دوره و شماره: دوره 9، شماره 1 - شماره پیاپی 33، بهار 1401 
مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی نقش نوغانداری در اشتغال پایدار روستایی (مورد: روستاهای شهرستان نطنز)

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294158.1959

محمد ابراهیم محمدی مسعودی، حسن افراخته، حمید جلالیان

چکیده صنعت ابریشم، نقش مهمی در ترغیب سرمایه­گذاری در زیرساخت­ها، ایجاد درآمد برای دولت و اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم در سراسر کشور داشته است. یکی از راهبردهای توسعه پایدار روستایی توسعه و گسترش صنایع در نواحی روستایی است. صنعت نوغانداری در کشور ایران به دو شکل صنعتی و سنتی وجود دارد که سهم بخش سنتی در این حرفه بیش از 70 درصد است که در حال حاضر در روستاهای شهرستان نطنز واقع در استان اصفهان به عنوان یک شغل اصلی در میان ساکنان این منطقه رایج است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه­ی آماری تحقیق، 1050 نوغاندارشهرستان نطنز در ده روستای بهره بردار نوغان ،که شامل 372 خانوار بهره بردار هستند و  تعداد حجم نمونه به روش کوکران189 بدست آمد. در این پژوهش، برای تحلیل داده­ها از مدل تحلیل عاملی و آزمون پیرسون استفاده شده است. نتایج یافته­های نشان می­دهد که، مهمترین تأثیر پرورش کرم ابریشم، ایجاد اشتغال و انگیزه اقتصادی است. از نظر صرفه اقتصادی و وجود زیرساخت های اولیه مورد نیاز (36/18 درصد واریانس)، ارتقاء اجتماعی و بهبود کیفیت محصول (64/8 درصد واریانس) و در ادامه رعایت اصول کشاورزی پایدار که تأثیری است محیطی با (68/0 درصد واریانس) در مرتبه های بعدی اثرگذاری نوغانداری بر محیط روستایی و ساکنان  و فعالین این حوزه دارد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

شناسایی خوشه روستاهای هدف گردشگری در استان همدان

صفحه 19-34

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.251002.1879

رضا موحدی، مهرداد پویا

چکیده گردشگری روستایی یکی از انواع گردشگری است که تقاضا برای آن در سال‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته و به عقیده محققان به‌عنوان سومین فعالیت اقتصادی سودآور در جهان مطرح است؛ چراکه محیط روستا، میراث تاریخی و فرهنگی آن گردشگران زیادی را جذب زندگی روستایی کرده است. از همین­رو، پژوهش حاضر به سطح‌بندی روستاهای هدف گردشگری در استان همدان پرداخته است. استان همدان در مجموع دارای 21 روستای هدف گردشگری است که برای سطح­بندی آن­ها از روش تمام­شماری استفاده شد. بر این اساس تعداد 21 روستای هدف گردشگری استان همدان بر مبنای 10 معیار وضعیت سکونت و طبیعت، سیاسی و اداری، آب، برق و گاز، آموزش، بهداشتی و درمانی، بازرگانی و خدماتی، فرهنگی و ورزشی، مخابرات و ارتباطات، مذهب و در نهایت گردشگری مورد بررسی قرار گرفتند. برای سطح‌بندی روستاها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین روستاهای مورد مطالعه، روستاهای «علی‌صدر و اکنلو» از شهرستان کبودرآهنگ، «فارسبان» از شهرستان نهاوند، «جوراب» از شهرستان ملایر، «اشتران و کهنوش» از شهرستان تویسرکان ازنظر نزدیکی به شرایط ایدئال و دارا بودن شاخص‌های مطلوب گردشگری در اولویت‌های اول تا ششم قرار گرفتند. با توجه به تعداد و رتبه روستاهای گردشگری هر شهرستان به ترتیب شهرستان تویسرکان، همدان و ملایر درمجموع در خوشه گردشگری اول تا سوم شناسایی شدند. با توجه به اینکه دو شهرستان تویسرکان و همدان در اولویت‌های اصلی هدف گردشگری قرار گرفتند پیشنهاد می‌شود محور گردشگری همدان- تویسرکان از طریق جاده گنج‌نامه به‌عنوان محور یا خوشه توسعه گردشگری در استان همدان شناسایی و معرفی گردد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

برنامه‌ریزی راهبردی بازاریابی گیاهان دارویی در نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان چناران)

صفحه 35-52

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299133.1969

زری افشار، مریم قاسمی، خدیجه بوزرجمهری

چکیده یکی از عوامل مهمی که باعث عدم تحقق اهداف توسعه کشاورزی و افزایش تولید و درآمد کشاورزان در کشورهای درحال‌توسعه می‌شود، نارسایی سیستم بازاریابی محصولات کشاورزی است. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی و اولویت­بندی راهبردهای مطلوب بازاریابی گیاهان دارویی از دیدگاه کشاورزان می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و مطالعه در سال 1398 در شهرستان چناران انجام شده­است. واحد تحلیل کشاورزان تولیدکننده گیاهان دارویی و خبرگان روستایی بوده­است. در این مطالعه از دو ابزار برنامه­ریزی و مدیریت استراتژیک یعنی SWOT و QSPM استفاده شد. براساس مطالعات میدانی و اسنادی، 14 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 24 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت و تنگنای پیش­روی بازاریابی گیاهان دارویی شناسایی گردید. با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 12/2و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی 725/1 ، استراتژی­های «تدافعی» (حداقل-حداقل) مطلوب تشخیص داده­شد. ماتریس برنامه­ریزی استراتژیک کمی در بین 11 راهبرد تدافعی شناسایی­شده، راهبرد «اصلاح نظام بازاریابی گیاهان دارویی در کشور» از طریق شناسایی بازارهای هدف به­منظور حضور مؤثر در تجارت بین­المللی گیاهان دارویی، تعیین کد قابل ردیابی برروی محموله­های صادراتی گیاهان دارویی کشور، ایجاد شرکت­های تخصصی صادرات گیاهان دارویی تعیین درجات و استانداردها به عنوان راهبرد کانونی در اولویت قرارگرفت. بدیهی است اتخاذ سیاست‌ها و راهبردهای مناسب و مبتنی بر شناخت واقع‌گرایانه از وضعیت موجود، می­تواند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود (آب و خاک) و تأمین نیاز داخلی به افزایش سهم ایران در تجارت جهانی گیاهان دارویی منجرگردد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

بررسی مؤلفه های کارآفرینی اکوتوریسم در پای کوه های سهند مطالعه موردی دره آذرشهرچای

صفحه 53-65

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.298300.1977

پریسا سادات سهرابی، داود مختاری

چکیده ترکیب کارآفرینی و اکوتوریسم از بهترین راهکارهای متنوع‌سازی اقتصاد جوامع، مخصوصاً روستاها، ایجاد اشتغال و تولید ثروت و رفاه به شمار می‌رود. و در مواقعی که کشاورزی به تنهایی قادر به تأمین فرصت‌های شغلی مورد نیاز جوانان نیست، فرصت‌های شغلی جدیدی در صنعت و خدمات ایجاد می‌کند. هدف از این تحقیق شناخت مؤلفه‌ها، شاخص‌ها و تأثیرات آن‌ها به منظور مدیریت و اجرای صحیح «کارآفرینی اکوتوریسم» در دره آذرشهرچای و استفاده حداکثر از ظرفیت‌های این منطقه است. در این راستا، در این تحقیق ابتدا شاخص‌های استاندارد توسعه کارآفرینی اکوتوریسم از طریق منابع کتابخانه‌ای استخراج شد. سپس با استفاده از نرم‌افزار Micmac که جهت انجام محاسبات پیچیده ماتریس متقاطع در آینده‌پژوهی و مطالعه شاخص‌های کیفی طراحی شده است، میزان ارتباط و تأثیر هر یک از مؤلفه‌ها در حوزه کارآفرینی مشخص شد. قضاوت در مورد میزان تأثیر هریک از شاخص‌ها بر روندها در این نرم‌افزار بر اساس مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق ساکنان روستاهای دره آذرشهرچای علی‌الخصوص صاحبان کسب و کارهای مرتبط با اکوتوریسم است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد محیط عمومی کارآفرینی اکوتوریسم منطقه به دلیل عدم برنامه‌ریزی صحیح، ضعف قانون‌گذاری و طولانی و خسته‌کننده بودن پروسه اداری سرمایه‌گذاری ناپایدار است. نتایج حاکی از آن است که از «تنوع جغرافیایی» به عنوان پتانسیل بالقوه برای توسعه کارآفرینی اکوتوریسم دره آذرشهرچای، به دلایلی همچون موانع اقتصادی، ضعف قانون‌گذاری، عدم وجود اعتبارت بانکی مشوق کارآفرینی و سیستم اداری نامناسب و بروکراسی طولانی و خسته‌کننده، به نحو احسن استفاده نشده است. تا جایی که تأثیر مؤلفه‌هایی چون وضوح قوانین، حامی و مشوق بودن قوانین، اعتبارات بانکی و درآمد به عنوان انگیزه، بیشتر از «تنوع جغرافیایی» است. همچنین در میان ویژگی های مؤثر رفتاری ـ اجتماعی کارآفرینان ، تأثیر «ریسک‌پذیری» بیش از توفیق‌طلبی است. و این بعنی کارآفرینی در دره آذرشهرچای با ریسک زیادی مواجه است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

راهبردهای تحقق مشارکت زنان روستایی درپروژه‌های توسعه در ایران

صفحه 67-82

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.295505.1962

شهره سلطانی، مجتبی پالوج

چکیده به دلیل توجه کمتر به ظرایف وپیچیدگی­های موضوع مشارکت، مشارکت زنان روستایی در پروژه­های توسعه اغلب به صورت یک شعار باقی می­ماند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای مناسب برای تحقق مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژه­های توسعه از دیدگاه صاحب‌نظران انجام شد. به منظور دستیابی به این هدف، با استفاده از چارچوب مؤسسه بین‌المللی غذا (IFPRI)، راهبردها و راهکارهای مشارکت زنان در سه مرحله دسترسی به پروژه، منفعت یابی و توانمندی احصا شد. در این پژوهش که در سال‌های 1399-1400 انجام گرفت، به دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در نتیجه شیوع بیماری کرونا، از روش پیمایش اینترنتی استفاده شد. جامعه آماری (71نفر) از بین اعضای انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت.  تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22، انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان­داد که شش دسته عمده راهبرد برای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه  شامل برنامه­ریزی بر اساس ویژگی­های فردی زنان، برنامه­ریزی بر اساس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامه­ریزی برای توسعه آموزش، محتوای رسانه­ها و فناوری اطلاعات وارتباطات، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه‎سازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرح‌های اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاست‌های دولت و عملکرد سازمان‌ها می­باشد. اولویت­بندی راهکارهای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه در مراحل سه گانه مذکور تفاوت دارد. راهبردی که در هر سه مرحله اولویت بالا دارد، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه­سازی می­باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارائه چارچوبی برای تدوین زیست‌پذیری با تکیه بر عوامل راهبردی‌

صفحه 83-102

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.293481.1957

اسماعیل علی اکبری، رضا مختاری ملک آبادی، چمران موسوی

چکیده مفهوم زیست‌پذیری در کنار پایداری و به عنوان یک شعار در گفتمان عمومی و برنامه‌ریزی پدید آمده است. برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران در رابطه با ایجاد و یا حفظ شهرها، به مفهوم زیست­پذیری به عنوان یک اصل راهنما برای سرمایه‌گذاری و تصمیم‌گیری و شکل دادن به محیط اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و بیولوژیکی شهری استناد می­کنند و زیست‌پذیری را استاندارد زندگی و مطلوبیت کلی زندگی مردم در یک سکونتگاه می­دانند. از پیش ‌شرط‌های اساسی برنامه‌ریزی به‌منظور ارتقای کیفیت زندگی و افزایش سطح پایداری در جوامع گوناگون، شناسایی عوامل و عناصر تأمین‌کننده و مؤثر بر زیست‌پذیری است که نقش بسیاری در برنامه‌ریزی‌های راهبردی دولت دارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین چارچوبی برای تدوین زیست­پذیری با ارزیابی عوامل راهبردی تدوین یافته است. نوع تحقیق با توجه به هدف کاربردی- توسعه‌ای و از نظر ماهیت و روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. اطلاعات و داده‌های مورد نیاز تحقیق با استفاده از روش­های اسنادی و میدانی و از نظرات متخصصان و کارشناسان جمع‌آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزارهای Excel،SPSS  و جهت تعیین استراتژی­ها و راهکارهای زیست­پذیری از مدل SWOT استفاده شده است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که نواحی شهر یاسوج با مجموع 29 نقطه قوت و فرصت به ترتیب با امتیاز وزنی 15/3 و 01/4، به عنوان مزیت­ها، پتانسیل­های فراوانی برای زیست­پذیری در ابعاد مختلف دارد، ولی در عین حال 30 نقطه ضعف و تهدید فراروی این منطقه به ترتیب با امتیاز وزنی 49/3 و 44/3 به عنوان محدودیت­ها نشان می­دهد که با چالش­ها و مشکلاتی هم مواجه است. بنابراین بالابودن امتیاز نقاط فرصت و ضعف (OW) از نظر کارشناسان، مهم‌ترین استراتژی پیشروی مسؤلان جهت استفاده بهتر از فرصت‌ها و تقویت نقاط قوت و کاهش ضعف‌ها و جلوگیری از آسیب‌ها راهبرد بازنگری است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی رابطه بین ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی و نابرابری درآمدی در مناطق روستایی ایران

صفحه 103-121

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.290936.1952

محمد کیانی ده کیانی، حامد نجفی علمدارلو

چکیده نابرابری درآمدی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که به سبب تأثیر آن بر جنبه‌های مختلف رفاه اقتصادی، تأمین امنیت غذایی و مسائلی که متعاقبا ایجاد خواهد شد مورد توجه جدی سیاستگذاران اقتصادی است. بنابراین هدف این تحقیق با توجه به اثرات متفاوتی که افزایش ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی بر توزیع درآمد دارند، بررسی رابطه‌ی بین افزایش ارزش افزوده زیربخش‌های کشاورزی و نابرابری درآمد است. برای این منظور از رهیافت میانگین گروه‌های تلفیق شده (PMG) برای دوره زمانی 1393-1384استفاده شده‌است. نتایج نشان می‌دهد که اثرات افزایش ارزش افزوده بخش کشاورزی بر نابرابری درآمدی منفی است و در سطح زیربخش‌ها، در بلندمدت، کوتاه‌مدت و در مقاطع (استان‌ها) نتایج متفاوتی به دست می‌آید.بدین ترتیب آنچه که می‌توان از این نوع تحلیل‌ها نتیجه‌گیری نمود این است که اکیدا سیاست‌گذاری کلان برای همه‌ی زیربخش‌ها و همه‌ی استان‌های کشور به سبب تمایزاتی که دارند نمی‌تواند نتایج مشابه‌ای به دست دهد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد نگاه کلان‌بخشی نسبت به بخش کشاورزی تغییر نماید و نگاه کلان‌زیربخشی جایگزین آن شود. در ادامه نیز سیاست‌های توسعه‌ای متناسب با هر استان و بسته به ماهیت زیربخش‌های هر استان مورد توجه قرار گیرد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل مدیریت پسماند روستایی با استفاده از تحلیل مدل ساختاری PLSمطالعه موردی دهستان ماهیدشت کرمانشاه

صفحه 123-140

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.282453.1933

محمد اکبرپور، امیر امیری، سمیه عظیمی

چکیده امروزه با توجه به روند رشد سریع جمعیت، بحث افزایش پسماندها به یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار روستایی جهت حفظ محیط زیست تبدیل شده است. لذا حفظ پایداری زیست محیطی از طریق بهبود وضعیت مدیریت پسماند های روستایی اهمیت بسیاری یافته است. در همین راستا هدف پژوهش پیش رو شناسایی مسائل و مشکلات مدیریت پسماند مناطق روستایی دهستان ماهیدشت می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. برای سنجش ارتباط بین متغیرهای پژوهش با شیوه دفن پسماند از مدل ساختاری pls استفاده شده است.نتایج به دست آمده حاکی از این امر می باشد که مدیریت پسماند در روستاهای مورد مطالعه در وضعیت مناسبی قرار ندارد.با توجه به یافته های تحقیق و برآورد مدل معادلات ساختاری pls نتایج مبین وجود ارتباط بین متغیرهای های توجه و آگاهی مسئولین و مدیران محلی و اثر مستقیم آن بر وجود و یا عدم وجود امکانات و تأسیسات لازم در منطقه برای جمع آوری و دفن بهداشتی پسماند می باشد که این مسائل به صورت مستقیم وغیر مستقیم سبب عدم مشارکت جوامع محلی گشته و در نهایت پسماندهای روستایی به صورت غیر بهداشتی دفن و یا در گوشه ای از روستا انبار می شوند.