دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیشبرنده کشاورزی ارگانیک در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 247-264
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.80778.1643
بهرام ایمانی، سهیلا باختر، سعید جعفری
چکیده کشاورزی ارگانیک یک سامانه مدیریت تولیدی جامعنگر است که موجب بهبود سلامت کشتبوم از طریق حفظ و تقویت تنوع زیستی، چرخههای زیستی و فعالیت زیستی خاک میشود، اما بر سر راه این سامانه موانع و مشکلات فراوانی قرار دارد. از اینرو شناسایی عوامل بازدارنده و پیشبرنده از دیدگاه روستاییان امری ضروری است. بنابراین هدف تحقیق حاضر ارزیابی دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیشبرنده کشاورزی ارگانیک است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، 64 روستایی بالای 20 خانوار بخش مرکزی شهرستان اردبیل با جمعیت 50039 نفر بودهاست. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 356 نفر برآورد گردید که برحسب تعداد جمعیت موجود در هر روستا توزیع گردید. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روشهای کتابخانهای و میدانی استفاده گردید. شاخصهای درنظر گرفتهشده برای تنظیم پرسشنامه در چهار زمینه اقتصادی، فنی و اطلاعاتی، مدیریتی و اجتماعی در دو بعد بازدارنده و پیشبرنده در قالب 42 متغیر تنظیم گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای spss19 و lisrel بهره گرفته شد. براساس نتایج حاصله، در بین عوامل بازدارنده کشاورزی ارگانیک عامل اجتماعی، دارای بیشترین میزان بازدارندگی و عوامل اقتصادی دارای کمترین میزان بود. در بین عوامل پیشبرنده نیز عوامل فنی و اطلاعاتی بیشترین تأثیر را بر پیشبرد کشاورزی ارگانیک داشته است و عوامل اقتصادی کمترین تأثیر را بر پیشبرندگی کشاورزی ارگانیک دارا بوده است.
تعیین کارکرد سازمانها در نظام ترویج تکثرگرا در راستای توسعه روستایی ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 3-20
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.51518.1531
نسیم ایزدی، احمد یعقوبی فرانی
چکیده در چند دهه اخیر ضعف کارآمدی فعالیتهای بخش دولتی و حضور کارگزاران جدید در عرصه ترویج کشاورزی و توسعه روستایی منجر شد به اینکه نظامهای ترویج کشاورزی به تنوع کارکردی و تکثرگرایی ساختاری جهت تسهیل مشارکت بخشهای مختلف، اعم از دولتی، خصوصی و غیردولتی (مردمنهاد) روی کنند. هدف این مطالعه، تعیین کارکرد سازمانها در نظام ترویج تکثرگرا در ایران است. این تحقیق به روش دلفی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق را 50 نفر از متخصصان و کارشناسان موضوعی تشکیل دادند. در روش دلفی از نمونهگیری استفاده نمیشود بلکه پانل کارشناسان براساس تخصص موضوعی و تجربه حرفهای به صورت هدفمند انتخاب میشود. این تحقیق در سه مرحله انجام شد که چهارده سازمان و پنج دسته کارکرد توسط کارشناسان معرفی شدند. پس از حذف گویههایی که کمتر از 80 درصد نسبت به آنها توافق جامع وجود داشت، کارکردهای هر سازمان بهدست آمد. نتایج این تحقیق نشان داد که در یک نظام ترویج تکثرگرا بصورت همزمان مراکز تحقیقات، شرکتهای خصوصی، مراکز ترویج جهاد کشاورزی و شرکتهای تعاونی، برنامههای آموزشی و ترویجی برگزار میکنند که مخاطب براساس نیاز، سطح آگاهی کیفیت خدمات به یکی از این سازمانها مراجعه میکند. در این سیستم فضای رقابتی باعث بهبود کیفیت خدمات میگردد.
تحلیل اثرات تغییر الگوی کشت ناشی از خشکسالی در مناطق روستایی به محصول زعفران در روستاهای دهستان زبرخان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 40-59
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.37086.1463
حمداله سجاسی قیداری، زهرا بهروز
چکیده انتخاب هر الگوی کشت، به دلیل چند بعدی بودن کشاورزی میتواند پیامدهای مهمی در زندگی کشاورز و جامعه روستایی داشته باشد. اما در برخی از شرایط، کشاورزان به جهت تغییر در شرایط محیطی، تغییر در تقاضا و مصرف وغیره. گرایش به تغییر الگوی کشت پیدا میکنند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در چند سال اخیر در تغییر الگوی کشت بین کشاورزان ایرانی، مسئله خشکسالی میباشد. بر این اساس از رایجترین تغییرات الگوی کشت در منطقه خراسان، گرایش به کشت زعفران است که میتواند اثرات متنوعی از جنبههای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را به دنبال داشته باشد. لذا این مطالعه به بررسی تغییرات حاصل از تغییر الگوی کشت محصول زعفران، ناشی از خشکسالی در بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بین روستاییان دهستان زبرخان در استان خراسان رضوی پرداخته است. برای این منظور از روش شناسی توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. جمعآوری دادهها از روش شناسی کتابخانهای و میدانی در قالب پرسشنامه محقق ساخته، انجام شده است که روایی آن بر اساس روش کرونباخ برابر با 78/0 میباشد. بهاین منظور از طریق فرمول کوکران که با سطح خطای 05/0 در نظر گرفته شده، تعداد 142 نفر از کشاورزانی که به علت کمبود آب و خشکسالی تغییر الگویکشت به محصول زعفران داشتهاند به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و نظر آنان در ارتباط با آثار اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی این تغییر الگویکشت، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده نشان داد که در کلیه شاخص های تحقیق بهجز شاخص افزایش سطح زیر کشت، تغییرات معناداری شکل گرفته است. همچنین با استفاده از روش وزن دهی آنتروپی شانون، مهمترین تغییرات صورت گرفته ناشی از تغییر الگوی کشت به زعفران مشخص شده و در ادامه تفاوتهای اثرات تغییر الگوی کشت به زعفران در بین روستاها از طریق مدل چند شاخصه TOPSIS مورد ارزیابی قرار گرفت که در نهایت مشخص شد روستای حریم آباد با ضریب 1 در هر سه بعد بیشترین تأثیر را از تغییر الگوی کشت پذیرفته است و روستای کلاته سلطانی با ضریب 183/0 کمترین تأثیرپذیری را داشته است.
بررسی عوامل مؤثر بر سازگاری ادراک شده کاربرد کودهای زیستی توسط کشاورزان در شهرستان زنجان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 76-90
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.63452.1590
حسام الدین غلامی، رسول لوایی آدریانی، مهدی تفویضی
چکیده اهمیت کودهای زیستی به دلیل پیامدهای منفی کودهای شیمیایی بیش از پیش افزایش یافته است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر سازگاری ادراکشده کودهای زیستی توسط کشاورزان در شهرستان زنجان به انجام رسید. در این راستا، بهمنظور بررسی اثر دو دسته عوامل فردی (دانش و نگرش کشاورزان در خصوص کودهای زیستی) و عوامل محیطی (دسترسی اقتصادی، دسترسی فیزیکی به کودهای زیستی و ساختارهای سیاستی-حمایتی)، از میان 313 کشاورز فعال در شهرستان زنجان، تعداد 135 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. بهمنظور تحلیل همسانی نتایج تحقیق از دو تکنیک تحلیل تشخیصی و تحلیل رگرسیون لجستیک دو وجهی استفاده شد. نتایج حاصل از این دو تکنیک نشان داد که بهبود ساختارهای سیاستی-حمایتی سازگاری ادراکشده کشاورزان را افزایش و فراهمسازی تسهیلات اقتصادی آن را کاهش میدهد. همچنین نتایج نشان داد که دانش و نگرش کشاورزان نسبت به کودهای زیستی اثر معنیداری بر سازگاری ادراکشده ندارد.
شناسایی و تحلیل موانع و مشکلات تولید شیر ارگانیک در استان اردبیل
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 91-107
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.51323.1529
مهناز محمدزاده، حسین شعبانعلی فمی، ناصر مطیعی، محمدرضا سنجابی
چکیده طی سالهای اخیر تولیدات دامی ارگانیک با افزایش توجه و استقبال تولیدکنندگان، سیاستگذاران و مصرفکنندگان سراسر دنیا همراه بوده است. تحقیق حاضر باهدف شناسایی و تحلیل موانع تولید شیر ارگانیک در استان اردبیل و به روش توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش کارشناسان امور دام سازمان جهاد کشاورزی و شرکتهای خدمات مشاورهای دامپروری استان اردبیل بود (200=N) که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 130 نفر تعیین شد. روش نمونهگیری و انتخاب افراد در جامعه روش طبقهای با انتساب متناسب بوده است و در داخل طبقهها تعداد نمونه مورد نیاز بهطور کاملاً تصادفی انتخاب شدند. ابزار اصلی جمعآوری دادهها، پرسشنامه بود که روایی محتوایی آن توسط کارشناسان و صاحبنظران تولیدات ارگانیک تأیید شد. پایایی ابزار سنجش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید که مقدار آن 95/0 بهدست آمد. نتایج تحلیل دادهها حاکی از شناسایی نه مشکل اصلی شامل ناکارآمدی زیرساختهای نهادی، زیرساختهای تحقیقاتی، زیرساختهای بازار، تدوین و اجرای دستورالعملها، زیرساختهای فرهنگی و روانشناختی، وجود ریسک تولید، خدمات ارائهشده به تولیدکنندگان، ناکافی بودن سطح دانش و اطلاعات دامداران و ناکارآمدی مدیریت واحدهای دامی داشت. این عوامل درمجموع 75/69 درصد از کل واریانس مربوط به متغیرهای موانع و مشکلات تولید شیر ارگانیک را تبیین کردند. بنابراین کاربست دامپروری ارگانیک و توسعه آن مستلزم شناسایی، رفع و تدوین خطمشیهای مناسب است.
بررسی عوامل مؤثر بر نیت پستهکاران در مناطق روستایی سیرجان نسبت به مقابله با آفلاتوکسین بر اساس مدل اعتقادات سلامت
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 509-524
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.48837.1516
مسعود یزدان پناه، فاطمه سالاری
چکیده پسته از محصولات ارزشمند صادراتی ایران میباشد که در چند سال اخیر به علت آلوده بودن به سم آفلاتوکسین صادرات آن با مشکل مواجه شده است. با توجه به نقش مهم و تأثیرگذار پستهکاران در زمینه پیشگیری از تولید آفلاتوکسین در پسته، هدف این مقاله شناسایی عوامل مؤثر بر نیت پستهکاران در زمینه پیشگیری از تولید آفلاتوکسین بر اساس مدل اعتقاد سلامت بود. جامعه آماری این تحقیق را تعداد 330 نفر از پستهکاران شهرستان سیرجان در استان کرمان تشکیل دادند که 120 نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از پانل اعضای هیأتعلمی و انجام اصلاحات مورد نظر آنها تأیید شد. پایایی ابزار سنجش، با استفاده از پیشآزمون و محاسبه ضریب کرونباخ آلفا تأیید شد (92/0-70/0). نتایج تحلیل رگرسیون عوامل مؤثر بر نیت پستهکاران نشان داد، متغیرهای راهنمای عمل، موانع درک شده و خودکارآمدی تأثیر قابل توجهی بر نیت پستهکاران در خصوص پیشگیری از تولید آفلاتوکسین دارد و میتواند 36 درصد از واریانس نیت پستهکاران در مقابله با آفلاتوکسین را تبیین نماید. همچنین متغیر راهنمای عمل، قویترین متغیر پیشبینی کننده نیت پیشگیری از تولید آفلاتوکسین بوده است. در نهایت نتایج حاصل از تحقیق میتواند در سیاستها و برنامه ریزیهای مرتبط با استراتژیهای پیشگیری از تولید آفلاتوکسین در پسته بسیار مهم باشد.
بررسی عوامل مؤثر بر پایدارسازی شرکتهای تولیدکننده بذر استان خوزستان با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 525-533
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.13299.1037
علی پژوهان، احمدرضا عمانی، نوید حبیبی قهفرخی
چکیده هدف اساسی این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر پایداری شرکتهای تولیدکننده بذر استان خوزستان میباشد. روش پژوهش، پیمایشی و از نوع توصیفی- همبستگی و علی- ارتباطی میباشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیۀ اعضای هیأت مدیره شرکتهای تولیدکننده بذر در استان خوزستان میباشد (72=N). با استفاده از روش تمامشماری، 72 پرسشنامه توزیع گردید. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که از لحاظ روایی و پایایی در سطح مطلوب بوده است. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، منابع اطلاعاتی، مشارکت اجتماعی، منزلت اجتماعی و میزان سطح تحصیلات در سطح 001/0 معنیداری شدند. همچنین، متغیرهای میزان مساحت زمین، تعداد انبار و سوله، درآمد شرکت، کلاسهای آموزشی و سن در سطح 005/0 معنیداری شدند. نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشانداد متغیر میزان منزلت اجتماعی، سن و درآمد شرکت 57 درصد از تغییرات متغیر وابسته تحقیق را تبیین میکنند. همچنین نتایج تحلیلعاملی مربوط به گویههای پایدارسازی شرکتهای تولیدکننده بذر استان خوزستان نشانداد پنج عامل حمایتی و نظارتی، آموزش و توانمندسازی، استانداردسازی و رضایتمندی، کاربرد فناوریهای نوین و مهارتهای بازرگانی در مجموع 25/70 درصد از واریانس پایداری شرکتهای تولیدکننده بذر را به خود اختصاص میدهند، لذا پیشنهاد میگردد، مسئولین امر با نظارت دقیق بر بازار این نهاده از نابسامانی بازار جلوگیری و از به وجود بازارهای غیررسمی که باعث بیثباتی شرکتها میشود جلوگیری بهعمل آورند.
تأثیر روند خشکشدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی مناطق روستایی اطراف از دیدگاه خانوارهای روستایی در دهستان بکشلوچای، شهرستان ارومیه
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 287-302
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.21138.1255
صالح حقی، سیداحمد خاتونآبادی، محمدصادق ابراهیمی
چکیده مخاطرات زیستمحیطی از جمله عواملی هستند که میتوانند ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را تحت تأثیر قرار دهند. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی نگرش روستائیان پیرامون اثرات روند خشکشدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی مناطق روستایی دهستان بکشلوچایِ شهرستان ارومیه بود. این مطالعه از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بوده که جامعه آماری آن را سرپرستان خانوارهای روستایی دهستان بکشلوچای (7466 نفر) تشکیل میدهند که حجم نمونه از طریق فرمول کوکران به تعداد 191 نفر برآورد گردیده و از طریق روش انتساب متناسب بین روستاهای دهستان تقسیم گردیده و در انتها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده پاسخ دهندگان انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق، پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات اساتید تأیید و برای تعیین میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که برای هر یک از شاخصهای اقتصادی بصورت مجزا محاسبه شد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق نرمافزار SPSS صورت گرفت. یافتهها نشان داد روستائیان بر این دیدگاه هستند که خشکشدن دریاچه منجر به کاهش مشاغل وابسته به حیات دریاچه و درآمد این مشاغل، کاهش تولیدات کشاورزی، کاهش میزان ورود گردشگر به منطقه و کاهش ارزش اقتصادی اراضی کشاورزیِ اطراف دریاچه در اثر انتقال گرد و غبار نمکی ِناشی از طوفانهای شدید شده است. همچنین از دیدگاه این افراد، با خشکشدن دریاچه در سالیان اخیر از آبدهی چاهها و قنوات کاسته شده، جمعیت آرتمیا (معروف به میگوی آب شور که تنها جاندار آبزی دریاچه ارومیه میباشد) کاهش یافته و تنوع کشت در منطقه نیز جای خود را به محدودیت کشت داده است
تحلیل سازههای مؤثر بر نگرش روستائیان در خصوص گردشگری روستایی در بخش درودزن شهرستان مرودشت
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 303-316
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.49281.1520
مدینه خسروجردی، مهدی نوری پور
چکیده با وجود توجه و صرف هزینه از طرف دولتها برای توسعه روستاهای هدف گردشگری، کمتر به اهمیت نگرش جامعه میزبان نسبت به گردشگری روستایی و حمایت آنها از توسعه گردشگری توجه میشود. بر این اساس، پژوهش حاضر به تحلیل سازههای مؤثر بر نگرش روستائیان در خصوص گردشگری روستایی در منطقه درودزن شهرستان مرودشت پرداخته که در سال 1394 صورت گرفته است. این پژوهش به شیوهی پیمایش انجام شده و دادههای مورد نظر با کمک پرسشنامه از 250 نفر از روستائیان منطقهی مورد مطالعه بدست آمد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند. روایی صوری پرسشنامه، توسط متخصصان توسعه روستایی دانشگاه یاسوج تأیید و پایایی ابزار سنجش نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ که مقدار آن بین 61/0 تا 86/0 به دست آمد، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیر ارزش گردشگری روستایی نسبت به سایر متغیرهای مورد بررسی، سهم و نقش بیشتری در پیشبینی نگرش پاسخگویان نسبت به گردشگری روستایی داشته و پس از آن، متغیرهای درآمد از منبع گردشگری روستایی، مشاهده در زمینه گردشگری و موضوعات مربوطه قرار گرفتند. در پایان به منظور بهبود نگرش روستائیان نسبت به گردشگری روستایی، پیشنهاد میشود که وسایل ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیمای محلی، پخش برنامه های آموزشی و تبلیغاتی مختلف در مورد گردشگری روستایی، زمینه ها و موضوعات مرتبط را در اولویت خود قرار دهد.
بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت بهینه آبشور با استفاده از چارچوب معیشت پایدار
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 317-334
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.36638.1455
معصومه فروزانی، مسعود یزدان پناه، فاطمه طاهری
چکیده در سالهای اخیر به سبب محدودیت روزافزون منابع آب شیرین، امکان کاربرد منابع جایگزین به ویژه آبهای شور به طور جدی مطرح شده و یکی از گزینههای پیش رو برای تدوام و ثبات فعالیتهای کشاورزی میباشد. این در حالی است که پایداری بلندمدت آبیاری با آبشور به مدیریت آن بستگی دارد و مدیریت بهینه نیز منوط به شناخت عوامل تأثیرگذار بر آن است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت آبشور در شهرستان کارون استان خوزستان به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل کشاورزان شهرستان کارون به تعداد 19720 نفر بود که از این تعداد، نمونهای به حجم 120 نفر برآورد و به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی آن توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رامین خوزستان مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (83/0-65/0) استفاده شد. برای تدوین شاخص داراییهای معیشتی، ابتدا رفع اختلاف مقیاسها انجام شد و سپس بر اساس تحلیل مؤلفههای اصلی، وزن مؤلفههای هر یک از شاخصها محاسبه و شاخص ساخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که کشاورزان منطقه در زمینه مدیریت آبشور آبیاری، بیشتر رفتار مدیریت فنی را بروز دادهاند. بیشترین میزان دارایی معیشتی کشاورزان مربوط به سرمایه اجتماعی و کمترین میزان آن مربوط به سرمایه فیزیکی بوده است. همچنین، رفتار مدیریت آبشور در بین کشاورزان با داراییهای مختلف، متفاوت بوده است.
تحلیل موانع مشارکت گندمکاران در زمینه تشکیل تشکل آببران، شبکه آبیاری دز
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 365-378
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.22401.1289
علی پژوهان، احمد رضا عمانی، سیروس سلمانزاده
چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل موانع مشارکت گندمکاران در زمینۀ تشکیل تشکل آببران در چارچوب پژوهشهای توصیفیـپیمایشی در سال زراعی 92 ـ 93 انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش 375 گندمکار محدوده شبکه آبیاری دز هستند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب و با ابزار پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. ضریب آلفای کرونباخ، به منظور تشخیص پایایی پرسشنامهها برابر با 89/0 محاسبه گردیده است. روایی محتوایی پرسشنامه نیز با نظرخواهی از کارشناسان و اساتید مرتبط با موضوع تأیید شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی مربوط به گویههای موانع چهار عامل استخراج گردید. این موانع به ترتیب اهمیت عبارتند از: عدم وجود زیر ساختهای مناسب و تسهیلاتاقتصادی، موانع اجتماعی، ویژگیهای ساختاری نامناسب و عدم ریسکپذیری، سازمانهای محلی و عدم توجه به فعالیتهای ترویجی که در مجموع 78/60 درصد واریانس کل موانع را تبیین نمودهاند. لذا پیشنهاد میشود ابتدا مسئولیت حفاظت و بهره برداری از شبکه آبیاری به تشکلها واگذار شود و سپس با ظرفیتسازی و توانمندسازی بهرهبرداران سایر مسئولیتها را واگذار نمود.
تحلیل و اولویتبندی واحدهای اعتباری شرکتهای تعاونی روستایی بر اساس میزان دستیابی به توسعه پایدار روستایی استان اصفهان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 397-414
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.16014.1115
احمد تقدیسی، سید علی نکویی نائینی
چکیده پدیده نابرابری موجود بین خانوارهای شهری و روستایی و اساساً فقر روستایی یکی از مسائلی است که باعث توجه خاص به توسعه پایدار روستایی در سطح جهان شده است. هدف کلی این تحقیق رتبهبندی واحدهای اعتبار خرد روستایی بر اساس میزان دستیابی به توسعه پایدار روستایی بود که بر اساس تحلیل عاملی تأییدی انجام شد. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه واحدهای اعتباری شرکتهای تعاونی روستایی استان اصفهان در یک دوره سهساله منتهی به سال 1392 است. دادههای مورد نیاز، از مسئولین واحدهای اعتباری و سپردهگذاران آنها جمعآوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 195 نفر تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. یافتهها نشان داد واحد اعتباری شرکت تعاونی روستایی دهق، خضرا کشت سین و آزادی به ترتیب رتبه اول تا سوم، در دستیابی به توسعه پایدار به دست آوردهاند. با توجه به نتایج بدست آمده بعد زیست محیطی توسعه پایدار نسبت به ابعاد اقتصادی و اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین مسئولین واحدها میتوانند نقش قابلتوجهی در دستیابی به این موضوع و ایجاد انگیزه در سپردهگذاران واحدهای اعتباری ایفا نمایند، لذا پیشنهاد میشود انتخاب مسئولین واحدها بر اساس معیارهایی چون سطح تحصیلات، سابقه کار در مدیریت تعاونی باشد و پرداخت تسهیلات صرفا در راستای دستیابی به اهداف توسعه پایدار روستایی صورت گیرد.
بررسی نقش سرمایه اجتماعی بر نیت و رفتار حفاظت از آب کشاورزی در شهرستان الشتر
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 237-253
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38659
فاطمه رحیمی، مسعود یزدان پناه، معصومه فروزانی، سعید محمد زاده، رابرت بورتن
چکیده هدف کلی این پژوهش، بررسی نیت و رفتار حفاظت از آب توسط کشاورزان در شهرستان الشتر از طریق مبنا قرار دادن سرمایه اجتماعی بود. جامعهی آماری این پژوهش، کشاورزان شهرستان الشتر به تعداد 6000 نفر بودند که بر اساس نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی طبقهای انتخاب گردیدند و بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونهای 360 نفری از آنان برای تحقیق انتخاب شدند. تحلیل رگرسیون سرمایه اجتماعی مؤثر بر نیت و رفتار حفاظت از آب کشاورزی نشان داد، متغیرهای اعتماد به نهادهای اجتماعی، ارتباطات برون محلی و ارزش زندگی عوامل مرتبط در رابطه با پیش بینی نیت حفاظت از آب کشاورزان میباشند، این متغیرها در مجموع قادرند، 40% از نیت حفاظت از آب را تبیین کنند. از طرفی دو متغیر تحمل تنوع و ارتباطات برون محلی قادرند تغییر در متغیر رفتار حفاظت از آب کشاورزان را در سطح معنیداری پیشبینی نمایند، این متغیرها در مجموع قادرند 41% از رفتار حفاظت از آب کشاورزان را پیشبینی نماید. در نهایت، بر اساس نتایج تحقیق پیشنهاداتی جهت مصرف بهتر آب توسط کشاورزان ارائه گردید.
سنجش میزان تمایل کشاورزان نسبت به مشارکت در طرح یکپارچهسازی اراضی در بخش مرکزی شهرستان ارزوئیه استان کرمان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 255-265
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38657
مریم تاجری مقدم، سودابه پورعلیمردان، حسین راحلی
چکیده پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تمایل کشاورزان نسبت به مشارکت در طرح یکپارچهسازی اراضی در سال 1394 در شهرستان ارزوئیه انجام شده است. جامعه آماری مورد نظر شامل کشاورزان بخش مرکزی شهرستان ارزوئیه (1200=N) بودند که از این میان تعداد 105 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامهای محققساخته بود که روایی آن توسط گروهی از متخصصان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (84/0- 80/0) تأیید شد. تجزیه و تحلیل دادهها به وسیله نرمافزار SPSS انجام شد. یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که 54 درصد کشاورزان به میزان زیادی تمایل داشتند در طرح یکپارچهسازی اراضی شرکت کنند. میزان تمایل 6/27 درصد از آنها نیز در سطح متوسط و 2/17 درصد از آنها در سطح کم طبقهبندی گردید. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان آگاهی از طرح یکپارچهسازی اراضی، تحصیلات و تعداد قطعات زمین زراعی قادر به تبیین 60 درصد از تغییرات متغیر تمایل کشاورزان به مشارکت در طرح یکپارچهسازی اراضی بودند.
نقش جوامع روستایی در حفاظت از مراتع در شهرستان ماهنشان
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15060
کبری کریمی، اسماعیل کرمی دهکردی، محمد بادسار
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اقدامات دامداران روستایی وابسته به مراتع در حفاظت از مراتع و تحلیل عوامل مؤثر بر آن، با استفاده از یک روششناسی ترکیبی پیمایش و مطالعه موردی است. دادهها از طریق بررسی طرحهای مرتعداری، گروههای متمرکز، پرسشنامه با نمونهای تصادفی متشکل از 204 بهرهبردار روستایی در شهرستان ماهنشان گردآوری گردیدند. دادهها با استفاده از نرم افزارهایSPSS20 و Amos20 تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، دانش بهرهبرداران درباره نقش، اهمیت و عوامل مؤثر بر تخریب مراتع نسبتاً بالا بود. اقدام آنها در مورد عملیات مکانیکی در حد کم گزارش شد. اقدام بهرهبرداران در زمینه عملیات بیولوژیک و مدیریت چرا با متغیرهایی همچون اجرای طرحهای مرتعداری، تعامل بهرهبرداران با نهادهای بیرونی، شرکت در دورههای ترویجی، سطح تحصیلات و سطح اراضی زراعی و باغی رابطه مثبت و معنیداری داشت. همچنین، بر اساس نتایج حاصل از تکنیک تحلیل مسیر، 37 درصد از واریانس اقدام بهرهبرداران در مورد حفاظت از مراتع بهوسیله متغیرهای اقدامات اصلاحی - احیایی مراتع، دانش افراد در مورد اقدامات حفاظتی، روابط با کارشناسان منابع طبیعی، تحصیلات، پرورش زنبورعسل و شرکت در دورههای ترویجی تبیین شد به طور کلی، فعالیتهای ترویجی و روابط با کارشناسان در افزایش دانش بهرهبرداران و اقدام آنها در حفاظت و بهرهبرداری پایدار از مراتع تأثیرگذار است.
اولویتبندی روستاهای دارای جاذبه گردشگری در استان آذربایجان-شرقی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 3-3
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13607
فاطمه کاظمیه، حسن صدیقی، محمد چیذری
چکیده مقوله اقتصاد روستایی غیر زراعی اکنون بهشدت مورد توجه کشورهای توسعه یافته برای استفاده از تمامی ظرفیتهای اقتصادی نواحی روستایی قرارگرفته است. در این راستا گردشگری روستایی که جزئی از صنعت گردشگری بهحساب میآید میتواند با شناسایی پتانسیلها و برنامهریزی اصولی و مناسب، نقش مؤثری در توسعه مناطق روستایی و در نتیجه توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی برعهده داشته باشد. در این مطالعه ضمن شناسایی پتانسیلهای گردشگری روستایی، ارزیابی و سطحبندی روستاهای دارای جاذبه گردشگری مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به متفاوت بودن جاذبهها در مناطق روستایی کشور و همچنین بهمنظور اجتناب از کلینگری و بهمنظور دستیابی به نتایج دقیق و کاربردی، روستاهای دارای جاذبه گردشگری استان آذربایجانشرقی بهعنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب گردید. در این مطالعه از تحلیل سلسله مراتبی چند معیاره برای اولویتبندی نواحی روستایی از بعد گردشگری روستایی استفاده شدهاست. این تکنیک بر اساس مقایسه زوجی بنا نهاده شده و امکان بررسی گزینههای مختلف را به مدیران و برنامهریزان میدهد. جامعه آماری تحقیق، متخصصانی بودند که در زمینه گردشگری روستایی دانش و تجربه کافی داشتند. نتایج نشان داد که روستاهای مورد مطالعه از لحاظ اولویت توسعه در سه سطح قرار دارند که این سطوح میتوانند مبنایی برای برنامهریزی و تصمیمگیری مدیران بخش گردشگری استان آذربایجانشرقی باشند.
شناسایی نقش زنانروستایی در پدافند غیرعامل کشاورزی با تأکید بر محیط-زیست در شهرستان باوی
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 4-4
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15056
زینب مهمدی کربلایی، مسعود برادران، بهمن خسروی پور، منصور غنیان
چکیده بهبود وضعیت کشاورزی و محیط زیست و حتی سایر بخشها نیازمند اصول پدافند غیرعامل است که میتواند کمکی مؤثر، جهت تکمیل زنجیرهی دفاعی در بخش کشاورزی باشد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از زنان روستایی در دو روستای صلیعه و تلبومه در بخش مرکزی شهرستان باوی استان خوزستان بود. حجم جامعه برابر 736 نفر بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 250 به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامهای بود که اعتبار آن با استفاده از نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان مورد تأیید قرار گرفته بود. در بخش آمار توصیفی از میانگین رتبهای و ضریب تغییرات و در بخش آمار استنباطی از آزمونهای همبستگی، مقایسه میانگین F وکروسکالوالیس استفاده گردید. بر اساس نتایج حاصل از همبستگی، سن و تحصیلات زنان با بینش آنان در خصوص میزان اهمیت فعالیتهای پدافند غیرعامل کشاورزی رابطه معنیداری داشت.. نتایج بخشی از آزمون مقایسه میانگین مر بوط به بینش زنان در خصوص اهمیت پدافند غیرعامل کشاورزی در بین طبقات سنی و سطح تحصیلات نشان داد، زنان روستایی جوانتر و با تحصیلات بالاتر دارای بینشی وسیع و متفاوتی از فعالیتهای کشاورزی در چارچوب پدافند غیرعامل کشاورزی هستند.
تحلیل سازههای مؤثر بر مشارکت روستاییان در مدیریت و بهرهبرداری شبکهی آبیاری و زهکشی دشت لیشتر
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 6-6
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13608
مهدی نوری پور، مرتضی نوری، آیت اله کرمی
چکیده اهمیت آب بهعنوان مایهی حیات و شرط لازم در شکلگیری و بقای اجتماعات روستایی در شرایط اقلیمی و جغرافیایی ایران و نیز بهعنوان محرک اصلی و محور توسعهی کشاورزی، لزوم مدیریت مصرف شایسته و کارآمد آن را ضروریتر میسازد. از اینرو، حضور مسئولانه و فعال بهرهبرداران در مدیریت سامانههای آبیاری بر مبنای اصول و مبانی رهیافت مدیریت مشارکتمدار میتواند سهم بهسزایی در مدیریت پایدار منابع آبی کشور داشته باشد. هدف اصلی مطالعه حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت روستاییان در مدیریت و بهرهبرداری از شبکهی آبیاری و زهکشی دشت لیشتر شهرستان گچساران است. جامعهی آماری این پژوهش شامل 417 نفر از بهرهبرداران و روستاییان تحت پوشش شبکه بوده است که از این میان، تعداد 163 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده بهعنوان نمونهی آماری انتخاب شدند.ابزار اصلی مورد استفاده جهت گردآوری دادهها، پرسشنامهای ساختارمند بوده است که روایی آن بوسیلهی اساتید گروه توسعهی روستایی دانشگاه یاسوج و کارشناسان مربوطه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ از 633/0 تا 923/0 برآورد شد. یافتهها نشان داد که متغیرهای سرمایهی اجتماعی، نگرش نسبت به اثربخشی مشارکت، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل ساختاری، تجربهی کشاورزی، سابقهی مشارکت کشاورزان در طرحهای مشارکتی، رابطهی مثبت و معنیداری با مشارکت در مدیریت و بهرهبرداری از شبکهی آبیاری داشته است. در مقابل، رابطهی عوامل اقتصادی، نگرش نسبت به نهادهای مربوطه، عوامل فنی، مدت اقامت در روستا، سطح تحصیلات، مساحت و تعداد قطعات اراضی زراعی و اراضی تحت پوشش شبکه، با مشارکت کشاورزان معنیدار نبوده است. فزون بر آن، نتایج حاصل از رگرسیون خطی چندگانه حاکی از آن است که متغیرهای عوامل ساختاری و تجربهی کشاورزی، حدود 44 درصد از تغییرات متغیر میزان مشارکت در شبکهی آبیاری و زهکشی را تبیین میکنند
تحلیل و تبیین مسائل و مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی شهرستان قزوین
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 6-6
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13610
پروانه صفری الموتی، علی شمس
چکیده تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف بررسی مسائل و مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی در روستاهای شهرستان قزوین صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق، کلیه خانوارهای روستایی شهرستان قزوین بودند (31338N= ) که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونهای برابر با 464 نفر محاسبه و از طریق روش نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی انتخاب و مطالعه شدند. روایی ابزار تحقیق از طریق پانلی از اساتید و کارشناسان صاحبنظر در این زمینه تأیید شد. نتایج نشان داد که در مجموع شش عامل با نامهای مشکل مدیریت دفع نهایی پسماندهای خانگی (01/17 درصد)، مشکل فرهنگی- آموزشی پسماندهای خانگی (11/14 درصد)، مشکل بهداشتی پسماندهای خانگی (11/12 درصد)، مشکل دانشی و بهداشتی پسماندهای کشاورزی (97/8 درصد)، مشکل دانشی پسماندهای خانگی (99/6 درصد) و مشکل آموزشی پسماندهای کشاورزی (47/5 درصد) در مجموع 68/64 درصد از واریانس کل مربوط به مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین نمودند.
مکانیابی صنایع فراوری – بستهبندی زعفران با هدف توسعه اقتصادی در روستاهای بخش جلگه رخ تربت حیدریه
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 7-7
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15061
مهدیه پورجعفرآبادی، فاطمه پورابراهیمی، حمید حیدریمکرر، نیما صفرپور
چکیده صنایع فرآوری بخش کشاورزی در نواحی روستایی میتواند سبب استفاده بهینه از محصولات، افزایش اشتغال و کاهش ضایعات کشاورزی گردد. با این وجود موفقیت صنایع فرآوری- بستهبندی در راستای توسعه اقتصادی مناطق روستایی، به انتخاب بهترین مکان جهت استقرار این صنایع وابسته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین مکان بهینه صنایع فرآوری– بستهبندی زعفران در راستای توسعه اقتصادی روستاهای بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه میباشد. جامعه آماری پژوهش، بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه بوده که با استفاده از فرمول شارپ و تصحیح، 19 روستا به عنوان جامعه نمونه تعیین و انتخاب شد. سپس با استفاده فرمول کوکران، 356 خانوار به عنوان خانوارهای نمونه تعیین شد. سپس به منظور مکانیابی صنایع فرآوری – بسته بندی زعفران، مجموعهای از شاخصهای مکانیابی در ابعاد انسانی- طبیعی مورد توجه قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده از تکنیک AHP و نرمافزار SPSSاستفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که ارتباط مستقیم بین ایجاد صنایع فرآوری – بستهبندی زعفران و توسعه اقتصادی روستاهای بخش جلگه رخ وجود دارد؛ همچنین بر اساس یافتههای پژوهش، بهترین مکان برای ایجاد صنایع فرآوری زعفران در این منطقه، به ترتیب روستاهای اسدآباد و سرهنگ میباشد.
سازههای تعیین کننده جذب گردشگران در مناطق روستایی از دیدگاه جامعه میزبان روستای اسفیدان، شهرستان بجنورد
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 2-2
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13612
پوریا عطائی، نسیم ایزدی، احمد یعقوبی فرانی
چکیده گردشگری روستایی را میتوان کلیه فعالیتهای تفریحی و گردشگری در مناطق روستایی که بر پایه کشاورزی، دامداری، ماهیگیری، هنرها و صنایع دستی، آداب و رسوم محلی و غیره انجام میگیرد، نامید. هدف اصلی این پژوهش بررسی تعیین کنندههای جذب گردشگران در مناطق روستایی از دیدگاه اهالی روستای اسفیدان بوده است. جمعیت این مطالعه، خانوارهای ساکن در روستای اسفیدان بودهاست (544 خانوار). حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر 226 سرپرست خانوار تعیین گردید که این تعداد نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند ابزار مورد استفاده برای جمعآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی صوری آن بوسیله پانلی از متخصصان تأیید و برای بررسی پایایی آن نیز پیش آزمونی بر روی 30 نفر از اعضای جامعه اجرا شد و آلفای کرونباخ آن 79/0 بهدست آمد. نتایج نشانداد که سازههای تعیین کننده جذب گردشگران در چهار عامل زیرساختی، زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی جای گرفتند.
بررسی عوامل موثر بر رضایت سهامداران از عملکرد شرکت های سهامی زراعی
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 8-8
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15055
محمدرضا بخشی، مجید رعنایی، اسدالله زمانی پور، محمود فال سلیمان
چکیده در حال حاضر شرکتهای سهامی زراعی از روندی رو به احیا برخودار هستند و گسترش این نوع نظام بهره برداری در دستور کار دولت می باشد. در این مقاله رضایتمندی سهامداران از عملکرد شرکتهای سهامی زراعی با استفاده از فن پیمایش وکاربرد تحلیل همبستگی و رگرسیون ارزیابی شد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی میباشد و برای رسیدن به اهداف از روشهای اسنادی و میدانی شامل مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه تحقیق مشتمل بر 1899 سهامدار چهار شرکت سهامی زراعی قدیمی با سابقه فعالیت 45 سال می باشد که از بین آنها 235 سهام دار با کمک فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و مورد پرسش گری واقع شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفتهاست. میزان رضایتمندی در چهار سطح ناراضی، نسبتاً ناراضی، راضی و خیلی راضی برآورد شد. یافته های تحقیق نشانداد 48.1 درصد سهامداران از عملکرد شرکت های سهامی زراعی «راضی» و 17.8 درصد آنان «خیلی راضی» میباشند. بر اساس نتایج بدست آمده رضایتمندی اعضای شرکتهای سهامی زراعی از عملکرد این شرکت ها در حد متوسط به بالا ارزیابی شد. بین متغیرهای« مشارکت در تصمیم گیری ها»،«نحوه رفتار و برخورد پرسنل»،«انتصاب افراد شایسته و لایق» ،«تنوع محصولات تولیدی» و «سطح رضایتمندی» سهامداران رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای سطح سواد، مقدار سود سهام، مشارکت در تصمیم گیریها و انتصاب افراد شایسه و لایق، 83 درصد تغییراتی را که در سطح رضایتمندی سهامداران به وجود می آید، را توضیح می دهند.
ارزیابی سطوح توسعهیافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ
دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 400-383
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15053
صالح شاهرخی ساردو، موسی محموذی برام، علی سینا مولایی، ناصر آقا عباسی
چکیده چکیده درک بهتر پدیدههای جغرافیایی و شناخت علمی مکانهای جغرافیایی مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی جامع از مکانهای مورد نظر است. همچنین آگاهی از پراکنش فضایی و سطوح توسعهیافتگی پیشنیاز طرحها و برنامههای توسعه روستایی محسوب میگردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سطوح توسعهیافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ میباشد. جامعه آماری پژوهش، نواحی روستایی بالای ده خانوار شهرستان کوهرنگ است (132 روستا). دادههای مورد نیاز از نوع دادههای ثانویه است، که به وسیلهی طراحی چک لیستی با عنوان شناسنامهی روستا با مراجعه به سالنامهی آماری شهرستان کوهرنگ تکمیل گردید. در پژوهش حاضر، برای سنجش توسعهیافتگی روستاهای مورد مطالعه از روش ترکیبی VIKOR-AHP بهره گرفته شده است. همچنین به منظور تعیین توزیع بهینهی شاخصها، ضریب جینی به کار رفت. دادهپردازی نیز با استفاده از نرمافزارهای MATLAB 7.10 و Expert Choiceانجام گرفت. نتایج بررسی درجهی توسعهیافتگی نشان داد، روستای " قلعه علی آباد" با درجه 994/0 بالاترین و روستای "دزک چشمه" با درجه 005/0 پائینترین درجهی توسعهیافتگی را داشتهاند. فزون بر آن، نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب توسعهیافتگی در منطقهی مورد مطالعه (با میانگین 217/0 در دامنهی صفر تا یک) بود، به نحوی که اغلب روستاها (21/46 درصد) با درصد جمعیتی 53/39 در سطح کاملاً توسعهنیافته قرار گرفتند. فزون بر آن، نتایج ضریب جینی و ضریب پراکندگی نشان داد که شاخصهای متعارف توسعه روستایی به صورت مناسب توزیع نشدهاند. بنابراین، پیشنهاد میشود که بازنگری ویژهای، نسبت به تعیین مراکز و کانونهای اصلی خدماترسانی بر اساس نظام سلسله مراتبی سکونتگاهها شود.
ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل
دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 415-434
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057
ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران
چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندیها و پتانسیلهای محیطی و قابلیتها و مزیتهای تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامهریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامهای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهرهبردار مورد پرسشگری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائهشده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویتبندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامهریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمرههای نهایی 52/2 صدم، نشان میدهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشاندهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل میتواند با تقویت فرصتها در مقابل تهدیدها بهخوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد
کاربرد برنامه ریزی چند هدفی در تعیین الگوی بهینه کشت در بخش مرکزی شهرستان تربت حیدریه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 259-270
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.15041
فاطمه رستگاری پور، مریم علوی، علیرضا کرباسی
چکیده با توجه به اهمیت مدیریت واحد های زراعی، اتخاذ سیاستهایی مبتنی بر الگوی کشت همراه با الویتبندی اهداف واحدهای کشاورزی اهمیت می یابد و انتخاب روشی که بتواند اهداف متعدد مدیران (هر چند که این اهداف با هم در تضاد باشند) را در یک مدل گنجانده و مدیر را به سمت اهداف بهینه هدایت نماید مهم و ضروری به نظر می رسد. لذا، در این مطالعه به تعیین الگوی بهینه کشت با کاربرد روش برنامهریزی خطی (تک هدفه) و برنامه ریزی چیبیشف (چند هدفه) پرداخته میشود اطلاعات مورد نیاز مطالعه از طریق تکمیل 188 پرسشنامه از کشاوررزان توابع تربت حیدریه با روش نمونه گیری خوشهای دو مرحلهای، طبقه بندی شده برای سال 1394به دست آمد. نتایج مطالعه نشانداد میزان سطح زیر کشت محصول گندم نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و محصول یونجه کاهش یافته است. محصول جو در مزارع کوچک و متوسط مقیاس بدون تغییر و در مزارع بزرگ نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و چغندرقند در مزارع کوچک مقیاس افزایش و در مزارع متوسط و بزرگ مقیاس بدون تغییر است یعنی از الگو حذف میشود. همچنین محصول پنبه در مزراع کوچک بدون تغییر و مزارع متوسط و بزرگ مقیاس نسبت به سطح اولیه کاهش یافته است
