نویسنده = علیرضا کرباسی
توسعه روستایی

بررسی تقاضای غذا در ایران در بین خانوارهای روستایی

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.416397.2132

محدثه توکلی، علیرضا کرباسی

چکیده در کشورهای درحال توسعه، سیاست‌های یک‌اندازه برای همه افراد جامعه، اغلب به آسیب رساندن به اقشار فقیر و آسیب‌پذیر منجر می‌شود. تقاضا برای گروه‌های غذایی مختلف در مناطق شهری و روستایی و گروه‌های درآمدی، متفاوت است و تغییر در قیمت مواد غذایی می‌تواند بر گروه‌های اجتماعی و جغرافیایی مختلف تأثیر متفاوتی بگذارد و همچنین پیامدهای متفاوتی برای فقر و ناامنی غذایی داشته باشد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی ویژگی‌های تقاضای غذا در ایران برای 14 گروه غذایی طی سالهای 1398 و 1399 با استفاده از سیستم‌های تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم می‌باشد. به این منظور از داده‌های خام مرکز آمار ایران استفاده شده است و داده‌های مورد نیاز جهت فرایند تخمین با استفاده از کدنویسی داده‌های خام مذکور در Excelاستخراج گردید و جهت بررسی هدف مطالعه از نرم‌افزار STATA بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد کشش مخارج گروه‌های غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 افزایش یافته و میانگین هزینه ماهانه تمام گروه‌های غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 به میزان قابل توجهی افزایش داشته است که با توجه به عدم تغییر یا تغییر ناچیز در سهم بودجه این گروهها، می‌توان این تغییر را ناشی از تورم دانست؛ که این نتایج، نشان‌دهنده کاهش رفاه خانوارها می‌باشد. اگرچه نان و غلات جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی محسوب می‌شوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی باید تولید سایر موادغذایی و کنترل تورم جهت رفع مشکل امنیت غذایی افزایش یابد.

ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل موانع توسعه بازار تعاونی‌های صنایع دستی روستایی استان سیستان و بلوچستان

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 513-540

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.359418.2046

مرتضی یعقوبی، علی سردار شهرکی، علیرضا کرباسی

چکیده استان سیستان و بلوچستان، یکی از استان‌هایی است که نسبت به سایر استان‌های کشور حرفه بخش قابل توجهی از افراد به ‌صنایع‌دستی ‏اختصاص دارد، هرچند انتظارات شاغلین این صنعت برآورده نشده است. رکود تقاضا در بازار ‌صنایع‌دستی نه تنها انگیزه ورود به این صنعت را ‏از بین برده بلکه موجب بیکار شدن برخی شاغلین در این حوزه شده و اثرات جانبی دیگری همچون افزایش روند مهاجرت از روستا به شهر و ‏عدم تولید برخی از ‌صنایع‌دستی را داشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبه‌بندی موانع توسعه بازار تعاونی‌های ‏صنایع‌دستی این استان است. تحقیق حاضر کاربردی و کمی است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش‌نامه و مصاحبه حضوری با ‏فعالین و صاحب نظران این حوزه در استان سیستان و بلوچستان استخراج شده است. برای این منظور، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند ‏تعداد 40 پرسش‌نامه در سال 1401 گردآوری و با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. آزمون فرضیه‌ها با تکیه ‏بر آزمون تی تک نمونه‌ای، رتبه‌بندی موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی با استفاده از آزمون ‏فریدمن، و ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی با موانع ‏توسعه بازار با توجه به آزمون‌های ناپارامتری یو من-‏ویتنی و کروسکال والیس‏ انجام شدند.‏ نتایج نشان داد که برگزاری محدود نمایشگاه‌ها، ‏عدم تمایل سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در حوزه ‌صنایع‌دستی و تبلیغات ناکافی به ترتیب مهم‌ترین موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی هستند. ‏با این وجود عدم تطابق تولید ‌صنایع‌دستی استان با سلیقه مصرف کننده، تنوع و جذابیت محصول، مانعی جدی در توسعه بازارهای ‏‏‌صنایع‌دستی محسوب نمی‌شود. ‏

توسعه روستایی

بررسی تغییرات الگوی مصرف مواد خوراکی خانوارهای روستایی خراسان‌رضوی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 239-252

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.242180.1862

ملیحه شیبانی، علیرضا کرباسی

چکیده با توجه به تنوع الگوی مصرف خانوارها و اهمیت چگونگی اختصاص درآمد محدود خانوار به کالاها و خدمات مختلف، بررسی رفتار مصرفی خانوارها با استفاده از برآورد کشش مخارج، جایگاه ویژه‌ای در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی دارد. لذا در این مطالعه از داده­های خام مرکز آمار ایران در دو سال متوالی 1396 و 1397 جهت تجزیه و تحلیل رفتار مصرف موادغذایی خانوارهای روستایی خراسان‌رضوی به تفکیک در قالب نه گروه غذایی پرداخته شده است. این مطالعه نشان داد که در الگوی مصرف موادغذایی طی این دو سال تغییرات قابل توجهی مشاهده شده است. سهم بودجه غذا در سال 1397 نسبت به 1396 از 41 درصد به 53 درصد افزایش یافته است و همچنین کشش هزینه گروه­های غذایی در سال1397 نسبت به 1396 افزایش یافته و بعضی از گروه­های غذایی از حالت ضروری به لوکس تبدیل شده­اند که این نتیجه، نشان‌دهنده کاهش رفاه خانوارها می­باشد. نتایج همچنین نشان می­دهد که خانواده­های کم­درآمد نسبت به خانواده­های با درآمد بالاتر، از کشش هزینه غذایی بالاتر برخوردار هستند. تعادل مقیاس در هزینه­های موادغذایی یافت می­شود به این معنی که یک عضو اضافی خانواده باعث کاهش هزینه­های اضافی می­گردد. کاهش مصرف غلات­­­ها و افزایش مصرف میوه و گوشت به معنای تجدید نظر در عرضه موادغذایی است. اگرچه غلات و نان جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی خراسان­رضوی محسوب می­شوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی استان خراسان­رضوی باید تولید سایر موادغذایی جهت رفع مشکلات امنیت غذایی افزایش یابد.

توسعه روستایی

تحلیل الگوهای مقیاس معادل خانوارهای شهری و روستایی استان خراسان رضوی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 141-156

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.240699.1859

سید علی دریجانی، هنگامه هندی زاده، علیرضا کرباسی

چکیده مقیاس معادل شاخصی برای مقایسه رفاه میان خانوارها با تعداد اعضای متفاوت است. مقیاس معادل بیان می‌کند که با افزایش بعد یک خانوار چه میزان مخارج اضافی نیاز است تا آن خانوار به رفاهی برابر یک خانوار مرجع _خانوار با دو بچه_ دست یابد. از آنجا که خط فقر در سال 1397 در خراسان رضوی رو به رشد بوده است و همچنین خط فقر در نقاط مختلف ایران دارای تفاوت زیادی با یکدیگر است و ازاین‌رو سیاست‌های حمایتی از فقرا نیز باید متناسب با شرایط هر منطقه در نظر گرفته شود بنابراین یک مطالعه که به بررسی فقر در این استان بپردازد ضروری می-باشد. داده‌های مورد استفاده از درآمد-مخارج خانوار شهری و روستایی خراسان رضوی در سال 1397 می‌باشد. نتایج نشان داد ابتدا با انتخاب خانوار مرجع، تعداد کودکان و سالمندان در مقایسه با روش مخارج سرانه بر میزان فقر اثر بیشتری دارد. سپس از یک شبیه‌سازی برای بررسی تغییر میانگین هزینه خانوار با تغییر اندازه خانوار و انتقال کودکان و بزرگسالان به رده‌های بالاتر استفاده شد. نتایج نشان داد با تغییر اندازه خانوار یعنی کاهش اندازه خانوار میانگین هزینه‌ها افزایش می‌یابد. همچنین با انتقال کودکان به رده بزرگسالان میانگین هزینه‌ها کاهش می‌یابد درحالی که با انتقال بزرگسالان به گروه سالمندان میانگین هزینه افزایش می‌یابد.

ترویج و آموزش کشاورزی

کاربرد برنامه ریزی چند هدفی در تعیین الگوی بهینه کشت در بخش مرکزی شهرستان تربت‌ حیدریه

دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 259-270

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.15041

فاطمه رستگاری پور، مریم علوی، علیرضا کرباسی

چکیده با توجه به اهمیت مدیریت واحد های زراعی، اتخاذ سیاست‌هایی مبتنی بر الگوی کشت همراه با الویت‌بندی اهداف واحدهای کشاورزی اهمیت می یابد و انتخاب روشی که بتواند اهداف متعدد مدیران (هر چند که این اهداف با هم در تضاد باشند) را در یک مدل گنجانده و مدیر را به سمت اهداف بهینه هدایت نماید مهم و ضروری به نظر می رسد. لذا، در این مطالعه به تعیین الگوی بهینه کشت با کاربرد روش برنامه‌ریزی خطی (تک هدفه) و برنامه ریزی چی‌بی‌شف (چند هدفه) پرداخته می‌شود اطلاعات مورد نیاز مطالعه از طریق تکمیل 188 پرسشنامه از کشاوررزان توابع تربت حیدریه با روش نمونه گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای، طبقه بندی شده برای سال 1394به دست آمد. نتایج مطالعه نشان‌داد میزان سطح زیر کشت محصول گندم نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و محصول یونجه کاهش یافته است. محصول جو در مزارع کوچک و متوسط مقیاس بدون تغییر و در مزارع بزرگ نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و چغندرقند در مزارع کوچک مقیاس افزایش و در مزارع متوسط و بزرگ مقیاس بدون تغییر است یعنی از الگو حذف می‌شود. همچنین محصول پنبه در مزراع کوچک بدون تغییر و مزارع متوسط و بزرگ مقیاس نسبت به سطح اولیه کاهش یافته است