کلیدواژه‌ها = ناامنی غذایی
اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 364-378

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.359954.2049

سیده حافظه حسینی، اعظم رضایی، فرهاد شیرانی بیدآبادی، احمد عابدی سروستانی، علی کرامتزاده

چکیده امنیت غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در توسعه روستایی همواره بایستی مورد توجه دولت‌ها قرار گیرد. نظر به اهمیت امنیت غذایی در سند توسعه چشم‌انداز 1404، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل انجام گرفته است. بدین منظور، داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبه رو در رو با 105 کشاورز نواحی روستایی به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای در سال زراعی 1400-1399 به دست آمد. برای محاسبه ناامنی غذایی از شاخص استراتژی مقابله استفاده شد. همچنین برای بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی از تحلیل رگرسیونی استفاده گردید. میانگین، حداقل و حداکثر شاخص استراتژی مقابله به ترتیب 9/35 (9/89 درصد)، 23 و 40 می‌باشد که نشان از وضعیت نامناسب امنیت غذایی در منطقه است. به علاوه، متغیرهای مالکیت شخصی زمین کشاورزی و وسیله نقلیه، همکاری با سایرکشاورزان، مهاجرت معکوس، تعداد ورود ماشین‌آلات به مزرعه و مبارزه بیولوژیک اثر منفی و معنادار و مساحت اراضی اثر مثبت و معناداری بر ناامنی غذایی دارد. در واقع با مالکیت زمین کشاورزی و وسیله نقلیه شخصی به ترتیب، ناامنی غذایی02/20 واحد و 78/12 واحد کاهش می‌یابد. به علاوه، در صورت همکاری با سایر کشاورزان و مهاجرت از شهر به روستا ناامنی غذایی به ترتیب، 26 درصد و 53/7 واحد کاهش می‌یابد. همچنین با افزایش تعداد دفعات استفاده از ماشین‌آلات و انجام مبارزه بیولوژیک به ترتیب، ناامنی غذایی 65/8 واحد و 85/43 واحد افزایش می‌یابد. بر این اساس با ایجاد امکانات بیشتر در روستا برای رفع نیاز خانوارهای روستایی و کاهش هزینه رفت و آمد از شهر به روستا می توان باعث ارتقا سطح امنیت غذایی خانوارها شد. همچنین همکاری تعاونی‌ها با کشاورزان باعث کاهش هزینه‌ها مثل خرید بذر، سم و کود شود و به تبع آن کاهش سطح ناامنی غذایی خانوارها می‌شود .با توجه به اثر مثبت مبارزه بیولوژیک بر ناامنی غذایی، بایستی تمهیداتی اتخاذ شود تا بستر ارائه محصولات ارگانیک با قیمت بالاتر وجود داشته باشد تا مانع کاهش درآمد کشاورزان شود.

توسعه روستایی

تحلیل علل نا امنی غذایی زنان سرپرست خانوار روستایی شهرستان کرمانشاه و راهبردهای مقابله با آن

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 303-323

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.284923.1941

نیلوفر صوفی، امیرحسین علی بیگی، علی اصغر میرک زاده

چکیده نا امنی غذایی مانع اصلی رفاه و توسعه‌یافتگی جوامع روستایی است و اگر به صورت جدی چاره‌اندیشی نشود آینده‌ی بشر به مخاطره می‌افتد. در این ببن زنان سرپرست خانوار آسیب ‌پذیرتر از سایر گروه‌ها می‌باشند. لذا هدف اصلی تحقیق تحلیل علل ناامنی غذایی زنان سرپرست خانوار روستایی شهرستان کرمانشاه و ارائه راهبردهای مقابله با آن بود. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کرمانشاه تشکیل می‌دهد (2215N=) که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 235 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به تأیید پانل متخصصان رسید و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که قابل قبول بود (84/0-79/0=0). نتایج نشان داد که حدود 85 درصد از زنان سرپرست خانوار از میزانی از ناامنی غذایی رنج می‌برند. همچنین نتایج نشان داد افزایش تعداد افراد تحت تکفل، تعداد اعضای خانوار، هزینه پوشاک و ایاب و ذهاب ناامنی غذایی را افزایش می‌دهد و با افزایش سطح سواد، ناامنی غذایی گروه مورد مطالعه کاهش یافته است. بر اساس نتایج مهمترین راهبرد محلی مواجه با ناامنی غذایی انجام کار اضافی به ‌منظور کسب پول بیشتر جهت تأمین مواد غذایی و فراهم کردن زمینه اشتغال و درآمد پایدار مهمترین راهبرد ضروری برای مقابله با ناامنی غذایی است. لذا می‌توان با فراهم نمودن زمینه‌های اشتغال و درآمد پایدار از طریق آموزش و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شدت ناامنی غذایی در این قشر از جامعه را کاهش داد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی نقش فعالیت‌های غیر زراعی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی مورد مطالعه: دهستان فضل، شهرستان نیشابور

دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 51-66

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.53551.1541

مهدی چراغی، بهروز محمدی یگانه، سمانه سادات موسوی زارع

چکیده در بسیاری از کشورهای توسعه‎یافته و درحال ‎توسعه، کشاورزی تنها منبع اشتغال و درآمد برای خانوارهای روستایی نیست بلکه فعالیت‎های غیرکشاورزی نیز اهمیت بالایی دارند. در همین راستا توسعه فعالیت‌های غیرکشاورزی به افراد و خانواده‌ها این امکان را می‌دهد تا معیشت خود را تأمین نموده و استانداردهای زندگی خود را افزایش دهند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر درآمدهای غیرزراعی در امنیت غذایی خانوارهای محدوده مورد مطالعه انجام ‌شده است. بر اساس هدف، پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش به‌صورت توصیفی– تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان فضل واقع در شهرستان نیشابور می‌باشد. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 304 خانوار تعیین و پرسشنامه­ها با استفاده از روش نمونه­گیری سیستماتیک تکمیل شد. برای محاسبه میزان امنیت غذایی از روش (مقیاس ناامنی غذایی و استاندارد کالری) استفاده ‌شده است. طبقه‌بندی وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی نشان می‌دهد، 9/56 درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، 3/30 درصد دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، 5/11 درصد دارای ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و 3/1 درصد خانوارها نیز دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید می‌باشند. در ادامه طبقه‌بندی امنیت غذایی خانوار در دهستان موردمطالعه بر اساس سبد کالای مصرفی نشان می‌دهد که 79/40 درصد از پاسخ‌دهندگان، دارای امنیت غذایی و 21/59 درصد دارای ناامنی غذایی می‌باشند. هم‌چنین نتایج مربوط به آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی جفت نشان می‌دهد که با افزایش فعالیت‌های غیرزراعی نیز امنیت غذایی خانوارها افزایش پیدا می‌کند، بنابراین می­توان نتیجه­گرفت که تنوع در دستیابی به منابع درآمدی غیر از بخش کشاورزی باعث افزایش دسترسی، دستیابی و ثبات در مصرف مواد غذایی و در نهایت تحقق امنیت غذایی می­شود.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی سنجش وضعیت ناامنی غذایی خانوارهای شهرستان باوی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 231-246

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.58203.1566

بهمن خسروی پور، منا درانی، امید مهراب قوچانی

چکیده ناامنی­­غذایی از مقوله­هایی است که تأثیر جدی بر وضعیت تغذیه افراد جامعه به­جای می­گذارد. ناامنی غذایی و گرسنگی، تبعات جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری به همراه دارد. تأمین امنیت­غذایی جامعه یکی از اهداف کلان برنامه­ریزی‌های توسعه اقتصادی اجتماعی است. هدف اصلی مطالعه حاضر سنجش میزان سطوح ناامنی غذایی در شهرستان باوی از توابع استان خوزستان بود. مطالعه حاضر پژوهشی پیمایشی و از نوع توصیفی مقطعی می‏باشد. جامعه مورد مطالعه کلیه‌ خانوارهای روستایی در بخش مرکزی شهرستان باوی می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 198 نفر به‌عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد رادیمرکرنل (1998) بهره گرفته شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که درمجموع تنها حدود 12 درصد از پاسخ­گویان این مطالعه در وضعیت امنیت غذایی و حدود 87 درصد پاسخ­گویان انواع ناامنی غذایی بدون گرسنگی، با گرسنگی متوسط و با گرسنگی شدید را تجربه کرده بودند. هم­چنین نتایج نشان داد که بیش­ترین فراوانی مربوط به دسته ناامن غذایی بدون گرسنگی بود. نتایج نشان داد که زنان در وضعیت ناامن‏تر غذایی نسبت به مردان قرار دارند. هم­چنین سطح تحصیلات سرپرست خانوار منجر به ایجاد تفاوت در وضعیت ناامنی غذایی خانوار شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که درآمد، وارد معادله رگرسیونی عوامل تأثیرگذار بر ناامنی غذایی خانوار شد و 29 درصد از تغییرات واریانس متغیر وابسته را تبیین نمود.