شناسایی و اولویت بندی مهارت های کارآفرینی روستایی: کاربرد تکنیک شبکه عصبی مصنوعی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 547-565
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.117563.1707
حمید رستگاری، ذکریا محمدی تمری، مریم شریف زاده
چکیده امروزه، گسترش فرهنگ کارآفرینی و فراهم ساختن بستر اخلاقی مناسب کسب و کار که یکی از فاکتورهای مؤثر برای توسعه اقتصادی کشورها قلمداد میشود، در گرو پرورش مهارتها، توانمندیها و قابلیتهای کارآفرینانه در جوامع است. در این راستا، شناخت ویژگیها، مهارتها و توانمندیهای کارآفرینانه، بالاخص صلاحیتهای کارآفرینی روستایی میتواند کمک شایان توجهی در پیشبرد این موضوع داشته باشد. از همین رو، هدف پژوهش توصیفی حاضر شناسایی و اولویتبندی مهارتهای کارآفرینی روستایی بود. مطلعین کلیدی مشارکت کننده در این پژوهش که بر مبنای روش نمونهگیری هدفمند و با تکنیک نمونهگیری کارشناسی و تا حصول به درجه اشباع نظری انتخاب شدند، 7 نفر از متخصصان توسعه روستایی دانشگاهی بودند. شناسایی و استخراج مهارتهای کارآفرین روستایی با بهرهگیری از تکنیک اسنادپژوهی صورت گرفت. سپس از طریق پروتکل ساختارمند به جمعآوری اطلاعات در خصوص اهمیت هر یک از مهارتهای استخراج شده، اقدام شد. برای تحلیل دادهها از تکنیک شبکه عصبی مصنوعی با استفاده از نرم افزار Matlab بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که مهارتهای روابط اجتماعی، بازاریابی و مشتریمداری، برنامهریزی استراتژیک، راهاندازی و سرپرستی کسب و کار، و مدیریت ریسک به ترتیب رتبههای اول تا پنجم را از لحاظ اهمیت به خود اختصاص دادند. همچنین، در بین پنج دسته مهارتهای کارآفرینی، دسته مهارتهای فرصتیابی و دسته مهارتهای مدیریتی به ترتیب حائز رتبه اول و آخر شدند. با توجه به نتایج، پیشنهادهایی برای گسترش مجموعه مهارتهای کارآفرین روستایی ارائه شده است.
بررسی سازه های مؤثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری (مورد مطالعه شهرستان خوی)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 289-309
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.119243.1712
جمیله علیلو، محمد چیذری، شهلا چوبچیان
چکیده هدف این پژوهش بررسی سازههای مؤثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری در شهرستان خوی بود. تحقیق حاضر از نوع علی- ارتباطی بود و به روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری تحقیق تمامی کشاورزان شهرستان خوی در سال زراعی 95-1394 بودند (19088N=) که تعداد 379 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب به عنوان نمونههای تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای بود که روایی محتوایی آن توسط اساتید و متخصصین مربوطه تأیید شده و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بین 72/0 تا 85/0 تعیین شد. دادههای بدست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS19 تحلیل شدند. با توجه به نتایج، مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری در سطح خوب ارزیابی شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای مستقل نگرش کشاورزان نسبت به مشارکت در مدیریت آبیاری، آگاهی از پیامدهای مشارکت در مدیریت آبیاری، مناسب بودن عوامل فنی در شبکه آبیاری، میزان استفاده آنان از منابع اطلاعاتی، هنجارهای اجتماعی در زمینه مشارکت در مدیریت آب، دیدگاه کشاورزان نسبت به پرسنل ترویج کشاورزی، میزان اجتماعی بودن کشاورزان و دیدگاه کشاورزان نسبت به کارشناسان سازمان آب با متغیر وابسته مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری رابطه مثبت و معنیداری در سطح یک درصد وجود داشت. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی به شیوه گام به گام نشان داد که متغیرهای مذکور 75 درصد از تغییرات متغیر وابسته مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری را تبیین نمودند.
شناسایی موانع توسعه کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 311-327
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.97696.1676
ژیلا مرادی، علی اصغر میرک زاده، فرحناز رستمی
چکیده بخش کشاورزی اگرچه یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور است، اما در عین حال با تنگناهای عمدهای روبرو است. از اینرو هدف از این تحقیق، شناسایی موانع توسعه کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره بود. جامعه آماری تحقیق،2800 نفر از کشاورزان 27 روستای دهستان قراتوره بودند که از جامعه آماری مذکور تعداد 338 کشاورز با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب و براساس جدول کرچسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. برای حصول اطمینان از اعتبار پرسشنامه از پانل متخصصان و برای محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شده و مقدار آن 84/0 به دست آمد. براساس نتایج بدست آمده در ارتباط با موانع توسعه کشاورزی در منطقه مورد مطالعه،30 متغیر با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی در پنج عامل زیرساختی، اقتصادی- مدیریتی، طبیعی، فرهنگی و آموزشی خلاصه شد. نتایج نشان داد براساس دیدگاه کشاورزان، عامل زیرساختی اولین مانع توسعهکشاورزی منطقه بود. این عامل 40/24 درصد از واریانس کل متغیرهای تحقیق را تبیین میکند. یکی از مشکلات عمده دهستان قراتوره کمبود آب است که قسمتی از این مشکل به کمبود زیرساختها، و قسمتی به کمبود منابع مالی و عدم سرمایه اولیه کشاورز بر میگردد. لذا پیشنهاد میگردد دولت در جهت ایجاد زیرساختهای توسعه کشاورزی از قبیل یکپارچهسازی اراضی، ایجاد کانالهای آبرسانی، توسعه آبیاری تحت فشار، تسطیح و زهکشی اراضی، و اعطای تسهیلات بانکی کشاورزان را حمایت کند.
بررسی اثرات طرحهایمنابع طبیعی و آبخیزداری اجرا شده با مشارکت بهرهبرداران حوزه در توسعه روستا (مطالعه موردی: حوزه قره شیران شهرستان نیر استان اردبیل)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 347-362
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.128171.1726
محسن ملکی، رضا دهقانی بیدگلی، رضا قانع مقدم
چکیده طرحهای منابع طبیعی اهداف متعددی در سطوح مختلف فنی، اجتماعیسیاسی و غیره دارند که عمدتاً شامل مهار و مبارزه با فرسایش و هدررفت آب، بهینهسازی استفاده از منابع آب و خاک، افزایش تولیدات آبخیزها اعم از گیاهی و دامی، افزایش درآمد ساکنین آبخیزها و کاهش خسارت ناشی از فرسایش خاک و سیلابها و اهدافی از این قبیل میباشد. در برنامههای منابعطبیعی و آبخیزداری در نظر گرفتن عوامل اجتماعی، اقتصادی و سازمانی مؤثر در داخل و خارج آبخیز ضروری مینماید. این پژوهش با هدف ارزیابی و بررسی اقدامات منابع طبیعی و آبخیزداری انجام شده بر وضعیت اجتماعی و اقتصادی بهرهبرداران ساکن حوزه مانند رضایت و نگرش مردم، مشارکت مردمی، میزان پذیرش مردمی پروژهها انجام گرفته است. همچنین بررسی اثرات اجرای پروژهها از نظر ذینفعان در حوزه آبخیز قره شیران که در آن پروژههای منابعطبیعی اجرا شده است، انجام گردید. این پژوهش از نوع پژوهشهای توصیفی- همبستگی محسوب میشود. جامعه آماری این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 200 نفر از سرپرستان خانوار از بهرهبرداران و ساکنان این حوزه بودند و آلفای کرونباخ پرسشنامهها 78/0 بهدست آمد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده گردید که روایی آن توسط 5 متخصص خبره مورد تأیید قرار گرفت و روش تصادفی سیستماتیک جهت پرسشگری مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین پایایی اطلاعات از نرمافزار Spss استفاده گردید. بر اساس نتایج، در اثر اجرای طرحها در منطقه، وضعیت درآمدزایی 35 درصد، عملکرد و هزینه محصولات آبی 26 درصد، عملکرد و هزینه محصولات باغی 10 درصد و عملکرد تولید علوفه 12 درصد افزایش داشته است. همچنین، بیشترین اثر اجرای طرحهای اجرا شده در منطقه بر حل معضل سیل با میانگین 02/1 و بهبود وضعیت اقتصادی بهرهبرداران با میانگین 70/1 بوده است و تأثیر چندانی بر کاهش مهاجرت و بیکاری نداشته است.
بررسی کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی نظامهای بهرهبرداری خرد و دهقانی در روستاهای شهرستان میانه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 407-424
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.115991.1703
سید سینا عیسی پور، رضا مقدسی، مهدی پیروزیان، جلیل اجلی
چکیده خرده مالکی در روستا و پراکندگی قطعات اراضی یکی از عناصر ساختار سنتی کشاورزی در ایران است و بیشترین سهم را در تولیدات کشاورزی و اشتغالزایی بر عهده دارد. این نظام عمدتاً واحدهای موسوم به خرد و دهقانی زیر 10 هکتار را در اکثر روستاها شامل که هر بهرهبردار معمولاً یک خانوار میباشد. این الگوی بهرهبرداری با داشتن ویژگیهایی چون ضعف سازمانی و ساختاری، پائین بودن سطح سواد و دانش فنی، عدم استفاده بهینه از منابع تولید، بالا بودن هزینههای تولید، و در نهایت غیراقتصادی بودن و عدم کارایی شناخته میشود. در پژوهش حاضر به منظور محاسبه و تعیین سطح کارایی نظام بهرهبرداری خرد و دهقانی اطلاعات مربوط به سال 1393 جمعآوری و از روش تحلیل پوششی دادهها استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق 9600 نفر بهرهبردار خرد و دهقانی زیر ده هکتار میباشد که عمدتاً در روستاها بوده و با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای آزمودنیها حجم نمونه محاسبه شده 48 به دست آمد و در مجموع 60 پرسشنامه با دقت بالایی تکمیل گردید، نتایج بدست آمده از تحقیق نشان داد که میانگین کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی مزارع خرد و دهقانی مورد مطالعه روستاهای شهرستان میانه به ترتیب برابر با 03/60، 06/60، 02/34 میباشد که بیانگر قابل افزایش بودن کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی به میزان 7/39 ، 4/39 و 8/65 درصد میباشد. که نشاندهنده ضعف در دانش فنی موجود، مدیریت مزارع و عدم استفاده از مقیاس بهینه میباشد. لذا لزوم افزایش دانش فنی جهت تخصیص بهینه منابع و همچنین بکارگیری مطلوب نهادهها لازم میباشد.
تحلیل راهبردی نظام ترویج به عنوان ابزار توسعه روستایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 197-215
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.87296.1657
پریوش مرادی، عنایت عباسی، مجیدرضا خداوردیان
چکیده امروزه ترویج متأثر از تغییرات مستمری است که در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعضای جوامع روستایی یا همان تودههای بهرهبردار از منابع پایه تولید رویداده و میدهد؛ از مهمترین انتقاداتی که به نظام ترویج کشاورزی وارد شده است، عدم توجه کافی به آینده و آماده نبودن برای مواجهه با این تغییرات است. هدف اصلی این تحقیق تحلیل راهبردی نظام ترویج کشاورزی ایران است. جامعه آماری 169 نفر از کارشناسان و مدیران ترویج شش استان فارس، زنجان، تهران، کرمان، مازندران و کرمانشاه بوده که 117 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شده است. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده و روایی آن به تأیید پانلی از متخصصان ترویج قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز در مرحله آزمون مقدماتی تعیین گردید و میزان آلفای کرونباخ برای بخشهای مختلف پرسشنامه محاسبه گردید (92/0- 75/0). روش تحقیق توصیفی و با عنایت به اهداف تحقیق مبتنی بر تحلیل راهبردی SWOT است. ابتدا با تحلیل محیط داخلی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف نظام ترویج تهیه و سپس با واکاوی محیط بیرونی فهرستی از فرصتها و تهدیدها شناسایی گردید. برخی از راهبردهای حاصل از یافتههای تحقیق شامل افزایش سهم اعتبارات خاص ترویج و آموزش کشاورزی در کشور؛ اصلاح ساختار، بازتعریف رسالتها و بازنگری در اهداف ترویج و قانونی نمودن آنها بهمنظور جلوگیری از تغییرات مداوم؛ ایجاد هماهنگی بیشتر بین دستگاههای اجرایی با فعالیتهای ترویجی؛ بازنگری در ارتباط تشکیلاتی بین صف و ستاد ترویج و استفاده از ظرفیت مراکز آموزشی و تحقیقی میباشد.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان تمایل به دریافت و تمایل به کمکاشت کشاورزان حوضه غرب تالاب جازموریان به منظور احیای تالاب
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 251-265
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.105212.1685
حسین نوروزی، حامد اسکندری دامنه، رسول لوایی، محسن عادلی ساردویی
چکیده آب به عنوان یکی از مهترین عوامل زندگی در سطح زمین، علاوه بر نیاز شرب، جهت سایر مصارف مرتبط با انسان و طبیعت اهمیت بسزایی دارد، بهطوریکه در اکثر کشورهای جهان مسئله کمبود آب به یک بحران جدی تبدیل شده است. از اینرو مدیریت منابع آب و حفاظت این منابع اهمیت فراوانی در این راستا پیدا کرده است. ایران جزء مناطق خشک و نیمهخشک جهان محسوب میشود، که این موقعیت توجه بیش از پیش به این نعمتهای خدادادی را ضروری جلوه میدهد. تالابها یکی از مهمترین منابع آبی کشور میباشند. یکی از تالابهای مهم کشور که بنا به دلایل متعددی از قبیل بارندگی ناکافی، وقوع خشکسالی در منطقه، احداث سد در بالادست و عدم تأمین حقآبه زیستمحیطی متحمل خسارات چشمگیری شده است، تالاب جازموریان میباشد. با توجه به اهمیت و نقش کلیدی این تالاب در کشاورزی و حفظ اکوسیستم منطقه، در این پژوهش ارزش احیایی و حفاظتی تالاب جازموریان و میزان تمایل به کمکاشت و تمایل به دریافت کشاورزان حوضه غرب این تالاب در دو الگوی مجزا، برای احیاء و حفاظت از آن با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط برآورد گردید. مطابق با نتایج هر دو الگو، متغیرهای میزان تحصیلات و محل سکونت بر احتمال پذیرش سطح زیرکشت و مبلغ پیشنهادی به منظور مشارکت در طرح کمکاشت اثر مثبت و متغیرهای بعد خانوار، مخارج خانوار، مالکیت زمین، وضعیت تأهل و میزان سطح زیرکشت پیشنهادی به منظور کمکاشت بر احتمال پذیرش سطح زیرکشت و مبلغ، تأثیر منفی داشتند. همچنین مساحتی که کشاورزان به صورت داوطلبانه حاضرند کمتر زیرکشت ببرند و در طرح کمکاشت مشارکت نمایند، به ازای هر کشاورز و کل منطقه به ترتیب معادل 435/0 و 264 هکتار میباشد. همچنین میزان تمایل به دریافت به منظور زیرکشت نبردن هر هکتار و مشارکت در طرح کمکاشت به ازای هر کشاورز و کل کشاورزان منطقه به ترتیب 69/355 میلیون ریال و 2030 میلیارد ریال برآورد گردید.
سازههای مؤثر بر تعدد فعالیتهای غیرزراعی بین خانوارهای روستایی شهرستان کوار در استان فارس
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 3-14
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81841.1648
احسان معصومی، داریوش حیاتی
چکیده اقتصاد غیرزراعی از مفاهیم جدید ادبیات توسعه روستایی است. مطالعات متعددی به مرور شواهد و نظریهها در جهت ارتقاء مفهوم اقتصاد غیرزراعی روستایی پرداختهاند. این در حالی است که مطالعات تجربی کافی در این زمینه بهویژه در کشورهای درحالتوسعه وجود ندارد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی سازههای مؤثر بر تعدد فعالیتهای غیرزراعی روستایی در شهرستان کوار در استان فارس بوده است. در این پژوهش که به روش مطالعه اسنادی به اجرا درآمد، تعداد 225 خانوار روستایی فعال در زمینههای مختلف فعالیتهای غیرزراعی، با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که متغیرهای جنسیت، درآمد زراعی سالانه خانوار و تعداد افراد مهاجر خانوار بهطور مثبت و معنیداری متغیر وابسته را تحت تأثیر قرار میدهند و اثر برخورداری از تسهیلات دولتی بر تعدد فعالیتهای غیرزراعی منفی و معنیدار بود. نقش برجسته زنان در فعالیتهای غیرزراعی بیانگر اهمیت ابعاد اجتماعی و فرهنگی این فعالیتها است. نتایج نشانداد که تحصیلات اثر معنیداری بر تعدد فعالیتهای غیرزراعی ندارد. از اینرو، تأکید بر این متغیر برای توسعه فعالیتهای غیرزراعی ضرورتی ندارد. در پایان بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.
بررسی عوامل مؤثر بر پایداری رفتار زیستمحیطی گندمکاران شهرستان بوکان
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 15-32
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.64361.1598
یادگار مؤمن پور، حسن صدیقی، شهلا چوبچیان
چکیده امروزه با ورود نهادههای شیمیایی در بخش کشاورزی و استفاده بیش از حد از این نهادهها از سوی کشاورزان، صدمات جبرانناپذیری به محیطزیست وارد شده است. پایداری زیستمحیطی اقدامات همسو با محیطزیست در یک بازه زمانی بلندمدت را شامل میشود که بهرهگیری از آنها در بلندمدت از سوی اکثر کشاورزان سبب پایداری زیستمحیطی میشود. این پژوهش بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر رفتار زیستمحیطی با استفاده از فن پیمایش انجام شد. جامعه آماری پژوهش 5473 نفر از گندمکاران شهرستان بوکان بودند که با استفاده از جدول نمونهگیری کرجسی و مورگان، 357 نفر از آنان بهعنوان نمونه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب در دسترس قرار گرفتند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامهای بود که بهمنظور بررسی روایی، پایایی و برازش متغیرهای پنهان و آزمون فرضیههای پژوهش از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری با بهرهگیری از نرمافزار LISREL استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، روایی، پایایی و برازش متغیرهای پنهان پژوهش را تأیید کرد. مدلسازی معادلات ساختاری، نشان داد که تمامی فرضیههای تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند و سازه عامل نهادی بیشترین تأثیر را بر رفتار زیستمحیطی گندمکاران داشت و 35 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمود. از سوی دیگر، سازههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رفتار زیستمحیطی گندمکاران داشتند و در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
بررسی آسیب پذیری آبزی پروران نسبت به تغییرات آب وهوایی مورد مطالعه : شهرستان قصرشیرین
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 33-50
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.67301.1606
کیومرث زرافشانی، شهناز امیریان
چکیده در سالهای اخیر تغییرات آبوهوایی آبزیپروران را با چالشهای جبرانناپذیری مواجه ساخته است، اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته است مطالعات آسیبپذیری آبزیپروران نسبت به مخاطرات آبوهوایی بوده است. لذا هدف از این مطالعه واکاوی آسیبپذیری آبزیپروران شهرستان قصرشیرین نسبت به تغییرات آبوهوایی است. دراین مطالعه کیفی آبزیپروران این شهرستان (46 نفر) از طریق سرشماری شرکت نمودند. مبنای جمعآوری دادهها رهیافت ارزیابی ریسک مبتنی بر مشارکت جامعه محلی بود، در این رهیافت آبزیپروران به بررسی آسیبپذیری و راهبردهای سازگاری در برابر تغییرات آبوهوایی خود پرداختند. بکارگیری تکنیکهایی همچون مصاحبه گروه متمرکز، تکنیک تقویم فصلی، نقشه مخاطرات، محاسبه امتیاز آسیبپذیری و نقشه ذهنی فرصت مشارکت بیشتر را برای آبزیپروران فراهم می ساخت. نتایج نشان داد آبزیپروران نسبت به تغییرات آبوهوایی شناخت کاملی دارند. کمآبی، افزایش دمای هوا و گردوغبار عمدهترین تغییرات آبوهوایی شهرستان قصرشیرین بوده است. یافتهها نشان داد که آبزیپروران نسبت به کم آبی و افزایش دما بیشترین آسیب پذیری و نسبت به گردوغبار آسیبپذیری کمتری دارند. نتایج همچنین نشان داد که تغییرات آبوهوایی پیامدهایی همچون تلفات ماهی، کوتاه شدن دوره پرورش وکاهش تولید ماهی را به دنبال داشته است. آبزیپروران راهبردهای سازگارانه متفاوتی همانند مکانیزاسیون مزارع، کاهش تراکم کشت ماهی و رهاسازی ماهی با وزن بیشتر را برای کاهش پیامدها به کار می برند. براساس یافتههای پژوهش حاضر کشت گونههای مقاوم، استفاده از روشهای نوین پرورش ماهی، حمایتهای دولتی و بکارگیری راهبرهای سازگارانه اثربخش بین آبزیپروان به منظور کاهش خسارات ناشی از تغییرات آبوهوایی توصیه میگردد.
تبیین راهبردهای بهبود معیشت عشایر در شهرستان گچساران
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 67-85
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.94228.1670
خداعفو راشدنسب، مصطفی احمدوند
چکیده تغییرات آب و هوایی از جمله خشکسالی، جوامع عشایری کشور را با مشکل فروپاشی مواجه ساخته است. این در حالی است که این قشر مولد سهم بهسزایی در پایداری تولیدات دامی دارد. بیشک اگر به تنوعبخشی معیشت جوامع عشایری پرداخته نشود، امنیت غذایی سایر اقشار جامعه به خطر خواهد افتاد. بنابراین، سؤال اصلی پژوهش این است که چه راهبردهایی برای توسعه معیشت عشایر شهرستان گچساران وجود دارد؟ این پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکردی کاربردی است که با استفاده از روش پیمایش به تبیین راهبردهای بهبود معیشت در عشایر شهرستان گچساران پرداخته است. افراد مورد مطالعه کارشناسان اداره کل امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد بودند که دیدگاه آنان با استفاده از پروتکلی مبتنی بر تحلیل SWOT مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به توان و استعدادهای عشایر منطقه، تمرکز بر راهبردهای درونزا جهت برنامهریزی جامع از طریق بازنمایی نقاط قوت، تقویت فرصتها و مقابله با تهدیدها و نقاط ضعف ضروری است. بر همین اساس، ماتریسIE ترسیم شد که راهبرد تدافعی حائز اولویت گردید. از این رو، راهکارهایی متناسب با این راهبرد جهت بهبود معیشت عشایر منطقه گچساران مورد توجه قرار گرفت. فزون بر آن، ترسیم برنامه فضایی یا آمایشی با هدف شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها در هر سامانه عشایری با مشارکت عشایر و برنامهریزان برای بهبود معیشت آنها و حفظ این جامعه کهن توصیه میگردد. ایجاد فهم دقیق، روشن و ممیز از ابعاد چهارگانه تحلیل SWOT در افراد مورد مطالعه از جمله محدودیتهای این پژوهش بود.
نقش و اهمیت کشاورزی در جلوگیری از مهاجرت روستایی – مطالعه موردی شهرستان بهمئی
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 87-104
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.29123.1374
محمد صادق ابراهیمی کوهبنه، سید حسن اسعدی خوب
چکیده در دهههای گذشته، تحولات اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور از یکسو و آگاهی جمعیت از سوی دیگر سبب حرکات شدید مهاجرتی گردیده که این جابهجایی در بعضی مناطق کشور با شدت بیشتری همراه بوده است. مطالعات فراوانی در زمینه علل و پیامدهای مهاجرت روستاییان به شهر صورتگرفته، ولی مطالعات کمتری در زمینه عوامل تعدیل مهاجرت روستاییان انجام گرفته است. این پژوهش بهمنظور بررسی نقش و اهمیت بخش کشاورزی سنتی در پایداری جمعیت روستایی و جلوگیری مهاجرت روستا به شهر در شهرستان بهمئی (استان کهگیلویه و بویراحمد) صورت گرفته است. این تحقیق از نظر ماهیت جزء تحقیقات کمّی و روش تحقیق هم توصیفی، تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرست خانوارهای روستایی بخش ممبی از توابع شهرستان بهمئی در استان کهگلویه و بویراحمد بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد و220 نفر سرپرست خانوار برای مطالعه انتخاب شدند که به شیوه نمونهگیری طبقاتی به نسبت جمعیت هر روستا، اقدام به نمونهگیری گردید. نتایج تحقیق نشان میدهد که بیشترین منبع درآمد روستاییان منطقه از بخش کشاورزی سنتی بوده و توسعه بخش کشاورزی باعث کاهش روند مهاجرت از روستا به شهر شده و کاهش شکاف درآمدی روستا- شهری را بههمراه داشته است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای تعداد دام سبک، مقدار اراضی و علاقه عاطفی به محیط روستا بیشترین تأثیر را در ماندگاری روستاییان داشتهاند. با توجه به شدت مهاجرت در این منطقه، کشاورزان نسبت به بقیه اقشار روستایی ماندگارتر بودند. با توجه به نتایج تحقیق تأکید بر سیاست دولت در سرمایهگذاری و توجه بیشتر به بخش کشاورزی متناسب با وضعیت اقلیمی و پتانسیلها و محدودیتها و همینطور ایجاد اشتغال در مناطق روستایی لازم بهنظر میرسد.
بررسی اثرات صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی بر توسعه کشاورزی در استان آذربایجان غربی
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 121-135
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.77114.1632
حسین جعفر زاده، لقمان رشیدپور، سلیمان رسولی آذر
چکیده بخش کشاورزی همواره با مشکلاتی از جمله کمبود سرمایه و سرمایهگذاری مواجه میباشد. لذا صندوقهای غیردولتی حمایت از توسعه بخش کشاورزی راهحل مناسبی برای تزریق صحیح منابع مالی به این بخش میباشند. هدف اصلی این پژوهش "بررسی اثرات صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی در استان آذربایجان غربی" بود. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش 173 تشکل سهامدار صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی بودند که بر پایه جدول مورگان تعداد 120 تشکل به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن بر اساس روش اعتبار محتوایی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بین 712/0 تا 935/0 تعیین شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 تجزیه و تحلیل شدند. آماره تحلیل عاملی نوع (R-Type Factor Analysis) بهمنظور تبیین اثرات صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی بر توسعه کشاورزی استان آذربایجان غربی، استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که اثرات صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی را میتوان در پنج عامل اثرات اقتصادی، اثرات اجتماعی، اثرات تولیدی، اثرات مهارتی و اثرات آموزشی دستهبندی نمود. این عوامل در مجموع 42/71 درصد اثرات صندوق را بر توسعه کشاورزی استان آذربایجان غربی را تبیین کردهاند.
بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاریها بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 453-473
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.63182.1620
کامبیز فلاح محمد حسینی، محمد محمدی، آزیتا زند
چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاریها بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر میباشد. جامعه آماری این تحقیق سرپرستان خانوار در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر هستند که حدود 6133 نفر می باشد. از این تعداد 362 نفر از طریق فرمول کوکران بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند، روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بود. این تحقیق از نوع توصیفیـ همبستگی میباشد. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامهای است که روایی آن با کسب نظرات اساتید و صاحبنظران در حوزه توسعه روستایی به دست آمد. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون الفای کرونباخ برای هر بخش پرسشنامه انجامگرفت و براساس نتایج، با مقدار 82/0مورد تأیید میباشد. ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از ﻣﺪلﯾﺎﺑﯽ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﺮماﻓﺰار Spss و Lisrel اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مؤید برازش مناسب مدل و مطابقت عوامل استخراجشده با سؤالات طراحیشده در مدل تحقیق بودند. براساس نتایج، سازههای توسعه اجتماعیـ فرهنگی، توسعه زیستمحیطی، توسعه کالبدی و توسعه اقتصادی بهترتیب با داشتن 71/0، 63/0، 61/0 و 35/0 بار عاملی بهترتیب 71 درصد، 63 درصد، 61 درصد و 35 درصد از واریانسشان توسط شوراهای اسلامی و دهیاریها تبیین میشود.
کلمات کلیدی: شوراهای اسلامی، دهیاریها، توسعه روستایی، شهرستان اسلامشهر.
واکاوی عوامل موثر بر توسعه بیمه محصولات باغی جنوب استان کرمان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 515-534
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.63147.1587
سمیه امیری کچمی، شهلا چوبچیان، حسن صدیقی
چکیده ﺑﺨﺶ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎﻱ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳـﺖ، ﻛـﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﺷـﺪﺕ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﻭ آسیبهای ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑـﻲﺷـﻤﺎﺭﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﺩﻫﺪ. مدیریت ریسک در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است، یکی از ابزارهای مدیریت ریسک در بخش کشاورزی، بیمه محصولات کشاورزی است. ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ بیﺷﻤﺎﺭ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﺍﻥ، ﺑﻴﻤﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺳﺎﺯﻭﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ. هدف از پژوهش حاضر"واکاوی عوامل موثر بر توسعه بیمه محصولات باغی(خرما و پرتقال) جنوب استان کرمان" میباشد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه و جامعه آماری نیز شامل باغدارن (نخل و پرتقال) جنوب استان کرمان (شهرستان جیرفت و کهنوج) به تعداد 2022 نفر بود، حجم نمونه 324 نفر محاسبه شد و برای انتخاب نمونههای تحقیق از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به دست آمد. نتایج رگرسیون خطی نشان داد که از بین متغیرهای مورد مطالعه چهار متغیر عوامل اقتصادی، دانش کشاورز در رابطه با بیمه محصولات باغی ، نگرش کشاورز نسبت به بیمه محصولات باغی و میزان خطرپذیری کشاورز به ترتیب بیشترین تاثیر را در توسعه بیمه محصولات باغی داشتهاند، که در مجموع 54 درصد از تغییرات متغیر وابسته تحقیق تبیین شد. با توجه به اینکه عامل اقتصادی مهمترین عامل در توسعه بیمه محصولات باغی شناخته شد، پیشنهاد میشود که در مقدار غرامت پرداختی جهت محصولات باغی تجدید نظر گردد و غرامت مشخص شده در قرارداد را به موقع به کشاورزان پرداخت نمایند، همچنین با توجه به مشاهدات میدانی شایان ذکر است که اکثر کشاورزان از وامهای کشاورزی اطلاع نداشتند، لذا در جهت آگاهی هرچه بیشتر کشاورزان در این زمینه باید اقدام عاجل صورت گیرد و دولت نیز در این زمینه میتواند نقش پر رنگی ایفا نماید.
سنجش دانش انگورکاران نسبت به تهیه و بسته بندی کشمش و ارتباط آن با میزان استفاده از منابع اطلاعاتی توسط آن ها (مورد مطالعه: شهرستان تاکستان)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 535-548
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.70334.1617
زهرا همدانی، غلامرضا مجردی
چکیده هدف اصلی این پژوهش، ﺳﻨﺠﺶ دانش انگورکاران شهرستان تاکستان نسبت ﺑـﻪ تهیه و بستهبندی کشمش، تحلیل آن و ارﺗﺒﺎط دانش آنﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﯿﺰان استفاده از منابع اطلاعاتی و مجاری ارتباطی است. جامعه آماری این تحقیق را 2462 نفر از انگورکاران بخش مرکزی شهرستان تاکستان تشکیل دادند در بین 15 روستا، براساس فرمول کوکران و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده چند مرحلهای 240 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که از لحاظ روایی و پایایی در سطح مطلوب بودهاست. نتایج تحقیق نشان داد که دانش 7/86 درصد انگورکاران در مورد تهیه و بستهبندی کشمش در حد متوسط است. انگورکاران نسبت به فعالیتهای قبل از کاشت انگور دانش بیشتر و نسبت به فعالیتهای بستهبندی و نگهداری کشمش دانش کمتری داشتند. پاسخگویان در بین 13 منبع اطلاعاتی بیشترین دسترسی را به انگورکاران خبره داشتند و بر تجربه شخصی، دانش نزدیکان و افراد خبره بهعنوان مهمترین منابع کسب دانش تأکید کردند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که دانش انگورکاران رابطه مثبت و معنیداری با میزان استفاده از کانالهای ارتباطی دارد، لذا پیشنهاد گردید که از ابزارهای نوین اطلاعرسانی در روزآمد کردن دانش انگورکاران استفاده شود.
نقش تعاونی های تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روان شناختی گندمکاران (مورد مطالعه: شهرستان اسلام آباد غرب)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 563-577
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.74005.1630
وکیل حیدری ساربان، سهیلا باختر
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاونیهای تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روانشناختی کشاورزان عضو تعاونی تولید شهرستان اسلام آباد غرب انجام گردیده است که از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی - تحلیلی میباشد. جامعه آماری تحقیق 1137 گندمکار عضو تعاونیهای تولید روستایی در 11 روستای شهرستان اسلام آباد غرب است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 170 نفر برآورد شد که برای مقایسه نتایج 170 گندمکار غیرعضو نیز در همان روستاها انتخاب گردید. روش گردآوری دادهها، به صورت پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده است. جهت تنظیم پرسشنامه از پنج شاخص توانمندسازی روانشناختی(خودتعینی، شایستگی، ارزشمندی، تأثیرگذاری و اعتماد) در قالب 35 گویه استفاده گردید. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی کل پرسشنامه تحقیق 84/0بدست آمد. با توجه به تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه از بین شاخصهای پنجگانه توانمندسازی روانشناختی و با توجه به تفاوت میانگین بین دو گروه عضو و غیر عضو میتوان گفت بین عضویت در تعاونی تولید و توانمندسازی روانشناختی گندمکاران رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد به گونهای که میانگین اعضا35/4 و میانگین گندمکاران غیر عضو 61/3 است. نتایج آزمون t مستقل نشان دهنده اختلاف معنیدار بین دو گروه است و میتوان دریافت که تعاونیهای تولید روستایی ابزاری کارآمد در توانمندسازی روانشناختی کشاورزان گندمکار و توسعه روستایی محسوب میگردد و زمینه لازم را برای ابتکار و اختیار عمل، شایستگی و رشد فکری و شخصیتی اعضا فراهم مینماید.
واکاوی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک (SME) زنان روستایی در شهرستان اسلامآباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 299-315
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.51322.1528
بهمن خسروی پور، سهیلا پورجاوید
چکیده کارآفرینی فرآیندی است که نقش حیاتی در تداوم، رشد و توسعه ملّی ایفا میکند. اهمیت آن تا جایی است که اقتصاد دانان، کارآفرینان را موتور رشد و توسعه اقتصادی جامعه میدانند. ارتقای فعالیتهای کارآفرینانه زنان، محرکی مؤثر برای رشد و توسعه اقتصاد و بهبود کیفیت زندگی آنها محسوب میشود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک(SME) زنان روستایی شهرستان اسلامآباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا بود. این تحقیق بهصورت کیفی و با مشارکت 48 نفر از زنان کارآفرین روستایی انجام شده است. اطلاعات از طریق مصاحبههای صورتگرفته با زنان کارآفرین جمعآوری و برای تحلیل دادهها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج تحلیل محتوای نظرات زنان روستایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک را هفت دسته عوامل کلی فردی، محیطی، فرهنگی- اجتماعی، انگیزشی، آموزشی- ترویجی، سیاستگذاری و مدیریتی نشانداد. لذا با عنایت به نتایج تحلیل صورتگرفته و بهمنظور افزایش کمّی شمار کارآفرینان روستایی، ارتقای کیفی مقوله کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک و گسترش فرهنگ کارآفرینی و خوداشتغالی در جامعهروستایی بهویژه در بین زنان روستایی که بازوان توانای فعالیتهای روستایی محسوب میشوند، بهکارگیری سیاستهای تشویقی و حمایتی از سوی دولت پیشنهاد میگردد. لذا توجه نمودن به متغیرهای هر کدام از این مؤلفهها و تقویت آنها میتواند سبب ایجاد انگیزه در زنان روستایی و توسعه این نوع کسب و کار در روستا گردد.
عوامل بازدارنده توسعه کسبوکارهای خرد در مناطق روستایی (مورد مطالعه: دهستان گویجهبئل بخش مرکزی شهرستان اهر)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 317-333
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81627.1645
طاهره ملکی، پرویز گلپرور، شاپور ظریفیان
چکیده کسب وکارهای کوچک روستایی یکی از بهترین مصداقهای کارآفرینی روستایی هستند که به واسطه ایجاد کار و اشتغال، تولید سرمایه و کمک به توزیع عادلانهتر درآمدها مورد توجه بسیاری از صاحبنظران توسعه روستایی واقع شده اند. اما، متأسفانه شواهد حاکی از آن است که توسعه کسبوکارهای خرد روستایی در ایران با چالش و موانع بسیاری روبهرو شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تببین عوامل بازدارنده توسعه کسب وکارهای خرد در مناطق روستایی صورت گرفت. نمونه آماری پژوهش را 130 نفر از سرپرستان خانوار روستایی دهستان گویجهبل بخش مرکزی اهر با استفاده از نمونهگیری طبقهای انتساب متناسب تشکیل دادند. ابزار اندازهگیری دادهها، پرسشنامهای محققساخته بود که روایی آن توسط اساتید گروه ترویج و توسعه روستایی دانشگاه تبریز تأیید شد. یافتههای حاصلاز بهکارگیری تحلیل عاملی اکتشافی نشانداد، چهار عامل ضعف ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مؤثر در بروز کارآفرینی روستایی، موانع فنی- حمایتی، موانع تولیدی- بازاررسانی جهت فروش محصولات و موانع قانونی- نهادی مهمترین عوامل بازدارنده توسعه کسبوکارهای خرد در مناطق روستایی بوده و درمجموع 4/59 درصد واریانس کل موانع توسعه کسبوکار خرد را به خود اختصاص دادهاند. نتایج حاصل از این پژوهش به دستاندرکاران امر کمک میکند تا جهت مرتفعنمودن این موانع اهتمام ورزیده و گامهای مثبتی در جهت رونق کسبوکارهای خرد روستایی که در سالهای اخیر بسیار موردتوجه و تأکید قرارگرفته، بردارند
بررسی سلامت اجتماعی و چالشهای آن از دیدگاه زنان روستایی (مورد مطالعه: بخش قلعهشاهین در استان کرمانشاه)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 349-370
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.70915.1622
سمیه شهبازی، علی اصغر میرک زاده، امیرحسین علی بیگی
چکیده سلامت اجتماعی در توسعه اجتماعی روستاها بهویژه زنان روستایی، در راستای بهزیستی و ارتقای سرمایه اجتماعی و انسانی آنان امری ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان سلامت اجتماعی و چالشهای آن از دیدگاه زنان روستایی در استان کرمانشاه بود. روش تحقیق حاضر، توصیفی-پیمایشی و مبتنی بر روش اسنادی و میدانی(ابزار پرسشنامه) بود. جامعه آماری شامل زنان روستایی بخش قلعه شاهین استان کرمانشاه (5561 نفر) بود که 209 نفر از آنها بر اساس جدول بارتلت و همکاران به روش نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانداد اکثر افراد موردمطالعه از میزان سلامت اجتماعی، مهارت ارتباطی و حمایت اجتماعی متوسطی برخوردار بودند. در بین متغیرهای موردمطالعه تحقیق، تماشای تلویزیون، اوقات فراغت، مهارت ارتباطی و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی زنان روستایی رابطه معناداری داشتند. در نهایت 49 درصد از واریانس متغیر سلامت اجتماعی زنان روستایی بهوسیله متغیرهای اوقات فراغت، تماشای تلویزیون و مهارتهای ارتباطی تبیین شد. بهمنظور شناسایی چالشهای سلامت اجتماعی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد و درنهایت پنج چالش اقتصادی، فرهنگی، فردی، نهادی و مدیریتی مشخص گردید. مهمترین چالش، چالش اقتصادی بود که با 43/13درصد از واریانس کل چالشهای سلامت اجتماعی را تبیین کرد. ازآنجایی که مهارتهای ارتباطی و سلامت اجتماعی زنان روستایی در حد متوسطی میباشد، لذا پیشنهاد میشود، پایگاههایسلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، سازمان ﻣﻠﻲ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ و یا مروّجان روستایی بهعنوان مددکار اجتماعی، با مشارکت زنان روستایی محتوای آموزشی مهارتهای ارتباطی و ارتقای سلامت اجتماعی را تدوین کنند.
بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی در تعاونیهای تولید کشاورزی فعال و غیرفعال شهرستان اردبیل
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 371-389
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.65731.1602
اصغر باقری، نیر امامی، مهناز محمدزاده
چکیده تعاونیها با تقویت سرمایه اجتماعی، نقش مهمی در بهبود فعالیت مؤسسات اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی و ارتقاء اثرگذاری آنها ایفاء میکنند. هدف مقاله حاضر مطالعه مقایسهای وضعیت سرمایه اجتماعی در تعاونیهای تولید کشاورزی فعال و غیرفعال شهرستان اردبیل است. این تحقیق از نوع کاربردی بوده، به روش پیمایشی و به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق اعضای هشت تعاونی تولید کشاورزی شهرستان اردبیل (تعاونیهای فعال و غیرفعال) به تعداد 2009 نفر میباشند. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 180 نفر برآورد شد. نمونهگیری به روش طبقهای با انتساب متناسب انجام گرفت ابزار تحقیق، پرسشنامه بوده که روایی آن به روش محتوایی و با استفاده از نظرات کارشناسان اداره تعاون و اساتید دانشگاه تأیید گردید. پایایی ابزار سنجش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد که مقدار آن برای متغیرهای مختلف بین 720/0-938/0 به دست آمد. نتایج آزمون مقایسه میانگینها نشان داد در ارتباط با تمام مولفههای سرمایه اجتماعی اختلاف معناداری بین تعاونیهای فعال و تعاونیهای غیرفعال وجود دارد بهطوری که اعضای تعاونیهای فعال نسبت به تعاونیهای غیرفعال از سطح سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند. وضعیت غالب سرمایه اجتماعی در تعاونیهای فعال در سطح عالی بوده و در تعاونیهای غیرفعال در سطح متوسط شناسایی گردید. همچنین در تعاونیهای فعال اختلاف معنیداری در میانگین سرمایه اجتماعی بر اساس متغیرهای زمینهای جنسیت، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و سابقه عضویت شناسایی شد. در تعاونیهای غیرفعال این تفاوتها معنیدار نبود.
بررسی تطبیقی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی نواحی کوهستانی و دشتی (مورد مطالعه: دهستانهای کارده و میان ولایت شهرستان مشهد)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 157-180
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.61710.1580
مهدی جوانشیری، خدیجه بوزرجمهری، ام البنین هراتی، حمیده محمودی
چکیده اعتبارات خرد با هدف ارائه خدمات مالی به گروههای کمدرآمد در کشورهای درحال توسعه در سه دهۀ اخیر مطرحشده است. این اعتبارات با اعطای وام به روستاییان بهویژه آنهایی که در امور تولیدی فعالیت دارند این امکان را میدهد که به سبب فراهم بودن نقدینگی بتوانند نیازهای مالیشان را برای انجام عملیات تولیدی و تهیه نهادههای کشاورزی تأمین نمایند. این تحقیق نیز با هدف بررسی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی، با تأکید بر تأثیر عوامل جغرافیایی در جذب اعتبارات مذکور در دو ناحیه کوهستانی (کارده) و دشتی (میان ولایت) شهرستان مشهد، انجامگرفته است و بر اساس هدف، کاربردی- توسعهای و بهلحاظ روششناسی، از نوع توصیفی – تحلیلی است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کلّ خانوارهایی که در بین سالهای 1394-1390 حداقل یکبار وام دریافت کردهاند، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 207 خانوار روستایی بهعنوان حجم نمونه برآورد گردید و سپس به نسبت خانوارها در هر ناحیه تقسیم شد. نمونهگیری این جامعه آماری با روش طبقهای و تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و عملیات پیمایشی (پرسشنامه) در بین خانوارهایی که اعتبارات دریافت کردهاند، جمعآوریشده است. و از آزمونهای آماری ویلکاکسون (برای تحلیل تفاوت دوره قبل و بعد)، فریدمن و کایدو، T تکنمونهای و همبستگی برای تحلیل دادهها بهره گرفته شد. نتایج نشانداد که میزان اثربخشی اعتبارات در بین ساکنین روستایی نواحی کوهستانی و دشتی تفاوت معنیداری وجود ندارد ولی ازنظر مشکلات و موانع دریافت وام و درجه رضایتمندی، تفاوت معنیداری بین این دو ناحیه وجود دارد و میزان رضایتمندی در ناحیه دشتی بیشتر است. همچنین نتایج آزمون نا پارامتری ویلکاکسون برای سنجش میزان تفاوت موجود در دو دوره زمانی قبل و بعد از استفاده از اعتبارات خرد روستایی در هر دو جامعه نمونه، نشان میدهد که پرداخت اعتبارات خرد منجر به ایجاد تغییرات قابلتوجهی در کلیه محورها شده است و این تغییرات از دیدگاه استفادهکنندگان کاملاً معنیدار است. نتایج آزمون T تکنمونهای نیز نشاندهنده اثرات مناسب اعتبارات بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی موردمطالعه میباشد. نتایج حاصله از تحلیل نا پارامتری همبستگی (اسپیرمن) میان مؤلفههای موردبررسی نیز نشاندهنده وجود رابطه مستقیم بین مؤلفههای تأثیرگذار توسعه اقتصادی نقاط روستایی است. بهعبارتدیگر با افزایش مقادیر هر یک از مؤلفهها، سایر ابعاد نیز افزایش معنیداری را نشان میدهند
واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونیها (مورد مطالعه: تعاونیهای مرغداران استان کرمانشاه)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 181-194
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.78099.1637
احسان خسروی، سعید غلامرضایی، مهدی رحیمیان، مرتضی اکبری
چکیده امروزه توسعه تعاونیهای کشاورزی در بسیاری از کشورها، راهبردی کلیدی در توسعهی روستایی است. در این راستا نباید از نقش کلیدی کارآفرینی سازمانی در موفقیت سازمانها بهخصوص در تعاونیهای کشاورزی غفلت کرد. از اینرو، تحلیل وضعیت کارآفرینی سازمانی بهمنظور حرکت فزاینده تعاونیها و بنگاهها و سایر سازمانهای مختلف به سمت توسعه آن برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی، امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای کشاورزی بود. جامعه آماری تحقیق شامل 1012 نفر از اعضای تعاونیهای مرغداران گوشتی فعال استان کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای با فن انتساب متناسب و با استفاده از روش فرمول کوکران به تعداد 220 نفر انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تعدیلیافته استاندارد اسچیپرز و همکاران (2008) و آنتونسیک و هیسریچ (2001) بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان و کارشناسان در زمینه موضوع مورد پژوهش تأیید شد. در این تحقیق از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش و تأیید پایایی استفاده گردید. در پژوهش حاضر جهت تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS20 انجام گرفت. یافتهها حاکی از آن بود که کارآفرینی سازمانی در تعاونیها شامل چهار بعد ریسکپذیری، نوآوری، پیشگامی و نوسازی راهبردی بود. لذا بر اساس یافتهها، پیشنهاد میگردد مدیران و اعضا تعاونیهای کشاورزی با حمایت از ایدهها و نظرات کارآفرینانه اعضاء تعاونیها، زمینه را برای تقویت کارآفرینی سازمانی در تعاونیها فراهم آورند تا از این طریق زمینه و الزامات لازم برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی فراهم گردد.
خوشهبندی انگورکاران استان زنجان براساس رفتار اطلاعیابی آنان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 213-230
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.54447.1544
پریسا نجفلو، عنایت عباسی، همایون فرهادیان
چکیده تحقیق توصیفی– همبستگی حاضر با هدف تحلیل رفتار اطلاعیابی انگورکاران استان زنجان و با استفاده از راهبرد پیمایش انجام شد. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر انگورکاران استان زنجان در تمام شهرستانها در سال زراعی 1392 بود .(N=32871) حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ، 379 نفر برآورد گردید (n=379). نمونههای تحقیق با استفاده از روش نمونهگیری با انتساب متناسب تعداد افراد هر شهرستان به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته بود که روایی محتوایی و ظاهری آن با استفاده از نظرات پانلی از متخصصان کشاورزی بررسی، بازبینی و اصلاح شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه مقدار آلفای کرونباخ در مرحله پیشآزمون، برای بخشهای مختلف پرسشنامه، بین 73/0 تا 86/0محاسبه شد. دادهها با استفاده از نرمافزارSPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که نزدیک به 80 درصد انگورکاران رفتار اطلاعیابی ضعیف تا متوسط داشتند. در مقایسه شهرستانهای مختلف، به جز شهرستان خرمدره که دارای بیشترین درصد انگورکار در خوشه رفتار اطلاعیابی متوسط میباشد، بقیه شهرستانها دارای بیشترین درصد انگورکار در خوشه رفتار اطلاعیابی ضعیف بودند. علیرغم اینکه انگورکاران در خوشههای سهگانه (رفتار اطلاعیابی ضعیف، متوسط و بالا) به کارشناسان مرکز خدمات کشاورزی دسترسی دارند، ولی این منبع اطلاعاتی جزو منابع پرکاربرد آنان نمیباشد. در مقابل، اعضای خانواده و سایر کشاورزان نقش مهمتری در رفع نیازهای اطلاعاتی آنان ایفا میکنند. انگورکاران خوشههای مختلف از نظر برخی از ویژگیهای فردی، حرفهای و مدیریتی با هم تفاوت داشتند.
بررسی سنجش وضعیت ناامنی غذایی خانوارهای شهرستان باوی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 231-246
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.58203.1566
بهمن خسروی پور، منا درانی، امید مهراب قوچانی
چکیده ناامنیغذایی از مقولههایی است که تأثیر جدی بر وضعیت تغذیه افراد جامعه بهجای میگذارد. ناامنی غذایی و گرسنگی، تبعات جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری به همراه دارد. تأمین امنیتغذایی جامعه یکی از اهداف کلان برنامهریزیهای توسعه اقتصادی اجتماعی است. هدف اصلی مطالعه حاضر سنجش میزان سطوح ناامنی غذایی در شهرستان باوی از توابع استان خوزستان بود. مطالعه حاضر پژوهشی پیمایشی و از نوع توصیفی مقطعی میباشد. جامعه مورد مطالعه کلیه خانوارهای روستایی در بخش مرکزی شهرستان باوی میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 198 نفر بهعنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد رادیمرکرنل (1998) بهره گرفته شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که درمجموع تنها حدود 12 درصد از پاسخگویان این مطالعه در وضعیت امنیت غذایی و حدود 87 درصد پاسخگویان انواع ناامنی غذایی بدون گرسنگی، با گرسنگی متوسط و با گرسنگی شدید را تجربه کرده بودند. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین فراوانی مربوط به دسته ناامن غذایی بدون گرسنگی بود. نتایج نشان داد که زنان در وضعیت ناامنتر غذایی نسبت به مردان قرار دارند. همچنین سطح تحصیلات سرپرست خانوار منجر به ایجاد تفاوت در وضعیت ناامنی غذایی خانوار شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که درآمد، وارد معادله رگرسیونی عوامل تأثیرگذار بر ناامنی غذایی خانوار شد و 29 درصد از تغییرات واریانس متغیر وابسته را تبیین نمود.
