موضوعات = جغرافیا و برنامه ریزی روستایی
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل سطح پایداری محیطی سکونتگاه‌‌های روستایی در شهرستان خرمدره

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 155-173

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38655

وحید ریاحی، فرهاد عزیزپور، آذر نوری

چکیده   پایداری محیطی سکونتگاه‌های روستایی بر مبنای نگرشی سیستمی، می‌تواند با تحقق بخشی به توسعه‌ای پایدار، در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی در نواحی روستایی معنا شود. دستیابی به‌ چنین هدفی، نیازمند توجه به عناصر و عوامل اثرگذار در قالب مجموعه‌ی شاخص‌های پایداری است. پژوهش حاضر با هدف سنجش و تحلیل عوامل پایداری سکونتگاه‌های روستایی در سه بعد محیطی، اجتماعی و اقتصادی در چارچوب فرآیند تحلیل شبکه تصمیم‌گیری چند معیاره و تبیین پیوندهای بین عناصر و عوامل فعال و مؤثر در این زمینه است که در ناحیه روستایی شهرستان خرمدره از استان زنجان انجام شده‌است. از مجموع 1143 خانوار، 287 خانوار از چهار روستای رحمت‌آباد، الوند،  باغ دره و سوکهریز (از 15 روستا) شهرستان خرمدره به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس، مورد بررسی قرارگرفته و در فرآیند انجام آن، پس از محاسبه وزن‌ها، تفاوت در میزان پایداری ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی نواحی روستایی این شهرستان مشخص شده است. در این پژوهش، جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه و میدانی از طریق تهیه پرسشنامه و برای تحلیل از تکنیک‌های T تک نمونه‌ای، ویکور و تحلیل مسیر استفاده شده‌است. پژوهش انجام‌شده نشان‌داد که پایداری محیطی در ناحیه مورد مطالعه در سطح نیمه مطلوب قرار دارد. در بین ابعاد مختلف مؤثر بر پایداری محیطی، به ترتیب بعد کالبدی بیشترین تأثیر و سپس به ترتیب ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطی بیشترتن تأثیر را داشته‌اند. ضعف توجه نظام سیاست‌گذاری به ابعاد اجتماعی – فرهنگی و زیست‌محیطی به‌ویژه در عمل و بهره‌برداری بدون برنامه و شتابان از منابع تولید مهم‌ترین عوامل مؤثر بر این وضعیت در دو بعد مذکور است. کارگزاران نظام برنامه‌ریزی در اسناد برنامه‌ای بر پایداری اجتماعی – فرهنگی به‌ویژه زیست‌محیطی تأکید دارند. البته، در این میان نبایستی به نقش روستاییان در بهره‌برداری شتابان از منابع (بدون آموزش لازم) بی‌توجه بود.  

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل پایداری مساکن نوساز روستایی در روستای پل‌بابا حسین

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 175-192

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38656

جیران چام چام، علی اصغر میرک زاده، عباس مهروان

چکیده نوسازی مساکن روستایی بر‌مبنای اصول پایداری از مهم‌ترین پیش‌نیازهای توسعه‌ی پایدار روستایی است. دستیابی به این مهم جزء با شناخت دقیق جایگاه مساکن روستایی در طیف پایداری و برنامه‌ریزی طرح‌های روستایی بر‌مبنای آن امکان‌پذیر نمی‌باشد. از طرفی بررسی میزان پایداری ابعاد مختلف مسکن روستایی نقش تعیین کننده‌ای در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با چگونگی پیشبرد این طرح در راستای توسعه پایدار روستایی خواهد داشت. لذا در تحقیق حاضر به بررسی و مقایسه‌ی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی- فنی و کالبدی مساکن نوساز روستایی با رویکرد پایداری، پارادایم کمی و روش مطالعه‌ی موردی پرداخته شد. جامعه‌ی آماری تحقیق تمام افراد ساکن روستای پل باباحسین از روستاهای شهرستان خرم‌آباد بوده که خانه‌های خود را نوسازی کرده و به صورت تمام‌شماری مورد مطالعه قرار گرفتند (125N=). نتایج تحقیق نشان داد در 4 بعد اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی-فنی و کالبدی، مساکن نوساز روستای روستای پل‌بابا حسین هرچند به میزان کم به سمت پایداری متمایل بوده، با این حال شاخص ترکیبی اقتصادی نوسازی مساکن روستایی نسبت به سایر شاخص‌ها پایدارتر به دست آمد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل مکانی- فضایی سطوح توسعه‌یافتگی دهستان‌های شهرستان بویراحمد

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 193-214

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38652

حسن افراخته، سید امیر توفیقیان اصل

چکیده شناسایی ساختار سطوح توسعه‌یافتگی نواحی و توان‌های محیطی آن‌ها به منظور توزیع فضایی عادلانه منابع و خدمات در پهنه ملی و ناحیه‌ای در راستای توسعه یکپارچه از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. از این رو هدف اصلی این پژوهش تعیین سطوح توسعه‌یافتگی دهستان‌های شهرستان بویراحمد می‌باشد. به این منظور، با استفاده از 55 متغیر در قالب هفت شاخص اقتصادی، بهداشتی- درمانی، آموزشی، اداری- سیاسی، ارتباطات، کالبدی- فضایی و فرهنگی- تفریحی که لازمه شناخت توسعه روستایی است، با روش توصیفی- تحلیلی و سنجش کمی داده‌ها و با بهره‌گیری از مدل موریس به تعیین میزان پراکندگی فضایی خدمات در دهستان‌های ناحیه اقدام شده است. نتایج نشان داد که تفاوت‌های فضایی نسبتاً زیادی در سطوح توسعه‌یافتگی نواحی روستایی شهرستان وجود دارد؛ به گونه‌ای که میانگین ضریب توسعه‌یافتگی دهستان‌ها در شاخص‌های اقتصادی و بهداشتی- درمانی (26/25 و 02/28) بسیار کمتر از میانگین ضریب توسعه‌یافتگی آموزشی (7/53) آن است و از مجموع 11 دهستان شهرستان، تنها دهستان سررود جنوبی از سطح توسعه‌یافتگی بالایی برخوردار بود و دهستان‌های کاکان، چین و چنار  در سطح توسه‌یافتگی پایین قرار دارشتند. همچنین محروم‌ترین و توسعه‌یافته‌ترین دهستان در بخش مرکزی قرار داشتند که دلیل آن را می‌توان در تمرکز جمعیت، تشدید مهاجرت‌ها، دوری و نزدیکی به مرکز شهرستان جستجو کرد. در مجموع، بخش مارگون (شامل دهستان‌های زیلایی و مارگون) نسبت به سایر بخش‌های شهرستان در تمامی شاخص‌های مورد مطالعه توسعه‌یافته تر بودند. در حقیقت، نواحی که دچار رکود در سیر پیشرفت خود شده‌اند، خواهان توجه به فضا و تخصیص منابع و برنامه‌ریزی بخشی می‌باشند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

مکان یابی استقرار تعاونی های فرآوری محصولات کشاورزی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 435-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15058

عادل سلیمانی، حسن افراخته، رفعت سلیمانی

چکیده تبیین و شناسایی مناطق دارای پتانسیل‌های اقتصادی، به‌ویژه در عرصه تولید و فرآوری محصولات کشاورزی و سرمایه‌گذاری هدفمند در مناطق روستایی، یکی از مباحث مهم برنامه‌ریزی روستایی و منطقه‌ای محسوب می‌شود که نقش ارزنده‌ای در افزایش اشتغال، درآمد، بهره‌وری و بهبود معیشت روستائیان کشور ایفا می‌کند. در این راستا، هدف کلی پژوهش حاضر اولویت‌بندی مکان استقرار تعاونی‌های فرآوری محصولات کشاورزی در مناطق روستایی پنج استان غرب کشور (کرمانشاه، کردستان، ایلام، لرستان و همدان) با استفاده از تکنیک TOPSIS است. به این منظور یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر بر استقرار تعاونی‌ها در مناطق روستایی غرب کشور، یعنی دسترسی به مواد اولیه انتخاب گردید و برای تعیین وزن شاخص‌ها ضمن بررسی ادبیات تحقیق،‌ با استفاده از تکنیک گلوله برفی و روش نمونه‌گیری هدفمند، 11 نفر از اساتید، خبرگان و کارشناسان صنایع فرآوری محصولات کشاورزی انتخاب و از نظرات آنان بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس شاخص دسترسی به مواد اولیه این صنایع، مناطق روستایی استان‌های کرمانشاه و همدان، از بالاترین رتبه استقرار تعاونی‌ها بر اساس روش تاپسیس برخوردار بودند و مناطق روستایی استان‌های لرستان، کردستان و ایلام به ترتیب در اولویت‌های سوم تا پنجم قرار گرفتند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

نگرش گندمکاران در خصوص یکپارچه‌سازی اراضی و راهکارهای متناسب از دیدگاه آنان (مورد مطالعه: گندمکاران روستاهای شهرستان هشترود)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 41-60

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13410

علی شمس، جواد احدزاده، علیرضا عباسی، زهرا هوشمندان مقدم فرد

چکیده دستیابی به توسعه کشاورزی نیازمند طراحی و اجرای برنامه‌ها و استراتژی‌های صحیحی است که گام اول تدوین برنامه‌ها نیز شناسایی وضعیت موجود از بعد توانمندی‌ها و مشکلات می‌باشد. پراکندگی و قطعه‌قطعه بودن اراضی کشاورزی یکی از مهم‌ترین این مشکلات می‌باشد. تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر باهدف بررسی نگرش گندم کاران شهرستان هشترود در خصوص یکپارچه‌سازی و راهکارهای متناسب برای یکپارچه‌سازی از دیدگاه آن‌ها در سال 1392 صورت گرفت. اعتبار و روایی ابزار تحقیق (پرسشنامه) با استفاده از نظرات اساتید و کارشناسان مرتبط تأیید و پایایی آن نیز از طریق مطالعه مقدماتی و محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 85/0 و 80/0 برای بخش نگرش و راهکارها به‌دقت آمد. جامعه آماری را کلیه گندم کاران نواحی روستایی شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی تشکیل می‌دادند که 186 گندم‌کار به‌عنوان نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای تصادفی از 15 روستای این شهرستان انتخاب و موردمطالعه واقع شدند. نتایج نشان‌داد که اکثریت گندم کاران (7/67 درصد) نسبت به یکپارچه‌سازی نگرش نامساعدی دارند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین سابقه کشاورزی با نگرش گندم‌کاران رابطه مثبت و معنی‌دار ولی بین تعداد قطعات کل با نگرش رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. نتایج تحلیل عاملی نیز نشان‌داد که چهار عامل اقدامات بازدارنده، اقدامات مشاعی-تعاونی، اقدامات حمایتی- تسهیلاتی و اقدامات انگیزشی- ترویجی 9/59 درصد از واریانس کل مربوط به راهکارهای یکپارچه‌سازی را تبیین کردند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی رفاه اجتماعی در مناطق روستایی مطالعه موردی: دهستان خیر(شهرستان استهبان)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 121-140

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13422

سعیدرضا اکبریان رونیزی، عباس رجایی، مهدی رمضان زاده لسبویی

چکیده توسعه روستایی از مهم‌ترین فرآیندهایی است که در کشورهای مختلف جهان همواره مورد توجه است. دستیابی به توسعه نواحی روستایی در هر جامعه‌ای نیاز به شناخت مؤلفه‌های مختلف و تأثیرگذار بر آن است. ازجمله این مؤلفه‌ها رفاه اجتماعی می‌باشد که در سایه آن می‌توان بسیاری از مسائل و مشکلات خصوصاً عدم تمایل به ماندگاری در روستاها را کاهش‌داد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با هدف ارزیابی و تعیین سطح رفاه اجتماعی در سکونت‌گاه‌های روستایی دهستان خیر (شهرستان استهبان) تدوین‌یافته است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر روش اسنادی و میدانی (ابزار پرسشنامه) است. جامعه آماری پژوهش ساکنان هر 12 روستای مستقر در دهستان موردمطالعه است که با بهره‌مندی از روش کوکران تعداد 313 نفر به‌عنوان حجم نمونه تحقیق انتخاب شدند. به‌منظور تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری (توصیفی ـ استنباطی)، روش موریس و تاپسیس استفاده ‌شده‌است. نتایج به‌دست‌آمده حکایت از وجود شکاف عمیق بین وضعیت رفاه اجتماعی در روستاهای دهستان دارد. به‌طوری‌که این میزان بین 11/0 تا 95/0 در نوسان است. درمجموع رفاه اجتماعی در روستاهای دهستان از حد متوسط بالاتر (برابر 596/0) می‌باشد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که بین رفاه اجتماعی روستاها با دو معیار تعداد جمعیت و خدمات رابطه معنادار مستقیم آماری وجوددارد و نیز بین فاصله از مرکز شهرستان و رفاه اجتماعی روستاها رابطه معنادار غیرمستقیم آماری وجود دارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تأثیر صنایع تبدیلی کشاورزی بر وضعیت زندگی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان بهار)

دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 43-59

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10457

کریم نادری مهدیی، حمید محمودیان، حشمت اله سعدی

چکیده تحقیقات مختلف تأثیر مثبت استقرار صنایع در روستاها را بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی نشان داده و آن را موجب توسعه مناطق روستایی و توسعه ملی عنوان می‌کنند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر صنایع تبدیلی کشاورزی بر وضعیت زندگی روستاهای شهرستان بهار بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری، خانوارهای ساکن در روستاهای شهرستان بهار از استان همدان بود. جهت بررسی اثرات استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی تعداد 10 روستا (پنج روستا دارای صنایع تبدیلی و پنج روستا فاقد صنایع تبدیلی) به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری طبقه ای چند مرحله ای با در نظر گرفتن نسبت خانوار در هر روستا بود و تعداد نمونه‌ها توسط فرمول کوکران بدست آمد (3249N= و 353n=). روایی و پایایی پرسشنامه نیز به ترتیب توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی و با محاسبه آلفای کرونباخ (آلفا = 899/0) تایید شد. نتایج بدست آمده حاکیست استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در روستاها تاثیر مثبت بر وضعیت امکانات رفاهی داشته است؛ همچنین یافته‌های تحقیق نشان داد که صنایع تبدیلی کشاورزی منجر به تفاوت معنی‌دار کیفیت زندگی در بین دو گروه روستاها شده است، به طوری که سطح کیفیت زندگی در روستاهای دارای صنایع تبدیلی بالاتر بود. نتایج تحقیق نشان داد استقرار صنایع تبدیلی در روستا منجر به رونق بخش کشاورزی و تولید محصولات مشابه صنایع تبدیلی توسط اهالی روستا  شده و همین امر، باعث بهبود وضعیت درآمد آن‌ها شده است.