تعداد دوره‌ها 12
تعداد شماره‌ها 47
تعداد مقالات 374
تعداد نویسندگان 839
تعداد مشاهده مقاله 576,493
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 405,357
نسبت مشاهده بر مقاله 1541.43
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1083.84
      
تعداد مقالات ارسال شده 1,286
درصد پذیرش 29
زمان پذیرش (روز) 150
تعداد پایگاه های نمایه شده 9
تعداد داوران 478

 

نشریه "راهبردهای توسعه روستایی"، فصلنامه‌ای به زبان فارسی با دسترسی آزاد است که توسط دانشگاه تربت حیدریه و با همکاری انجمن توسعه روستایی ایران منـتشر می‌شود. این نشریه دستاوردهای علمی با کیفیت بالا در زمینه‌های مختلف جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، ترویج کشاورزی و توسعه روستایی را منتشر می‌نماید.

سیاست داوری تخصصی این نشریه در بررسی متن مقالات به صورت دو سوناشناس است. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می‌کند. تمامی مقالات ارسالی توسط نرم‌افزار تشخیصی سرقت ادبی (همیاب) بررسی می‌شوند تا از اصالت آن‌ها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می‌گیرند (مطالعه بیشتر).

رتبه در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (در سال 1403): الف

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (در سال 1403): چارک Q1

صاحب امتیاز: دانشگاه تربت حیدریه

نوبت انتشار: فصلنامه

نوع مقالات: مقالات پژوهشی - مقالات مروری

نوع داوری: دوسو ناشناس

هزینه بررسی و انتشار: ندارد

سیاست انتشار:  CC-BY

نرم‌افزار بررسی سرقت ادبی: همیاب

 

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل موانع تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی در نواحی روستایی استان کندز- افغانستان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.469115.2186

محمد آصف شایق، خلیل کلانتری، حجت ورمزیاری، علی اسدی، رحمت الله عاطفی

چکیده تنوع‏بخشی به فعالیت‌های اقتصادی در مناطق روستایی به عنوان کلیدی برای تقویت تاب‌آوری و توسعه پایدار این جوامع تلقی می‌شود. این رویکرد نه‏تنها به کاهش وابستگی به یک یا چند منبع درآمد خاص می‌انجامد، بلکه با گسترش دامنه فعالیت‌های اقتصادی، فرصت‌های شغلی متنوعی را برای ساکنان روستاها فراهم می‌آورد. در همین راستا، مطالعه پیمایشی حاضر، در سال 1400 و با هدف شناسایی و تحلیل عمده‌ترین موانع تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی روستایی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، تمامی سرپرستان خانوارهای روستایی استان کندز بود. در این پژوهش حجم نمونه، با استفاده از نرم‏افزار G*Power، 188 نفر تعیین و نمونه‌گیری، به‌ روش خوشه‏ای انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه و روش تکمیل آن، مصاحبة حضوری بود. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که به‌ترتیب موانع شکاف شهری-روستایی و ریسک‏پذیری پایین روستائیان با تبیین واریانس (24.52 درصد)، ضعف آموزشی (15.75)، عدم تدارک فناوری و کالاهای عمومی (12.5) و موانع مهارتی و تخصصی (7.85)، توانستند 6/60 درصد واریانس موانع تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی روستایی در روستاهای استان کندز را تبیین نمایند. مطالعه حاضر در مقایسه با تحقیقات قبلی توانست موانع عینی‏تری را در خصوص تنوع‏بخشی به فعالیت‏های اقتصادی روستایی ارائه دهد. شایان ذکر است که تحقیقات قبلی، موانع مذکور را در ابعاد کلی اجتماعی، زیرساختی، مدیریتی، محیطی و اقتصادی جمع‏بندی کرده‏اند. از جمله موانع اساسی که به صورت عینی شناسایی شده است، ریسک‏پذیری پایین روستائیان است که مانع ورود ایشان به مشاغل نوین روستایی می‏شود. لذا مسئولان امر، باید ادراک ریسک روستائیان را از طریق حمایت از ارائه خدمات توسعه کسب‏وکار مورد نیاز کسب‏وکارهای نوین و نیز حمایت مالی یا سرمایه‏گذاری در دوره گذار کاهش دهند. مطالعه حاضر، فراوری محصولات کشاورزی، خیاطی و قالیبافی را به‏عنوان مهمترین فرصت‏های شغلی جدید شناسایی کرد که باید در تدوین راهبردهای تنوع‏بخشی شغلی روستایی مد نظر قرار گیرند.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی روستایی

شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان آق‌قلا)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.514734.2228

مهدی قربانی، سعید غضنفری، سجاد خاکساری، صدیقه غفاری

چکیده توسعه روستایی فرایندی چندبُعدی و پویاست که موفقیت آن به‌میزان تعاملات اجتماعی میان کنشگران بستگی دارد. شناخت جایگاه و نقش کنشگران کلیدی می‌تواند به طراحی سیاست‌های مؤثر برای توسعه پایدار منجر شود. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی با استفاده از روش تحلیل شبکه‌ اجتماعی (SNA) است. این پژوهش در سال 1403 در سه روستای اسلام‌آباد بالا، حبیب ایشان و وحدت اسلامی از توابع شهرستان آق‌قلا انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۲۰ عضو کانون‌های آبادانی و توسعه روستایی بود که به روش سرشماری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه تحلیل شبکه روابط اجتماعی گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار UCINET تحلیل گردید. نتایج نشان داد ویژگی‌های ساختاری شبکه‌های اعتماد و مشارکت در روستاهای مورد بررسی متفاوت است. در اسلام‌آباد بالا، تراکم شبکه اعتماد و مشارکت به‌ترتیب 7/63 و 2/63 درصد بود که بیانگر انسجام اجتماعی قوی و تعاملات گسترده است. در حبیب ایشان، تراکم شبکه اعتماد 3/43 درصد و مشارکت 9/31 درصد برآورد شد که نشان‌دهنده‌ی نقش پررنگ‌تر پیوندهای اعتماد نسبت به مشارکت است. در وحدت اسلامی، تراکم شبکه اعتماد (3/38) و مشارکت (9/32) و انتقال‌پذیری هر دو شبکه پایین‌تر از 25 درصد بود که ضعف انسجام شبکه را نشان می‌دهد. بررسی مرکزیت شبکه‌ها نشان داد، اسلام‌آباد بالا دارای مرکزیت درجه ورودی بالاتر و پراکندگی بیشتری نسبت به مرکزیت درجه خروجی است. در حبیب ایشان، پراکندگی مرکزیت درجه خروجی در شبکه اعتماد بالا بود که بیانگر توزیع نابرابر اعتماد است. در وحدت اسلامی نیز، پایین بودن میانه مرکزیت‌ها حاکی از انسجام اجتماعی ضعیف‌تر بود. از منظر گروه‌های شغلی، گروه سایر مشاغل در شبکه اعتماد و مشارکت اسلام‌آباد بالا (میانه مرکزیت درجه ورودی ۸۲ و مرکزیت درجه خروجی 56 درصد)، کشاورزان در شبکه اعتماد حبیب ایشان با میانه مرکزیت درجه ورودی (3/51 درصد) و خروجی بالاتر ( 9/76 درصد ) نقش محوری‌تری در شبکه‌های اجتماعی ایفا کردند. همچنین، زنان خانه‌دار در وحدت اسلامی (مرکزیت درجه خروجی 15/46 درصد) بیشترین نقش در گسترش مشارکت را دارند. در نهایت پیشنهاد می‌شود برنامه‌های تقویت سرمایه اجتماعی با تمرکز بر کنشگران محوری هر گروه شغلی طراحی شود تا ساختار اعتماد و مشارکت در روستاهای کم‌انسجام بهبود یابد.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی روستایی

راهکارهای مردمی مقابله با بروز سیلاب در سطح محلی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان های آق قلا و گمیشان)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.466839.2185

غلامرضا خوش فر، شهربانو میرزاخانی

چکیده سیلاب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مخاطرات طبیعی، همواره پیامدهای گسترده‌ای برای جوامع محلی به‌ویژه در مناطق آسیب‌پذیر به همراه داشته است. در این میان، مشارکت جامعه محلی نقش کلیدی در ارتقای اثربخشی مدیریت سیلاب و کاهش خسارات ناشی از آن ایفا می‌کند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اثرگذار بر شیوه‌های مشارکت جامعه محلی در مقابله با سیلاب در دو شهرستان آق‌قلا و گمیشان است. این پژوهش از نظر روش‌شناسی، کمی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان مناطق شهری و روستایی دو شهرستان آق‌قلا و گمیشان در سال ۱۴۰۱ تشکیل داده‌اند که بر اساس فرمول کوکران، تعداد ۳۸۴ نفر به‌عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار محتوایی (اعتبار صوری) و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (0/792) تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان داد از میان متغیرهای مستقل شامل اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، ارتباطات اجتماعی، آگاهی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی و شدت خطر ادراک‌شده، عوامل نهادی با مقدار بتای1/499 بیشترین تأثیر را بر بهبود عملکرد مدیریت مشارکتی سیلاب دارند. پس از آن، متغیر اعتماد و تعامل اجتماعی با مقدار بتای 0/731 بیشترین نقش مثبت را در تبیین تغییرات مدیریت مشارکتی ایفا کرده است. نتایج همچنین بیانگر آن است که چارچوب نظری تلفیقی به‌کاررفته در پژوهش، چارچوبی مناسب برای شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در جوامع محلی بوده و سازه‌های آن توانسته‌اند یک مسئله اجتماعی پیچیده را تا حد قابل قبولی تبیین کنند. بر اساس یافته‌ها، تقویت ظرفیت نهادی شوراهای محلی، دهیاری‌ها و نهادهای مدیریت بحران، افزایش شفافیت و پاسخگویی نهادی، تقویت ارتباط دوسویه با جامعه محلی و ارتقای آگاهی عمومی از طریق آموزش‌های هدفمند و بومی‌سازی‌شده در زمینه مخاطرات سیلاب، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش مشارکت آگاهانه و مؤثر ساکنان در مدیریت سیلاب باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی اثرات اجتماعی – اقتصادی پروژه‌های منابع طبیعی در حوزه‌های روستایی شهرستان رُشْتْخوار از دید ذینفعان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.535864.2245

زهرا صبوری، مریم آذرخشی، مهدی بشیری

چکیده در پژوهش حاضر اثرات اقتصادی و اجتماعی اجرای پروژه‌های آبخیزداری در 6 حوزه‌ی روستایی شهرستان رشتخوار بررسی شده است. شهرستان رشتخوار با مساحت4360 کیلومتر مربع در جنوب استان خراسان رضوی قرار گرفته است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار برآورد شد. نمونه‌گیری در سال 1402 به روش تصادفی ساده انجام شد. اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه‌های منابع طبیعی با 60 سوال در قالب یک پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و با استفاده از نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین امتیازات بهره-برداران منابع طبیعی رشتخوار به اثرات اجرای پروژه‌های آبخیزداری به ترتیب مربوط به کاهش خسارات مالی سالانه سیل در منطقه و کاهش هزینه تولید کشت آبی، با میانگین 08/4 و 53/1 و انحراف معیار 25/0 و 65/1 می‌باشد. عوامل تاثیرگذار بر ارزیابی اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه‌های منابع طبیعی، به 6 مولفه رفاه، آموزشی و آگاهی، مشارکت و فرهنگ‌سازی، مهاجرت، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم دسته‌بندی شد. نتایج نشان داد که اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه‌های منابع طبیعی به ترتیب در مولفه‌های مشارکت و فرهنگ‌سازی با میانگین 43 و مهاجرت با میانگین 17، بیشتر و کمتر از سایر مولفه‌ها می‌باشد. همبستگی بین میزان تحصیلات با مولفه‌های تحقیق مثبت و در سطح 1% معنی-دار است. بنابراین با افزایش میزان تحصیلات، سطح مولفه‌های تاثیرگذار بر پروژه‌های منابع طبیعی و آبخیزداری مانند رفاه، آموزش و آگاهی، مشارکت و فرهنگ‌سازی، مهاجرت از روستا، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم نیز افزایش می‌یابد. رابطه بین سطح رفاه و تاثیر مولفه آموزش و آگاهی در پروژه های منابع طبیعی با تعداد افراد خانواده نشان داد، خانواده های پرجمعیت نسبت به خانواده های کم جمعیت در سطح معنی‌داری 1% ارزیابی مثبت‌تری داشته‌اند. همچنین این افراد، ارزیابی بهتری از اثرات پروژه‌های منابع طبیعی بر درآمدزایی مستقیم و غیر مستقیم نسبت به خانواده‌های کم جمعیت دارند. در خانواده‌های کم جمعیت میزان مشارکت و فرهنگ‌سازی نسبت به خانواده‌های پر جمعیت از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و این افراد تمایل کمتری به مهاجرت نسبت به خانواده‌های پر جمعیت دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می‌گردد از ظرفیت‌های جوامع محلی و ذی‌نفعان در مراحل مطالعه، مکان‌یابی، اجرا، و نگهداری طرح‌ها و پروژه‌ها استفاده گردد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی(شاک) از دیدگاه آموزشگران

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.515122.2230

ریحانه شاقلی، جواد قاسمی

چکیده امروزه آموزش‌های الکترونیکی در نظام‌های آموزشی به‌شکل جدی مورد توجه قرار گرفته‌اند. بنا به این ضرورت، نظام آموزش و ترویج کشاورزی نیز اقدام به راه‌اندازی شبکه آموزش کشاورزی (شاک)، به‌عنوان یک شبکه آموزشی مبتنی بر وب نموده است. در این بین، بهبود مستمر کیفیت خدمات هر نظام آموزش الکترونیکی امری ضروری است. بر این اساس، پژوهش حاضر در سال 1401 و با هدف کلی تحلیل مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی (شاک) از دیدگاه آموزشگران انجام شد. جامعه آماری آن شامل 2415 از آموزشگران این شبکه بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 332 نفر برآورد و با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت، ابزار اصلی جمع‌آوری داده‌ها بود که روایی آن از طریق نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری) و روایی سازه‌ای و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 22 و LISREL صورت گرفت. رتبه‌بندی مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی نشان داد که از دیدگاه آموزشگران مورد مطالعه، مولفه‌های «آموزشگر» و «محتوا» به‌ترتیب با میانگین 79/3 و 60/3 از پنج در بالاترین و «برنامه‌ریزی و اجرا» و «نتایج» به‌ترتیب با میانگین 44/3 و 29/3 از پنج در پایین‌ترین رتبه‌ها قرار داشتند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی پس از ورود 43 نشانگر نشان داد که مدل کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی دارای شش مولفه اصلی زیرساختی- پشتیبانی، برنامه‌ریزی و اجرا، محتوا، آموزشگر، فراگیر و نتایج بود که همگنی و پایایی معرف‌های این مدل مورد تایید قرار گرفت و داده‌های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیق برازش مناسبی داشت که مولفه محتوا نیز بیشتر با عاملی (96/0) را به خود اختصاص داد. بر این اساس، به‌منظور بهبود کیفیت خدمات این شبکه، ارتقاء کاربرپسندی سامانه، ارائه محتوای آموزشی متناسب با آموزش‌های الکترونیکی، اصلاح برنامه زمان‌بندی ارائه آموزش‌ها بر اساس نیاز فراگیران، بهبود صلاحیت‌های آموزشگران و ارزیابی مستمر مولفه‌های این شبکه پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

مدلی برای حکمرانی توسعه و کاربردپذیری فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475035.2191

اکبر فروزش، احمد رضا کسرایی، رضا دین پناه، مهدی چرمچیان لنگرودی

چکیده فناوری‌ها کارآمدترین عامل ارتقای بازدهی و اثربخشی دیگر منابع تولیدی هستند و. متولیان حوزه فناوری، در سال‌های اخیر تلاش نموده‌اند، مسیر رشد و توسعه فناوری‌های نوظهور در جامعه هدف را با اتکا بر کارکردهای حکمرانی، هموار کنند. این پژوهش با هدف تدوین مدل حکمرانی مناسب برای توسعه فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران، به روش پیمایشی و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری تحقیق، 456 نفر از کنشگران فناوری‌های کشاورزی بودند که به استناد جدول مورگان و کرجسی، 314 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیـری تصادفـی طبقه‌ای در سراسر کشور مورد پیمایش قرار گرفتند. جمع‌آوری داده‌ها توسط پرسشنامه‌ای انجام گرفت که روایی شکلی آن از طریق روایی همگرا و واگرا و نظر سنجی از متخصصین، و پایایی آن با بررسـی بـرازش مـدل پژوهش، محاسبه واریانس استخراج شده و پایایی ترکیبی، تائید شد. ضریب همبستگی پیرسون (451/0 < rs < 131/0) نشان داد میان شاخص‌های حکمرانی برای توسعه فناوری‌های نوظهور، رابطه مثبت و معنی‌داری در سطح 99 درصد وجود دارد و بررسی روابط بین متغیرهای مکنون و متغیرهای آشکار و محاسبه بارعاملی نشان داد ؛ شاخص‌های توجه به پایداری در تولیدات روستایی و کشاورزی( 808/0)، شفافیت برنامه‌ها و سیاست‌ها (786/0)، آینده‌نگری (773/0)، قانون‌مندی (770/0) و توسعه امور زیربنایی در مراکز تولیدی – روستایی (764/0)، بیشترین تاثیر را در مدل حکمرانی تدوین شده دارند. بـرازش کلـی مدل تحقیـق برپایه شـاخص GOF برابر با 586/0 به‌دست آمد و اعتبار مدل هم از طریق پانل خبرگان تائید شد. بنابراین نظر به‌سرعت بالای توسعه فناوری‌های نوظهور کشاورزی در کشورهای صنعتی، شایسته است نظام سیاست‌گذاری روستایی کشورمان با عزم و اراده ملی به موضوع تعامل بین نهادهای تاثیرگذار در توسعه واحدهای کشاورزی فناورانه در مراکز تولیدی- روستایی توجه نموده و از طریق برنامه‌های آموزشی و ترویجی و تدوین سیاست‌های حمایتی مشخص در جامعه هدف، نسبت به معرفی قابلیت‌ها و ظرفیت‌های کشاورزی فناورانه، مدرن و پیشرفته در موضوع توسعه فناوری اهتمام ورزد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای مطالعه موردی: دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 381-398

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.288139.1949

فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی

چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور می‌باشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیت‌های کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم می‌تواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره‌وری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای در دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمون‌های آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغل‌های آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوت‌ها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیت‌های دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونی‌ها و انجمن‌های زنان برای بهره‌برداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه می‌گردد.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 415-434

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057

ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران

چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم‌ شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌های محیطی و قابلیت‌ها و مزیت‌های تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامه‌ریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامه‌ای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهره‌بردار مورد پرسش‌گری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائه‌شده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامه‌ریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمره‌های نهایی 52/2 صدم، نشان می‌دهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشان‌دهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل می‌تواند با تقویت فرصت‌ها در مقابل تهدیدها به‌خوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد

شناسایی راهبردهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی با استفاده از مدل SWOT (مطالعه موردی: دهستان بدر، شهرستان روانسر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9689

داود جمینی، احمد تقدیسی، علیرضا جمشیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفته‌اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرم‌افزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالی‌که روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه می‌باشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصت‌ها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژی‌های توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر می‌باشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطه‌ها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینه‌های تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری می‌باشد. در نهایت با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آن‌ها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده می‌باشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.

جامعه شناسی روستایی

مطالعه نظام دامداری سنتی متکی به عرصه مرتع در جوامع روستایی در روستاهای هدف منطقه بلده نور، استان مازندران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 497-508

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.49130.1519

ایمان حقیان، غلام علی حشمتی، حسین بارانی، جمشید قربانی، قدرت اله حیدری

چکیده     بقای جوامع روستایی و عشایری از دیرباز در ایران وابسته به مراتع بوده است. تنوع اقلیمی، قومی و قبیله‌ای موجب شده تا نظام دامداری سنتی متکی به مراتع در مناطق مختلف ایران دارای تقویم کاری و روش‌های مختلف دامداری باشد. در این مطالعه به بررسی تقویم کاری و بازدهی مالی دامداری سنتی در مراتع منطقه بلده نور (بخشی از مراتع البرز مرکزی) پرداخته‌شده است. در این مطالعه پس از ارزیابی اولیه منطقه، سه دامدار (در روستاهای دویلات، چل و بلده) که معرف نظام دامداری منطقه بودند شناسایی‌شده و پایش فعالیت‌های دامداری و بررسی عملکرد مالی آن‌ها در بازه‌ای یک‌ساله انجام شد. نمونه‌برداری از نیمه دوم فروردین 1391 آغاز و تا فروردین 1392 ادامه داشته است. در طول دوره بررسی، محقق در فواصل زمانی 15 روزه در عرصه مراتع حضور داشته و تمام جزئیات فعالیت‌های دام و دامداری را ثبت نموده است. نتایج نشان داد تقویم‌کاری نظام دامداری سنتی منطقه دارای پنج دوره‌کاری با فعالیت‌های متفاوت دامداری در طول یک سال است. در مورد میزان بازدهی مالی دامداری سنتی، تمامی هزینه‌ها و درآمدها در طول سال محاسبه گردید. نتایج در این بخش نشان داد با در نظر گرفتن ارزش مالی بره‌ها، سود خالص روزانه دامداری در دویلات 70746 تومان، در چل 69640  تومان و در بلده 81422 تومان برآورد گردید. در نهایت آنچه در این تحقیق مدنظر بوده شناخت بیشتر دامداری سنتی در جوامع روستایی جهت بالا بردن بازدهی دامداری و حفظ نیروی فعال در جوامع روستایی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است.

اولویتبندی راهبردهای توسعة گردشگری روستایی از منظر آمایش سرزمین، مطالعة موردی: روستای گایکان (شهرستان الیگودرز)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 69-84

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6008

هدایت اله درویشی، مریم بیرانوندزاده، سید علی نادر دهقانی الوار، سجاد احمدی

چکیده  ارتقاء گردشگری روستایی برمبنای توسعة گردشگری پایدار و تبدیل توریسم به موتور محرکة اقتصادی منطقه برای بهبود کیفیت زندگی جامعه از مهم‌ترین مواردی است که نیازمند به اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی متناسب با قابلیت‌های منطقه‌ای و محلی و با جهت‌گیری‌هایی آمایش سرزمین است. این تحقیق با هدف تبیین و تحلیل راهبردهای توسعة گردشگری روستایی در روستای گایکان که از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان الیگودرز بوده، تدوین‌شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از ابزار پرسش‌نامه برای جمع‌آوری اطلاعات به‌کار رفته است و تعداد نمونه‌های بررسی‌شده در محدودة جغرافیایی شامل 184 نفر می‌شود. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده  و برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و اولویت‌بندی راهبردهای توسعة گردشگری از مدل سوات (SWOT) استفاده‌شده است. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی، استراتژی تهاجمی (حداکثر- حداکثر) به‌عنوان استراتژی مطلوب برای نیل و دستیابی به توسعة گردشگری روستای گایکان است.

ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه در روستاها با شبیه‌سازی مونت‌کارلو (مطالعة موردی: تهران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6005

مهدی حاتمی، علی ناظمی، اعظم دولت‌آبادی، مصطفی مصطفی پور

چکیده  
طبق آمار منتشره از سوی شرکت توانیر، علی‌رغم اتمام عملیات برق‌رسانی به روستاهای بیش از 20 خانوار ایران، هنوز بیش از 17000 خانوار روستایی که در روستاهایی با جمعیت کمتر از 20 خانوار ساکن‌اند، از نعمت دسترسی به برق محروم هستند. تلفات تولید، انتقال و توزیع برق و پراکندگی جمعیت کشور باعث شده که به استفاده از انرژی خورشید در مکان‌های دورافتاده توجه شود. در این میان، استفاده از سیستم فتوولتائیک، به‌دلیل تبدیل مستقیم انرژی خورشید به برق و نداشتن نیاز به تجهیزات پیچیده اهمیت ویژه‌ای  دارد. در این مقاله، به ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه، به‌جای توسعة شبکة برق سراسری در روستاهای تهران پرداخته‌شده و با توجه به عدم قطعیت‌های موجود برای مدل‌سازی، از شبیه‌سازی مونت‌کارلو با 2000 تکرار استفاده‌شده است. ارزیابی اقتصادی با توجه به هزینة چرخة عمر سیستم فتوولتائیک برای یک دوره بین 25 تا 30 سال و هزینه‌های توسعة شبکة برق سراسری برای روستاهای دورافتاده صورت گرفته است. نتایج این مقاله حداقل فاصلة روستا از شبکة توزیع برق سراسری را نشان می‌دهد که در آن استفاده از سیستم فتوولتائیک نسبت به توسعة شبکة برق سراسری اقتصادی‌تر است. این فاصله با افزایش نرخ تنزیل نسبت عکس و با تعداد روز ابری متوالی و تعداد خانوار روستا نسبت مستقیم دارد.
 

مقایسة معیارهای رفاه اجتماعی، توزیع درآمد و فقر خانوارهای روستایی استان خراسان شمالی و کشور طی سال‌های 1390-1384

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 35-50

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6006

مصطفی عربی، مهدی خداپرست مشهدی

چکیده در این مطالعه برخی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه اجتماعی و اندازه‌گیری تغییرهای نابرابری درآمد ازجمله ضریب جینی، نسبت دهک‌ها، ضریب انگل، شاخص رفاه اجتماعی، هزینة سرانة واقعی خانوار، شکاف مصرف شهر و روستا و خط فقر در  روستاهای کشور با استفاده از آمار هزینه و درآمد خانوارها در طی سال‌های 1390-1384 محاسبه ‌شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که روند نابرابری درآمد بر اساس شاخص‌های محاسبه‌شده در مناطق روستایی در سطح کشور و استان خراسان شمالی درطی دورة بررسی دارای نوسان بوده و در سال 1390 کاهش چشمگیری داشته است. استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور توزیع نابرابر درآمد را طی دورة بررسی شده نشان می‌دهد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که شاخص‌های رفاه اجتماعی مناطق روستایی در طی سال‌های  بررسی شده، روندی کاهشی در سطح استان خراسان شمالی و کشور داشته است و  روستاهای استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور، وضعیت بدتری درزمینه رفاه خانوار داشته‌اند. همچنین خط فقر روندی افزایشی داشته که یکی از  دلیل‌های اصلی این افزایش، نرخ زیاد تورم بوده است.

ابر واژگان