دوره و شماره: دوره 11، شماره 2 - شماره پیاپی 42، تابستان 1403 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

اثرات کیفیت داده‌کاوی بر پذیرش اطلاعات توسط گردشگران در پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی: مورد مطالعه روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان

صفحه 151-173

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.339692.2017

یزدان شیرمحمدی، الهام لطیفی

چکیده سازمان‌های گردشگری نیازمند برقراری ارتباط و تعامل با گردشگران از طریق رسانه‌های اجتماعی هستند. از طریق پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی، گردشگران به طور مستقل اطلاعات را تولید و به اشتراک می‌گذارند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کیفیت داده‌کاوی بر پذیرش اطلاعات توسط گردشگران در پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی از طریق متغیر میانجی اثرات تشخیصی درک شده، اعتبار اطلاعات در روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث جمع‌آوری داده‌ها از نوع تحقیقات توصیفی و از شاخه مطالعات میدانی به شمار می‌آمد و از نظر ماهیت از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش گردشگران روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان می‌باشد. به دلیل عدم دسترسی به تمامی مراجعه‌کنندگان تعداد جامعه مورد مطالعه نامحدود در نظر گرفته شد. در این پژوهش روش نمونه‌گیری، روش نمونه گیری در دسترس می‌باشد و بر اساس جدول مورگان و کرجسی نمونه 384 نفر تعیین شد. روش‌های گردآوری اطلاعات پژوهش به دو شیوه کتابخانه‌ای و میدانی بوده است. در این پژوهش برای سنجش روایی از روایی ظاهری و محتوایی و همچنین روایی سازه استفاده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS نشان داد که کیفیت داده‌کاوی بر اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات تأثیر‌گذار بود. اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات بر پذیرش اطلاعات مؤثر بودند. همچنین اثرات ریسک درک شده بین کیفیت داده‌کاوی و اثرات تشخیصی درک شده و بین کیفیت داده‌کاوی و اعتبار اطلاعات نقش تعدیل‌کننده داشت. ازطرفی اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات، نقش میانجی بین کیفیت داده‌کاوی و پذیرش اطلاعات داشتند. براساس نتایج حاصل از یافته‌های تحقیق پیشنهاد می شود، مدیران صفحات و وبلاگ‌های فعال درپلت فرم‌های رسانه‌های اجتماعی مختلف نسبت به ارائه اطلاعات به روز و کارآمد بصورت مستمر اقدام نموده و با توجه به نیازهای کاربران ، با تولید محتوای متنی مناسب و فایل‌های تصویری یا ویدیویی قابل دانلود، اطلاعات ارائه شده به کاربران را افزایش دهند.ضمن اینکه با طرح سؤال و یا چالش، محتوای ارائه شده را کاربردی‌تر کرده و مخاطب را به شکل مستقیم با محتوا درگیر کنند

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکت‌های تعاونی و کشاورزی

صفحه 174-191

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.397143.2099

رضا نوروزی اجیرلو، مسلم سلیمانپور، محمدکریم رئیسی، جواد اصغری راد

چکیده شرکت‌های تعاونی و کشاورزی فعال در روستاها، ظرفیتی درجهت توانمندسازی روستائیان و توسعه اشتغال پایدار می‌باشند که مى‌توانند در افزایش تولید، ارتقاى سطح درآمد و بهبود وضعیت اجتماعى مردم مؤثر باشند. پژوهش حاضر باهدف واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکت‌های تعاونی و کشاورزی انجام گردید. تحقیق به‌صورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارشناسان کارآفرین شرکت‌های تعاونی و کشاورزی در سال 1401 می‌باشند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند 25 نفر تا حد رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و جهت آنالیز داده‌ها از روش تحلیل پدیدارشناسی اسمیت و همکاران استفاده گردید. بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، درمجموع 105 کد اولیه، 12 مؤلفه و 5 بعد اصلی، استخراج و طبقه‌بندی شدند. نتایج بیانگر آن بودند که موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکت‌های تعاونی و کشاورزی مشتمل بر 5 بعد فرهنگی، ساختار سازمانی، حمایت‌های کارآفرینی، ساختار فنی و مدیریتی بود. این پژوهش تأیید می‌کند که عدم مهارت‌های مدیریت تأثیر مثبتی بر شکست شرکت‌های تعاونی و کشاورزی کارآفرینی دارد که اکثراً توسط مالکانی اداره می‌شوند که دانش کمی از مدیریت دارند که منجر به شکست کسب‌وکار می‌شود. همچنین نتایج نشان می‌دهد که عدم توسعه مناسب زیرساخت‌ها در کشور نیز عامل شکست شرکت‌های تعاونی و کشاورزی است. پیشنهاد می‌گردد مدیران شرکت‌های تعاونی و کشاورزی سطح دانش و مهارت‌های مدیریت خود را با شرکت در کارگاه‌ها و سمینارها افزایش دهند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

راهبردهای اقتصادی نگهداشت روستائیان در مناطق مرزی

صفحه 192-213

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.367525.2059

مریم قاسمی، فرهاد رمضانی

چکیده Maintaining the security of the country's borders requires maintaining the population of the border areas. Since the most important reason for the migration of border dwellers is economic hardships, the present study identifies the economic strategies of maintaining villagers in border areas. The research method is descriptive and analytical, and two SWOT QSPM strategic planning tools were used. The statistical population is the villages with more than twenty households located 10 kilometers from the Iran-Afghanistan border in Torbat-Jam city. In this study, 34 local experts in 17 border villages evaluated the matrix of internal factors with 48 factors and external factors with 9 factors. The results of SWOT showed that having favorable conditions for animal husbandry in border villages is the most important strength and the inefficiency of the cooperative of border residents and the lack of injecting its benefits to the villagers is the most important weakness in maintaining the population in border villages. In this matrix, strengths with 2.13 are superior to weaknesses with 1.03.In the foreign matrix, increasing the government's attention to the residents of border villages compared to the past is the most important opportunity, and the sanctions against Iran in many fields and the reduction of economic relations between the two borders are the most important economic threats to maintaining the population in border villages. In this matrix, opportunity points with 1.12 outweigh weaknesses with 1.02. According to the final score in the internal factors evaluation matrix of 2.16 and in the external factors evaluation matrix of 1.14, the selected strategy is defensive. With the help of the QSPM matrix, among the seven defense strategies presented, the first priority is to increase the diversity of income sources and create suitable and income-generating non-agricultural job opportunities in border villages such as handicrafts, tourism, and the development of service sector activities, etc. with a score of 1.55.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکل‌گیری روستاهای خلاق (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)

صفحه 214-237

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.384033.2081

علی ایزدی، سید هادی طیب نیا

چکیده امروزه نقش خلاقیت در اقتصاد جهانی و روند توسعه کشورها به قدری مهم و کلیدی ارزیابی شده است که، خلاقیت با سهمی چشم‌گیر توانسته نقشی اساسی در رشد و توسعه اقتصادی جهان ایفا نماید. از طرفی دیگر، توانمندی نیروی انسانی، توانسته پایداری این خلاقیت را برای سطوح مختلف یک کشور رقم بزند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکل‌گیری روستاهای خلاق می‌باشد. پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی است و روش پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است. جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات به دو صورت اسنادی و میدانی(پرسشنامه) در 5 بعد توانمندی خانوارهای روستای(مؤثر بودن، معنی‌داری، شایستگی، اعتماد و حق انتخاب) انجام شد. جامعه‌آماری پژوهش شامل سرپرستان خانواردرروستاهای شهرستان رشتخوار بوده که براساس فرمول کوکران حجم نمونه 377 خانوار محاسبه و به صورت تصادفی ساده در سال 1401 توزیع شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل تحلیل شبکه‌ای(ANP)، تحلیل‌های آماری ، تحلیل فضایی و نرم‌افزارهای Super Decisions ,GIS ، SPSS استفاده گردید، یافته‌های تحقق نشان داد که شاخص‌های خلاقیت خانوارها(9725/0)، اهمیت شغلی(9177/0)، شخصیت خانوارها(8847/0) دارای بیشترین وزن هستند. بنابراین مدل برازش شده برای انجام پژوهش مناسب بوده و بیانگر دهنده رابطه خطی و مستقیم بین توسعه شکل‌گیری روستاهای خلاق و خانوارهای روستایی توانمند در منطقه مورد مطالعه است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که، از عوامل اصلی عدم گسترش شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار می‌توان به تأمین نیازهای مالی از سمت مدیران دستگاه های ذی ربط دولتی و خصوصی اشاره کرد. در این راستا به با توجه به روند جهانی شدن روستاها، وضعیت پایین تحصیلی در بین خانوارها می‌تواند چراغ قرمزی برای برنامه‌ریزان روستایی باشد پیشنهاد می‌گردد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

راهبرد تخصیص بودجه برای توسعه گردشگری روستایی با استفاده از روش برنامه ریزی عدد صحیح صفر و یک (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شهرستان طبس)

صفحه 238-255

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.383349.2080

احمدرضا اکبری، مسعود فهرستی، احمد فتاحی اردکانی، اکرم نشاط

چکیده کاهش مخاطرات درآمدی کشاورزان، استفاده از منابع طبیعی و کاهش مهاجرت، رشد و اشتغال در روستاها، ایجاد بازار جدید برای فروش و افزایش سود از محصولات کشاورزی، گسترش اقتصاد منطقه‏ای برخی از مزیت‌های توسعه گردشگری روستایی به شمار می‏روند. این پژوهش به دنبال تعیین راهبردی نوآورانه است که برپایه آن بتوان با منابع مالی مشخص، گزینه‏های سرمایه‏گذاری در راستای توسعه گردشگری روستایی اولویت بندی کرد. برای این منظور ابتدا بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی، معیارهای موثر بر جذب گردشگر در روستاهای هدف گردشگری منطقه طبس (ازمیغان، خرو، حلوان و اصفهک) اولویت‏بندی و سپس با استفاده از ضرایب بدست آمده، مدل سرمایه‏گذاری در قالب روش برنامه ریزی ریاضی عدد صحیح صفر و یک، تدوین و اجرا شد. نتایج نشان می‌دهند، معیار جاذبه‌های طبیعی اولین و موثرترین عامل جذب گردشگر به شمار می‏رود. عوامل محیطی – جغرافیایی، تبلیغات و اطلاع‏رسانی و زیرساخت و تاسیسات به ترتیب در اولویت‌های دوم تا چهارم موثرترین معیارها در جذب گردشگر قرار دارند. نتایج مدل برنامه‌ریزی صفر و یک نشانگر آن است، تقویت زیرساخت گردشگری روستایی و زیرساخت تفریحی برای روستاهای ازمیغان و اصفهک در اولویت سرمایه‏گذاری قرار دارد چراکه در تمام سناریوهای مورد بررسی با میزان منابع مالی متفاوت، این موارد انتخاب شده اند. افزایش مراکز اقامتی، ایجاد مراکز بوم‌گردی و غذاخوری‌های سنتی در روستاهای هدف، برگزاری مسابقات و جشنواره‌هایی نظیر جشنواره شالی، خرما، نارنج یا برگزاری تورهای ویژه شب یلدا، نوروز، آب درمانی، زمین‏شناسی، روستاشناسی، روستاگردی و برگزاری همایش کویرنوردی برخی از راهکارها در تقویت گردشگری روستایی در این منطقه به شمار می‏رود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال بهره‌برداران بخش کشاورزی به فعالیت‌های غیرکشاورزی در شهرستان سبزوار

صفحه 256-272

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.395466.2097

آرش دوراندیش، مهدیه سالاری، محمود دانشور کاخکی، فاطمه سخی

چکیده در سال‌های اخیر، بخش غیرکشاورزی به‌گونه‌ای گسترده به عنوان ابزاری برای کاهش فقر روستایی و ایجاد اشتغال سودآور برای نیروی‌کار روستایی شناخته شده است. در ایران فعالیت‌های غیرکشاورزی در مناطق روستایی به علت خشکسالی‌های اخیر کشور، بحران منابع آب و گرایش جوانان روستایی به این نوع فعالیت‌ها رشد زیادی داشته است. به طوری‌که بر مبنای سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، 7/49 درصد از شاغلان مناطق روستایی در کل کشور در بخش غیرکشاورزی شاغل بوده‌اند. از این‌رو، پژوهش حاضر به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال بهره‌برداران بخش کشاورزی به فعالیت‌های غیرکشاورزی در شهرستان سبزوار پرداخته است. داده‌ها با تکمیل پرسشنامه و روش‌نمونه‌گیری تصادفی ساده در دسترس از 208 نفر از کل کشاورزان این شهرستان در سال زراعی1400-1399به دست آمده و با بهره‌گیری از مدل لاجیت دوگانه تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که تعداد 112 نفر (8/53 درصد) از کشاورزان دارای فعالیت غیرکشاورزی‌اند که حدود 6/19درصد (22 نفر) از آنان فعالیت دولتی، 4/30 درصد فعالیت خصوصی و 50 درصد از کشاورزان به صورت آزاد به فعالیت غیرکشاورزی مشغول‌اند. نتایج مدل لاجیت نیز نشان داد که عوامل اجتماعی-اقتصادی شامل سطح تحصیلات و تعداد اعضای خانوار کشاورز، اثر مثبت و از سوی دیگر متغیرهای سن کشاورز، سطح زیرکشت، تجربه فعالیت کشاورزی، تنوع فعالیت کشاورزی و میزان درآمد کشاورزی اثر منفی بر احتمال اشتغال کشاورزان به فعالیت غیرکشاورزی دارند. پیشنهاد می‌شود که دولت با بالا بردن سطح توانایی‌های فنی و مهارتی روستاییان از طریق ارائه خدمات آموزش‌ فنی حرفه‌ای متناسب با ایجاد کارآفرینی در مناطق روستایی در سطح مدارس و دانشگاه‌ها اقدام کند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل و مقایسه تاب‌آوری معیشتی خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه از لحاظ موقعیت مکانی روستاها (ساحلی/غیرساحلی و استان آذربایجان شرقی/غربی)

صفحه 273-300

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.407156.2118

حلیمه رزمی، علی شمس، مرتضی مولایی

چکیده تغییر اقلیم و کم شدن سطح آب دریاچه ارومیه با اعمال تأثیر منفی بر کشاورزی و معیشت خانوارهای روستایی حوضه دریاچه می‌تواند باعث تغییراتی در تاب‌آوری معیشتی خانوارهای روستایی شود. با توجه به اینکه عامل مکانی و جغرافیایی عامل مهمی در تاب‌آوری معیشتی است، تحقیق حاضر به مقایسه تاب‌آوری معیشت خانوارهای روستایی حوضه دریاچه از نظر موقعیت مکانی روستاها پرداخته است. برای بررسی وضعیت تاب‌آوری از روش شاخص‌سازی تاب‌آوری استفاده شده است که در تحقیق حاضر دارای زیرشاخص‌های ظرفیت بافر، خودسازماندهی و ظرفیت یادگیری است. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن از طریق نظرات اعضای هیأت علمی دانشگاههای زنجان و ارومیه تایید شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفاکرونباخ استفاده شد. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی بودند که 495 مورد از آنها از طریق نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین تاب‌آوری برابر با 44/0 بود که نشان از تاب‌آوری متوسط داشت. میانگین شاخص خودسازماندهی، ظرفیت یادگیری و ظرفیت بافر نیز به ترتیب برابر با 55/0، 37/0 و 46/0 بود. آزمون‌های مقایسه میانگین نشان داد که میانگین تاب‌آوری در دو استان آذربایجان شرقی و غربی دارای تفاوت معنی‌دار بود (013/0=p، 50/2=t) و استان آذربایجان شرقی تاب‌آورتر بود. میانگین شاخص‌ها و مولفه-های ظرفیت بافر (000/0=p، 86/3=t)، سرمایه‌های طبیعی، اقتصادی و اجتماعی نیز دارای تفاوت معنی‌دار بود و درآذربایجان غربی بیشتر بود. میانگین مولفه‌های خودسازماندهی (003/0=p، 98/2=t)، ظرفیت یادگیری (000/0=p، 12/4=t)، اعتماد در قرض، مبادله کار، تعهدبه یادگیری، برنامه‌ریزی، تجربه و آزمایش، مشارکت در دسترسی به اطلاعات و مکانیزم بازخورد به صورت معنی‌دار در آذربایجان شرقی بیشتر بود. میانگین تاب‌آوری در روستاهای ساحلی و غیرساحلی تفاوت معنی‌داری (138/0=p، 486/1=t) با یکدیگر نداشت. میانگین ظرفیت بافر (000/0=p، 563/3=t)، سرمایه اجتماعی، سرمایه طبیعی و دانش فرصت‌ها و تهدیدها به صورت معنی‌دار در روستاهای ساحلی بیشتر بود. میانگین شاخص‌های خوداتکائی، قوانین و عرف محلی و تعاونی و شبکه به صورت معنی‌دار در روستاهای غیرساحلی بیشتر بود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود با تنوع بخشی به فعالیت‌ها و منابع معیشتی، سازماندهی کشاورزان و بهبود بخشیدن به وضعیت یادگیری و انتقال فناوری‌های نوین به ارتقا تاب‌آوری کشاورزان منطقه کمک شود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

مشکلات و فرصت‌های پیش‌روی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر

صفحه 301-316

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.387337.2090

سید عرفان حسینی، علی اکبر براتی، حسین شعبانعلی فمی

چکیده امروزه، علیرغم اهمیت انکارناپذیر پرورش زنبورعسل در جوامع مختلف به‌واسطه کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی (نظیر تسهیل گرده‌افشانی گیاهان)، این بخش با مشکلات و فرصت‌های مغفول‌مانده‌ای روبه‌رو است که عملکرد و توسعه آن را با محدودیت مواجه ساختهاست. به همین دلیل، پژوهش حاضر تلاش کرده‌است تا مشکلات و فرصت‌های پیش‌روی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر را شناسایی و تحلیل کرده و پیشنهادهایی را در راستای توسعه این صنعت ارائه کند. داده‌های مورد استفاده در سال 1401 و با ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. حجم نمونه مورد مطالعه 140 زنبوردار بود که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای از میان زنبورداران شهرستان فریدونشهر (210 زنبوردار) انتخاب شدند. نتایج حاصل از آمار توصیفی و تحلیل عاملی اکتشافی آشکار کرد که عرضه عسل تقلبی در بازار و مشکلات فرهنگی و اجتماعی نظیر کمبود مکان برای استقرار زنبورستان‌ها و استفاده غیراصولی از مواد شیمیایی در کشاورزی از عمده‌ترین مشکلات پیش‌رو هستند و 67/12 درصد واریانس کل را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین، فرصت‌های طبیعی نظیر اقلیم و پوشش گیاهی مناسب شهرستان جهت پرورش زنبورعسل و وجود منابع آبی باکیفیت و فراوان در نزدیکی زنبورستان‌ها با تبیین 70/22 درصد واریانس کل، مهمترین فرصتهای پیش‌روی پرورش زنبورعسل در شهرستان فریدونشهر هستند. در نهایت پیشنهاد شد تا در قالب زنبورداری قراردادی، نهاده‌های مورد نیاز زنبورداران مایل به تولید محصولات ارگانیک تأمین شده و با ملزم نمودن آن‌ها به رعایت استانداردهای لازم، محصولات آن‌ها تحت عنوان ارگانیک فروخته شود تا از فرصت‌های طبیعی مغفول‌مانده این شهرستان به‌نحو شایسته استفاده شود.