بررسی اثرات اجتماعی – اقتصادی پروژههای منابع طبیعی در حوزههای روستایی شهرستان رُشْتْخوار از دید ذینفعان
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.535864.2245
زهرا صبوری، مریم آذرخشی، مهدی بشیری
چکیده در پژوهش حاضر اثرات اقتصادی و اجتماعی اجرای پروژههای آبخیزداری در 6 حوزهی روستایی شهرستان رشتخوار بررسی شده است. شهرستان رشتخوار با مساحت4360 کیلومتر مربع در جنوب استان خراسان رضوی قرار گرفته است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار برآورد شد. نمونهگیری در سال 1402 به روش تصادفی ساده انجام شد. اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی با 60 سوال در قالب یک پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و با استفاده از نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین امتیازات بهره-برداران منابع طبیعی رشتخوار به اثرات اجرای پروژههای آبخیزداری به ترتیب مربوط به کاهش خسارات مالی سالانه سیل در منطقه و کاهش هزینه تولید کشت آبی، با میانگین 08/4 و 53/1 و انحراف معیار 25/0 و 65/1 میباشد. عوامل تاثیرگذار بر ارزیابی اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی، به 6 مولفه رفاه، آموزشی و آگاهی، مشارکت و فرهنگسازی، مهاجرت، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم دستهبندی شد. نتایج نشان داد که اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژههای منابع طبیعی به ترتیب در مولفههای مشارکت و فرهنگسازی با میانگین 43 و مهاجرت با میانگین 17، بیشتر و کمتر از سایر مولفهها میباشد. همبستگی بین میزان تحصیلات با مولفههای تحقیق مثبت و در سطح 1% معنی-دار است. بنابراین با افزایش میزان تحصیلات، سطح مولفههای تاثیرگذار بر پروژههای منابع طبیعی و آبخیزداری مانند رفاه، آموزش و آگاهی، مشارکت و فرهنگسازی، مهاجرت از روستا، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم نیز افزایش مییابد. رابطه بین سطح رفاه و تاثیر مولفه آموزش و آگاهی در پروژه های منابع طبیعی با تعداد افراد خانواده نشان داد، خانواده های پرجمعیت نسبت به خانواده های کم جمعیت در سطح معنیداری 1% ارزیابی مثبتتری داشتهاند. همچنین این افراد، ارزیابی بهتری از اثرات پروژههای منابع طبیعی بر درآمدزایی مستقیم و غیر مستقیم نسبت به خانوادههای کم جمعیت دارند. در خانوادههای کم جمعیت میزان مشارکت و فرهنگسازی نسبت به خانوادههای پر جمعیت از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و این افراد تمایل کمتری به مهاجرت نسبت به خانوادههای پر جمعیت دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میگردد از ظرفیتهای جوامع محلی و ذینفعان در مراحل مطالعه، مکانیابی، اجرا، و نگهداری طرحها و پروژهها استفاده گردد.
بررسی وضعیت کشاورزی و نقش آن در مهاجرت روستایی با استفاده از روشهای آماری ناپارامتری (مطالعه موردی روستاییان شهرستان چاراویماق)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 475-487
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.221644.1837
مرتضی الهیاری، ابوالفضل توسلی، محمدرضا نقوی
چکیده به منظور مطالعه عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان شهرستان چاراویماق با تمرکز بر نقش کشاورزی، پژوهشی به روش پیمایشی از نوع مشاهده مستقیم که در آن از تکنیک پرسشنامه با پاسخ باز و بسته استفاده میشود، انجام شد. روش نمونهگیری در این پژوهش نمونهگیری خوشهای تصادفی بود و در مجموع بر اساس آزمون کوکران تعداد نمونه آماری برابر 200 نفر مشخص شد. بعد از جمعآوری دادههای پرسشنامهها، برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد. طبق نتایج آزمونهای ناپارامتری برای بررسی تأثیر تفاوت متغیرهای مربوط به مشخصات افراد، شامل سن افراد، جنس، تحصیلات و شغل قبلی مهاجران روی وضعیت مهاجرت، مشخص شد که همه متغیرها معنیدار هستند و به عبارت دیگر، این عوامل در میزان مهاجرت تأثیر معنیداری داشتند که با توجه به نتایج بدست آمده عمده دلیل همه افراد از نظر متغیرهای مختلف، مشکلات حوزه کشاورزی و سختیهای کار و نبود جنبههای حمایتی در این حوزه بود. از طرف دیگر، با اینکه مهاجرت در مردان (53 درصد) بیشتر از زنان (7/16 درصد) بود ولی درصد علاقه به مهاجرت در میان مردان (3/21 درصد) کمتر از زنان (7/41 درصد) مشاهده شد که این نتایج به این علت است که به نظر زنان، سختیهای زندگی در روستا و کشاورزی (از نوع سنتی) بیشتر از زندگی شهری است. بر طبق نتایج مهمترین دلایل مهاجرت روستاییان چاراویماق به شهرها بیکاری و درآمد پایین در روستا (5/38 درصد)، عدم وجود امکانات رفاهی، بهداشتی و تحصیلی (5/33 درصد) و نداشتن زمین و سرمایه کافی برای کشاورزی (10 درصد) بودند. بر اساس آزمون فریدمن برای بررسی میزان تأثیر هر یک از عوامل مؤثر بر مهاجرت که صرفنظر از طبقهبندی در قالب عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیرساختی، جمعیتی و محیطی به طور کلی در 47 رتبه قرار گرفتند و فرصت اشتغال بیشتر در رتبه اول این عوامل قرار گرفت و خشکسالی و کمبود آب در منطقه هم جزو عوامل مؤثر قرار گرفت و بنظر میرسد بیکاری بیشتر در روستا، به عدم مدیریت مناسب در حوزه کشاورزی برمیگردد. در مجموع با توجه به فشار وارده به روستاییان در طی خشکسالیهای اخیر در خصوص تأمین آب مورد نیاز در قسمت کشاورزی و عدم سرمایهگذاری در خصوص مهار آبهای سطحی و استخراج آبهای زیرزمینی در مهاجرت تأثیر اصلی را داشتهاند که پیشنهاد میشود در مدیریت و سرمایهگذاری در این زمینه بیشتر توجه شود.
نقش و اهمیت کشاورزی در جلوگیری از مهاجرت روستایی – مطالعه موردی شهرستان بهمئی
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 87-104
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.29123.1374
محمد صادق ابراهیمی کوهبنه، سید حسن اسعدی خوب
چکیده در دهههای گذشته، تحولات اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور از یکسو و آگاهی جمعیت از سوی دیگر سبب حرکات شدید مهاجرتی گردیده که این جابهجایی در بعضی مناطق کشور با شدت بیشتری همراه بوده است. مطالعات فراوانی در زمینه علل و پیامدهای مهاجرت روستاییان به شهر صورتگرفته، ولی مطالعات کمتری در زمینه عوامل تعدیل مهاجرت روستاییان انجام گرفته است. این پژوهش بهمنظور بررسی نقش و اهمیت بخش کشاورزی سنتی در پایداری جمعیت روستایی و جلوگیری مهاجرت روستا به شهر در شهرستان بهمئی (استان کهگیلویه و بویراحمد) صورت گرفته است. این تحقیق از نظر ماهیت جزء تحقیقات کمّی و روش تحقیق هم توصیفی، تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرست خانوارهای روستایی بخش ممبی از توابع شهرستان بهمئی در استان کهگلویه و بویراحمد بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد و220 نفر سرپرست خانوار برای مطالعه انتخاب شدند که به شیوه نمونهگیری طبقاتی به نسبت جمعیت هر روستا، اقدام به نمونهگیری گردید. نتایج تحقیق نشان میدهد که بیشترین منبع درآمد روستاییان منطقه از بخش کشاورزی سنتی بوده و توسعه بخش کشاورزی باعث کاهش روند مهاجرت از روستا به شهر شده و کاهش شکاف درآمدی روستا- شهری را بههمراه داشته است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای تعداد دام سبک، مقدار اراضی و علاقه عاطفی به محیط روستا بیشترین تأثیر را در ماندگاری روستاییان داشتهاند. با توجه به شدت مهاجرت در این منطقه، کشاورزان نسبت به بقیه اقشار روستایی ماندگارتر بودند. با توجه به نتایج تحقیق تأکید بر سیاست دولت در سرمایهگذاری و توجه بیشتر به بخش کشاورزی متناسب با وضعیت اقلیمی و پتانسیلها و محدودیتها و همینطور ایجاد اشتغال در مناطق روستایی لازم بهنظر میرسد.
