تحلیل راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم در استان کردستان
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.406740.2115
حسین شعبانعلی فمی، دارا مرادی، علی اکبر براتی، مهناز محمد زاده نصیرآبادی
چکیده بیمه کشاورزی از مهمترین سازوکارهای مقابله با خطرات بخش کشاورزی و کاهش خسارت مالی میباشد و یکی از اهرمهای توسعه کشاورزی بشمار میآید. در این راستا این پژوهش باهدف شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم از دیدگاه کشاورزان دیمیکار و کارشناسان بیمه کشاورزی طی سال زراعی 1401 در استان کردستان انجامگرفته است. تحقیق حاضر ازنظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی، ازنظر راهبردی پیمایشی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر زمانی با توجه به اینکه در یک مقطع زمانی خاص انجامشده است، مقطعی هست. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بهرهبرداران گندم دیم (67486N =) و کارشناسان بیمه کشاورزی (309N =) بود. ازآنجاکه از نظرات کشاورزان هم برای توصیف وضعیت بیمه محصولات و هم برای تعیین میزان اهمیت و اولویت راهکارهای توسعه بیمه استفادهشده بود، حجم نمونه در جامعه کشاورزان با استفاده از نرمافزار G-Power 156 نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه در جامعه کارشناسان نیز تعداد 91 کارشناس و بیمهگزار محصولات کشاورزی بهعنوان نمونه و بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بوده است که مقدار آلفای کرونباخ آن 7/0 =α محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در خصوص شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم از دیدگاه کشاورزان و کارشناسان نشان داد که در هر دو گروه موردمطالعه راهکارهای سیاستی- مقرراتی(β=0.945;0.957)، ارزیابی(β=0.844;0.644)، آموزشی- اطلاع-رسانی(β=0.844;0.768)، اداری (β=0.829;0.829) و رقابتی– نظارتی (β=0.705;0.519) مورد تائید قرار گرفت. از طرفی مقایسه دیدگاه کارشناسان و کشاورزان نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه بهره برداران و کارشناسان بیمه، راهکارهای سیاستی- مقرراتی به ترتیب با ضریب بتا 945/0 و 975/0 مهمترین راهکار توسعه بیمه محصول گندم دیم می باشد. لذا توصیه میشود دولت با ایجاد بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نسبت به تدوین سیاستهای حمایتی (معافیتهای مالیاتی و یارانهها) ونیز بهکارگیری مدل بیمه مشارکتی (خصوصی - دولتی) با حفظ جایگاه دولت بهعنوان بیمهگر اتکایی جهت توسعه بیمه در بخش کشاورزی اقدام کند.
برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگـری با استفاده از مدل SWOT (مورد مطالعه: روستای زراس شهرستان ایذه )
دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 447-459
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299182.1970
مرضیه شهریاری، حسین کوراوند
چکیده گردشگری به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی جهان از منابع مهم رونق اقتصادی در اشتغال زایی، کسب درآمد های ارزی، کاهش فقر و افزایش تبادل و تعامل اجتماعی محسوب می شود. بنابراین هدف از انجام این تحقیق پژوهش برنامهریزی راهبردی توسعه گردشگری و نقش آن در توسعه روستایی است که در روستای زراس شهرستان ایذه در سال 1396 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را شامل سه گروه تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه نمونهگیری کوکران برای سرپرست خانوارها، تعداد 200 نفر و برای گردشگران 120 نفر و 20 نفر از مسئولان به عنوان نمونه انتخاب شده است. می باشد که تحقیق حاضر با استفاده از روش مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها به شیوه تحلیل SWOT به ارائه استراتژی و راهبردهایی جهت توسعه گردشگری روستایی زراس پرداخته و نتایج پژوهش گویای این امر است که در برنامه ریزی گردشگری شهرستان ایذه (روستای زراس ) در اولویت اول راهبردهای رقابتی/ تهاجمی ( so) و بعد آن راهبرد بازنگری (wt) قرار می گیرد. در واقع راهبرد های رقابتی تهاجمی نشان میدهد که با تاکید بر آداب و رسوم و فرهنگ محلی بومی، افزایش امکانات قایق سواری و امنیت گردشگران با افزایش توجه دولت در این زمینه موجب انگیزش برای مسافرت و جذب بخش خصوصی میشود و برای تحقق اهداف با بهره بهرهگیری از این راهبردها، تقویت و افزایش امکانات و خدمات در کنار جاذبهها و منابع گردشگری با هدف جلب رضایت بیشتر گردشگر و ایجاد اشتغال و درآمد پیشنهاد میشود و آستانه آسیب پذیری این منطقه روستایی به علت پتانسیل گردشگری بسیار بالا بوده و نیازمند بازنگـری جدی و ارائه سیاسـتگذاریهای مناسب در جهت رفع محدودیتها و موانع موجود مـی میباشد.
