دوره و شماره: دوره 4، شماره 4 - شماره پیاپی 16، زمستان 1396 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاه‏های روستایی (مورد مطالعه: دهستان حسنلو، آذربایجان غربی، ایران)

صفحه 427-452

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.67951.1609

شمسی صالح پور، حمید جلالیان

چکیده ارتقاء کیفیت زندگی یکی از مفاهیم محوری توسعه پایدار است که در تمام زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی، کالبدی و نهادی ظاهر می‌شود. هدف اصلی این مقاله سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاه‌های روستایی دهستان حسنلو از توابع شهرستان نقده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را دو گروه خانوارهای روستایی و مسئولان محلی تشکیل می‌دهد. برای تعیین حجم نمونه از مدل کوکران و برای نمونه گیری از نمونه گیری در دسترس و هدفمند استفاده شده است. گردآوری اطلاعات به صورت میدانی با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. داده‌های جمع‌آوری شده با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تی تک نمونه‏ای، تحلیل واریانس یک‌طرفه، آزمون توکی و مدل تصمیم‎گیری چند شاخصه WASPAS مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته‌ است. نتایج کلی حاصل از مقایسه دیدگاه‌های مردم و مسئولین نشان داد که بهبود تمام شاخص‌های مورد بررسی برای پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاه‌های روستایی ضروری به نظر می‌رسد. ازاین‌رو، بین نظرات هر دو گروه مردم و مسئولین همسانی وجود دارد. نتایج کلی پژوهش نشان داد سطح کیفیت زندگی در محدوده موردمطالعه پایین‌تر از حد متوسط (با امتیاز 91/2) است. همچنین نتایج تحلیل WASPAS نشان داد که روستاهای حسنلو، بارانی کرد و شیخ احمد به لحاظ کیفیت زندگی با رتبه یک، دو و سه در قیاس با سایر سکونتگاه‎ها، در سطح پایداری متوسط قرار دارند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاری‌ها بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر

صفحه 453-473

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.63182.1620

کامبیز فلاح محمد حسینی، محمد محمدی، آزیتا زند

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاری‌ها‌ بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق سرپرستان خانوار در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر هستند که حدود 6133 نفر می باشد. از این تعداد 362 نفر از طریق فرمول کوکران به­عنوان حجم نمونه انتخاب شدند، روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای بود. این تحقیق از نوع توصیفی‌ـ همبستگی می‌باشد. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه‌ای است که روایی آن با کسب نظرات اساتید و صاحب‌نظران در حوزه توسعه روستایی به دست آمد. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون الفای کرونباخ برای هر بخش پرسشنامه انجام­گرفت و براساس نتایج، با مقدار 82/0مورد تأیید می‌باشد. ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از ﻣﺪل‌ﯾﺎﺑﯽ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﺮم‌اﻓﺰار Spss و Lisrel اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مؤید برازش مناسب مدل و مطابقت عوامل استخراج­شده با سؤالات طراحی­شده در مدل تحقیق بودند. براساس نتایج، سازه‌های توسعه اجتماعی‌ـ فرهنگی، توسعه زیست‌محیطی، توسعه کالبدی و توسعه اقتصادی به­ترتیب با داشتن 71/0، 63/0، 61/0 و 35/0 بار عاملی به­ترتیب 71 درصد، 63 درصد، 61 درصد و 35 درصد از واریانسشان توسط شوراهای اسلامی و دهیاری‌ها تبیین می‌شود.


کلمات کلیدی: شوراهای اسلامی، دهیاری‌ها، توسعه روستایی، شهرستان اسلامشهر.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی نابرابری های توسعه دهستان های منطقه مغان (موردمطالعه: شهرستان های پارس آباد،گرمی و بیله سوار)

صفحه 475-492

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81868.1649

سعیده علوی، حسین نظمفر، علی عشقی چهاربرج

چکیده شناخت امکانات و در پی آن تعیین سطوح برخورداری جامعه روستایی، نخستین گام در فرآیند برنامه­ریزی و توسعه برای این جامعه به­شمار می­رود. از آن­جا که توسعه مفهومی چندبعدی است بررسی سطوح و ابعاد مختلف توسعه و آگاهی از میزان برخورداری نواحی مختلف می­تواند گامی مؤثر در برنامه­ریزی باشد. این امر نه­تنها از بعد روستایی ، بلکه از جنبه منطقه‌ای دارای اهمیت است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می­باشد. در این پژوهش 58 متغیر با استفاده از مدل پرومته و گایا براساس داده­های سال 1390 تحلیل شده­است. نتایج حاصل­از پژوهش نشان می­دهد دهستان­های قشلاق شمالی و ساوالان در رتبه­های اول و دوم و دهستان­های اجارود­شمالی، محمودآباد، اجارود­مرکزی و انگوت شرقی در رتبه­های آخر قرار دارند. از مجموع 19 دهستان موردمطالعه به­ترتیب 3 دهستان برخوردار (35%)، 5 دهستان تقریباً ­برخوردار (30%)، 7 دهستان تقریباً نا­برخوردار (26%) و 4 دهستان نابرخوردار (9%) می­باشند. میان برخورداری و اندازه جمعیت دهستان­ها رابطه مستقیم وجود دارد درنتیجه دهستان­های برخوردار 35 درصد از جمعیت منطقه را در خود جای داده­اند این درحالی­است که 3 دهستان در گروه برخوردار قرار دارد. درحالی­که 4 دهستان گروه نابرخوردار 9 درصد از جمعیت منطقه را دارا می­باشند. ادامه این روند، تخصیص اعتبارات و امکانات بیشتر به دهستان­های بزرگ، موجب خالی شدن روستاهای دهستان­های کوچک مقیاس خواهد شد و مشکلات زیادی به­بار خواهد آورد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی عوامل کلیدی اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر سرمایه‌گذاری کشاورزان در مدیریت پایدار زمین‌های کشاورزی (‌موردمطالعه: دهستان میانکوه‌شرقی در استان لرستان)

صفحه 493-513

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.86923.1652

مهرشاد طولابی نژاد، سیروس قنبری، فاطمه دوستی مقدم، مهدی براهوئی اول

چکیده استفاده از شیوه­های مدیریت زمین می­تواند باعث کاهش فرسایش خاک، افزایش بهره­وری زمین­های کشاورزی و به­تبع آن افزایش تولیدات کشاورزی ­گردد. با این­حال عوامل مختلفی مانند فیزیکی، فنی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم کشاورزان برای استفاده از شیوه­های مدیریت پایدار زمین را تحت تأثیر قرار می­دهند. در تحقیق حاضر، با توجه به ظرفیت مالی و منابع انسانی به بررسی عوامل مهم اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر استفاده از شیوه­های مدیریت زمین­های کشاورزی توسط کشاورزان در مناطق کوهستانی پرداخته شد. جامعه آماری شامل خانوارهای کشاورز است (514N=). با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه­گیری تصادفی ساده 200 خانوار به­عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده­ها پرسش­نامه بود. برای تحلیل داده­ها و به­منظور استخراج عوامل ناشی از دوران ماتریس، از تحلیل عاملی اکتشافی(EFA) استفاده شد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که از میان هشت عامل مشخص­شده به­وسیله تحلیل عاملی، چهار عامل به­طور قابل توجهی انجام شیوه­های مدیریت­ پایدار زمین را تحت تأثیر قرار داده­است: 1) دسترسی بهره­برداران به خدمات پشتیبانی؛ 2) جایگاه و موقعیت خانوادگی؛ 3) تجربه و مدیریت مشارکتی؛ و 4) درآمد خانوار از فروش محصولات. لذا به­منظور افزایش سرمایه­گذاری باید خدمات حمایتی بیشتری در اختیار کشاورزان (به­خصوص اعتبارات خرد) قرارگیرد، هم­چنین اقدامات لازم جهت مشارکت بیشتر در زمینه مدیریت پایدار زمین (به­عنوان مثال، آموزش کشاورزان) انجام­گیرد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

واکاوی عوامل موثر بر توسعه بیمه محصولات باغی جنوب استان کرمان

صفحه 515-534

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.63147.1587

سمیه امیری کچمی، شهلا چوبچیان، حسن صدیقی

چکیده ﺑﺨﺶ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎﻱ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳـﺖ، ﻛـﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﺷـﺪﺕ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﻭ آسیب‌های ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑـﻲﺷـﻤﺎﺭﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﺩﻫﺪ. مدیریت ریسک در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است، یکی از ابزارهای مدیریت ریسک در بخش کشاورزی، بیمه محصولات کشاورزی است. ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ بی‌ﺷﻤﺎﺭ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﺍﻥ، ﺑﻴﻤﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺳﺎﺯﻭﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ. هدف از پژوهش حاضر"واکاوی عوامل موثر بر توسعه بیمه محصولات باغی(خرما و پرتقال) جنوب استان کرمان" می‌باشد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه و جامعه آماری نیز شامل باغدارن (نخل و پرتقال) جنوب استان کرمان (شهرستان جیرفت و کهنوج) به تعداد 2022 نفر بود، حجم نمونه 324 نفر محاسبه شد و برای انتخاب نمونه‌های تحقیق از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به دست آمد. نتایج رگرسیون خطی نشان داد که از بین متغیرهای مورد مطالعه چهار متغیر عوامل اقتصادی، دانش کشاورز در رابطه با بیمه محصولات باغی ، نگرش کشاورز نسبت به بیمه محصولات باغی و میزان خطرپذیری کشاورز به ترتیب بیشترین تاثیر را در توسعه بیمه محصولات باغی داشته‌اند، که در مجموع 54 درصد از تغییرات متغیر وابسته تحقیق تبیین شد. با توجه به اینکه عامل اقتصادی مهمترین عامل در توسعه بیمه محصولات باغی شناخته شد، پیشنهاد می‌شود که در مقدار غرامت پرداختی جهت محصولات باغی تجدید نظر گردد و غرامت مشخص شده در قرارداد را به موقع به کشاورزان پرداخت نمایند، همچنین با توجه به مشاهدات میدانی شایان ذکر است که اکثر کشاورزان از وام‌های کشاورزی اطلاع نداشتند، لذا در جهت آگاهی هرچه بیشتر کشاورزان در این زمینه باید اقدام عاجل صورت گیرد و دولت نیز در این زمینه میتواند نقش پر رنگی ایفا نماید.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

سنجش دانش انگورکاران نسبت به تهیه و بسته بندی کشمش و ارتباط آن با میزان استفاده از منابع اطلاعاتی توسط آن ها (مورد مطالعه: شهرستان تاکستان)

صفحه 535-548

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.70334.1617

زهرا همدانی، غلامرضا مجردی

چکیده هدف اصلی این پژوهش، ﺳﻨﺠﺶ دانش انگورکاران شهرستان تاکستان نسبت ﺑـﻪ تهیه و بسته­بندی کشمش، تحلیل آن و ارﺗﺒﺎط دانش آن­ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﯿﺰان استفاده از منابع اطلاعاتی و مجاری ارتباطی است. جامعه آماری این تحقیق را 2462 نفر از انگورکاران بخش مرکزی شهرستان تاکستان تشکیل دادند در بین 15 روستا، براساس فرمول کوکران و به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­بندی شده چند مرحله­ای 240 نفر به­عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که از لحاظ روایی و پایایی در سطح مطلوب بوده­است. نتایج تحقیق نشان داد که دانش 7/86 درصد انگورکاران در مورد تهیه و بسته­بندی کشمش در حد متوسط است. انگورکاران نسبت به فعالیت­های قبل از کاشت انگور دانش بیشتر و نسبت به فعالیت­های بسته­بندی و نگهداری کشمش دانش کمتری داشتند. پاسخگویان در بین 13 منبع اطلاعاتی بیشترین دسترسی را به انگورکاران خبره داشتند و بر تجربه شخصی، دانش نزدیکان و افراد خبره به­عنوان مهم­ترین منابع کسب دانش تأکید کردند. نتایج آزمون هم­بستگی نشان داد که دانش انگورکاران رابطه مثبت و معنی­داری با میزان استفاده از کانال­های ارتباطی دارد، لذا پیشنهاد گردید که از ابزارهای نوین اطلاع­رسانی در روزآمد کردن دانش انگورکاران استفاده شود.

مقاله پژوهشی

نقش متغیرهای شغلی (کیفیت زندگی کاری، امنیت شغلی و رضایت شغلی) در رضایت از زندگی کشاورزان استان یزد

صفحه 549-561

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.84271.1650

راضیه جماعتی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش متغیرهای شغلی (کیفیت زندگی کاری، امنیت شغلی و رضایت شغلی) در رضایت از زندگی در کشاورزان استان یزد می­باشد که با استفاده از تحلیل همبستگی انجام گرفته است. نمونه­ای به حجم 390 نفر از کشاورزان روستایی استان یزد به روش نمونه­گیری خوشه­ای دو مرحله­ای انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه­های کیفیت زندگی کاری، امنیت شغلی، رضایت شغلی و رضایت از زندگی مورد آزمون قرارگرفتند. داده­ها از طریق روش­های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام­به­گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان­داد که کیفیت زندگی کاری، امنیت شغلی و رضایت شغلی ارتباط مثبت معنی­داری با رضایت از زندگی داشتند (01/0>p). هم­چنین رضایت از زندگی توسط این متغیرها (کیفیت زندگی کاری، امنیت شغلی و رضایت شغلی) پیش­بینی شد (001/0>p). در کل نتیجه گرفته­شد که هر سه متغیر کیفیت زندگی کاری، امنیت و رضایت شغلی نقش مهمی در ارتباط با رضایت از زندگی در کشاورزان روستایی دارند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

نقش تعاونی های تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روان شناختی گندمکاران (مورد مطالعه: شهرستان اسلام آباد غرب)

صفحه 563-577

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.74005.1630

وکیل حیدری ساربان، سهیلا باختر

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاونی­های تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روان­شناختی کشاورزان عضو تعاونی تولید شهرستان اسلام آباد غرب انجام گردیده است که از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی - تحلیلی می­باشد. جامعه آماری تحقیق 1137 گندمکار عضو تعاونی­های تولید روستایی در 11 روستای شهرستان اسلام آباد غرب است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 170 نفر برآورد شد که برای مقایسه نتایج 170 گندمکار غیرعضو نیز در همان روستاها انتخاب گردید. روش گردآوری داده‌ها، به صورت پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسش‌نامه بوده است. جهت تنظیم پرسشنامه از پنج شاخص توانمندسازی روان­شناختی(خودتعینی، شایستگی، ارزشمندی، تأثیرگذاری و اعتماد) در قالب 35 گویه استفاده گردید. روایی صوری پرسش‌نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی کل پرسش‌نامه تحقیق 84/0بدست آمد. با توجه به تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از پرسشنامه از بین شاخص­های پنج­گانه توانمندسازی روان­شناختی و با توجه به تفاوت میانگین بین دو گروه عضو و غیر عضو می­توان گفت بین عضویت در تعاونی تولید و توانمندسازی روان­شناختی گندمکاران رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد به گونه­ای که میانگین اعضا35/4 و میانگین گندمکاران غیر عضو 61/3 است. نتایج آزمون t مستقل نشان دهنده اختلاف معنی­دار بین دو گروه است و می­توان دریافت که تعاونی­های تولید روستایی ابزاری کارآمد در توانمندسازی روان­شناختی کشاورزان گندمکار و توسعه روستایی محسوب می­گردد و زمینه لازم را برای ابتکار و اختیار عمل، شایستگی و رشد فکری و شخصیتی اعضا فراهم می­نماید.