تعداد دوره‌ها 12
تعداد شماره‌ها 46
تعداد مقالات 370
تعداد نویسندگان 830
تعداد مشاهده مقاله 461,938
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 282,038
نسبت مشاهده بر مقاله 1248.48
نسبت دریافت فایل بر مقاله 762.26
--------------------------------------
تعداد مقالات ارسال شده 1,265
درصد پذیرش 30
زمان پذیرش (روز) 150
تعداد پایگاه های نمایه شده 9
تعداد داوران 469

 

نشریه "راهبردهای توسعه روستایی"، فصلنامه‌ای به زبان فارسی با دسترسی آزاد است که توسط دانشگاه تربت حیدریه و با همکاری انجمن توسعه روستایی ایران منـتشر می‌شود. این نشریه دستاوردهای علمی با کیفیت بالا در زمینه‌های مختلف جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، ترویج کشاورزی و توسعه روستایی را منتشر می‌نماید.

سیاست داوری تخصصی این نشریه در بررسی متن مقالات به صورت دو سوناشناس است. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می‌کند. تمامی مقالات ارسالی توسط نرم‌افزار تشخیصی سرقت ادبی (همیاب) بررسی می‌شوند تا از اصالت آن‌ها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می‌گیرند (مطالعه بیشتر).

رتبه در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (در سال 1402): الف

صاحب امتیاز: دانشگاه تربت حیدریه

نوبت انتشار: فصلنامه

نوع مقالات: مقالات پژوهشی - مقالات مروری

نوع داوری: دوسو ناشناس

هزینه بررسی و انتشار: ندارد

سیاست انتشار:  CC-BY

نرم‌افزار بررسی سرقت ادبی: همیاب

 

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاه‌های روستایی پیراشهری مورد مطالعه: ناحیه شهریار

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.543740.2249

سمیه عزیزی، فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، احمد خلیلی

چکیده معمولاً در برنامه‌ریزی تمرکز صرف بر جنبه‌های اقتصادی، ضعف در توجه به برنامه‌های بلندمدت، تکیه بر برنامه‌های توسعه سطحی و ... باعث شده که تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی کلان جهانی و ملی که می‌توانند به بازساخت فضاهای روستایی کمک کنند، نادیده گرفته شوند. عدم پیش‌بینی این تحولات و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای کاهش تأثیرات منفی آن‌ها، بر چالش‌های موجود در روستاها افزوده است. این مسئله نیاز به یک رویکرد جامع و پایدار در برنامه‌ریزی روستایی را بیش‌ازپیش نمایان می‌کند. راهبرد پابرجا راهبردی است که با وجود موانع، غافل‌گیری‌ها و خطاهای پیش‌بینی نشده، همچنان کارآمد است. هدف پژوهش حاضر تدوین راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاه‌های روستایی ناحیه شهریار با رویکرد آینده‌نگاری است. این تحقیق تحلیلی-اکتشافی و با استفاده از روش‌شناسی کیفی انجام شده است. به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیت‌ها از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث‌های گروهی استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای اطلس تی آی (برای کدگذاری)، میک‌مک (برای اولویت‌بندی و امتیازدهی عوامل پیشران و تحلیل اثرات متقابل این عوامل) و سناریوویزارد (برای طراحی سناریوها) تحلیل شدند. با توجه به یافته‌ها مبتنی بر پیشران‌ها، می‌توان سه سناریو توسعه فضایی پایدار، شکننده و ناپایدار برای آینده سکونتگاه‌های روستایی ناحیه شهریار متصور شد. بر اساس سناریوهای ارائه شده، راهبردهای بهینه‌سازی بهره‌برداری از منابع طبیعی - بوم‌شناختی متناسب با خدمات اکوسیستم فضای کلان‌شهری، بسترسازی پراکنش بهینه جمعیت در گستره فضایی، سامان بخشی به فضای کسب و کار در فضای کلان‌شهری، توسعه پیوندهای بخشی و بین بخشی در سطوح منطقه‌ای، ملی و جهانی، سازمان‌دهی نظام کاربری اراضی فضای کلان‌شهری، توسعه زیرساخت‌های سخت و نرم در فضای کلان‌شهری، اصلاح و توسعه سازمان فضایی غیرمتمرکز چندمرکزی در فضای کلان‌شهری، حکمروایی یکپارچه سرزمینی فضای کلان‌شهری و اصلاح و توسعه ساختارهای حقوقی - نهادی در فضای کلان‌شهری، پیشنهاد شده است که در شرایط مختلف امکان اجرایی شدن دارند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

الگوسازی تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی (مطالعه موردی: پسته‌کاران شهرستان سبزوار)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.448877.2171

مهدی میرچولی، محمد قربانی

چکیده وابستگی کشاورزی به شرایط محیطی باعث شده فعالیت در این بخش با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی مواجه باشد. با توجه به پیشرفت علم و استفاده از فنّاوری‌های پیشرفته در کشاورزی، همچنان بخش عمده‌ای از کشاورزان در ایران از دانش خود بر پایه تجربیات گذشته و فنّاوری نه‌چندان پیشرفته استفاده می‌کنند. استفاده از خدمات مشاوره کشاورزی و دانش جدید در این زمینه برای به حداقل رساندن خسارت‌های باغداران ناشی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه در چارچوبی کمی و در ساختار الگوهای اقتصادسنجی ضمن تحلیل رفتار کشاورزان به تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، تلاش شد تا شناخت لازم از عوامل مؤثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، توسط کشاورزان پسته‌کار شهرستان سبزوار ایجاد شود. همچنین هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی توسط پسته‌کاران شهرستان می‌باشد. در این راستا برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی در شهرستان سبزوار از الگوی لاجیت استفاده شد. 280 نفر از باغداران پسته‌کار شهرستان سبزوار به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده و کلیه پرسشنامه‌ها از طریق مصاحبه حضوری در سال 1398 تکمیل شد. نتایج مدل برآورد شده نشان داد متغیرهای محل سکونت باغدار، میزان عملکرد و تعداد کل ساعات آب در دسترس باغداران در یک‌سال بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر مثبت و معنی دار، و متغیرهای تعداد اعضای شاغل خانوار، تنوع کشت و فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر منفی و معنی‎داری دارند. همچنین اثرات نهایی برآورد شده برای این متغیرها به‌ترتیب اعداد 021/0 را برای متغیر محل سکونت باغدار، 001/0 برای متغیر میزان عملکرد، 001/0 برای متغیر تعداد کل ساعات آب دردسترس باغداران در یک‌سال، 008/0 برای متغیر تعداد اعضای شاغل هرخانوار، 020/0 برای متغیر تنوع کشت، و در نهایت 008/0 برای متغیر فراوانی ریسک متحمل‌شده هر باغدار را نشان داد که دلالت بر میزان تاثیرگذاری این متغیرها بر متغیر وابسته مدل یعنی تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی را دارد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

آینده‌پژوهی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی شهر زاهدان

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.476095.2194

ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی

چکیده مطالعات کارآفرینی روستایی نشان می‌دهند که موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی عمدتاً تحت تاثیر پیشران‌های کلیدی مختلفی قرار دارد. شناسایی آنها با رویکرد آینده‌نگر از منظر بهره‌برداری از فرصت‌ها لازم است. زیرا شناسایی آنها چشم‌انداز پایدار آتی کارآفرینی روستایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی نشان می‌دهد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به واکاوی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد آینده‌پژوهی در سال ۱۴۰۳ پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل کارآفرینی روستایی و مدیران کسب و کارهای روستایی در شهر زاهدان بوده است. به استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات از پرسش‌نامه تاثیرات متقابل آینده-پژوهی و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات از مدل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که ثروت خانوادگی (یعنی تقسیم دارایی‌ها به فرزندان؛ وراثت) با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، سرمایه‌گذاری شخصی در کارآفرینی با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، نقش فرهنگ روستایی در شروع و راه‌اندازی کسب و کار (11+)، دریافت کمک‌های مالی از طریق وام (5+)، توانایی و انگیزه فردی در شروع کارآفرینی (4+)، استفاده از ارزش‌های فرهنگ روستایی برای کارآفرینی (4+)، برخورداری از مهارتهای شروع کارآفرینی (3+) و آموزش در خصوص شروع و مدیریت کسب و کارها با مقدار اثرگذاری خالص (3+) مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی در مناطق روستایی شهرستان زاهدان می‌باشند. در این مطالعه پیشنهاد می‌شود برای سهولت دسترسی کارآفرینان روستایی یک فضای حمایتی در روستاهای منطقه مورد مطالعه ایجاد شود. به طور مثال، با ایجاد یک صندوق تخصصی برای کارآفرینان روستایی می‌توان مشکلات و چالش‌های مالی آنان را تا حدودی رفع کرد. نهایتاً لازم به توضیح است که نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، پیشران‌های موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی از منظر عوامل فردی و محلی بررسی و شناسایی شده‌اند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تحلیل وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران با استفاده از شاخص BDDI

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.496769.2211

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان

چکیده مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران در سال 1402 پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا الگوی مصرف غذایی خانوارهای روستایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. سپس شاخص تنوع غذایی محاسبه و نقشه تنوع غذایی مناطق روستایی ایران ترسیم شد. در ادامه، ارتباط میان تنوع غذایی و شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی در استان‌های مختلف تحلیل گردید. بر اساس نتایج، الگوی غذایی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً مبتنی بر غلات است؛ به طوری که این گروه غذایی به تنهایی بیش از 60 درصد انرژی روزانه یک فرد بالغ را تأمین می‌کند. این در حالی است که سهم غلات در تأمین کالری روزانه در سطح جهانی و در کشورهای با درآمد بالا به ترتیب 50 و 30 درصد است و مطابق با سبد غذایى مطلوب پیشنهادى وزارت بهداشت نیز، غلات و فرآورده‌های آن باید حدود 50 درصد کالری مورد نیاز روزانه را تامین کنند. افزون بر این، در 29 استان از 31 استان کشور، مصرف غلات بیش از میزان توصیه شده وزارت بهداشت است. در این میان، استان‌های محروم و کم برخوردار وضعیت نامناسب‌تری دارند و میزان مصرف غلات در این مناطق نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر و نزدیک به 70 درصد است. نتایج مربوط به شاخص تنوع غذایی بری (BDDI) نیز نشان داد که وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی تمامی استان‌ها در سطح نامطلوب قرار دارد و میانگین این شاخص برابر با 578/0 است. با این وجود، استان‌هایی که از نظر شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی شرایط مطلوب‌تری دارند، به‌طور متوسط از تنوع غذایی بهتری برخوردارند؛ به گونه‌ای که میانگین BDDI در این دسته از استان‌ها به ترتیب برابر با 515/0، 479/0 و 596/0 گزارش شده است. همچنین بررسی وضعیت تنوع غذایی در اقلیم چهارگانه ایران نشان داد که استان‌های واقع در اقلیم معتدل و مرطوب با میانگین BDDI برابر با 591/0 از مناسب‌ترین شرایط تنوع غذایی برخوردار هستند، در حالی که استان‌های واقع در اقلیم گرم و خشک با میانگین 556/0 نامطلوب‌ترین وضعیت را دارند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصولات استراتژیک کشاورزی و نقش آن در پایداری سکونتگاه های روستایی (مورد مطالعه: بخش جنوبی بم پشت شهرستان سراوان)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.471633.2188

ارسلان بی نیاز، محمود محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای موثر در توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما و نقش آن در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بم‌پشت شهرستان سراوان در سال 1403 انجام شده است، از این رو کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش‌های کیفی و کمی قرار دارد. در این پژوهش، جامعه آماری به دو بخش متخصصان و ساکنان محلی تقسیم شد. برای بخش متخصصان، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۳۰ نفر انتخاب شدند تا از تجربه و تخصص آنها استفاده شود. برای بخش ساکنان محلی که جامعه آن بالغ بر ۲۵۰۲۶ نفر بود، با به کارگیری فرمول کوکران و نمونه‌گیری تصادفی، نمونه‌ای شامل ۳۸۴ نفر تعیین شد تا نتایج به دست آمده به کل جامعه قابل تعمیم باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش (تئوری زمینه‌ای) گراندد تئوری و نرم‌افزار (SPSS)، استفاده شده است. از نتایج تحقیق در فاز کیفی مقوله‌های، تقویت ساختار غیر متمرکز در زمینه بیمه محصولات کشاورزی، اتخاذ بیمه اجباری محصولات کشاورزی، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی، تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه، اطلاع‌رسانی در باب اهمیت محصول استراتژیک خرما و اهداف بیمه، مدیریت مشارکتی، نظارت و تشویق مستمر و پایداری بیمه و محصولات کشاورزی به عنوان راهکارهای موثر بر توسعه بیمه محصول استراتژیک خرما، استخراج شد. در فاز کمی پژوهش، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن در شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی با ضریب همبستگی به دست آمده در سطح معناداری 000/0، گویای ارتباط مثبت و معنادار بین شاخص‌ها و راهکارهای مطرح شده است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) به وسیله 8 راهکار ارائه شده تبیین شدند و سهم راهکار مدیریت ریسک محصول استراتژیک خرما در پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته (پایداری سکونتگاه‌های روستایی) بیشتر از سایر مولفه‌‌ها است و بر اساس آزمون تحلیل مسیر، میزان اثرات مستقیم هر یک راهکارهای مطرح شده در پایداری سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی بیشتر از اثرات غیرمستقیم است و از بین راهکارهای مطرح شده، مدیریت ریسک محصولات کشاورزی و تقویت در رضایت کشاورزان از صندوق بیمه با مقدار 145/0، بیشترین اثرمستقیم را به خود اختصاص داده‌اند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی میزان موفقیت، موانع و محدودیت‌های تعاونی‌های مرتع‌داری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان خواف)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.408200.2121

محمد جمشیدی، جلیل فرزدامهر، مهدی بشیری

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان موفقیت سه تعاونی مرتع‌داری واقع در روستاهای برآباد، نگین بنیاباد و مهرآباد شهرستان خواف، عوامل مؤثر بر موفقیت و موانع و محدودیت‌های آن‌ها در سال 1398 انجام شد. به‌منظور انجام نمونه‌گیری از میان جامعه آماری اعضا تعاونی‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای استفاده شد. مطالعه به روش پرسشنامه انجام شد و تعداد نمونه‌ها 98 نفر شامل 80 نفر از اعضا تعاونی و 18 نفر از مدیران تعاونی‌ها بودند. روایی و پایایی پرسشنامه با کسب نظر از متخصصان و مقدار میانگین ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری ابتدا از ضرایب همبستگی پیرسون و مقدار کای اسکوئر استفاده شد. سپس با کمک رگرسیون گام به گام عوامل مؤثر استخراج شدند. همچنین به‌منظور مقایسه موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری از دیدگاه دو گروه اعضا عادی و مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری از آزمون t استیودنت استفاده شد. برای اولویت‌بندی بین متغیرها، از آزمون فریدمن استفاده شد. افراد شرکت‌کننده در تحقیق، میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری شهرستان خواف با میانگین 26/4 در حد خوب گزارش شده است. از میان صلاحیت‌های مدیریتی مورد مطالعه توانایی برقراری ارتباط مناسب و مؤثر با مرتع‌دارانهر دو با رتبه‌ 4 به‌عنوان اصلی‌ترین صلاحیت مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری انتخاب گردید. بازدیدهای ترویجی، تماس با مروجان منابع طبیعی و کلاس‌های آموزشی و ترویجی به ترتیب با رتبه 13/4، 98/3 و 95/3 سه فعالیت آموزشی و ترویجی هستند که بیش‌ترین تاثیر را در موفقیت تعاونی‌ها دارند. از میان عوامل اجتماعی- فرهنگی ارتباط فعال و مؤثر بین تعاونی‌های مرتع‌داری و سطح تحصیلات مدیران تعاونی از جمله مهم‌ترین عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر موفقیت تعاونی-های مرتع‌داری هستند. از میان کل عوامل مورد بررس عوامل مدیریتی و انجام فعالیت‌های جانبی به میزان 60 درصد بیشترین تاثیر را بر موفقیت تعاونی‌ها داشتند. نتایج اولویت‌بندی موانع و محدودیت‌های نشان داد که عدم حمایت مؤثر دولت و دخالت به جای حمایت، ضعف و مشکلات مالی، اصلی‌ترین موانع موفقیت این شرکت‌ها هستند. پیشنهاد می‌شود برنامه‌ای یکپارچه به‌منظور توانمندسازی مدیران تعاونی‎ها اجرا شود.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

شناسایی پهنه های مستعد احداث اقامتگاههای بوم گردی در مناطق عشایری استان فارس

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.496883.2213

علی شمس الدینی، داود جمینی

چکیده از اقدامات کلیدی برنامه‌ریزان استان فارس در راستای کمک به جامعه عشایری، تهیه و اجرای 812 طرح مرتع‌داری است. با توجه به ماهیت صنعت گردشگری و مزایای آن، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی می‌تواند ضمن پایداری زیست‌بوم‌های عشایری، در تقویت بنیه مالی و معیشت جامعه عشایر نقش موثری را ایفا نماید. با این تفاسیر هدف اصلی پژوهش کمی و کاربردی حاضر که با ترکیبی از روش‌های توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی انجام گرفته است، شناسایی پهنه‌های مستعد احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری در میان 812 طرح مرتع‌داری تهیه شده در استان فارس است که در سال 1403 انجام گرفته است. برای پهنه‌بندی مدنظر از 18 معیار کلیدی و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش همپوشانی وزن‌دار و عملگر Sumدر نرم‌افزار GIS استفاده شده است. نتایج نشان داد به لحاظ قابلیت احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایری از کل محدوده جغرافیایی استان فارس حدود 01/0 مساحت آن در سطح بسیار نامناسب، 99/20 درصد در سطح نامناسب، 6/54 درصد در سطح متوسط، 16/21 درصد در سطح مناسب و 23/3 درصد در سطح بسیار مناسب قرار گرفته است. همچنین نتایج نشان داد از 812 طرح مرتع‌داری مورد بررسی، 44 طرح در پهنه کاملاً مناسب، 178 طرح در پهنه مناسب، 498 طرح در پهنه متوسط، 92 طرح در پهنه نامناسب و هیچ یک از طرح‌ها در پهنه کاملاً نامناسب قرار ندارد و شهرستان‌های ممسنی، فراشبند و لامرد به-ترتیب با 14، 7 و 5 طرح منتخب، بیشترین ظرفیت را به لحاظ احداث اقامتگاه‌های بوم‌گردی عشایر داشته‌اند. پیشنهاد می‌شود تمامی فعالیت‌های مرتبط با توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی در 44 طرح منتخب انجام گیرد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان میامی)

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475710.2193

زهرا لطفی

چکیده در چند دهه گذشته، با افزایش جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در شیوه زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد‌زائد و پسماند با اثرات منفی برای سلامت انسان و محیط‌زیست افزایش یافته است. مناطق روستایی نیز با انواع مختلف پسماند و تبعات منفی آن‌ها مواجه هستند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی در روستا‌های شهرستان میامی در سال 1402 صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ نحوه گرد‌آوری داده‌ها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این مطالعه شامل دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستا‌های شهرستان میامی بودند که 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss در قالب تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. در حال حاضر مدیریت پسماند‌های روستایی برای پیشرفت محیط زندگی روستا‌ها و پیشگیری از خسارات و زیان‌های محیط‌‌زیستی، فرهنگی، اجتماعی و ... بسیار حساس و قابل‌توجه است. نتایج تحقیق نشان می-دهد که مدیریت پسماندها در مناطق روستایی شهرستان میامی تحت تأثیر عوامل گوناگون در زمینه‌های مختلف قرار دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که در مجموع هشت عامل فرهنگی (درصد واریانس 8/18)، بهداشتی (درصد واریانس 9/11)، مدیریت دفع (درصد واریانس 0/10)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 9/7)، آگاهی و دانش (درصد واریانس 1/6)، آموزش (درصد واریانس 8/5)، مکانیابی نامناسب (درصد واریانس 9/4) و زیست‌محیطی (درصد واریانس 6/4) در مجموع 70 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماند‌های روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین می‌نمایند. برنامه‌ریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیط‌زیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوست‌سازی به عنوان یک راهکار کم‌هزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامه‌های آموزشی و جلسات اطلاع‌رسانی و توسعه زیرساخت‌ها با هدف کاهش اثرات زیست‌محیطی، افزایش بهره‌وری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

مدلی برای حکمرانی توسعه و کاربردپذیری فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.475035.2191

اکبر فروزش، احمد رضا کسرایی، رضا دین پناه، مهدی چرمچیان لنگرودی

چکیده فناوری‌ها کارآمدترین عامل ارتقای بازدهی و اثربخشی دیگر منابع تولیدی هستند و. متولیان حوزه فناوری، در سال‌های اخیر تلاش نموده‌اند، مسیر رشد و توسعه فناوری‌های نوظهور در جامعه هدف را با اتکا بر کارکردهای حکمرانی، هموار کنند. این پژوهش با هدف تدوین مدل حکمرانی مناسب برای توسعه فناوری‌های نوظهور در مراکز تولیدی – روستایی ایران، به روش پیمایشی و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری تحقیق، 456 نفر از کنشگران فناوری‌های کشاورزی بودند که به استناد جدول مورگان و کرجسی، 314 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیـری تصادفـی طبقه‌ای در سراسر کشور مورد پیمایش قرار گرفتند. جمع‌آوری داده‌ها توسط پرسشنامه‌ای انجام گرفت که روایی شکلی آن از طریق روایی همگرا و واگرا و نظر سنجی از متخصصین، و پایایی آن با بررسـی بـرازش مـدل پژوهش، محاسبه واریانس استخراج شده و پایایی ترکیبی، تائید شد. ضریب همبستگی پیرسون (451/0 < rs < 131/0) نشان داد میان شاخص‌های حکمرانی برای توسعه فناوری‌های نوظهور، رابطه مثبت و معنی‌داری در سطح 99 درصد وجود دارد و بررسی روابط بین متغیرهای مکنون و متغیرهای آشکار و محاسبه بارعاملی نشان داد ؛ شاخص‌های توجه به پایداری در تولیدات روستایی و کشاورزی( 808/0)، شفافیت برنامه‌ها و سیاست‌ها (786/0)، آینده‌نگری (773/0)، قانون‌مندی (770/0) و توسعه امور زیربنایی در مراکز تولیدی – روستایی (764/0)، بیشترین تاثیر را در مدل حکمرانی تدوین شده دارند. بـرازش کلـی مدل تحقیـق برپایه شـاخص GOF برابر با 586/0 به‌دست آمد و اعتبار مدل هم از طریق پانل خبرگان تائید شد. بنابراین نظر به‌سرعت بالای توسعه فناوری‌های نوظهور کشاورزی در کشورهای صنعتی، شایسته است نظام سیاست‌گذاری روستایی کشورمان با عزم و اراده ملی به موضوع تعامل بین نهادهای تاثیرگذار در توسعه واحدهای کشاورزی فناورانه در مراکز تولیدی- روستایی توجه نموده و از طریق برنامه‌های آموزشی و ترویجی و تدوین سیاست‌های حمایتی مشخص در جامعه هدف، نسبت به معرفی قابلیت‌ها و ظرفیت‌های کشاورزی فناورانه، مدرن و پیشرفته در موضوع توسعه فناوری اهتمام ورزد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی(شاک) از دیدگاه آموزشگران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 اسفند 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.515122.2230

ریحانه شاقلی، جواد قاسمی

چکیده امروزه آموزش‌های الکترونیکی در نظام‌های آموزشی به‌شکل جدی مورد توجه قرار گرفته‌اند. بنا به این ضرورت، نظام آموزش و ترویج کشاورزی نیز اقدام به راه‌اندازی شبکه آموزش کشاورزی (شاک)، به‌عنوان یک شبکه آموزشی مبتنی بر وب نموده است. در این بین، بهبود مستمر کیفیت خدمات هر نظام آموزش الکترونیکی امری ضروری است. بر این اساس، پژوهش حاضر در سال 1401 و با هدف کلی تحلیل مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی (شاک) از دیدگاه آموزشگران انجام شد. جامعه آماری آن شامل 2415 از آموزشگران این شبکه بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 332 نفر برآورد و با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت، ابزار اصلی جمع‌آوری داده‌ها بود که روایی آن از طریق نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری) و روایی سازه‌ای و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 22 و LISREL صورت گرفت. رتبه‌بندی مولفه‌های کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی نشان داد که از دیدگاه آموزشگران مورد مطالعه، مولفه‌های «آموزشگر» و «محتوا» به‌ترتیب با میانگین 79/3 و 60/3 از پنج در بالاترین و «برنامه‌ریزی و اجرا» و «نتایج» به‌ترتیب با میانگین 44/3 و 29/3 از پنج در پایین‌ترین رتبه‌ها قرار داشتند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی پس از ورود 43 نشانگر نشان داد که مدل کیفیت خدمات شبکه آموزش کشاورزی دارای شش مولفه اصلی زیرساختی- پشتیبانی، برنامه‌ریزی و اجرا، محتوا، آموزشگر، فراگیر و نتایج بود که همگنی و پایایی معرف‌های این مدل مورد تایید قرار گرفت و داده‌های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیق برازش مناسبی داشت که مولفه محتوا نیز بیشتر با عاملی (96/0) را به خود اختصاص داد. بر این اساس، به‌منظور بهبود کیفیت خدمات این شبکه، ارتقاء کاربرپسندی سامانه، ارائه محتوای آموزشی متناسب با آموزش‌های الکترونیکی، اصلاح برنامه زمان‌بندی ارائه آموزش‌ها بر اساس نیاز فراگیران، بهبود صلاحیت‌های آموزشگران و ارزیابی مستمر مولفه‌های این شبکه پیشنهاد می‌شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای مطالعه موردی: دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 381-398

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.288139.1949

فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی

چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور می‌باشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیت‌های کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم می‌تواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره‌وری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای در دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمون‌های آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغل‌های آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوت‌ها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیت‌های دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونی‌ها و انجمن‌های زنان برای بهره‌برداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه می‌گردد.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 415-434

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057

ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران

چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم‌ شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌های محیطی و قابلیت‌ها و مزیت‌های تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامه‌ریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامه‌ای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهره‌بردار مورد پرسش‌گری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائه‌شده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامه‌ریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمره‌های نهایی 52/2 صدم، نشان می‌دهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشان‌دهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل می‌تواند با تقویت فرصت‌ها در مقابل تهدیدها به‌خوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد

شناسایی راهبردهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی با استفاده از مدل SWOT (مطالعه موردی: دهستان بدر، شهرستان روانسر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9689

داود جمینی، احمد تقدیسی، علیرضا جمشیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفته‌اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرم‌افزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالی‌که روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه می‌باشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصت‌ها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژی‌های توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر می‌باشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطه‌ها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینه‌های تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری می‌باشد. در نهایت با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آن‌ها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده می‌باشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.

جامعه شناسی روستایی

مطالعه نظام دامداری سنتی متکی به عرصه مرتع در جوامع روستایی در روستاهای هدف منطقه بلده نور، استان مازندران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 497-508

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.49130.1519

ایمان حقیان، غلام علی حشمتی، حسین بارانی، جمشید قربانی، قدرت اله حیدری

چکیده     بقای جوامع روستایی و عشایری از دیرباز در ایران وابسته به مراتع بوده است. تنوع اقلیمی، قومی و قبیله‌ای موجب شده تا نظام دامداری سنتی متکی به مراتع در مناطق مختلف ایران دارای تقویم کاری و روش‌های مختلف دامداری باشد. در این مطالعه به بررسی تقویم کاری و بازدهی مالی دامداری سنتی در مراتع منطقه بلده نور (بخشی از مراتع البرز مرکزی) پرداخته‌شده است. در این مطالعه پس از ارزیابی اولیه منطقه، سه دامدار (در روستاهای دویلات، چل و بلده) که معرف نظام دامداری منطقه بودند شناسایی‌شده و پایش فعالیت‌های دامداری و بررسی عملکرد مالی آن‌ها در بازه‌ای یک‌ساله انجام شد. نمونه‌برداری از نیمه دوم فروردین 1391 آغاز و تا فروردین 1392 ادامه داشته است. در طول دوره بررسی، محقق در فواصل زمانی 15 روزه در عرصه مراتع حضور داشته و تمام جزئیات فعالیت‌های دام و دامداری را ثبت نموده است. نتایج نشان داد تقویم‌کاری نظام دامداری سنتی منطقه دارای پنج دوره‌کاری با فعالیت‌های متفاوت دامداری در طول یک سال است. در مورد میزان بازدهی مالی دامداری سنتی، تمامی هزینه‌ها و درآمدها در طول سال محاسبه گردید. نتایج در این بخش نشان داد با در نظر گرفتن ارزش مالی بره‌ها، سود خالص روزانه دامداری در دویلات 70746 تومان، در چل 69640  تومان و در بلده 81422 تومان برآورد گردید. در نهایت آنچه در این تحقیق مدنظر بوده شناخت بیشتر دامداری سنتی در جوامع روستایی جهت بالا بردن بازدهی دامداری و حفظ نیروی فعال در جوامع روستایی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است.

اولویتبندی راهبردهای توسعة گردشگری روستایی از منظر آمایش سرزمین، مطالعة موردی: روستای گایکان (شهرستان الیگودرز)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 69-84

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6008

هدایت اله درویشی، مریم بیرانوندزاده، سید علی نادر دهقانی الوار، سجاد احمدی

چکیده  ارتقاء گردشگری روستایی برمبنای توسعة گردشگری پایدار و تبدیل توریسم به موتور محرکة اقتصادی منطقه برای بهبود کیفیت زندگی جامعه از مهم‌ترین مواردی است که نیازمند به اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی متناسب با قابلیت‌های منطقه‌ای و محلی و با جهت‌گیری‌هایی آمایش سرزمین است. این تحقیق با هدف تبیین و تحلیل راهبردهای توسعة گردشگری روستایی در روستای گایکان که از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان الیگودرز بوده، تدوین‌شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از ابزار پرسش‌نامه برای جمع‌آوری اطلاعات به‌کار رفته است و تعداد نمونه‌های بررسی‌شده در محدودة جغرافیایی شامل 184 نفر می‌شود. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده  و برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و اولویت‌بندی راهبردهای توسعة گردشگری از مدل سوات (SWOT) استفاده‌شده است. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی، استراتژی تهاجمی (حداکثر- حداکثر) به‌عنوان استراتژی مطلوب برای نیل و دستیابی به توسعة گردشگری روستای گایکان است.

ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه در روستاها با شبیه‌سازی مونت‌کارلو (مطالعة موردی: تهران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6005

مهدی حاتمی، علی ناظمی، اعظم دولت‌آبادی، مصطفی مصطفی پور

چکیده  
طبق آمار منتشره از سوی شرکت توانیر، علی‌رغم اتمام عملیات برق‌رسانی به روستاهای بیش از 20 خانوار ایران، هنوز بیش از 17000 خانوار روستایی که در روستاهایی با جمعیت کمتر از 20 خانوار ساکن‌اند، از نعمت دسترسی به برق محروم هستند. تلفات تولید، انتقال و توزیع برق و پراکندگی جمعیت کشور باعث شده که به استفاده از انرژی خورشید در مکان‌های دورافتاده توجه شود. در این میان، استفاده از سیستم فتوولتائیک، به‌دلیل تبدیل مستقیم انرژی خورشید به برق و نداشتن نیاز به تجهیزات پیچیده اهمیت ویژه‌ای  دارد. در این مقاله، به ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه، به‌جای توسعة شبکة برق سراسری در روستاهای تهران پرداخته‌شده و با توجه به عدم قطعیت‌های موجود برای مدل‌سازی، از شبیه‌سازی مونت‌کارلو با 2000 تکرار استفاده‌شده است. ارزیابی اقتصادی با توجه به هزینة چرخة عمر سیستم فتوولتائیک برای یک دوره بین 25 تا 30 سال و هزینه‌های توسعة شبکة برق سراسری برای روستاهای دورافتاده صورت گرفته است. نتایج این مقاله حداقل فاصلة روستا از شبکة توزیع برق سراسری را نشان می‌دهد که در آن استفاده از سیستم فتوولتائیک نسبت به توسعة شبکة برق سراسری اقتصادی‌تر است. این فاصله با افزایش نرخ تنزیل نسبت عکس و با تعداد روز ابری متوالی و تعداد خانوار روستا نسبت مستقیم دارد.
 

مقایسة معیارهای رفاه اجتماعی، توزیع درآمد و فقر خانوارهای روستایی استان خراسان شمالی و کشور طی سال‌های 1390-1384

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 35-50

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6006

مصطفی عربی، مهدی خداپرست مشهدی

چکیده در این مطالعه برخی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه اجتماعی و اندازه‌گیری تغییرهای نابرابری درآمد ازجمله ضریب جینی، نسبت دهک‌ها، ضریب انگل، شاخص رفاه اجتماعی، هزینة سرانة واقعی خانوار، شکاف مصرف شهر و روستا و خط فقر در  روستاهای کشور با استفاده از آمار هزینه و درآمد خانوارها در طی سال‌های 1390-1384 محاسبه ‌شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که روند نابرابری درآمد بر اساس شاخص‌های محاسبه‌شده در مناطق روستایی در سطح کشور و استان خراسان شمالی درطی دورة بررسی دارای نوسان بوده و در سال 1390 کاهش چشمگیری داشته است. استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور توزیع نابرابر درآمد را طی دورة بررسی شده نشان می‌دهد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که شاخص‌های رفاه اجتماعی مناطق روستایی در طی سال‌های  بررسی شده، روندی کاهشی در سطح استان خراسان شمالی و کشور داشته است و  روستاهای استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور، وضعیت بدتری درزمینه رفاه خانوار داشته‌اند. همچنین خط فقر روندی افزایشی داشته که یکی از  دلیل‌های اصلی این افزایش، نرخ زیاد تورم بوده است.

ابر واژگان