دوره و شماره: دوره 9، شماره 2 - شماره پیاپی 34، بهار 1401، صفحه 145-276 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی و تحلیل اثرات رونق صنایع دستی بومی در توسعه سکونتگاه‌های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان‌های تربت جام- تایباد)

صفحه 145-162

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.279586.1928

حسن گیاهی، خدیجه بوزرجمهری، علی اکبر عنابستانی، مهدی کرمانی

چکیده در بازه‌ی زمانی کنونی، صنایع‌دستی روستایی به دلیل ماهیت اقتصادی با مفاهیم توسعه اقتصادی مرتبط می‌باشد که می‌تواند با پیام‌های اجتماعی، فرهنگی و قومی، هویت روستاییان را بیشتر و بهتر به مشتریان منتقل کند. بنابراین هدف پژوهش شناسایی اثرات صنایع‌دستی در سکونتگاه‌های روستایی شهرستآن‌های تربت جام – تایباد است. با توجه به موضوع پژوهش، نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است. جامعۀ آماری شامل دو گروه کارشناسان و 239 تولیدکننده‌ی صنایع‌دستی در 15 روستای شهرستآن‌های تربت‌جام – تایباد می‌باشد که به شیوه تصادفی ساده مورد پرسشگری قرار گرفتند. شیوه گردآوری داده‌ها شامل روش‌های کتابخآن‌های و میدانی با ابزار پرسشنامه است. روش تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون T تک نمونه‌ای در نرم‌افزار SPSS و مدل AHP انجام شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در تمامی متغیرهای تحقیق (اقتصادی، 40/3، اجتماعی، 37/3، گردشگری، 26/3، زیست‌محیطی، 07/3) میانگین شناسایی شده بالاتر از میانه‌ی نظری (3) است، از این رو رونق صنایع‌دستی نقش مؤثر و مفیدی در توسعه روستایی منطقه (نسبت به موقعیت و وضعیت اقتصادی و غیره کلی آن) ایفا می‌کند. همچنین نتایج حاصل از روش (AHP) در بین متغیرهای مورد بررسی نشان می‌دهد، مؤلفه‌های اقتصادی و اجتماعی به ترتیب با وزن‌های 574/0، 167/0 درصد، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر توسعه روستایی می‌باشند و مؤلفه‌های گردشگری و زیست‌محیطی به ترتیب با وزن‌های 159/0 و 098/0 از اهمیت کمتری نسبت به سایر عوامل دارند. بنابراین توجه ویژه به رونق صنایع‌دستی به عنوان رویکردی خلاق و نوین در توسعه روستایی برای سایر سکونتگاه‌های روستایی پیشنهاد می‌گردد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

مدل سازی و طراحی نقشه سطوح توسعه ی کشاورزی پایدار مناطق روستایی استان‌های همدان و کرمانشاه

صفحه 163-180

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.319378.1991

مراد کیخسروی، سحر ده یوری، سیدمهدی میردامادی

چکیده مدل‌سازی سطوح توسعه کشاورزی، ابزاری کارآمد در ایجاد شناخت کافی از سرزمین و پراکنش فضایی توسعه آن است. از این رو هدف از انجام پژوهش حاضر، مدل‌سازی سطوح توسعه‌ کشاورزی مناطق روستایی استان‌های همدان و کرمانشاه در سال 1399-1400 بود. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ تجزیه و تحلیل داده‌ها تحقیقی کمی است که به شیوه پیمایشی صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش، مراکز دهستان‌ استان‌های همدان و کرمانشاه بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای و به صورت انتساب متناسب 666 کشاورز از 89 مرکز دهستان مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ بود که روایی و پایایی پرسش‌نامه مورد تأیید قرار گرفت. به منظور سنجش پایداری کشاورزی در مناطق روستایی از روش ترکیبی وایکور-‌آنتروپی بهره گرفته شد. در مدل‌سازی سطوح توسعه کشاورزی پایدار از نرم‌افزار Arc-GISver 10.5 استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روستاهای خرم‌رود از توابع شهرستان تویسرکان و روستای راهب از توابع شهرستان کبودر آهنگ استان همدان به ترتیب بالاترین و پائین‌ترین ضریب پایداری را داشته‌‌اند. در مجموع مناطق روستایی استان‌های همدان و کرمانشاه از لحاظ توسعه کشاورزی پایدار در وضعیت مطلوبی قرار ندارند و اختلاف فاحشی میان این استان‌ها مشاهده نمی‌گردد. همچنین با توجه به محاسبات انجام شده روستاهای مورد مطالعه در هفت سطح تقسیم شدند که در سطح کاملاً ناپایدار روستایی قرار ندارد و در سطوح ناپایدار 15 روستا، نسبتاً ناپایدار 28 روستا، در حال پایداری 33 روستا، نسبتاً پایدار 11 روستا، پایدار 2 روستا قرار می‌گیرد و در سطح کاملاً پایدار نیز روستایی قرار نگرفته است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو (مطالعه موردی: روستای قره آغاج کوه، شهرستان ارومیه)

صفحه 181-195

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.279252.1926

فاطمه کاظمیه، اسماء عیدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو در روستای قره‌آغاج‌کوه شهرستان ارومیه انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه سرپرستان خانوار روستای قره‌آغاج‌کوه تشکیل دادند که تعداد 204 نفر از آنان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان به عنوان نمونه تعیین و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه زوجی مدل کانو بود که روایی آن توسط صاحب‌نظران مسلط به موضوع تحقیق مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی پایایی، تعداد 30 پرسشنامه خارج از نمونه تکمیل و مقدار آلفای-کرونباخ0.883 بدست آمد که نشان‌دهنده‌ی پایایی مطلوب پرسشنامه بود. عوامل مؤثر بر رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی به سه بخش الزامات عملکردی، اساسی و انگیزشی طبقه‌بندی شدند که 11 نشانگر در گروه الزامات اساسی، 6 نشانگر در گروه الزامات عملکردی و 8 نشانگر در گروه الزامات انگیزشی قرار گرفتند. یافته‌های حاصل از مدل کانو نشان داد که بیشترین میزان رضایت روستاییان از اجرای طرح هادی در زمینه‌ی تامین نیازهای اساسی مربوط به نشانگر ضابطه‌مند شدن ساخت‌و‌سازها با ضریب رضایت 0.55 و کمترین میزان مربوط به نشانگر جمع‌آوری و دفع زباله با ضریب رضایت 0.08 است. همچنین در بین عوامل الزامات عملکردی نیز بیشترین میزان رضایت به نشانگر افزایش میزان گرایش به فعالیت در بخش خدماتی روستا با ضریب رضایت 0.88 و کمترین میزان به نشانگر توجه به بافت های با ارزش تاریخی و فرهنگی روستا با ضریب رضایت0.62 اختصاص یافت. در گروه الزامات انگیزشی نیز بیشترین و کمترین میزان رضایتمندی به ترتیب مربوط به نشانگر افزایش قیمت اراضی با ضریب رضایت0.92 و افزایش میزان سرمایه گذاری در روستا و فرصت‌های اقتصادی جدید با ضریب رضایت 0.75 اظهار شده است. در اولویت برای بهبود عوامل مربوط به سه گروه، اولویت ابتدا با الزامات اساسی، سپس الزامات عملکردی و سرانجام الزامات انگیزشی می‌باشد.

مقاله پژوهشی

محیط جغرافیایی و توسعه فضایی روستاشهر شهمیرزاد

صفحه 197-212

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.269507.1910

سعید کامیابی

چکیده بررسی عوامل محیطی موثر در رشد و توسعه روستا شهر به تعیین جهات بهینه توسعه آتی شهر و توان محیط برای گسترش فضایی منجر می گردد. در این تحقیق تناسب زمین برای توسعه کالبدی-فضایی روستا شهر،شهمیرزاد در شمال شهر مهدیشهر استان سمنان،که استقرار مساکن و کاربری ‌ها در محیط جغرافیایی آن‌(حوزه رودخانه چاکه) از ثبات مورفودینامیک نسبی برخوردارنیست، بر پایه ده معیار درچهارمنطقه پیشنهادی بر اساس روش توصیفی تحلیلی،با هدف ارائه مکان یابی و راهکارهای مناسب برای توسعه آتی شهمیرزاد، انجام شد،. و وزن دهی معیارها و پارامترهای مربوط، از مدل تحلیل سلسله مراتبی و مدل مخدوم با کمک دانش خبرگان و نرم افزار اکسپورت چویس صورت پذیرفت. با بررسی های صورت گرفته، این نتیجه حاصل شد که مناطق مختلف جغرافیایی شهری شهمیرزاد (شهمیرزاد شمالی شهمیرزاد جنوبی، شهمیرزاد شرقی و شهمیرزاد غربی ) به لحاظ اعمال و توزیع روش های یکسان محیطی از نظر کمی وکیفی همگن نیستند و توزیع و پراکندگی مکانی مسکونی در ارتباط با شاخص هایی همچون تمایلات مردم،ارتفاع و شیب زمین، وضعیت نسبت به مخاطرات طبیعی، فاصله با زمین های کشاورزی و باغات،فاصله از آبهای سطحی،مساحت، عامل مالکیت زمین (وقف و زمین دولتی)،هزینه خرید، هزینه آماده سازی و وضعیت نسبت به کاربری های نامتجانس) متناسب نیست. در این بین شاخص های اقتصادی همچون هزینه خرید و هزینه آماده سازی و عامل مالکیت زمین بیش از 50 درصد سهم را به خود اختصاص داده است روند گسترش شهر به سمت پهنه های پر خطر از نظر مخاطرات طبیعی (سیل و رانش و زلزله) و تخریب ،تصرف باغات حاصلخیز و تغییر کاربری شکل گرفته است. هرگونه توسعه باید متناسب با محدودیت های اکولوژیکی صورت گیرد و حال آنکه قرار است توسعه هدفمندی بین چهار محدوده جهت توسعه شهمیرزاد در آینده و بر اساس افق توسعه پایدار شکل گیرد. پس از ارزیابی و پهنه بندی انجام شده مشخص گردید که محدوده شرق (حوالی شهرک کلاهدوز تا کمربندی) نسبت به سمت غرب و شمال و جنوب شهر توان های محیطی بیشتری جهت توسعه فضایی پایدار آتی شهمیرزاد دارد

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی جریان انرژی و انتشار گاز‌های گلخانه‌ای مزارع دیم نخود (مطالعه موردی: استان خراسان شمالی)

صفحه 213-223

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.298154.1968

مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، مهدی جواهری، مصطفی جعفریان

چکیده از مهم‌ترین روش‌های مقایسه کارایی مصرف انرژی، بهره‌وری تولید و مخاطرات زیست‌محیطی بوم نظام‌های زراعی، بررسی جریان انرژی و میزان تولید گاز‌های گلخانه‌ای است. این تحقیق باهدف بررسی الگوهای مصرف انرژی، انتشار گازهای گلخانه‌ای و پتانسیل گرمایش جهانی تولید نخود دیم در استان خراسان شمالی انجام شد. مزارع به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه چهره به چهره گردآوری گردید. در این مطالعه، نیروی انسانی، ماشین آلات، دیزل، کودهای شیمیایی، سموم شیمیایی و دانه ورودی‌های انرژی را تشکیل می‌داد. خروجی مطالعه نیز عملکرد دانه و عملکرد اندام هوایی (کاه) بود. نتایج نشان داد که متوسط نیروی انسانی مورد استفاده در یک هکتار از مزارع نخود دیم نواحی روستایی منطقه مورد مطالعه 21 نفر، کود نیتروژن 50 و کود‌های فسفر و پتاسیم 70 کیلوگرم بود. همچنین میزان مصرف سوخت دیزل 35 لیتر و میزان استفاده ماشین آلات 8 ساعت در هکتار بدست آمد. ارزیابی میزان مصرف انرژی نشان داد که در بین نهاده‌های ورودی کود نیتروژن با 3307 مگاژول در هکتار، 06/40 درصد از کل انرژی‌های ورودی را به خود اختصاص داده است و سوخت دیزل با 85/1970 مگاژول در هکتار، 86/23 درصد از کل انرژی ورودی را مصرف کرد. نیروی انسانی و بذر نیز به ترتیب با 49/0 و 87/1 درصد کمترین سهم را از ورودی‌های انرژی بخود اختصاص دادن. راندمان مصرف انرژی کل (عملکرد دانه و کاه نخود) 91/1 و بهره‌وری انرژی 08/0 کیلوگرم بر مگاژول حاصل شد. مقدار انرژی ویژه نیز 32/12 مگاژول بر کیلوگرم بود. میزان انتشار گاز‌های گلخانه‌ای 20/399 کیلوگرم در هکتار و سهم CO2، N2O و CH4 به ترتیب 60/398، 02/0 و 57/0 کیلوگرم در هکتار بود. پتاسیل گرمایش جهانی تولید در یک هکتار نخود دیم در مزارع نخود منطقه 13/419 کیلوگرم معادل دی‌اکسیدکربن بدست آمد. در پایان از نتایج بدست آمده در تحقیق نتیجه گیری شد که مزارع نخود دیم بدلیل وابستگی به آب باران و عدم مصرف الکتریسیته و همچنین مصرف کم کود‌های شیمیایی از مصرف انرژی پائینی برخوردار هستند. ب

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تحولات کاربری اراضی نواحی روستایی شهرستان تایباد مورد مطالعه: دهستان کوهسنگی

صفحه 225-243

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.283113.1936

فاطمه نعمتی جوزقانی، وحید ریاحی

چکیده یکی از وظایف اصلی و مهم برنامه ریزان در نواحی روستایی، تخصیص زمین به کاربری های گوناگون باتوجه به نقش و کارکرد و میزان تاثیرگذاری هرکدام از کاربری ها بر یکدیگر است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تحولات کاربری اراضی روستایی است.روش تحقیق توصیفی و تحلیلی میباشد که با استفاده از نقشه و پرسشنامه به بررسی موضوع پرداخته است. در این تحقیق تغییرات کاربری اراضی 4 روستای دهستان کوهسنگی طی 20 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفته است . که تغییرات کاربری پیرامون روستایی با تهیه نقشه با استفاده از نرم افزار ENVI و Arc map مورد بررسی قرار گرفته است همچنین برای بررسی تغییرات درون بافت روستایی و ارزیابی میزان سازگاری این تغییرات از پرسشنامه که توسط 60 نفر از خبرگان محلی پر شده است که با استفاده از نرم افزارspss تحلیل شده است.نتایج بدست آمده نشان میدهد که در فاصله10 ساله اول تحقیق بیشترین رشد تغییر کاربری در کاربری مسکونی صورت گرفته و کمترین تغییر کاربری در کاربری غیرگیاهی و در بازده زمانی 10 ساله دوم تحقیق دو کاربری مسکونی و مرتع و علفزار با کمترین تغییر کاربری نسبت به دیگر کاربری نسبت به ده ساله اول داشته اند. همچنین با ارزیابی تناسب تغییرات کاربری با شاخص سازگاری با استفاده از3 مولفه امنیت عمومی ، منظر و چشم انداز و محیط زیست نتایج بدست امده بدین صورت است که در مولفه امنیت عمومی و منظر و چشم انداز کاربری های مذهبی، مسکونی سازگاری بیشتری نسبت به دیگر کاربری ها داشته و در مولفه محیط زیست کاربری فضای سبز سازگاری بیشتری نسبت به دیگر کاربری ها دارد

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی موانع و دلایل عدم استفاده روستاییان از پل عابر پیاده

صفحه 245-258

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.286953.1946

فاطمه رستگاری پور، بهاره رضازاده

چکیده حفظ جان انسان‌ها در کنار فراهم آوردن سهولت در رفت و آمد یکی از اهداف مهم فرآیندهای مهندسی در امر ترافیک است. عابرین پیاده از مهم‌ترین ارکان ترافیکی هستند، لذا وسائل نقلیه و عابرین پیاده اصلی‌ترین اهداف برای سیاست‌گذاری درحوزه‌ ترافیک محسوب می‌شوند. هدف اساسی از انجام این پژوهش تحلیل عوامل اثرگذار برعدم تمایل گروه‌های مختلف روستاییان به استفاده از پل‌های عابرپیاده است. این تحقیق از نظر ماهیت و هدف کاربردی است و روش تحقیق آن تحلیلی- توصیفی است. جمع‌آوری داده‌ها به روش پیمایش میدانی و مصاحبه حضوری با 380 نفر در سال 1398 با کاربرد روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی شده انجام گرفت. ابزار سنجش آن به صورت پرسش‌نامه‌ای می‌باشد. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری Eviews و مدل لاجیت استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از مهم‌ترین عواملی که بر عدم تمایل روستاییان به استفاده از پل‌هوایی در بخش افراد دارای تحصیلات دانشگاهی مؤثر است ارتفاع پله‌ها، ترس از ارتفاع، جریمه یا تشویق، تمایل به ایجاد پله برقی و ایجاد معبر وسط خیابان می‌باشد. در بخش استفاده‌کنندگان عمومی جنس و تعداد پله‌ها، عدم آگاهی افراد و تماسل به احداث زیرگذر بر عدم استفاده از پل هوایی عابر پیاده مؤثر است. این عوامل در بخش دانش‌آموزان شامل شیب و ارتفاع پله‌ها، جریمه یا تشویق، تمایل به ایجاد پله برقی و اتلاف وقت می‌باشد. در این راستا استانداردشدن ارتفاع و شیب پله‌ها و ایجاد مانع وسط خیابان باعث می‌شود عموم روستاییان تمایل بیشتری برای استفاده از پل‌هوایی از خود نشان دهند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر ظرفیت سازی روستائیان جهت کاهش اثرات خشکسالی با رویکرد آینده پژوهی

صفحه 259-276

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.289553.1950

زهرا آربونی، بهروز محمدی یگانه، مهدی چراغی، جمشید عینالی، حسین فراهانی

چکیده خشکسالی طی سالیان گذشته آسیب های زیادی به بخش کشاورزی و جامعه روستایی وارد کرده است. در دهه اخیر، رویکرد مقابله با شرایط و رخدادهای طبیعی جای خود را به کنار آمدن و زندگی کردن با آنها داده است. یکی از عوامل موثر در کاهش اثرات خشکسالی ظرفیت سازی روستائیان جهت مقابله با خشکسالی می باشد. هدف این تحقیق ارائه سناریوهای تاثیرگذار بر ظرفیت سازی روستائیان جهت کاهش اثرات خشکسالی می باشد. نوع تحقیق در این بررسی کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی، تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را دو گروه تشکیل داده اند که گروه اول 30 نفر از استادان، متخصصان و کارشناسان مرتبط با موضوع پژوهش و گروه دوم را نخبگان روستایی و دهیاران و اعضای شورای اسلامی روستا تشکیل می دهند. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه) صورت گرفته، و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات تحلیل ساختاری و با استفاده از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد، . از میان 36 شاخص بررسی شده ، تمایل به استفاده از راهکارهای گذشتگان جهت کاهش اثرات خشکسالی و تمایل به تغییر الگوی کشت به گیاهان مقاوم به خشکی بیشترین تاثیر را بر ظرفیت سازی روستاییان در جهت کاهش اثرات خشکسالی داشته است . با توجه به رتبه های به دست آمده از تاثیر گذاری مستقیم و غیر مستقیم متغیرها همه 36 عامل کلیدی تاثیر گذار ، هم در تاثیرات مستقیم و هم تاثیرات غیر مستقیم وجود دارد. به عبارتی دیگر بررسی روابط غیر مستقیم عوامل مختلف نشان می دهد که تمام عوامل در تاثیرات مستقیم با اندکی تغییر در رتبه انها عینا در تاثیرات غیر مستقیم تکرار شده اند.