رتبه‌بندی مؤلفه‌های تهدیدکننده تالاب بین‌المللی امیرکلایه به روش دلفی فازی با تاکید بر جامعه محلی حاشیه تالاب

صفحه 541-560

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350148.2034

مکرم روان بخش، طوبی عابدی

چکیده ارزیابی تهدیدها‌ی مؤثر بر اکوسیستم‌ها به‌منظور توسعه راهبردهای مناسب مدیریت محیط‌زیستی، پایش و ارزیابی آن‌ها امری ضروری است. پناهگاه حیات‌وحش و تالاب بین‌المللی امیرکلایه با مساحت 1230 هکتار در دهستان شیرجوپشت، بخش رودبنه، شهرستان لاهیجان در استان گیلان واقع‌شده است. در این تحقیق ابتدا جهت تدوین معیارهای و زیر‌معیارهای پژوهش، از منابع کتابخانه‌ای همچنین نتایج حاصل از طرح تدوین برنامه مدیریت زیست بومی تالاب امیرکلایه(1399) استفاده شد. در تدوین این برنامه 30 نفر از ذی‌نفعان و بهره بردان تالاب شرکت داشتند. سپس به‌منظور استخراج و تبیین دقیق مشکلات و مسائل تالاب پرسشنامه‌ای با معیارهای اولیه طراحی و به 15 نفر از متخصصین مطلع به مدیریت تالاب امیرکلایه ارسال شد. در گام بعدی نظرات متخصصین ازنظر نرمال بودن به کمک آزمون کولموگروف- اسمیرنف موردسنجش قرار گرفت و درنهایت مشکلات و مسائل شناسایی‌شده به روش دلفی فازی رتبه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که معیار بیولوژیک با سه زیر معیار، معیار فیزیکوشیمیایی با شش زیر معیار، معیار اقتصادی با شش زیر معیار، معیار اجتماعی با 12 زیر معیار و معیار فرهنگی با چهار زیر معیار مهم‌ترین معضلات تالاب بودند. نتایج حاصل از رتبه‌بندی زیر‌معیارها نشان داد که ورود گونه‌های مهاجم و رشد و تجزیه گیاهان با امتیاز 38/ 0در بخش بیولوژیکی و کاهش عمق و سطح تالاب همچنین آلودگی تالاب به کود و سموم کشاورزی به ترتیب با امتیاز 21/0 و 20/0 در بخش فیزیکو‌شیمیایی حائز بالاترین رتبه بودند. افزایش سطح زیر کشت اراضی شالی‌کاری روستاهای حاشیه تالاب با امتیاز 19/0 ، برداشت بی‌رویه آب تالاب و فقر اقتصادی جوامع محلی هر یک با امتیاز 18/0 از مهم‌ترین زیرمعیارهای اقتصادی شناسایی شدند. شکار غیر‌مجاز و بی‌رویه با امتیاز 11/0 و عدم تعامل و مشارکت بین سازمانی در مدیریت تالاب در گروه‌های ذینفع تالاب با امتیاز 10/0 از مهم‌ترین زیر‌معیارهای اجتماعی و درنهایت زیر‌معیار‌های فرهنگی، عدم آگاهی جوامع محلی (ساکنین روستاهای حاشیه تالاب) و مدیران و ذی‌نفعان تالاب به ترتیب با امتیاز 31/0 و 30/0 حائز بالاترین رتبه بودند. استفاده از سایر روش‌های دیگر کمی‌سازی عوامل تهدید‌کننده تالاب در دستیابی به نتایج دقیق‌تر و کامل‌تر به‌منظور اجرای موفق‌تر برنامه مدیریت زیست بومی امیرکلایه و دستیابی به توسعه پایدار روستاهای حاشیه تالاب مثمر‌ثمرخواهد بود.