دوره و شماره: دوره 6، شماره 4 - شماره پیاپی 24، زمستان 1398 
مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر، مطالعه موردی: دهستان سردابه، شهرستان اردبیل

صفحه 365-380

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.195496.1812

وکیل حیدری ساربان، شراره صائب

چکیده تغییر در همه ابعاد آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی و تکنولوژیکی، مذهبی و هنری و غیره توأم با اضطراب و استرس بوده که احساس امنیت اجتماعی را تحت الشعاع قرار می‌دهد که در این راستا پدیده گردشگری همانند سایر رخدادهای اخیرا ظهور و بروز یافته همانند روبات‌ها، هوش مصنوعی، کامپیوتر همه‌چیزدان، مهندسی ژنتیکی و خلق ابرانسان عاری از این قاعده نیست. لذا هدف این مقاله مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر شهرستان اردبیل می‌باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، توسعه‌ای و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع علی- مقایسه‌ای و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ساکنان روستایی دهستان «سردابه» می‌باشد. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه مناسب برای این تحقیق 385 نفر بدست آمد؛ از سویی، برای برابری در آزمون و نتیجه، 385 از ساکنان روستایی دهستان فاقد گردشگری «بالغلو» به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. این تحقیق به روش پیمایشی با استفاده از پرسش‌نامه انجام گردیده است. روایی صوری پرسش‌نامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش‌نامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS، پایایی بخش‌های مختلف پرسش‌نامه تحقیق 80/0 الی 83/0 بدست آمد. نتایج آزمون t در ارتباط با متغیر احساس امنیت اجتماعی دو گروه نشان می‌دهد جز امنیت نوامیس، امنیت فرهنگی و امنیت احساسی در تمام موارد ذکر شده احساس امنیت اجتماعی (از نظر شاخص‌های امنیت جانی، امنیت اخلاقی، امنیت حقوقی، امنیت عاطفی، امنیت فکری و امنیت قضایی) دهستان فاقد گردشگر بیش‌تر از دهستان دارای گردشگر بوده است. در نهایت، با توجه به نتیجه پژوهش پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل اثرگذار بر کارایی شالیکوبی‌های استان مازندران

صفحه 381-393

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.217743.1833

سید مجتبی مجاوریان، رقیه زاهدیان تجنکی، سید علی حسینی یکانی

چکیده شالیکوبی­ها به عنوان یکی از قدیمی­ترین و مهم­ترین صنایع تبدیلی کشاورزی در استان مازندران به­شمار می­آیند. علی­رغم تعداد زیاد این واحدها در استان مازندران، تاکنون مطالعه کمی در زمینه اندازه­گیری کارایی آنها صورت گرفته است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل اثرگذار بر کارایی این واحدها است. برای دست یافتن به اهداف مطالعه، تعداد 167 پرسشنامه به روش تصادفی از شالیکوبی­های در شهرستان­های مختلف استان مازندران در سال 1397 تکمیل شد. برای شناسایی عوامل اثرگذار بر میزان کارایی شالیکوبی­ها از الگوی توبیت استفاده شده است. نتایج الگوی توبیت نشان داد ضرایب هر یک از متغیرهای ظرفیت بالقوه واحد تعداد روزهای کار، سهم هزینه انرژی از هزینه­ها، تحصیلات بالاتر از دیپلم مدیر، سن مدیر، برنامه­های آموزشی کارگران، تبلیغات و متغیر شهرستان (عباس­آباد، نوشهر، چالوس و تنکابن) ­ به ترتیب 07/0، 001/0، 003/0- ، 003/0- ، 06/0- ، 11/0- و 08/0- بر میزان کارایی می­باشد. در میان متغیرهای ذکر شده، متغیرهای ظرفیت شالیکوبی، تعداد روزهای فعالیت، تبلیغات، سهم هزینه انرژی از هزینه‌ها و سن مدیر دارای اثر معنی­دار بر کارایی دارند. بیشترین اثرگذاری بر کارایی متعلق به متغیرهای تحصیلات مدیر (بدون سواد 04/0-)، تبلیغات (032/0) و مکان استقرار شالیکوبی (03/0-) می­باشد. با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاداتی چون برگزاری دوره‌های آموزشی، پرداخت تسهیلات و تغییر وضعیت واحدهای سنتی به مدرن با رعایت تمامی جوانب ارائه گردیده است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

ارزیابی اثرات اقتصادی و اجتماعی استقرار صنایع بر توسعه روستایی پیرامونی در شرکت‌های سرب و روی انگوران

صفحه 395-407

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.209241.1827

زلیخا نادرخانی، سید اسکندر صیدائی

چکیده ایجاد صنعت در مکان­های روستایی که پتانسیل آن را دارا می­باشند، می­تواند بهترین استراتژی برای توانمندسازی مناطق روستایی محسوب شود. صنعت از طریق ایجاد اشتغال، درآمدزائی و رفاه باعث توسعه مناطق روستایی می­شود. بخش انگوران بخاطر داشتن بزرگ‌ترین و غنی­ترین معدن سرب و روی خاورمیانه شرایطی را ایجاد کرده تا چند شرکت تولید و فرآوری این مواد فلزی در منطقه ایجاد شود. این شرکت‌ها جزء صنایع بزرگ محسوب و اشتغا­ل­زائی خوبی را در منطقه ایجاد کرده­اند.هدف پژوهش ارزیابی اثرات شرکت­های سرب و روی انگوران در توسعه اقتصادی و اجتماعی روستاهای بخش انگوران می­باشد،برای رسیدن به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی استفاده و نحوه جمع‌آوری داده­ها بصورت میدانی  بوده است. جامعه آماری تحقیق کلیه  سرپرستان خانوار روستایی بخش انگوران می­باشد. ابزار تحقیق  پرسشنامه‌ای )300  پرسشنامه) و داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.  براساس نتایج بدست آمده این شرکت­ها تأثیرات بسزائی در افزایش سطح سواد، افزایش خدمات بهداشتی و رفاه اجتماعی در بعد اجتماعی و افزایش درآمد و پس انداز، ایجاد فرصت­های جدید شغلی و جذب سرمایه­های شهری در بعد اقتصادی داشته است. از پیامدهای منفی این شرکت­ها در بعد اجتماعی کاهش علاقه جوانان به کشاورزی و کاهش نیروی کار در بخش کشاورزی و در بعد اقتصادی مصرف­گرائی خانوارها و افزایش قیمت زمین بوده است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

سنجش اثر بالقوه طرح هادی روستایی در کیفیت زندگی مناطق پیراشهری (مطالعه موردی شهرستان اردبیل)

صفحه 409-425

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.213786.1828

یوسف درویشی

چکیده اجرای طرح هادی با هدف فراهم کردن بستر تجدید حیات و هدایت روستا به لحاظ ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست­محیطی و با تأمین عدالت در امکانات و تسهیلات مناسب، درصدد آن است که رفاه نسبی و بالا بردن کیفیت زندگی را برای روستاییان فراهم آورد. این پژوهش در سال 1398 با هدف سنجش اثرات طرح‌های هادی روستایی در کیفیت زندگی خانوار­های روستایی شهرستان اردبیل انجام شد. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه سرپرستان خانوار­های ساکن در روستاهای شهرستان اردبیل می­باشد که با استفاده از فرمول جدول مرگان 125 نفر سرپرست خانوار به‌عنوان نمونه، به روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب و موردسنجش قرار گرفتند. روایی ظاهری پرسشنامه توسط کارشناسان ذی‌ربط تأیید و پایایی آن با انجام پیش‌آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (74/0) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه‌وتحلیل آماری داده­های پژوهش با استفاده از بسته نرم‌افزاری آماری (SPSS) و آزمون­های آماری تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی انجام‌گرفته است. به‌منظور سنجش عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی روستاییان، با استفاده از مدل تحلیل عاملی، تعداد 15 متغیر در قالب سه مؤلفه مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل عاملی نشان می­دهد، در مجموع 49/68 درصد از واریانس کل به بٌعد اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی روستاییان به خود اختصاص داده است. همچنین نتایج حاصل از چرخش عامل­ها به روش واریماکس نشان می­دهد، دسترسی به خدمات اعتباری و مالی، احساس امنیت در برابر سوانح طبیعی، کاهش احساس فقر و ایجاد انگیزه جهت پیشرفت شغلی بعنوان چهار عامل اصلی اثرگذار بر روی کیفیت زندگی خانوار محدوده مورد مطالعه می­باشد در نتیجه می­توان در نهایت پیشنهاد نمود که در بخش­های اختصاص یافته شده به طرح هادی نباید تنها به کالبد روستاها توجه نمود بلکه با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی روستاهای متفاوت طرح­ هادی متفاوتی برای آن تدوین نمود.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستای زرآباد بخش الموت شرقی قزوین)

صفحه 427-443

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.204571.1820

کریم محمدی، مهناز محمدزاده، طاهره شرقی

چکیده گردشگری یکی از فعالیت‌های مهمی است که در دهه‌های اخیر از جایگاه ویژه‌ای در توسعه اقتصادی برخی کشورها برخوردار بوده است. گسترش گردشگری می‌تواند باعث توزیع عادلانه درآمد در سطح ملی به‌خصوص در روستاها شود و تا حدودی با پرکردن شکاف توسعه بین مناطق مختلف کشور (بخصوص در روستاها) به توسعه پایدار در تمام نواحی کشور کمک کند. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری روستایی در روستای زرآباد بخش الموت شرقی قزوین انجام گرفته است . دیدگاه کلی حاکم براین پژوهش با توجه به ماهیت و نوع پژوهش دیدگاه کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از فعالان حوزه گردشگری روستایی بوده که با استفاده از آماره کوکران و نمونه گیری تصادفی، 112 نفر مورد پرسشگری قرار گرفتند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری داده‎ها، پرسشنامه بوده است که روایی صوری آن توسط اساتید صاحب نظر و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت و مقدار آن یرای بخش‎های مختلف پرسشنامه بین 61/0 و 94/0 بدست آمد. در تحلیل داده‎ها با استفاده از آماره کای دو به بررسی گویه‎های هر یک از عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری پرداخته شد و همجنین با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری به بررسی آزمون فرضیات و میزان تأثیرگذاری هر یک متغیرها بر توسعه پایدار گردشگری روستا پرداخته شد. نتایج نشان داد که تمامی شاخص‌های مورد نظر بر توسعه پایدار گردشگری روستایی دارای تأثیر معنادار بوده است.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

راهبردهای توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی خرمابا رویکرد کارآفرینی در مناطق روستایی (مطالعه موردی:روستاهای شهرستان بم استان کرمان)

صفحه 445-462

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.189742.1807

ندا بنی اسدی، داود ثمری، جمال فرج الله حسینی، مریم امیدی نجف آبادی

چکیده یکی از راهکارهای توسعه کشاورزی، ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی با هدف جلوگیری از ضایعات محصولات در جهت توسعة کشاورزی و کارآفرینی روستایی می­باشد .با توجه به اینکه یکی از مشکلاتی که هم­اکنون صنایع تبدیلی و تکمیلی خرما در استان کرمان با آن مواجه است، عدم نوآوری در این صنایع و به دنبال آن نداشتن سهم کافی در بازارهای داخلی و بازارهای جهانی است که نتوانسته سهمی در اشتغال و کارآفرینی برای منطقه داشته باشد. بدین منظور، پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایشی و مطالعات میدانی به شیوة  SWOTبه ارائة راهبرد کانونی توسعة صنایع تبدیلی و تکمیلی  در مناطق روستایی شهرستان بم پرداخته شده است.  نتایج نشان داد که استراتژی تدافعی (WT) در الویت استراتژی­ها در توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی قرار دارد. به دلیل توانمندی­ها و ظرفیت­­ها بالای منطقه، آستانة نوآوری و خلاقیت در بخش صنایع تبدیلی و تکمیلی  مناطق روستایی نیازمند بازنگری و ارائة سیاست­های مناسب برای رفع محدودیت­ها و استفاده از توان­های موجود روستایی و کشاورزی است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

اندازه‌گیری بهره‌وری تولید سویا (Glycine max) در شهرستان گرگان

صفحه 463-474

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.214830.1830

زهرا گلزاری، فرشید اشراقی، علی کرامتزاده

چکیده بخش کشاورزی ایران، علیرغم وجود پتانسیل­های فراوان، نتوانسته است عملکرد مطلوبی داشته باشد. یکی از مهمترین دلایل آن، کم بودن میزان بهره­وری در این بخش است. هدف از این مطالعه، اندازه­گیری بهره­وری کل عوامل تولید و نیز، بررسی عوامل مؤثر بر آن در مزارع سویای شهرستان گرگان به­عنوان یکی از مناطق اصلی تولید سویا در کشور است. بدین منظور، ابتدا بهره­وری کل عوامل از طریق شاخص ترنکویست محاسبه و سپس، رابطه­ی بین سن، تجربه، تحصیلات و متغیر مجازی عضویت در تعاونی با بهره­وری کل عوامل تولید و به­روش تحلیل رگرسیونی مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق از نوع پیمایشی است و داده­های آن به وسیله پرسشنامه از میان 60 بهره­بردار محصول سویا گرد آوری شده است. نتایج نشان می­دهد که شاخص TFP در میان مزارع از 37/0 تا 82/1 واحد متغیر بوده و 46 درصد از مزارع نمونه دارای بهره­وری پایین­تر از بهره­وری متوسط مزارع شهرستان گرگان هستند. همچنین، طبق نتایج، تجربه، تحصیلات و متغیر مجازی عضویت در تعاونی تأثیر مثبت و معنی­داری بر بهره­وری کل عوامل تولید داشته­اند.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

بررسی وضعیت کشاورزی و نقش آن در مهاجرت روستایی با استفاده از روش‌های آماری ناپارامتری (مطالعه موردی روستاییان شهرستان چاراویماق)

صفحه 475-487

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.221644.1837

مرتضی الهیاری، ابوالفضل توسلی، محمدرضا نقوی

چکیده به منظور مطالعه عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان شهرستان چاراویماق با تمرکز بر نقش کشاورزی، پژوهشی به روش پیمایشی از نوع مشاهده مستقیم که در آن از تکنیک پرسشنامه با پاسخ باز و بسته استفاده می­شود، انجام شد. روش نمونه­گیری در این پژوهش نمونه­گیری خوشه­ای تصادفی بود و در مجموع بر اساس آزمون کوکران تعداد نمونه آماری برابر 200 نفر مشخص شد. بعد از جمع­آوری داده­های پرسشنامه­ها، برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از روش­های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد. طبق نتایج آزمون‌های ناپارامتری برای بررسی تأثیر تفاوت متغیرهای مربوط به مشخصات افراد، شامل سن افراد، جنس، تحصیلات و شغل قبلی مهاجران روی وضعیت مهاجرت، مشخص شد که همه متغیرها معنی­دار هستند و به عبارت دیگر، این عوامل در میزان مهاجرت تأثیر معنی­داری داشتند که با توجه به نتایج بدست آمده عمده دلیل همه افراد از نظر متغیرهای مختلف، مشکلات حوزه کشاورزی و سختی‌های کار و نبود جنبه­های حمایتی در این حوزه بود. از طرف دیگر، با اینکه مهاجرت در مردان (53 درصد) بیشتر از زنان (7/16 درصد) بود ولی درصد علاقه به مهاجرت در میان مردان (3/21 درصد) کمتر از زنان (7/41 درصد) مشاهده شد که این نتایج به این علت است که به نظر زنان، سختی­های زندگی در روستا و کشاورزی (از نوع سنتی) بیشتر از زندگی شهری است. بر طبق نتایج مهمترین دلایل مهاجرت روستاییان چاراویماق به شهرها بیکاری و درآمد پایین در روستا (5/38 درصد)، عدم وجود امکانات رفاهی، بهداشتی و تحصیلی (5/33 درصد) و نداشتن زمین و سرمایه کافی برای کشاورزی (10 درصد) بودند. بر اساس آزمون فریدمن برای بررسی میزان تأثیر هر یک از عوامل مؤثر بر مهاجرت که صرف‌نظر از طبقه­بندی در قالب عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیرساختی، جمعیتی و محیطی به طور کلی در 47 رتبه قرار گرفتند و فرصت اشتغال بیشتر در رتبه اول این عوامل قرار گرفت و خشکسالی و کمبود آب در منطقه هم جزو عوامل مؤثر قرار گرفت و بنظر می‌رسد بیکاری بیشتر در روستا، به عدم مدیریت مناسب در حوزه کشاورزی برمی­گردد. در مجموع با توجه به فشار وارده به روستاییان در طی خشکسالی­های اخیر در خصوص تأمین آب مورد نیاز در قسمت کشاورزی و عدم سرمایه­گذاری در خصوص مهار آب­های سطحی و استخراج آب­های زیرزمینی در مهاجرت تأثیر اصلی را داشته­اند که پیشنهاد می­شود در مدیریت و سرمایه­گذاری در این زمینه بیشتر توجه شود.