تحلیل تاثیر حکمروایی محلی بر زیست پذیری سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: بخش ماهور میلاتی، شهرستان ممسنی)
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.549189.2250
مجتبی قدیریمعصوم، محمدرضا رضوانی، حسین حسین پور
چکیده حکمروایی محلی بهعنوان چارچوبی کلیدی در مدیریت و توسعه محلی، نقش اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و زیستپذیری جوامع انسانی دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر حکمروایی محلی بر زیستپذیری سکونتگاههای روستایی بخش ماهور میلاتی شهرستان ممسنی در سال ۱۴۰۴ انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر روش پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل جمعیت ساکن در ۳۲ روستای منتخب بخش ماهور میلاتی بود. نمونهگیری بهصورت چندمرحلهای انجام شد؛ بهگونهای که ابتدا روستاها براساس معیارهای جمعیتی، جغرافیایی و پراکنش فضایی انتخاب شدند، سپس سهم هر روستا متناسب با جمعیت آن تعیین و پاسخگویان در هر روستا بهصورت تصادفی انتخاب شدند. براساس فرمول کوکران، حجم نمونه اولیه ۳۴۱ نفر محاسبه شد که بهمنظور افزایش دقت و تأمین حداقل نمونه در روستاهای کمجمعیت، به ۳۸۷ نفر افزایش یافت. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته گردآوری شد. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برای حکمروایی (۰/۹۱۶) و زیستپذیری (۰/۸۹۶) تأیید شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t تکنمونهای، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد میانگین شاخصهای حکمروایی (۲/۸۰) و زیستپذیری (۲/۵۴) پایینتر از سطح مطلوب (۳) بوده و وضعیت هر دو متغیر نامطلوب است. همچنین، نتایج همبستگی پیرسون بیانگر وجود همبستگی متوسط میان حکمروایی و زیستپذیری بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که بهترتیب ابعاد قانونمحوری با ضریب بتای ۰/۳۲۰، پاسخگویی با ضریب ۰/۲۹۰، مسئولیتپذیری با ضریب ۰/۲۷۵ و کارایی با ضریب ۰/۲۶۰ بیشترین تأثیر را بر زیستپذیری دارند. بر این اساس، تقویت مشارکت، توافق جمعی، عدالت و شفافیت میتواند با ارتقای سرمایه اجتماعی و بهبود فرایندهای مدیریتی، زمینه افزایش زیستپذیری سکونتگاههای روستایی را فراهم سازد.
تحلیل کتابشناختی زیستپذیری روستایی با تاکید بر کارآفرینی
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.520395.2236
شکوفه معمل وند، پگاه مریدسادات، علی اکبر عنابستانی
چکیده زیستپذیری روستایی یکی از مفاهیم حائز اهمیت در ادبیات توسعه پایدار است که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط زیستی را شامل میشود. دسترسی روستاییان به شغل و درآمد شایسته، از شاخص های کلیدی زیست پذیری روستایی هستند. لذا کارآفرینی روستایی برای تحقق این شاخص ها مورد تاکید قرار گرفته است. از سویی بهبود زیست پذیری روستایی با تامین بستر مناسب کارآفرینانه میتواند زمینه توسعه کارآفرینی را فراهم کند. بنابراین زیست پذیری روستایی به عنوان هدف و وسیله ای برای کارآفرینی روستایی باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، تحلیل کتابشناختی مطالعات حوزه زیست پذیری و کارآفرینی روستایی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها اسنادی است. برای گردآوری داده ها در پایگاه دادههای علمی اسکوپوس، در بازه زمانی 1990 تا 2025، با کلمات کلیدی زیست پذیری روستایی، کارآفرینی روستایی، نواحی روستایی اقدام شد که نهایتا 340 سند استخراج و با ترم افزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی پژوهش نشان داد تمرکز مطالعات بیشتر بر کارآفرینی روستایی بوده و موضوع زیست پذیری از سال 2021 به بعد مورد توجه قرار گرفته است. همچنین شکاف پژوهشی در مطالعاتی که به صورت همزمان موضوعات کارآفرینی و زیست پذیری روستایی را مورد توجه قرار دهند وجود دارد. چین و ایالات متحده آمریکا کشورهای پیشرو در این زمینه موضوعی هستند و ایران با 9 سند علمی، بین 73 کشور فعال در این حوزه در رتبه 12 ام قرار گرفته است. به لحاظ هم نویسندگی، چین در بالاترین جایگاه قرار دارد و ایران به لحاظ همکاری مشترک با محققان سایر کشورها بسیار ضعیف و در رتبه 71 قرار دارد.
تحلیل اثرات ریزگردها بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی: مورد مطالعه شهرستان گیلانغرب
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.582549.2282
محسن احدیت، یادگار مؤمن پور، لطیف حاجی
چکیده در سالهای اخیر، مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی از جمله تداوم خشکسالی، کاهش بارندگی، بهرهبرداری بیرویه از منابع آب در مناطق بیابانی و نابودی پوشش گیاهی بهویژه در نواحی شرقی عراق، زمینهساز تشدید پدیده ریزگردها شده است. استانهای غربی ایران از جمله مناطقیاند که بیشترین تأثیر را از این پدیده دریافت کردهاند. پژوهش حاضر در سال 1404 با هدف تحلیل اثرات ریزگردها بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی در شهرستان گیلانغرب انجام شده است. این مطالعه از نوع توصیفیـهمبستگی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند. روایی ابزار توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس تأیید و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ، که برای بخشهای مختلف پرسشنامه بین 75 تا 82 درصد بهدست آمد، احراز شد. جامعه آماری شامل ۵۶۰۰ نفر از کشاورزان شهرستان گیلانغرب بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۳۵۷ نفر تعیین و نمونهها با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که عوامل سلامتی (599/0)، اقتصادی (557/0)، اجتماعی (529/0) و محیطزیستی (544/0) با متغیر وابسته پژوهش رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین یافتههای رگرسیون نشان داد چهار متغیر سلامتی (415/0)، اقتصادی (255/0)، محیطزیستی (185/0) و اجتماعی (178/0) بهترتیب بیشترین تأثیر را بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی داشته و در مجموع 6/58 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکنند. نتایج این پژوهش میتواند برای مدیران آموزش کشاورزی، مروجان، برنامهریزان درسی و سیاستگذاران توسعه روستایی در طراحی مداخلات آموزشی و ترویجی مبتنی بر کاهش اثرات ریزگردها بر تداوم شغل کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی چالشهای امنیت غذایی خانوارهای روستایی شالیکار (مورد مطالعه: بخش سنگر، شهرستان رشت)
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.532909.2244
سمیرا فریور، محمد کاوسی کلاشمی
چکیده امنیت غذایی خانوارهای روستایی شالیکار پدیدهای چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی، تغذیهای، نهادی، اجتماعی و محیطی قرار دارد. این پژوهش در سال 1404با هدف شناسایی و اولویتبندی چالشهای مؤثر بر امنیت غذایی از دیدگاه خانوارهای شالیکار در بخش سنگر شهرستان رشت و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۵۱۲۲ خانوار روستایی ساکن در بخش سنگر شهرستان رشت بود که از میان آنها ۱۲۵۲۵ خانوار بهرهبردار شالیکار بهعنوان جامعه هدف در نظر گرفته شد. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با تخصیص متناسب (بر حسب طبقات روستایی)، دادههای ۳۱۳ خانوار شالیکار گردآوری شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته مبتنی بر ادبیات نظری امنیت غذایی بود که روایی محتوایی آن توسط خبرگان حوزه توسعه روستایی و برنامهریزی کشاورزی تأیید شد. با توجه به اینکه گویههای پرسشنامه ماهیت چندبُعدی نداشتند و صرفاً برای سنجش شدت اثر چالشها طراحی شده بودند، استفاده از آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی مناسب تشخیص داده نشد. برای وزندهی چالشها از تکنیک SWARA و برای طبقهبندی شدت اثرگذاری از رهیافت ISDM استفاده شد. نتایج نشان داد مؤلفه اقتصادی با وزن نسبی 24.12 درصد مهمترین چالش امنیت غذایی است و پس از آن مؤلفههای بهداشتی–تغذیهای (20.39 درصد)، سیاستگذاری–زیرساختی (18.73 درصد)، فرهنگی–اجتماعی (18.55 درصد) و محیطی (18.22 درصد) قرار دارند. در سطح زیرمعیارها، کاهش دسترسی به پروتئینهای حیوانی و میوه و سبزیجات، تغییر اقلیم، کمبود منابع آب، فرسایش خاک و ضعف زیرساختهای حملونقل و آبیاری در سطح «شدت اثرگذاری خیلی زیاد » شناسایی شدند. در مقابل، مهاجرت روستایی، فساد اداری و کاهش همبستگی اجتماعی در سطح «شدت اثرگذاری خیلی کم» قرار گرفتند. بر اساس نتایج، تقویت تولید غذای سالم محلی، بهبود زیرساختهای کشاورزی و بازنگری در سیاستهای حمایتی از جمله قیمتگذاری برنج، تعرفه واردات و بیمه شالیکاران پیشنهاد میشود.
بررسی تأثیر انگیزه اکوتوریست ها بر وفاداری آنها به مقصدهای گردشگری روستایی (مطالعه موردی: دهستان سراوان)
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.578942.2276
زهرا نبی پور سروندی، روشن بابایی همتی، مهدی حسام
چکیده انگیزههای گردشگران ارتباط زیادی با انتخاب مقصد سفر، وفاداری به مقصدهای گردشگری و در نتیجه کسب دانش در زمینه پیشبینی الگوهای آتی رفتار سفر گردشگران دارد. ازاینرو تحقیق حاضر به بررسی تأثیر انگیزه اکوتوریستها بر وفاداری آنها به مقصدهای گردشگری روستایی پرداخته است. جامعه آماری تحقیق حاضر را گردشگرانی که در بازه زمانی تحقیق به منطقه تفریحی سراوان مراجعه کردهاند، تشکیل دادهاند. برای تعیین حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول مورگان برای جامعه با آمار بزرگ تعداد 384 نفر بهعنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شد. روش نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی ساده اجرا گردید. تحقیق حاضر بر اساس ماهیت و روش گردآوری دادهها یک تحقیق توصیفی پیمایشی است و از نظر هدف کاربردی میباشد. در ادامه برای بررسی متغیرهای تحقیق از پرسشنامههای استاندارد و بر اساس مقیاس پنج رتبهای لیکرت استفاده گردید. همچنین برای آزمون نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف اسمیرنف استفاده شد که متغیرها دارای توزیع نرمال بودند؛ لذا با توجه به نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین انگیزه اکوتوریستها با وفاداری آنها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون رگرسیون نشاندهندهشان دهنده مناسب بودن مدل رگرسیونی مربوط به پیشبینی وفاداری اکوتوریستها با استفاده از انگیزه آنها است.
ارزیابی سطح توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار با تاکید بر شاخص های توسعه پایدار
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.484781.2201
اسمعیل دلیر، کوروش خسروی، معصومه عموزاده، سامان ابی زاده
چکیده توسعه پایدار اصل کلیدی برای توسعه روستایی است و منجربه ایجاد تعادل می گردد و برای گذار به توسعه پایدار روستایی، بدون ارزیابی شرایط اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی امکان پذیر نیست. در این راستا مقاله حاضر با هدف ارزیابی سطح توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار به به واسطه شاخص های توسعه پایدار، به دنبال پاسخ به این سوال بود که شاخص های توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی این شهرستان کدامند؟ و روستاهای این شهرستان به لحاظ برخورداری از میزان توسعه چگونه عمل نموده است؟ این تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری آن روستاهای شهرستان با تعداد 13665 نفر جمعیت به تعداد 12 روستای بالای 500 نفر بود که طبق فرمول کوکران 374 نفر تعیین شد. پرسشنامه محقق ساخته از نوع مقیاس طیف لیکرت پنج گزینه ای حاوی 32 سوال به نسبت سهم جمعیت هر روستا و به روش نمونه گیری تصادفی ساده در اختیار نمونه آماری بالای 18 سال قرار گرفت. سپس از طریق نرم افزار SPSS نسبت به تجزیه و تحلیل دادها اقدام و در نهایت از طریق مدل TOPSIS رتبه بندی نهایی انجام و در قالب نقشه ARC GIS ترسیم گردید. نتایج نشان داد روستای بابک با کسب رتبه اول با (0/832=Pi) در حد ایده آل و روستای مرادلو با (0/263=Pi) دورترین فاصله را از حد ایده آل داشت. در مجموع توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار بر اساس شاخص های توسعه پایدار با مقادیر (0/457=Pi)، کمتر از حد متوسط و نسبتا ایده آل بود. نتیجه این که پیوند ضعیف توسعه روستایی با شاخص های توسعه پایدار منجربه دوری آن از پارادایم توسعه پایدار و پیشتازی معیارهای بعد اقتصادی منجربه تبعیت توسعه روستاهای این شهرستان از پارادایم کشاورزی- صنعتی شده است.
بررسی نقش صندوقهای اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی استان کرمان
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.580635.2279
مهدیه ساعی، آرمان بخشی جهرمی
چکیده راهاندازی صندوقهای اعتبارات خرد در دو دهه گذشته، به رویکردی محبوب برای توانمندسازی در کشورهای در حال توسعه (از جمله کشور ما) تبدیل شده است. این برنامهها با هدف ایجاد اشتغال پایدار، افزایش درآمد، کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی زنان روستایی و خانوادههای آنها طراحی و اجرا میشوند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی عضو صندوقهای فعال اعتبارات خرد استان تشکیل دادند (1688 نفر). از میان شهرستانهای استان کرمان، پنج شهرستان بهروش نمونهگیری هدفمند با توجه به پراکنش جغرافیایی و تنوع شرایط اقتصادی-اجتماعی انتخاب شد. تعداد صندوقهای فعال استان 136 مورد است که 91 نفر از اعضای صندوقهای مذکور با روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، مبتنی بر مطالعات پیشین و نظر متخصصان جمعآوری شد. این پرسشنامه، مشتمل بر دو بخش سؤالات مربوط به ویژگیهای فردی و اقتصادی و سؤالات مربوط به سنجش ابعاد توانمندسازی زنان روستایی بر پایه 35 گویه در چهار بعد بود که پاسخها براساس طیف پنجدرجهای لیکرت از "بسیار کم" تا "بسیار زیاد" تنظیم شدند. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آن 939/0 بهدست آمد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص توانمندسازی اجتماعی زنان بهطور معنیداری بالاتر از مقدار نظری (001/0p<) و میانگین شاخصهای توانمندسازی اقتصادی خانوار (009/0(p= و بهبود رفاه خانوار (001/0p<)، بهطور معنیداری کمتر از مقدار نظری قرار داشتند. شاخص ایجاد اشتغال و فرصتهای کسب درآمد نیز تفاوت معنیداری با مقدار نظری نشان نداد (829/0(p=. همچنین، بین سن و شاخصهای ایجاد اشتغال و توانمندسازی اقتصادی همبستگی منفی و معنیدار مشاهده شد، اما بین مبلغ آخرین وام دریافتی و شاخصهای توانمندسازی رابطه معنیداری بهدست نیامد. علاوه بر این، میان شاخصهای توانمندسازی تفاوت معنیداری وجود داشت؛ بهگونهای که توانمندسازی اجتماعی بالاترین و بهبود رفاه خانوار پایینترین رتبه را بهخود اختصاص داد.
