بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی در شرکت های تعاونی روستایی استان اصفهان (مورد مطالعه: محصول سیبزمینی)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 319-332
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.201369.1816
محمد مهتری آرانی، ابوالفضل باغبانی آرانی، یاسر مقصودی گنجه، سعید عبدالمنافی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی (مورد مطالعه: محصول سیبزمینی) در شرکتهای تعاونی روستایی استان اصفهان است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات پیمایشی قرار میگیرد. جامعه آماری شامل شرکتهای تعاونی روستایی استان اصفهان به تعداد 150 شرکت که در سال 1397 انجام گرفت و از این تعداد، مطابق با جدول کرجسی-مورگان، 110 شرکت به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق پرسشنامه استاندارد 44 پرسشی است که میزان آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه برابر با 78/0 میباشد. در این تحقیق از نرم افزار Spss، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون برای تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده استفاده گردید. همچنین از آزمون فریدمن برای رتبهبندی عوامل مؤثر بر برندسازی محصولات کشاورزی در قالب سه دسته دولت، تولیدکننده و مصرفکننده در نمونه مورد مطالعه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل مؤثر بر برندسازی بهترتیب دولت، تولیدکننده و مصرفکننده این محصول میباشد. نتایج آزمون رگرسیون بهترتیب حاکی از تأثیر 32، 24 و 22 درصدی نقش دولت، تولیدکننده و مصرفکننده بر برندسازی محصول سیبزمینی میباشد. از عوامل مؤثر مربوط به دولت میتوان به اهرمهای حمایتی دولت، اعطای تسهیلات و الزام به برندسازی محصولات کشاورزی اشاره نمود. همچنین نتایج نشان داد که عوامل مؤثر بر برندسازی از منظر تولیدکنندگان شامل آگاهی به برندسازی با تأثیر مثبت و قیمت تمام شده محصول سیبزمینی و هزینههای ایجاد نام تجاری، تأثیر منفی را بر برندسازی محصول دارند. علاوه براین مصرف کننده نهایی نیز با مولفههای کیفیت و نوع بستهبندی با تأثیر مثبت و تک فروشی محصول و قیمت با تأثیر منفی در برندسازی محصول سیبزمینی مؤثر است.
تحلیل شبکهای جریانهای فضایی حاکم بین شهر و سکونتگاههای روستایی دهستان زبرخان (شهرستان نیشابور)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 115-133
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.163570.1766
نسیبه حسینی، وحید ریاحی
چکیده روابط و تعاملات گوناگون و پیوستهای میان شهر و روستا وجود دارد. از اینرو نمیتوان مناطق روستایی و شهری را در مطالعات و برنامهریزیها به صورت جداگانه و منفک مورد بررسی قرار داد. بر این اساس، هدف اصلی تحقیق شناسایی جریانات فضایی درونی و بیرونی سکونتگاههای روستایی و شناسایی نقش و اثرگذاری جریانات فضایی بر شکلگیری و تحول سازمان فضایی است. در این تحقیق جریانهای فضایی که عاملی تعیینکننده در شکلپذیری سازمان فضایی ناحیه مورد مطالعه هستند با رویکرد شبکهای تحلیل شده است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت، اکتشافی و بر مبنای روش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل 122 نفر از کارشناسان و مدیران شهری و روستایی سکونتگاههای دهستان زبرخان است که از میان آنها به صورت تصادفی تعداد 74 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. دادهها و اطلاعات اولیه مورد نیاز با استفاده از روش میدانی، فن پرسشگری و با ابزار پرسشنامه جمعآوری شده است. دادههای ثانویه نیز با مراجعه به سازمانها و نهادهای متولی به دست آمده است. سپس دادهها و اطلاعات در چارچوب پارادایم شبکهای و با فن تحلیل شبکه و از طریق نرم افزارNodeXL تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد که عدم توزیع مناسب خدمات و امکانات و نبود تعادل فضایی سببساز افزایش جا به جایی و حرکت بین سکونتگاههای انسانی در سطح دهستان شده است. از اینرو سه سکونتگاه قدمگاه، باغشن و درود با رتبههای اول تا سوم به مکانهای اصلی تردد درون ناحیهای تبدیل شدهاند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل جریانها بیانگر آن است که الگوی جریانها به صورت روابط یکسویه است و پیوندهای مکمل، دوسویه و همافزا شکل نگرفته است. این الگو مطابق با نظریه قطب رشد است و هنوز با الگوی شبکه منطقهای فاصله زیادی دارد.
بررسی پیامدهای مکانی و فضایی خشکسالی اقلیمی در مناطق روستایی شهرستان کازرون
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 145-157
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.171481.1779
غریب فاضل نیا، حسنعلی جهانتیغ
چکیده خشکسالی به عنوان پدیدهای اجتناب ناپذیر از دیرباز گریبانگیر مناطق روستایی کازرون بوده و خسارات زیادی را برای روستائیان در پی داشته است. بدود تردید، نخستین گام برای مقابله با آثار زیانبار خشکسالی، شناخت و درک عمیق اثرات آن میباشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر برای مطالعه و تحلیل پیامدهای مکانی و فضایی خشکسالی در مناطق روستایی شهرستان کازرون در بازۀ زمانی 1397-1375 صورتبندی شده است. در این تحقیق برای محاسبات مختصات خشکسالی اقلیمی از شاخصهای (SPI)، (DR) و (PNPI) استفاده شده است. این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد تحلیلی است که با بهرهگیری از نرم افزار SPSS، به تعیین رابطه بین مقدار بارش و عملکرد تولید گندم و حرکات جمعیتی میپردازد. نتایج نشان میدهد که بین میزان بارندگی و میزان تولید گندم رابطه معنیدار و مثبتی برقرار میباشد، بطوریکه با کاهش بارندگی بهطور متوسط، سالانه 5/25 کیلوگرم کاهش عملکرد در هکتار پدید آمده، که در نهایت به کاهش درآمد روستائیان و عدم توسعۀ روستایی میانجامد. همچنین نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان میدهد که بین میزان بارش و مهاجرتهای روستایی با مقدار ضریب همبستگی 763/0 - و سطح خطای کمتر از (010/0) رابطه معنیداری وجود دارد، بطوریکه با کاهش میزان بارندگی، مهاجرتهای روستایی افزایش یافته که این امر خود تاکنون باعث خالی از سکنه شدن 59 روستا شده است.
بررسی اثر بازارچههای مرزی در کیفیت زندگی مناطق روستایی مطالعه موردی: بازارچه مرزی تمرچین پیرانشهر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 491-511
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.136303.1741
یعقوب اسفرم، حسن استحکام، مریم شامانیان، رضا اسدی
چکیده در چند دهه اخیر، مفهوم کیفیت زندگی به عنوان یکی از اساسیترین مفاهیم توسعه که به بررسی و ارزیابی رفاه فردی و جامعه میپردازد مورد توجّه محققان، برنامهریزان و دولتها قرار گرفته است. لذا هدف این پژوهش تحلیل و بررسی اثرات بازارچه مرزی تمرچین روی مؤلفههای کیفیت زندگی دهستان پیران میباشد. روش این پژوهش توصیفی– تحلیلی مبتنی بر دادههای میدانی میباشد. جامعه آماری در این پژوهش روستاهای دهستان پیران از توابع بخش مرکزی پیرانشهر میباشد. براساس روش نمونهگیری طبقهبندی شده تصادفی تعداد 300 پرسشنامه تکمیل شد. یافتهها نشان میدهد؛ کیفیت آموزش، کیفیت اوقات فراغت، کیفیت سلامت و بهداشت، پایینتر از حد متوسط ارزیابی شدهاند یعنی بازارچه مرزی تأثیری روی ارتقای این مؤلفههای کیفیت زندگی نداشته است. کیفیت زیرساختها، اشتغال و درآمد و کیفیت محیط سکونتی در حد متوسط ارزیابی شده است و نشان میدهد که بازارچه مرزی تا حدودی روی این مؤلفهها تأثیر گذاشته است. همچنین نتایج نشان میدهد روستای شین آباد بالاترین و روستای بادآباد پایینترین کیفیت زندگی را دارا میباشند.
آیندهپژوهی توانمندسازی روانشناختی روستاییان در تغییر الگوی معیشت (مطالعه موردی: منطقه سیستان)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 513-530
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.118074.1709
محمودرضا میرلطفی، محمد ملاشاهی
چکیده یکی از رویکردهای رسیدن به توانمندسازی روانشناختی روستاییان توجه به روحیات و انگیزههای آنها میباشد که به افراد این امکان را میدهد تا با نگاه آیندهپژوهی سرشار از رویدادها، روندها، تصویرها و اقدامها، خواسته فعلی خود را بر اساس نیازهای آتی سنجیده و در جهت تغییر الگوی معیشت اقدام کنند. در این راستا هدف پژوهش حاضر، آیندهپژوهی توانمندسازی روانشناختی روستاییان در تغییر الگوی معیشت آنها میباشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش به صورت توصیفی- تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه خانوارهای روستایی منطقه سیستان که براساس آمار سال 1395 برابر با 60075 خانوار در 796 نقطه روستایی میباشد. ابتدا بر اساس فرمول شارپ 40 روستا انتخاب شده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح 95 درصد برابر 321 خانوار تعیین گردید که برای تکمیل پرسشنامه به صورت تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای پیرسون، رگرسیونهمزمان و گام به گام در نرمافزار spss22 مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیلهای فضایی و ترسیم نقشهها نیز از نرمافزار GIS10.1استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که رابطه معناداری بین توانمندسازی روانشناختی روستاییان و تغییر الگوی معیشت آنها وجود دارد بهطوریکه پیشران روانشناختی با شدت متوسط و واریانس 4/45 درصد در تغییر الگوی معیشت روستاییان مؤثر است.
تحلیل امنیت اجتماعی و اثرات آن در توسعه گردشگری مورد مطالعه: روستای سراب هرسم- شهرستان اسلام آباد غرب
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 383-395
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.111607.1690
وکیل حیدری ساربان، سهیلا باختر، عبدالرضا خوش رفتار
چکیده امروزه امنیت مهمترین و اساسیترین اصل در تدوین راهبرد توسعه گردشگری در جهان قلمداد میشود. امنیت و گردشگری، پارامترهای یک معادله هستند که نسبتی مستقیم با هم دارند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی و ارزیابی تأثیر امنیت اجتماعی بر توسعه گردشگری روستای هدف گردشگری سراب هرسم از توابع شهرستان اسلامآباد غرب انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، اهالی روستای سراب هرسم با جمعیت 473 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 112 نفر برآورد گردید. شاخصهای در نظر گرفته شده برای تنظیم پرسشنامه در چهار زمینه امنیت بهداشت و سلامت، امنیت جانی و مالی، امنیت ارتباطی و توسعه گردشگری در قالب 43 گویه تنظیم گردید. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS، پایایی کل پرسشنامه تحقیق 82/0بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS20 بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها بیانگر این است از بین شاخصهای امنیت اجتماعی، شاخص امنیت بهداشت و سلامت بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری داشته است و شاخص امنیت ارتباطی کمترین تأثیر را دارا بوده است و در مجموع امنیت اجتماعی توانسته است باعث توسعه گردشگری در روستا گردد.
بررسی عوامل مؤثر بر تحولات ساختاری- کارکردی سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: بخش کردیان- شهرستان جهرم)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 173-196
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.80666.1642
وحید ریاحی، صدیقه کرمی نسب، مقصود بیات
چکیده سکونتگاههای انسانی تحت تأثیر عوامل و نیروهای فضاساز، همواره با تأثیرپذیری از فرآیندهای درونی و بیرونی مختلف در حال تغییر و تحول بودهاند. در این میان سکونتگاههای روستایی، بهعنوان جزئی از نظامهای جغرافیایی، که خود متشکل از اجزای مرتبط به یک دیگرند، متأثر از موقعیت و جایگاه مکانی– فضایی، نحوه تعامل یا ارتباط (درونی و بیرونی در مقیاس محلی و منطقهای و ملی) خود، در گذر زمان همواره دستخوش تغییراتی بوده که ساختار و کارکرد نواحی روستایی را در مناطق مختلف کموبیش متحول ساخته است. تأثیربخشی نیروهای درونی و بیرونی به نوع و دامنه روابط و همچنین، ویژگیهای نهادهای اجتماعی روستا بستگی دارد. این نیروها بنیادهای اجتماع روستایی، چه بنیادهای محیطی– اکولوژیک و چه بنیادهای اجتماعی– اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تحولات ساختاری- کارکردی سکونتگاههای روستایی روستاهای بخش کردیان از توابع شهرستان جهرم است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی– تحلیلی بوده و از مجموع مطالعات میدانی وسیع، روش اسنادی و کتابخانهای برای جمعآوری اطلاعات استفاده شده است. بهمنظور بررسی تحولات ساختاری– کارکردی در این روستاها شاخصهایی در ابعاد مختلف (محیطی– اکولوژیکی، اجتماعی– فرهنگی، اقتصادی– معیشتی و کالبدی، فیزیکی) انتخاب شده است. جامعه آماری 1981 خانوار که با فرمول کوکران حجم نمونه 317 نفر برآورد گردید، ابزار پژوهش نیز پرسشنامه، ساکنان خانوار روستاها که روایی آن ازطرف عدهای از متخصصین تأیید شده، و برای تعیین میزان پایایی مقیاس اصلی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ میزان (77/0) استفاده شده است. پس از تهیه و تکمیل پرسشنامه، تجزیهوتحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه با استفاده از آزمون t و همبستگی اسپیرمن و تفاوت میان این شاخصها در تحولات روستاها مورد ارزیابی قرار گرفته شد. یافتهها نشان میدهد که در بعد محیطی– اکولوژیکی این روستاها شاهد افزایش چاههای عمیق، کاهش آبدهی چشمه و قنوات، تغییر در کاربری اراضی و از بعد اجتماعی با افزایش مهاجرفرستی و مهاجرپذیری، اقدام سیاستگذاریهای دولت، از بعد اقتصادی رکود صنایعدستی، امکان اشتغال در فعالیتهای خدماتی- صنعتی در بخش و خارج از بخش، از بعد کالبدی– فیزیکی تحول در شبکه معابر و تحول در ساختوساز مساکن روستایی در اثر گسترش مناسبات روستا- شهری مواجه بودهاند که این تحولات ساختاری تحولاتی در عرصههای کارکردی سکونتگاههای روستایی را بهدنبال داشته است.
ارزیابی و اولویتبندی معیارها و شاخصهای معیشت پایدار روستایی ایران با استفاده از روش دلفی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 217-232
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.98567.1677
فاطمه اسحاقی میلاسی، بیت الله محمودی
چکیده در دستیابی به معیشت پایدار روستایی شناخت دقیق و کامل عوامل مؤثر بر فرآیند شکلگیری و توسعه مناطق روستایی ضرورت دارد. در این راستا شناسایی و ارزیابی معیارها و شاخصهای پایداری معیشت روستایی میتواند راهگشا باشد. در این مطالعه سعی بر آن شد از طریق بررسی منابع کتابخانهای و سوابق مطالعاتی موجود معیارها و شاخصهای معیشت پایدار روستایی ایران شناسایی و مورد ارزیابی قرار گیرند تا با اولویتبندی آن بتوان به بررسی و ارزیابی معیشت در مناطق روستایی پرداخت. برای این منظور عوامل مؤثر بر معیشت پایدار روستایی در قالب گروه معیار، معیار و شاخصهای هر معیار و به صورت پرسشنامه تدوین گردید. سپس پرسشنامه تدوین شده برای متخصصین ارسال گردید و 11 متخصص که دارای تجربه علمی و عملی در حوزه توسعه پایدار روستایی بودند به ارزیابی معیارها و شاخصها در فرآیند دلفی پرداختند. در مرحله بعد با استفاده از ضریب اهمیت نرمال شده، غربال معیارها و شاخصهای موردنظر انجام پذیرفت. براساس نتایج بهدست آمده، گروه معیار اقتصادی با دارا بودن بالاترین ضریب اهمیت (338/0) مهمترین گروه معیار شناسایی شده است. دو معیار درآمد و هزینه و منابع آبی با ضرایب اهمیت نرمال شده 072/0 و 070/0 نسبت به سایر معیارها دارای اولویت و پس از آن معیار اشتغال و بهداشت و سلامت جامعه در رتبههای بعدی قرار دارند. در بین شاخصهای معیشت پایدار، شاخص درآمد خانوار با ضریب اهمیت نرمال شده 0084/. در رتبه اول قرار دارد و دو شاخص داراییها و هزینه خانوار با ضریب اهمیت یکسان (0081/0) در رتبه دوم قرار گرفته اند.
امکانسنجی احداث نیروگاه بادی در شهرستان تربتحیدریه جهت توسعه روستایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 223-265
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.102204.1682
احسان تقی زاده طوسی، محمد راستی، علی غلام ولوجردی، مالک امیدی
چکیده در این تحقیق پتانسیل احداث نیروگاه بادی در شهرستان تربتحیدریه و روستاهای اطراف آن و ضرورت ایجاد بادشکن در مناطق روستایی این شهرستان مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به وجود نیروگاه بادی در شهرستان نیشابور، با مقایسه سرعت وزش باد در دو شهرستان تربتحیدریه و نیشابور، پتانسیل امکان احداث نیروگاه بادی در شهرستان تربتحیدریه و روستاهای اطراف آن مورد بررسی قرار گرفته است. نمودار سرعت باد (به عنوان شاخص کیفیت باد برای تولید انرژی برق) در طی 11 سال برای دو شهرستان تربتحیدریه و نیشابور، ترسیم و مقایسه گردید. همچنین، ضرورت احداث نیروگاه بادی در روستاهای اطراف شهرستان تربتحیدریه و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آن در توسعه پایدار روستایی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. سرعت وزش باد در دو شهرستان با استفاده از دادههای سازمان هواشناسی، بهصورت خطی– نقطهای تهیه شد. برداشت دادهها در هشت بازه زمانی سهساعته در طول یک شبانهروز انجام گرفت. با تحلیل و بررسی سرعت وزش باد در 32120 بازه زمانی متوالی، مشخص گردید که میانگین سرعت وزش باد در شهرستان تربتحیدریه، در طول 11 سال اخیر (1385 الی 1395)، همواره بیشتر از بیشینه سرعت وزش باد در نیشابور میباشد. بنابراین نتایج حاصل از این تحقیق، نشان میدهد که شهرستان تربتحیدریه، بهخصوص روستاهایی که در حومه آن قرار دارند، پتانسیل احداث نیروگاه بادی را دارا میباشند.
تحلیل عدم تعادل فضایی توزیع خدمات اقتصادی، اجتماعی دهستان های استان قزوین
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 267-285
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.97416.1675
فرشته حاجی فتحعلی، مرضیه باقرعطاران
چکیده چگونگی توزیع امکانات در روستاها بیانگر سطح توسعهیافتگی مناطق بوده و تعادل در توزیع فضایی امکانات نیز میزان دسترسی جمعیت روستایی را در برخورداری از امکانات بیان مینماید. با توجه به اینکه در کشورهای توسعه نیافته به طور طبیعی قسمت عمدهی جمعیت در مناطق روستائی زندگی میکنند، شناخت ویژگیهای ساختاری سطوح توسعهیافتگی و آگاهی از ظرفیتها و توانمندیهای محیطی هر منطقه اهمیت زیادی دارد. به منظور حل مسائل ناشی از عدم تعادلهای منطقهای گام نخست شناخت و سطحبندی مناطق از نظر میزان برخورداری در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و خدماتی در فرآیند برنامه ریزی توسعه منطقهای میباشد که با این کار تنگناها و محدودیتهای مناطق مشخص شده و میتوان برای رفع آنها اقدام نمود. در این راستا هدف اصلی این پژوهش دستیابی به میزان توسعهیافتگی و یا محرومیت دهستانهای استان قزوین میباشد. جهت دستیابی به این هدف از روش توصیقی- تحلیلی و مدل اسکالوگرام استفاده شده است. میزان توسعهیافتگی دهستانهای استان قزوین از نظر 41 شاخص از جمله شاخصهای آموزشی، بازرگانی، فرهنگی، بهداشتی– درمانی، زیربنایی و ... مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که در این رتبهبندی از بین 46 دهستان موجود در استان قزوین، پیر یوسفیان در شهرستان البرز در رتبه اول قرار داشته و دهستان الموت پایین در شهرستان قزوین در رتبه آخر جدول قرار گرفته است. سپس با توجه به امتیاز بدست آمده دهستانها به چهار دسته برخوردار، نسبتا برخوردار، نیمه برخوردار و محروم تقسیمبندی شدهاند. دهستانهای محروم بیشتر در شهرستانهای قزوین و آوج قرار گرفته و دهستانهای برخوردار در شهرستان بوئین زهرا قرار گرفتهاند.
بررسی نقش فعالیتهای غیر زراعی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی مورد مطالعه: دهستان فضل، شهرستان نیشابور
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 51-66
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.53551.1541
مهدی چراغی، بهروز محمدی یگانه، سمانه سادات موسوی زارع
چکیده در بسیاری از کشورهای توسعهیافته و درحال توسعه، کشاورزی تنها منبع اشتغال و درآمد برای خانوارهای روستایی نیست بلکه فعالیتهای غیرکشاورزی نیز اهمیت بالایی دارند. در همین راستا توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی به افراد و خانوادهها این امکان را میدهد تا معیشت خود را تأمین نموده و استانداردهای زندگی خود را افزایش دهند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر درآمدهای غیرزراعی در امنیت غذایی خانوارهای محدوده مورد مطالعه انجام شده است. بر اساس هدف، پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش بهصورت توصیفی– تحلیلی میباشد. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان فضل واقع در شهرستان نیشابور میباشد. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 304 خانوار تعیین و پرسشنامهها با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک تکمیل شد. برای محاسبه میزان امنیت غذایی از روش (مقیاس ناامنی غذایی و استاندارد کالری) استفاده شده است. طبقهبندی وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی نشان میدهد، 9/56 درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، 3/30 درصد دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، 5/11 درصد دارای ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و 3/1 درصد خانوارها نیز دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید میباشند. در ادامه طبقهبندی امنیت غذایی خانوار در دهستان موردمطالعه بر اساس سبد کالای مصرفی نشان میدهد که 79/40 درصد از پاسخدهندگان، دارای امنیت غذایی و 21/59 درصد دارای ناامنی غذایی میباشند. همچنین نتایج مربوط به آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی جفت نشان میدهد که با افزایش فعالیتهای غیرزراعی نیز امنیت غذایی خانوارها افزایش پیدا میکند، بنابراین میتوان نتیجهگرفت که تنوع در دستیابی به منابع درآمدی غیر از بخش کشاورزی باعث افزایش دسترسی، دستیابی و ثبات در مصرف مواد غذایی و در نهایت تحقق امنیت غذایی میشود.
بررسی عوامل موثر برایجاد تعاونی های زنان روستایی (مطالعه موردی : سکونتگاههای روستایی بخش نیر و شهرستان ابرکوه استان یزد)
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 105-119
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.77561.1633
حسین خادمی
چکیده تعاونیهای روستایی ازجمله نهادهای اساسی در جوامع روستایی بهشمار میآیند که با بهکارگیری فنون و رهیافتهای مشارکتی نقش مؤثری در بهکارگیری نیروی کار زنان ایفا مینمایند. برهمین اساس مطالعه حاضر، با هدف بررسی و یافتن زمینههای ایجاد تعاونیهای تولیدی و خدماتی زنان در مناطق روستایی شهرستان ابرکوه و بخش نیر شهرستان تفت از توابع استان یزد انجام شده است. نوع تحقیق از نظر هدف کاربردی و در زمره تحقیقات توصیفی– تحلیلی و مبتنیبر پیمایش است. برای تعیین حجم نمونه آماری، از طریق جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان از میان زنان ساکن در محدوده مورد مطالعه، 72 نفر تعیین شد که از دو ویژگی متقاضی بودن برای ایجاد تعاونی و آشنا بودن با زمینههای کار و فعالیت برای زنان، برخوردار بودند. روش جمعآوری اطلاعات کیفی، استفاده از روش ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و برای اطلاعات کمی، از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان داد که 9/81 درصد زنان دیدگاه مثبت و موافقی در سطوح اجرایی زمینههای ایجاد تعاونیها داشته که مهمترین آنها را میتوان بخشهای کشاورزی، آموزش و خدمات برشمرد. به این معنی که آنان خواستار برعهده گرفتن نقشهای اجتماعی و اقتصادی بوده و عضویت در تعاونیهایی را ترجیح میدهند که مطابق با علاقه آنها باشد.
سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: دهستان حسنلو، آذربایجان غربی، ایران)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 427-452
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.67951.1609
شمسی صالح پور، حمید جلالیان
چکیده ارتقاء کیفیت زندگی یکی از مفاهیم محوری توسعه پایدار است که در تمام زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی، کالبدی و نهادی ظاهر میشود. هدف اصلی این مقاله سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی دهستان حسنلو از توابع شهرستان نقده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را دو گروه خانوارهای روستایی و مسئولان محلی تشکیل میدهد. برای تعیین حجم نمونه از مدل کوکران و برای نمونه گیری از نمونه گیری در دسترس و هدفمند استفاده شده است. گردآوری اطلاعات به صورت میدانی با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. دادههای جمعآوری شده با بهرهگیری از نرمافزار SPSS و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تی تک نمونهای، تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون توکی و مدل تصمیمگیری چند شاخصه WASPAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج کلی حاصل از مقایسه دیدگاههای مردم و مسئولین نشان داد که بهبود تمام شاخصهای مورد بررسی برای پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی ضروری به نظر میرسد. ازاینرو، بین نظرات هر دو گروه مردم و مسئولین همسانی وجود دارد. نتایج کلی پژوهش نشان داد سطح کیفیت زندگی در محدوده موردمطالعه پایینتر از حد متوسط (با امتیاز 91/2) است. همچنین نتایج تحلیل WASPAS نشان داد که روستاهای حسنلو، بارانی کرد و شیخ احمد به لحاظ کیفیت زندگی با رتبه یک، دو و سه در قیاس با سایر سکونتگاهها، در سطح پایداری متوسط قرار دارند.
تحلیل فضایی نابرابری های توسعه دهستان های منطقه مغان (موردمطالعه: شهرستان های پارس آباد،گرمی و بیله سوار)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 475-492
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81868.1649
سعیده علوی، حسین نظمفر، علی عشقی چهاربرج
چکیده شناخت امکانات و در پی آن تعیین سطوح برخورداری جامعه روستایی، نخستین گام در فرآیند برنامهریزی و توسعه برای این جامعه بهشمار میرود. از آنجا که توسعه مفهومی چندبعدی است بررسی سطوح و ابعاد مختلف توسعه و آگاهی از میزان برخورداری نواحی مختلف میتواند گامی مؤثر در برنامهریزی باشد. این امر نهتنها از بعد روستایی ، بلکه از جنبه منطقهای دارای اهمیت است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی میباشد. در این پژوهش 58 متغیر با استفاده از مدل پرومته و گایا براساس دادههای سال 1390 تحلیل شدهاست. نتایج حاصلاز پژوهش نشان میدهد دهستانهای قشلاق شمالی و ساوالان در رتبههای اول و دوم و دهستانهای اجارودشمالی، محمودآباد، اجارودمرکزی و انگوت شرقی در رتبههای آخر قرار دارند. از مجموع 19 دهستان موردمطالعه بهترتیب 3 دهستان برخوردار (35%)، 5 دهستان تقریباً برخوردار (30%)، 7 دهستان تقریباً نابرخوردار (26%) و 4 دهستان نابرخوردار (9%) میباشند. میان برخورداری و اندازه جمعیت دهستانها رابطه مستقیم وجود دارد درنتیجه دهستانهای برخوردار 35 درصد از جمعیت منطقه را در خود جای دادهاند این درحالیاست که 3 دهستان در گروه برخوردار قرار دارد. درحالیکه 4 دهستان گروه نابرخوردار 9 درصد از جمعیت منطقه را دارا میباشند. ادامه این روند، تخصیص اعتبارات و امکانات بیشتر به دهستانهای بزرگ، موجب خالی شدن روستاهای دهستانهای کوچک مقیاس خواهد شد و مشکلات زیادی بهبار خواهد آورد.
بررسی عوامل کلیدی اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر سرمایهگذاری کشاورزان در مدیریت پایدار زمینهای کشاورزی (موردمطالعه: دهستان میانکوهشرقی در استان لرستان)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 493-513
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.86923.1652
مهرشاد طولابی نژاد، سیروس قنبری، فاطمه دوستی مقدم، مهدی براهوئی اول
چکیده استفاده از شیوههای مدیریت زمین میتواند باعث کاهش فرسایش خاک، افزایش بهرهوری زمینهای کشاورزی و بهتبع آن افزایش تولیدات کشاورزی گردد. با اینحال عوامل مختلفی مانند فیزیکی، فنی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم کشاورزان برای استفاده از شیوههای مدیریت پایدار زمین را تحت تأثیر قرار میدهند. در تحقیق حاضر، با توجه به ظرفیت مالی و منابع انسانی به بررسی عوامل مهم اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر استفاده از شیوههای مدیریت زمینهای کشاورزی توسط کشاورزان در مناطق کوهستانی پرداخته شد. جامعه آماری شامل خانوارهای کشاورز است (514N=). با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری تصادفی ساده 200 خانوار بهعنوان نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. برای تحلیل دادهها و بهمنظور استخراج عوامل ناشی از دوران ماتریس، از تحلیل عاملی اکتشافی(EFA) استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که از میان هشت عامل مشخصشده بهوسیله تحلیل عاملی، چهار عامل بهطور قابل توجهی انجام شیوههای مدیریت پایدار زمین را تحت تأثیر قرار دادهاست: 1) دسترسی بهرهبرداران به خدمات پشتیبانی؛ 2) جایگاه و موقعیت خانوادگی؛ 3) تجربه و مدیریت مشارکتی؛ و 4) درآمد خانوار از فروش محصولات. لذا بهمنظور افزایش سرمایهگذاری باید خدمات حمایتی بیشتری در اختیار کشاورزان (بهخصوص اعتبارات خرد) قرارگیرد، همچنین اقدامات لازم جهت مشارکت بیشتر در زمینه مدیریت پایدار زمین (بهعنوان مثال، آموزش کشاورزان) انجامگیرد.
سنجش و تحلیل فضایی سطح توسعه یافتگی دهستان های استان همدان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 281-298
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.65892.1603
شاپور ظریفیان، سمیه لطیفی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین سطح توسعه یافتگی دهستانهای استان همدان با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری چند شاخصه انجام شده است. به منظور سنجش سطح توسعه دهستانها 53 شاخص در هشت گروه شاخصهای جمعیتی، زیربنایی، آموزشی، بهداشتی و درمانی، ارتباطی، خدماتی، اداری و سیاسی و اقتصادی و تولیدی تعریف و تنظیم گردید و وزن هر یک آنها با بهرهگیری از روشهای آنتروپی و AHP و تلفیق نتایج آنها تعیین شد. سپس سطح توسعه دهستانهای استان با استفاده از تکنیکهای TOPSIS، SAW و تاکسونومی عددی مشخص شد. برای رتبهبندی نهایی دهستانها نتایج حاصل از هر سه تکنیک با استفاده از روشهای میانگین رتبهها، بردا و کاپلند ادغام گردید و دهستانها براساس نتیجه نهایی رتبهبندی شدند. رتبهبندی نهایی دهستانهای استان همدان به لحاظ سطح توسعه یافتگی نشان داد، دهستانهای مهاجران شهرستان بهار، الوندکوه غربی شهرستان همدان و گرین شهرستان نهاوند در هر سه روش توسعه یافتهترین و دهستانهای گیان شهرستان نهاوند، کمازان سفلی شهرستان ملایر و گل تپه شهرستان کبودراهنگ توسعه نیافتهترین دهستانهای استان همدان میباشند. به لحاظ توسعه یافتگی بین دهستانهای استان نابرابری زیادی وجود دارد و توزیع خدمات و امکانات در سطح دهستانها براساس عدالت فضایی صورت نگرفته است. با توجه به نتایج بدست آمده توصیه میشود برنامهریزان و سیاستگذاران تلاش خود را معطوف به یافتن چرایی فاصلهها و شکافهای توسعهای دهستانهای استان نمایند و با ایجاد و تقویت مراکز خدماترسانی در سطح دهستانها و روستاهای مرکزی زمینه دستیابی به تعادل منطقهای در دهستانهای استان را فراهم آورند.
کاربرد مدل GODS در انتخاب محل مناسب دفن پسماند روستایی (مطالعه موردی: شهرستان کارون)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 391-403
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.50052.1524
سعید ملکی، محمود عبیات، علی کیومرثی
چکیده یکی از مسائلی که در امر مدیریت پسماند حائز اهمیت است، مبحث مکانیابی محل دفن پسماند و شیرابههای ناشی از آن در نواحی روستایی است. تاکنون در رابطه با ارزیابی آسیبپذیری آلودگی آبخوان با استفاده از این مدلها و یا مدلهای مشابه(مانندAvi و Sintacsو Siو...) مطالعات زیادی انجام شده است. اما باتوجه به اهمیت موضوع پسماند و تاثیر آن برمحیط اطراف و همچنین آلودگی آبهای زیرزمینی توسط شیرابه پسماندها، این مدلها به عنوان ابزاری توانمند جهت توصیف حفاظت از این چنین مناطقی است که متاثر از آلایندهها هستند. هدف اصلی از انجام این تحقیق کاربرد مدل Gods در انتخاب محل دفن پسماند است. در واقع محل دفنی انتخاب شود که کمترین تاثیر از آلودگی آبخوان را داشته باشد. روشهای گردآوری این پژوهش، اسنادی(کتابخانهای)، میدانی و روش مطالعه توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش از مدلGods جهت مکانیابی محل دفن پسماند روستایی استفاده شده است. باتوجه به نقشه آسیبپذیری آبخوان و با در نظرگرفتن میزان پتانسیل آلودگی -آبخوان در قسمتهای مختلف میتوان مکان مناسبی جهت دفن پسماند تعیین کرد. نتایج نشان میدهد با استفاده از مدل Gods در وضع موجود حدود % 6/1 درصد محدوده مورد مطالعه مجموعاً در وضعیت آسیبپذیری خیلیکم و قابل اغماض قرار گرفته که میتوان با در نظرگرفتن این نواحی مکانی مناسب جهت دفن پسماند تعیین کرد.
تحلیل نقش مدیریت محلی در کاهش آسیب پذیری کالبدی با رویکرد حکمروایی خوب(مطالعه موردی: دهستان بهمئی سرحدی غربی)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 405-426
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.70269.1616
حمدالله سجاسی، یعقوب اسفرم، مهناز رهبری
چکیده مدیریت روستایی از جنبه های مختلف همواره جای مطالعه و بررسی دارد. یکی از این جنبه ها که نقشی موثر در فرآیند توسعه و تقویت عملکرد مدیریت روستایی دارد بررسی و تحلیل نقش مدیریت محلی در کاهش آسیب پذیری کالبدی مناطق روستایی همسو با توسعه پایدار می باشد. از این رو هدف اصلی این پژوهش برسی جایگاه مدیریت محلی و حکمروایی خوب در کاهش آسیب پذیری کالبدی است. بدین منظور با استفاده از 9 شاخص حکمروایی خوب و 7 شاخص آسیب پذیری کالبدی که لازمه تحلیل نقش مدیریت محلی در کاهش آسیب پذیری کالبدی می باشد، با روش توصیفی- تحلیلی و با سنجش کمی داده ها و با بهره گیری از مدل TOPSIS ، آزمون T-TEST، آزمون پیرسون و رگرسیون چندگانه بررسی شده است. نتایج نشان دادکه محدوده مورد مطالعه به لجاظ حکمروایی و آسیب پذیری کالبدی وضعیت مناسبی ندارد. نتیجه پژوهش حاضر بر این نکته تاکید دارد که بین حکمروایی خوب روستایی و توسعه کالبدی رابطه مستقیم و شدید وجود دارد و با پایین بودن سطح مدیریت محلی و حکمروایی خوب روستایی سطح توسعه کالبدی نیز بهبود پایین خواهد بود. همچین آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که حکمروایی خوب در صورت عملی شدن می تواند بر بهبود شاخص های آسیب پذیری اثر گذار بوده و محیط پایداری را به لحاظ کالبدی فراهم آورد. آگاه ساختن جامعه روستایی از نظام فنی، تفویض اختیار و قدرت بیشتر به دهیاری ها، توانمندسازی و ظرفیت سازی مردم و نهادهای محلی در توسعه مساکن از پیشنهادهای کاربردی در این زمینه است
تبیین اثرات سرمایه روانشناختی در بهبود رضایتمندی شغلی کشاورزان روستایی (مطالعه موردی: روستاییان شهرستان اردبیل)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 137-156
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.60829.1577
وکیل حیدری ساربان، حمدالله سجاسی قیداری، علی مجنونی توتاخانه
چکیده سرمایه روانشناختی بهعنوان نیرویی در جهت بهبود عملکرد فرد و سازمان، افزایش قدرت نفوذ، نهاد و سکونتگاههای انسانی، افزایش درآمد و ایجاد مزیت رقابتی نگریسته میشود. هدف اصلی اینمطالعه بررسی نقش سرمایه روانشناختی در بهبود رضایتمندی شغلی کشاورزان میباشد. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی میباشد که با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شد که تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخشهای مختلف پرسشنامه تحقیق 72/0 الی 79/0 بهدست آمد. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل بهرهبرداران کشاورزی شهرستان اردبیل میباشد (29000N=)، که از این میان تعداد 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین تمامی متغیرهای تحقیق با افزایش رضایتمندی شغلی رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. همچنین، در آزمون رگرسیون چندگانه خطی متغیرهای خودکارآمدی، تابآوری و خوشبینی توانایی تبیین 41/0 درصد از تغییرات متغیر رضایتمندی شغلی را دارا میباشند.
شناسایی و اولویتبندی جاذبههای گردشگری در راستای توسعه منطقهای با استفاده از مدل تاپسیس و ویکور، مطالعه موردی: استان کردستان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 195-212
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.16976.1138
جمشید عینالی، احمد رومیانی، آسیه اسماعیلی
چکیده امروزه فعالیت گردشگری بهعنوان یکی از پر درآمدترین فعالیتهای جهانی دارای ارزشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که میتواند نقش مهمی در جهت توانمندسازی توسعه منطقه محروم به دنبال داشته باشد. هدف از این مطالعه اولویتبندی مناطق گردشگری در سطح استان کردستان به منظور معرفی در جهت سرمایهگذاری است تا بتواند زمینه مناسبی برای تحرک بخشی به اقتصاد منطقه و برنامهریزی بهتر برای توسعه مبتنی بر گردشگری در سطح استان باشد بنابراین به دنبال پاسخگویی به این سوال که کدام منطقه از لحاظ جاذبه گردشگری دارای بهترین شرایط سرمایهگذاری در توسعه منطقه مورد مطالعه میباشد. نوع تحقیق کاربردی، روش مورد استفاده تحقیق توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از مدل وایکور و تاپسیس استفاده شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مناطق نمونه گردشگری مجموعه پارک تفریحی آبیدر، دریاچه زریوار، روستای اورمانتخت هر کدام با ضریب 007/0، 071/0 و 103/0 و رتبه 1، 2 و 3 و از سوی دیگر، مناطق نمونه گردشگری دریاچه زریوار، مجموعه پارک تفریحی آبیدر و روستای اورمانتخت هر کدام با ضریب 872/0، 851/0و 77/0 و با رتبه 1، 2 و 3 با استفاده از مدل تاپسیس به ترتیب دارای بالاترین سطوح برخورداری از معیارهای مورد نظر بودهاند.
تبیین پیامدهای فضایی استقرار صنایع بر توسعه روستاهای پیرامونی در مجتمع صنعتی باریج اسانس کاشان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 60-75
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.51044.1526
محسن شاطریان، صدیقه کیانی سلمی، محمود گنجی پور
چکیده استقرار صنایع روستایی به عنوان یک بخش مولد اقتصادی یکی از موضوعات مهم و گامی اساسی در تعدیل اختلاف درآمد بین مناطق شهری و روستایی است و از این واقعیت نشأت میگیرد که صنایع روستایی قادرند فرصتهای شغلی و درآمدی بیشتری ایجاد نمایند و از این رو بستر مناسبی برای توسعه روستایی فراهم سازند. هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین پیامدهای فضایی استقرار مجتمع صنعتی باریج اسانس کاشان بر توسعه روستاهای پیرامونی میباشد. این مجتمع صنعتی متشکل از سه کارخانه اسانسگیری، تجهیزاتسازی گلکاران و تقطیران و شرکت باریج است. حجم نمونه این مجتمع با استفاده از فرمول کوکران 120 نفر تعیین و پرسشنامه بر مبنای نسبت کارکنان هر یک از کارخانجات سه گانه مجتمع صنعتی باریج اسانس از حجم نمونه محاسبه و به صورت تصادفی در بین کارگران روستایی (ساکن در روستاهای محدوده مورد مطالعه) مجتمع صنعتی باریج اسانس توزیع گردید. نتایج تحقیق صورت گرفته بیانگر آن است که از لحاظ اقتصادی ایجاد صنایع روستایی موجب افزایش مصرف مواد غذایی، افزایش استفاده از کالاهای مصرفی بادوام و افزایش رضایتمندی روستاییان و از لحاظ اجتماعی موجب افزایش مشارکت، بهبود نحوه و میزان اوقات فراغت و کاهش مهاجرت روستاییان و از نظر کالبدی موجب بهبود کیفی و کمی مساکن روستایی شده است.
تحلیلی بر وضعیت موجود و مطلوب ارائه خدمات دولت الکترونیک در مناطق روستایی استان همدان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 108-121
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.59517.1571
موسی اعظمی، پریسا سفاهن
چکیده محور توسعه روستاها در آغاز هزاره سوم میلادی بر مبنای جامعه اطلاعاتی است و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها از جمله اهدافی بوده که در اجلاس سران کشورها مورد توجه قرار گرفته است. دفاتر خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) زمینهساز توسعه دولت الکترونیک بوده و شناخت لازم از وضعیت این دفاتر یک ضرورت مسلم برای توسعه آنها است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسهای وضعیت موجود و مطلوب ارائه خدمات دولت الکترونیک در مناطق روستایی استان همدان(شهرستانهای همدان، بهار و فامنین) از دیدگاه کارگزاران دفاتر فاوای روستایی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 91 نفر از کارگزاران این دفاتر بوده که با روش تمامشماری انتخاب شدند. نتایج بهدست آمده شامل دو قسمت میباشد که در ابتدا به رتبهبندی گویههای میزان رضایت از فعالیت در دفاتر فاوا روستایی، وضعیت موجود و مطلوب ارائه خدمات الکترونیکی با استفاده از ضریب تغییرات پرداخته شد و سپس وجود شکاف بین این دو وضعیت مورد واکاوی قرار گرفت که نتایج نشان میدهد بین وضعیت موجود و مطلوب ارائه خدمات دولت الکترونیک در مناطق روستایی مورد مطالعه با استفاده از آزمون tهمبسته در سطح 05/0 و با مقدار 33/6 تفاوت معناداری وجود دارد که بیانگر وجود شکاف و فاصله بین این دو وضعیت میباشد.
تحلیل نقش سرمایه اجتماعی در زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 415-441
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.29632.1379
حسن افراخته، حمید جلالیان، آرزو انوری، ایوب منوچهری
چکیده سکونتگاههای روستایی همواره در گذر زمان دچار تغییر و تحولات از ابعاد گوناگون هستند، این تحولات میتواند قابلیتهای زیستپذیری و کیفیت زندگی این سکونتگاهها را ارتقاء بخشد. در دهههای اخیر یکی از تحولاتی که روستاهای پیراشهری با آن روبرو بودهاند این است که با گسترش فیزیکی شهرها در شهر ادغام شدهاند. این ادغام باعث تحولات چشمگیری در ابعاد مختلف روستاها شده است و میتواند در ارتقاء یا تنزل زیستپذیری روستاها مؤثر واقع گردد. هدف اصلی این تحقیق تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب میباشد. گردآوری دادهها با مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 6 روستای ادغام شده به شهر میاندوآّب میباشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است، تعداد نمونه 377 مورد بوده است، نمونهگیری برای گردآوری اطلاعات به صورت تصادفی ساده بوده است. برای تحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره و رگرسیون وزنی جغرافیایی استفاده شد. نتایج نشان داد در شهر میاندوآب روستاهایی که فاصله نزدیکتری به شهر داشتهاند و نسبت به سایر مسیرهای ارتباطی شهر از موقعیت مناسبتری در ارتباط با سایر شهرهای منطقه برخوردارند، مهاجرپذیرتر بوده و ضریب سرمایه اجتماعی در آنها منفی بوده است. پایین بودن سرمایه اجتماعی در این روستاها باعث شده تا سطح زیستپذیری آنها نیز کاهش یابد.
ظرفیت تحمل توسعه گردشگری روستایی و تدوین برنامه راهبردی روستای قلات (شهرستان شیراز)
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 481-495
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.28315.1368
سعیدرضا اکبریان رونیزی، رعنا شیخ بیگلو
چکیده امروزه پایداری بهعنوان رویکردی غالب برای توسعه گردشگری روستایی، مورد توجه برنامهریزان و محققان این حوزه است. بر همین اساس در پژوهش حاضر سعی گردیده تا با تعیین ظرفیت تحمل بر مبنای نحوه نگرش جامعه میزبان به گردشگری بستر مناسبی برای نیل به توسعه پایدار گردشگری در روستای قلات (شهرستان شیراز) فراهم گردد. بهمنظور گردآوری دادهها و اطلاعات مورد نیاز از دو روش اسنادی و میدانی و بهمنظور تجزیه و تحلیل آنها از روشهای آماری (توصیفی استنباطی) و روش SWOT استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خانوارهای ساکن و گردشگران روستای مورد مطالعه است که بر اساس روش کوکران تعداد 263 خانوار و نیز 263 گردشگر بهعنوان حجم نمونه تعیین و به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردیدند. با توجه به اثرات و پیامدهای درک شده از سوی ساکنین محلی نتایج بهدست آمده نشان از نامطلوب بودن ماهیت توسعه گردشگری و نزدیک شدن به آستانه اشباع ظرفیت تحمل گردشگری در روستای مورد مطالعه داشت که البته در این ارتباط تفاوت معناداری بین دیدگاه جامعه میزبان بر اساس وضعیت شغلی آنها وجود داشت. همچنین نتایج بررسیها نشان داد راهبرد تدافعی بهعنوان راهبردی برای سیاستگذاری و برنامهریزی گردشگری در روستای مورد مطالعه میبایست مورد توجه قرار گیرد.
اثر سه نوع کارکرد پروژه بین المللی ترسیب کربن بر توانمندسازی جوامع محلی خراسان جنوبی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 379-395
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.36490.1461
سید سعید رضا احمدی زاده، جواد داودیان
چکیده این پژوهش با هدف بررسی و اولویتبندی مهمترین خدمات پروژهی بینالمللی ترسیب کربن بر توانمندسازی جوامع محلی محدوده انجام پروژه صورت گرفت که در این بین سه نوع خدمات یا کارکرد پروژه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. خدمات یا کارکرد واگذاری وامهای تولیدی برای اشتغال و سایر موارد، کارکرد بیابانزدایی و احیای مراتع منطقه و در نهایت کارکرد تسهیلاتی که در اختیار مردم محلی از جمله حمام خورشیدی و آب شیرینکن قرارگرفته به عنوان گزینه های مورد بررسی انتخاب گردید. نتایج نشان میدهد که بیشترین فاصله از حل ایده آل فازی مربوط به تسهیلات با مقدار 63/1 میباشد و گزینه یا کارکرد وام تولیدی با مقدار 18/1دارای کمترین حل ایده آل فازی میباشد. از طرفی نتایج نشان میدهد حل ضد ایده آل فازی برای وام تولیدی با مقدار 52/1 دارای بیشترین فاصله و معیار تسهیلات با 95/0 کمترین فاصله را دارا میباشد چراکه مقدار شاخص شباهت برای معیار وام تولیدی به یک نزدیکتر است، این معیار به عنوان مهمترین و اولین عملکرد پروژهی بینالمللی ترسیب کربن انتخاب میشود و بیابانزدایی و احیای مراتع بعنوان عملکرد دوم و تسهیلات بعنوان عملکرد سوم طرح انتخاب میشود.
