کلیدواژه‌ها = ارزیابی
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی سطح توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار با تاکید بر شاخص های توسعه پایدار

دوره 13، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.484781.2201

اسمعیل دلیر، کوروش خسروی، معصومه عموزاده، سامان ابی زاده

چکیده توسعه پایدار اصل کلیدی برای توسعه روستایی است و منجربه ایجاد تعادل می گردد و برای گذار به توسعه پایدار روستایی، بدون ارزیابی شرایط اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی امکان پذیر نیست. در این راستا مقاله حاضر با هدف ارزیابی سطح توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار به به واسطه شاخص های توسعه پایدار، به دنبال پاسخ به این سوال بود که شاخص های توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی این شهرستان کدامند؟ و روستاهای این شهرستان به لحاظ برخورداری از میزان توسعه چگونه عمل نموده است؟ این تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری آن روستاهای شهرستان با تعداد 13665 نفر جمعیت به تعداد 12 روستای بالای 500 نفر بود که طبق فرمول کوکران 374 نفر تعیین شد. پرسشنامه محقق ساخته از نوع مقیاس طیف لیکرت پنج گزینه ای حاوی 32 سوال به نسبت سهم جمعیت هر روستا و به روش نمونه گیری تصادفی ساده در اختیار نمونه آماری بالای 18 سال قرار گرفت. سپس از طریق نرم افزار SPSS نسبت به تجزیه و تحلیل دادها اقدام و در نهایت از طریق مدل TOPSIS رتبه بندی نهایی انجام و در قالب نقشه ARC GIS ترسیم گردید. نتایج نشان داد روستای بابک با کسب رتبه اول با (0/832=Pi) در حد ایده آل و روستای مرادلو با (0/263=Pi) دورترین فاصله را از حد ایده آل داشت. در مجموع توسعه روستاهای شهرستان بیله سوار بر اساس شاخص های توسعه پایدار با مقادیر (0/457=Pi)، کمتر از حد متوسط و نسبتا ایده آل بود. نتیجه این که پیوند ضعیف توسعه روستایی با شاخص های توسعه پایدار منجربه دوری آن از پارادایم توسعه پایدار و پیشتازی معیارهای بعد اقتصادی منجربه تبعیت توسعه روستاهای این شهرستان از پارادایم کشاورزی- صنعتی شده است.

ارزیابی پیامدهای اجتماعی- اقتصادی کشت حنا: مورد دهستان محمدآباد شهرستان قلعه گنج

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 73-91

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9685

شهاب میرزایی، مهدی نوری پور

چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی پیامدهای اجتماعی – اقتصادی کشت حنا در مناطق روستایی دهستان محمد آباد شهرستان قلعه گنج بود. بدین منظور از روش علی- مقایسه ای بهره گرفته شد. برای انتخاب نمونه مورد مطالعه، نخست 20 روستا به عنوان مهم‌ترین روستاهای منطقه از لحاظ کشت محصولات کشاورزی مشخص شدند. همچنین برای تشخیص همگنی روستاهای مورد مطالعه، روش تاکسونومی عددی راهگشا گردید. فزون بر آن، کشاورزان مورد مطالعه به سه گروه حناکاران،  غیرحناکاران در روستاهای دارای حناکاری و غیرحناکاران در روستاهای فاقد حناکاری تقسیم شدند. در مجموع با توجه جمعیت مورد مطالعه (1241 کشاورز) و جدول نمونه‌گیری کرجسی و مورگان، 298 کشاورز به عنوان نمونه تعیین شد و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی شده نمونه‌ها انتخاب گردیدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه محقق ساخته به کار رفت که روایی آن به روش روایی صوری و پایایی آن طی یک مطالعه مقدماتی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (63/0- 93/0) به دست آمد. مقایسه وضعیت شاخص‌های اقتصادی- اجتماعی و  اجتماعی- فرهنگی حال حاضر سه گروه مورد مطالعه نشان داد که در مجموع، حناکاران نسبت به دو گروه دیگر در وضعیت بهتری قرار دارند. به منظور اطمینان نسبی از این‌که تغییر در وضعیت شاخص‌های مورد مطالعه گروه حناکاران نسبت به گروه غیر حناکاران ناشی از کشت حنا بوده است، از تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. با توجه به نتایج می‌توان اذعان داشت که تغییر وضعیت شاخص‌های اقتصادی – اجتماعی و اجتماعی – فرهنگی حناکاران نسبت به گروه غیرحناکاران در روستاهای دارای حناکاری و گروه غیر حناکاران در روستاهای فاقد حناکاری، ناشی از کشت حنا بوده است.