بررسی اثر قرارداد بیمه بر تولید واحدهای پرورش مرغ گوشتی در مناطق روستایی استان فارس
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 مرداد 1405
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.495693.2210
حمید محمدی، داود سیفی قره یتاق، وحید دهباشی، محمد مهدی پور
چکیده صنعت پرورش مرغ گوشتی رابطه تنگاتنگ با توسعه مناطق روستای دارد. در این میان در قراردادهای بیمه اهدافی ازجمله ارتقای رفاه و افزایش تولید واحدهای بهرهبرداری را در رأس سیاستهای بیمهای قراردارند ولی درک ناصحیح بیمهگذاران از رسالت بیمه، منجر به نارکارایی بیمه در تحقق این اهداف مهم شده است. در این مطالعه، به ارزیابی کارایی بیمه در جهت تأثیر برافزایش رفاه بهرهبرداریهای پرورش طیور گوشتی از طریق افزایش تولید آنها در مناطق روستایی استان فارس پرداخته شد. مناطق روستایی شهرستان شیراز در استان فارس بهعنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شد. سپس با انتخاب 56 نمونه از واحدهای بهرهبرداری بیمهشده و 41 بیمه نشده بر اساس روش نمونهگیری سیستماتیک طبقهبندیشده، داده موردنیاز در سال 1402 جمعآوری شد. بهمنظور بررسی تأثیر بیمه به تجزیهوتحلیل تابع تولید واحدهای پروش طیور گوشتی بیمهشده و بیمه نشده، از طریق آزمون رمزی جهت تعیین تغییرات ساختاری مدلها، پرداخته شد. نتایج نشان داد که بیمه موجب انتقال تابع تولید نشده، ولی شیب تابع تولید را کم کرده است.ولی هزینههای بهداشتی و درمانی به میزان 23 درصد کاهش می یابد. همچنین مقدار R2در تابع تولید نامقید مساوی 893/0 می باشد که نشان میدهد 89 درصد تغییرات متغییر وابسته به وسیله متغییرهای مستقل موجود در مدل توجیه میگردد. در این شرایط، هرچند که واحدهای پرورش طیور بیمهشده، هزینههای بیشتری را برای جوجه ریزی و خوراک میپردازند، ولی، از هزینههای بهداشتی و درمانی کاستهاند. این نتیجه را میتوان به حضور پدید مخاطرات اخلاقی در بیمه طیور ربط داد؛ بنابراین، پیشنهاد میشود که شرطگذاری در قراردادهای بیمه شامل تعهد به رعایت حداقل استانداردهای بهداشتی و ارائه تخفیف حق بیمه به واحدهای با سوابق بهداشتی مطلوب و حمایت دولت از مجرای تسهیلات کم بهره مدنظر قرار گیرد. همچنین، نظارت فعال و تفکیک خسارتها بهمنظور شفافسازی مسئولیتها و سهم پرداختی بیمه بهعنوان دیگر الزامات این فرآیند لحاظ شود
راهکارهای مردمی مقابله با بروز سیلاب در سطح محلی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان های آق قلا و گمیشان)
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.466839.2185
غلامرضا خوش فر، شهربانو میرزاخانی
چکیده سیلاب بهعنوان یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی، همواره پیامدهای گستردهای برای جوامع محلی بهویژه در مناطق آسیبپذیر به همراه داشته است. در این میان، مشارکت جامعه محلی نقش کلیدی در ارتقای اثربخشی مدیریت سیلاب و کاهش خسارات ناشی از آن ایفا میکند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اثرگذار بر شیوههای مشارکت جامعه محلی در مقابله با سیلاب در دو شهرستان آققلا و گمیشان است. این پژوهش از نظر روششناسی، کمی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان مناطق شهری و روستایی دو شهرستان آققلا و گمیشان در سال ۱۴۰۱ تشکیل دادهاند که بر اساس فرمول کوکران، تعداد ۳۸۴ نفر بهعنوان نمونه و با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار محتوایی (اعتبار صوری) و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (0/792) تأیید شد. یافتههای پژوهش نشان داد از میان متغیرهای مستقل شامل اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، ارتباطات اجتماعی، آگاهی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی و شدت خطر ادراکشده، عوامل نهادی با مقدار بتای1/499 بیشترین تأثیر را بر بهبود عملکرد مدیریت مشارکتی سیلاب دارند. پس از آن، متغیر اعتماد و تعامل اجتماعی با مقدار بتای 0/731 بیشترین نقش مثبت را در تبیین تغییرات مدیریت مشارکتی ایفا کرده است. نتایج همچنین بیانگر آن است که چارچوب نظری تلفیقی بهکاررفته در پژوهش، چارچوبی مناسب برای شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در جوامع محلی بوده و سازههای آن توانستهاند یک مسئله اجتماعی پیچیده را تا حد قابل قبولی تبیین کنند. بر اساس یافتهها، تقویت ظرفیت نهادی شوراهای محلی، دهیاریها و نهادهای مدیریت بحران، افزایش شفافیت و پاسخگویی نهادی، تقویت ارتباط دوسویه با جامعه محلی و ارتقای آگاهی عمومی از طریق آموزشهای هدفمند و بومیسازیشده در زمینه مخاطرات سیلاب، میتواند زمینهساز افزایش مشارکت آگاهانه و مؤثر ساکنان در مدیریت سیلاب باشد.
تحلیل فضایی اثرات انتقال و توزیع آب از مخازن چاه نیمهها به اراضی کشاورزی بر پایداری اقتصادی روستاها
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 55-79
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.342701.2023
مهدی نادریان فر، سیروس قنبری، جواد بذرافشان
چکیده با عنایت به قرارگیری منشأ جریانهای ورودی آب به سیستان در کشور افغانستان، کمبود آب یکی از عوامل اصلی محدودکننده توسعه فعالیتهای کشاورزی در این منطقه بشمار میرود. بطوریکه خشکسالیهای اخیر منجر به خشک شدن شریانهای حیاتی، نابودی بنیانهای تولیدی و تشدید مهاجرتهای گسترده به سایر نقاط ایران شده است. در این راستا طرح آبیاری 46 هزار هکتار از اراضی کشاورزی سیستان بهمنظور انتقال سیلابهای جاری از کشور افغانستان به گودالهای طبیعی معروف به مخازن چاه نیمهها و امکان بهرهبرداری مناسب از سیلابهای مذکور برای توسعهی کشاورزی و پایداری منطقه مورد تصویب و اجرا قرار گرفت. بنابراین در این پژوهش تلاش شده، تأثیر طرح 46 هزار هکتاری آبیاری دشت سیستان بر پایداری اقتصادی روستاها مورد کنکاش قرار گیرد. جامعة آماری پژوهش، ساکنین 40 روستای شهرستان هامون که با استفاده از فرمول کوکران از بین 9397 خانوار، تعداد 346 نفر پرسشگری به عمل آمد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزارهای Swara، Mabak، GIS و نیز از آزمونهای ویلکاکسون در نرمافزار SPSS برای تحلیلهای آماری استفادهشده است. براساس نتایج پژوهش بیشترین تأثیرگذاری اجرای طرح 46 هزار هکتاری آبیاری مربوط به مؤلفههای ارزشافزوده و مدیریت آب میباشد. رتبهبندی روستاها بر اساس مدل ماباک نشان میدهد با اجرای طرح سطح پایداری اقتصادی 5/42 درصد روستاها کاهش، 40 درصد روستاها متوسط و در 5/17 درصد روستاها پایداری آنها نسبت به قبل افزایشیافته است. پراکنش فضایی روستاها به لحاظ سطح پایداری اقتصادی نشان میدهد تنها در قسمتهای جنوبی و شرقی محدوده موردمطالعه که در قبل اجرای طرح با محدودیت جدی آب روبرو بودهاند (به علت دوری از چاه نیمهها) و با اجرای طرح و دسترسی مطلوب به آب کشاورزی از طریق شبکه آبیاری در فعالیتهای اقتصادی این روستاها تغییراتی مثبتی به وجود آمده در سایر روستاها تغییرات قابل محسوسی رخ نداده است.
پیش یابی شرایط خشکسالی دوره های آتی تحت تاثیر تغییر اقلیم و بررسی نیاز خالص آبی در روستاهای منتخب استان کهگیلویه و بویر احمد
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 158-181
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.414629.2130
اشرف اسدی، ارسلان بی نیاز، آرش جاعل، سیروس شاکری
چکیده تغییر اقلیم به ویژه تغییر الگوهای بارش یک واقعیت چالش برانگیز است که بخشهای مختلف جامعه از جمله بخش کشاورزی را که به شدت به چگونگی آب وهوا وابسته است، تحت تاثیر قرار میدهد. هدف این پژوهش پیشیابی شرایط خشکسالی در دورههای آتی و مقایسه الگوی فعلی مصرف آب و نیاز خالص آبی 10 محصول زراعی در پنج روستای استان کهگیلویه و بویراحمد است. بدین منظور جهت مدلسازی تغییر اقلیم دادههای روزانه دمای کمینه، دمای بیشینه، بارش و ساعات آفتابی در طول دوره(2022-1986) ایستگاههای یاسوج و گچساران از سازمان هواشناسی استان اخذ گردید. بر اساس این دادهها الگوی فعلی مصرف آب برآورد و نیاز خالص آبی این محصولات با توجه به شرایط آب و هوایی استان محاسبه شد. جهت بررسی خشکسالی و تغییر الگوهای بارش 3 مدل گردش عمومی که به خوبی بارش را در بیشتر مناطق کشور شبیه سازی مینمایند توسط مدل LARS-WG شبیه سازی شد سپس نمایه خشکسالی با استفاده از تابع گرافیکیZimaSPI در نرم افزارMATLAB محاسبه گردید. نتایج بررسی الگوهای بارش ماهانه و سالانه نشان داد که میزان بارش منطقه مورد مطالعه در سالهای آتی افزایش مییابد اما الگوی زمانی توزیع بارش در طول سال تغییر دارد. نتایج توزیع بارش ماهانه گویای کاهش بارش زمستان و افزایش بارشها در بهار و ابتدای پاییز است، که غالبا به صورت سیلاب از دسترس خارج میگردد. بررسی نمایهی خشکسالی نیز گویای افزایش تداوم خشکسالیها و رخداد بیشتر خشکسالیهای ملایم است. با توجه به نتایج بررسی بارش و خشکسالی نیاز خالص آبیاری در 5 روستا و در محصولات زراعی گندم دیم وآبی، جو دیم و آبی، ذرت دانهای، ذرت علوفهای، هندوانه، سیب زمینی،پیاز، یونجه، شبدر و شلتوک مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی رفتار کشاورزان نیز از چهار سناریو شامل سطح بدون تغییر دسترسی به آب و کاهش سهمیه آب 10، 20 و 30 درصدی استفاده شد. بررسی سناریوهای تغییر دسترسی به آب نشان داد نیاز خالص آبی در مقایسه با الگوی مصرف آب به مراتب پایینتر بود. بیشترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی با 298 درصد در شلتوک و کمترین اختلاف در نیاز آبی و میزان آب مصرفی در شبدر با اختلاف 13 درصد مشاهده شد.
نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک برمبنای مدل بوریچ
دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 351-363
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.337844.2011
مریم شفیعی سروستانی، زهرا نجفی، زهرا زارعی
چکیده یکی از عواملی که امروزه به عنوان راهکار اساسی در توسعه روستایی شناخته میشود، انجام نیازسنجی دقیق آموزشی است که میتواند بنیان اصلی برای طرحریزی و اجرای یک برنامه آموزشی اشتغالآفرین باشد. لذا هدف این پژوهش نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک بر مبنای مدل بوریچ بود. روش تحقیق حاضر توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم (779 نفر) هنرستانهای واقع در روستاهای اطراف شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی و براساس فرمول کوکران تعداد 228 نفر انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه شکرگزار (1396) مبتنی بر مدل نیازسنجی بوریچ بود که پس از محاسبه روایی و پایایی بین نمونه توزیع و جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS23 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که هیچ کدام از 23 مؤلفه آموزشی به آموزش بیشتر نیاز ندارند اما در بعد دانش مؤلفههای سود مالی و اقتصادی، بازاریابی، حقوق و مالکیت معنوی و دانش تجربی تولید به ترتیب با اولویتهای 61/2، 53/2، 53/2 و 42/2؛ در بعد مهارت، مؤلفههای اکتشاف عملی فرصتهای کارآفرینی، تهیه کسب و کار، فعالیت با منابع محدود، بهبود کیفیت تولید، بازاریابی، برنامهریزی و مهارت در به کارگیری فنون انگیزشی به ترتیب با اولویتهای 68/2، 47/2، 40/2، 20/2، 12/2 ، 07/2 و 05/2 و در بعد نگرش مؤلفههای نگرشهای کارآفرینانه، تفکر انتقادی و ریسک پذیری، به ترتیب با اولویتهای 65/2، 30/2 و 08/2 به تقویت و تلفیق درون برنامههای درسی هنرآموزان نیازمندند. طبق نتایج بدست آمده هنرآموزان هنرستانی در هر سه بعد دانش، مهارت و نگرش به تقویت مؤلفههای آموزشی عنوان شده نیاز داشتند. نتایج حاصل از این پژوهش سیاستگذاران و برنامهریزان نظام تعلیم و تربیت را یاری میرساند تا به منظور اثربخشی هر چه بیشتر مهارتهای دانشآموزان، تقویت مؤلفههای آموزشی شناسایی شده را مدنظر قرار دهند و در نتیجه فرایند توسعهی روستایی را سرعت بخشند.
اثرات کیفیت دادهکاوی بر پذیرش اطلاعات توسط گردشگران در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی: مورد مطالعه روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 151-173
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.339692.2017
یزدان شیرمحمدی، الهام لطیفی
چکیده سازمانهای گردشگری نیازمند برقراری ارتباط و تعامل با گردشگران از طریق رسانههای اجتماعی هستند. از طریق پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، گردشگران به طور مستقل اطلاعات را تولید و به اشتراک میگذارند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کیفیت دادهکاوی بر پذیرش اطلاعات توسط گردشگران در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی از طریق متغیر میانجی اثرات تشخیصی درک شده، اعتبار اطلاعات در روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث جمعآوری دادهها از نوع تحقیقات توصیفی و از شاخه مطالعات میدانی به شمار میآمد و از نظر ماهیت از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش گردشگران روستاهای هدف گردشگری استان خوزستان میباشد. به دلیل عدم دسترسی به تمامی مراجعهکنندگان تعداد جامعه مورد مطالعه نامحدود در نظر گرفته شد. در این پژوهش روش نمونهگیری، روش نمونه گیری در دسترس میباشد و بر اساس جدول مورگان و کرجسی نمونه 384 نفر تعیین شد. روشهای گردآوری اطلاعات پژوهش به دو شیوه کتابخانهای و میدانی بوده است. در این پژوهش برای سنجش روایی از روایی ظاهری و محتوایی و همچنین روایی سازه استفاده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری با نرمافزار PLS نشان داد که کیفیت دادهکاوی بر اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات تأثیرگذار بود. اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات بر پذیرش اطلاعات مؤثر بودند. همچنین اثرات ریسک درک شده بین کیفیت دادهکاوی و اثرات تشخیصی درک شده و بین کیفیت دادهکاوی و اعتبار اطلاعات نقش تعدیلکننده داشت. ازطرفی اثرات تشخیصی درک شده و اعتبار اطلاعات، نقش میانجی بین کیفیت دادهکاوی و پذیرش اطلاعات داشتند. براساس نتایج حاصل از یافتههای تحقیق پیشنهاد می شود، مدیران صفحات و وبلاگهای فعال درپلت فرمهای رسانههای اجتماعی مختلف نسبت به ارائه اطلاعات به روز و کارآمد بصورت مستمر اقدام نموده و با توجه به نیازهای کاربران ، با تولید محتوای متنی مناسب و فایلهای تصویری یا ویدیویی قابل دانلود، اطلاعات ارائه شده به کاربران را افزایش دهند.ضمن اینکه با طرح سؤال و یا چالش، محتوای ارائه شده را کاربردیتر کرده و مخاطب را به شکل مستقیم با محتوا درگیر کنند
آسیبشناسی شکایات در شرکتهای تعاونی روستایی استان اردبیل با رویکرد توسعهی پایدار روستایی
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 205-220
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.338948.2015
احد نوروززاده
چکیده مطالعهی حاضر با هدف آسیبشناسی شکایات در شرکتهای تعاونی روستایی و ارائه راهکارهای کاهش آنها، در دو مرحله تحلیل تِم و پیمایشی با رویکرد توسعهی پایدار روستایی به صورت اکتشافی و توصیفی و در سال 1400 انجام گرفته است. جامعه آماری در مرحله اول 23 نفر از رؤسای ادارات، مدیران، اعضای هیأت مدیره و بازرسان شرکتهای تعاونی روستایی استان اردبیل بوده که به شیوه نمونهگیری ارجاع زنجیرهای (روش گلوله برفی)، انتخاب و در مرحله دوم نیز تعداد 200 نفر از کارکنان ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان و اعضای شرکتهای تعاونی روستایی که به شیوه تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطّلاعات در مرحله اول، مصاحبه عمیق و مرحله دوم، پرسشنامه محققساخته منتج از مرحله اول بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در مرحله اول، از روش تحلیل تِم و نرمافزار Atlas-ti در شش مرحله و در مرحله دوم از آزمون تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و مرتبه دوم و به کمک نرمافزار Amos استفاده شد. بر اساس یافتههای پژوهش عامل "نداشتن شفافیت مالی" با ضریب مسیر 744/0 بیشترین تأثیر را در بروز شکایات در این شرکتها داشته است. بعد از این عامل، عامل "ضعف در نظارت و کنترل" با ضریب 714/0، عامل "ضعف مدیریتی" با ضریب مسیر 592/0، عامل "ترجیح منافع فردی" با ضریب مسیر 568/0، عامل "رقابتپذیر نبودن" با ضریب مسیر 53/0، عامل "بازنگری در قوانین" با ضریب 521/0 و در نهایت عامل "حدود و اختیارات" با ضریب 312/0 به ترتیب به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین عوامل بروز شکایات در شرکتهای تعاونی روستایی شناسایی شدند. بر این اساس پیشنهاد میگردد تضاد منافع در این شرکتها مورد توجه قرار گیرد. همچنین نظارت مستمر و بازرسیهای لازم و رسیدگی به ترازنامه و حساب های عملکرد و سود و زیان، بودجه پیشنهادی و گزارشات هیات مدیره به مجمع عمومی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
ارزیابی مولفه های تاثیر گذار بر حکمروایی خوب روستایی از دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 233-255
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.328776.2001
احمد حجاریان
چکیده امروزه حکمروایی از عرصه حکومت در میگذرد و با مشکلات زیادی روبروست و چاره ای جزء رهایی از آنها را ندارد. حکمروایی باید بتواند که مشارکت و همکاری را بین تمام نیروهای موثر در مدیریت جامعه، یعنی دولت ها، بخش های خصوصی و تشکل های مردمی برقرار کند. از این رو این پژوهش با هدف ارزیابی الگوی علی معیارهای موثر بر حکمروایی خوب انجام شده است. تحقیق حاضر با توجه به هدف آن کاربردی ، و براساس روش انجام توصیفی-علی می باشد. نمونه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با امر مدیریت روستایی و برنامه ریزی روستایی تشکیل می دادند. به منظور دستیابی به هدف پژوهش از تکنیک دیمتل فازی استفاده شد. یافتههای حاصل از پژوهش نشان دهنده آن بود که از بین معیارهای هشت گانه حکمروایی خوب معیار مشارکت و قانونمندی تاثیرگذارترین و معیار کارایی و اثر بخشی تاثیر پذیرترین معیار حکمروایی خوب بودند. همچنین معیار مشارکت به عنوان بااهمیت ترین معیار حکمروایی خوب شناسایی شد.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی با تمرکز به نقش ویروس کرونا (مطالعه موردی روستای بوژان شهرستان نیشابور)
دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 95-111
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.330043.2002
فاطمه سوگندی
چکیده صنعت توریسم بزرگترین صنعت جهان است و در تمامی کشورها بعنوان ابزاری حیاتی برای توسعهی فعالیت های اقتصادی مناطق مختلف محسوب میشود. رشد این صنعت بویژه در بخش گردشگری روستایی می تواند به رشد و توسعهی کسب و کارهای محلی کمک کند. هدف کلی از انجام این تحقیق، تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی خصوصاً در دوران کرونا از دیدگاه اهالی روستای بوژان در شهرستان نیشابور است. این پژوهش، توسعهای و از نوع تحلیلی است. روایی و پایایی پرسشنامه از طریق تحلیل عامل و آلفای کرونباخ بدست آمده است. در این خصوص با رابطة کوکران، حجم نمونه 294 نفر به دست آمد که براساس آن پرسشنامه در اختیار روستاییان قرار گرفت. انتخاب نمونه از مردم محلی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام میگیرد. پیگیری اهداف تحقیق پس از آمار توصیفی با کاربرد تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t و رگرسیون چندگانه انجام شده و دادههای گرداوری شده با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPPS تجزیه تحلیل شد. نتایج آماری حاصل نشان میدهند که عوامل جاذبههای روستا، زیرساخت روستا، نحوه برخورد روستائیان، سطح اقتصادی، سطح اجتماعی، مدیریتی و زیست محیطی همگی عواملی هستند که بر توسعه گردشگری روستای بوژان تأثیر داشته و رابطه مستقیم با آن دارند که در این بین ویروس کرونا بیشترین درصد واریانس را در عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی با رابطه معکوس به متغیر وابسته را دارد. با تحلیل نتایج بدست آمده، در پایان نیز پیشنهاداتی برای توسعه گردشگری روستایی این منطقه در دوران کرونا عنوان میشود.
مدل سازی و ارائه الگوی بهینه توسعهی شبکهی معابر روستایی شهرستان شاهین شهر و میمه
دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 461-478
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.292806.1956
سید رامین غفاری، هاجر ناصحی
چکیده امــروزه فعالیتهــای روستایی، رفــت و آمــدها و ارتباطات سطح یه روستا با شهر و منطقه نفوذ آن به میزان زیادی تغییر کـرده و ایـن تغییـرات بدون توجه به شرایط زیست محیطی و محیط مطلوب انسانی بوده است به گونهای که مشکلات زیـادی را به ویژه برای انسانهای ساکن فراهم آورده است. این پژوهش با رویکردی توسعهای ـ کاربردی و با روش توصیفی ـ تحلیلی به دنبال بررسی هدف مدل سازی و ارائه الگوی بهینه توسعهی شبکهی معابر روستایی شهرستان شاهین شهر و میمه است. به گونه ای که برای دستیابی به این مهم شاخص هایی در 4 بخش طبیعی و اکولوژیکی، اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی و کالبدی - فضایی استخراج شد و با نظر سنجی از 30 متخصص امر در زمینه مطالعات شهری و روستایی و با استفاده از نرم افزار Smart-Pls به تحلیل عوامل اکتشافی پرداخته شد. در این بین برای بهینه توسعهی شبکهی معابر روستایی از الگوریتم درخت پوشای مینیمم MST در محیط نرم افزار Matlab 2016 و برای فضایی سازی شاخصهای مورد مطالعه از روش و فرآیند تحلیل شبکه Network Analyst Tools در محیط نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج نشان داد مقادیر اشتراکات استخراجی حاصل از تجزیه و تحلیل مؤلفهها بالاتر از مقدار 4/0 قرار داشته که تأییدی بر مناسب بودن داده ها و تحلیل عاملی می باشد و شاخص کالبدی فضایی با ضریب 692/0 مهم ترین عامل شناسایی شد نتایج بررسی میدانی نشان داد که از بین مسیرهای توسعه شبکه معابر برای 15 روستای مورد مطالعه در بخش 4 شاخص و سنارویو تشکیل داده شد که روستاهای جهاد آباد و مورچه خورت در وضعیت مناسب کاملاً مناسبی از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند، روستاهای ونداده و سعید آباد ئر وضعیت متوسطی از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند، روستاهای قاسم آباد، خسرو آباد، موته و لوشاب در وضعیت نامناسب و روستاهای رباط پایین، لای بید، آزان و زیاد آباد در وضعیت کاملاً نامناسبی از از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند. با توجه به تحلیل یافتههای میتوان گفت از بین روستاهای مورد مطالعه 6/66 درصد از در وضعیتی نامناسب و کاملاً نامناسب از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند.
تحلیل عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر صنعت شیر روستاهای استان کرمان
دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 487-500
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.300318.1972
مهدیه ساعی، پیروز شاکری، اصغر صالحی، صفت الله رحمانی
چکیده با توجه به وجود اقلیمهای متفاوت، مناطقی از استان کرمان قابلیت مناسبی برای پرورش و نگهداری دام بهویژه در بخشهای روستایی و عشایری دارد که سهم بزرگی در تأمین گوشت و فرآوردههای لبنی مورد نیاز مردم داخل استان داشته و حتی به استانهای همجوار نیز صادر میشده است. در سالهای اخیر خشکسالی، بحران آب، از بین رفتن مراتع، قاچاق و بالا رفتن هزینههای نگهداری دام و غیره به این بخش استراتژیک آسیب زیادی وارد ساخته است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید صنعت شیر روستاهای استان کرمان از طریق تحلیل عوامل درونی و بیرونی بوده است. تحقیق حاضر از لحاظ نوع تحقیق کاربردی و از نظر روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی-توصیفی است. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه و برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و تحلیل SWOT استفاده شده است. نتایج نشان داد که "وجود تنوع اقلیمی در استان"مهمترین نقطه قوت و "عدم پرداخت بهموقع قیمت شیر توسط صنایع" مهمترین نقطهی ضعف در صنعت شیر هستند. علاوه بر این "افزایش تقاضا برای شیر و محصولات لبنی" مهمترین فرصت خارجی و "نوسانات و افزایش هزینه دام" مهمترین تهدید خارجی برای صنعت شناخته شدند. همچنین بر اساس یافتههای مطالعه، در صنعت شیر روستاهای استان کرمان نقاط ضعف و تهدید از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و در شرایطی قرار دارند که سیستم میتواند با کمک استراتژی تدافعی در جهت کاهش ضعفها و تهدیدات عمل نماید.
کمیسازی الگوی مصرف انرژی و میزان انتشار گازهای گلخانهای در کشت چغندرقند (مطالعه موردی: مزارع روستای حسین آباد شهرستان شیروان)
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 201-212
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.280684.1930
مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، محمد حسین صالحی
چکیده این تحقیق به بررسی الگوهای مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای در مزارع چغندرقند روستای حسین آباد شهرستان شیروان، طی سال زراعی 97-96 میپردازد. دادهها از طریق پرسشنامه چهره به چهره گردآوری شد. مزارع به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ورودیهای مربوط به محاسبه مصرف انرژی، شامل نیروی انسانی، ماشین آلات، دیزل، کودهای شیمیایی، کود دامی، سموم شیمیایی، برق و آب بود و خروجیها نیز کل عملکرد گیاه را شامل میشد. نتایج نشان داد، کل انرژی ورودی و خروجی مزارع چغندرقند بهترتیب 52/66879 و 50/1310572 مگاژول در هکتار است. از کل انرژی مصرفی در تولید چغندرقند 39/38 درصد مربوط به مصرف کودهای شیمیایی، 95/25 درصد مربوط به دیزل و 69/12 درصد مربوط به الکتریسیته میباشد. راندمان مصرف انرژی 59/19 و میزان بهرهوری انرژی 72/0 کیلوگرم مگاژول در هکتار ثبت گردید. مواد شیمیایی، سوخت و الکتریسیته بیشترین نقش را در بین ورودیهای انرژی در مزارع چغندر داشتند. میزان انتشار گازهایCO2 ، N2O و CH4 بهترتیب 26/2463، 02/21 و 26/3 کیلوگرم در هکتار بود و میزان پتانسیل گرمایش جهانی این گازها برابر CO2eq ha-1 85/9048 محاسبه گردید که از این مقدار 76/0 درصد آن مربوط بهCH4 ، 22/27 درصد آن مربوط به CO2 و 02/72 درصد آن مربوط به N2O گزارش شد.
بررسی اثرگذاری ارتباطات مشارکتی کشاورزان بر استفاده از فناوری های نوین تولید در خراسان رضوی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 489-506
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.269787.1911
هادی زارعی، لیلا نیرومند، سمیه تاجیک اسماعیلی
چکیده تولید محصولات کشاورزی به عنوان بخشی اثرگذار در توسعه کشور در ابعاد مختلف دارای اهمیت فراوانی است؛ اما با توجه به ضایعات تولید این محصولات در کشور که بنا به آمار بیش از30 درصد تولید کل محصولات است ضروری به نظر میرسد تا نسبت به تغییر شیوههای تولید از طریق همسو ساختن کشاورزان و روستاییان جهت استفاده از فناوریهای نوین تولید توسط آنان از طریق راهکارهای ارتباطات مشارکتی اقدام عاجل صورت پذیرد. جامعه آماری این تحقیق، مروجان شاغل در جهادکشاورزی خراسان رضوی و مددکاران ترویجی مرتبط با جهاد کشاورزی استان بوده که بر اساس نمونهگیری غیراحتمالی، جمعیت نمونه به شرحی که اعلام شده انتخاب گشت. روشهای بکار رفته «کیفی» و «کمّی» در این پژوهش به این شرح است که در ابتدا در روش «کیفی» از طریق «مصاحبه عمقی» با 15 تن از مددکاران کشاورزی در روستاهای تابعه مشهد مصاحبه شده و پاسخهای ارائه شده توسط نرم افزار Maxqda مورد تحلیل قرار گرفته و بر پایه این نتایج، ابزار سنجش با 40 گویه طراحی و از 220 مروج کشاورزی در سراسر استان خواسته شد تا نسبت به پاسخگویی اقدام کنند و سپس نتایج با استفاده از نرمافزار Spss مورد تحلیل قرار گرفت. هدف از این مطالعه، دستیابی به مدلی برای تببین اثرگذاری ارتباطات مشارکتی بر استفاده از فناوریهای نوین تولید بین کشاورزان است. تمامی 8 فرضیه مورد نظر در این پژوهش با استفاده از آزمون انوا و تحلیل واریانس یک طرفه مورد بررسی و تایید قرار گرفت و در نهایت با استفاده از رگرسیون خطی، اثرگذاری متغیرها تایید شد. پیشنهاد میشود مروجان کشاورزی برای همسوکردن کشاورزان جهت استفاده از فناوریهای نوین تولید از دانش و ابزار ارتباطات مشارکتی بهرهمند می شود.
محدودیتهای زنان تولیدکننده صنایعدستی در روستاهای شهرستان ایرانشهر
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 302-322
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266488.1908
صادق اصغری لفمجانی، مهدی معصومی، نسرین نوروزی
چکیده تولیدات صنایعدستی میتواند زمینۀ مناسبی را برای کسب درآمد بیشتر در نواحی روستایی ایجاد نماید. با توجه به اهمیت تولیدات صنایعدستی در معیشت خانوارهای روستایی شهرستان ایرانشهر، هدف پژوهش حاضر بررسی محدودیتهای پیشروی زنان روستایی در تولید صنایعدستی در روستاهای این شهرستان بود. این تحقیق به روش توصیفی و علی – مقایسهای انجام شده است. برای تحقق اهداف مورد نظر، ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گستردهای از شاخصها تعیین گردید. سپس با توجه به شاخصهای تحقیق، پرسشنامههای خانوار جهت جمعآوری اطلاعات لازم در ارتباط با خانوارهای تولیدکننده صنایعدستی تهیه شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل تمامی زنان فعال در تولید صنایعدستی ساکن در روستاهای بالای 50 خانوار این شهرستان بود که با توجه به تعداد 9008 خانوار ساکن در این روستاها و استفاده از فرمول کوکران (با سطح خطای 05/0)، تعداد 376 خانوار به عنوان حجم نمونه محاسبه و خانوارهای نمونه به تناسب فراوانی خانوارهای ساکن در روستاهای نمونه با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعیین گردید و پرسشنامه تحقیق با کمک زن یا دختر فعال در تولید صنایعدستی خانوار نمونه تکمیل شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها، از نرمافزارهای FAHP، GRA و آزمون آماری در نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. یافتههای پژوهش مؤید آن است که موانع اقتصادی با میانگین 24/3 مهمترین محدودیت پیشروی تولیدکنندگان صنایعدستی در روستاهای شهرستان ایرانشهر میباشد و شدت محدودیت اقتصادی، اجتماعی و نهادی به ترتیب در 2/74، 8/12 و 8/22 درصد از خانوارهای مورد مطالعه در سطح شدید یا بسیار شدید میباشد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک GRA نشان داد که روستاهای مورد مطالعه، از نظر شدت محدودیتهای پیشروی زنان در تولید صنایعدستی، دارای وضعیت کاملاً متفاوتی میباشند. با توجه به نتایج تحقیق، تشکیل و تقویت تعاونی و شرکتهای خصوصی با هدف حمایت از تولید و بازاریابی محصولات صنایعدستی و رفع محدودیتهای پیشروی زنان در تولید صنایعدستی پیشنهاد میگردد.
نقش نگرش روستائیان نسبت به طرحهای آبخیزداری بر مشارکت آنها (مطالعه موردی حوزه آبخیز سعیدآباد کیاسر)
دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 75-87
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.169438.1775
حسین رحیم زاده، مهدی چرمچیان لنگرودی
چکیده بهمنظور جلب مشارکت ساکنان یک حوزه آبخیز برای شرکت در طرحهای آبخیزداری، عوامل تاثیرگذار باید مورد توجه قرار گیرد. تحقیق حاضر به منظور بررسی نقش نگرش روستائیان نسبت به طرحهای آبخیزداری بر مشارکت آنها (مطالعه موردی حوزه آبخیز سعیدآباد کیاسر)صورت گرفته است. مطالعه حاضر از نوع تحقیقات کاربردی بوده که به روش همبستگی- توصیفی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی سرپرستان خانوار حوزه آبخیز سعیدآباد)343(N=تشکیل دادهاند. اندازه نمونه به وسیله فرمول کوکران محاسبه گردید. تعداد 157 نفر برای انجام تحقیق انتخاب شدند. نمونهها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید که روایی آن توسط اساتید فن و صاحبنظران تایید شد. مقدار آلفا کرونباخ محاسبه شده بین 75/0 تا 89/0 بود. میانگین تعداد دفعات شرکت در دورههای آموزشی 1 بار بوده است. میانگین میزان مشارکت پاسخگویان در طرحهای آبخیزداری و نگرش روستائیان نسبت به طرحهای آبخیزداری در حد زیاد بودند. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که 29 درصد واریانس مشارکت به وسیله نگرش تبیین گردید. با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق، توصیه میگردد با برنامهریزی دقیق و ایجاد نگرش مطلوب در روستاییان میتوان از مشارکت آنها در طراحی و تدوین، اجرا و ارزشیابی طرحهای آبخیزداری استفاده نمود.
بررسی کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی نظامهای بهرهبرداری خرد و دهقانی در روستاهای شهرستان میانه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 407-424
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.115991.1703
سید سینا عیسی پور، رضا مقدسی، مهدی پیروزیان، جلیل اجلی
چکیده خرده مالکی در روستا و پراکندگی قطعات اراضی یکی از عناصر ساختار سنتی کشاورزی در ایران است و بیشترین سهم را در تولیدات کشاورزی و اشتغالزایی بر عهده دارد. این نظام عمدتاً واحدهای موسوم به خرد و دهقانی زیر 10 هکتار را در اکثر روستاها شامل که هر بهرهبردار معمولاً یک خانوار میباشد. این الگوی بهرهبرداری با داشتن ویژگیهایی چون ضعف سازمانی و ساختاری، پائین بودن سطح سواد و دانش فنی، عدم استفاده بهینه از منابع تولید، بالا بودن هزینههای تولید، و در نهایت غیراقتصادی بودن و عدم کارایی شناخته میشود. در پژوهش حاضر به منظور محاسبه و تعیین سطح کارایی نظام بهرهبرداری خرد و دهقانی اطلاعات مربوط به سال 1393 جمعآوری و از روش تحلیل پوششی دادهها استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق 9600 نفر بهرهبردار خرد و دهقانی زیر ده هکتار میباشد که عمدتاً در روستاها بوده و با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای آزمودنیها حجم نمونه محاسبه شده 48 به دست آمد و در مجموع 60 پرسشنامه با دقت بالایی تکمیل گردید، نتایج بدست آمده از تحقیق نشان داد که میانگین کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی مزارع خرد و دهقانی مورد مطالعه روستاهای شهرستان میانه به ترتیب برابر با 03/60، 06/60، 02/34 میباشد که بیانگر قابل افزایش بودن کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی به میزان 7/39 ، 4/39 و 8/65 درصد میباشد. که نشاندهنده ضعف در دانش فنی موجود، مدیریت مزارع و عدم استفاده از مقیاس بهینه میباشد. لذا لزوم افزایش دانش فنی جهت تخصیص بهینه منابع و همچنین بکارگیری مطلوب نهادهها لازم میباشد.
بررسی مسیرهای بازاررسانی ماهی در روستاهای شهرستان اهواز
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 139-153
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.116908.1706
محمدرضا ارسلان بد، آذر شهبازی
چکیده با گذار از کشاورزی سنتی به مرحله نوین و با فاصله گرفتن مراکز مصرف از نواحی تولید که اکثر قریب به اتفاق آن در مناطق حاشیهای و روستایی قرار گرفته است، موضوع بازاریابی محصولات کشاورزی اهمیت فزایندهای یافته است. با توجه به اهمیت اقتصادی ماهی در اقتصاد کشور و با عنایت به رقابتهای جهانی در زمینه محصولات کشاورزی و ظرفیت بالای تولید ماهی، در این تحقیق به بررسی حاشیه بازاریابی ماهی و تأثیر آن بر اشتغال و جذب روستانشینان به این حرفه، پرداخته شده است. دادهها و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از نمونهگیری تصادفی و از طریق تکمیل پرسشـنامه از 232 تولیدکننـده ماهی قزلآلا، 25 عمدهفروش و 60 خردهفروش در سال 1395 در شهرستان اهواز جمـعآوری شـده اسـت. در این مطالعه دادهها به وسیله الگوی مارک- آپ برآورده شده که نتایج به دست آمده نشان داده است که حاشیههای کل بازاریابی، عمدهفروشی و خردهفروشی برای هر کیلوگرم ماهی، به ترتیب 158585، 38268 و 120317 ریال است. همچنین با یک واحد افزایش در قیمت خردهفروشی و هزینه خدمات بازاریابی، به ترتیب حاشیه بازاریابی 89/0 و 31/0 واحد افزایش خواهد یافت. ضریب هزینه بازاریـابی 29 درصـدی ماهی قزلآلا نـشان میدهد که هزینههای بازاریابی بـرای ماهی قزلآلا در شهرستان اهواز، 29 درصد از متوسط قیمـت هـرکیلو ماهی قزلآلا را به خود اختصاص داده است. بر اساس برآورد این الگو، قیمت خردهفروشی و هزینههای بازاریابی رابطة مستقیم و معنیدار و درآمد تولیدکننده رابطه معکوس و معنیدار با حاشیه بازاریابی ماهی دارند.
برآورد سیستم تقاضای معکوس تعمیمیافته تفاضلی (DGIDS) برای مواد غذایی پروتئینی حیوانی در مناطق روستایی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 141-154
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38654
محمد قربانی، کمیل مهجوری کارمزدی
چکیده تصمیم گیری در مدیریت بازار آینده زمانی موفقیتآمیز خواهد بود که روابط متقابل اقتصادی همانند روابط بیولوژیکی در نظر گرفته شود. این پژوهش با ارائه یک سیستم تقاضای معکوس تعمیمیافته تفاضلی، به بررسی بازار مواد غذایی حاوی پروتئین حیوانی در ایران پرداخته و جزئیات ارتباط بازار بین گونههای مختلف موادغذایی در این بازار را مورد بررسی قرار داده است. آمار مور نیاز از شرکت پشتیبانی امور دام و سالنامههای آماری کشاورزی از سال 1353 تا 1390 مورد استفاده قرار گرفت. برآورد سیستم تقاضای معکوس تعمیمیافته تفاضلی (GIDS) و آزمون ضرایب ترکیبی نشان میدهد، بهترین مدل برای بررسی تقاضای مواد غذایی حاوی پروتئین در روستاهای کشور، مدل IAIDS میباشد. نتایج نشان داد که کششهای متقاطع جبرانی برآورد شده در سیستم تقاضای معکوس IAIDS بیانگر جانشینی شیر و تخممرغ و همچنین گوشت قرمز و گوشت مرغ است. کششهای خود مقداری جبرانی مطابق مبانی تئوریک، منفی بوده است. این بدان معناست که با افزایش قیمت هر کدام از کالاها، مقدار مصرف آنها کاهش مییابد. از آنجا که گوشت قرمز و شیر برای مصرفکنندگان روستایی به عنوان یک کالای ضروری محسوب میشود. نتایج مربوط به محاسبات کشش جانشینی آلن نیز نشان داد که گوشت مرغ به عنوان بهترین جانشین برای شیر و بالعکس است. بهترین جانشین برای گوشت قرمز، گوشت مرغ بوده و گوشت قرمز به عنوان بهترین جانشین برای تخممرغ است.
برآورد تابع تقاضای برق روستایی با کاربرد مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (مطالعه موردی روستاهای شهرستان زابل)
دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 17-25
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10456
هاجر اثنی عشری، مهدیه مسنن مظفری
چکیده یکی از نهادههای مهم در بخش کشاورزی روستاهای شهرستان زابل که به منظور برداشت آب از چاهها استفاده میشود و در چند سال اخیر توسعه زیادی پیدا کرده است، نهاده برق میباشد. در این مطالعه با استفاده از مدل خودتوضیح با وقفههای گسترده به برآورد تابع تقاضای برق در بخش روستایی شهرستان زابل طی سالهای 1364-1390 پرداخته و عوامل موثر بر آن شناسایی شد. نتایج مطالعه نشان داد که در بلند مدت کشش قیمتی تقاضا منفی و بزرگتر از یک بوده، کشش درآمدی مثبت و بزرگتر از یک و درصد تغییرات تعداد مشترکین بر درصد تقاضا اثر معنیدار داشته است ولی دمای هوا اثری بر مصرف برق نداشته است. لذا با حذف یارانه حاملهای انرژی و افزایش قیمت آن، درآمد کشاورزان و مصرف آنها کاهش مییابد. در کوتاه مدت نیز درصد تغییرات موارد فوق بر مقدار تقاضا اثر داشته و هر گونه شوکی پس از چهار دوره به تعادل میرسد.
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدارروستایی
دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 61-74
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10458
مهدی چرمچیان لنگرودی، نجمه اسپهبدی نیا
چکیده شوراهای اسلامی روستایی از مهمترین تشکلها و نهاد غیردولتی هستند که زمینههای مشارکت مردم در برنامههای ترویجی را مهیا میسازند و نقش مهمی در اجرا و به هدف رساندن برنامههای ترویجی پیرامون توسعه پایدار روستایی دارند. هدف کلی این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدار روستایی هست. برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران انجام شد. نمونهگیری تصادفی طبقهای در این مطالعه بهکاربرده شد و 235 عضو شورای اسلامی شهرستان ساری انتخاب شدند. روششناسی تحقیق، ترکیبی از روشهای کمی و توصیفی- استنباطی بود و مقدار آلفای کرونباخ و تتای ترتیبی به ترتیب 78/0 و 77/0 به دست آمد. میانگین سنی اعضای شوراهای اسلامی شهرستان ساری 42 سال بود و ازنظر میزان تحصیلات 3/39 اعضای شوراها دیپلم داشتند. میانگین سابقه عضویت در شورا هفت سال و 6/91 درصد اعضای شورا در روستا ساکن بودند. کشت محصولات جدید زراعی و باغی، بیمه نمودن محصولات زراعی و باغی و کاشت زراعی مکانیزه و استفاده از انواع کودهای زراعی در رتبههای اول تا سوم تمایل اعضای شورای اسلامی به نوآوری ونوپذیری بود. نتایج رگرسیون گامبهگام نشان داد که 9/42 درصد از تغییرات مربوط به مشارکت ترویجی شوراها را نوپذیری، ارتباطات، امور اجتماعی، نیاز آموزشی و شرکت در جلسات آموزشی تبیین مینماید. بیشترین اثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدار روستایی را امور اجتماعی با ضریب مسیر 308/0 داشت.
مکانیابی بهینة روستاهای کانونی با استفاده از مدل تصمیمگیری TOPSIS (مطالعة موردی: بخش دشمنزیاری- شهرستان ممسنی)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 63-79
https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.8587
علی شمسالدینی، کیومرث دهقانی
چکیده انسانها از دیرباز سعی کردهاند تا در پهنة محیط بهگونهای استقرار یابند که حداکثر استفاده از توانمندیهای طبیعی را داشته باشند. استقرار سکونتگاههای انسانی، بهویژه روستاها در کنار رودخانهها، راههای ارتباطی و در بستر دلتاها در طول تاریخ بیانگر این مدعاست. بدینترتیب اندیشة انسان در جهت ساماندهی محیط زیست و استفادة بهینه از امکانات محیطی از گذشته تاکنون بین جوامع انسانی مطرح بوده، اما بهدنبال تحولات ایجاد شده در زمینة تکنولوژی، افزایش تبادلات و کوتاه شدن دسترسیها و گسترش ارتباطات جمعی؛ برنامهریزی مکانی بهصورت علمی مطرح شده است که مسائل مرتبط با برپایی مکان سکونتی بهینه و مکانیابی برای آن را نه فقط از منظر عاملهای طبیعی، بلکه با توجه به روابط متقابل سیستمهای اقتصادی، اجتماعی و فضایی در نظر میگیرد. هدف مقالة حاضر، مکانیابی و انتخاب مناسبترین روستای مرکزی در بخش دشمنزیاری از توابع شهرستان ممسنی در راستای ساماندهی فضای ناحیه با استفاده از مدل تصمیمگیری انتخاب بهینه است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و گردآوری اطلاعات مبتنی بر شیوة کتابخانهای و میدانی بوده است. بهمنظور تحلیل دادهها از مدل تصمیمگیری تاپسیس و سیستم اطلاعات موقعیتیاب جغرافیایی استفاده شده است. بر این اساس، هر کدام از روستاها از لحاظ مؤلفههای ذکر شده، بررسی و تحلیل شدند و در طی شش گام، اولویتبندی پارک صورت گرفت. نتیجههای حاصل نشان میدهد که روستای دشت آزادگان با رتبة 656/. بهترین و در اولویت نخست قرار دارد، روستای دولتآباد با رتبة 533/0در اولویت دوم، روستای کلاهسیاه با رتبة 335/0 در اولویت سوم و روستای دهگپ با رتبة 085/0 در اولویت چهارم کانون بهینه قرار گرفتهاند.
