کلیدواژه‌ها = زنان روستایی
توسعه روستایی

راهبردهای تحقق مشارکت زنان روستایی درپروژه‌های توسعه در ایران

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 67-82

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.295505.1962

شهره سلطانی، مجتبی پالوج

چکیده به دلیل توجه کمتر به ظرایف وپیچیدگی­های موضوع مشارکت، مشارکت زنان روستایی در پروژه­های توسعه اغلب به صورت یک شعار باقی می­ماند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای مناسب برای تحقق مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژه­های توسعه از دیدگاه صاحب‌نظران انجام شد. به منظور دستیابی به این هدف، با استفاده از چارچوب مؤسسه بین‌المللی غذا (IFPRI)، راهبردها و راهکارهای مشارکت زنان در سه مرحله دسترسی به پروژه، منفعت یابی و توانمندی احصا شد. در این پژوهش که در سال‌های 1399-1400 انجام گرفت، به دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در نتیجه شیوع بیماری کرونا، از روش پیمایش اینترنتی استفاده شد. جامعه آماری (71نفر) از بین اعضای انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت.  تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22، انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان­داد که شش دسته عمده راهبرد برای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه  شامل برنامه­ریزی بر اساس ویژگی­های فردی زنان، برنامه­ریزی بر اساس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامه­ریزی برای توسعه آموزش، محتوای رسانه­ها و فناوری اطلاعات وارتباطات، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه‎سازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرح‌های اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاست‌های دولت و عملکرد سازمان‌ها می­باشد. اولویت­بندی راهکارهای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه در مراحل سه گانه مذکور تفاوت دارد. راهبردی که در هر سه مرحله اولویت بالا دارد، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه­سازی می­باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای مطالعه موردی: دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 381-398

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.288139.1949

فاطمه اسدی پایین لموکی، بهمن صحنه، علی اکبر نجفی کانی، علیرضا خواجه شاهکوهی

چکیده یکی از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان فعالیت زنان در کشور می‌باشد. با توجه به نقش بسیار عمده این گروه در فعالیت‌های کشاورزی، تمرکز و توجه ویژه به این قشر عظیم می‌تواند به رفع موانع و مشکلات آنان کمک کرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره‌وری در امر کشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد. این تحقیق به بررسی تطبیقی فعالیت زنان روستایی در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای در دهستان‌های هتکه سوادکوه و بیشه‌سر قائمشهر می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 331 پرسشنامه محقق ساخته از خانوارهای روستایی تکمیل و با استفاده از آزمون‌های آماری T مستقل و مان وایتنی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که در زمینه شغل‌های آرایشگری، کارمندی، کارگری و ماندگاری در روستا، لطمات ناگهانی فصلی، جلسات مربوط به مدرسه و شرکت در انتخابات روستا تفاوت‌ها کاملا معنادار شده است. تفاوت در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید برنج کاملا معنادار اما در درآمد و سطح زیرکشت و میزان تولید مرکبات و سبزیجات فاقد معناداری است. در زمینه فعالیت‌های دامی نیز بین درآمد از فروش شیر و دام تفاوت معنادار گردیده است. لذا ارتقا سطح آموزش و آگاهی، ایجاد و تقویت تشکل زنان روستایی به ویژه در قالب تعاونی‌ها و انجمن‌های زنان برای بهره‌برداری بهتر و ارتقا منزلت زنان توصیه می‌گردد.

جامعه شناسی روستایی

دیدگاه زنان روستایی در مورد تأثیر طرح توان‌افزایی جامعه محلی شهرستان قلع‌گنج بر توانمندسازی زنان (مورد: دهستان سرخ‌قلعه)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 287-301

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.242421.1863

نازیلا جشان شهریاری، حمید جلالیان، احمد حاج علیزاده، سعید نصیری زارع

چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر اجرای طرح توان‎افزایی جامعه محلی شهرستان قلعه‌گنج در استان کرمان بر توانمندسازی زنان در روستاهای دهستان سرخ‌قلعه انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی- همبستگی است. جامعه آماری 975 نفر از زنان روستایی تحت پوشش این طرح در دهستان سرخ‎قلعه بود که 138 نمونه براساس فرمول کوکران به دست آمد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. توزیع و انتخاب نمونه‌ها نیز براساس نسبت آن‌ها و به صورت تصادفی بود. برحسب نتایج پژوهش، اجرای این طرح در بُعد شخصیتی، موجب افزایش اعتماد به نفس، احساس استقلال، ارزشمندی و افزایش قدرت تصمیم‎گیری در زنان شده که در نتیجه، افزایش مشارکت آنان در انتخابات شوراها و مدیریت در روستای خود را به دنبال داشته است. در بُعد اجتماعی، موجب افزایش وجهه و منزلت اجتماعی، اعتبار ایده‎ها و نظرات نزد خانواده و اجتماع و همچنین تربیت صحیح فرزندان در خانواده‌ شده است. اما در بُعد اقتصادی، این طرح تنها موجب ایجاد روحیه کارآفرینی در میان زنان شده و در بسیاری از متغیرهای اقتصادی مؤفقیت آمیز نبوده است. بنابراین، فراهم‎کردن شرایط به صورت تأمین منابع مالی، ایجاد صندوق‌های قرض‌الحسنه و پس‌انداز و تنوع‌بخشی در فعالیت‌ها و برنامه‌های آموزشی-مهارتی در بین زنان برای شروع فعالیت‌های اقتصادی، می‌تواند موجب اشتغال، پس‌انداز و تنوع بخشیدن به فعالیت‌های اقتصادی در میان آنان گردد. همچنین با توجه به یافته‌های دیگر پژوهش، میان متغیرهای سن، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل زنان، با توانمندسازی آنان رابطه معناداری وجود دارد.

توسعه روستایی

بررسی میزان توانمندی‌های اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی و خانوادگی زنان روستایی عضو صندوق‌های اعتبارات خرد منطقه سیستان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 135-144

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.169642.1777

عباس نوروزی، همایون فرهادیان، مینا حسینیان

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان توانمندهای اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی و خانوادگی زنان روستایی عضو صندوق‌های اعتبارات خرد منطقه سیستان در سال 1396 انجام شد. ابزار اصلی تحقیق، پرسشنامه‌ای محقق ساخته بود که روایی و اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق، زنان روستایی عضو صندوق‌های اعتبارات خرد بخش سیستان با تعداد 318 نفر بودند و بر اساس جدول مورگان،170 نفر از طریق نمونه‌گیری تصادفی‌ طبقه‌ای انتخاب شدند. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد کمترین توانمندی افراد مورد مطالعه از بعد خانوادگی و بیشترین توانمندی ایشان از بعد روان شناختی می باشد. علاوه بر این، توانمندی اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی، خانوادگی و توانمندی کل افراد مورد مطالعه که سرپرست خانوار بودند به صورت معنی داری بیشتر از همتایان غیر سرپرست خانوار خود بود. ضمن آن که بین توانمندی اقتصادی، روان شناختی و کل زنان مورد مطالعه و دفعات دریافت وام از صندوق همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت. همچنین، متغیرهای تعداد دفعات دریافت وام و میزان درآمد 2/31 درصد از تغییرات توانمندی کل افراد مورد مطالعه را تبیین کردند. تشویق زنان به دریافت وام جهت رونق کسب و کار از پیشنهادهای این تحقیق می باشد.

ترویج و آموزش کشاورزی

واکاوی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسب‌وکارهای کوچک (SME) زنان روستایی در شهرستان اسلام‌آباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 299-315

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.51322.1528

بهمن خسروی پور، سهیلا پورجاوید

چکیده کارآفرینی فرآیندی است که نقش حیاتی در تداوم، رشد و توسعه ملّی ایفا می­کند. اهمیت آن تا جایی است که اقتصاد دانان، کارآفرینان را موتور رشد و توسعه اقتصادی جامعه می­دانند. ارتقای فعالیت­های کارآفرینانه­ زنان، محرکی مؤثر برای رشد و توسعه اقتصاد و بهبود کیفیت زندگی آن­ها محسوب می­شود. هدف اصلی این تحقیق،‌ شناسایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسب­وکارهای کوچک(SME) زنان روستایی شهرستان اسلام­آباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا بود. این تحقیق به‌صورت کیفی و با مشارکت 48 نفر از زنان کارآفرین روستایی انجام شده است. اطلاعات از طریق مصاحبه­های صورت­گرفته با زنان کارآفرین جمع­آوری و برای تحلیل داده­ها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج تحلیل محتوای نظرات زنان روستایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسب­وکارهای کوچک را هفت دسته عوامل کلی فردی، محیطی، فرهنگی- اجتماعی، انگیزشی،  آموزشی- ترویجی، سیاست­گذاری و مدیریتی نشان­داد. لذا با عنایت به نتایج تحلیل صورت­گرفته و به­منظور افزایش کمّی شمار کارآفرینان روستایی، ارتقای کیفی مقوله­ کارآفرینی در کسب­وکارهای کوچک و گسترش فرهنگ کارآفرینی و خوداشتغالی در جامعه­روستایی به­ویژه در بین زنان روستایی که بازوان توانای فعالیت­های روستایی محسوب می­شوند، به­کارگیری سیاست­های تشویقی و حمایتی از سوی دولت پیشنهاد می­گردد.  لذا توجه نمودن به متغیرهای هر کدام از این مؤلفه­ها و تقویت آن­ها می­تواند سبب ایجاد انگیزه در زنان روستایی و توسعه این نوع کسب و کار در روستا گردد.

ترویج و آموزش کشاورزی

شناسایی نقش زنان‌روستایی در پدافند‌ غیرعامل کشاورزی با تأکید بر محیط-زیست در شهرستان باوی

دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 4-4

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15056

زینب مهمدی کربلایی، مسعود برادران، بهمن خسروی پور، منصور غنیان

چکیده بهبود وضعیت کشاورزی و محیط ‌زیست و حتی سایر بخش‌ها نیازمند اصول پدافند غیرعامل است که می‌تواند کمکی مؤثر، جهت تکمیل زنجیره‌ی دفاعی در بخش کشاورزی باشد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از زنان روستایی در دو روستای صلیعه و تلبومه در بخش مرکزی شهرستان باوی استان خوزستان بود. حجم جامعه برابر 736 نفر  بود که  با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 250  به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه‌ای بود که اعتبار آن با استفاده از نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان مورد تأیید قرار گرفته بود. در بخش آمار توصیفی از میانگین رتبه‌ای و ضریب تغییرات و در بخش آمار استنباطی از آزمون‌های همبستگی، مقایسه میانگین F وکروسکال‌والیس استفاده گردید. بر اساس نتایج حاصل از همبستگی، سن و تحصیلات زنان با بینش آنان در خصوص میزان اهمیت فعالیت‌های پدافند غیرعامل کشاورزی رابطه معنی‌داری داشت.. نتایج بخشی از آزمون مقایسه میانگین مر بوط به بینش زنان در خصوص اهمیت پدافند غیرعامل کشاورزی در بین طبقات سنی و سطح تحصیلات نشان داد، زنان روستایی جوان‌تر و با تحصیلات بالاتر دارای بینشی وسیع و متفاوتی از فعالیت‌های کشاورزی در چارچوب پدافند‌ غیرعامل کشاورزی هستند.

جامعه شناسی روستایی

بررسی میزان آگاهی و استفاده‌ی زنان روستایی از خدمات دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی (مطالعه موردی: شهرستان شهرضا)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 337-350

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13613

فریبا فرهادی، محمد صادق ابراهیمی

چکیده این پژوهش باهدف بررسی میزان آگاهی و استفاده‌ی زنان روستایی از خدمات دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی انجام‌شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 5018 زنان ‌روستایی باسواد و بالای 15 سال در 16 روستای دارای دفاترفناوری اطلاعات و ارتباطات شهرستان شهرضا بود که با استفاده از فرمول کوکران، 190 زن روستایی به‌عنوان نمونه‌ی آماری انتخاب و پرسشنامه‏ به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب به‌صورت تصادفی در روستاها توزیع گردید. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بیشترین میزان آگاهی از خدمات به‌ترتیب اولویت، آگاهی از خدمات پایه، خدمات اجتماعی، خدمات آموزشی، خدمات اطلاع‌رسانی و خدمات اقتصادی است و بیشترین میزان مراجعه به این دفاتر، به ترتیب برای دریافت خدمات پایه، خدمات اطلاع‌رسانی، خدمات اجتماعی، خدمات آموزشی و خدمات اقتصادی می‌باشد. نتایج حاصل از آزمون فریدمن نشان می‌دهد تفاوت معنی‌داری در سطح یک درصد بین آگاهی زنان روستایی از پنج گروه خدماتی مذکور وجود دارد به‌طوری‌که بیشترین میزان آگاهی آنان از خدمات پایه و کمترین آگاهی آنان از خدمات اقتصادی می‌باشد. همچنین بین مراجعه زنان روستایی به دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطاتجهت دریافت پنج گروه خدماتی مذکور در سطح یک درصد تفاوت معنی‌دار وجود دارد به‌طوری‌که بیشترین میزان مراجعه جهت دریافت خدمات پایه است.