دوره و شماره: دوره 10، شماره 3 - شماره پیاپی 39، پاییز 1402 
مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی ریسک‌های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی (مورد مطالعه: استان هرمزگان) .

صفحه 257-273

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.346224.2029

سیدمحمد فهیمی فرد، بهمن بازگیر

چکیده در این مطالعه به شناسایی، ارزیابی و اولویت­بندی ریسک­های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی و ارائه راهکارهای لازم جهت پوشش آن­ها پرداخته شد. برای این منظور جهت گردآوری داده­های مورد نیاز، پرسشنامه طراحی شده میان نمونه تعیین شده (به روش گلوله برفی) از خبرگان صنعت گاز کشور و بویژه استان هرمزگان توزیع شد و از میان آن­ها 17 پرسشنامه تکمیل و دریافت شد. همچنین، جهت تجزیه­وتحلیل داده­ها از تکنیک دلفی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، تکنیک دیمتل (DEMATEL) و فرآیند تحلیل شبکه­ای (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد بطورکلی 31 ریسک در 5 معیار اصلی در انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی وجود دارد که به استثنای ریسک­های: تغییر در قوانین سرمایه­گذاری داخلی، تغییر در مفاد قرارداد و تغییر در فناوری، که در محدوده زرد (احتیاط) می­باشند، تمامی ریسک­های شناسایی شده در محدوده قرمز (خطر) هستند. همچنین، در میان معیارهای اصلی به­ترتیب، ریسک­های: «مدیریتی/سازمانی»، «اقتصادی»، «سیاسی و قانونی»، «زیست­محیطی» و «فنی»، در اولویت می­باشند. علاوه براین، در میان زیرمعیارها: «عدم کفایت نیروهای متخصص»، «کمبود نقدینگی»، «ناکارآمدی سیستم سلامت، امنیت و محیط­زیست (HSE)»، «عدم جذب بودجه»، «عملکرد و تصمیمات نامناسب مدیران»، «نوسانات قیمت­ها»، «تحریم­های اقتصادی»، «زمان­بندی نامناسب»، «حوادث فاجعه­آمیز» و «نوسانات نرخ ارز»، به­ترتیب در اولویت اول تا دهم هستند. در نهایت، راهکارهای پوشش ریسک­های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی بر اساس اولویت آن­ها ارائه شد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی بازده اقتصادی تحقیقات کشاورزی در استان کردستان

صفحه 275-287

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.363109.2055

علی بهرامی، نورمحمد آبیار

چکیده تحقیقات کشاورزی یکی از مهم‌ترین راهبردهای توسعه‌‌ جوامع روستایی و کشاورزی است. با این‌حال اثربخشی این راهبرد از سوی برخی سیاست­گذاران کلان اقتصادی و نیز گروه‌های اجتماعی مورد تردید قرار گرفته است. از این‌رو ارزیابی آثار و منافع اقتصادی تحقیقات کشاورزی، نخستین ضرورت اثبات آثار اقتصادی ارزشمند آنها است. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی آثار اقتصادی فعالیت‌های پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی کردستان با استفاده از تحلیل مازاد اقتصادی در سال 1400 انجام شد. یافته‌ها  نشان داد که سرمایه‌گذاری در تحقیقات کشاورزی بر منافع و رفاه اقتصادی تولیدکنندگان (کشاورزان) و مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی افزوده و آثار مثبتی بر توسعه بخش کشاورزی و روستایی استان داشته است. نرخ بازده داخلی و  میانگین نسبت فایده به هزینه فعالیت‌های پژوهشی این مرکز تحقیقاتی به ترتیب 50/0 و 1/7 ارزیابی شده است. بنابراین هر یک ریال سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی 1/7 ریال سود اقتصادی برای دست اندرکاران تحقیقات کشاورزی به ویژه کشاورزان به عنوان جمعیت اصلی جوامع روستایی استان داشته است. در نتیجه این افزایش منافع، آثار مثبتی بر فرایند توسعه بخش کشاورزی و جوامع روستایی خواهد داشت. بر اساس یافته­های پژوهش پیشنهاد می‌شود که دولت با در نظر گرفتن وظایف حاکمیتی خود، با اعمال سیاست‌های حمایتی هم از بعد تخصیص اعتبارات پژوهشی کافی و هم از منظر ایجاد همگرایی در بین کلیه سیاست‌گذاران اقتصادی کشور برای ایجاد باور لازم بر نقش بنیادی و راهبردی تحقیقات کشاورزی در توسعه اقتصادی و روستایی، بسترهای لازم را فراهم نماید.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

توسعه گردشگری روستایی مبتنی بر توسعه گردشگری کم‌شتاب (مورد مطالعه: روستای جواهرده)

صفحه 289-307

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.352840.2041

مصطفی محمدی، سیّد محمّد میرتقیان رودسری، راضیه ربانی

چکیده سرعت و شتاب، همیشه با کاهش دقت، افزایش ضریب خطا و در نتیجه نقص در خروجی همراه است. امروزه، گرایش چشمگیری برای تبدیل و تغییر فعالیت‌های پُرشتاب به کم‌شتاب گردشگری وجود دارد تا از زیبایی‌های آهستگی در تعطیلات و سفر، لذت برده شود. در حال حاضر، ماهیت مقصدهای روستایی به گونه‌ای است که می‌توان آن را به عنوان یک مجموعه یا چشم‌اندازی ایده‌آل‌تر نسبت به مقصدهای دیگر برای تسهیل‌سازی گردشگری کم‌شتاب محسوب نمود. در همین راستا، پژوهش حاضر، به دنبال اندازه‌گیری تأثیر عوامل گردشکری کم-شتاب بر توسعه‌ی مقصد روستایی می‌باشد. روش پژوهش، از نظر هدف، اکتشافی-تبیینی و نیز به لحاظ ماهیت، از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) است. در روش کیفی، از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته برای جمع‌آوری داده‌ها و از کدگذاری سه‌مرحله‌ای بر اساس تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده گردید. همچنین در روش کمّی، از پرسشنامه محقق‌ساخته (مستخرج از بخش کیفی)، برای جمع‌آوری داده‌ها و از مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد. قلمروی زمانی پژوهش از پاییز 1399 تا پایان تابستان 1400 بوده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که هشت عامل "زمان، بازاریابی کم‌شتاب، محصولات کم-شتاب، تجربه‌ی میهمان‌نوازی کم‌شتاب، اقتصاد کم‌شتاب، فضای اجتماعی-فرهنگی کم‌شتاب، فضای کالبدی کم‌شتاب و سیاست‌گذاری کم-شتاب" به عنوان مقوله‌های توسعه گردشگری کم‌شتاب و شش عامل "منابع و جاذبه‌ها، تبلیغات و بازاریابی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل محیطی و عوامل سیاستی" به عنوان مقوله‌های توسعه گردشگری روستایی، انتزاع شدند. همچنین مشخص گردید که گردشگری کم‌شتاب و عوامل مؤثر بر توسعه این شکل گردشگری بر توسعه گردشگری روستای جواهرده، تأثیر مثبت و معناداری دارند. پیشنهادات مدیریتی و کاربردی مبتنی بر نتایج در انتهای تحقیق ارائه شد.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچه‌سازی اراضی زعفران در روستاهای قاینات (با رهیافت لاجیت ترتیبی تعمیم‌یافته)

صفحه 309-324

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.342077.2021

علیرضا کرباسی، سید مهدی حسینی، امیر دادرس مقدم، حمیده حمیده پور

چکیده زعفران یکی ازمحصولات  استراتژیک بخش کشاورزی در استان خراسان جنوبی است که رتبه دوم تولید در کشور را داراست و جایگاه ویژه­ای در صادرات غیر نفتی کشور دارد اما متاسفانه پراکندگی اراضی زعفران در مناطق روستایی و وجود واحدهای خرده مالکی در روستاها ضمن افزایش هزینه­ها و کاهش تولید محصول، بکارگیری تکنولوژی نوین و اجرای طرح­های آبیاری مدرن را با مشکل مواجه ساخته است و میزان سود، بهره­وری و بازدهی تولید زعفران­کاران مناطق روستایی را کاهش داده به طوری که در سال‌های اخیر بسیاری زعفران­کاران اراضی زعفران را به تدریج به کشت سایر محصولات اختصاص داده­اند. استراتژی یکپارچه­سازی اراضی دارای اهمیت فراوان از لحاظ اقتصادی و کشاورزی می­باشد. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچه­سازی اراضی توسط زعفران­کاران قاینات در مناطق روستایی استان خراسان جنوبی می­باشد. در این پژوهش با استفاده از نمونه­گیری تصادفی در سال 1400 از 12850 بهره بردار در منطقه قاینات 120 زعفران­کار( با سطح معنی داری 1درصد) انتخاب شده است. در پرسشنامه تکمیل شده، اراضی از لحاظ اندازه به سه سطح مزارع کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس تقسیم­بندی شد. نتایج نشان داد که اثرات نهایی متغیرهای تعداد افراد خانوار، فناوری و ابزار جدید، دانش روش­های نوین تولید، وجود ریسک و مخاطره در تولید و تولید محصول بر یکپارچه­سازی اراضی زعفران­کاران در دو سطح اراضی متوسط و بزرگ مؤثر بوده است. در اراضی سطح 2 با مقیاس متوسط (بین 3 تا 5 هکتار) متغیرهای تولید محصول، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید زعفران بر استفاده از اراضی متوسط مقیاس به ترتیب دارای تأثیر منفی، منفی و مثبت معنادار بوده است و همچنین در اراضی سطح 3 (بزرگ مقیاس)، تأثیر دو متغیر تعداد افراد خانوار و وجود ریسک و مخاطره در تولید زعفران بر یکپارچه­سازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس منفی و معنادار بوده و سه متغیر تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید زعفران به ترتیب با اندازه 003/0، 16/0 و 06/0 اثر مثبت و معناداری بر یکپارچه‌سازی اراضی روستایی و یا استفاده از اراضی بزرگ مقیاس می­گذارد. بنابراین با افزایش تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روش­های نوین تولید شرایط برای یکپارچه­سازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس بهتر فراهم می­گردد. بنابراین پیشنهاد می­شود که با آگاهی و اطلاع­رسانی زعفران­کاران به فناوری و ابزار جدید و همچنین با آموزش و کسب دانش تخصصی بیشتر در زمینه تولید زعفران، کشاورزان تمایل بیشتری به یکپارچه­سازی اراضی در مناطق روستایی داشته باشند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی تاب‌آوری سکونتگاه‌های روستایی در برابر سیلاب (مطالعه موردی: روستای زشک مشهد)

صفحه 325-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350518.2038

مریم بهیارفرد، محمدتقی دستورانی، علی اکبر عنابستانی

چکیده مخاطرات طبیعی همچون سیل از خسارت بار ترین پدیده­ها محسوب می­شوند که نیازمند توجه بیشتری هستند. روستا­های در معرض خطر سیل  همچون زشک باید پایداری بیشتری داشته باشند تا بتوانند خطرات و خسارات احتمالی سیل را به حداقل ممکن برسانند. یکی از مهم­ترین راهبرد­هایی که امروزه برای کاهش خسارات سیل در نظر گرفته می­شود بحث تاب­آوری جوامع می­باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی “پیمایشی” است و جامعه آماری 728 خانوار ساکن روستا زشک می­باشند. حجم نمونه با توجه به تعداد 728 خانوار جمعیت روستا های زشک، با استفاده از فرمول کوکران حدود 102 نفر برآورد شد، و 102 پرسشنامه در قالب طیف 5 گزینه ای لیکرت تهیه شد. در این پرسشنامه تاب­آوری کلی روستا مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel  وSPSS  انجام شده، برای تعیین سطح نرمال بودن داده­ها از آزمون های چولگی و کشیدگی و جهت پاسخ به فرضیه تحقیق از آزمون تی تک نمونه­ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که وضعیت  تاب­آوری روستای زشک با توجه به نظر اکثریت ساکنین منطقه در حد متوسط است و در این بین ابعاد زیرساختی، نهادی و سازمانی، اقتصادی، با میانگین اختلاف دارند و میزان این ابعاد کمتر از حد میانگین است و در وضعیت نامطلوب قرار دارند. میزان بعد تاب­آوری اجتماعی بیشتر از حد میانگین است و دارای وضعیت مطلوبی است.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تخمین ردپای کربن و پتانسیل گرمایش جهانی محصول جو (Hordeom Vulgare L.) (مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان شیروان)

صفحه 347-361

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.384652.2083

مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، یاسر اسماعیلیان

چکیده این پژوهش با هدف بررسی توان ترسیب کربن در گیاه جو و تعیین پتانسیل گرمایش جهانی این محصول، در سال زراعی 1399-1400 در نواحی روستایی شهرستان شیروان اجرا شد. بدین منظور نمونه­برداری به­روش تصادفی سیستماتیک در 30 مزرعه از عمق 30-0 سانتیمتری خاک انجام شد و نهاده­های مصرفی از طریق پرسشنامه چهره به چهره به دست آمد. نتایج به­دست آمده نشان داد توان ترسیب کربن خاک در مزارع جو شهرستان معادل 74/1 تن در هکتار بود. مقایسه ضریب تبدیل اندام­های گیاهی نشان داد سنبله نسبت به ریشه به میزان 44/22 درصد ضریب تبدیل بالاتری داشت. توان ترسیب کربن سنبله، ساقه و ریشه جو به ترتیب 20/1297، 624/620 و 114 کیلوگرم در هکتار تعیین شد. در میان نهاده­های ورودی، سوخت دیزل با میانگین 70/552 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین نقش و الکتریسیته با میانگین 85/6 کیلوگرم در هکتار دارای کمترین نقش در انتشار گاز­های گلخانه­ای بود. در بین گاز­های گلخانه­ای نیز دی­اکسید­کربن با 79/1135 کیلوگرم در هکتار بیشترین سهم را داشت. مجموع پتانسیل گرمایش جهانی یک هکتار جو در شهرستان شیروان 31/1147 کیلوگرم معادل دی­اکسید­کربن به‌دست آمد. میزان ردپای کربن به‌دست آمده برای کل زیست توده گیاهی برابر 28/0 کیلوگرم معادل دی­اکسید­کربن بر کیلوگرم زیست توده جو بود. به طور کلی نتایج بدست آمده نشان داد محصول جو از توان ترسیب کربن قابل قبولی برخوردار است و گیاه زراعی مناسب برای قرارگیری در برنامه الگوی کشت مناطق روستایی می­باشد. بر اساس نتایج این پژوهش بخشی از تولید ناخالص مناطق روستایی شهرستان شیروان از طریق کشت محصول جو در اراضی حاشیه­ای با توان تولید کم قابل حصول خواهد بود که نقش مهمی در توسعه این مناطق خواهد داشت. بنابراین توصیه می­گردد بخشی از اراضی مزروعی حاشیه روستاهای شهرستان شیروان که محصولات اقتصادی با نیاز غذایی بالا در آنها قابل کشت نیست، به کشت محصول جو اختصاص یابد تا بتواند علاوه بر کسب درآمد برای کشاورزان روستایی از طریق ترسیب کربن اثرات زیست­محیطی فعالیت­های کشاورزی را کاهش دهد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران

صفحه 363-385

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.340192.2019

ابراهیم قائد، محمد طاهر احمدی شادمهری، حبیب شیرافکن لمسو، هانیه حسین زاده

چکیده مناطق روستایی ایران به عنوان مهترین قطب تولید محصولات کشاورزی شناخته شده است. با توجه به اینکه توزیع درآمد بر میزان فقر و رفاه اقتصادی روستائیان اثرگذار است، آگاهی از عوامل مؤثر بر چگونگی توزیع درآمد در مناطق روستایی کشور، برای تدوین سیاست‌های فقرزدایی، ضروری خواهد بود. شناسایی این عوامل، راه را برای اقدامات مناسب در وهله‌ی اول به منظور بهبود الگوی توزیع درآمد روستایی و در وهله‌ی دوم برای کاهش فقر روستایی در ایران فراهم خواهد ساخت. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران برای دوره‌ی زمانی۱۳۹9-۱۳۵۰ می‌باشد. برای تحلیل موضوع از مدل خود رگرسیون برداری (VAR)، روش یوهانسن - جوسیلیوس، روش انگل - گرنجر و روش تصحیح خطا استفاده شده است. یافته‌های تحقیق بر اساس ضریب جمله تصحیح خطا، نشان داد که در هر دوره، 61/0درصد از عدم تعادل کوتاه‌مدت برای رسیدن به تعادل بلندمدت تعدیل می‌شود و می‌توان بیان داشت که در بلندمدت یک درصد افزایش در متغیرهای کیفیت نیروی انسانی (نرخ باسوادی کشاورزان) و درآمد نسبی کشاورزی به ترتیب باعث کاهش 78/2 و03/2 درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شود، و یک درصد افزایش در متغیرهای رشد اقتصادی بخش کشاورزی،مخارج پرداختی عمرانی دولت به کشاورزی، شاخص درجه باز بودن تجاری و نسبت سرمایه‌گذاری کشاورزی به ترتیب باعث افزایش 68/، 51/0، 85/2 و 18/1درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شوند و از بین انواع متغیرهای نامبرده، اثر شاخص درجه باز بودن تجاری بر نابرابری توزیع درآمد، در مقایسه با سایر متغیرها بیشتر است.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

پیش‌بینی احتمال وقوع خشکسالی‌ با استفاده از زنجیره مارکوف (مطالعه موردی: روستاهای استان سیستان و بلوچستان)

صفحه 387-402

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.352852.2042

هادی سیاسر، امیر سالاری

چکیده در پی تشدید شدت و طول دوره خشکسالی در ایران و بروز مشکلات حاد کم­آبی، مدیریت ریسک خشکسالی مخصوصأ در مناطق روستایی نمود دوچندانی یافته است. روش­های متنوعی از جمله زنجیره مارکوف جهت پیش­بینی احتمال خشکسالی مورد استفاده قرار می­گیرد. در این تحقیق به بررسی وضعیت خشکسالی­های مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان با توجه به داده­های بارش ماهانه در سطح شش ایستگاه ایرانشهر، چابهار، خاش، زابل، زاهدان و سراوان و با استفاده از روش شاخص بارش استاندارد شده (SPI) در مقیاس های زمانی ۳، ۶، ۹، ۱۲، 24 و 48 ماهه پرداخته شد. نتایج نشان داد مناطق روستایی شهرستان­های زاهدان، چابهار، زابل، سراوان و خاش در بازه بلندمدت به­ترتیب در 49/11، 14/35، 13/35، 62/11 و13/35 درصد از اوقات، گرفتار وضعیت خشک بوده و در2/77، 46/59، 17/62، 68/75 و46/59 درصد اوقات وضعیت نرمال و به­ترتیب در 49/11، 40/5، 70/2، 70/2 و 41/5 درصد اوقات، شرایط­ مرطوب برقرار بود. نتایج همچنین نشان می­دهد که به طور میانگین، احتمال تعادل دوره­های خشک، مرطوب و نرمال در ایستگاه­های استان به­ترتیب 29، 5 و 66 درصد است، به­ عبارتی در بیشتر مواقع، منطقه از نظر اقلیمی در شرایط نرمال قرار دارد، در حالی که احتمال وقوع شرایط خشک تقریباً شش برابر شرایط مرطوب است. شدیدترین خشکسالی استان سیستان و بلوچستان در سال 1387 با مقدار شاخص SPI برابر با ۸/۲ - و شدیدترین ترسالی استان مربوط به سال 1374 با مقدار SPI برابر با ۰۸/۲ + اتفاق افتاده است. نتایج کلی نشان داد که تغییرات شاخص SPI دچار تداوم روند منفی بوده و ایجاد سامانه جامع مدیریت ریسک امری ضروری می­باشد.