کلیدواژه‌ها = سرمایه
توسعه روستایی

ارزیابی میزان موفقیت، موانع و محدودیت‌های تعاونی‌های مرتع‌داری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان خواف)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.408200.2121

محمد جمشیدی، جلیل فرزدامهر، مهدی بشیری

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان موفقیت سه تعاونی مرتع‌داری واقع در روستاهای برآباد، نگین بنیاباد و مهرآباد شهرستان خواف، عوامل مؤثر بر موفقیت و موانع و محدودیت‌های آن‌ها در سال 1398 انجام شد. به‌منظور انجام نمونه‌گیری از میان جامعه آماری اعضا تعاونی‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای استفاده شد. مطالعه به روش پرسشنامه انجام شد و تعداد نمونه‌ها 98 نفر شامل 80 نفر از اعضا تعاونی و 18 نفر از مدیران تعاونی‌ها بودند. روایی و پایایی پرسشنامه با کسب نظر از متخصصان و مقدار میانگین ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری ابتدا از ضرایب همبستگی پیرسون و مقدار کای اسکوئر استفاده شد. سپس با کمک رگرسیون گام به گام عوامل مؤثر استخراج شدند. همچنین به‌منظور مقایسه موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری از دیدگاه دو گروه اعضا عادی و مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری از آزمون t استیودنت استفاده شد. برای اولویت‌بندی بین متغیرها، از آزمون فریدمن استفاده شد. افراد شرکت‌کننده در تحقیق، میزان موفقیت تعاونی‌های مرتع‌داری شهرستان خواف با میانگین 26/4 در حد خوب گزارش شده است. از میان صلاحیت‌های مدیریتی مورد مطالعه توانایی برقراری ارتباط مناسب و مؤثر با مرتع‌دارانهر دو با رتبه‌ 4 به‌عنوان اصلی‌ترین صلاحیت مدیران تعاونی‌های مرتع‌داری انتخاب گردید. بازدیدهای ترویجی، تماس با مروجان منابع طبیعی و کلاس‌های آموزشی و ترویجی به ترتیب با رتبه 13/4، 98/3 و 95/3 سه فعالیت آموزشی و ترویجی هستند که بیش‌ترین تاثیر را در موفقیت تعاونی‌ها دارند. از میان عوامل اجتماعی- فرهنگی ارتباط فعال و مؤثر بین تعاونی‌های مرتع‌داری و سطح تحصیلات مدیران تعاونی از جمله مهم‌ترین عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر موفقیت تعاونی-های مرتع‌داری هستند. از میان کل عوامل مورد بررس عوامل مدیریتی و انجام فعالیت‌های جانبی به میزان 60 درصد بیشترین تاثیر را بر موفقیت تعاونی‌ها داشتند. نتایج اولویت‌بندی موانع و محدودیت‌های نشان داد که عدم حمایت مؤثر دولت و دخالت به جای حمایت، ضعف و مشکلات مالی، اصلی‌ترین موانع موفقیت این شرکت‌ها هستند. پیشنهاد می‌شود برنامه‌ای یکپارچه به‌منظور توانمندسازی مدیران تعاونی‎ها اجرا شود.

ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل و مقایسه تاب‌آوری معیشتی خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه از لحاظ موقعیت مکانی روستاها (ساحلی/غیرساحلی و استان آذربایجان شرقی/غربی)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 273-300

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.407156.2118

حلیمه رزمی، علی شمس، مرتضی مولایی

چکیده تغییر اقلیم و کم شدن سطح آب دریاچه ارومیه با اعمال تأثیر منفی بر کشاورزی و معیشت خانوارهای روستایی حوضه دریاچه می‌تواند باعث تغییراتی در تاب‌آوری معیشتی خانوارهای روستایی شود. با توجه به اینکه عامل مکانی و جغرافیایی عامل مهمی در تاب‌آوری معیشتی است، تحقیق حاضر به مقایسه تاب‌آوری معیشت خانوارهای روستایی حوضه دریاچه از نظر موقعیت مکانی روستاها پرداخته است. برای بررسی وضعیت تاب‌آوری از روش شاخص‌سازی تاب‌آوری استفاده شده است که در تحقیق حاضر دارای زیرشاخص‌های ظرفیت بافر، خودسازماندهی و ظرفیت یادگیری است. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن از طریق نظرات اعضای هیأت علمی دانشگاههای زنجان و ارومیه تایید شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفاکرونباخ استفاده شد. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی بودند که 495 مورد از آنها از طریق نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین تاب‌آوری برابر با 44/0 بود که نشان از تاب‌آوری متوسط داشت. میانگین شاخص خودسازماندهی، ظرفیت یادگیری و ظرفیت بافر نیز به ترتیب برابر با 55/0، 37/0 و 46/0 بود. آزمون‌های مقایسه میانگین نشان داد که میانگین تاب‌آوری در دو استان آذربایجان شرقی و غربی دارای تفاوت معنی‌دار بود (013/0=p، 50/2=t) و استان آذربایجان شرقی تاب‌آورتر بود. میانگین شاخص‌ها و مولفه-های ظرفیت بافر (000/0=p، 86/3=t)، سرمایه‌های طبیعی، اقتصادی و اجتماعی نیز دارای تفاوت معنی‌دار بود و درآذربایجان غربی بیشتر بود. میانگین مولفه‌های خودسازماندهی (003/0=p، 98/2=t)، ظرفیت یادگیری (000/0=p، 12/4=t)، اعتماد در قرض، مبادله کار، تعهدبه یادگیری، برنامه‌ریزی، تجربه و آزمایش، مشارکت در دسترسی به اطلاعات و مکانیزم بازخورد به صورت معنی‌دار در آذربایجان شرقی بیشتر بود. میانگین تاب‌آوری در روستاهای ساحلی و غیرساحلی تفاوت معنی‌داری (138/0=p، 486/1=t) با یکدیگر نداشت. میانگین ظرفیت بافر (000/0=p، 563/3=t)، سرمایه اجتماعی، سرمایه طبیعی و دانش فرصت‌ها و تهدیدها به صورت معنی‌دار در روستاهای ساحلی بیشتر بود. میانگین شاخص‌های خوداتکائی، قوانین و عرف محلی و تعاونی و شبکه به صورت معنی‌دار در روستاهای غیرساحلی بیشتر بود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود با تنوع بخشی به فعالیت‌ها و منابع معیشتی، سازماندهی کشاورزان و بهبود بخشیدن به وضعیت یادگیری و انتقال فناوری‌های نوین به ارتقا تاب‌آوری کشاورزان منطقه کمک شود.