دوره و شماره: دوره 4، شماره 2 - شماره پیاپی 14، تابستان 1396، صفحه 137-279 (تابستان 96) 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تبیین اثرات سرمایه روان‌شناختی در بهبود رضایتمندی شغلی کشاورزان روستایی (مطالعه موردی: روستاییان شهرستان اردبیل)

صفحه 137-156

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.60829.1577

وکیل حیدری ساربان، حمدالله سجاسی قیداری، علی مجنونی توتاخانه

چکیده     سرمایه روان‌شناختی به­عنوان نیرویی در جهت بهبود عمل‌کرد فرد و سازمان، افزایش قدرت نفوذ، نهاد و سکونت­گاه‌های انسانی، افزایش درآمد و ایجاد مزیت رقابتی نگریسته می‌شود. هدف اصلی این­مطالعه بررسی نقش سرمایه روان‌شناختی در بهبود رضایت­مندی شغلی کشاورزان می‌باشد. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی می‌باشد که با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه جمع­آوری شد که تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخش‌های مختلف پرسشنامه تحقیق 72/0 الی 79/0 به­دست آمد. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل بهره‌برداران کشاورزی شهرستان اردبیل می‌باشد (29000N=)، که از این میان تعداد 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده  به­عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین تمامی متغیرهای تحقیق با افزایش رضایت­مندی شغلی رابطه مستقیم و معنی‌داری وجود دارد. هم‌چنین، در آزمون رگرسیون چندگانه خطی متغیرهای خودکارآمدی، تاب‌آوری و خوش‌بینی توانایی تبیین 41/0 درصد از تغییرات متغیر رضایت­مندی شغلی را دارا می‌باشند. 

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی تطبیقی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی نواحی کوهستانی و دشتی (مورد مطالعه: دهستان‌های کارده و میان ولایت شهرستان مشهد)

صفحه 157-180

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.61710.1580

مهدی جوانشیری، خدیجه بوزرجمهری، ام البنین هراتی، حمیده محمودی

چکیده اعتبارات خرد با هدف ارائه خدمات مالی به گروه­های کم‌درآمد در کشورهای درحال توسعه در سه دهۀ اخیر مطرح‌شده است. این اعتبارات با اعطای وام به روستاییان به‌ویژه آن‌هایی که در امور تولیدی فعالیت دارند این امکان را می­دهد که به سبب فراهم بودن نقدینگی بتوانند نیازهای مالی‌شان را برای انجام عملیات تولیدی و تهیه نهاده­های کشاورزی تأمین نمایند. این تحقیق نیز با هدف بررسی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی، با تأکید بر تأثیر عوامل جغرافیایی در جذب اعتبارات مذکور در دو ناحیه کوهستانی (کارده) و دشتی (میان ولایت) شهرستان مشهد، انجام‌گرفته است و بر اساس هدف، کاربردی- توسعه­ای و به­لحاظ روش‌شناسی، از نوع توصیفی – تحلیلی است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کلّ خانوارهایی که در بین سال­های 1394-1390 حداقل یک­بار وام دریافت کرده­اند، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 207 خانوار روستایی به‌عنوان حجم نمونه برآورد گردید و سپس به نسبت خانوارها در هر ناحیه تقسیم شد. نمونه­گیری این جامعه آماری با روش طبقه­ای و تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و عملیات پیمایشی (پرسشنامه) در بین خانوارهایی که اعتبارات دریافت کرده­اند، جمع‌آوری‌شده است. و از آزمون‌های آماری ویلکاکسون (برای تحلیل تفاوت دوره قبل و بعد)، فریدمن و کای‌دو، T تک­نمونه‌ای و هم­بستگی برای تحلیل داده‌ها بهره‌ گرفته شد. نتایج نشان­داد که میزان اثربخشی اعتبارات در بین ساکنین روستایی نواحی کوهستانی و دشتی تفاوت معنی­داری وجود ندارد ولی ازنظر مشکلات و موانع دریافت وام و درجه رضایت‌مندی، تفاوت معنی­داری بین این دو ناحیه وجود دارد و میزان رضایت‌مندی در ناحیه دشتی بیشتر است. هم­چنین نتایج  آزمون نا پارامتری ویلکاکسون برای سنجش میزان تفاوت موجود در دو دوره زمانی قبل و بعد از استفاده از اعتبارات خرد روستایی در هر دو جامعه نمونه، نشان می‌دهد که پرداخت اعتبارات خرد منجر به ایجاد تغییرات قابل‌توجهی در کلیه محورها شده است و این تغییرات از دیدگاه استفاده‌کنندگان کاملاً معنی­دار است. نتایج آزمون T تک­نمونه‌ای نیز نشان‌دهنده اثرات مناسب اعتبارات بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی موردمطالعه می­باشد. نتایج حاصله از تحلیل نا پارامتری هم­بستگی (اسپیرمن) میان مؤلفه‌های  موردبررسی نیز نشان‌دهنده وجود رابطه مستقیم بین مؤلفه‌های تأثیرگذار  توسعه اقتصادی نقاط روستایی است. به‌عبارت‌دیگر با افزایش مقادیر هر یک از مؤلفه‌ها، سایر ابعاد نیز افزایش معنی­داری را نشان می‌دهند

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونی‌ها‌ (مورد مطالعه: تعاونی‌های مرغ‌داران استان کرمانشاه)

صفحه 181-194

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.78099.1637

احسان خسروی، سعید غلامرضایی، مهدی رحیمیان، مرتضی اکبری

چکیده امروزه توسعه تعاونی‏های کشاورزی در بسیاری از کشورها، راهبردی کلیدی در توسعه‌ی روستایی است. در این راستا نباید از نقش کلیدی کارآفرینی سازمانی در موفقیت سازمان‌ها به­خصوص در تعاونی‌های کشاورزی غفلت کرد. از این­رو، تحلیل وضعیت کارآفرینی سازمانی به­منظور حرکت فزاینده‌ تعاونی‌ها و بنگاه‏ها و سایر سازمان‏های مختلف به سمت توسعه آن برای رسیدن به توسعه‌ پایدار روستایی، امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونی‌های کشاورزی بود. جامعه آماری تحقیق شامل 1012 نفر از اعضای تعاونی‌های مرغ‌داران گوشتی فعال استان کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با فن انتساب متناسب و با استفاده از روش فرمول کوکران به تعداد 220 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه‌ تعدیل‌یافته‌ استاندارد اسچیپرز و همکاران (2008) و آنتونسیک و هیسریچ (2001) بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان و کارشناسان در زمینه موضوع مورد پژوهش تأیید شد. در این تحقیق از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش و تأیید پایایی استفاده گردید. در پژوهش حاضر جهت تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS20 انجام گرفت. یافته‌ها حاکی از آن بود که کارآفرینی سازمانی در تعاونی‌ها شامل چهار بعد ریسک‌پذیری، نوآوری، پیشگامی و نوسازی راهبردی بود. لذا بر اساس یافته‌ها، پیشنهاد می‌گردد مدیران و اعضا تعاونی‌های کشاورزی با حمایت از ایده‌ها و نظرات کارآفرینانه اعضاء تعاونی‌ها، زمینه را برای تقویت کارآفرینی سازمانی در تعاونی‌ها فراهم آورند تا از این طریق زمینه و الزامات لازم برای دستیابی به توسعه‌ پایدار روستایی فراهم گردد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی و اولویت‌بندی جاذبه‌های گردشگری در راستای توسعه منطقه‌ای با استفاده از مدل تاپسیس و ویکور، مطالعه موردی: استان کردستان

صفحه 195-212

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.16976.1138

جمشید عینالی، احمد رومیانی، آسیه اسماعیلی

چکیده امروزه فعالیت گردشگری به­عنوان یکی از پر ­درآمدترین فعالیت­های جهانی دارای ارزش­های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که می­تواند نقش مهمی در جهت توانمند­سازی توسعه منطقه محروم به دنبال داشته باشد. هدف از این مطالعه اولویت‌بندی مناطق گردشگری در سطح استان کردستان به منظور معرفی در جهت سرمایه‌گذاری است تا بتواند زمینه مناسبی برای تحرک بخشی به اقتصاد منطقه و برنامه‌ریزی بهتر برای توسعه مبتنی بر گردشگری در سطح استان باشد بنابراین به دنبال پاسخ­گویی به این سوال که کدام منطقه از لحاظ جاذبه گردشگری دارای بهترین شرایط سرمایه­گذاری در توسعه منطقه مورد مطالعه می­باشد. نوع تحقیق کاربردی، روش مورد استفاده تحقیق توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از روش­های کتابخانه­ای و میدانی (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از مدل وایکور و تاپسیس استفاده شده است. یافته­های این پژوهش نشان می‌دهد که مناطق نمونه گردشگری مجموعه پارک تفریحی آبیدر، دریاچه زریوار، روستای اورمان­تخت هر کدام با ضریب 007/0، 071/0 و 103/0 و رتبه­ 1، 2 و 3  و از سوی دیگر، مناطق نمونه گردشگری دریاچه زریوار، مجموعه پارک تفریحی آبیدر و روستای اورمان­­تخت هر کدام با ضریب 872/0، 851/0و 77/0 و با رتبه 1، 2 و 3 با استفاده از مدل تاپسیس به ترتیب دارای بالاترین سطوح برخورداری از معیارهای مورد نظر بوده‌اند.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

خوشه‌بندی انگور‌کاران استان زنجان براساس رفتار اطلاع‌یابی آنان

صفحه 213-230

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.54447.1544

پریسا نجفلو، عنایت عباسی، همایون فرهادیان

چکیده تحقیق توصیفی– همبستگی حاضر با هدف تحلیل رفتار اطلاع‌یابی انگورکاران استان زنجان و با استفاده از راهبرد پیمایش انجام شد. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر انگورکاران استان زنجان در تمام شهرستان‌ها در سال زراعی 1392 بود .(N=32871) حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ، 379 نفر برآورد گردید (n=379). نمونه‌های تحقیق با استفاده از روش نمونه­گیری با انتساب متناسب تعداد افراد هر شهرستان به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع­آوری داده‌ها، پرسشنامه محقق­ساخته‌ بود که روایی محتوایی و ظاهری آن با استفاده از نظرات پانلی از متخصصان کشاورزی بررسی، بازبینی و اصلاح شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه مقدار آلفای کرونباخ در مرحله پیش­آزمون، برای بخش‌های مختلف پرسشنامه، بین 73/0 تا 86/0محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS  تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که نزدیک به 80 درصد انگورکاران رفتار اطلاع‌یابی ضعیف تا متوسط داشتند. در مقایسه شهرستان‌های مختلف، به جز شهرستان خرمدره که دارای بیشترین درصد انگور‌کار در خوشه رفتار اطلاع‌یابی متوسط می­باشد، بقیه شهرستان‌ها  دارای بیش­ترین درصد انگورکار در خوشه رفتار اطلاع‌یابی ضعیف بودند. علی‌رغم این‌که انگورکاران در خوشه‌های سه‌گانه (رفتار اطلاع­یابی ضعیف، متوسط و بالا) به کارشناسان مرکز خدمات کشاورزی دسترسی دارند، ولی این منبع اطلاعاتی جزو منابع پرکاربرد آنان نمی­باشد. در مقابل، اعضای خانواده و سایر کشاورزان نقش مهم‌تری در رفع نیازهای اطلاعاتی آنان ایفا می‌کنند. انگورکاران خوشه‌های مختلف از نظر برخی از ویژگی‌های فردی، حرفه‌ای و مدیریتی با هم تفاوت داشتند. 

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی سنجش وضعیت ناامنی غذایی خانوارهای شهرستان باوی

صفحه 231-246

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.58203.1566

بهمن خسروی پور، منا درانی، امید مهراب قوچانی

چکیده ناامنی­­غذایی از مقوله­هایی است که تأثیر جدی بر وضعیت تغذیه افراد جامعه به­جای می­گذارد. ناامنی غذایی و گرسنگی، تبعات جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری به همراه دارد. تأمین امنیت­غذایی جامعه یکی از اهداف کلان برنامه­ریزی‌های توسعه اقتصادی اجتماعی است. هدف اصلی مطالعه حاضر سنجش میزان سطوح ناامنی غذایی در شهرستان باوی از توابع استان خوزستان بود. مطالعه حاضر پژوهشی پیمایشی و از نوع توصیفی مقطعی می‏باشد. جامعه مورد مطالعه کلیه‌ خانوارهای روستایی در بخش مرکزی شهرستان باوی می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 198 نفر به‌عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد رادیمرکرنل (1998) بهره گرفته شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که درمجموع تنها حدود 12 درصد از پاسخ­گویان این مطالعه در وضعیت امنیت غذایی و حدود 87 درصد پاسخ­گویان انواع ناامنی غذایی بدون گرسنگی، با گرسنگی متوسط و با گرسنگی شدید را تجربه کرده بودند. هم­چنین نتایج نشان داد که بیش­ترین فراوانی مربوط به دسته ناامن غذایی بدون گرسنگی بود. نتایج نشان داد که زنان در وضعیت ناامن‏تر غذایی نسبت به مردان قرار دارند. هم­چنین سطح تحصیلات سرپرست خانوار منجر به ایجاد تفاوت در وضعیت ناامنی غذایی خانوار شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که درآمد، وارد معادله رگرسیونی عوامل تأثیرگذار بر ناامنی غذایی خانوار شد و 29 درصد از تغییرات واریانس متغیر وابسته را تبیین نمود.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیش‌برنده کشاورزی ارگانیک در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل

صفحه 247-264

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.80778.1643

بهرام ایمانی، سهیلا باختر، سعید جعفری

چکیده کشاورزی ارگانیک یک سامانه مدیریت تولیدی جامع­نگر است که موجب بهبود سلامت کشت­بوم از طریق حفظ و تقویت تنوع زیستی، چرخه­های زیستی و فعالیت زیستی خاک می­شود، اما بر سر راه این سامانه موانع و مشکلات فراوانی قرار دارد. از این­رو شناسایی عوامل بازدارنده و پیش­برنده از دیدگاه روستاییان امری ضروری است. بنابراین هدف تحقیق حاضر ارزیابی دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیش­برنده کشاورزی ارگانیک است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، 64 روستایی بالای 20 خانوار بخش مرکزی شهرستان اردبیل با جمعیت 50039 نفر بوده­است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 356 نفر برآورد گردید که برحسب تعداد جمعیت موجود در هر روستا توزیع گردید. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش­های کتابخانه­ای و میدانی استفاده گردید. شاخص­های درنظر گرفته­شده برای تنظیم پرسشنامه در چهار زمینه اقتصادی، فنی و اطلاعاتی، مدیریتی و اجتماعی در دو بعد بازدارنده و پیش­برنده در قالب 42 متغیر تنظیم گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزارهای spss19 و lisrel بهره گرفته شد. براساس نتایج حاصله، در بین عوامل بازدارنده کشاورزی ارگانیک عامل اجتماعی، دارای بیش­ترین میزان بازدارندگی و عوامل اقتصادی دارای کم­ترین میزان بود. در بین عوامل پیش­برنده نیز عوامل فنی و اطلاعاتی بیش­ترین تأثیر را بر پیش­برد کشاورزی ارگانیک داشته است و عوامل اقتصادی کم­ترین تأثیر را بر پیش­برندگی کشاورزی ارگانیک دارا بوده است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی روستایی

ماندگاری جوانان، کارآفرینی و اشتغال پایدار در مناطق روستایی شهرستان اهر

صفحه 265-279

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.62695.1583

علی قاسمی اردهایی، رضا نوبخت، نیره رستمی

چکیده توسعه پایدار روستایی از محورهای مورد توجه برنامه­ریزان روستایی است که یکی از ملزومات آن، وجود جوانان در مناطق روستایی است. بر این اساس، هدف اصلی مقاله شناخت عوامل فردی (شغل و مهارت­های شغلی) و زیرساختی (امکانات و زیرساخت‌ها) مؤثر در نگهداشت جوانان در مناطق روستایی است. با استفاده از روش پیمایش از 549 جوان 15 الی 30 ساله ساکن در 27 روستای شهرستان اهر به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای اطلاعات جمع­آوری شده است. نتایج آزمون­های آماری دو متغیره و مدل­سازی چند سطحی (HLM) نشان می­دهد، جوانان روستایی تمایل چندانی برای ماندن در موقعیت‌های روستایی ندارند. از عوامل فردی مؤثر در این عدم تعلق به روستاها می­توان به سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، ارتباط با خویشاوندان در شهر و نیز وضع اشتغال و نوع مهارت شغلی اشاره نمود. افرادی که از سرمایه انسانی بالاتری برخوردارند و در عین حال بیکار و دارای مهارت­های فنی و ساختمانی و غیرکشاورزی هستند، تمایل به ماندگاری­شان در روستاها کمتر است. همچنین، جمعیت زیاد در روستا و وجود امکانات و تسهیلات رفاهی بیشتر در روستا به‌عنوان عوامل زیرساختی، در کاهش تمایل جوانان به ترک روستا مؤثر است. با توجه و اهمیت قائل شدن به سرمایه انسانی نیروهای جوان روستایی و توسعه امکانات و تسهیلات رفاهی و مهارت­های کشاورزی جدید در نقاط روستایی کم‌جمعیت، می­توان گام­های اولیه را در ایجاد توسعه پایدار روستایی برداشت.