کلیدواژه‌ها = مناطق روستایی
توسعه روستایی

تفاوت های فضایی کیفیت توسعه در مناطق روستایی استان لرستان

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 109-131

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.426093.2146

مهرشاد طولابی نژاد، منیره غفران، مانیا طولابی نژاد، آسیه سپهوند

چکیده بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای کیفیت توسعه در مناطق روستایی پیش‌نیاز مهمی برای تدوین برنامه‌ها و سیاست‌های خاص احیاء و بازآفرینی روستایی است. وضعیت واقعی توسعه روستایی نیز از طریق شاخص‌های توسعه قابل ارزیابی است. از این رو، پژوهش حاضر تلاش می‌کند تا کیفیت توسعه روستایی در سطح منطقه و نابرابری‌های فضایی آن در استان لرستان را مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. رویکرد پژوهش نیز اثباتگرایانه و پوزیتیویسم است. اطلاعات و داده‌های این پژوهش به دو صورت اطلاعات و داده‌های واقع‌گرایانه (آمار و اطلاعات ثانویه) و داده‌های استخراج شده از نظر کارشناسان (اطلاعات ذهنی) گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش در بخش ذهنی، شامل کارشناسان در رشته‌های مختلف بوده که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند 50 نمونه برای تکمیل پرسش‌نامه انتخاب شد. با ترکیبی از روش تحلیل سلسله مراتبی و مدل خود همبستگی فضایی عناصر و شاخص‌های کیفیت توسعه روستایی و الگوی فضایی آن در استان لرستان در سال 1402 انجام شد. نتایج نشان داد که عناصر کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان شامل چهار بعد توسعه اجتماعی با وزن (161/0)، زیست پذیری محیطی (159/0)، احیاء و توسعه صنعتی (129/0) و ثروت/ اقتصاد روستایی با وزن (125/0) هستند. الگوی فضایی کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان نشان داد که در هر یک از ابعاد کیفیت توسعه روستایی تفاوت‌های فضایی آشکاری وجود دارد. کیفیت توسعه مناطق روستایی در استان لرستان از یک الگوی شمال به جنوب (در مرکز)، شرق، غرب و مرکز «بالاترین-بالا-کم-پایین‌ترین» تشکیل شده است. الگوی فضایی شناسایی شده برای تعیین مسیرهای توسعه متمایز و بالا بردن کیفیت توسعه روستایی قابل استفاده است. بهبود ساختار معیشتی ساکنان، بهینه سازی ساختار صنعتی و گردش کار، افزایش فرصت‌های شغلی روستایی و بهبود کیفیت اشتغال، ایجاد امکانات آموزشی به منظور ارتقای دانش منابع انسانی و تقویت ثروت و اقتصاد روستاها پیشنهادات کلی در جهت افزایش کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان می‌باشد.

توسعه روستایی

ارزیابی ریسک‌های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی (مورد مطالعه: استان هرمزگان) .

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 257-273

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.346224.2029

سیدمحمد فهیمی فرد، بهمن بازگیر

چکیده در این مطالعه به شناسایی، ارزیابی و اولویت­بندی ریسک­های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی و ارائه راهکارهای لازم جهت پوشش آن­ها پرداخته شد. برای این منظور جهت گردآوری داده­های مورد نیاز، پرسشنامه طراحی شده میان نمونه تعیین شده (به روش گلوله برفی) از خبرگان صنعت گاز کشور و بویژه استان هرمزگان توزیع شد و از میان آن­ها 17 پرسشنامه تکمیل و دریافت شد. همچنین، جهت تجزیه­وتحلیل داده­ها از تکنیک دلفی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، تکنیک دیمتل (DEMATEL) و فرآیند تحلیل شبکه­ای (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد بطورکلی 31 ریسک در 5 معیار اصلی در انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی وجود دارد که به استثنای ریسک­های: تغییر در قوانین سرمایه­گذاری داخلی، تغییر در مفاد قرارداد و تغییر در فناوری، که در محدوده زرد (احتیاط) می­باشند، تمامی ریسک­های شناسایی شده در محدوده قرمز (خطر) هستند. همچنین، در میان معیارهای اصلی به­ترتیب، ریسک­های: «مدیریتی/سازمانی»، «اقتصادی»، «سیاسی و قانونی»، «زیست­محیطی» و «فنی»، در اولویت می­باشند. علاوه براین، در میان زیرمعیارها: «عدم کفایت نیروهای متخصص»، «کمبود نقدینگی»، «ناکارآمدی سیستم سلامت، امنیت و محیط­زیست (HSE)»، «عدم جذب بودجه»، «عملکرد و تصمیمات نامناسب مدیران»، «نوسانات قیمت­ها»، «تحریم­های اقتصادی»، «زمان­بندی نامناسب»، «حوادث فاجعه­آمیز» و «نوسانات نرخ ارز»، به­ترتیب در اولویت اول تا دهم هستند. در نهایت، راهکارهای پوشش ریسک­های انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی بر اساس اولویت آن­ها ارائه شد.

توسعه روستایی

بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 363-385

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.340192.2019

ابراهیم قائد، محمد طاهر احمدی شادمهری، حبیب شیرافکن لمسو، هانیه حسین زاده

چکیده مناطق روستایی ایران به عنوان مهترین قطب تولید محصولات کشاورزی شناخته شده است. با توجه به اینکه توزیع درآمد بر میزان فقر و رفاه اقتصادی روستائیان اثرگذار است، آگاهی از عوامل مؤثر بر چگونگی توزیع درآمد در مناطق روستایی کشور، برای تدوین سیاست‌های فقرزدایی، ضروری خواهد بود. شناسایی این عوامل، راه را برای اقدامات مناسب در وهله‌ی اول به منظور بهبود الگوی توزیع درآمد روستایی و در وهله‌ی دوم برای کاهش فقر روستایی در ایران فراهم خواهد ساخت. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران برای دوره‌ی زمانی۱۳۹9-۱۳۵۰ می‌باشد. برای تحلیل موضوع از مدل خود رگرسیون برداری (VAR)، روش یوهانسن - جوسیلیوس، روش انگل - گرنجر و روش تصحیح خطا استفاده شده است. یافته‌های تحقیق بر اساس ضریب جمله تصحیح خطا، نشان داد که در هر دوره، 61/0درصد از عدم تعادل کوتاه‌مدت برای رسیدن به تعادل بلندمدت تعدیل می‌شود و می‌توان بیان داشت که در بلندمدت یک درصد افزایش در متغیرهای کیفیت نیروی انسانی (نرخ باسوادی کشاورزان) و درآمد نسبی کشاورزی به ترتیب باعث کاهش 78/2 و03/2 درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شود، و یک درصد افزایش در متغیرهای رشد اقتصادی بخش کشاورزی،مخارج پرداختی عمرانی دولت به کشاورزی، شاخص درجه باز بودن تجاری و نسبت سرمایه‌گذاری کشاورزی به ترتیب باعث افزایش 68/، 51/0، 85/2 و 18/1درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شوند و از بین انواع متغیرهای نامبرده، اثر شاخص درجه باز بودن تجاری بر نابرابری توزیع درآمد، در مقایسه با سایر متغیرها بیشتر است.

اقتصاد کشاورزی

نقش آمیخته های بازاریابی در جذب سرمایه گذاری خارجی در راستای توسعه اقتصاد روستایی ( مطالعه موردی: خراسان رضوی)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 541-554

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.325305.1999

علی رسولیان، حسین حکیم پور، مهدی محمودزاده

چکیده مطالعات نشان داده است که سرمایه گذاری مستقیم خارجی، اثرات قابل توجهی روی متغیرهای کلان اقتصادی ازجمله افزایش درآمد مالیاتی، نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی، نرخ ارز، افزایش رشد اقتصادی، افزایش سطح اشتغال، کاهش واردات و توسعه صادرات دارد. در این میان اقتصاد مناطق روستایی به دلیل سهم بالا در اشتغال و وجود ظرفیت های فراوان در صنایع تبدیلی و تکمیلی نقش مهمی در جذب سرمایه های خارجی ایفا می کند. در ایران، خراسان رضوی یکی از استان های پیش رو در جذب سرمایه گذاری خارجی با توجه به پتانسیل های منحصر به فرد آن به خصوص در مناطق روستایی و مناطق دارای رویکرد کشاورزی صنعتی می باشد. این مطالعه بر آن است تا به بررسی نقش آمیخته های بازاریابی بر جذب سرمایه گذاری خارجی در روستاها و بخش های اقتصادی مستعد جذب سرمایه در خراسان رضوی بپردازد. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 30 نفر از کارشناسان و نخبگان اقتصادی در دستگاه های دولتی و بخش خصوصی با تاکید بر دستگاه های استانی مرتبط با حوزه اقتصاد روستا و دانشگاهی و سایر اطلاعات لازم از تعداد 25 شرکت فعال در حوزه های مرتبط با تولیدات روستایی در این زمینه به روش نمونه گیری در دسترس در سال 1400 جمع آوری گردید. به منظور دستیابی به هدف مطالعه از الگوی اقتصادی لاجیت ترتیبی و الگوی تحلیل شبکه ای استفاده گردید. نتایج نشان داد که سابقه فعالیت شرکت در جذب سرمایه گذاری، تحصیلات مدیر ارشد یا عامل شرکت، هزینه های تبلیغات، تحقیق و توسعه در سال، آمیخته های بازاریابی، استراتژی های بازاریابی و تضمین امنیت سرمایه گذاری در جذب سرمایه های خارجی توسط شرکت ها اثر گذار هستند. هر چند که شاخص های کلان اقتصادی و رفتارهای حاکمیتی دولت و سیاست های آن نیز اثر گذاری زیادی دارد. در پایان آمیخته های بازاریابی به منظور جذب سرمایه گذاری خارجی اولویت بندی گردید.

توسعه روستایی

برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 313-328

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294909.1960

شادعلی توحیدلو، غلامرضا مجردی

چکیده امید زندگی بیانگر برخورداری از یک سطح بهتر و مناسب تر زندگی است. در نتیجه آگاهی از شاخص فوق در مناطق روستایی به دولتمردان، برنامه‌ریزان روستایی در تصمیم گیری کمک می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران براساس داده‌های رسمی ثانویه جمعیت شناختی سال 1395 به انجام رسید. در روش پژوهش براساس داده های ثانویه رسمی کشور جدول طول عمر تشکیل و امید زندگی برای مناطق روستایی استان‌های کشور محاسبه گردید سپس این مناطق با استفاده از Arc GIS پهنه بندی شدند. بر اساس نتایج تحقیق روستاییان استان تهران در سال 1395 از بهترین وضعیت شاخص امید زندگی در بین استان‌ها برخوردار بودند، مقدار این شاخص برای مردم روستایی استان تهران 60/74، برای زنان روستایی 71/74 و برای مردان روستایی 50/74 سال بود. بدترین وضعیت امید زندگی روستاییان کشور نیز مربوط به استان سیستا‏ن ‏و بلوچستا‏ن بود. به طوری که مقدار امید زندگی روستاییان بدون در نظر گرفتن جنسیت 26/67 سال، امید زندگی زنان روستایی 76/67 سال و برای مردان روستایی 76/66 سال بدست آمد. براساس یافته‌های پژوهش بالاترین امید زندگی در بین همه گروه‌ها و استان‌های مورد مطالعه مربوط به زنان روستایی استان تهران با 71/74 سال و کمترین آن مربوط به مردان روستایی استان سیستان و بلوچستان با 76/66 سال بود. در همه استان‌ها زنان روستایی امید زندگی بیشتری نسبت به مردان روستایی داشتند. در نهایت مردم روستایی استان‌های مختلف کشور از نظر شاخص امید زندگی در سه پهنه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزان و سیاست‌گذاران با تخصیص بهینه منابع نسبت به برطرف‌کردن کمبودها و نقصان‌ها در مناطق کمتر برخوردار و بهبود امید زندگی در سایر مناطق اقدامات متناسب را به عمل آورند.

توسعه روستایی

ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو (مطالعه موردی: روستای قره آغاج کوه، شهرستان ارومیه)

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 181-195

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.279252.1926

فاطمه کاظمیه، اسماء عیدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو در روستای قره‌آغاج‌کوه شهرستان ارومیه انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه سرپرستان خانوار روستای قره‌آغاج‌کوه تشکیل دادند که تعداد 204 نفر از آنان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان به عنوان نمونه تعیین و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه زوجی مدل کانو بود که روایی آن توسط صاحب‌نظران مسلط به موضوع تحقیق مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی پایایی، تعداد 30 پرسشنامه خارج از نمونه تکمیل و مقدار آلفای-کرونباخ0.883 بدست آمد که نشان‌دهنده‌ی پایایی مطلوب پرسشنامه بود. عوامل مؤثر بر رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی به سه بخش الزامات عملکردی، اساسی و انگیزشی طبقه‌بندی شدند که 11 نشانگر در گروه الزامات اساسی، 6 نشانگر در گروه الزامات عملکردی و 8 نشانگر در گروه الزامات انگیزشی قرار گرفتند. یافته‌های حاصل از مدل کانو نشان داد که بیشترین میزان رضایت روستاییان از اجرای طرح هادی در زمینه‌ی تامین نیازهای اساسی مربوط به نشانگر ضابطه‌مند شدن ساخت‌و‌سازها با ضریب رضایت 0.55 و کمترین میزان مربوط به نشانگر جمع‌آوری و دفع زباله با ضریب رضایت 0.08 است. همچنین در بین عوامل الزامات عملکردی نیز بیشترین میزان رضایت به نشانگر افزایش میزان گرایش به فعالیت در بخش خدماتی روستا با ضریب رضایت 0.88 و کمترین میزان به نشانگر توجه به بافت های با ارزش تاریخی و فرهنگی روستا با ضریب رضایت0.62 اختصاص یافت. در گروه الزامات انگیزشی نیز بیشترین و کمترین میزان رضایتمندی به ترتیب مربوط به نشانگر افزایش قیمت اراضی با ضریب رضایت0.92 و افزایش میزان سرمایه گذاری در روستا و فرصت‌های اقتصادی جدید با ضریب رضایت 0.75 اظهار شده است. در اولویت برای بهبود عوامل مربوط به سه گروه، اولویت ابتدا با الزامات اساسی، سپس الزامات عملکردی و سرانجام الزامات انگیزشی می‌باشد.

توسعه روستایی

بررسی کشت گیاهان دانه روغنی در توسعه پایدار مناطق روستایی حوزه سیستان

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 473-485

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.315157.1988

ابوالفضل توسلی، سید محمد رضا سید حسینی، علیرضا آبده

چکیده تولید دانه­های روغنی، نقش بسزایی در صرفه­جویی ارزی، تسریع روند توسعه اقتصادی، امنیت و استقلال غذایی کشور ایفا می­کند. همچنین همواره از روستاها به عنوان یکی از مولفه‌ها و اهرم‌های قدرتمند و اثرگذار در تسهیل و تسریع روند توسعه اقتصادی کشور یاد می‌شود. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه برنامه راهبردی پتانسیل کشت و کار گیاهان دانه روغنی در توسعه پایدار مناطق روستایی حوزه سیستان به روش SWOT در سال 1400 به اجرا در آمد. در مطالعه حاضر چهار گیاه دانه روغنی مهم منطقه شامل کنجد، گلرنگ، کلزا و آفتابگردان مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف نظری، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی  -تحلیلی می­باشد. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه بود. نقاط قوت، ضعف، فرصت­ها و تهدیدهای هدف مذکور از دیدگاه محققان، مدیران و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و همچنین کشاورزان گیاهان دانه روغنی با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به­دست راهبرد اصلی هدف مذکور، راهبرد تهاجمی است. این راهبرد تلفیقی از نقاط قوت و فرصت­هاست، که در بین عوامل داخلی قوت­ها و در بین عوامل خارجی، فرصت­ها بخش غالب تشخیص داده شدند. لذا با توجه به نتایج تحقیق اولویت­های اصلی برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی از طریق کشت و کار گیاهان دانه روغنی به ترتیب اجرای برنامه­های "افزایش قیمت تضمینی"، "ارائه تسهیلات کم بهره بانکی برای کاشت دانه­های روغنی" و "اختصاص یارانه جهت خرید ماشین‌آلات کاشت و برداشت دانه­های روغنی" تشخیص داده شد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

جایگاه مدیریت نوین روستایی در تحولات اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی (مورد مطالعه: بخش کهریزک)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 415-431

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.264673.1902

سیاوش عطایی، حسن افراخته، حسین توکلی کجانی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه مدیریت نوین روستایی (عملکرد شورا‌ها و دهیاران)، در تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک است. روش تحقیق تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان روستا-های بخش کهریزک که جمعیت بالا دارند و از شورا و دهیار برخوردار هستند، می‌باشد. کل جمعیت افراد خانوار در روستا‌های مورد مطالعه (5913) نفر است. لذا بر اساس فرمول کوکران تعداد 360 خانوار به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد. همچنین تعداد 20 نفر متخصص بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب گردید. نتایج بررسی مقادیر ضریب همبستگی اسپیرمن و وجود همبستگی ضعیف، گویای این واقعیت می‌باشد،که بین عملکرد شورا‌ها و دهیاران و تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک رابطه مثبت و معنی‌داری وجود ندارد. در ادامه نیز، نتایج رتبه‌بندی فازی ممدانی جهت تحلیل فضایی تحولات اقتصادی و اجتماعی در مناطق روستایی کهریزک با تأکید بر عملکرد شورا‌ها و دهیاران نشان داد، به ترتیب روستا‌های (گل حصار، قمصر، ده نو، درسون آباد، قلعه نوچمن زمین)، تحولات اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین را با تأکید بر مدیریت نوین روستایی را به خود اختصاص داده‌اند، همچنین روستا‌های (اسماعیل‌آباد، سلمان آباد، قیصرآباد، کبیرآباد، جهان‌آباد، تورقوزآباد، خیرآباد، عظیم‌آباد)، سطح بسیار کم تحولات اقتصادی و اجتماعی را نشان می‌دهند. در این راستا پیشنهاد می‌شود برای اولین گام، افزایش میزان رضایتمندی روستایی از عملکرد نهاد‌های مربوطه از طریق افزایش هماهنگی و همکاری میان روستاییان و دست‌اندرکاران نهاد‌های مربوطه از طریق مشورت و مشارکت دادن روستاییان در انجام طرح‌های مختلف توسعه روستایی مورد توجه قرار گیرد.

ترویج و آموزش کشاورزی

بکارگیری راهبردهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی درمناطق روستایی استان اصفهان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 265-278

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.206263.1823

مهناز محمدزاده، حسین شعبانعلی فمی، مسلم سواری، مهسا معتقد، مسیب بقائی، سمیرا افشاری

چکیده خشکسالی از نظر گستره و حجم خسارات اقتصادی که بر جای می‌گذارد، جزء پرمخاطره‌ترین بلایای طبیعی محسوب می‌شود که خسارات جبران ناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد می‌سازد. این تحقیق، با هدف بررسی راهکارهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی در مناطق روستایی استان اصفهان انجام شده است. از نظر ماهیت از نوع پژوهش‌های کمی، ازنظر میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و ازنظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی-همبستگی انجام‌شده است. جامعه آماری شامل تمامی کشاورزان کوچک مقیاس استان اصفهان بودند که در شرایط خشکسالی قرار داشتند. بر اساس برآورد مرکز آمار ایران تعداد کل بهره‌برداران خرد و دهقانی استان اصفهان حدود 166030 نفر است. حجم نمونه در این گروه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب به تعداد 394 نفر تعیین گردید. ابزار اصلی گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بوده است. نتایج نشان داد که کشاورزان کوچک مقیاس از روش‌های گوناگونی جهت مدیریت آب در مقابله با خشکسالی استفاده می‌کنند که طی تحلیل عاملی در سه دسته راهکارهای مدیریت آبیاری و انتقال آب، مدیریت زراعی- فنی مناسب در مزرعه و مدیریت اطلاعات و سرمایه اجتماعی تلخیص شدند. لذا پیشنهاد می‌شود اقدامات لازم بلحاظ تصویب قوانین بهره‌برداری بهینه آب، برگزاری دورهای‌های آموزشی متناسب، جلب سرمایه‌گذاری‌های خصوصی در راستای توسعه زیرساخت های مورد نیاز آبیاری نوین صورت گیرد.

ترویج و آموزش کشاورزی

دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیش‌برنده کشاورزی ارگانیک در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 247-264

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.80778.1643

بهرام ایمانی، سهیلا باختر، سعید جعفری

چکیده کشاورزی ارگانیک یک سامانه مدیریت تولیدی جامع­نگر است که موجب بهبود سلامت کشت­بوم از طریق حفظ و تقویت تنوع زیستی، چرخه­های زیستی و فعالیت زیستی خاک می­شود، اما بر سر راه این سامانه موانع و مشکلات فراوانی قرار دارد. از این­رو شناسایی عوامل بازدارنده و پیش­برنده از دیدگاه روستاییان امری ضروری است. بنابراین هدف تحقیق حاضر ارزیابی دیدگاه جوامع روستایی در رابطه با عوامل بازدارنده و پیش­برنده کشاورزی ارگانیک است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، 64 روستایی بالای 20 خانوار بخش مرکزی شهرستان اردبیل با جمعیت 50039 نفر بوده­است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 356 نفر برآورد گردید که برحسب تعداد جمعیت موجود در هر روستا توزیع گردید. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش­های کتابخانه­ای و میدانی استفاده گردید. شاخص­های درنظر گرفته­شده برای تنظیم پرسشنامه در چهار زمینه اقتصادی، فنی و اطلاعاتی، مدیریتی و اجتماعی در دو بعد بازدارنده و پیش­برنده در قالب 42 متغیر تنظیم گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزارهای spss19 و lisrel بهره گرفته شد. براساس نتایج حاصله، در بین عوامل بازدارنده کشاورزی ارگانیک عامل اجتماعی، دارای بیش­ترین میزان بازدارندگی و عوامل اقتصادی دارای کم­ترین میزان بود. در بین عوامل پیش­برنده نیز عوامل فنی و اطلاعاتی بیش­ترین تأثیر را بر پیش­برد کشاورزی ارگانیک داشته است و عوامل اقتصادی کم­ترین تأثیر را بر پیش­برندگی کشاورزی ارگانیک دارا بوده است.

جامعه شناسی روستایی

ماندگاری جوانان، کارآفرینی و اشتغال پایدار در مناطق روستایی شهرستان اهر

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 265-279

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.62695.1583

علی قاسمی اردهایی، رضا نوبخت، نیره رستمی

چکیده توسعه پایدار روستایی از محورهای مورد توجه برنامه­ریزان روستایی است که یکی از ملزومات آن، وجود جوانان در مناطق روستایی است. بر این اساس، هدف اصلی مقاله شناخت عوامل فردی (شغل و مهارت­های شغلی) و زیرساختی (امکانات و زیرساخت‌ها) مؤثر در نگهداشت جوانان در مناطق روستایی است. با استفاده از روش پیمایش از 549 جوان 15 الی 30 ساله ساکن در 27 روستای شهرستان اهر به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای اطلاعات جمع­آوری شده است. نتایج آزمون­های آماری دو متغیره و مدل­سازی چند سطحی (HLM) نشان می­دهد، جوانان روستایی تمایل چندانی برای ماندن در موقعیت‌های روستایی ندارند. از عوامل فردی مؤثر در این عدم تعلق به روستاها می­توان به سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، ارتباط با خویشاوندان در شهر و نیز وضع اشتغال و نوع مهارت شغلی اشاره نمود. افرادی که از سرمایه انسانی بالاتری برخوردارند و در عین حال بیکار و دارای مهارت­های فنی و ساختمانی و غیرکشاورزی هستند، تمایل به ماندگاری­شان در روستاها کمتر است. همچنین، جمعیت زیاد در روستا و وجود امکانات و تسهیلات رفاهی بیشتر در روستا به‌عنوان عوامل زیرساختی، در کاهش تمایل جوانان به ترک روستا مؤثر است. با توجه و اهمیت قائل شدن به سرمایه انسانی نیروهای جوان روستایی و توسعه امکانات و تسهیلات رفاهی و مهارت­های کشاورزی جدید در نقاط روستایی کم‌جمعیت، می­توان گام­های اولیه را در ایجاد توسعه پایدار روستایی برداشت.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی سطوح توسعه‌یافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 400-383

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15053

صالح شاهرخی ساردو، موسی محموذی برام، علی سینا مولایی، ناصر آقا عباسی

چکیده چکیده درک بهتر پدیده‌های جغرافیایی و شناخت علمی مکان‌های جغرافیایی مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی جامع از مکان‌های مورد نظر است. همچنین آگاهی از پراکنش فضایی و سطوح توسعه‌یافتگی پیش‌نیاز طرح‌ها و برنامه‌های توسعه روستایی محسوب می‌گردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سطوح توسعه‌‌یافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، نواحی روستایی بالای ده خانوار شهرستان کوهرنگ است (132 روستا). داده‌های مورد نیاز از نوع داده‌های ثانویه است، که به وسیله‌ی طراحی چک لیستی با عنوان شناسنامه‌ی روستا با مراجعه به سالنامه‌ی آماری شهرستان کوهرنگ تکمیل گردید. در پژوهش حاضر، برای سنجش توسعه‌یافتگی روستاهای مورد مطالعه از روش ترکیبی VIKOR-AHP بهره گرفته شده است. همچنین به منظور تعیین توزیع بهینه‌ی شاخص‌ها، ضریب جینی به کار رفت. داده‌پردازی نیز با استفاده از نرم‌افزارهای MATLAB 7.10 و  Expert Choiceانجام گرفت. نتایج بررسی درجه‌ی توسعه‌یافتگی نشان داد، روستای " قلعه علی آباد" با درجه 994/0 بالاترین و روستای "دزک چشمه" با درجه  005/0 پائین‌ترین درجه‌ی  توسعه‌یافتگی را داشته‌‌اند‌. فزون بر آن، نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب توسعه‌یافتگی در منطقه‌ی مورد مطالعه (با میانگین 217/0 در دامنه‌ی صفر تا یک) بود، به نحوی که اغلب روستاها (21/46 درصد) با درصد جمعیتی 53/39 در سطح کاملاً توسعه‌‌نیافته قرار گرفتند. فزون بر آن، نتایج ضریب جینی و ضریب پراکندگی نشان داد که شاخص‌های متعارف توسعه روستایی به صورت مناسب توزیع نشده‌اند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که بازنگری ویژه‌ای، نسبت به تعیین مراکز و کانون‌های اصلی خدمات‌رسانی بر اساس نظام سلسله مراتبی سکونت‌گاه‌ها شود.