دوره و شماره: دوره 6، شماره 3 - شماره پیاپی 23، پاییز 1398 (پاییز 98) 
مقاله پژوهشی توسعه روستایی

تحلیل نقش آمایش عناصر فضایی در تاب‌آوری اقتصاد روستایی مطالعه موردی: دهستان چشمه‌سرا (شهرستان شوط)

صفحه 231-251

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.208900.1826

فرشاد رحمانی، علی اکبر تقیلو

چکیده اتخاذ استراتژی‌های کارآمد پایدارسازی برای جنبه‌های مختلف تولید، توزیع و مصرف رسالت اصلی متولیان امور توسعه روستایی است. هدف این تحقیق مطالعه میزان تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری روستاهای دهستان چشمه‌سرا ازنظر تولید، توزیع و مصرف در بخش‌های مختلف اقتصادی و تبیین نقش سازمان فضایی عناصر در تاب‌آوری آن است. روش تحقیق حاضر اکتشافی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. روش جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت اسنادی و میدانی بوده است. روش نمونه‌گیری نیز به‌صورت ساده تصادفی و حجم نمونه(320 نفر) با استفاده از روش آماری کوکران انجام‌شده است. روش تجزیه‌ و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش‌های آماری در محیط SPSS و GIS انجام شد. نتایج رگرسیون فضایی حاکی از ارتباط بین تاب‌آوری و عناصر سازمان فضایی دارد. ارتباط تاب‌آوری با لکه‌ها و شبکه‌ها بالاست. روستاهایی که اراضی مناسب‌تری داشتند، تاب‌آوری بالاتری را نیز تجربه کردند و تنها تعداد معدودی از روستاها چنین حالتی نداشتند و کمترین ارتباط نیز مربوط به سازمان فضایی جمعیت با تاب‌آوری است. در مورد شبکه‌ها وضعیت نوسان زیادی داشته است. به‌طوری‌که روستاهای علی‌کندی و ایل‌بلاغی که بالاترین وزن را در شبکه‌های ارتباطی داشتند دارای تاب‌آوری پایینی می­باشند. به همین دلیل ضریب محلی آن از 3/0 تا7/0 در نوسان بوده است. به‌طورکلی نتایج نشان از ارتباط معنی‌دار بین عناصر سازمان فضایی و با تاب‌آوری است. ضرایب محلی تخمین زده‌شده برای آن‌ها 85/0است که نشان از ارتباط بالای تمام روستاهاست. تقویت کیفیت شبکه های ارتباطی، ایجاد مشاغل کوچک روستایی و خانگی شامل، تولید عرقیات، خشکبار، خشک کردن میوه سبزی، تولید لبنیات که باعث نگهداشت جمعیت روستایی شود، می توان تاب آوری روستاها را افزایش دهد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل تصمیم پذیرش نوآوری بکارگیری آبیاری مناسب در تاکستان‌های شهرستان خرمدره

صفحه 253-264

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.197535.1814

سیده شیرین گلباز، اسماعیل کرمی دهکردی

چکیده مدیریت صحیح آب در تاکستان‌ها باعث استفاده بهینه از منابع آب، خاک، کود و تولید محصولاتی با کمیت و کیفیت بالا می‌شود. لذا هدف این پژوهش بررسی تصمیم پذیرش نوآوری بکارگیری آبیاری مناسب در تاکستان‌های انگور توسط انگورکاران شهرستان خرمدره می‌باشد، تا از طریق استفاده بهینه از آب ضمن صرفه‌جویی در مصرف آن محصولات بهتر و با کیفیت‌تری تولید شود. این پژوهش با استفاده از یک پیمایش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های ساختارمند با انگورکاران با کمک ابزار پرسشنامه گردآوری گردید. نمونه‌ای متشکل از 260 نفر از جامعه 3942 نفری انگورکاران شهرستان خرمدره با استفاده‌ از یک روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب گردیدند. نتایج مقایسه فرایند تصمیم پذیرش (دانش، قصد ونیت (نگرش) و رفتار) بکارگیری آبیاری مناسب در بین سه گروه نشان­داد‏ که این اختلاف هم بین افراد گروه 1 (غیر تحت پوشش) با گروه 2 (افراد تحت پوشش طرح طوبی87-1380) و گروه 3 (تحت پوشش طرح توسعه باغ ها سالهای 90-1388) وجود دارد و هم بین افراد گروه 2 با گروه 3 وجود دارد. به طور کلی میانگین رتبه‏ای دانش، قصد و نیت و رفتار انگورکاران گروه 3 نسبت به دو گروه 1 و 2 بیشتر شده است و میانگین گروه 2 نیز نسبت به گروه 1 بالاتر است. در نتیجه دانش، قصد و نیت و رفتار پذیرش آبیاری مناسب در بین گروه 3 بالاتر می‌باشد، پس طرح اصلاح و بهبود باغ‌های انگور موجب بالا بردن تصمیم پذیرش آبیاری مناسب توسط انگورکاران شهرستان خرمدره شده است.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بکارگیری راهبردهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی درمناطق روستایی استان اصفهان

صفحه 265-278

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.206263.1823

مهناز محمدزاده، حسین شعبانعلی فمی، مسلم سواری، مهسا معتقد، مسیب بقائی، سمیرا افشاری

چکیده خشکسالی از نظر گستره و حجم خسارات اقتصادی که بر جای می‌گذارد، جزء پرمخاطره‌ترین بلایای طبیعی محسوب می‌شود که خسارات جبران ناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد می‌سازد. این تحقیق، با هدف بررسی راهکارهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی در مناطق روستایی استان اصفهان انجام شده است. از نظر ماهیت از نوع پژوهش‌های کمی، ازنظر میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و ازنظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی-همبستگی انجام‌شده است. جامعه آماری شامل تمامی کشاورزان کوچک مقیاس استان اصفهان بودند که در شرایط خشکسالی قرار داشتند. بر اساس برآورد مرکز آمار ایران تعداد کل بهره‌برداران خرد و دهقانی استان اصفهان حدود 166030 نفر است. حجم نمونه در این گروه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب به تعداد 394 نفر تعیین گردید. ابزار اصلی گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بوده است. نتایج نشان داد که کشاورزان کوچک مقیاس از روش‌های گوناگونی جهت مدیریت آب در مقابله با خشکسالی استفاده می‌کنند که طی تحلیل عاملی در سه دسته راهکارهای مدیریت آبیاری و انتقال آب، مدیریت زراعی- فنی مناسب در مزرعه و مدیریت اطلاعات و سرمایه اجتماعی تلخیص شدند. لذا پیشنهاد می‌شود اقدامات لازم بلحاظ تصویب قوانین بهره‌برداری بهینه آب، برگزاری دورهای‌های آموزشی متناسب، جلب سرمایه‌گذاری‌های خصوصی در راستای توسعه زیرساخت های مورد نیاز آبیاری نوین صورت گیرد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

تدوین برنامه راهبردی توسعه گردشگری در مناطق نمونه گردشگری روستایی ( مطالعه موردی: روستای نمونه گردشگری میمند در شهرستان شهربابک)

صفحه 279-297

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.178156.1791

رخساره اسدی کرم

چکیده گردشگری روستایی می تواند به مانند یکی از گزینه های مناسب برای درآمدزایی و ایجاد شغل و تحولات و دگرگونی های مثبت روستاها درنظر گرفته شود. با توجه به این مهم پژوهش حاضر در پی شناخت توانمندیهای روستای نمونه گردشگری میمند و تدوین برنامه استراتژیک گردشگری با استفاده از مجموعه عوامل درونی (قوت ،ضعف) ومجموعه عوامل بیرونی( فرصت ، تهدید) می‌باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی می‌باشد. گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به روش بررسی‌های اسنادی و کتابخانه ای و مطالعات میدانی صورت گرفته و برای تحلیل اطلاعات با بهره‌گیری از تکنیک SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای گردشگری تجزیه و تحلیل شده و استراتژی‌های ممکن جهت توسعه گردشگری منطقه تدوین شده است. یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که در این روستا 9 قوت‌،7 ضعف داخلی‌، در عین حال 8 فرصت و5 تهدید بیرونی دارای تاثیر عمده بر کارکردهای گردشگری روستا می‌باشد. نتایج ارزیابی‌های حاصل از مدل راهبردی SWOT نشان می‌دهد که در بین عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعه گردشگری میمند،T4,O8,W4,S4,به ترتیب دارای امتیاز وزنی،39/0 ،51/0، 6/0 ، 72/0 بوده و امتیاز نهایی ماتریس ارزیابی عوامل درونی (21/3) و بیرونی (26/3) نشان می دهد که در مجموع شرایط منطقه مورد مطالعه از نظر امتیازهای گردشگری در شرایط مطلوب قرار دارد. استراتژی‌های منتج‌ از ‌راهبردSWOT نشان داد که راهبرد تهاجمی(SO) با امتیاز 41/3 به عنوان اولین الویت و راهبردهای(ST) با امتیاز 29/3،(WO) با امتیاز 17/3 ،(WT) با امتیاز 05/3 به ترتیب در اولویتهای بعدی برنامه ریزی گردشگری میمند می‌باشند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

شناسایی و اولویت‌بندی روستاهای دارای جاذبه‌ی گردشگری در شهرستان لاهیجان

صفحه 299-317

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.205888.1822

فاطمه قلی زاده، محمد کاوسی کلاشمی

چکیده توسعه گردشگری روستایی می­تواند فرصت­هایی نظیر رشد اقتصادی، توسعه فرهنگی- اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و حفظ منابع طبیعی، فرهنگی و محیط­زیست را برای جوامع روستایی به ارمغان ­آورد. در این راستا، شناسایی روستاهای مستعد و برنامه­ریزی برای توسعه گردشگری در این مناطق ضروری است. در این پژوهش روستاهای دارای جاذبه گردشگری شهرستان لاهیجان در استان گیلان شناسایی شد و رتبه­بندی این روستاها برمبنای هشت معیار و 30 زیرمعیار و اطلاعات جمع­آوری شده از سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان گیلان در سال 1397 صورت گرفت. به‌منظور تعیین وزن شاخص­های مورد استفاده، نظر 10 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه گردشگری با استفاده از الگوهای رهیافت­های تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل سلسله مراتبی فازی، تجزیه و تحلیل شد. پس از شناسایی 10 روستای شاخص گردشگری در سطح شهرستان لاهیجان، برای اولویت‌بندی این روستاها از روش­های ارزیابی نسبت تجمعی، ارزیابی مجموع حاصل ضرب کلی وزنی و راه­حل سازش ترکیبی استفاده شد. نتایج حاصل از تعیین وزن معیارها نشان داد که معیارهای ویژگی‌های طبیعی روستا و اقتصادی به ترتیب دارای بالاترین و پایین‌ترین اهمیت می­باشند. براساس نتایج حاصل از سه رهیافت اولویت­بندی، روستای شیخانور با جاذبه‌های گردشگری بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی و غار شیخانور، رتبه اول را در میان روستاهای مورد بررسی به خود اختصاص داد. توسعه زیرساخت­ها و زیربناهای گردشگری در روستاهای هدف گردشگری شهرستان لاهیجان براساس اولویت ارائه شده در پژوهش حاضر می­تواند مساعدت بخش گردشگری به اقتصاد شهرستان را بهبود دارد. 

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی در شرکت های تعاونی روستایی استان اصفهان (مورد مطالعه: محصول سیب‌زمینی)

صفحه 319-332

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.201369.1816

محمد مهتری آرانی، ابوالفضل باغبانی آرانی، یاسر مقصودی گنجه، سعید عبدالمنافی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی (مورد مطالعه: محصول سیب‌زمینی) در شرکت‌های تعاونی روستایی استان اصفهان است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات پیمایشی قرار می‌گیرد. جامعه آماری شامل شرکت‌های تعاونی روستایی استان اصفهان به تعداد 150 شرکت که در سال 1397 انجام گرفت و از این تعداد، مطابق با جدول کرجسی-مورگان، 110 شرکت به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق پرسشنامه استاندارد 44 پرسشی است که میزان آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه برابر با 78/0 می‌باشد. در این تحقیق از نرم افزار Spss، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون برای تجزیه و تحلیل داده­های جمع­آوری شده استفاده گردید. همچنین از آزمون فریدمن برای رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی در قالب سه دسته دولت، تولیدکننده و مصرف‌کننده در نمونه مورد مطالعه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل مؤثر بر برندسازی به‌ترتیب دولت، تولیدکننده و مصرف‌کننده این محصول می‌باشد. نتایج آزمون رگرسیون به‌ترتیب حاکی از تأثیر 32، 24 و 22 درصدی نقش دولت، تولیدکننده و مصرف‌کننده بر برندسازی محصول سیب‌زمینی می‌باشد. از عوامل مؤثر مربوط به دولت می‌توان به اهرم‌های حمایتی دولت، اعطای تسهیلات و الزام به برندسازی محصولات کشاورزی اشاره نمود. همچنین نتایج نشان داد که عوامل مؤثر بر برندسازی از منظر تولیدکنندگان شامل آگاهی به برندسازی با تأثیر مثبت و قیمت تمام شده محصول سیب‌زمینی و هزینه‌های ایجاد نام تجاری، تأثیر منفی را بر برندسازی محصول دارند. علاوه براین مصرف کننده نهایی نیز با مولفه‌های کیفیت و نوع بسته‌بندی با تأثیر مثبت و تک فروشی محصول و قیمت با تأثیر منفی در برندسازی محصول سیب‌زمینی مؤثر است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

رتبه‌بندی سطوح توسعه با استفاده از تکنیک‌های تصمیم‌گیری چند شاخصه (مورد مطالعه: شهرستان بویراحمد)

صفحه 333-346

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.205597.1821

عنایت اله مشفق نژادی، افشین حکمتی اصل

چکیده در فرآیند توسعه روستایی هر چند ارتقاء کلیه مناطق روستایی مهم است، ولی توجه به نواحی محروم و کمتر برخوردار در راستای تأمین نیازهای اساسی آنها و تعدیل تفاوت آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است. نخستین گام در فرآیند برنامه‌ریزی و توسعه مناطق روستایی، شناخت امکانات و تعیین میزان برخورداری سکونتگاه‌ها از امکانات مختلف توسعه است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر تحلیل و رتبه‌بندی سطوح توسعه و شناخت برخوردارترین و محروم‌ترین دهستان‌ها در سطح شهرستان بویراحمد است. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق دهستان‌های از شهرستان بویراحمد است. به منظور ارزیابی و رتبه‌بندی سطوح توسعه دهستان‌ها 38 شاخص بر اساس داده‌های فرهنگ آبادی‌های سال 1395 شهرستان تنظیم شد. این متغیرها با استفاده از روش آنتروپی شانون وزن‌دهی شدند و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تکنیک Topsis استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که دهستان‌ها از نظر برخورداری از شاخص‌های توسعه در سطوح متفاوتی قرار دارند. به گونه‌ای که از نه دهستان، یک دهستان در طبقه نسبتا توسعه یافته، سه دهستان در طبقه در حال توسعه و پنج دهستان دیگر در طبقه نسبتا محروم از توسعه قرار دارند. برای بهبود و ارتقای وضعیت توسعه دهستان‌ها پیشنهاد شد که در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺗﻌﺎدل در ﻣﻨﺎﻃﻖ روﺳﺘﺎﻳﻲ شهرستان ﻧﻮﻋﻲ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻋﺪم ﺗﻤﺮکز در ارﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت روﺳﺘﺎﻳﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﻦ شهرستان ﻗﺮار ﮔﻴﺮد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

ارزیابی شاخص‌های اجتماعی- فرهنگی در پایداری گردشگری روستاهای شهرستان نور

صفحه 347-362

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.169619.1776

سمین ارمغان

چکیده پژوهش ­حاضر به بررسی ارزیابی پایداری توسعه گردشگری در روستاهای نمونه گردشگری شهرستان نور با استفاده از روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی، پیمایشی پرداخته است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق را روستاهای هدف و نمونه گردشگری شهرستان نور است. منطقه مورد مطالعه (روستاهای هدف و نمونه گردشگری شهرستان نور) دارای 14روستا  و 1574 خانوار می باشد که بر اساس فرمول کوکران 310 سرپرست خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. اطلاعات گردآوری شده براساس آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون اسپیرمن و مدل بارومتریک بررسی شده‌اند. هدف این تحقیق پاسخگویی به این پرسش که ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی، توسعه گردشگری در روستاهای هدف و نمونه گردشگری شهرستان نور به چه صورت است بدین منظور پژوهش حاضر با توسعه روش عملی به ارزیابی وضعیت پایداری گردشگری و نقش هر عامل در یک محدوده زمانی (بهار و تابستان 97) پرداخته است. نتایج بدست آمده از تحقیقات میدانی و ارزیابی شاخص‌های مذکور در سطح روستاهای شهرستان نور، بیانگر این مطلب است که رابطۀ معنی­داری بین توسعه گردشگری و پایداری روستاهای هدف و نمونه گردشگری شهرستان نور در ابعاد اجتماعی فرهنگی وجود دارد. همچنین ابعاد اجتماعی-فرهنگی بامیانگین 488/0 از سطح پایداری متوسط برخوردار است.