شناسایی و سطح بندی شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات با استفاده از روش TOPSIS در دهستانهای شمال استان اردبیل
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.374975.2063
عسگر حسین زاده، مهدی معمری، اردوان `قربانی، رئوف مصطفی زاده، مرتضی مفیدی چلان
چکیده روستاها، با توجه به نزدیکی خاصی که به منابع طبیعی و محیط زیست پیرامون خود دارند، بیشترین تاثیرگذاری و تاثیرپذیری را از محیط پیرامون خود دارند و از اهمیت بهسزایی برخوردار هستند و توسعه نامناسب روستاها باعث بوجود آمدن چالشهای زیست محیطی بسیار گستردهای مانند تخریب مراتع و جنگلها، فشار بر منابع خاکی و آبی و تهدید حیات وحش شده است. البته نحوه پراکنش و دسترسی به شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات نشانگر میزان رشد و توسعهیافتگی مناطق روستایی و نحوه نگرش به برنامهریزی غیرمتمرکز در سطح کشور است. این پژوهش در سال 1401 و با هدف شناسایی و سطحبندی شاخصهای زیرساختی مبتنی بر خدمات، دهستانهای شمال استان اردبیل با استفاده از فنها و معیارهای متدوال سطحبندی صورت گرفت. روش تحقیق در این مقاله با توجه به ماهیت موضوع و هدف تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. تعداد 15 شاخص با سطح اعتبار مناسب و مورد اجماع کارشناسان امور اجرایی و متخصصان دانشگاهی برای سنجش زیرساختها در منطقه انتخاب گردید. طبق نتایج بالاترین میزان مرتبط با شاخص میزان دسترسی به برق در دهستانهای مشگین شهر با مقدار 71/86 درصد و کمترین میزان مرتبط با شاخص میزان دسترسی به تعمیرگاه ماشین آلات کشاورزی در شهرستان گرمی با مقدار 86/3 است. درکل نتایج نشان داد که دهستان دشت در شهرستان مشگین شهر در مقایسه با دهستانهای دیگر در سطح اول قرار داشته (693/0= Ci) و دهستان قشلاق شرقی در شهرستان بیلهسوار در سطح آخر قرارگرفته است (497/0= Ci). بنابراین پیشنهاد میگردد ضمن مکانیابی نقاط روستایی در سطوح مختلف بهویژه میزان دسترسی به امکانات موجود، تقویت امکانات روستاها و گسترش خدمات زیربنایی و رفاهی در اولویت قرار گیرد.
تحلیل اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان
صفحه 22-41
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.375798.2069
سمیه کردعلیوند، حسین شعبانعلی فمی، علی اسدی، علی اکبر براتی
چکیده روند فزآینده کمبود غذای سالم در بازار و تخریب محیط زیست دو چالش مهم در عصر حاضر به شمار میروند. صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در صورت مدیریت صحیح میتواند نقش مهمی در حل چالشهای مطرح شده ایفاء نماید. نظر به اهمیت صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی، تحقیق حاضر به بررسی اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه تولیدکنندگانی در کشور بود که در سال 1400 دارای مجوز محصولات گواهیشده از سوی وزارت جهاد کشاورزی بودند که تعداد آنها 638 نفر بود. از این میان 204 تولیدکننده بهصورت تصادفی ساده بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده پرسشنامه محقق ساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوهبر آمارههای توصیفی از ضریب تغییرات و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که از میان اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در حال حاضر اثرات اجتماعی (با ضریب مسیر 868/0) مهمترین اثر صدور گواهی هستند. پس از این اثرات به ترتیب اثرات مربوط به بهبود فرآیند تولید (845/0)، محیط زیست و پایداری (819/0)، فرآیندهای بازار و صادرات (799/0) و در نهایت اثرات مربوط به سلامت و ایمنی مواد غذایی (768/0) قرار دارند. از میان اثرات اجتماعی افزایش اعتماد مصرفکنندگان به کیفیت مواد غذایی (با بار عاملی 782/0) دارای اهمیت فراوان میباشد، لازم است تولیدکنندگان با افزایش کیفیت محصولات کشاورزی و تولید محصولات سالمتر براساس استانداردهای بینالمللی زمینه افزایش اعتماد مصرفکنندگان را فراهم نمایند. از طرفی راهاندازی کسبو کارهای کوچک در طول زنجیره تأمین محصولات سالم کشاورزی میتواند فرصتهای شغلی را برای روستاییان فراهم نماید و از این طریق به توسعه کشاورزی و روستایی کمک کند.
بررسی توسعهیافتگی بخش کشاورزی روستاهای استانهای شمالی ایران و هلند با استفاده از الگوی MARCOS
صفحه 42-57
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.379271.2074
علیرضا شفائیه نجار، محمد کاوسی کلاشمی، حیدر قلیزاده
چکیده با توجه به شباهت اقلیمی و محیطی مجموع سه استان شمالی ایران و کشور هلند، همواره این سؤال مطرح است که چرا سطح توسعه بخش کشاورزی در این دو پهنه جغرافیایی تا این حد متفاوت است و آیا امکان الگوبرداری از هلند برای تسریع در فرایند رشد و توسعه ایران (استانهای شمالی) وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین سطح توسعهیافتگی بخش کشاورزی سه استان شمالی ایران (گیلان، مازندران و گلستان) و کشور هلند میباشد. برای دستیابی به این هدف، از الگوی تصمیمگیری چندمعیاره MARCOS استفاده شد. مهمترین دلیل استفاده از این روش، اطمینانبخشی و دقت بیشتر در حل مسائل تصمیمگیریهای چندمعیاره میباشد؛ روشی مبتنی بر سلسله مراتب و شناخت شرایط و محدودیتها برای حل مشکلات کسبوکار در دنیای واقعی. آمار و اطلاعات مورد نیاز از آم ارنامههای کشاورزی و پایگاههای اطلاعاتی مانند بانک جهانی، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی بهدست آمد. نتایج حاصل مؤکد فاصله زیاد سطح توسعهیافتگی استانهای شمالی ایران در مقایسه با کشور هلند در حوزههای زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و آموزش و زیرساخت میباشد. از مهمترین دلایل موفقیت هلند استفاده از فناوریهای برتر و گلخانههای پیشرفته، اعم از کشاورزی هیدروپونیک، استفاده از انرژی زمین گرمایی، فناوری نورافشانی مصنوعی و راهکارهای آبکشتی و هواکشتی است؛ لذا حمایت از توسعه این فناوریها در کشور میتواند شکاف توسعهیافتگی بخش کشاورزی در استانهای شمالی ایران را کاهش داد.
نقش تسهیلات مسکن روستایی در تحولات کالبدی روستاهای شهرستان خوانسار
صفحه 58-77
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.375303.2064
اصغر نوروزی، بهروز قرنی آرانی، احمد عظیمی
چکیده مسکن از نیازهای اولیه انسان و جزئی از هویت روستا است و در دهههای اخیر به دلایل مختلف زمینهساز تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شده است. پژوهش حاضر بر تجزیه و تحلیل پیامدهای کالبدی برخورداری روستاهای شهرستان خوانسار از تسهیلات مسکن روستایی تصریح و تأکید دارد و در تلاش است تا «کیفیت مصالح»، «کیفیت سازهای»، «ساختار بومی مسکن» و «کیفیت مسکن استاندارد» را در مساکن روستایی ساختهشده با اعتبارات این طرح واکاوی کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. جامعه آماری مورد پژوهش، سرپرستان خانوارهای روستایی بر پایه سرشماری ۱۳۹۵ و تعداد نمونه با محاسبة فرمول کوکران 345 نفر است که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. همچنین با کاربرد روش نمونهگیری خوشهای-تصادفی، تعداد 18 روستا تعیین شد. با توجه به مطالعات کتابخانهای، مصاحبه با مسئولان بنیاد مسکن و مشاهدات میدانی، پرسشنامهای با 27 سؤال زیر نظر کارشناسان دانشگاه طراحی و در میان نمونهها توزیع و تکمیل شده است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ بر اساس 40 پرسشنامه، 83/0 به دست آمد که در حد مطلوبی است. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری، به طور کلی تسهیلات مسکن روستایی بر تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شهرستان خوانسار با ضریب تأثیر 18/0 اثر داشته است. در این میان تسهیلات مسکن روستایی بر «کیفیت مصالح» با ضریب تأثیر 31/0، «کیفیت سازهای» با ضریب تأثیر 48/0، «ساختار بومی» با ضریب تأثیر 81/0 و بر «مسکن استاندارد» با ضریب تأثیر 25/0 اثرگذار بوده است. بنابراین تداوم ارائه تسهیلات با رویکردی نوین و مبتنی بر شرایط بومی نواحی روستایی پیشنهاد میشود.
تحلیل مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران
صفحه 78-95
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.344754.2027
مهناز محمدزاده نصیرآبادی، محبوبه حسنی، طاهره شرقی
چکیده امروزه مسئله سلامت و کیفیت مواد غذایی یکی از چالش های فراروی جوامع است و کشاورزی ارگانیک به عنوان گزینه جایگزین کشاورزی رایج، به سرعت در حال رشد و گسترش می باشد و در آینده ای نه چندان دور مهم ترین و اصلی ترین مشخصه حضور محصولات کشاورزی در بازارهای جهانی، عرضه محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی و ارگانیک خواهد بود. این پژوهش با هدف تحلیل مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران انجام شده است. از نظر ماهیت از نوع پژوهش های کمی، از لحاظ میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و از نظر هدف جزء تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری کلیه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران بوده اند که حداقل طی یک سال قبل از انجام پژوهش اشتغال به کار داشته اند(سال 1399) و تعداد آن ها 200 نفر بوده است. برای برآورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده (127 نفر) که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گرد آوری داده ها، پرسشنامه بوده است که برای محاسبه قابلیت اعتماد پرسشنامهها، از روش آلفای کرونباخ و با استفاده از نرم افزار آماری Spss استفاده شده است. ( 94/0 =α). در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ، در ﺑﺨﺶ تحلیل توصیفی از روشﻫﺎی آﻣﺎری ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻮزﯾﻊ ﻓﺮاواﻧﯽ، ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ، اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﯿﺎر، ﻧﻤﺎ، ﻣﯿﺎﻧﻪ و غیره و در ﺑﺨﺶتحلیل استنباطی از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. نتایج نشان که مولفه های مختلفی در روند توسعه کشاورزی ارگانیک تاثیر دارند که طی تحلیل عاملی درپنج دسته مولفه های اقتصادی-حمایتی(653/9)، آموزشی-دانشی(799/7 )، فنی-ترویجی(766/7 )، نهادی-قانونی(152/7 ) و تحقیقاتی-تبلیغاتی(258/4) خلاصه شدند؛که مجموعا 048/61 درصد واریانس مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک را تبیین کردند. لذا توسعه کشاورزی ارگانیک نیازمند عواملی می باشد که ترکیب مناسبی از هر کدام در زمان و مکان مناسب ضرورت دارد.
بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای بیمه محصولات کشاورزی (مطالعه موردی: گندمکاران شهرستان تربتجام)
صفحه 96-116
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.395458.2096
سپیده قاسمیان، آرش دوراندیش، محمد قربانی، فاطمه سخی
چکیده بیمه محصولات کشاورزی، روشی کارآمد برای کاهش ریسک فعالیت در این عرصه است که همواره درصدد بهبود و افزایش بهرهوری اقتصادی بخش کشاورزی، از راه ترغیب کشاورزان به بیمه کردن محصولاتشان برآمده است. موفقیت و کارآیی آن به تمایل کشاورزان به بیمهی محصولات بستگی دارد. با توجه به اهمیت بیمه محصولات کشاورزی در کاهش خطرپذیری و تثبیت درآمد کشاورزان، این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای بیمه محصول گندم آبی کشاورزان شهرستان تربتجام پرداخته است. این پژوهش از طریق روش اسنادی و پیمایشی با تکمیل پرسشنامه و روشنمونهگیری در دسترس از 198 نفر از گندمکاران این شهرستان در سال زراعی1400-1399 انجام و با بهرهگیری از الگوی لاجیت دوگانه تحلیل شد. براساس اطلاعات اخذ شده از جهاد کشاورزی شهرستان تربتجام، تعداد 72 نفر از کشاورزان مورد نمونه اقدام به بیمه محصول گندم آبی کردهاند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اجتماعی-اقتصادی شامل سطح تحصیلات، سطحزیرکشت گندم آبی، سالهای سابقه مواجه شدن مزرعه با خطر، پرداخت به موقع غرامت توسط صندوق بیمه محصولات کشاورزی و کامل بودن سطح پوشش اثر منفی و از سوی دیگر، متغیرهای میزان درآمد حاصل از فروش گندم آبی، داشتن منابع درآمدی غیر از گندم آبی و فاصله تا دفتر بیمه از محل سکونت کشاورزان اثر مثبت بر احتمال کاهش تقاضای بیمه توسط کشاورزان گندمکار شهرستان تربتجام دارند. به منظور اتخاذ تدابیر لازم برای کاهش زیاندهی کشاورزان و بیمه کشاورزی، مناسب است که طبقهبندی ریسکهای مختلف کشاورزی بر حسب مناطق و بیمهگذاران توسط صندوق بیمه محصولات کشاورزی در چارچوب استانی و منطقهای مورد ارزیابی قرار گیرد.
ارزیابی کارایی هزینه و زیستمحیطی نهادهگرا در مزارع گندم دشت لیشتر: کاربرد اصل تعادل مواد (MBP ) و تحلیل پوششی دادهها
صفحه 117-136
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.367291.2058
فاطمه معززی، سعید یزدانی
چکیده امروزه جهت تأمین امنیت غذایی و پاسخ به تقاضای روز افزون ناشی از رشد جمعیت، اکثر کشورها و از جمله ایران به تولید گندم توجه ویژه دارند. اتخاذ سیاستهای انگیزشی دولتها جهت افزایش تولید این محصول، زمینه استفاده گستردهی نهادههای مختلف تولید، از جمله کودهای شیمیایی که امکان آلودگی خاک و آب را دارد به دنبال داشته است. افزایش این آلودگیها موجب تغییر نگرش در زمینهی تولید غذا شده است. از مهمترین این نگرشها، تولید پایدار غذای کافی در کنار توجه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی است. بنابراین جهت رسیدن به این هدف، بهینهسازی و افزایش کارایی زیستمحیطی و هزینه در مصرف نهادههای کود شیمیایی ضروری است. بدین منظور این مطالعه به بررسی کارایی هزینه و کارایی زیستمحیطی گندمکاران شهرستان گچساران با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها پرداخته است. داده های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و تکمیل پرسشنامه از کشاورزان روستاهای دشت لیشتر شهرستان گچساران در سال 1398 بدست آمد. نتایج نشان داد متوسط کارایی هزینه تحت فرض بازده ثابت به مقیاس و بازده متغیر به مقیاس به ترتیب 536/0 و 662/0 و میانگین کارایی زیستمحیطی تحت فرض بازده ثابت به مقیاس و بازده متغیر به مقیاس به ترتیب 569/0 و 691/0 است. بنابراین امکان کاهش هزینه تولید و عدم کارایی زیستمحیطی به میزان قابل توجهی برای کشاورزان با بهبود در کارایی فنی نیز وجود دارد. لذا توصیه میشود در کنار آموزش کشاورزان در استفادهی بهینه از نهادههای شیمیایی، دولت میتواند با اتخاذ سیاستهای حمایتی، گندمکاران را به سمت کشت و تولید ارگانیک این محصول سوق دهد تا ضمن تأمین درآمد آنان، محصول سالمتری به دست مصرفکنندگان برسد و عملکرد زیستمحیطی آنها را بهبود بخشد.
ارزشگذاری اقتصادی کارکرد تولید علوفه در مراتع روستای چهارباغ استان گلستان
صفحه 137-150
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.397175.2100
رضا یاری، شجاعت زارع، سیده محبوبه میرمیران
چکیده ارزیابی پتانسیل اکولوژیک و اقتصادی گامی موثر و ابزاری مناسب در جهت هدایت فعالیتها و کاربریهای جاری در سرزمین به سوی مدیریت جامع و توسعهای پایدار روستایی میباشد. شناسایی و ارزیابی پتانسیلهای هر منطقه، راهنمایی برای تحقق توسعهای همگام با طبیعت در مناطق روستایی وابسته به طبیعیت است. در این مطالعه ارزش اقتصادی کارکرد تولید علوفه در مراتع روستای چهار باغ استان گلستان مورد بررسی قرار گرفت. تیپبندی پوشش گیاهی منطقه با رفتن به عرصه مورد نظر و پیمایش صحرایی و همچنین با کمک نقشه توپوگرافی منطقه و هچنین با استفاده از طرح شناخت مناطق اکولوژیک کشور و بر اساس روش طبقهبندی فلورستیک-فیزیونومیک مشخص و نمونهبرداری از هر تیپ گیاهی به صورت تصادفی-سیستماتیک صورت گرفت. در منطقه مورد مطالعه 6 تیپ گیاهی شناسایی شد. نتایج مطالعه نشان داد که علوفه تولیدی کل در مراتع روستای چهارباغ برابر 6203605 کیلوگرم علوفه خشک و علوفه قابلدسترس (علوفه پایدار) برابر 1763925 کیلوگرم میباشد. ارزش اقتصادی کل علوفه تولیدی مراتع روستای چهارباغ برابر 520‚284‚110‚52 ریال و ارزش اقتصادی کل علوفه قابلدسترس این مراتع برابر با 960‚012‚904‚11 ریال برآورد شد. ظرفیت تعداد کل واحد دامی دارای بازدهی و ارزش اقتصادی4749 راس بوده که کل سود سالانه برابر 000‚760‚821‚12 ریال برآورد گردید؛ بنابراین ارزش افزوده دامداری در مرتع مورد مطالعه معادل040‚747‚917 ریال میباشد
