کلیدواژه‌ها = ایران
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثربخشی سبک‌های تصمیم‌گیری در تهیه و اجرای طرح‌های توسعه روستایی ایران

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.407055.2117

علی مختاری کرچگانی، مرتضی توکلی، مهدی پورطاهری، فرانسیسکو آنتونیو ناوارو والورده

چکیده امروزه انتخاب سبک تصمیم‌گیری به صورت مستقیم بر میزان اثربخشی طرح‌های توسعه روستایی تأثیر دارد. نهادهای مدیریتی با آگاهی از ویژگی هرکدام یک از این سبک‌ها، می‌توانند کارآمدترین سبک را با توجه به نیازها و چالش‌های محلی خود انتخاب کنند. این در حالی که بررسی‌ها نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری بکار گرفته شده در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران از اثربخشی پایین برخوردا است؛ لذا، این تحقیق در سال 1402 با هدف رتبه‌بندی سبک‌های تصمیمگیری بر اساس اثربخشی در فرایند تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران تدوین شده است. روش‌شناسی تحقیق حاضر، از فلسفه اثبات‌گرایی مبتنی بر حالت کمی طراحی شده است، که در یک چارچوب کاربردی با هدف توصیفی – تبیینی قرار می‌گیرد. روش گردآوری داده‌ها در چارچوب مطالعه کتابخانه‌ای و پیمایش میدانی انجام شده و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رتبه‌بندی ارزیابی براساس فاصله از راه حل متوسط (EDAS) استفاده‌شده است. نتایج به‌دست‌آمده از مدل نشان می‌دهد که سبک تصمیم‌گیری مشارکتی با امتیاز 1 بیش‌ترین سطح اثربخشی را در تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران دارد؛ در رتبه‌های بعدی، به ترتیب سبک تصمیم‌گیری اجتماعی با 857/0 امتیاز، سبک تصمیم‌گیری فنی با 153/0 امتیاز و سبک تصمیم‌گیری آمرانه با حداقل امتیاز 0 قرار می‌گیرند. استنباط می‌شود، سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل برخورداری از دو ویژگی کلیدی یعنی "نگاه اجتماعی" و "پذیرش سطح بالایی از ابهام" در فرآیند تصمیم‌گیری در درون طرح‌های روستایی، از اثربخشی بیشتری به نسبت سایر سبک‌ها برخوردار باشد. سبک تصمیم‌گیری مشارکتی به دلیل تحلیل زمینه‌های اجتماعی، ایجاد ظرفیت مشارکت برای تمامی ذی‌نفعان و اجرای کارآمد برنامه‌های توسعه روستایی به نسبت سایر سبک‌های از اثربخشی بیشتری جهت تهیه و اجراء طرح‌های توسعه روستایی ایران برخوردار است. بنابراین، پیشنهاد می‌گردد که برنامه‌ریزان از مشارکت فعال تمامی بازیگران از جمله روستائیان در رویه تهیه طرح‌های توسعه از تهیه تا اجراء بهره‌ببرند.

توسعه روستایی

بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 363-385

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.340192.2019

ابراهیم قائد، محمد طاهر احمدی شادمهری، حبیب شیرافکن لمسو، هانیه حسین زاده

چکیده مناطق روستایی ایران به عنوان مهترین قطب تولید محصولات کشاورزی شناخته شده است. با توجه به اینکه توزیع درآمد بر میزان فقر و رفاه اقتصادی روستائیان اثرگذار است، آگاهی از عوامل مؤثر بر چگونگی توزیع درآمد در مناطق روستایی کشور، برای تدوین سیاست‌های فقرزدایی، ضروری خواهد بود. شناسایی این عوامل، راه را برای اقدامات مناسب در وهله‌ی اول به منظور بهبود الگوی توزیع درآمد روستایی و در وهله‌ی دوم برای کاهش فقر روستایی در ایران فراهم خواهد ساخت. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و کیفیت نیروی انسانی بر ضریب جینی در مناطق روستایی ایران برای دوره‌ی زمانی۱۳۹9-۱۳۵۰ می‌باشد. برای تحلیل موضوع از مدل خود رگرسیون برداری (VAR)، روش یوهانسن - جوسیلیوس، روش انگل - گرنجر و روش تصحیح خطا استفاده شده است. یافته‌های تحقیق بر اساس ضریب جمله تصحیح خطا، نشان داد که در هر دوره، 61/0درصد از عدم تعادل کوتاه‌مدت برای رسیدن به تعادل بلندمدت تعدیل می‌شود و می‌توان بیان داشت که در بلندمدت یک درصد افزایش در متغیرهای کیفیت نیروی انسانی (نرخ باسوادی کشاورزان) و درآمد نسبی کشاورزی به ترتیب باعث کاهش 78/2 و03/2 درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شود، و یک درصد افزایش در متغیرهای رشد اقتصادی بخش کشاورزی،مخارج پرداختی عمرانی دولت به کشاورزی، شاخص درجه باز بودن تجاری و نسبت سرمایه‌گذاری کشاورزی به ترتیب باعث افزایش 68/، 51/0، 85/2 و 18/1درصد در نابرابری توزیع درآمد می‌شوند و از بین انواع متغیرهای نامبرده، اثر شاخص درجه باز بودن تجاری بر نابرابری توزیع درآمد، در مقایسه با سایر متغیرها بیشتر است.

توسعه روستایی

برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 313-328

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294909.1960

شادعلی توحیدلو، غلامرضا مجردی

چکیده امید زندگی بیانگر برخورداری از یک سطح بهتر و مناسب تر زندگی است. در نتیجه آگاهی از شاخص فوق در مناطق روستایی به دولتمردان، برنامه‌ریزان روستایی در تصمیم گیری کمک می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف برآورد و پهنه‌بندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران براساس داده‌های رسمی ثانویه جمعیت شناختی سال 1395 به انجام رسید. در روش پژوهش براساس داده های ثانویه رسمی کشور جدول طول عمر تشکیل و امید زندگی برای مناطق روستایی استان‌های کشور محاسبه گردید سپس این مناطق با استفاده از Arc GIS پهنه بندی شدند. بر اساس نتایج تحقیق روستاییان استان تهران در سال 1395 از بهترین وضعیت شاخص امید زندگی در بین استان‌ها برخوردار بودند، مقدار این شاخص برای مردم روستایی استان تهران 60/74، برای زنان روستایی 71/74 و برای مردان روستایی 50/74 سال بود. بدترین وضعیت امید زندگی روستاییان کشور نیز مربوط به استان سیستا‏ن ‏و بلوچستا‏ن بود. به طوری که مقدار امید زندگی روستاییان بدون در نظر گرفتن جنسیت 26/67 سال، امید زندگی زنان روستایی 76/67 سال و برای مردان روستایی 76/66 سال بدست آمد. براساس یافته‌های پژوهش بالاترین امید زندگی در بین همه گروه‌ها و استان‌های مورد مطالعه مربوط به زنان روستایی استان تهران با 71/74 سال و کمترین آن مربوط به مردان روستایی استان سیستان و بلوچستان با 76/66 سال بود. در همه استان‌ها زنان روستایی امید زندگی بیشتری نسبت به مردان روستایی داشتند. در نهایت مردم روستایی استان‌های مختلف کشور از نظر شاخص امید زندگی در سه پهنه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزان و سیاست‌گذاران با تخصیص بهینه منابع نسبت به برطرف‌کردن کمبودها و نقصان‌ها در مناطق کمتر برخوردار و بهبود امید زندگی در سایر مناطق اقدامات متناسب را به عمل آورند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی و اولویت‌بندی معیارها و شاخص‌های معیشت پایدار روستایی ایران با استفاده از روش دلفی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 217-232

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.98567.1677

فاطمه اسحاقی میلاسی، بیت الله محمودی

چکیده در دستیابی به معیشت پایدار روستایی شناخت دقیق و کامل عوامل مؤثر بر فرآیند شکل­گیری و توسعه مناطق روستایی ضرورت دارد. در این راستا شناسایی و ارزیابی معیارها و شاخص­های پایداری معیشت روستایی می­تواند راهگشا باشد. در این مطالعه سعی بر آن شد از طریق بررسی منابع کتابخانه­ای و سوابق مطالعاتی موجود معیارها و شاخص­های معیشت پایدار روستایی ایران شناسایی و مورد ارزیابی قرار گیرند تا با اولویت­بندی آن بتوان به بررسی و ارزیابی معیشت در مناطق روستایی پرداخت. برای این منظور عوامل مؤثر بر معیشت پایدار روستایی در قالب گروه معیار، معیار و شاخص­های هر معیار و به صورت پرسشنامه تدوین گردید. سپس پرسشنامه تدوین شده برای متخصصین ارسال گردید و 11 متخصص که دارای تجربه علمی و عملی در حوزه توسعه پایدار روستایی بودند به ارزیابی معیارها و شاخص­ها در فرآیند دلفی پرداختند. در مرحله بعد با استفاده از ضریب اهمیت نرمال شده، غربال معیارها و شاخص­های موردنظر انجام پذیرفت. براساس نتایج به­دست آمده، گروه معیار اقتصادی با دارا بودن بالاترین ضریب اهمیت (338/0) مهم­ترین گروه معیار شناسایی شده است. دو معیار درآمد و هزینه و منابع آبی با ضرایب اهمیت نرمال شده 072/0 و 070/0 نسبت به سایر معیارها دارای اولویت و پس از آن معیار اشتغال و بهداشت و سلامت جامعه در رتبه­های بعدی قرار دارند. در بین شاخص­های معیشت پایدار، شاخص درآمد خانوار با ضریب اهمیت نرمال شده 0084/. در رتبه اول قرار دارد و دو شاخص دارایی­ها و هزینه خانوار با ضریب اهمیت یکسان (0081/0) در رتبه دوم قرار گرفته ­اند.

بررسی تأثیر صادرات بر اشتغال در زیر‌بخش‌های کشاورزی ایران

دوره 1، شماره 1، بهار 1393، صفحه 15-28

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.5996

فرحناز شهریاران، صدیقه نبی‌ئیان، حسین مهرابی بشر آبادی

چکیده بخش کشاورزی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد کشور است که به دلیل عوامل تولید بسیار، ازجمله نیروی کار همواره مورد توجه اقتصاد‌دانان بوده است. ازاین‌رو توجه به توان اشتغال‌زایی این بخش در بین سیاست‌گذاران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. لذا در این مطالعه با استفاده از رهیافت داده‌های تابلویی، تأثیر متغیر صادرات بر تقاضای نیروی کار در زیر‌بخش‌های کشاورزی ایران شامل زراعت و باغبانی، دامپروری، شیلات و جنگلداری، در دوره 1389-1371 مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج حاصله نشان می‌دهد رشد صادرات بر افزایش اشتغال زیر‌بخش‌ها، به‌جز دامپروری، تأثیرات مثبت و معنی‌داری داشته است و ضریب آن در زیر‌بخش‌‌های زراعت و باغبانی، دامپروری، شیلات و جنگلداری به ترتیب برابر با 04/0، 001/0، 03/0 و 04/0 است. همچنین میزان اثرات ثابت که حاکی از توان اشتغال‌زایی زیربخش‌هاست برای زیر‌بخش زراعت و باغبانی برابر با 72/2، دامپروری 4/2، شیلات 39/2- و برای زیر‌بخش جنگلداری برابر 73/2- است. با توجه به این نتایج، انتظار می‌رود که حمایت و نظارت دولت و سرمایه‌گذاری‌های دولتی و خصوصی در جهت افزایش توان صادراتی این بخش امری مهم و تأثیرگذار در اشتغال‌زایی بخش کشاورزی و زیر‌بخش‌های آن باشد.