دوره و شماره: دوره 9، شماره 3 - شماره پیاپی 35، پاییز 1401 
مقاله پژوهشی توسعه روستایی

واکاوی رضایتمندی گردشگران روستایی مورد مطالعه: روستای ونایی بروجرد

صفحه 281-291

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.296337.1964

غلامرضا تاج بخش

چکیده پژوهش حاضر در راستای توسعه گردشگری روستایی و با هدف واکاوی رضایتمندی گردشگران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی محسوب می گردد. جامعه آماری این پژوهش، گردشگران روستای در سال 1400 در روستای ونائی بروجرد می باشند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. روش جمع آوری اطلاعات و داده ها، میدانی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته است. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار صوری و اعتبار سازه ها و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تائید شد. آزمون همبستگی نشان می دهد که بین زیرساخت‌های فضایی، نیازهای ایمنی، نیازهای محبت و تعلق پذیری، نیازهای خودشکوفایی، تأمین نیازهای فیزیکی و رضایتمندی رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به ضرایب رگرسیونی، زیرساخت‌ها، نیازهای فیزیکی و نیازهای خودشکوفایی با متغیر وابسته یعنی رضایتمندی رابطه مستقیم و مثبت دارند. نتایج پژوهش حاضر بطور کلی بیانگر آن است که رضایت گردشگران به واسطه ماهیت سفر و همچنین انگیزه های گردشگران در حد قابل قبولی می باشد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ظرفیت پایداری نظام اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان ارومیه)

صفحه 291-311

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300781.1974

لیلا سلطانی، علی اکبر تقیلو

چکیده رشد جمعیت، تغییرات تکنولوژی اطلاعات، تغییرات اقلیمی، تغییرات کمی و کیفی آب و تحولات اقتصادی قرن 21 اقتصاد روستاها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مدیریت اقتصاد روستایی در برابر این تحولات و شوکها مستلزم شناخت ظرفیت پویایی بخشهای تشکیل دهنده آن است. این تحقیق در سال 1398 با هدف این تحقیق ارزیابی ظرفیت پایداری اقتصاد روستاهای بخش مرکزی ارومیه انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق 9305 خانوار بوده که از آن 385 نفر به عنوان نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب گردید. روش نمونه گیری نیز بصورت تصادفی ساده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بر اساس متغیرهای(اقتصاد کشاورزی، خدمات و صنعت) در قالب طیف لیکرت بوده است. نتایج نشان می دهد که؛ فعالیتهایی در بخش خدمات و صنعت در پویایی اقتصاد روستایی نقش داشته‌اند که به نوعی وابسته به کشاورزی بوده‌اند. گردشگری و طبیعت گردی در بخش خدمات، صنایع دستی و چرم و مبلمان در بخش صنعت به شدت به فعالیتهای کشاورزی و دامی وابسته است که از نظر مردم موجب پویایی اقتصاد روستا می شود. در این فعالیتها بخش تولید، هزینه و تنوع تولید سهم بزرگی در پایداری اقتصاد روستا به خود اختصاص داده است که در صورت توجه به آنها پایداری اقتصاد روستا در منطقه تضمین می یابد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران

صفحه 313-328

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294909.1960

شادعلی توحیدلو، غلامرضا مجردی

چکیده امید زندگی بیانگر برخورداری از یک سطح بهتر و مناسب تر زندگی است. در نتیجه آگاهی از شاخص فوق در مناطق روستایی به دولتمردان، برنامه‌ریزان روستایی در تصمیم گیری کمک می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران براساس داده‌های رسمی ثانویه جمعیت شناختی سال 1395 به انجام رسید. در روش پژوهش براساس داده های ثانویه رسمی کشور جدول طول عمر تشکیل و امید زندگی برای مناطق روستایی استان‌های کشور محاسبه گردید سپس این مناطق با استفاده از Arc GIS پهنه بندی شدند. بر اساس نتایج تحقیق روستاییان استان تهران در سال 1395 از بهترین وضعیت شاخص امید زندگی در بین استان‌ها برخوردار بودند، مقدار این شاخص برای مردم روستایی استان تهران 60/74، برای زنان روستایی 71/74 و برای مردان روستایی 50/74 سال بود. بدترین وضعیت امید زندگی روستاییان کشور نیز مربوط به استان سیستا‏ن ‏و بلوچستا‏ن بود. به طوری که مقدار امید زندگی روستاییان بدون در نظر گرفتن جنسیت 26/67 سال، امید زندگی زنان روستایی 76/67 سال و برای مردان روستایی 76/66 سال بدست آمد. براساس یافته‌های پژوهش بالاترین امید زندگی در بین همه گروه‌ها و استان‌های مورد مطالعه مربوط به زنان روستایی استان تهران با 71/74 سال و کمترین آن مربوط به مردان روستایی استان سیستان و بلوچستان با 76/66 سال بود. در همه استان‌ها زنان روستایی امید زندگی بیشتری نسبت به مردان روستایی داشتند. در نهایت مردم روستایی استان‌های مختلف کشور از نظر شاخص امید زندگی در سه پهنه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزان و سیاست‌گذاران با تخصیص بهینه منابع نسبت به برطرف‌کردن کمبودها و نقصان‌ها در مناطق کمتر برخوردار و بهبود امید زندگی در سایر مناطق اقدامات متناسب را به عمل آورند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ریسک سواد فرهنگی در حوزه سرمایه معنوی چشم انداز روستایی ‏(مورد مطالعه: روستائیان استان لرستان)‏

صفحه 329-352

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300291.1971

مرتضی توکلی، علی خدادادی

چکیده اخیراً توجه خاصی به نقش فرهنگ در توسعه پایدار جامعه معطوف شده است. افراد و جوامع دارای ارزش‌ها، معانی، آداب و رسوم و ‏سیستم‌های دانش خاص خود هستند. با این حال، از چنین ویژگی‌هایی غالباً در برنامه‌ریزی توسعه چشم پوشی شده است. هدف از این‎ ‎پژوهش تحلیل‎ ‎ریسک سواد فرهنگی مناطق‎ ‎روستایی‎ ‎در سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی‎ ‎استان لرستان‎ ‎است. روش‎ ‎تحقیق‎ ‎این‎ ‎مقاله ‏به صورت پیمایشی، و در چارچوب مطالعات کتابخانه‌ای و‎ ‎اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار علت و معلولی دیماتل ‏استفاده شده‎.‎‏ نتایج‎ ‎نشان داد در بین عوامل تآثیرگذار بر سواد فرهنگی روستاها: عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری به ‏ترتیب با ضریب وزنی 296/1 و 848/0به عنوان عوامل اثرگذار، و از سویی عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت به ترتیب ‏با ضریب وزنی 229/1- و 077/1- به عنوان اثرپذیرترین معیارها در بین شاخص‌های مؤثر بر ریسک سواد فرهنگی در بین روستائیان بوده ‏است. بر این اساس، عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری بعنوان عوامل علت و عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت، درک ‏مکانی و ارزش‌ها و هنجارها تحت نام عوامل معلول در حوزه سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی منطقه مورد مطالعه شناسایی و مشخص ‏گردیدند. لذا پیشنهاداتی چون حذف باورهای ناسازگار و پایدار شده در روستاها؛ برخورد ریشه‌ای با افکار و احساسات غیر منطقی روستائیان ‏و غیره ارائه گردیده است.‏

مقاله پژوهشی جامعه شناسی روستایی

نقش فرهنگ طایفه‌ای در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی (نمونه پژوهی: روستای گَچگران از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی)

صفحه 353-378

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.304235.1978

هادی اعظمی، سید محمد حسین حسینی، وحید صادقی

چکیده شهرستان ممسنی در گذرگاه تاریخ دستخوش تحولات سیاسی و اداری ژرفی بوده است. این تحولات در یک بستر ایلی و مبتنی بر شناسه-های فرهنگ عشیره‌ای به وقوع پیوسته است. از جمله سکونتگاه‌های ممسنی، گچگران است که محلِ زیست انسانِ گچگرانی به شمار می‌رود. کُنش‌گری سیاسی ساکنان این سکونتگاه نه تنها جدای از سایر سکونتگاه‌های ممسنی نیست، بلکه در یک بسترِ ایلی/عشیره‌ای شکل گرفته است. با این رهیافت این پرسش مطرح است که طایفه‌گرایی به عنوان یک پدیده تاریخی چه نقشی در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی روستای گچگران از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی دارد؟ به نظر می‌رسد فرهنگ طایفه‌ای به واسطه نهادینه‌سازی الگوی سنتی قومی/خویشاوندی و تشدید هیجانِ ساکنان‌ در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی روستای گچگران نقش داشته است. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. از جمله شاخص‌های فرهنگ طایفه‌ای به عنوان متغیر مستقل عبارتند از: عواطف محلی ـ طایفه‌ای، وفاداری مکانی ـ زیستگاهی، خویشاوندگرایی، خواست‌های محدود افراد و گروه‌ها و رقابت مکانی/زادگاهی. از جمله شاخص‌های مشارکت سیاسی در قامتِ متغیر وابسته عبارتند از: کارویژه نمایندگان، انتخابات مجلس شورای اسلامی، شورای حل اختلاف و شورای اسلامی روستا. در همین رابطه شاخص عملکرد دهیاری روستا در قامتِ متغیر وابسته دیگر برای مدیریت محلی در نظر گرفته شده است. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای/ اسنادی (آمار و ارقام) و میدانی (مشاهده و مصاحبه) گردآوری شده‌اند. بروندادِ پژوهش نشان می‌دهد فرهنگ طایفه‌ای به واسطه تولید تمایلات قومی/خویشاوندی و تشدید هیجان و عواطف، نقش موثری در افزایش مشارکت سیاسی ساکنان روستا در هنگامه‌های سیاسی نظیر هماوردی‌های سیاسی در بستر تاریخ، انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی روستا داشته است. از طرفی گزینش مدیران محلی در انجمن ده، خانه انصاف و سپاه دانش بعد از اصلاحات ارضی و دهیاری پس از انقلاب اسلامی بر بنیاد ملاحظات خویشاوندی/طایفه‌ای و نه بر پایه تخصص/شایسته-محوری بر ناکارآمدی مدیریت محلی در روستای گچگران دامن زده است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی روستایی

بررسی علل بروز تضاد در مدیریت منابع‌طبیعی از دیدگاه بهره‌برداران و کارشناسان در مناطق روستایی جنوب استان اردبیل

صفحه 379-392

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.292183.1954

محسن ملکی، معصومه سادات حسینی نسب، محمد باقر مروتی

چکیده منابع‌طبیعی، منبع اصلی درآمد بسیاری از روستاییان کشور است. متنوع بودن کنش‌گران ذی‌نفع در بخش منابع طبیعی، منجر به ایجاد تضاد می‌شود. برای مدیریت بهینه منابع‌طبیعی، شناخت عوامل مؤثر در تضاد بین ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان بسیار مهم است. تحقیق حاضر در روستاهای جنوب استان اردبیل اجرا و مؤلفه‌های حقوقی، مدیریتی، بهره‌برداری و اجتماعی از منظر کارشناسان و روستاییان بهره‌بردار از منابع طبیعی بررسی شد. جهت انجام تحقیق، تعداد 240 پرسشنامه در جامعه هدف تکمیل شد. روایی پرسشنامه 96/0 استخراج شد. برای مقایسه دیدگاه دو گروه، از آزمون ناپارامتری من-ویتنی استفاده شد. نتایج نشان داد، علاوه براینکه تمامی عوامل مؤثر مورد بررسی در بروز تضاد معنی دار بودند، بین عوامل موثر در بروز تضاد نیز دیدگاه روستاییان بهره‌بردار و کارشناسان دولتی نیز تفاوت معنی‌دار وجود داشت. مهم‌ترین مؤلفه‌های مؤثر در افزایش تضاد در این منطقه از دیدگاه بهره‌برداران، کمبود حمایت دولت از بهره‌بردار، قطع درختان، سطح آگاهی مردم و از نظر کارشناسان کمبود قوانین، چرای زودرس و سطح آگاهی بهره‌برداران معرفی شد. زمین خواری، قاچاق چوب و شخم زیر اشکوب، توسط هر دو گروه، به عنوان عامل مؤثر قوی در تضاد معرفی نشد. از نظر مدیریتی نیز هر دو گروه، مؤثرترین روش کاهش تضاد را قرق جنگل‌ها و مراتع اعلام کرده‌اند ولی لزوم مدیریت مشارکتی از نظر هر دو گروه، اولویت نداشت. حضور مؤثرتر کارشناسان منابع‌طبیعی در عرصه، شناخت پتانسیل‌های معیشتی منطقه، تشویق و آموزش مردم به شناختن مشاغل جایگزین راهکار مناسبی در کاهش تضاد است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تخصیص بهینه منابع آب بخش کشاورزی بین محصولات منتخب مناطق روستایی سیستان

صفحه 393-410

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.323673.1994

زهرا غفاری مقدم، ابراهیم مرادی، محمود هاشمی تبار، علی سردار شهرکی

چکیده بحرانی بودن وضعیت منابع آبی مناطق خشک و نیمه خشک ایران به‏خصوص منطقه سیستان، روند توسعه پایدار در این منطقه با مشکل جدی مواجه نموده است. عدم توجه کافی به مدیریت بهینه منابع آب کشاورزی و تداوم استفاده از برخی شیوه‏های نادرست فعلی یکی از عوامل اصلی دست نیافتن به توسه پایدار کشاورزی و روستایی است. در این مطالعه سعی شده است تا با مدیریت بهینه آب رودخانه هیرمند در بخش کشاورزی کمکی جهت توسعه بخش کشاورزی و روستایی مناطق سیستان انجام شود. که برای این منظور از تئوری بازی‏ها، جهت تخصیص آب، بین اراضی کشاورزی مناطق روستایی سیستان در سال 1398-1399 استفاده شده است. جهت اجرای بازی از الگوریتم فراابتکاری استفاده شد که ترکیبی از الگوریتم ژنتیک پویا و روش برنامه‏ریزی فازی می‏باشد. نتایج نشان داد استفاده از مدل پیشنهادی می‏تواند منجر به تخصیص کارا و عادلانه آب بین مناطق تحت آبیاری و محصولات مختلف شود به طوریکه حداکثر سود از این تخصیص حاصل خواهد شد و با افزایش راندمان آبیاری از 35 به 50 و 70 درصد مقدار سود کل از 314810 به 544390 و 896050 میلیون ریال به ترتیب افزایش می‏یابد. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد می‏شود محصولات پربازده مانند پیاز و خربزه جایگزین محصولاتی با بازدهی پایین‏تر مانند گندم و جو شود. و همچنین با توجه به بحران آبی منطقه سیستان، از نتایج مدلسازی بازی استاکلبرگ ‏در این مطالعه می‏توان برای تخصیص بهینه آب در منطقه سیستان استفاده نمود.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی مکانی مناطق در معرض ریسک فرونشست زمین در روستای فدافن، شهرستان کاشمر

صفحه 411-426

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.340615.2020

احسان حسین نژاد مکی، مهدی بشیری، حمیدرضا مرادی

چکیده رشد جمعیت همراه با توسعه صنعت و کشاورزی، افزایش مصرف آب را به‌دنبال داشته‌است. محدودیت منابع آب‌های سطحی، باعث برداشت بیش‌ازحد از سفره‌های آب زیرزمینی گردیده و پیامدهای جبران‌ناپذیری را بر منابع آب و محیط‌زیست کشور وارد کرده‌ است؛ از جمله پدیده فرونشست، که اغلب دشت‌های کشور را فراگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر و مناطق در معرض ریسک فرونشست در روستای فدافن کاشمر است. جهت پهنه‌بندی ریسک، طی سال 1398،عوامل سنگ‌شناسی، کاربری‌اراضی، خاک‌شناسی، میزان برداشت از آبخوان، فاصله از آبراهه، گسل، چاه‌های بهره‌برداری، چشمه و قنات‌ها و نیز عوامل ژئومورفولوژی شامل شیب، جهت و ارتفاع بررسی و هر یک از عوامل، تبدیل به یک لایه اطلاعاتی شد و با الگوریتم جنگل تصادفی در نرم‌افزار R، مدل‌سازی و ارزیابی انجام گردید. سپس جهت تعیین نواحی مستعد فرونشست، نقشه‌های پهنه‌بندی ریسک در پنج کلاس با دو روش ارزش اطلاعاتی و تراکم سطح در محیط ArcGIS استخراج شدند. نتایج نشان داد در روش‌های تراکم سطح و ارزش اطلاعات به‌ترتیب 01/97 و 04/91 درصد فرونشست‌ها درکلاس خطر خیلی زیاد و زیاد قرار گرفته است. بنابراین هر دو روش در پهنه‌بندی مناطق در معرض ریسک، موفق عمل کرده‌اند و عوامل برداشت از آبخوان و کاربری اراضی بیشترین اهمیت در وقوع فرونشست را دارند. همچنین براساس منحنی ROC، الگوریتم جنگل تصادفی با دقت بسیار بالا (93 درصد)، نتایج خوبی در اولویت‌بندی و اهمیت عوامل مؤثر در فرونشست ارائه کرده‌ است و بخش جنوبی منطقه با کاربری مرتع، بیشترین ریسک و زراعت آبی در منطقه، کمترین ریسک در توسعه مکانی فرونشست‌ها را دارد.در نتیجه مدیریت تغذیه آبخوان با پخش سیلاب‌ها و کاهش استحصال آب در جنوب منطقه می‌تواند در کاهش ریسک وقوع و توسعه فرونشست‌ها موثر و کاربردی باشد.