موضوعات = جغرافیا و برنامه ریزی روستایی
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی سکونتگاه‌های روستایی در ارتباط با عوامل طبیعی (مطالعه موردی: شهرستان فیروزآباد)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 491-504

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.310954.1985

بابک اجتماعی، علی شکور، علی شجاعی فرد

چکیده پیدایش سکونتگاه‌های روستایی، بر پایه‌ی عوامل طبیعی مانند آب‌وخاک استوار بوده است. عوامل طبیعی در مکان گزینی، پراکندگی، حوزه‌ی نفوذ، توسعه‌ی فیزیکی، مورفولوژی و امثال آن اثر قاطعی دارد و این عوامل گاهی به‌عنوان یک عامل مثبت و زمانی به‌صورت یک عامل منفی عمل می‌کند. هدف از این مطالعه وضعیت قرارگیری سکونتگاه‌های روستایی شهرستان فیروزآباد در ارتباط با عوامل طبیعی می‌باشد. جامعه آماری شامل سکونتگاه‌های روستایی شهرستان فیروزآباد می‌باشد این شهرستان دارای دو بخش و 5 دهستان می‌باشد. روش موردمطالعه در این تحقیق، روش تاپسیس فازی می‌باشد که یکی از بهترین روش‌های تصمیم‌گیری جند شاخصه است که بر مبنای متغیرهای فازی بیان‌شده است. لایه‌های اطلاعاتی مورداستفاده شامل لایه ارتفاعی، شیب، جهت، اقلیم، پوشش گیاهی، خاک، فرسایش، کاربری اراضی می‌باشد که در محیط GIS تجزیه‌وتحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بخش مرکزی با بیشترین روستاها، ضعیف‌ترین عملکرد را نسبت به عوامل طبیعی داشته و دهستان احمدآباد در این بخش با 95 درصد در رتبه نخست قرار می‌گیرد. دومین بخش شهرستان مربوط به بخش میمند بوده که ازلحاظ عوامل طبیعی عملکرد بهتری داشته‌اند به‌طوری‌که اکثر روستاهایی که در شهرستان در وضعیت مناسب‌تری قرار داشته‌اند در این بخش قرارگرفته‌اند. به‌طورکلی سکونتگاه‌های روستایی که در قسمت شمالی و شمال غربی فیروزآباد می‌باشند در وضعیت مناسب‌تری قرار دارند. درصورتی‌که وضعیت سکونتگاه‌های روستایی بخش جنوبی و مرکزی شهرستان نامناسب می‌باشد. نقش عوامل انسانی بخصوص در لایه‌های پوشش گیاهی، خاک، فرسایش و کاربری اراضی باعث شده که وضعیت قرارگیری بسیاری از سکونتگاه‌های روستایی در ارتباط با عوامل طبیعی در وضعیت نامناسبی قرار بگیرند. لذا می‌طلبد پتانسیل‌ و ظرفیت سکونتگاه‌های روستایی شهرستان به‌خوبی موردبررسی قرارگرفته و در تناسب بااستعدادهای موجود در منطقه نسبت به معرفی، طرح‌ریزی و اجرای برنامه‌های معیشتی جایگزین اقتصاد زراعی –دامی که در حال حاضر می‌باشد و باعث تخریب این موقعیت شده است اقدام شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ظرفیت پایداری نظام اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان ارومیه)

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 291-311

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300781.1974

لیلا سلطانی، علی اکبر تقیلو

چکیده رشد جمعیت، تغییرات تکنولوژی اطلاعات، تغییرات اقلیمی، تغییرات کمی و کیفی آب و تحولات اقتصادی قرن 21 اقتصاد روستاها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مدیریت اقتصاد روستایی در برابر این تحولات و شوکها مستلزم شناخت ظرفیت پویایی بخشهای تشکیل دهنده آن است. این تحقیق در سال 1398 با هدف این تحقیق ارزیابی ظرفیت پایداری اقتصاد روستاهای بخش مرکزی ارومیه انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق 9305 خانوار بوده که از آن 385 نفر به عنوان نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب گردید. روش نمونه گیری نیز بصورت تصادفی ساده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بر اساس متغیرهای(اقتصاد کشاورزی، خدمات و صنعت) در قالب طیف لیکرت بوده است. نتایج نشان می دهد که؛ فعالیتهایی در بخش خدمات و صنعت در پویایی اقتصاد روستایی نقش داشته‌اند که به نوعی وابسته به کشاورزی بوده‌اند. گردشگری و طبیعت گردی در بخش خدمات، صنایع دستی و چرم و مبلمان در بخش صنعت به شدت به فعالیتهای کشاورزی و دامی وابسته است که از نظر مردم موجب پویایی اقتصاد روستا می شود. در این فعالیتها بخش تولید، هزینه و تنوع تولید سهم بزرگی در پایداری اقتصاد روستا به خود اختصاص داده است که در صورت توجه به آنها پایداری اقتصاد روستا در منطقه تضمین می یابد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ریسک سواد فرهنگی در حوزه سرمایه معنوی چشم انداز روستایی ‏(مورد مطالعه: روستائیان استان لرستان)‏

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 329-352

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300291.1971

مرتضی توکلی، علی خدادادی

چکیده اخیراً توجه خاصی به نقش فرهنگ در توسعه پایدار جامعه معطوف شده است. افراد و جوامع دارای ارزش‌ها، معانی، آداب و رسوم و ‏سیستم‌های دانش خاص خود هستند. با این حال، از چنین ویژگی‌هایی غالباً در برنامه‌ریزی توسعه چشم پوشی شده است. هدف از این‎ ‎پژوهش تحلیل‎ ‎ریسک سواد فرهنگی مناطق‎ ‎روستایی‎ ‎در سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی‎ ‎استان لرستان‎ ‎است. روش‎ ‎تحقیق‎ ‎این‎ ‎مقاله ‏به صورت پیمایشی، و در چارچوب مطالعات کتابخانه‌ای و‎ ‎اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار علت و معلولی دیماتل ‏استفاده شده‎.‎‏ نتایج‎ ‎نشان داد در بین عوامل تآثیرگذار بر سواد فرهنگی روستاها: عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری به ‏ترتیب با ضریب وزنی 296/1 و 848/0به عنوان عوامل اثرگذار، و از سویی عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت به ترتیب ‏با ضریب وزنی 229/1- و 077/1- به عنوان اثرپذیرترین معیارها در بین شاخص‌های مؤثر بر ریسک سواد فرهنگی در بین روستائیان بوده ‏است. بر این اساس، عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری بعنوان عوامل علت و عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت، درک ‏مکانی و ارزش‌ها و هنجارها تحت نام عوامل معلول در حوزه سرمایه معنوی چشم‌انداز روستایی منطقه مورد مطالعه شناسایی و مشخص ‏گردیدند. لذا پیشنهاداتی چون حذف باورهای ناسازگار و پایدار شده در روستاها؛ برخورد ریشه‌ای با افکار و احساسات غیر منطقی روستائیان ‏و غیره ارائه گردیده است.‏

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی مکانی مناطق در معرض ریسک فرونشست زمین در روستای فدافن، شهرستان کاشمر

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 411-426

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.340615.2020

احسان حسین نژاد مکی، مهدی بشیری، حمیدرضا مرادی

چکیده رشد جمعیت همراه با توسعه صنعت و کشاورزی، افزایش مصرف آب را به‌دنبال داشته‌است. محدودیت منابع آب‌های سطحی، باعث برداشت بیش‌ازحد از سفره‌های آب زیرزمینی گردیده و پیامدهای جبران‌ناپذیری را بر منابع آب و محیط‌زیست کشور وارد کرده‌ است؛ از جمله پدیده فرونشست، که اغلب دشت‌های کشور را فراگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر و مناطق در معرض ریسک فرونشست در روستای فدافن کاشمر است. جهت پهنه‌بندی ریسک، طی سال 1398،عوامل سنگ‌شناسی، کاربری‌اراضی، خاک‌شناسی، میزان برداشت از آبخوان، فاصله از آبراهه، گسل، چاه‌های بهره‌برداری، چشمه و قنات‌ها و نیز عوامل ژئومورفولوژی شامل شیب، جهت و ارتفاع بررسی و هر یک از عوامل، تبدیل به یک لایه اطلاعاتی شد و با الگوریتم جنگل تصادفی در نرم‌افزار R، مدل‌سازی و ارزیابی انجام گردید. سپس جهت تعیین نواحی مستعد فرونشست، نقشه‌های پهنه‌بندی ریسک در پنج کلاس با دو روش ارزش اطلاعاتی و تراکم سطح در محیط ArcGIS استخراج شدند. نتایج نشان داد در روش‌های تراکم سطح و ارزش اطلاعات به‌ترتیب 01/97 و 04/91 درصد فرونشست‌ها درکلاس خطر خیلی زیاد و زیاد قرار گرفته است. بنابراین هر دو روش در پهنه‌بندی مناطق در معرض ریسک، موفق عمل کرده‌اند و عوامل برداشت از آبخوان و کاربری اراضی بیشترین اهمیت در وقوع فرونشست را دارند. همچنین براساس منحنی ROC، الگوریتم جنگل تصادفی با دقت بسیار بالا (93 درصد)، نتایج خوبی در اولویت‌بندی و اهمیت عوامل مؤثر در فرونشست ارائه کرده‌ است و بخش جنوبی منطقه با کاربری مرتع، بیشترین ریسک و زراعت آبی در منطقه، کمترین ریسک در توسعه مکانی فرونشست‌ها را دارد.در نتیجه مدیریت تغذیه آبخوان با پخش سیلاب‌ها و کاهش استحصال آب در جنوب منطقه می‌تواند در کاهش ریسک وقوع و توسعه فرونشست‌ها موثر و کاربردی باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی و تحلیل اثرات رونق صنایع دستی بومی در توسعه سکونتگاه‌های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان‌های تربت جام- تایباد)

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 145-162

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.279586.1928

حسن گیاهی، خدیجه بوزرجمهری، علی اکبر عنابستانی، مهدی کرمانی

چکیده در بازه‌ی زمانی کنونی، صنایع‌دستی روستایی به دلیل ماهیت اقتصادی با مفاهیم توسعه اقتصادی مرتبط می‌باشد که می‌تواند با پیام‌های اجتماعی، فرهنگی و قومی، هویت روستاییان را بیشتر و بهتر به مشتریان منتقل کند. بنابراین هدف پژوهش شناسایی اثرات صنایع‌دستی در سکونتگاه‌های روستایی شهرستآن‌های تربت جام – تایباد است. با توجه به موضوع پژوهش، نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است. جامعۀ آماری شامل دو گروه کارشناسان و 239 تولیدکننده‌ی صنایع‌دستی در 15 روستای شهرستآن‌های تربت‌جام – تایباد می‌باشد که به شیوه تصادفی ساده مورد پرسشگری قرار گرفتند. شیوه گردآوری داده‌ها شامل روش‌های کتابخآن‌های و میدانی با ابزار پرسشنامه است. روش تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون T تک نمونه‌ای در نرم‌افزار SPSS و مدل AHP انجام شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در تمامی متغیرهای تحقیق (اقتصادی، 40/3، اجتماعی، 37/3، گردشگری، 26/3، زیست‌محیطی، 07/3) میانگین شناسایی شده بالاتر از میانه‌ی نظری (3) است، از این رو رونق صنایع‌دستی نقش مؤثر و مفیدی در توسعه روستایی منطقه (نسبت به موقعیت و وضعیت اقتصادی و غیره کلی آن) ایفا می‌کند. همچنین نتایج حاصل از روش (AHP) در بین متغیرهای مورد بررسی نشان می‌دهد، مؤلفه‌های اقتصادی و اجتماعی به ترتیب با وزن‌های 574/0، 167/0 درصد، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر توسعه روستایی می‌باشند و مؤلفه‌های گردشگری و زیست‌محیطی به ترتیب با وزن‌های 159/0 و 098/0 از اهمیت کمتری نسبت به سایر عوامل دارند. بنابراین توجه ویژه به رونق صنایع‌دستی به عنوان رویکردی خلاق و نوین در توسعه روستایی برای سایر سکونتگاه‌های روستایی پیشنهاد می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تحولات کاربری اراضی نواحی روستایی شهرستان تایباد مورد مطالعه: دهستان کوهسنگی

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 225-243

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.283113.1936

فاطمه نعمتی جوزقانی، وحید ریاحی

چکیده یکی از وظایف اصلی و مهم برنامه ریزان در نواحی روستایی، تخصیص زمین به کاربری های گوناگون باتوجه به نقش و کارکرد و میزان تاثیرگذاری هرکدام از کاربری ها بر یکدیگر است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تحولات کاربری اراضی روستایی است.روش تحقیق توصیفی و تحلیلی میباشد که با استفاده از نقشه و پرسشنامه به بررسی موضوع پرداخته است. در این تحقیق تغییرات کاربری اراضی 4 روستای دهستان کوهسنگی طی 20 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفته است . که تغییرات کاربری پیرامون روستایی با تهیه نقشه با استفاده از نرم افزار ENVI و Arc map مورد بررسی قرار گرفته است همچنین برای بررسی تغییرات درون بافت روستایی و ارزیابی میزان سازگاری این تغییرات از پرسشنامه که توسط 60 نفر از خبرگان محلی پر شده است که با استفاده از نرم افزارspss تحلیل شده است.نتایج بدست آمده نشان میدهد که در فاصله10 ساله اول تحقیق بیشترین رشد تغییر کاربری در کاربری مسکونی صورت گرفته و کمترین تغییر کاربری در کاربری غیرگیاهی و در بازده زمانی 10 ساله دوم تحقیق دو کاربری مسکونی و مرتع و علفزار با کمترین تغییر کاربری نسبت به دیگر کاربری نسبت به ده ساله اول داشته اند. همچنین با ارزیابی تناسب تغییرات کاربری با شاخص سازگاری با استفاده از3 مولفه امنیت عمومی ، منظر و چشم انداز و محیط زیست نتایج بدست امده بدین صورت است که در مولفه امنیت عمومی و منظر و چشم انداز کاربری های مذهبی، مسکونی سازگاری بیشتری نسبت به دیگر کاربری ها داشته و در مولفه محیط زیست کاربری فضای سبز سازگاری بیشتری نسبت به دیگر کاربری ها دارد

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل عوامل موثر بر ظرفیت سازی روستائیان جهت کاهش اثرات خشکسالی با رویکرد آینده پژوهی

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 259-276

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.289553.1950

زهرا آربونی، بهروز محمدی یگانه، مهدی چراغی، جمشید عینالی، حسین فراهانی

چکیده خشکسالی طی سالیان گذشته آسیب های زیادی به بخش کشاورزی و جامعه روستایی وارد کرده است. در دهه اخیر، رویکرد مقابله با شرایط و رخدادهای طبیعی جای خود را به کنار آمدن و زندگی کردن با آنها داده است. یکی از عوامل موثر در کاهش اثرات خشکسالی ظرفیت سازی روستائیان جهت مقابله با خشکسالی می باشد. هدف این تحقیق ارائه سناریوهای تاثیرگذار بر ظرفیت سازی روستائیان جهت کاهش اثرات خشکسالی می باشد. نوع تحقیق در این بررسی کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی، تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را دو گروه تشکیل داده اند که گروه اول 30 نفر از استادان، متخصصان و کارشناسان مرتبط با موضوع پژوهش و گروه دوم را نخبگان روستایی و دهیاران و اعضای شورای اسلامی روستا تشکیل می دهند. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه) صورت گرفته، و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات تحلیل ساختاری و با استفاده از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد، . از میان 36 شاخص بررسی شده ، تمایل به استفاده از راهکارهای گذشتگان جهت کاهش اثرات خشکسالی و تمایل به تغییر الگوی کشت به گیاهان مقاوم به خشکی بیشترین تاثیر را بر ظرفیت سازی روستاییان در جهت کاهش اثرات خشکسالی داشته است . با توجه به رتبه های به دست آمده از تاثیر گذاری مستقیم و غیر مستقیم متغیرها همه 36 عامل کلیدی تاثیر گذار ، هم در تاثیرات مستقیم و هم تاثیرات غیر مستقیم وجود دارد. به عبارتی دیگر بررسی روابط غیر مستقیم عوامل مختلف نشان می دهد که تمام عوامل در تاثیرات مستقیم با اندکی تغییر در رتبه انها عینا در تاثیرات غیر مستقیم تکرار شده اند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

برنامه‌ریزی راهبردی بازاریابی گیاهان دارویی در نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان چناران)

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 35-52

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299133.1969

زری افشار، مریم قاسمی، خدیجه بوزرجمهری

چکیده یکی از عوامل مهمی که باعث عدم تحقق اهداف توسعه کشاورزی و افزایش تولید و درآمد کشاورزان در کشورهای درحال‌توسعه می‌شود، نارسایی سیستم بازاریابی محصولات کشاورزی است. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی و اولویت­بندی راهبردهای مطلوب بازاریابی گیاهان دارویی از دیدگاه کشاورزان می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و مطالعه در سال 1398 در شهرستان چناران انجام شده­است. واحد تحلیل کشاورزان تولیدکننده گیاهان دارویی و خبرگان روستایی بوده­است. در این مطالعه از دو ابزار برنامه­ریزی و مدیریت استراتژیک یعنی SWOT و QSPM استفاده شد. براساس مطالعات میدانی و اسنادی، 14 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 24 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت و تنگنای پیش­روی بازاریابی گیاهان دارویی شناسایی گردید. با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 12/2و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی 725/1 ، استراتژی­های «تدافعی» (حداقل-حداقل) مطلوب تشخیص داده­شد. ماتریس برنامه­ریزی استراتژیک کمی در بین 11 راهبرد تدافعی شناسایی­شده، راهبرد «اصلاح نظام بازاریابی گیاهان دارویی در کشور» از طریق شناسایی بازارهای هدف به­منظور حضور مؤثر در تجارت بین­المللی گیاهان دارویی، تعیین کد قابل ردیابی برروی محموله­های صادراتی گیاهان دارویی کشور، ایجاد شرکت­های تخصصی صادرات گیاهان دارویی تعیین درجات و استانداردها به عنوان راهبرد کانونی در اولویت قرارگرفت. بدیهی است اتخاذ سیاست‌ها و راهبردهای مناسب و مبتنی بر شناخت واقع‌گرایانه از وضعیت موجود، می­تواند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود (آب و خاک) و تأمین نیاز داخلی به افزایش سهم ایران در تجارت جهانی گیاهان دارویی منجرگردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل مدیریت پسماند روستایی با استفاده از تحلیل مدل ساختاری PLSمطالعه موردی دهستان ماهیدشت کرمانشاه

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 123-140

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.282453.1933

محمد اکبرپور، امیر امیری، سمیه عظیمی

چکیده امروزه با توجه به روند رشد سریع جمعیت، بحث افزایش پسماندها به یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار روستایی جهت حفظ محیط زیست تبدیل شده است. لذا حفظ پایداری زیست محیطی از طریق بهبود وضعیت مدیریت پسماند های روستایی اهمیت بسیاری یافته است. در همین راستا هدف پژوهش پیش رو شناسایی مسائل و مشکلات مدیریت پسماند مناطق روستایی دهستان ماهیدشت می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. برای سنجش ارتباط بین متغیرهای پژوهش با شیوه دفن پسماند از مدل ساختاری pls استفاده شده است.نتایج به دست آمده حاکی از این امر می باشد که مدیریت پسماند در روستاهای مورد مطالعه در وضعیت مناسبی قرار ندارد.با توجه به یافته های تحقیق و برآورد مدل معادلات ساختاری pls نتایج مبین وجود ارتباط بین متغیرهای های توجه و آگاهی مسئولین و مدیران محلی و اثر مستقیم آن بر وجود و یا عدم وجود امکانات و تأسیسات لازم در منطقه برای جمع آوری و دفن بهداشتی پسماند می باشد که این مسائل به صورت مستقیم وغیر مستقیم سبب عدم مشارکت جوامع محلی گشته و در نهایت پسماندهای روستایی به صورت غیر بهداشتی دفن و یا در گوشه ای از روستا انبار می شوند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

نقش شهرهای کوچک در تحولات فضایی روستاها (مطالعه موردی: روستاهای بخش اورامان)

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 285-302

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.273727.1919

سعید سجادی، حسین کریم زاده

چکیده روابط متقابل با ماهیت اثرگذار و اثرپذیرشان، روندهای سکونتی شهر و روستا را هـدایت کـرده و در نهایت موجبات توسعه هریک را فراهم می‌کنند. بر‌این اساس هدف از تحقیق حاضر به بررسی نقش شهرهای کوچک در تحولات فضایی روستاها پیرامونی که در این پژوهش بخش اورامان به عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت گردآوری اطلاعات توصیفی- تحلیلی می‌باشد و جمع آوری داده‌ها مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و پرسشنامه می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل سرپرست خانوار روستایی منطقه مورد مطالعه است. تعداد سرپرست خانوار 1512 نفر بوده است که طبق محاسبه فرمول کوکران حجم نمونه 307 بوده است و سپس با اعمال فرمول تصحیح کوکران تعداد 254 سرپرست خانوار جهت نمونه انتخاب شدند و مورد پرسشگری قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از این پژوهش بیان‌گر این مسئله می‌باشد که در بخش از فرضیه اول نشان داد که میزان تغییرات توسعه در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنی‌داری دارد. به عبارت دیگر، فاصله روستا از شهر بر میزان تغییرات توسعه روستاها تأثیر دارد. همچنین میزان بعد اقتصادی، بعد اجتماعی و بعد سیاسی و کالبدی در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنی‌داری دارند. به عبارت دیگر، فاصله روستا از شهر بر میزان تغییرات بعد اقتصادی، بعد اجتماعی و بعد سیاسی و کالبدی روستاها تأثیر دارد. در بررسی مؤلفه‌ها هم مشاهده می‌شود که میزان اشتغال، کشاورزی، صنعت، خدمات، فرهنگی و ورزشی، بهداشتی و درمانی، جامعه شناسی و روانشناسی و کالبدی و زیست محیطی در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنی‌داری دارند و در بخش فرضیه دوم نشان داد که بین میزان ارتباطات مجازی و میزان مراجعه مستقیم به شهر رابطه معنی‌داری وجود ندارد. پژوهشی به منظور مقایسه همخوانی و ناهمخوانی نتیجه به دست آمده توسط محقق یافت نشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای مطالعه موردی: دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 381-398

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.288139.1949

فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی

چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور می‌باشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیت‌های کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم می‌تواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره‌وری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای در دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمون‌های آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغل‌های آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوت‌ها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیت‌های دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونی‌ها و انجمن‌های زنان برای بهره‌برداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

راهبردهای مطلوب افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنوات (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان نیشابور)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 151-169

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.276230.1921

مریم قاسمی، حوریه هوایی، زهرا مظفری

چکیده آب به‌عنوان عنصر اساسی حیات و وجه مشترک چالش‌های توسعه پایدار، سرمنشأ بحران چندوجهی نیم‌قرن آینده به شمار می‌رود. با توجه به اهمیت آب در توسعه کشاورزی و نیز کاهش منابع آبی طی سال‌های اخیر، احیای منابع آبی پایدار ضروری است. ازآنجاکه عملکرد بهینه قنات مستلزم مشارکت سهامداران در حفظ و احیای آن است، پژوهش حاضر در تلاش است راهبردهای اجرایی مطلوب به‌منظور افزایش مشارکت سهامداران در زمینه احیاء قنوات را شناسایی و ارائه نماید. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و از دو ابزار SWOT-QSPM استفاده گردیده است. واحد تحلیل کشاورزان و خبرگان سهامدار قنوات آشنا به محیط داخلی و خارجی تحقیق در پنج روستای بخش مرکزی و زبرخان شهرستان نیشابور است که موفق به احیای قنات خود شده‌ و به روش گلوله برفی شناسایی شدند. بر اساس مطالعات اکتشافی، 13 قوت و فرصت به‌عنوان مزیت و 16 ضعف و تهدید به‌عنوان محدودیت و تنگنا پیش روی مشارکت سهامداران در احیای قنوات شناسایی گردید و نظرات دو گروه کشاورزان سهامدار قنات و خبرگان سهامدار قنات در قالب پرسشنامه در مورد عوامل داخلی و خارجی، در طیف لیکرت سؤال گردید. نتایج نشان داد که در ماتریس SWOT با توجه به امتیاز سهامداران کشاورز 2.8=IFE و 2=EFE، و امتیاز خبرگان سهامدار 2.7=IFE و 1.89=EFE، به‌منظور افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنات، راهبردهای حفظ و نگهداری (حداکثر-حداقل) بهینه شناخته شد. در ادامه به کمک ماتریس QSPM، مهم‌ترین راهبرد «به رسمیت شناختن یاریگری در زمینه احیاء و نگهداری قنات از سوی دولت» است که امتیاز 59/5 را کسب نموده است. به‌ نظر می‌رسد اگر بستر لازم برای مشارکت بهره‌برداران در احیاء قنات‌ها فراهم شود و جایگاه حقیقی آنان، و فرهنگ یاریگری در بین آن‌ها به رسمیت شناخته شود، احیا و حفظ و بهره‌برداری پایدار و بهینه از قنوات را با کمترین هزینه شاهد خواهیم بود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی مطالعه‌ی موردی: دهستان گوزلدره، شهرستان سلطانیه

دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 187-199

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.270126.1912

بهروز محمدی یگانه، منیژه احمدی، مهدی چراغی، مینا سلطانی

چکیده مسکن در نواحی روستایی در برآوردن نیازهای اساسی انسان نقش ویژه‌ای دارد. با درنظر گرفتن کارکردهای متنوع مسکن روستایی، مطالعه‌ی تاثیر عوامل مختلف در نحوه‌ی تغییر و تحول آن اهمیت دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی می‌باشد، تحقیق حاضر در نیمه اول سال 1399 با روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و میدانی و استفاده از ابزار (پرسشنامه، مشاهده) انجام شده است؛ نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است، جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان گوزلدره می باشد. که در سرشماری سال 1395 دارای هشت روستای دارای سکنه: شامل 1451 خانوار و 4864 نفر جمعیت می‌باشد. از بین خانوارها، 305 خانوار با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شد و از هر روستا بر اساس درصد خانوار، تعدادی نمونه برای تکمیل پرسشنامه و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تکمیل شد. روش تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات هم به صورت کمی و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، درصد فراوانی و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر) بود. براین اساس؛ در بعد کالبدی مسکن شاخص (مناسب بودن مسکن جهت استراحت) با میانگین 27/3% و در بعد دلبستگی به مکان شاخص (تلاش روستائیان جهت حل نزاع‌های اجتماعی) با میانگین 77/3% دارای بیشترین میزان اهمیت است. براساس نتایج آزمون استنباطی ابعاد سبک زندگی به عنوان متغیر مستقل و هویت مسکن به عنوان متغیر وابسته‌اند، و از بین ابعاد سبک زندگی، بعد سلامت معنوی، با بیشترین بتا (494/0) تاثیرگذارترین عامل است. پیشنهاد اساسی تحقیق حاضر ارائه تسهیلات اعتبارات مقاوم‌سازی مسکن با در نظر گرفتن نیازهای معیشتی روستائیان می‌باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات اجرای طرح هادی بر بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی (مورد‌ مطالعه: بخش خلجستان، شهرستان قم)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 213-231

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.262332.1897

شهرام امیرانتخابی، هادی قراگوزلو، عیوض امینی قواقلو

چکیده طرح هادی یک سند رسمی برای توسعه کالبدی سکونتگاه‌های روستایی محسوب می‌شود، می‌تواند نقش ویژه و مؤثری در عمران روستاهای کشور و بهبود زندگی روستاییان ایفا نماید. مطالعات مختلفی که تاکنون در حیطه اجرای طرح هادی در کشور انجام پذیرفته، کمتر به اثرات آن بر کیفیت زندگی ساکنین پرداخته‌اند. لذا در تحقیق حاضر سعی گردیده است تا به بررسی و سنجش اثرات اجرای طرح‌ هادی بر ارتقاء کیفیت زندگی جوامع روستایی پرداخته شود. روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کل روستاهای دارای سکنه (49 روستا) بخش خلجستان بوده که 10 روستا از دو گروه دارای اجرای طرح و فاقد اجرای طرح به‌عنوان نمونه آماری به روش «احتمالی طبقه‌بندی شده» انتخاب گردید. برای سنجش کیفیت زندگی، 38 گویه از چهار بعد (محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی) به عنوان معیار سنجش انتخاب گردید. داده‌ها بصورت پیمایشی از طریق پرسشنامه جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS با آزمون من ‌ویتنی و میزان اثر تحلیل گردید. روایی پرسشنامه به وسیله چند تن از اساتید و صاحب‌نظران برنامه‌ریزی روستایی تأیید گردید و پایایی آن نیز از طریق نرم‌افزار SPSS محاسبه و میزان آن 78/0 بدست آمد. نتایج محاسبه میزان اثر نشان می‌دهد که اجرای طرح در بعد کالبدی، بیشترین اثر (67/0) و بعد اقتصادی کم‌ترین اثر(30/0) را در روستاهای دارای اجرای طرح داشته است. برای طبقه‌بندی شدت میزان اثر مطابق معیار کوهن میزان اثر بر هر یک از ابعاد محیطی، اقتصادی و اجتماعی متوسط، و بر بعد کالبدی زیاد بوده است. بنابراین، در ابعاد کالبدی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی تفاوت معناداری در بین دو گروه مورد بررسی وجود دارد. همچنین، بیشترین اثر اجرای طرح بر بعد کالبدی و کمترین اثر را بر بعد اقتصادی داشته است. بر اساس معیار کوهن، میزان اثر در بعد کالبدی در حد «زیاد» و در ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی در حد «متوسط» بوده است. بنابراین در راستای تهیه و اجرای طرح و پروژه‌های عمرانی باید به قابلیت‌های روستاها و شناخت مناسب از مردم و منطقه توجه شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیلی بر میزان تطبیق‌پذیری اولویت های گردشگران با ادراک عینی آن ها از فرصت های گردشگری(مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شهرستان طارم)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.265586.1903

لیلا مفاخری، افشین بهمنی، حامد قادرمرزی

چکیده توسعه گردشگری روستایی مستلزم شناخت اولویت های گردشگران و تلاش برای ارتقاء و انطباق جاذبه ها و توانمندی های روستا با نیازهای بازدیدکنندگان می باشد تا از این طریق، اقدام به بازدید مجدد، معرفی و توصیه به بازدید توسط سایر گردشگران صورت پذیرد. هدف تحقیق حاضر، بررسی میزان تناسب اولویت های گردشگران با ادراک عینی آن ها از مقصد گردشگری است. جامعه آماری تحقیق، گردشگران روستاهای هدف گردشگری شهرستان طارم بوده و با توجه به اینکه تعداد گردشگران وارد شده به روستاها مشخص نیست، تعداد 100 نفر از گردشگران به عنوان نمونه انتخاب شدند. شیوه گردآوری داده ها به دو روش اسنادی و میدانی بوده و تمرکز اصلی تحقیق بر یافته های میدانی است که از طریق مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شده است. در پژوهش حاضر، اولویت های گردشگران در 4 بُعد کلیِ زیرساخت ها، جاذبه ها، بازاریابی و آموزش، 15 زیر بخش و 59 مولفه تعیین و مورد بحث قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی(میانگین و فراوانی) و برای تحلیل استنباطی از دو تکنیک اهمیت-کیفیت(سروکوال ) و اهمیت- عملکرد استفاده شده که بر این مبنا، نتایج نشان می دهد محصولات و تولیدات عرضه شده، فرصت های گردشگری کشاورزی، امنیت روستا، فرصت های گردشگری طبیعی، خدمات و اقامتگاه، اولویت اصلی گردشگران بوده و علیرغم توان ها و قابلیت های توسعه گردشگری روستاهای هدف، به دلیل سطح انتظارات بالای گردشگران از توان های گردشگری روستایی، تفاوت میانگین اهمیت و کیفیت درک شده در چهار بُعد یاد شده منفی بوده به طوری که بعد آموزش با میانگین شکاف 12/1- بیشترین و بازاریابی با میانگین شکاف 24/0- کمترین اختلاف را داشته اند. بر اساس ماتریس IPA، سه بعد زیرساخت ها، جاذبه ها و بازاریابی در موقعیتِ استراتژیکِ مطلوبیت و بعد آموزشی دارای وضعیتِ فاقد مطلوبیت می باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تبین تاثیر مشاغل خانگی بر ساختار اقتصادی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادلات‌ ساختاری (مطالعه موردی: مناطق روستایی استان اصفهان)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 71-85

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.261373.1895

احمد حجاریان، محمد رضا نیلفروش

چکیده مشاغل خانگی در مناطق روستایی در راستای ماندگاری آن‌ها و عدم مهاجرت بسیار با اهمیت می‌باشد و بررسی آن می‌تواند در راستای اشتغال پایدار و به تبع آن توسعه پایدار ، با ارزش می ‌باشد. این امر در مناطقی که دارای تعداد زیاد روستا با جمعیت زیاد و اغلب بدون درآمد ثابت می‌باشند، از جمله مناطق روستایی استان اصفهان، از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشد.
هدف از این مقاله تأثیر مشاغل خانگی بر ساختار اقتصادی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادلات‌ ساختاری می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی – علی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیۀ روستاییان شاغل در مشاغل خانگی استان اصفهان می باشد که بر طبق اعلام مرکز آمار ایران در آبان سال 1395 برابر با 296581 نفر بوده اند که از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه آماری استفاده شد که بر این اساس حجم نمونه برابر با 384 خانوار برآورد شد. در ادامه با استفاده از روش نمونه‌گیری احتمالی ، پرسشنامه‌ها در بین 95 روستای استان اصفهان که به صورت تصادفی در سال 1398 انتخاب شده اند توزیع شد. نتایج نشان می‌دهد که اعتبار اندازه گیری شده هر پنج مدل اندازه گیری و نیز مدل پنج عاملی مرتبه دوم برای بررسی مشاغل خانگی قابل قبول می‌باشد. در نهایت رونق تولید (30/0)، افزایش سرمایه گذاری(18/0)، بهبود فضای کسب و کار(66/0) ، کاهش بدهی روستاییان(46/0) و کاهش مهاجرت (22/0) از بارهای عاملی را تبیین می نماید .

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی عملکرد پایه ای نقاط شهری در توسعۀ اقتصادی روستاهای پیراشهری(مورد: روستاهای بخش مرکزی شهر نورآباددلفان)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 105-121

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.237838.1857

محمدجواد صفایی، علی خدادادی، هادی نیازی

چکیده نقاط شهری بعنوان مکان‌های سرویس دهنده پیرامون خود، توسعه این فضاها را تحت تأثیر قرار داده‌اند. لذا باید عملکردی مناسب و مؤثری در جهت توسعه سکونتگاه‌های پیرامون خود داشته باشند. بر مبنای این پیش‌فرض، مقالۀ حاضر ضمن تعیین عملکرد شهر نورآباد؛ به تحلیل تأثیر آن بر توسعه اقتصادی نواحی پیرامونی پرداخته است. این پژوهش از منظر هدف؛ کاربردی، و به لحاظ ماهیت روش توصیفی تحلیلی محسوب می‌شود. بنابراین ابتدا به کمک روش ضریب مکانی(LQ) اقتصاد پایه منطقه سنجیده شد، سپس با استفاده از تکنیک تحلیلی MABAK تأثیر اقتصاد پایه بر میزان توسعۀ اقتصادی روستاها پیراشهری مورد سنجش قرار گرفت. نهایتاً به روش تکسونومی عددی با برنامه spss به شیوۀ طراحی پرسشنامه کارشناسان، سطح توسعۀ اقتصادی روستاهای مجاور شهر نورآباد دلفان رتبه‌بندی گردید. نتایج حاکی از آن است که بخش کشاورزی به عنوان بخش غالب اقتصاد ناحیه ارزیابی گردید. در بررسی شاخص‌های اقتصادی مؤثر بر توسعۀ روستاها به طریق MABAK مشخص شد که شاخص‌هایی چون؛ دستیابی به شغل دوم با ضریب وزنی 399/3 و تغییر شغل با ضریب وزنی 193/3 در اولویت این روش قرار گرفته‌اند. این فرایند ناشی از آن است که میزان توسعۀ اقتصادی مناطق در سطح پائینی قرار دارد. سرانجام در رتبه‌بندی انجام شده در تکنیک تکسونومی عددی، مشخص گردید که روستاهای خلیفه‌آباد(باوزن0.107)، زالی‌آباد(باوزن0.152)، چشمه‌خانی(با وزن0.212)، به ترتیب در رتبه‌های 1 تا 3 و مابقی روستاها در رده‌های بعدی قرار دارند. لذا با توجه به اولویت‌های به دست آمده، قرار گرفتن در مسیرهای اصلی ترد بین شهر نورآباد با شهرها و روستاهای دور و نزدیک باعث توسعۀ نسبی بعضی از مناطق شده، و اقتصاد پایه این شهر نقش چندانی در توسعۀ اقتصادی روستاهای پیراشهری نداشته است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی کمی و کیفی منابع آب زیرزمینی و عوامل تأثیرگذار بر آن (مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان بندرلنگه)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 123-140

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.258911.1890

امیر سالاری، مریم حیدرزاده، نسیم قشقایی زاده

چکیده پایش مداوم کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی با توجه به وابستگی مفرط اشتغال، درآمد، تولید و توسعه پایدار روستاها به این منابع مخصوصاَ در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران امری ضروری می‌باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی کمی و کیفی منابع آب زیرزمینی در محدوده روستاهای بخش مرکزی شهرستان بندرلنگه استان هرمزگان انجام گردید. پس از برآورد کمی بیلان آب زیرزمینی با احتساب کلیه مؤلفه‌های ورودی و خروجی آبخوان، نقشه‌های هیدروژئولوژیکی هم‌عمق، هم‌تراز و تغییرات سطح آب زیرزمینی بر اساس میانگین داده‌های ماه حداقل در نرم‌افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) ورژن ۳/۱۰ محاسبه گردید. با پایش کمی منابع آب‌ زیرزمینی منطقه مورد مطالعه در طول دوره‌ی آماری ۱۳۹۶- ۱۳۸۱ و کیفی این منابع با استفاده از آمار کیفیت آب 35 حلقه چاه در طول دوره‌ی آماری ۱۳۹۶- ۱۳۷۲ که توسط شرکت آب منطقه‌ای ثبت شده بودند، منحنی‌های هم‌عمق، هم‌تراز و کیفی آب زیرزمینی تهیه و ترسیم گردید. نتایج نشان داد بیلان آب زیرزمینی آبخوان‌های پدل‌لمزان، دژگان غربی و دژگان شرقی به‌ترتیب 94/5، 64/0 و 24/3 میلیون متر مکعب در سال و مقدار برداشت مجاز از آبخوان‌های مذکور نیز به‌ترتیب 60/5، 64/0 و 64/0 میلیون متر مکعب در سال می‌باشد. افت سالانه 03/0-، 08/0- و 07/0- متری سطح آّب آبخوان‌های پدل‌لمزان و دژگان شرقی و غربی نشان‌دهنده شرایط مطلوب بیلان آبی آبخوان می‌باشد. نتایج کیفی حوزه نشان داد متوسط هدایت‌الکتریکی آبخوان پدل‌لمزان از 6935 میکروزیمنس بر سانتی‌متر در سال 1375 تا 5654 میکروزیمنس بر سانتی‌متر در سال 1381 کاهش یافته است. در آبخوان دشت دژگان نیز مشخص گردید متوسط هدایت الکتریکی آبخوان از 7410 میکروزیمنس بر سانتی‌متر در سال 1377 تا 10424 میکروزیمنس بر سانتی‌متر در سال 1386 افزایش یافته است. کاهش مقدار هدایت الکتریکی در آبخوان پدل‌لمزان و افزایش آن در حوزه دژگان ارتباط مستقیم و زیادی با نوسانات بارندگی‌های حوزه مربوطه در این دوره دارد. نتیجه کلی این تحقیق این است که مدیریت یکپارچه منابع آب و اقدامات و برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای صورت گرفته باعث حفظ تعادل نسبی بیلان آبی منطقه گردیده اما جهت جلوگیری از کاهش کیفیت منابع آبی با شوری بالای حوزه بایستی ممنوعیت بهره‌برداری بیشتر از منابع آبی حوزه همچنان برقرار باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

جایگاه مدیریت نوین روستایی در تحولات اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی (مورد مطالعه: بخش کهریزک)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 415-431

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.264673.1902

سیاوش عطایی، حسن افراخته، حسین توکلی کجانی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه مدیریت نوین روستایی (عملکرد شورا‌ها و دهیاران)، در تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک است. روش تحقیق تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان روستا-های بخش کهریزک که جمعیت بالا دارند و از شورا و دهیار برخوردار هستند، می‌باشد. کل جمعیت افراد خانوار در روستا‌های مورد مطالعه (5913) نفر است. لذا بر اساس فرمول کوکران تعداد 360 خانوار به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد. همچنین تعداد 20 نفر متخصص بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب گردید. نتایج بررسی مقادیر ضریب همبستگی اسپیرمن و وجود همبستگی ضعیف، گویای این واقعیت می‌باشد،که بین عملکرد شورا‌ها و دهیاران و تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک رابطه مثبت و معنی‌داری وجود ندارد. در ادامه نیز، نتایج رتبه‌بندی فازی ممدانی جهت تحلیل فضایی تحولات اقتصادی و اجتماعی در مناطق روستایی کهریزک با تأکید بر عملکرد شورا‌ها و دهیاران نشان داد، به ترتیب روستا‌های (گل حصار، قمصر، ده نو، درسون آباد، قلعه نوچمن زمین)، تحولات اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین را با تأکید بر مدیریت نوین روستایی را به خود اختصاص داده‌اند، همچنین روستا‌های (اسماعیل‌آباد، سلمان آباد، قیصرآباد، کبیرآباد، جهان‌آباد، تورقوزآباد، خیرآباد، عظیم‌آباد)، سطح بسیار کم تحولات اقتصادی و اجتماعی را نشان می‌دهند. در این راستا پیشنهاد می‌شود برای اولین گام، افزایش میزان رضایتمندی روستایی از عملکرد نهاد‌های مربوطه از طریق افزایش هماهنگی و همکاری میان روستاییان و دست‌اندرکاران نهاد‌های مربوطه از طریق مشورت و مشارکت دادن روستاییان در انجام طرح‌های مختلف توسعه روستایی مورد توجه قرار گیرد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: دهستان رادکان)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 433-451

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.249621.1876

شادی خوب، حمداله سجاسی قیداری، علی اکبر عنابستانی

چکیده امروزه اکثر مردم به ویژه در مناطق روستایی از دسترسی به خدمات مالی مانند اعتبارات خرد چه در قالب تسهیلات و یا پس‌انداز محروم هستند. این در صورتی است که اعتبارات خرد می‌تواند انگیزه کارآفرینی را در میان افرادی که به فکر راه‌اندازی کسب وکار در مناطق روستایی با پتانسیل مانند دهستان رادکان هستند را تقویت کند. از این رو هدف تحقیق حاضر، شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی دهستان رادکان می‌باشد. این پژوهش از منظر پارادایم‌ جزء تحقیقات کیفی محسوب می‌شود و با رویکرد آسیب‌شناسانه و با غایت اکتشاف (موانع و مشکلات استفاده از اعتبارات خرد دولتی) به انجام رسیده است. در این پژوهش، از روش نظریه‌پردازی بنیانی و شیوه مصاحبه کیفی و عمیق نیمه ساختارمند، برای گردآوری اطلاعات و داده‌ها در 13 روستای مورد مطالعه استفاده شده است. بنابراین گردآوری داده‌ها ابتدا در سطح کتابخانه ای برای بررسی نظری مسئله و سپس با مصاحبه‌های ساختار نیافته و باز انجام شده است. جامعه نمونه را 29 نفر کارآفرین روستایی دهستان رادکان و 68 نفر مردم روستایی تشکیل داده‌اند. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل محتوایی مورد واکاوی قرار گرفتند و طی مراحل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی طبقه بندی گردیدند. یافته های حاصل از تحقیق به استخراج مدل مفهومی موانع و محدودیت های استفاده از اعتبارات خرد برای کارافرینی منتهی شده است. بطوریکه یافته ها نشان داد کارآفرینان و مردم روستایی به دلیل وجود موانع و محدودیت‌های (اقتصادی، اجتماعی و نهادی –اداری) از جمله: کافی نبودن مقدار وام، طولانی بودن فرآیند اخذ وام، بهره و سود زیاد بانکها، پیچیدگی امور اداری و بانک و... از گرفتن وام منصرف می‌شوند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

اثرات حکمروایی خوب بر بهبود شاخص‌های رفاه اجتماعی مناطق روستایی، مطالعه موردی: شهرستان فریدن

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 471-487

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.243593.1866

وکیل حیدری ساربان، احمد مومنی

چکیده کشور ما سالهاست به دنبال تعامل مسئولین با مردم و بلعکس بوده است. ایجاد مدیریت محلی از میان خود مردم محلی، نیز تداعی بخش همین موضوع است. در این میان حکمروایی خوب از طریق مؤلفه‌هایی مانند مشارکت، پاسخ‌گویی، ...می‌تواند اتصال‌دهنده همین موضوع باشد. در این پژوهش سعی بر این است که به مطالعه و تحلیل اثرات حکمروایی خوب بر بهبود شاخص‌های رفاه اجتماعی مناطق روستایی شهرستان فریدن بپردازد. این تحقیق ازلحاظ هدف کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه سرپرستان خانوار ساکن روستاهای شهرستان فریدن است که طبق آخرین سرشماری سال 1395 برابر با 23311 نفر جمعیت و 8430 خانوار است که از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر به نمونه انتخاب شد. ابزار مورد سنجش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن صوری و به‌وسیله اساتید دانشگاه محقق تائید شد و با ضریب آلفای کرونباخ توسط نرم‌افزار Spss23 پایایی پرسشنامه برای متغیرهای حکمروایی خوب 830/0 درصد و برای شاخص‌های رفاه اجتماعی 837/0 درصد به دست آمد. پرسشنامه به‌صورت کاملاً تصادفی بین ساکنین توزیع شد. در تحلیل نتایج ابتدا وضعیت حکمروایی خوب و رفاه اجتماعی مناطق سنجیده شد و سپس در ادامه به کمک آزمون همبستگی پیرسون رابطه و آزمون رگرسیون چندگانه میزان رابطه متغیر مستقل بر وابسته سنجیده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد میان تمام متغیرهای حکمروایی خوب و رفاه اجتماعی رابطه متوسط تا قوی وجود دارد. در رگرسیون چندگانه نیز متغیرهای (حکمروایی خوب) 61 درصد از میزان واریانس (رفاه اجتماعی) را پیش‌بینی می‌کند. در این بین متغیر مسئولیت‌پذیری با ضریب بتای 300/0 بیشتر از سایر متغیرها در بهبود شاخص‌های رفاه اجتماعی تأثیر دارد. می‌توان این‌گونه عنوان کرد که احساس مسئولیت مدیران محلی طبق الگوی حکمروایی خوب باعث افزایش سطح رفاه اجتماعی روستاهای شهرستان فریدن می‌شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاه های روستایی(مطالعه موردی: شهرستان خوی)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 267-285

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266215.1906

وحید ریاحی، فرهاد جوان، امید شیخکانلوی میلان

چکیده امروزه توسعه اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی مهم‌ترین راهکار توسعه روستایی در کشورهای جهان سوم محسوب می‌شود مؤسسات مالی و صندوق‌های قرض‌الحسنه زیادی وجود دارند که می‌توانند از طریق ارائه اعتبارات خرد با بهره کم نقش بسزایی در توسعه اقتصادی روستاها در بخش‌های مختلف، کارآفرینی، اشتغال‌زایی و توسعه اقتصادی داشته باشند از این رو پژوهش حاضر به تحلیل اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی شهرستان خوی می‌پردازد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات با بهره‌گیری از دو روش کتابخانه‌ای و میدانی مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، از مدل تصمیم گیری چند معیاره (TOPSIS) فازی و نرم‌افزار‌های Expert choice، SPSS ، GIS استفاده شده است. نتایج رگرسیون جهت بررسی میزان اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی خوی، گویای تاثیرات زیاد صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی روستا‌های مورد مطالعه است. همچنین ضرایب بتا نشان دادند که در بین شاخص‌های توسعه اقتصادی وارد شده به معادله رگرسیون، سهم صندوق کارآفرینی امید در شاخص کاهش وابستگی اقتصادی به دیگران بیشتر از سایر شاخص‌های اقتصادی می‌باشد. در ادامه نیز، به منظور شناسایی نقش صندوق کارآفرینی امید در هر یک از شاخص‌های اقتصادی به شناسایی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیر مستقل بر متغیر وابسته پرداخته شده است. هر یازده شاخص، در سطح p=0/000 (99 درصد اطمینان) رابطه مستقیمی و غیرمستقیمی با صندوق کارآفرینی امید داشتند. در ادامه نیز، جهت بررسی و رتبه‌بندی شاخص‌های توسعه اقتصادی، با توجه به صندوق کارآفرینی امید، از نرم افزار Expert Choice استفاده شده است. نتایج نشان داد، شاخص افزایش سطح تولیدات به مقدار وزن به دست آمده 130/0، بیشترین میزان اهمیت و شاخص کاهش پیش فروش تولیدات به واسطه با مقدار وزن 065/0، کمترین میزان اهمیت را از دیدگاه متخصصان به خود اختصاص داده‌اند. در نهایت نتایج تحلیل فضایی سکونتگاه‌های روستایی با استفاده از مدل تاپسیس، بیانگر آن است که بیشترین کارآمدی در توسعه اقتصادی از لحاظ ایجاد طرح‌های اشتغال‌زایی در روستای مهلذان(رتبه 1) با میزان ارزش عددی 70/0 را داشته است و سایر روستاها در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل پیشران‌های کلیدی اثرگذاری شاخص‌های روستای خلاق بر پایداری سکونتگاه‌های روستایی با رهیافت آینده‌پژوهی (مطالعه موردی: منطقه سیستان)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 323-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.257221.1885

حسنعلی جهانتیغ، علی اکبر عنابستانی، محمود رضا میرلطفی، امیدعلی خوارزمی

چکیده در بازۀ زمانی کنونی، رهیافت روستای خلاق به عنوان دیدگاهی نو در زمینۀ توسعۀ روستایی تلاش دارد تا بستر زندگی با کیفیت و خلاقانه را در مناطق روستایی مهیا سازد. بنابراین هدف مطالعۀ حاضر استخراج شاخص‌های روستای خلاق در سکونتگاه‌های روستایی منطقۀ سیستان و شناسایی پیشران‌های کلیدی مؤثر برای گسترش زمینه‌های خلاقیت روستاییان است. برای این منظور از روش تحلیل اثرات متقاطع استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز در قالب پرسشنامه دلفی و با استفاده از نظر متخصصان استخراج گردید و پیشران‌های کلیدی اثرگذار بر خلاقیت روستاییان شناسایی گردید. نمونۀ مورد مطالعۀ شامل 29 نفر از کارشناسان در منطقه سیستان می‌باشند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان می‌دهد که در مجموع تعداد 6 مؤلفه (انعطاف‌پذری، ابتکار، ترویج و آموزش، خطرپذیری، رهبری و مشارکت) با 69 شاخص در شکل‌گیری روستای خلاق اثرگذارند که در این بین 18 شاخص به عنوان پیشران‌های کلیدی انتخاب شدند. از بین 18 پیشران، تعداد 6 پیشران‌ بیشترین اثرگذاری و کمترین اثرپذیری را داشتند که شامل "ورود اهالی روستا به فعالیت‌های جدید و نوآورانه (با اثرگذاری 32)"، "میزان توانایی مدیران محلی برای هدایت روستا در راستای توسعۀ روستای خلاق (با اثرگذاری 26)"، " استقبال و پذیرش خلاقیت توسط ساکنین محلی روستا در منطقه (با اثرگذاری 23)"، "توسعه ایده‌های خلاقانه جهت بهبود مشارکت مردمی (با اثرگذاری 23)"، " اعتماد به افراد تحصیل‌کرده در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت (با اثرگذاری 21)" و " آموزش و انگیزه بخشی به کارآفرینان در محیط‌های روستایی (با اثرگذاری 21)" می‌باشند. بنابراین رهیافت روستای خلّاق به عنوان یک رویکرد مفید و کارامد برای رفع موانع توسعه در سکونتگاه‌های روستایی پیشنهاد می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

عوامل موثر در عملکرد خدمات دفاتر ICT در راستای هوشمندسازی روستاها ( مطالعه موردی:روستاهای شهرستان طبس)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 211-220

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.229796.1851

فرحناز اکبراقلی، مجسن قاسمی

چکیده شکل غالب و گام اول در هوشمندسازی مناطق روستائی، ایجاد دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) است. نواحی روستایی به علت بعد مسافت و پراکندگی، از بسیاری امکانات محروم مانده اند و استفاده از فناوری های هوشمند می تواند به شکلی موثر در ارائه خدمات (آموزشی, اداری, بانکی و...) نقش داشته باشد. از ان جا که عملکرد دفاتر در تسریع روند هوشمند سازی روستاها موثر می باشد، لذا هدف این تحقیق نیز بررسی عوامل موثر در عملکرد دفاترICT روستایی در حوزه‌ی هوشمند‌سازی برای گسترش ICT در نواحی روستایی است. پژوهش حاضر جزو تحقیقات کاربردی است و روش تحقیق توصیفی – تحلیلی مقایسه ای است که از طریق مطالعات اسنادی و میدانی محقق شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 24 روستای دارای دفاتر ICT در شهرستان طبس می باشد. اطلاعات، از طریق روش های میدانی مصاحبه و تکمیل پرسشنامه گردآوری و سپس داده ها با نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. شاخص های مورد بررسی ویژگی‌های فردی کارکنان، ویژگی‌های روستا و تجهیزات موجود در دفاتر ICT می باشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که عملکرد 24 دفتر ICT روستایی مورد مطالعه از نظر جذب مشتری و آشنایی آنان با فرآیند هوشمند سازی با یکدیگر تفاوت معناداری ندارند. نتایج دیگر پژوهش حاکی است که در سطح اطمینان 95 درصد و سطح معناداری بیش از 05/0 هیچ یک عوامل ویژگی‌های کارکنان دفاتر، ویژگی‌های روستاها، امکانات و تجهیزات بر میزان عملکرد دفاتر در جذب مشتری و ارتقا هوشمند سازی روستاها، تأثیر معناداری نداشته است. به محققین پیشنهاد می شود برای کشف بهتر عوامل تاثیر گذار بر عملکرد دفاتر از روش های کیفی تحقیق مانند روش های مشارکتی و مصاحبه عمیق با کارکنان و مشتریان، بهره گرفته شود.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر، مطالعه موردی: دهستان سردابه، شهرستان اردبیل

دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 365-380

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.195496.1812

وکیل حیدری ساربان، شراره صائب

چکیده تغییر در همه ابعاد آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی و تکنولوژیکی، مذهبی و هنری و غیره توأم با اضطراب و استرس بوده که احساس امنیت اجتماعی را تحت الشعاع قرار می‌دهد که در این راستا پدیده گردشگری همانند سایر رخدادهای اخیرا ظهور و بروز یافته همانند روبات‌ها، هوش مصنوعی، کامپیوتر همه‌چیزدان، مهندسی ژنتیکی و خلق ابرانسان عاری از این قاعده نیست. لذا هدف این مقاله مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر شهرستان اردبیل می‌باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، توسعه‌ای و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع علی- مقایسه‌ای و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ساکنان روستایی دهستان «سردابه» می‌باشد. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه مناسب برای این تحقیق 385 نفر بدست آمد؛ از سویی، برای برابری در آزمون و نتیجه، 385 از ساکنان روستایی دهستان فاقد گردشگری «بالغلو» به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. این تحقیق به روش پیمایشی با استفاده از پرسش‌نامه انجام گردیده است. روایی صوری پرسش‌نامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش‌نامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS، پایایی بخش‌های مختلف پرسش‌نامه تحقیق 80/0 الی 83/0 بدست آمد. نتایج آزمون t در ارتباط با متغیر احساس امنیت اجتماعی دو گروه نشان می‌دهد جز امنیت نوامیس، امنیت فرهنگی و امنیت احساسی در تمام موارد ذکر شده احساس امنیت اجتماعی (از نظر شاخص‌های امنیت جانی، امنیت اخلاقی، امنیت حقوقی، امنیت عاطفی، امنیت فکری و امنیت قضایی) دهستان فاقد گردشگر بیش‌تر از دهستان دارای گردشگر بوده است. در نهایت، با توجه به نتیجه پژوهش پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.