دوره و شماره: دوره 8، شماره 2 - شماره پیاپی 30، تابستان 1400 (تابستان 1400) 
مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

واکاوی ساختار عاملی چالش‌ها و راهکارهای توسعه کشت کلزا (مورد مطالعه: استان البرز)

صفحه 133-150

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.276316.1922

آیدا شهریاری، همایون فرهادیان، مریم محمودی

چکیده هدف اصلی مطالعه حاضر شناسایی مهمترین چالش‌های کشت کلزا و همچنین ارائه راهکارهایی به منظور توسعه کشت این محصول در نواحی روستایی استان البرز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی می‌باشد. این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی بوده و طی دو مرحله در سال 1397 اجرا شد. در مرحله اول مهمترین چالش‌ها و راهکارهای توسعه کشت کلزا در استان از طریق مصاحبه گردآوری شد. جامعه آماری این بخش از تحقیق، کارشناسان، کشاورزان خبره و باتجربه و محققان در حوزه موضوع تحقیق بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی گلوله برفی انتخاب شدند. در نتیجه اجرای این مرحله و پس از آزمون روایی، در نهایت تعداد 46 متغیر به عنوان مهمترین چالش‌ها و 28 گویه به عنوان مهمترین راهکارهای توسعه کشت کلزا در استان البرز استخراج شدند. در مرحله دوم به منظور تعیین میزان اهمیت هریک از چالش‌ها و راهکار‌های شناسایی شده از دیدگاه کلزاکاران، متغیرها در قالب پرسشنامه‌ای با مقیاس لیکرت طراحی و پس از اجرای پیش‌آزمون و تایید روایی و پایایی آن، در اختیار پاسخگویان قرار گرفت. جامعه آماری این بخش از مطالعه شامل کلیه بهره‌برداران فعال در عرصه زراعت کلزا طی سه سال اخیر در منطقه مورد مطالعه بود که حجم نمونه در این بخش با استفاده از جدول نمونه‌گیری کرجسی و مورگان، تعیین و نمونه‌ها بر اساس روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی انجام شده، چالش‌های شناسایی شده در قالب پنج مولفه با عناوین؛ "ضعف عوامل حمایتی و پشتیبانی"، "کمبود منابع، نهاده‌ها و زیرساخت‌ها"، "ضعف عملکرد آموزشی-ترویجی"، "مدیریت نامناسب مزرعه"، و "ویژگی‌های فیزیولوژیکی گیاه" و راهکارهای شناسایی شده در قالب سه مولفه شامل " تامین نهاده‌ها و زیرساخت‌ها"، "توسعه حمایت‌های مالی" و "ارائه خدمات تحقیقاتی، آموزشی و ترویجی" شناسایی و طبقه‌بندی شدند. اصلاح عملکرد و ارتقاء کارآمدی صندوق بیمه محصولات کشاورزی، آموزش صحیح مدیریت مزرعه کلزا توسط کارشناسان خبره، و تامین و تزریق ماشین‌آلات مخصوص ریزدانه‌ها به بخش کشاورزی از جمله پیشنهاداتی است که نتایج این مطالعه به منظور توسعه سطح زیر کشت کلزا در استان البرز پیشنهاد می‌دهد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

راهبردهای مطلوب افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنوات (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان نیشابور)

صفحه 151-169

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.276230.1921

مریم قاسمی، حوریه هوایی، زهرا مظفری

چکیده آب به‌عنوان عنصر اساسی حیات و وجه مشترک چالش‌های توسعه پایدار، سرمنشأ بحران چندوجهی نیم‌قرن آینده به شمار می‌رود. با توجه به اهمیت آب در توسعه کشاورزی و نیز کاهش منابع آبی طی سال‌های اخیر، احیای منابع آبی پایدار ضروری است. ازآنجاکه عملکرد بهینه قنات مستلزم مشارکت سهامداران در حفظ و احیای آن است، پژوهش حاضر در تلاش است راهبردهای اجرایی مطلوب به‌منظور افزایش مشارکت سهامداران در زمینه احیاء قنوات را شناسایی و ارائه نماید. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و از دو ابزار SWOT-QSPM استفاده گردیده است. واحد تحلیل کشاورزان و خبرگان سهامدار قنوات آشنا به محیط داخلی و خارجی تحقیق در پنج روستای بخش مرکزی و زبرخان شهرستان نیشابور است که موفق به احیای قنات خود شده‌ و به روش گلوله برفی شناسایی شدند. بر اساس مطالعات اکتشافی، 13 قوت و فرصت به‌عنوان مزیت و 16 ضعف و تهدید به‌عنوان محدودیت و تنگنا پیش روی مشارکت سهامداران در احیای قنوات شناسایی گردید و نظرات دو گروه کشاورزان سهامدار قنات و خبرگان سهامدار قنات در قالب پرسشنامه در مورد عوامل داخلی و خارجی، در طیف لیکرت سؤال گردید. نتایج نشان داد که در ماتریس SWOT با توجه به امتیاز سهامداران کشاورز 2.8=IFE و 2=EFE، و امتیاز خبرگان سهامدار 2.7=IFE و 1.89=EFE، به‌منظور افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنات، راهبردهای حفظ و نگهداری (حداکثر-حداقل) بهینه شناخته شد. در ادامه به کمک ماتریس QSPM، مهم‌ترین راهبرد «به رسمیت شناختن یاریگری در زمینه احیاء و نگهداری قنات از سوی دولت» است که امتیاز 59/5 را کسب نموده است. به‌ نظر می‌رسد اگر بستر لازم برای مشارکت بهره‌برداران در احیاء قنات‌ها فراهم شود و جایگاه حقیقی آنان، و فرهنگ یاریگری در بین آن‌ها به رسمیت شناخته شود، احیا و حفظ و بهره‌برداری پایدار و بهینه از قنوات را با کمترین هزینه شاهد خواهیم بود.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل اثرات هدفمندسازی یارانه‌ها در بخش کشاورزی (مورد مطالعه: بخش مرکزی شهرستان چرام)

صفحه 171-186

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266614.1909

مهدی نوری پور، مجید صداقتی، محبوبه آسیمه

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل اثرات هدفمندسازی یارانه‌ها در بخش کشاورزی شهرستان چرام واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام گرفت. جامعه‌ی آماری پژوهش 2528 تن از کشاورزان بخش مرکزی شهرستان چرام بودند. رویکرد حاکم در این مطالعه تلفیقی (کیفی ‌ـ کمی) بود. در بخش کیفی ابتدا داده‌ها از طریق انجام مصاحبه‌ی عمیق با کشاورزان مطلع گردآوری شد. تکنیک تجزیه و تحلیل داده‌ها در این بخش، تحلیل محتوا و نمونه‌ی مورد مطالعه با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و شاخص اشباع نظری ۳۹ نفر انتخاب گردید. در بخش کمی پژوهش برای بدست آوردن دیدگاه جامع‌تر نسبت به طرح هدفمندسازی یارانه‌ها در بخش کشاورزی و شناخت اثرات آن، به جمع‌آوری داده‌های ثانویه قبل و بعد از هدفمندسازی یارانه‌ها مبادرت ورزیده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در این بخش با نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل محتوا در قالب سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که پنج دسته عامل (افزایش هزینه‌های تولید محصولات کشاورزی، افزایش هزینه‌های اقتصادی کشاورزان، کاهش کیفیت زندگی کشاورزان، بهینه‌سازی در مصرف حامل‌های انرژی و کاهش آلودگی‌های زیست محیطی) از مهم‌ترین تأثیرات هدفمندسازی یارانه‌ها بر بخش کشاورزی بوده است. همچنین نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش با استفاده از مقایسه‌ی میانگین زوجی سطح زیرکشت و عملکرد محصولات کشاورزی قبل و بعد از هدفمندسازی یارانه‌ها نیز نشان داد که، سطح زیرکشت گوجه فرنگی و خیار سبز بعد از هدفمندسازی یارانه‌ها نسبت به قبل از آن بطور معنی‌داری افزایش یافته و سطح زیر کشت برنج و گندم آبی کاهش یافته است و میزان عملکرد گوجه‌فرنگی، جو دیم و هندوانه بعد از هدفمندسازی یارانه‌ها نسبت به قبل از آن بطور معنی‌داری افزایش یافته است. در صورتیکه، در سایر محصولات از نظر سطح زیرکشت و عملکرد تفاوت آماری معنی‌داری مشاهده نشده است. بنابراین، با توجه به نتایج حاصل از پژوهش طرح هدفمندسازی یارانه‌های کشاورزی آنچنان که باید تأثیر مطلوبی بر بخش کشاورزی نداشته است. از این رو، پیشنهاد می‌شود مراجع ذیربط از قبیل وزارت جهاد کشاورزی و سازمان‌های بانی امر قیمت‌گذاری، سازوکارهای لازم برای کاهش قیمت نهاده‌های تولید و حامل‌های انرژی را در دستور کار قرار دهند.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی مطالعه‌ی موردی: دهستان گوزلدره، شهرستان سلطانیه

صفحه 187-199

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.270126.1912

بهروز محمدی یگانه، منیژه احمدی، مهدی چراغی، مینا سلطانی

چکیده مسکن در نواحی روستایی در برآوردن نیازهای اساسی انسان نقش ویژه‌ای دارد. با درنظر گرفتن کارکردهای متنوع مسکن روستایی، مطالعه‌ی تاثیر عوامل مختلف در نحوه‌ی تغییر و تحول آن اهمیت دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی می‌باشد، تحقیق حاضر در نیمه اول سال 1399 با روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و میدانی و استفاده از ابزار (پرسشنامه، مشاهده) انجام شده است؛ نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است، جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان گوزلدره می باشد. که در سرشماری سال 1395 دارای هشت روستای دارای سکنه: شامل 1451 خانوار و 4864 نفر جمعیت می‌باشد. از بین خانوارها، 305 خانوار با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شد و از هر روستا بر اساس درصد خانوار، تعدادی نمونه برای تکمیل پرسشنامه و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تکمیل شد. روش تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات هم به صورت کمی و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، درصد فراوانی و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر) بود. براین اساس؛ در بعد کالبدی مسکن شاخص (مناسب بودن مسکن جهت استراحت) با میانگین 27/3% و در بعد دلبستگی به مکان شاخص (تلاش روستائیان جهت حل نزاع‌های اجتماعی) با میانگین 77/3% دارای بیشترین میزان اهمیت است. براساس نتایج آزمون استنباطی ابعاد سبک زندگی به عنوان متغیر مستقل و هویت مسکن به عنوان متغیر وابسته‌اند، و از بین ابعاد سبک زندگی، بعد سلامت معنوی، با بیشترین بتا (494/0) تاثیرگذارترین عامل است. پیشنهاد اساسی تحقیق حاضر ارائه تسهیلات اعتبارات مقاوم‌سازی مسکن با در نظر گرفتن نیازهای معیشتی روستائیان می‌باشد.

مقاله پژوهشی توسعه روستایی

کمی‌سازی الگوی مصرف انرژی و میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در کشت چغندرقند (مطالعه موردی: مزارع روستای حسین آباد شهرستان شیروان)

صفحه 201-212

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.280684.1930

مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، محمد حسین صالحی

چکیده این تحقیق به بررسی الگوهای مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای در مزارع چغندرقند روستای حسین آباد شهرستان شیروان، طی سال زراعی 97-96 می‌پردازد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه چهره به چهره گردآوری شد. مزارع به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ورودی‌های مربوط به محاسبه مصرف انرژی، شامل نیروی انسانی، ماشین آلات، دیزل، کودهای شیمیایی، کود دامی، سموم شیمیایی، برق و آب بود و خروجی‌ها نیز کل عملکرد گیاه را شامل می‌شد. نتایج نشان داد، کل انرژی ورودی و خروجی مزارع چغندرقند به‌ترتیب 52/66879 و 50/1310572 مگاژول در هکتار است. از کل انرژی مصرفی در تولید چغندرقند 39/38 درصد مربوط به مصرف کود‌های شیمیایی، 95/25 درصد مربوط به دیزل و 69/12 درصد مربوط به الکتریسیته می‌باشد. راندمان مصرف انرژی 59/19 و میزان بهره‌وری انرژی 72/0 کیلوگرم مگاژول در هکتار ثبت گردید. مواد شیمیایی، سوخت و الکتریسیته بیشترین نقش را در بین ورودی‌های انرژی در مزارع چغندر داشتند. میزان انتشار گاز‌هایCO2 ، N2O و CH4 به‌ترتیب 26/2463، 02/21 و 26/3 کیلوگرم در هکتار بود و میزان پتانسیل گرمایش جهانی این گاز‌ها برابر CO2eq ha-1 85/9048 محاسبه گردید که از این مقدار 76/0 درصد آن مربوط بهCH4 ، 22/27 درصد آن مربوط به CO2 و 02/72 درصد آن مربوط به N2O گزارش شد.

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات اجرای طرح هادی بر بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی (مورد‌ مطالعه: بخش خلجستان، شهرستان قم)

صفحه 213-231

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.262332.1897

شهرام امیرانتخابی، هادی قراگوزلو، عیوض امینی قواقلو

چکیده طرح هادی یک سند رسمی برای توسعه کالبدی سکونتگاه‌های روستایی محسوب می‌شود، می‌تواند نقش ویژه و مؤثری در عمران روستاهای کشور و بهبود زندگی روستاییان ایفا نماید. مطالعات مختلفی که تاکنون در حیطه اجرای طرح هادی در کشور انجام پذیرفته، کمتر به اثرات آن بر کیفیت زندگی ساکنین پرداخته‌اند. لذا در تحقیق حاضر سعی گردیده است تا به بررسی و سنجش اثرات اجرای طرح‌ هادی بر ارتقاء کیفیت زندگی جوامع روستایی پرداخته شود. روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کل روستاهای دارای سکنه (49 روستا) بخش خلجستان بوده که 10 روستا از دو گروه دارای اجرای طرح و فاقد اجرای طرح به‌عنوان نمونه آماری به روش «احتمالی طبقه‌بندی شده» انتخاب گردید. برای سنجش کیفیت زندگی، 38 گویه از چهار بعد (محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی) به عنوان معیار سنجش انتخاب گردید. داده‌ها بصورت پیمایشی از طریق پرسشنامه جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS با آزمون من ‌ویتنی و میزان اثر تحلیل گردید. روایی پرسشنامه به وسیله چند تن از اساتید و صاحب‌نظران برنامه‌ریزی روستایی تأیید گردید و پایایی آن نیز از طریق نرم‌افزار SPSS محاسبه و میزان آن 78/0 بدست آمد. نتایج محاسبه میزان اثر نشان می‌دهد که اجرای طرح در بعد کالبدی، بیشترین اثر (67/0) و بعد اقتصادی کم‌ترین اثر(30/0) را در روستاهای دارای اجرای طرح داشته است. برای طبقه‌بندی شدت میزان اثر مطابق معیار کوهن میزان اثر بر هر یک از ابعاد محیطی، اقتصادی و اجتماعی متوسط، و بر بعد کالبدی زیاد بوده است. بنابراین، در ابعاد کالبدی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی تفاوت معناداری در بین دو گروه مورد بررسی وجود دارد. همچنین، بیشترین اثر اجرای طرح بر بعد کالبدی و کمترین اثر را بر بعد اقتصادی داشته است. بر اساس معیار کوهن، میزان اثر در بعد کالبدی در حد «زیاد» و در ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی در حد «متوسط» بوده است. بنابراین در راستای تهیه و اجرای طرح و پروژه‌های عمرانی باید به قابلیت‌های روستاها و شناخت مناسب از مردم و منطقه توجه شود.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تعیین شاخص‌های آب مجازی و ردپای اکولوژیک آب چغندرقند(مطالعه موردی: شهرستان تربت‌حیدریه)

صفحه 233-243

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.271470.1916

فاطمه رستگاری پور، امیر سالاری، فاطمه عزیززاده

چکیده بحرانی بودن وضعیت منابع آبی مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران ازجمله استان خراسان‌رضوی، روند توسعه پایدار این مناطق را با چالش جدی مواجه نموده است. اتکای بیش از اندازه کشاورزی این مناطق به منابع آب زیرزمینی، لزوم توجه به مسائل مدیریت بهینه منابع آب و برنامه‌ریزی دقیق و اصلاح الگوی مصرف آب به منظور افزایش بهره‌وری آب آبیاری را دوچندان نموده است. در این تحقیق با هدف تعیین شاخص آب مجازی چغندرقند از آمار و اطلاعات طولانی‌مدت اقلیمی، سطح زیر کشت و میزان تولید محصول چغندرقند، میزان تخصیص منابع آب، آمار صادرات و واردات چغندرقند و روش‌های آبیاری مورد استفاده و راندمان‌های آبیاری منطقه شهرستان تربت‌حیدریه طی دوره زمانی سال‌های ۱۳۹۸-۱۳۹۰ استفاده گردید. نتایج نشان داد میزان آب مجازی چغندرقند در حالت عادی 2/1 مترمکعب بر کیلوگرم و با احتساب راندمان 35 درصد، 4/3 مترمکعب بر کیلوگرم بوده و بطور پیوسته بر میزان کل آب مجازی ناشی از صادرات طی سال‌های مورد مطالعه افزوده می‌شود. نرخ افزایش سالانه آب مجازی طی دوره ۱۳۹۸-۱۳۹۰ برابر با ۴۴/۱۳۵۶۹۲ مترمکعب بدست آمد. طی این دوره ۸ ساله، حجم کل آب استفاده شده برای تولید چغندرقند در داخل و خارج منطقه همواره در حال افزایش بوده و ردپای اکولوژیک آب داخلی بیشتر از ردپای اکولوژیک آب خارجی محاسبه گردید. نرخ رشدهای سالانه رد پای اکولوژیک آب داخلی، خارجی و کل طی این دوره ۸ ساله به‌ترتیب برابر با ۲۵/172938، ۳۸/۱۴۹۸۸۵ و ۵/322823 مترمکعب بدست آمد. ردپای آب سبز در تولید چغندرقند 265 میلیون متر مکعب در سال یعنی حدود 14/0 کل ردپای آب محاسبه شده می‌باشد. پایین بودن ردپای آب سبز این منطقه نشان‌دهنده نقش کمتر نزولات جوی در تولید و وابستگی شدید تولید به منابع آبی زیرزمینی می‌باشد. ردپای آب سفید در تولید چغندرقند منطقه مورد مطالعه، 950 میلیون مترمکعب در سال معادل 52 درصد کل ردپای آب بدست آمد، این آمار بالا نشان‌دهنده زیاد بودن میزان تلفات آبی و پایین بودن راندمان آبیاری در سیستم‌های آبیاری منطقه تربت‌حیدریه می‌باشد. همچنین سهم بالاتر ردپای آبی نسبت به ردپای سبز نشان دهنده بهره-مندی کمتر از منبع باران و بالا بودن سهم تبخیر و تعرق می‌باشد.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی سطح دانش و آگاهی عمومی ذی‌نفعان جوامع محلی در راستای اهداف برنامه سیپا (مطالعه موردی: تالاب امیرکلایه لاهیجان، استان گیلان)

صفحه 245-262

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266023.1905

طوبی عابدی، معصومه حسینی

چکیده با توجه به اهداف برنامه اطلاع رسانی، آموزش، مشارکت و آگاهی افزایی (CEPA) شناخت ذی‌نفعان جوامع محلی و تعیین سطح آگاهی آن‌ها در مورد تالاب‌ها ضروری است زیرا برای تدوین برنامه و اقدامات لازم به منظور حفاظت و استفاده معقولانه از تالاب نیاز به مشارکت جوامع محلی و آگاهی افزایی آن‌ها است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و در زمره تحقیقات پیمایشی است که در تابستان 98 انجام شده است. 108 پرسشنامه به صورت مصاحبه حضوری تکمیل شدند که بر اساس تعداد خانوار، سهم متناظر با آن پرسشنامه در 8 روستای حاشیه تالاب توزیع شد. در روش توصیفی به بررسی شناخت و وضعیت موجود پرداخته و داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. متغیرهای مورد بررسی شامل منبع کسب اطلاعات در مورد تالاب‌ها، میزان آشنایی با ارزش‌ها و عوامل تهدید کننده تالاب، اقدامات و ابزارهای مورد نیاز برای حفاظت تالاب بودند. طبق نتایج به‌دست آمده، متغیرهای مذکور بین روستاها اختلاف معنی دار نشان نداد (05/0>P). اما بین متغیر وابسته سطح آگاهی عمومی و متغیر‌های مستقل مورد بررسی اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0>P).