دوره و شماره: دوره 2، شماره 4 - شماره پیاپی 8، زمستان 1394 
مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی سطوح توسعه‌یافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ

صفحه 400-383

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15053

صالح شاهرخی ساردو، موسی محموذی برام، علی سینا مولایی، ناصر آقا عباسی

چکیده چکیده درک بهتر پدیده‌های جغرافیایی و شناخت علمی مکان‌های جغرافیایی مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی جامع از مکان‌های مورد نظر است. همچنین آگاهی از پراکنش فضایی و سطوح توسعه‌یافتگی پیش‌نیاز طرح‌ها و برنامه‌های توسعه روستایی محسوب می‌گردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سطوح توسعه‌‌یافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، نواحی روستایی بالای ده خانوار شهرستان کوهرنگ است (132 روستا). داده‌های مورد نیاز از نوع داده‌های ثانویه است، که به وسیله‌ی طراحی چک لیستی با عنوان شناسنامه‌ی روستا با مراجعه به سالنامه‌ی آماری شهرستان کوهرنگ تکمیل گردید. در پژوهش حاضر، برای سنجش توسعه‌یافتگی روستاهای مورد مطالعه از روش ترکیبی VIKOR-AHP بهره گرفته شده است. همچنین به منظور تعیین توزیع بهینه‌ی شاخص‌ها، ضریب جینی به کار رفت. داده‌پردازی نیز با استفاده از نرم‌افزارهای MATLAB 7.10 و  Expert Choiceانجام گرفت. نتایج بررسی درجه‌ی توسعه‌یافتگی نشان داد، روستای " قلعه علی آباد" با درجه 994/0 بالاترین و روستای "دزک چشمه" با درجه  005/0 پائین‌ترین درجه‌ی  توسعه‌یافتگی را داشته‌‌اند‌. فزون بر آن، نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب توسعه‌یافتگی در منطقه‌ی مورد مطالعه (با میانگین 217/0 در دامنه‌ی صفر تا یک) بود، به نحوی که اغلب روستاها (21/46 درصد) با درصد جمعیتی 53/39 در سطح کاملاً توسعه‌‌نیافته قرار گرفتند. فزون بر آن، نتایج ضریب جینی و ضریب پراکندگی نشان داد که شاخص‌های متعارف توسعه روستایی به صورت مناسب توزیع نشده‌اند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که بازنگری ویژه‌ای، نسبت به تعیین مراکز و کانون‌های اصلی خدمات‌رسانی بر اساس نظام سلسله مراتبی سکونت‌گاه‌ها شود.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

بررسی تاثیر نظام بهره برداری بر بهره وری عوامل تولید مطالعه موردی؛ محصول سیب زمینی استان های کردستان و همدان

صفحه 401-414

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15052

نسیبه زارعی، حسین مهرابی، حمیدرضا میرزائی خلیل آبادی

چکیده در این پژوهش، تأثیر نظام بهره‌برداری بر بهره‌وری محصول سیب‌زمینی در سال زراعی 90-1391 بررسی شده است. داده‌ها بر اساس روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای خوشه‌ی و 208 پرسشنامه از کشاورزان و صاحبان مزارع در استان‌های کردستان و همدان جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای محاسبه تأثیر نظام‌ بهره‌برداری از متغیرهای موهومی در تابع تولید استفاده شد. جهت انتخاب تابع تولید مناسب تابع‌های انعطاف‌پذیر و غیر انعطاف‌پذیر بررسی شد. نتایج نشان داد که تابع تولید کاب-داگلاس مناسب‌تر و بهتر از دیگر توابع آزمون می‌باشد. همچنین یافته‌های دیگر پژوهش بیانگر آن است که تأثیر نظام بهره‌برداری ملکی بر روی بهره‌وری عوامل تولید در منطقه‌ی مورد مطالعه مثبت و تأثیر دیگر نظام‌های بهره‌برداری بر بهره‌وری منفی است. لذا پیشنهاد می‌گردد سازمان جهاد کشاورزی در منطقه طی یک برنامه‌ی بلندمدت، کشاورزان و صاحبان مزارع را با اعطای وام و تسهیلات با بهره پایین تشویق به خرید زمین‌های اجاره‌ای، اشتراکی و چاه‌های مشاع نماید.

مقاله پژوهشی ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل

صفحه 415-434

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057

ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران

چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم‌ شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌های محیطی و قابلیت‌ها و مزیت‌های تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامه‌ریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامه‌ای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهره‌بردار مورد پرسش‌گری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائه‌شده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامه‌ریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمره‌های نهایی 52/2 صدم، نشان می‌دهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشان‌دهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل می‌تواند با تقویت فرصت‌ها در مقابل تهدیدها به‌خوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد

مقاله پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

مکان یابی استقرار تعاونی های فرآوری محصولات کشاورزی

صفحه 435-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15058

عادل سلیمانی، حسن افراخته، رفعت سلیمانی

چکیده تبیین و شناسایی مناطق دارای پتانسیل‌های اقتصادی، به‌ویژه در عرصه تولید و فرآوری محصولات کشاورزی و سرمایه‌گذاری هدفمند در مناطق روستایی، یکی از مباحث مهم برنامه‌ریزی روستایی و منطقه‌ای محسوب می‌شود که نقش ارزنده‌ای در افزایش اشتغال، درآمد، بهره‌وری و بهبود معیشت روستائیان کشور ایفا می‌کند. در این راستا، هدف کلی پژوهش حاضر اولویت‌بندی مکان استقرار تعاونی‌های فرآوری محصولات کشاورزی در مناطق روستایی پنج استان غرب کشور (کرمانشاه، کردستان، ایلام، لرستان و همدان) با استفاده از تکنیک TOPSIS است. به این منظور یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر بر استقرار تعاونی‌ها در مناطق روستایی غرب کشور، یعنی دسترسی به مواد اولیه انتخاب گردید و برای تعیین وزن شاخص‌ها ضمن بررسی ادبیات تحقیق،‌ با استفاده از تکنیک گلوله برفی و روش نمونه‌گیری هدفمند، 11 نفر از اساتید، خبرگان و کارشناسان صنایع فرآوری محصولات کشاورزی انتخاب و از نظرات آنان بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس شاخص دسترسی به مواد اولیه این صنایع، مناطق روستایی استان‌های کرمانشاه و همدان، از بالاترین رتبه استقرار تعاونی‌ها بر اساس روش تاپسیس برخوردار بودند و مناطق روستایی استان‌های لرستان، کردستان و ایلام به ترتیب در اولویت‌های سوم تا پنجم قرار گرفتند.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تجزیه رشد ارزش محصولات کشاورزی استان گلستان

صفحه 447-454

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15059

فرشید اشراقی، معصومه عالمیان، رامتین جولایی

چکیده بخش کشاورزی در ایران از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است. برای برنامه‌ریزی دقیق در بخش کشاورزی، باید عوامل مؤثر بر رشد این بخش شناخته شوند. یکی از جنبه‌های رشد بخش کشاورزی، رشد تولیدات در این بخش می‌باشد. در این تحقیق تلاش شده تا با رویکردی مناسب، اجزای تشکیل‌دهنده این رشد برای محصولات منتخب استان گلستان که به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم کشاورزی و دامپروری کشور محسوب می‌گردد، تجزیه و تحلیل شوند. بدین منظور، با استفاده از رویکردی ناپارامتری به‌نام روش تجزیه تکاثری و بر اساس داده‌های سری زمانی دهه‌های 70 و 80 محصولات کشاورزی استان گلستان، رشد ارزش این محصولات به رشد قیمت، رشد سطح زیرکشت، رشد عملکرد و تغییر در الگوی‌کشت تفکیک شده و تأثیر هر کدام از این عوامل تعیین گردید. نتایج نشان‌داد رشد ارزش محصولات کشاورزی در استان گلستان معادل 16 درصد رشد متوسط سالانه بوده‌است، در حالیکه ارزش محصولات مشابه در کشور رشد متوسط سالانه‌ی 18 درصدی را نشان داد. هر چند ارزش تولید محصولات کشاورزی طی دوره مورد مطالعه رشد مثبتی داشته است، اما عامل اصلی این رشد، افزایش قیمت می‌باشد. پس از این عامل، مهمترین عامل ایجاد رشد مذکور الگوی‌کشت بوده است. در مجموع، این نتایج بیانگر عدم بهبود مناسب در رشد بهره‌وری زمین و نیز الگوی‌کشت منطقه بوده است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تعیین برنامه زراعی به منظور تولید محصولات ارگانیک در مناطق منتخب استان کرمان

صفحه 455-476

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15050

محمود احمدپور برازجانی، هادی نیکویی دستجردی

چکیده به موازات افزایش روز افزون جمعیت جهانی، یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی جامعه بشری در دهه‌های اخیر مسئله امنیت غذایی و افزایش تولیدات کشاورزی بوده است. این امر سبب استفاده بیش از حد از سموم و کودهای شیمیایی و آثار زیان‌بار آن شده است. در سال‌های اخیر اقداماتی در جهت بازگشت به سمت کشاورزی ارگانیک آغاز شده است. مبنای پژوهش حاضر، برنامه‌ریزی زراعی به نحوی است که در آن مدیر واحد زراعی علاوه بر آرمان‌های اقتصادی، جنبه زیست‌محیطی را بوسیله تولید محصولات ارگانیک مد نظر قرار دهد. برای دست‌یابی به این اهداف، از روش‌های برنامه‌ریزی آرمانی و ترکیب آن‌ها در قالب مدل برنامه‏ریزی آرمانی ترتیبی تعمیم‏یافته، بر اساس تصمیم‌گیری‌های چند معیاره در شهرستان‌های بردسیر و ارزوئیه استفاده شد. اطلاعات لازم با استفاده از 567 پرسش‌نامه و مصاحبه حضوری با بهره‌برداران زراعی و بکارگیری روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در سال 1392 به دست آمد. در تحقیق حاضر، شش آرمان بیشینه‏سازی سود، بیشینه‏سازی اشتغال نیروی کار، کمینه‏سازی آب آبیاری، ساعات کار ماشین آلات، مصرف کود و سموم شیمیایی در اولویت‌های مختلف در مدل قرار گرفتند، نتایج نشان داد که با بهینه‏سازی الگوی کشت، می‏توان بدون نقصان در تولید و سود واحد زراعی میزان استفاده از نهاده‌های زیان‏آور را کاهش داد. بنابراین آگاه کردن بهره‌برداران از مزایای کشاورزی ارگانیک و حمایت دولت می‌تواند گامی موثر در حرکت به سمت پایداری تولید باشد.

مقاله پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تعیین راهبرد اقتصادی مناسب برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی دشت قزوین

صفحه 477-496

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15051

ابوذر پرهیزکاری، مهدی خدادادی حسینی، حسین تقی زاده رنجبری، ابوالفضل محمودی

چکیده دشت قزوین یکی از دشت‌های مستعد کشور برای تولید محصولات کشاورزی است که حفر چاه‌های بیش از حد و استفاده بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی طی دو دهه اخیر سبب افت سطح آبخوان‌ها و منفی شدن بیلان آب زیرزمینی در آن شده است. برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی این دشت نیاز است که راه‌کارها و برنامه‌های سیاستی مناسبی در این زمینه به‌کارگرفته شوند. لازمه این امر شناخت بیشتر رفتار کشاورزان می‌باشد. به همین منظور، در مطالعه حاضر برای بررسی رفتار کشاورزان در استفاده از آب‌های زیرزمینی و تعیین راه‌کار مناسب برای حفاظت از منابع آب دشت قزوین، از مدل برنامه‌ریزی ریاضی اثباتی (PMP) و رهیافت تابع تولید با کشش جانشینی ثابت (CES) استفاده شد. راه‌کارهای مورد بررسی شامل افزایش قیمت آب آبیاری، کاهش منابع آب در دسترس و استراتژی کم‌آبیاری بودند که هر یک تحت سناریوهای مختلف بررسی و ارزیابی شدند. داده‌های مورد نیاز این مطالعه از نوع اسنادی و مربوط به سال 1391-1390 بودند که از طریق مراجعه به ادارات ذی‌ربط در استان قزوین جمع‌آوری شدند. حل مدل در نرم‌افزار GAMS 23/5 صورت گرفت. نتایج نشان داد که هر سه راه‌کار مورد بررسی منجر به صرفه‌جویی در مصرف آب آبیاری شده، اما میانگین تغییرات بازده برنامه‌ای با افزایش قیمت آب آبیاری، کاهش منابع آب در دسترس و اعمال کم‌آبیاری به ترتیب 13/3، 61/8 و 54/5 درصد کاهش می‌یابد. در پایان، سیاست قیمت‌گذاری آب آبیاری با توجه به کاهش کمتر بازده برنامه‌ای، برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی دشت قزوین پیشنهاد شد و تکنیک کم‌آبیاری پس از آن در اولویت قرار گرفت.