کلیدواژه‌ها = توسعه کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی روستاهای استان‌های شمالی ایران و هلند با استفاده از الگوی MARCOS

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 42-57

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.379271.2074

علیرضا شفائیه نجار، محمد کاوسی کلاشمی، حیدر قلی‌زاده

چکیده با توجه به شباهت اقلیمی و محیطی مجموع سه استان شمالی ایران و کشور هلند، همواره این سؤال مطرح است که چرا سطح توسعه بخش کشاورزی در این دو پهنه جغرافیایی تا این حد متفاوت است و آیا امکان الگوبرداری از هلند برای تسریع در فرایند رشد و توسعه ایران (استان‌های شمالی) وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین سطح توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی سه استان شمالی ایران (گیلان، مازندران و گلستان) و کشور هلند می‌باشد. برای دستیابی به این هدف، از الگوی تصمیم‌گیری چندمعیاره MARCOS استفاده شد. مهم‌ترین دلیل استفاده از این روش، اطمینان‌بخشی و دقت بیشتر در حل مسائل تصمیم‌گیری‌های چندمعیاره می‌باشد؛ روشی مبتنی بر سلسله مراتب و شناخت شرایط و محدودیت‌ها برای حل مشکلات کسب‌وکار در دنیای واقعی. آمار و اطلاعات مورد نیاز از آم ارنامه‌های کشاورزی و پایگاه‌های اطلاعاتی مانند بانک جهانی، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی به‌دست آمد. نتایج حاصل مؤکد فاصله زیاد سطح توسعه‌یافتگی استان‌های شمالی ایران در مقایسه با کشور هلند در حوزه‌های زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و آموزش و زیرساخت می‌باشد. از مهم‌ترین دلایل موفقیت هلند استفاده از فناوری‌های برتر و گلخانه‌های پیشرفته، اعم از کشاورزی هیدروپونیک، استفاده از انرژی زمین گرمایی، فناوری نورافشانی مصنوعی و راهکارهای آبکشتی و هواکشتی است؛ لذا حمایت از توسعه این فناوری‌ها در کشور می‌تواند شکاف توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی در استان‌های شمالی ایران را کاهش داد.

ترویج و آموزش کشاورزی

شناسایی موانع توسعه‌ کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره

دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 311-327

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.97696.1676

ژیلا مرادی، علی اصغر میرک زاده، فرحناز رستمی

چکیده بخش کشاورزی اگرچه یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی کشور است، اما در عین حال با تنگناهای عمده‌ای روبرو است. از این‌رو هدف از این تحقیق، شناسایی موانع توسعه کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره بود. جامعه آماری تحقیق،2800 نفر از کشاورزان 27 روستای دهستان قراتوره بودند که از جامعه آماری مذکور تعداد 338 کشاورز با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب و براساس جدول کرچسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بود. برای حصول اطمینان از اعتبار پرسشنامه از پانل متخصصان و برای محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شده و مقدار آن 84/0 به دست آمد. براساس نتایج بدست آمده در ارتباط با موانع توسعه‌ کشاورزی در منطقه مورد مطالعه،30 متغیر با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی در پنج عامل زیرساختی، اقتصادی- مدیریتی، طبیعی، فرهنگی و آموزشی ‌خلاصه‌ شد. نتایج نشان داد براساس دیدگاه کشاورزان، عامل زیرساختی اولین مانع توسعه‌کشاورزی منطقه بود. این عامل 40/24 درصد از واریانس کل متغیرهای تحقیق را تبیین می‌کند. یکی از مشکلات عمده دهستان قراتوره کمبود آب است که قسمتی از این مشکل به کمبود زیرساخت‌ها، و قسمتی به کمبود منابع مالی و عدم سرمایه اولیه کشاورز بر می‌گردد. لذا پیشنهاد می­گردد دولت در جهت ایجاد زیرساخت­های توسعه کشاورزی از قبیل یکپارچه‌سازی اراضی، ایجاد کانال­های آب­رسانی، توسعه آبیاری تحت فشار، تسطیح و زهکشی اراضی، و اعطای تسهیلات بانکی کشاورزان را حمایت کند.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی تطبیقی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی نواحی کوهستانی و دشتی (مورد مطالعه: دهستان‌های کارده و میان ولایت شهرستان مشهد)

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 157-180

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.61710.1580

مهدی جوانشیری، خدیجه بوزرجمهری، ام البنین هراتی، حمیده محمودی

چکیده اعتبارات خرد با هدف ارائه خدمات مالی به گروه­های کم‌درآمد در کشورهای درحال توسعه در سه دهۀ اخیر مطرح‌شده است. این اعتبارات با اعطای وام به روستاییان به‌ویژه آن‌هایی که در امور تولیدی فعالیت دارند این امکان را می­دهد که به سبب فراهم بودن نقدینگی بتوانند نیازهای مالی‌شان را برای انجام عملیات تولیدی و تهیه نهاده­های کشاورزی تأمین نمایند. این تحقیق نیز با هدف بررسی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی، با تأکید بر تأثیر عوامل جغرافیایی در جذب اعتبارات مذکور در دو ناحیه کوهستانی (کارده) و دشتی (میان ولایت) شهرستان مشهد، انجام‌گرفته است و بر اساس هدف، کاربردی- توسعه­ای و به­لحاظ روش‌شناسی، از نوع توصیفی – تحلیلی است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کلّ خانوارهایی که در بین سال­های 1394-1390 حداقل یک­بار وام دریافت کرده­اند، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 207 خانوار روستایی به‌عنوان حجم نمونه برآورد گردید و سپس به نسبت خانوارها در هر ناحیه تقسیم شد. نمونه­گیری این جامعه آماری با روش طبقه­ای و تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و عملیات پیمایشی (پرسشنامه) در بین خانوارهایی که اعتبارات دریافت کرده­اند، جمع‌آوری‌شده است. و از آزمون‌های آماری ویلکاکسون (برای تحلیل تفاوت دوره قبل و بعد)، فریدمن و کای‌دو، T تک­نمونه‌ای و هم­بستگی برای تحلیل داده‌ها بهره‌ گرفته شد. نتایج نشان­داد که میزان اثربخشی اعتبارات در بین ساکنین روستایی نواحی کوهستانی و دشتی تفاوت معنی­داری وجود ندارد ولی ازنظر مشکلات و موانع دریافت وام و درجه رضایت‌مندی، تفاوت معنی­داری بین این دو ناحیه وجود دارد و میزان رضایت‌مندی در ناحیه دشتی بیشتر است. هم­چنین نتایج  آزمون نا پارامتری ویلکاکسون برای سنجش میزان تفاوت موجود در دو دوره زمانی قبل و بعد از استفاده از اعتبارات خرد روستایی در هر دو جامعه نمونه، نشان می‌دهد که پرداخت اعتبارات خرد منجر به ایجاد تغییرات قابل‌توجهی در کلیه محورها شده است و این تغییرات از دیدگاه استفاده‌کنندگان کاملاً معنی­دار است. نتایج آزمون T تک­نمونه‌ای نیز نشان‌دهنده اثرات مناسب اعتبارات بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی موردمطالعه می­باشد. نتایج حاصله از تحلیل نا پارامتری هم­بستگی (اسپیرمن) میان مؤلفه‌های  موردبررسی نیز نشان‌دهنده وجود رابطه مستقیم بین مؤلفه‌های تأثیرگذار  توسعه اقتصادی نقاط روستایی است. به‌عبارت‌دیگر با افزایش مقادیر هر یک از مؤلفه‌ها، سایر ابعاد نیز افزایش معنی­داری را نشان می‌دهند

اقتصاد کشاورزی

بررسی نقش تعاونی‌های تولید روستایی در افزایش توانمندی‌ فنی و اقتصادی کشاورزان مناطق روستایی شهرستان نیشابور

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 443-459

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.13889.1058

مریم هادیزاده بزاز، خدیجه بوزرجمهری

چکیده          هدف اصلی این مقاله بررسی نقش تعاونی‌های تولید در افزایش توانمندی فنی و اقتصادی کشاورزان عضو و توسعه‌کشاورزی در شهرستان نیشابور است. پژوهش حاضر به روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه‌آماری تحقیق را 4685 نفر از کشاورزان عضو و غیرعضو تعاونی‌های تولید روستایی در 24 روستا در شهرستان نیشابور تشکیل می‌دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 252 نفر محاسبه شد و گردآوری اطلاعات در سال 1392 به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. نتایج حاصل از بررسی تطبیقی و تحلیل میزان توانمندی کشاورزان عضو و غیرعضو در سطح 13 شاخص اقتصادی نشان داد که میانگین توانمندی اقتصادی کشاورزان عضو 64/2 است که از میانگین توانمندی اقتصادی غیر عضوها که 47/2 است اندکی بالاتر است. نتایج آزمون t با نمونه‌های مستقل به‌منظور مقایسه کشاورزان عضو و غیرعضو نشان‌داد اختلاف معنی‌دار بین دو گروه کشاورز عضو و غیرعضو از نظر توانمندی اقتصادی وجود دارد. نتایج تحقیق بر اساس انجام آزمون t با میانگین فرضی سه و چهار نشان داد که بین میانگین واقعی پایداری اقتصادی و میانگین‌های فرضی سه و چهار، اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین پایداری در میان اغلب شاخص‌ها از نظر اعضا و غیراعضا کمتر از حد متوسط بوده است که نشان می‌دهد تعاونی‌های تولید در افزایش توانمندی اقتصادی کشاورزان نقش مهمی را ایفا ننموده‌اند و ضروری است که دولت با حمایت‌های مالی و تخصصی از تعاونی های تولید، زمینه توانمندی اقتصادی کشاورزان عضو را فراهم نماید.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

نگرش گندمکاران در خصوص یکپارچه‌سازی اراضی و راهکارهای متناسب از دیدگاه آنان (مورد مطالعه: گندمکاران روستاهای شهرستان هشترود)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 41-60

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13410

علی شمس، جواد احدزاده، علیرضا عباسی، زهرا هوشمندان مقدم فرد

چکیده دستیابی به توسعه کشاورزی نیازمند طراحی و اجرای برنامه‌ها و استراتژی‌های صحیحی است که گام اول تدوین برنامه‌ها نیز شناسایی وضعیت موجود از بعد توانمندی‌ها و مشکلات می‌باشد. پراکندگی و قطعه‌قطعه بودن اراضی کشاورزی یکی از مهم‌ترین این مشکلات می‌باشد. تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر باهدف بررسی نگرش گندم کاران شهرستان هشترود در خصوص یکپارچه‌سازی و راهکارهای متناسب برای یکپارچه‌سازی از دیدگاه آن‌ها در سال 1392 صورت گرفت. اعتبار و روایی ابزار تحقیق (پرسشنامه) با استفاده از نظرات اساتید و کارشناسان مرتبط تأیید و پایایی آن نیز از طریق مطالعه مقدماتی و محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 85/0 و 80/0 برای بخش نگرش و راهکارها به‌دقت آمد. جامعه آماری را کلیه گندم کاران نواحی روستایی شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی تشکیل می‌دادند که 186 گندم‌کار به‌عنوان نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای تصادفی از 15 روستای این شهرستان انتخاب و موردمطالعه واقع شدند. نتایج نشان‌داد که اکثریت گندم کاران (7/67 درصد) نسبت به یکپارچه‌سازی نگرش نامساعدی دارند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین سابقه کشاورزی با نگرش گندم‌کاران رابطه مثبت و معنی‌دار ولی بین تعداد قطعات کل با نگرش رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. نتایج تحلیل عاملی نیز نشان‌داد که چهار عامل اقدامات بازدارنده، اقدامات مشاعی-تعاونی، اقدامات حمایتی- تسهیلاتی و اقدامات انگیزشی- ترویجی 9/59 درصد از واریانس کل مربوط به راهکارهای یکپارچه‌سازی را تبیین کردند.

تعیین سطح توسعه یافتگی کشاورزی استان های کشور

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 55-71

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9684

مینا موسوی، حسن صدیقی

چکیده توجه به توسعه کشاورزی به علت اهمیت این بخش در اقتصاد کشور ضروری است. در کشور ما، توسعه کشاورزی در استان های مختلف به صورت همگن انجام نشده است و نابرابریهای زیادی در میان استان های مختلف وجود دارد. این مقاله با هدف بررسی وضعیت توسعه کشاورزی استان های مختلف انجام شده است. برای سنجش سطح توسعه از 82 شاخص کشاورزی در زیر بخشهای زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و خدمات زیربنایی در سال زراعی 91-1390 بر اساس اطلاعات و آمار حاصل از وزارت جهاد کشاورزی، استفاده شد. برای محاسبه سطح توسعه استان ها ازشاخص ترکیبی و تکنیک تحلیل مولفه های اصلی بهره گرفته شد. یافته های این مطالعه نشان داد که شکاف قابل ملاحظه ای بین استان های کشور از نظر سطح توسعه کشاورزی وجود دارد و استان های فارس، مازندران و آذربایجان غربی بهترین رتبه و استان های قم، هرمزگان و بوشهر کمترین رتبه را در توسعه کشاورزی دارند. در نهایت، با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) سطح بندی استان ها برای تحلیل فضایی وضعیت توسعه کشاورزی انجام شد و  جایگاه هریک از استان ها در توسعه کشاورزی مشخص گردید.