نویسنده = علیرضا جمشیدی
توسعه روستایی

واکاوی ارتباط شاخص‌های کارآفرینی و توسعه پایدار روستایی با استفاده از تحلیل کانونی، مورد مطالعه: سکونتگاه‌های روستایی غرب دریاچه ارومیه

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 429-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.360063.2050

علیرضا جمشیدی، داود جمینی، معصومه جمشیدی

چکیده توسعه کارآفرینی روستایی، کلید حل مشکلات مختلف موجود در جوامع روستایی کشور از جمله بیکاری، فقر، ناامنی غذایی، مهاجرت، و دیگر ناهنجاری های اقتصادی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی کانونی بین شاخص‌های کارآفرینی (متغیر‌های X شامل توفیق‌طلبی، ...) بر توسعه پایدار روستایی (متغیرهای Y شامل پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی، ...) در مناطق روستایی غرب دریاچه ارومیه (در سال 1401-1400) انجام شده است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل تمامی خانوارهای روستایی ساکن در حاشیه غربی دریاچه ارومیه بوده (17738= N)، که 374 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چند مرحله‌ای با انتساب متناسب به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‏های میدانی، پرسشنامه‌ای محقق ساخته بود که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (بین 703/0 تا 836/0) مورد تأیید قرار گرفت. جهت بررسی اهداف مطالعه از تحلیل همبستگی کانونی و ضریب همبستگی اسپیرمن و با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که ترکیب خطی مناسبی بین مجموعه متغیرهای کانونی شاخص‌های کارآفرینی روستایی و مولفه‌های توسعه پایدار روستایی مناطق مورد مطالعه وجود دارد. همچنین، تحلیل کانونی دو مجموعه معنادار نشان داد که خلاقیت (833/0) و اعتماد به‌نفس (898/0) رابطه معنی‌داری با پایداری اقتصادی (835/0) و پایداری کالبدی (982/0) دارند. به عبارتی می‌توان نتیجه گرفت با بهبود وضعیت عوامل تأثیرگذار بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی، می‌توان شاهد توسعه پایدار روستایی بود. لذا می‌توان افزایش مهارت‌هایی از جمله خوداتکایی، اعتماد به‌نفس، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری در بین روستاییان را پیشنهاد نمود.

شناسایی راهبردهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی با استفاده از مدل SWOT (مطالعه موردی: دهستان بدر، شهرستان روانسر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9689

داود جمینی، احمد تقدیسی، علیرضا جمشیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفته‌اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرم‌افزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالی‌که روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه می‌باشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصت‌ها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژی‌های توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر می‌باشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطه‌ها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینه‌های تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری می‌باشد. در نهایت با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آن‌ها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده می‌باشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر در به‌کارگیری اقدامات خاک‌ورزی حفاظتی؛ مطالعة موردی: کشاورزان دهستان شباب، استان ایلام

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 99-117

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6010

علیرضا جمشیدی، سیدهدایت‌الله نوری، معصومه جمشیدی، داود جمینی

چکیده تصمیم برای به‌کارگیری عملیات حفاظتی آب‌وخاک از سوی کشاورزان یک فرایند تصمیم‌گیری چندمرحله‌ای بوده که به عوامل و شرایط مختلفی مرتبط است. هدف از  مطالعة حاضر که از نوع توصیفی ـ تحلیلی است، بررسی و سنجش عوامل مؤثر رفتاری کشاورزان در به‌کارگیری اقدامات خاک‌ورزی حفاظتی در دهستان شباب است. جامعة آماری انتخابی این مطالعه شامل  همةکشاورزان ساکن در دهستان شباب بوده که در سال زراعی 91-1390 اقدام به کشت گندم کرده‌اند و از این میان، 187 نفر با استفاده از رابطة کوکران و از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی به‌عنوان نمونة‌ هدف انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات میدانی در این مطالعه، پرسش‌نامه بود که روایی و پایایی آن، با استفاده از آزمون مقدماتی و از طریق 30 پرسش‌نامه  تأیید شد. نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد که می‌توان گندم‌کاران را بنا بر  نمرة رفتاری‌شان به چهار  دستة کشاورزان سنتی (18/39 درصد)،  نسبتاً سنتی (98/26 درصد)، تغییرپذیر (54/20 درصد) و کشاورزان صلاحیت‌دار (3/13 درصد) طبقه‌بندی کرد. همچنین نتایج تحلیل تشخیصی گویای آن است که متغیرهای سن کشاورزان، میزان مالکیت کل  زمین‌ها، درصد درآمد خانوار از بخش کشاورزی و  روحیة نوپذیری در مقایسه با دیگر متغیرها، بهتر قادر به پیش‌بینی طبقة رفتاری کشاورزان است.