شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان آققلا)
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.514734.2228
مهدی قربانی، سعید غضنفری، سجاد خاکساری، صدیقه غفاری
چکیده توسعه روستایی فرایندی چندبُعدی و پویاست که موفقیت آن بهمیزان تعاملات اجتماعی میان کنشگران بستگی دارد. شناخت جایگاه و نقش کنشگران کلیدی میتواند به طراحی سیاستهای مؤثر برای توسعه پایدار منجر شود. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) است. این پژوهش در سال 1403 در سه روستای اسلامآباد بالا، حبیب ایشان و وحدت اسلامی از توابع شهرستان آققلا انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۲۰ عضو کانونهای آبادانی و توسعه روستایی بود که به روش سرشماری انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه تحلیل شبکه روابط اجتماعی گردآوری و با استفاده از نرمافزار UCINET تحلیل گردید. نتایج نشان داد ویژگیهای ساختاری شبکههای اعتماد و مشارکت در روستاهای مورد بررسی متفاوت است. در اسلامآباد بالا، تراکم شبکه اعتماد و مشارکت بهترتیب 7/63 و 2/63 درصد بود که بیانگر انسجام اجتماعی قوی و تعاملات گسترده است. در حبیب ایشان، تراکم شبکه اعتماد 3/43 درصد و مشارکت 9/31 درصد برآورد شد که نشاندهندهی نقش پررنگتر پیوندهای اعتماد نسبت به مشارکت است. در وحدت اسلامی، تراکم شبکه اعتماد (3/38) و مشارکت (9/32) و انتقالپذیری هر دو شبکه پایینتر از 25 درصد بود که ضعف انسجام شبکه را نشان میدهد. بررسی مرکزیت شبکهها نشان داد، اسلامآباد بالا دارای مرکزیت درجه ورودی بالاتر و پراکندگی بیشتری نسبت به مرکزیت درجه خروجی است. در حبیب ایشان، پراکندگی مرکزیت درجه خروجی در شبکه اعتماد بالا بود که بیانگر توزیع نابرابر اعتماد است. در وحدت اسلامی نیز، پایین بودن میانه مرکزیتها حاکی از انسجام اجتماعی ضعیفتر بود. از منظر گروههای شغلی، گروه سایر مشاغل در شبکه اعتماد و مشارکت اسلامآباد بالا (میانه مرکزیت درجه ورودی ۸۲ و مرکزیت درجه خروجی 56 درصد)، کشاورزان در شبکه اعتماد حبیب ایشان با میانه مرکزیت درجه ورودی (3/51 درصد) و خروجی بالاتر ( 9/76 درصد ) نقش محوریتری در شبکههای اجتماعی ایفا کردند. همچنین، زنان خانهدار در وحدت اسلامی (مرکزیت درجه خروجی 15/46 درصد) بیشترین نقش در گسترش مشارکت را دارند. در نهایت پیشنهاد میشود برنامههای تقویت سرمایه اجتماعی با تمرکز بر کنشگران محوری هر گروه شغلی طراحی شود تا ساختار اعتماد و مشارکت در روستاهای کمانسجام بهبود یابد.
تبیین جامعه شناختی نقش صندوق های کارآفرینی امید در توسعه کسب و کارهای خرد روستایی با رویکرد آمیخته
دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 581-600
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.447429.2181
حسن حبیبی ماچیانی، آذر اسکندری چراتی، محمدرضا نعیمی، رضا یازرلو
چکیده این پژوهش با هدف تبیین جامعه شناختی نقش صندوقهای کارآفرینی امید، در توسعه کسبوکارهای خرد انجام شده است. روش پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات از مصاحبه و پرسشنامه و برای پایایی و روایی در بخش کیفی از پایایی ترکیبی و در بخش کمی از روایی همگرا و واگرا استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی شامل 416 کسب و کار خرد روستایی که از خدمات صندوقهای امید در سال 1402 استفاده کرده اند میباشند. حجم نمونه در بخش کیفی 18 نفر از مدیران است. ابتدا با 6 نفر از مدیران صندوقهای کارآفرینی امید و سپس با 12 نفر از مدیران شرکت های کسب و کار خرد در روستاهای استان گیلان به روش اصل اشباع نظری مصاحبه شد که در نهایت محقق را به یک مدل نظری با 6 مؤلفه اصلی جامعه شناختی رساند. فرضیات با استفاده از نرمافزار SPSS مورد آزمون قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که فرضیه اول در مورد گروه مدیران سطح معناداری 001/0 بوده که رضایت مدیران معنادار نشده است. سایر فرضیات در مورد دوگروه (مدیران صندوقها و مدیران شرکت ها) سطح معناداری کمتر از 05/0 یعنی (000/0) بود. در نتیجه برای رتبه بندی مؤلفه ها از روش آزمون تفاوت میانگین استفاده شد و مؤلفه های امنیت اجتماعی با مقدار 173/30 رتبه اول، مشارکت اجتماعی با مقدار 50/28 رتبه دوم، سرمایه اجتماعی با مقدار 18/28 رتبه سوم، عدالت اجتماعی با مقدار 34/25 رتبه چهارم، رضایت اجتماعی با مقدار 84/20 رتبه پنجم، و همبستگی اجتماعی با مقدار 34/16 رتبه ششم را حائز شدند. پیشنهاد می گردد با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران صندوقها در پرداخت وام برای راه اندازی کسب و کارهای روستایی استان گیلان که موجب توسعه عدالت روستاییان می شود، اعطای وام به افراد بی سرپرست را در نظر داشته باشند. همچنین برای توسعه رضایت روستاییان، پرداخت وام به بیکاران در اولویت قرار گیرد. و در نهایت در صندوقهای امید استان گیلان، برای پرداخت وام به متقاضیان از کارشناسان متخصص استفاده شود.
بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی در تعاونیهای تولید کشاورزی فعال و غیرفعال شهرستان اردبیل
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 371-389
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.65731.1602
اصغر باقری، نیر امامی، مهناز محمدزاده
چکیده تعاونیها با تقویت سرمایه اجتماعی، نقش مهمی در بهبود فعالیت مؤسسات اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی و ارتقاء اثرگذاری آنها ایفاء میکنند. هدف مقاله حاضر مطالعه مقایسهای وضعیت سرمایه اجتماعی در تعاونیهای تولید کشاورزی فعال و غیرفعال شهرستان اردبیل است. این تحقیق از نوع کاربردی بوده، به روش پیمایشی و به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق اعضای هشت تعاونی تولید کشاورزی شهرستان اردبیل (تعاونیهای فعال و غیرفعال) به تعداد 2009 نفر میباشند. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 180 نفر برآورد شد. نمونهگیری به روش طبقهای با انتساب متناسب انجام گرفت ابزار تحقیق، پرسشنامه بوده که روایی آن به روش محتوایی و با استفاده از نظرات کارشناسان اداره تعاون و اساتید دانشگاه تأیید گردید. پایایی ابزار سنجش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد که مقدار آن برای متغیرهای مختلف بین 720/0-938/0 به دست آمد. نتایج آزمون مقایسه میانگینها نشان داد در ارتباط با تمام مولفههای سرمایه اجتماعی اختلاف معناداری بین تعاونیهای فعال و تعاونیهای غیرفعال وجود دارد بهطوری که اعضای تعاونیهای فعال نسبت به تعاونیهای غیرفعال از سطح سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند. وضعیت غالب سرمایه اجتماعی در تعاونیهای فعال در سطح عالی بوده و در تعاونیهای غیرفعال در سطح متوسط شناسایی گردید. همچنین در تعاونیهای فعال اختلاف معنیداری در میانگین سرمایه اجتماعی بر اساس متغیرهای زمینهای جنسیت، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و سابقه عضویت شناسایی شد. در تعاونیهای غیرفعال این تفاوتها معنیدار نبود.
تحلیل نقش سرمایه اجتماعی در زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 415-441
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.29632.1379
حسن افراخته، حمید جلالیان، آرزو انوری، ایوب منوچهری
چکیده سکونتگاههای روستایی همواره در گذر زمان دچار تغییر و تحولات از ابعاد گوناگون هستند، این تحولات میتواند قابلیتهای زیستپذیری و کیفیت زندگی این سکونتگاهها را ارتقاء بخشد. در دهههای اخیر یکی از تحولاتی که روستاهای پیراشهری با آن روبرو بودهاند این است که با گسترش فیزیکی شهرها در شهر ادغام شدهاند. این ادغام باعث تحولات چشمگیری در ابعاد مختلف روستاها شده است و میتواند در ارتقاء یا تنزل زیستپذیری روستاها مؤثر واقع گردد. هدف اصلی این تحقیق تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب میباشد. گردآوری دادهها با مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 6 روستای ادغام شده به شهر میاندوآّب میباشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است، تعداد نمونه 377 مورد بوده است، نمونهگیری برای گردآوری اطلاعات به صورت تصادفی ساده بوده است. برای تحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره و رگرسیون وزنی جغرافیایی استفاده شد. نتایج نشان داد در شهر میاندوآب روستاهایی که فاصله نزدیکتری به شهر داشتهاند و نسبت به سایر مسیرهای ارتباطی شهر از موقعیت مناسبتری در ارتباط با سایر شهرهای منطقه برخوردارند، مهاجرپذیرتر بوده و ضریب سرمایه اجتماعی در آنها منفی بوده است. پایین بودن سرمایه اجتماعی در این روستاها باعث شده تا سطح زیستپذیری آنها نیز کاهش یابد.
بررسی نقش سرمایه اجتماعی بر نیت و رفتار حفاظت از آب کشاورزی در شهرستان الشتر
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 237-253
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38659
فاطمه رحیمی، مسعود یزدان پناه، معصومه فروزانی، سعید محمد زاده، رابرت بورتن
چکیده هدف کلی این پژوهش، بررسی نیت و رفتار حفاظت از آب توسط کشاورزان در شهرستان الشتر از طریق مبنا قرار دادن سرمایه اجتماعی بود. جامعهی آماری این پژوهش، کشاورزان شهرستان الشتر به تعداد 6000 نفر بودند که بر اساس نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی طبقهای انتخاب گردیدند و بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونهای 360 نفری از آنان برای تحقیق انتخاب شدند. تحلیل رگرسیون سرمایه اجتماعی مؤثر بر نیت و رفتار حفاظت از آب کشاورزی نشان داد، متغیرهای اعتماد به نهادهای اجتماعی، ارتباطات برون محلی و ارزش زندگی عوامل مرتبط در رابطه با پیش بینی نیت حفاظت از آب کشاورزان میباشند، این متغیرها در مجموع قادرند، 40% از نیت حفاظت از آب را تبیین کنند. از طرفی دو متغیر تحمل تنوع و ارتباطات برون محلی قادرند تغییر در متغیر رفتار حفاظت از آب کشاورزان را در سطح معنیداری پیشبینی نمایند، این متغیرها در مجموع قادرند 41% از رفتار حفاظت از آب کشاورزان را پیشبینی نماید. در نهایت، بر اساس نتایج تحقیق پیشنهاداتی جهت مصرف بهتر آب توسط کشاورزان ارائه گردید.
