شناسایی و سنجش میزان اهمیت شاخصهای آمیخته بازاریابی ( 8p) در اقامتگاههای بومگردی مورد مطالعه: روستاهای منطقه هورامان
صفحه 477-497
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.385921.2086
سعید سجادی، مهدی پورطاهری، عبدالرضا رکن الدین افتخاری
چکیده آمیخته بازاریابی، یکی از مقولههای مهم در بازاریابی گردشگری است و در فرآیند برنامهریزی و توسعه اقامتگاههای بومگردی نقش بسزایی را ایفا میکند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مولفههای آمیخته بازاریابی در اقامتگاههای بومگردی و سنجش میزان اهمیت آنها در منطقهی هورامان است. منطقه هورامان در دو استان کردستان و کرمانشاه واقع شده است و به سه بخش هورامان تخت، هورامان لهون و هورامان ژاوهرود تقسیم میشود و تعداد 25 روستا در این منطقه، 45 اقامتگاه بومگردی را دارا هستند. روش جمعآوری اطلاعات اسنادی و میدانی بوده و در این پژوهش برای استخراج شاخصهای بازاریابی و بیان ادبیات پژوهش از روش اسنادی و از روش میدانی برای جمعآوری دادههای مورد نیاز برای بررسی شاخصها استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاههای کشور و دانشجویان و فارغالتحصیلان دکتری با رساله مرتبط (15 نمونه)، کارشناسان گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استانهای کردستان و کرمانشاه (15 نمونه) و مدیران اقامتگاههای بومگردی منطقه هورامان (28 نمونه) است که در مجموع تعداد 58 پرسشنامه توسط آنها در سال 1401 تکمیل گردید. برای پردازش و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی توکی) در نرمافزار Spss استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش با آزمون تعقیبی توکی بیان میکند که از میان عناصر آمیخته بازاریابی اقامتگاههای بومگردی منطقهی هورامان تفاوت معناداری وجود داشته و در این راستا شاخصهای محصول با 20 سنجه، قیمت با 14 سنجه، مکان با 17 سنجه و مردم با 16 از اهمیت بیشتری در منطقه هورامان برخوردار هستند. برای تحقق اهداف با بهرهگیری از نتایج پژوهش در کنار جاذبهها و منابع گردشگری اقامتگاههای بومگردی با هدف جذب بیشتر گردشکران پیشنهاد میشود ضمن بهروزرسانی خدمات بومگردی با بهرهگیری از ترکیب فناوریهای جدید و دانش بومی اقدام به تولید آثار فرهنگی، هنری و خدماتی بومگردیها شود و از طریق صداوسیما و شبکههای اجتماعی معرفی گردد.
بررسی آثار افزایش نرخ ارز بر رفاه و آسیبپذیری خانوارها: مطالعه موردی خانوارهای روستایی استان گلستان
صفحه 498-523
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.381478.2076
حوریه فخفوری، سید حبیب الله موسوی، مهرداد باقری، سمّیه اژدری
چکیده هدف مطالعة حاضر ارزیابی آثار رفاهی و آسیبپذیری خانوارهای روستایی از افزایش قیمت مواد غذایی ناشی از افت ارزش پول ملی است. در این راستا، سیستم تقاضای تقریبأ ایدهال درجه دوم برای 14 گروه مواد غذایی مورد استفاده توسط خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر استان گلستان به تفکیک دو گروه خانوارهای روستایی با درآمد بالا و نیز زیر متوسط، برآورد شد. در ادامه به منظور تعیین تغییرات رفاه خانوارها، شاخص تغییرات جبرانی CV)) و سپس شاخص آسیبپذیری خانوارهای روستایی محاسبه شد. جامعه مورد بررسی در این پژوهش خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه مورد بررسی شامل 260 خانوار به دست آمد. سپس خانوارهای نمونه با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه هزینه خوراک و درآمد خانوارها و با کمک مرکز بهداشت استان گلستان در سالهای 1397 و 1398 گردآوری گردید. نتایج نشان داد که به علت افزایش قیمت مواد غذایی وقوع یافته، شاخص رفاهی تغییرات جبرانی در گروههای بالاتر از درآمد متوسط و پایینتر از آن به ترتیب معادل 77/4603 و 99/5438 هزار ریال است و لذا وضعیت رفاهی خانوارهای روستایی مورد مطالعه تضعیف شده است. این نتیجه را شاخص آسیبپذیری نیز تأیید مینماید، به گونهای که بر اساس این شاخص میزان آسیبپذیری خانوارهای روستایی در خانوارهای با درآمد بالا و پایین از متوسط به ترتیب معادل 08/20 و 83/51 درصد محاسبه شد. بنابراین جهت بهبود امنیت غذایی و استاندارد زندگی خانوارهای روستایی، حمایت از آنها حداقل به اندازه شاخص تغییرات جبرانی محاسبه شده ضروری است.
بررسی عوامل مؤثر بر انگیزۀ جوانان روستایی برای انتخاب مشاغل کشاورزی (مورد مطالعه: منطقه آزاد ماکو)
صفحه 524-539
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.359902.2048
شهرام محمدزاده، غلامرضا عظیم خانی
چکیده در کشورهای در حال توسعه جوانان نه تنها به عنوان رهبران آینده بلکه به عنوان جزئی از سرمایه انسانی برای رسیدن به توسعه میباشند عدم تمایل جوانان برای انتخاب مشاغل کشاورزی تهدیدی جدی در دستیابی به توسعه پایدار روستایی میباشد. هدف تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر انگیزۀ جوانان روستایی برای انتخاب مشاغل کشاورزی در منطقه آزاد ماکو بود. تحقیق با بکارگیری روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه در سال 1395 انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان روستایی 24-15 ساله منطقهی آزاد ماکو به تعداد 2032 بود که بر اساس فرمول نیاریکی تعداد 128 نفر با روش نمونهگیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده-ها از آزمون کای اسکویر و ضرایب فی، و اتا و رگرسیون لجستیکی با به کارگیری نرم افزار SPSS Version26 استفاده شد. نتایج نشان داد که 2/74 درصد جوانان علاقمند به انتخاب مشاغل کشاورزی و 8/25 درصد علاقمند به انتخاب مشاغل غیرکشاورزی هستند و چهار متغیر، دیدگاه جوانان به کشاورزی (با Exp، 932/4)، سطح سواد جوانان (با Exp، 538/0)، سطح سواد پدر پاسخگو (با Exp، 711/0) و تاهل (با Exp، 350/1) در مدل رگرسیونی معنیدار و پیش بینی کننده انتخاب آنها است لذا پیشنهاد میگردد که نهادها و دستگاههای دولتی و غیردولتی ضمن اهمیت دادن به بخش کشاورزی در سیاستگزاریهای کلان، الگوهای موفق کشاورزی را در سطح جامعه ترویج نمایند تا ارزش کار و اشتغال در بخش کشاورزی جزء هنجارهای جامعه تلقی گردد. به علاوه، دولت با بهرهگیری از پتانسیل منطقه آزاد با اختصاص زمین و آب کشاورزی، ارائه تسهیلات و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی میتواند به اشتغال آنها در زمینه کشاورزی کمک نماید.
ارزیابی شاخص ناامنی غذایی خانوارهای شهری و روستایی در شهرستان بهمئی
صفحه 540-561
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.377902.2072
سید مهدی اسعدی خوب، عبدالحمید پاپ زن، رضا حق پرست
چکیده امنیت غذایی از اهداف مهم توسعه پایدار است که همچنان در دستور کار توسعه سازمان ملل متحد قرار دارد و ناامنی غذایی موضوع مهمی در میان دست اندرکاران توسعه است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی ناامنی غذایی خانوارهای شهری و روستایی با استفاده از مقیاس تجربه ناامنی غذایی به روش توصیفی – پیمایشی در شهرستان بهمئی، استان کهگیلویه و بویراحمد است. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرست خانوارهای شهری و روستایی شهرستان بهمئی بود که 400 خانوار به روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای برای بررسی انتخاب شدند. داده-های مورد نیاز از طریق پرسشنامه استاندارد مقیاس ناامنی غذایی خانوار (HFIAS)در سال 1401 گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان داد اکثریت خانوارهای شهری و روستایی در وضعیت نسبتا امن غذایی قرار دارند. به طوری که 22 درصد از خانوارهای مورد مطالعه در وضعیت امن غذایی، 5/58 درصد دچار ناامنی غذایی ضعیف، 15 درصد ناامنی غذایی متوسط و تنها 5/4 درصد دچار ناامنی غذایی شدید بودهاند. یافتههای تحقیق حاکی از تفاوت آماری معنیدار بین خانوارهای شهری و روستایی در شاخص ناامنی غذایی میباشد. آزمون مقایسه میانگینها نشان داد که وضعیت ناامنی غذایی بین گروههای مختلف درآمدی دارای تفاوت آماری معنیدار بوده است، اما تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف اجتماعی مشاهده نشد. براین اساس پیشنهاد میگردد، از دیگر روشهای سنجش ناامنی و امنیت غذایی خانوار بکار گرفته شود تا بتوان تصویر جامع و گویا از امنیت غذایی خانوار ارائه نمود. همچنین پیشنهاد میگردد در شرایط تورم و فشار اقتصادی شدید بر طبقه فقیر و متوسط جامعه، نسبت به حمایت از این طبقات با تخصیص یارانه مواد غذایی و یارانه معیشتی، در نظر گرفتن سبد کالا و افزایش حمایتهای مالی اقدام گردد. بنابراین اتخاذ سیاست های حمایتی و جبرانی دولت باید متناسب با نرخ تورمی نقطهای از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و به گونهای باشد که منجر به الگوهای تولیدی و مصرفی پایدار گردد.
ارائه الگوی تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در نواحی روستایی اورامانات کردستان
صفحه 562-580
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.422655.2139
شادی قبادی، بهروز محمدی یگانه، مهدی چراغی
چکیده گردشگری به عنوان صنعتی پاک در تعامل دیرپا و پایدار با مجموعهی عوامل اجتماعی-فرهنگی نقش مهم و انکارناپذیر در تحول و توسعهی روستای ایفا مینماید، و یکی از مهمترین راهکارهای اقتصادی در توسعه منطقهای تحت عنوان بستری برای توسعه کسب و کارهای کوچک به شمار میآید. اما با وجود نقش مهم این صنعت در توسعه مناطق همواره موانع و مشکلاتی وجود داشته که مانع از توسعه پایدار آن میشود. در این راستا شناخت و تبیین عوامل موثر بر تابآوری کسب و کارهای گردشگری جهت مدیریت و برنامهریزی بهینه و مناسب برای تقویت ظرفیت انطباق فعالیتها در برابر تغییرات ناگهانی ضروری است. بدین جهت تحقیق حاضر با هدف تدوین الگوی تابآوری کسب و کار گردشگری در منطقه اورامانات کردستان، سعی داشته است ضمن شناسایی عوامل تاثیرگذار بر تاب آوری، الگوی مطلوب تاب آوری را نیز طراحی کند. در این راستا تحقیق حاضر با روش شناسی کیفی (گراندد تئوری) در محیط مکسکیودا ، اطلاعات لازم برای کدگذاری را از پرسشنامههای نیمه باز طراحی شده برای جامعه خبره (20) نفر، استخراج کرده است. یافتههای تحقیق نشان داده است که 185 کد باز شناسایی شده-اند که بعد از حذف کدهای تکراری 60 کد مفهومی حاصل شده، که خود در 20 کد محوری-12 کد انتخاب طبقهبندی شدهاند و در نهایت به 6 کد دارای نقش کلیدی دستهبندی شدهاند. نتایج تحقیق نشان داده است که بیشترین تاکید جامعه نمونه تحقیق بر آیندهنگاری از زیر کد دارای نقش راهبردی بوده است و بعد از آن موقعیت طلبی از زیر گرو ه پیامدها، و بازاریابی، ظرفیت سنجی از زیر گرو کد محوری قرار داشتهاند. بنابراین الگوی تدوین شده تاب آوری کسب و کار گردشگری اورمانات دارای شش بعد ( علی، محوری، زمینهای، مداخلهگر، راهبردی و پیامد) بوده است.
تبیین جامعه شناختی نقش صندوق های کارآفرینی امید در توسعه کسب و کارهای خرد روستایی با رویکرد آمیخته
صفحه 581-600
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.447429.2181
حسن حبیبی ماچیانی، آذر اسکندری چراتی، محمدرضا نعیمی، رضا یازرلو
چکیده این پژوهش با هدف تبیین جامعه شناختی نقش صندوقهای کارآفرینی امید، در توسعه کسبوکارهای خرد انجام شده است. روش پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات از مصاحبه و پرسشنامه و برای پایایی و روایی در بخش کیفی از پایایی ترکیبی و در بخش کمی از روایی همگرا و واگرا استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی شامل 416 کسب و کار خرد روستایی که از خدمات صندوقهای امید در سال 1402 استفاده کرده اند میباشند. حجم نمونه در بخش کیفی 18 نفر از مدیران است. ابتدا با 6 نفر از مدیران صندوقهای کارآفرینی امید و سپس با 12 نفر از مدیران شرکت های کسب و کار خرد در روستاهای استان گیلان به روش اصل اشباع نظری مصاحبه شد که در نهایت محقق را به یک مدل نظری با 6 مؤلفه اصلی جامعه شناختی رساند. فرضیات با استفاده از نرمافزار SPSS مورد آزمون قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که فرضیه اول در مورد گروه مدیران سطح معناداری 001/0 بوده که رضایت مدیران معنادار نشده است. سایر فرضیات در مورد دوگروه (مدیران صندوقها و مدیران شرکت ها) سطح معناداری کمتر از 05/0 یعنی (000/0) بود. در نتیجه برای رتبه بندی مؤلفه ها از روش آزمون تفاوت میانگین استفاده شد و مؤلفه های امنیت اجتماعی با مقدار 173/30 رتبه اول، مشارکت اجتماعی با مقدار 50/28 رتبه دوم، سرمایه اجتماعی با مقدار 18/28 رتبه سوم، عدالت اجتماعی با مقدار 34/25 رتبه چهارم، رضایت اجتماعی با مقدار 84/20 رتبه پنجم، و همبستگی اجتماعی با مقدار 34/16 رتبه ششم را حائز شدند. پیشنهاد می گردد با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران صندوقها در پرداخت وام برای راه اندازی کسب و کارهای روستایی استان گیلان که موجب توسعه عدالت روستاییان می شود، اعطای وام به افراد بی سرپرست را در نظر داشته باشند. همچنین برای توسعه رضایت روستاییان، پرداخت وام به بیکاران در اولویت قرار گیرد. و در نهایت در صندوقهای امید استان گیلان، برای پرداخت وام به متقاضیان از کارشناسان متخصص استفاده شود.
بررسی هزینه تولید گیاهان دارویی عمده در مناطق روستایی استان خراسان رضوی
صفحه 601-614
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.397773.2102
سیده تینا مرتضوی نیا، تکتم محتشمی، علیرضا کرباسی
چکیده مناطق روستایی استان خراسانرضوی سهم مهمی در تولید گیاهان دارویی در کشور دارند. بعد از زعفران، زیرهسبز، گل گاوزبان و رزماری بیشترین سطح زیر کشت را در این استان به خود اختصاص میدهد. آگاهی از ساختار هزینه تولید گیاهان دارویی میتواند به ارائه راهکارهایی برای کاهش هزینه و افزایش درآمد کشاورزان بیانجامد که حاصل آن افزایش رفاه تولیدکنندگان این محصولات در روستاهای این استان خواهد بود. به همین دلیل هدف از این مطالعه بررسی هزینه تولید گیاهان دارویی عمده در روستاهای استان خراسانرضوی می-باشد. دادههای مورد نیاز این تحقیق با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه در سال 98-1397 جمعآوری گردیده است. در بررسی ساختار تولید با استفاده از تخمین تابع هزینه ترانسلوگ برای هر یک از محصولات مورد بررسی، روابط جانشینی میان نهادههای تولید برآورد شده و بر اساس آن به بررسی صرفهی مقیاس در تولید هر محصول پرداخته شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که مدل هزینه ترانسلوگ، برازش خوبی نسبت به دادههای مورد تحقیق داشته است. برآورد کششهای قیمتی با استفاده از این تابع نشان داد که حساسیت قیمتی به نهاده کود شیمیایی در تولید زیرهسبز، سم و نیرویکار در تولید رزماری بالا میباشد. همچنین در بررسی صرفههای مقیاس مشخص شد تولید گل گاوزبان در مزارع با مقیاس بزرگتر از صرفهی بیشتری در مقایسه با مزارع کوچک برخوردار است.
شناسایی و رتبهبندی راهکارهای ارتقا توسعه گردشگری و بومگردی با رویکرد کارآفرینی زنان روستایی(مطالعه موردی: روستاهای گردشگری استان کرمان)
صفحه 615-633
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.406344.2113
ندا بنی اسدی، سمیه نقوی
چکیده کارآفرینی گردشگری در روستاها، راهکاری برای توانمندسازی و ظرفیتسازی به منظور کاهش شکاف بین شهر و روستا، ایجاد برابری اقتصادی، اجتماعی، محیطی و نهادی و ابزاری مهم برای رسیدن به توسعه پایدار است. در توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی زنان نقش بسزایی دارند. روش شناسی بنیـان تحقیـق حاضـر به وش آمیختـه اسـتوار اســت و از لحــاظ هــدف، کاربــردی و از نظــر ماهیــت و روش، توصیفی ـ تحلیلــی اســت. به منظــور گــردآوری اطلاعات از مطالعــات کتابخانــهای و میدانــی (مشــاهده، مصاحبــه و پرســشنامه )اســتفاده شــد. قلمــروی مکانــی، روستاهای استان کرمان اسـت و زنانی که در حیطه گردشگری و بومگردی فعالیت دارند. طبـق آمار بدست امده از سازمان میراث فرهنگی و استانداری استان کرمان در سال 1399، 370 نفر در حیطه گردشگردی فعالیت دارند که 219 نفر زن در حیطه گردشگری و بومگردی در حال فعالیت هستند که طبق فرمول کوکران 139نفر براورد شد.با توجه به نتایج به دست آمده عوامل روانشناختی، آگاهی و دانش، هنجارهای اجتماعی، توانمندی های فنی و مدیریتی، عوامل محیطی رابطه مثبت و معنیداری دارد و با مولفه اقتصادی، تبلیغات، میزان تحصیلات هیچ گونه رابطهای ندارد. برای بررسی متغییرهای دانش و آگاهی با ضریب عاملی 98/0 بالاترین تاثیر و تبلیغات با ضریب عاملی 23/0 کمترین تاثیر بر کارافرینی زنان روستایی در بومگری و گردشگری دارند. صنعت گردشگری فرصت های تجاری و کارآفرینی متنوعی را برای درآمدزایی برای زنان روستایی ارائه می دهد. زنان روستایی میتوانند فرصت های متعددی را از طریق آموزش در تهیه غذا، ساخت صنایع دستی، مدیریت مهمان نوازی برای مهمانان به دست آورند. غذاهای روستایی که رو به افزایش است، فرصت های کارآفرینی عظیمی را برای زنان روستایی فراهم می کند.با توجه به هنجارهای جنسیتی وموانع اجتماعی زنان، زنان باید آگاهی و دانش خود را حین فعالیتهای کارآفرینانه افزایش دهند تا مدیریت فعالیتهای خود را به نحو بهتری انجام دهند.
