نویسنده = علی اکبر عنابستانی
جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل کتابشناختی زیست‌پذیری روستایی با تاکید بر کارآفرینی

دوره 13، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.520395.2236

شکوفه معمل وند، پگاه مریدسادات، علی اکبر عنابستانی

چکیده زیست‌پذیری روستایی یکی از مفاهیم حائز اهمیت در ادبیات توسعه پایدار است که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط ‌زیستی را شامل می‌شود. دسترسی روستاییان به شغل و درآمد شایسته، از شاخص های کلیدی زیست پذیری روستایی هستند. لذا کارآفرینی روستایی برای تحقق این شاخص ها مورد تاکید قرار گرفته است. از سویی بهبود زیست پذیری روستایی با تامین بستر مناسب کارآفرینانه می‌تواند زمینه توسعه کارآفرینی را فراهم کند. بنابراین زیست پذیری روستایی به عنوان هدف و وسیله ای برای کارآفرینی روستایی باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، تحلیل کتابشناختی مطالعات حوزه زیست پذیری و کارآفرینی روستایی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها اسنادی است. برای گردآوری داده ها در پایگاه داده‌های علمی اسکوپوس، در بازه زمانی 1990 تا 2025، با کلمات کلیدی زیست پذیری روستایی، کارآفرینی روستایی، نواحی روستایی اقدام شد که نهایتا 340 سند استخراج و با ترم افزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی پژوهش نشان داد تمرکز مطالعات بیشتر بر کارآفرینی روستایی بوده و موضوع زیست پذیری از سال 2021 به بعد مورد توجه قرار گرفته است. همچنین شکاف پژوهشی در مطالعاتی که به صورت همزمان موضوعات کارآفرینی و زیست پذیری روستایی را مورد توجه قرار دهند وجود دارد. چین و ایالات متحده آمریکا کشورهای پیشرو در این زمینه موضوعی هستند و ایران با 9 سند علمی، بین 73 کشور فعال در این حوزه در رتبه 12 ام قرار گرفته است. به لحاظ هم نویسندگی، چین در بالاترین جایگاه قرار دارد و ایران به لحاظ همکاری مشترک با محققان سایر کشورها بسیار ضعیف و در رتبه 71 قرار دارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلانشهر تهران).

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 24-54

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.403742.2111

علی اکبر عنابستانی، مرتضی ذوالفقاری، جمیله توکلی نیا

چکیده روستای هوشمند، روستایی است که از ارتباطات دیجیتالی، راه‌حل‌ها و منابع برای توسعه و تحول خود در جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار استفاده می‌کند و با ویژگی انعطاف‌پذیری، راه‌های متنوعی را برای بهبود آن پیشنهاد می‌دهد. روستای هوشمند در ارتباط با رشد هوشمند و توسعه هوشمند دربرگیرنده تغییر در شیوه اصلی زندگی روستائیان و به دنبال آن پایدار نمودن این نواحی است که بر این اساس توسعه روستای هوشمند، در بلندمدت پایداری توسعه در نواحی روستایی را به دنبال دارد. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل پیشران‌های اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر توسعه پایدار سکونتگاه‌های پیراشهری کلان‌شهر تهران در محدوده شهرستان اسلامشهر است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی است به‌نحوی‌که ابتدا با روش دلفی عوامل شناسایی و پس از اعتبار بخش آن، توسط 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و برنامه‌ریزی و توسعه روستایی در قالب پرسشنامه به روش تحلیل ساختاری میک‌مک در سال 1402 مورد ارزیابی قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان داد، از بین عوامل کلیدی 57 گانه رهیافت روستای هوشمند در پنج بخش اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فیزیکی، زیست‌محیطی و نهادی- مدیریتی اثرگذار بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری، 17 عامل به‌عنوان پیشران کلیدی معرفی‌شده‌اند که از بین آن‌ها، پنج عامل افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی (10+)، بهره‌مندی کلاس‌های آموزشی از امکانات الکترونیکی و اینترنت در جهت استفاده از آموزش مجازی و از راه دور(5+)، ایجاد بستر مناسب برای افزایش دسترسی واحدهای مسکونی به اینترنت ثابت در روستا(9+)، افزایش توجه به مدیریت مصرف بهینه سوخت و انرژی در روستاها (5+) و افزایش مشارکت روستاییان در تصمیم‌گیری، اجرا و نگه‌داری پروژه‌ها از سوی مدیران محلی (8+) به‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های بحرانی در منطقه از سوی کارشناسان معرفی‌شده‌اند. بنابراین نتایج پژوهش نشان می‌دهد افزایش انتقال مهارت و ظرفیت‌سازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی می‌تواند اثرات قابل‌توجهی در زمینه‌ی اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاه‌های پیراشهری در افق برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ده‌ساله داشته باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل ساختاری پیوندهای روستایی – شهری مؤثر در امنیت غذایی نواحی روستایی به روش میک مک فازی زبانی (FLMICMAC) (موردمطالعه: سکونتگاه‌های پیراشهری دهدشت)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 315-349

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.441246.2160

علی اکبر عنابستانی، سروش سنایی مقدم

چکیده چگونگی پیوند میان شهر و روستا بر جنبه‌های مختلف زندگی روستائیان اثرگذار است که یکی از این جنبه‌ها، اثرگذاری این پیوندها بر روی امنیت غذایی است به‌طوری‌که قدیمی‌ترین و اصلی‌ترین پیوند روستایی- شهری پیوند درزمینه تأمین غذا بوده است. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر به دنبال تحلیل ساختاری عوامل کلیدی مؤثر بر پیوندهای روستایی- شهری در امنیت غذایی نواحی روستایی پیراشهری دهدشت می‌باشد. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی و علی - پیمایشی با رویکرد آینده‌پژوهی است روش جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانه‌ای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است جهت استخراج عوامل کلیدی پرسشنامه در چهار بعد شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، اطلاعاتی و زیرساختی- نهادی مؤثر بر امنیت غذایی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل می‌دهد. جهت اعتبار و روایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه و برای پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده‌شده است جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخص‌های مؤثر بر امنیت غذایی از نرم‌افزار (FL MICMAC) کمک گرفته شد. یافته‌های پژوهش نشان داده است که در بین 76 عامل موردبررسی در چهار بعد 16 عامل کلیدی شامل پیوندهای اقتصادی (افزایش سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی، ارائه خدمات، تسهیلات و نهاده‌های، بهبود سرمایه‌گذاری در تولید ابزار و تنوع‌بخشی به منابع درآمدی خانوارهای روستایی)، در بعد پیوندهای اجتماعی -فرهنگی (استقبال مدیران روستایی از الگوی برنامه‌ریزی، مشارکت ذی‌نفعان به‌ویژه نخبگان، سرمایه‌گذاران، پذیرش تغییر از نگرش و احساس عدالت اجتماعی)، پیوندهای اطلاعاتی (اشتراک‌گذاری اطلاعات و ارتباطات بین خریداران و فروشندگان، اطلاع‌رسانی محصولات کشاورزی و جاذبه‌های گردشگری، شکل‌گیری یک محیط رقابتی محصولات غذایی و بهبود ارتباطات فناوری با الگوسازی و برند سازی) و پیوندهای زیرساختی نهادی (حمایت دولت جهت بهبود وضعیت زمین‌های کشاورزی، تلاش برای بهبود وضعیت جاده‌های بین مراکز شهری و روستاها، راه‌اندازی صندوق اعتبارات روستایی و راه‌اندازی تعاونی‌های چندمنظوره) به‌عنوان پیشران‌های کلیدی شناسایی شدند؛ و انتظار می‌رود با پیشران‌های یادشده شهر دهدشت بتواند در جهت امنیت غذایی نواحی روستایی در قالب پیوندهای روستایی شهری گام بردارد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی تاب‌آوری سکونتگاه‌های روستایی در برابر سیلاب (مطالعه موردی: روستای زشک مشهد)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 325-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350518.2038

مریم بهیارفرد، محمدتقی دستورانی، علی اکبر عنابستانی

چکیده مخاطرات طبیعی همچون سیل از خسارت بار ترین پدیده­ها محسوب می­شوند که نیازمند توجه بیشتری هستند. روستا­های در معرض خطر سیل  همچون زشک باید پایداری بیشتری داشته باشند تا بتوانند خطرات و خسارات احتمالی سیل را به حداقل ممکن برسانند. یکی از مهم­ترین راهبرد­هایی که امروزه برای کاهش خسارات سیل در نظر گرفته می­شود بحث تاب­آوری جوامع می­باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی “پیمایشی” است و جامعه آماری 728 خانوار ساکن روستا زشک می­باشند. حجم نمونه با توجه به تعداد 728 خانوار جمعیت روستا های زشک، با استفاده از فرمول کوکران حدود 102 نفر برآورد شد، و 102 پرسشنامه در قالب طیف 5 گزینه ای لیکرت تهیه شد. در این پرسشنامه تاب­آوری کلی روستا مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel  وSPSS  انجام شده، برای تعیین سطح نرمال بودن داده­ها از آزمون های چولگی و کشیدگی و جهت پاسخ به فرضیه تحقیق از آزمون تی تک نمونه­ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که وضعیت  تاب­آوری روستای زشک با توجه به نظر اکثریت ساکنین منطقه در حد متوسط است و در این بین ابعاد زیرساختی، نهادی و سازمانی، اقتصادی، با میانگین اختلاف دارند و میزان این ابعاد کمتر از حد میانگین است و در وضعیت نامطلوب قرار دارند. میزان بعد تاب­آوری اجتماعی بیشتر از حد میانگین است و دارای وضعیت مطلوبی است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساخت‌های شگل‌گیری روستای خلاق در سکونتگاه‌های پیراشهری (مورد: کلانشهرمشهد)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 137-164

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.338764.2013

علی اکبر عنابستانی، مهدی جوانشیری

چکیده استفاده از فناوری دیجیتالی بر شکل‌گیری روستای خلاق به‌عنوان رویکردی نو در استفاده از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود روستا جهت احیای آن، تأثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر، به‌منظور تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساخت‌های شکل‌گیری روستای خلاق سکونتگاه‌های پیراشهری مشهد به انجام رسیده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی و برای جمع‌آوری اطلاعات از روش‌های‌ اسنادی و میدانی استفاده‌شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 8 روستای پیرامون کلان‌شهر مشهد در سال 1400 است که دارای دفتر ICT روستایی، جمعیت بالای 1000 خانوار و در مجاورت شهر مشهد قرارگرفته‌اند. با توجه به تعداد خانوارهای کل در جامعه نمونه (20813 خانوار=N) و با خطای 07/0 درصد در فرمول کوکران حجم نمونه‌ای برابر 194 خانوار محاسبه که با روش تصادفی سیستماتیک از جامعه روستایی انتخاب شدند. تحلیل فضایی متغیرهای اصلی با استفاده از مدل‌های FGRA و MABAC انجام شد که روستاهای گرجی سفلی، حسین‌آباد قرقی و دهرود دارای بالاترین، و روستاهای کال زرکش و چهار برج دارای پایین‌ترین سطح استفاده از خدمات فناوری دیجیتالی (RICT) و زیرساخت‌های روستای خلاق است. در ادامه برای بررسی تأثیر فناوری دیجیتالی (RICT) بر "زیرساخت‌های روستای خلاق"، ضمن تائید همبستگی مثبت و معنی‌داری این دو متغیر با آزمون همبستگی پیرسون، نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) نشان می‌دهد که بُعد "آگاهی از خدمات RICT" با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، با ضریب 755/0، تأثیر بیشتری بر زیرساخت‌های روستای خلاق در سکونتگاه‌های نمونه داشته است. در کل با توجه به مقدار ضریب تعیین (R2) برای متغیر زیرساختهای روستای خلاق (969/0) مشخص گردید تأثیرگذاری فناوری دیجیتال روستایی (RICT) بر زیرساخت‌های روستای خلاق در سطح قوی است. بنابراین از منظر زیرساختهای روستای خلاق، برای جذب جمعیت و آماده سازی جمعیت جوان، پیشنهاد می شود از مشوق‌های دولتی، همانند عدم پرداخت مالیات و تسهیلات مسکن و اشتغال استفاده کرد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی و تحلیل اثرات رونق صنایع دستی بومی در توسعه سکونتگاه‌های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان‌های تربت جام- تایباد)

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 145-162

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.279586.1928

حسن گیاهی، خدیجه بوزرجمهری، علی اکبر عنابستانی، مهدی کرمانی

چکیده در بازه‌ی زمانی کنونی، صنایع‌دستی روستایی به دلیل ماهیت اقتصادی با مفاهیم توسعه اقتصادی مرتبط می‌باشد که می‌تواند با پیام‌های اجتماعی، فرهنگی و قومی، هویت روستاییان را بیشتر و بهتر به مشتریان منتقل کند. بنابراین هدف پژوهش شناسایی اثرات صنایع‌دستی در سکونتگاه‌های روستایی شهرستآن‌های تربت جام – تایباد است. با توجه به موضوع پژوهش، نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است. جامعۀ آماری شامل دو گروه کارشناسان و 239 تولیدکننده‌ی صنایع‌دستی در 15 روستای شهرستآن‌های تربت‌جام – تایباد می‌باشد که به شیوه تصادفی ساده مورد پرسشگری قرار گرفتند. شیوه گردآوری داده‌ها شامل روش‌های کتابخآن‌های و میدانی با ابزار پرسشنامه است. روش تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون T تک نمونه‌ای در نرم‌افزار SPSS و مدل AHP انجام شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در تمامی متغیرهای تحقیق (اقتصادی، 40/3، اجتماعی، 37/3، گردشگری، 26/3، زیست‌محیطی، 07/3) میانگین شناسایی شده بالاتر از میانه‌ی نظری (3) است، از این رو رونق صنایع‌دستی نقش مؤثر و مفیدی در توسعه روستایی منطقه (نسبت به موقعیت و وضعیت اقتصادی و غیره کلی آن) ایفا می‌کند. همچنین نتایج حاصل از روش (AHP) در بین متغیرهای مورد بررسی نشان می‌دهد، مؤلفه‌های اقتصادی و اجتماعی به ترتیب با وزن‌های 574/0، 167/0 درصد، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر توسعه روستایی می‌باشند و مؤلفه‌های گردشگری و زیست‌محیطی به ترتیب با وزن‌های 159/0 و 098/0 از اهمیت کمتری نسبت به سایر عوامل دارند. بنابراین توجه ویژه به رونق صنایع‌دستی به عنوان رویکردی خلاق و نوین در توسعه روستایی برای سایر سکونتگاه‌های روستایی پیشنهاد می‌گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: دهستان رادکان)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 433-451

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.249621.1876

شادی خوب، حمداله سجاسی قیداری، علی اکبر عنابستانی

چکیده امروزه اکثر مردم به ویژه در مناطق روستایی از دسترسی به خدمات مالی مانند اعتبارات خرد چه در قالب تسهیلات و یا پس‌انداز محروم هستند. این در صورتی است که اعتبارات خرد می‌تواند انگیزه کارآفرینی را در میان افرادی که به فکر راه‌اندازی کسب وکار در مناطق روستایی با پتانسیل مانند دهستان رادکان هستند را تقویت کند. از این رو هدف تحقیق حاضر، شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی دهستان رادکان می‌باشد. این پژوهش از منظر پارادایم‌ جزء تحقیقات کیفی محسوب می‌شود و با رویکرد آسیب‌شناسانه و با غایت اکتشاف (موانع و مشکلات استفاده از اعتبارات خرد دولتی) به انجام رسیده است. در این پژوهش، از روش نظریه‌پردازی بنیانی و شیوه مصاحبه کیفی و عمیق نیمه ساختارمند، برای گردآوری اطلاعات و داده‌ها در 13 روستای مورد مطالعه استفاده شده است. بنابراین گردآوری داده‌ها ابتدا در سطح کتابخانه ای برای بررسی نظری مسئله و سپس با مصاحبه‌های ساختار نیافته و باز انجام شده است. جامعه نمونه را 29 نفر کارآفرین روستایی دهستان رادکان و 68 نفر مردم روستایی تشکیل داده‌اند. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل محتوایی مورد واکاوی قرار گرفتند و طی مراحل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی طبقه بندی گردیدند. یافته های حاصل از تحقیق به استخراج مدل مفهومی موانع و محدودیت های استفاده از اعتبارات خرد برای کارافرینی منتهی شده است. بطوریکه یافته ها نشان داد کارآفرینان و مردم روستایی به دلیل وجود موانع و محدودیت‌های (اقتصادی، اجتماعی و نهادی –اداری) از جمله: کافی نبودن مقدار وام، طولانی بودن فرآیند اخذ وام، بهره و سود زیاد بانکها، پیچیدگی امور اداری و بانک و... از گرفتن وام منصرف می‌شوند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل پیشران‌های کلیدی اثرگذاری شاخص‌های روستای خلاق بر پایداری سکونتگاه‌های روستایی با رهیافت آینده‌پژوهی (مطالعه موردی: منطقه سیستان)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 323-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.257221.1885

حسنعلی جهانتیغ، علی اکبر عنابستانی، محمود رضا میرلطفی، امیدعلی خوارزمی

چکیده در بازۀ زمانی کنونی، رهیافت روستای خلاق به عنوان دیدگاهی نو در زمینۀ توسعۀ روستایی تلاش دارد تا بستر زندگی با کیفیت و خلاقانه را در مناطق روستایی مهیا سازد. بنابراین هدف مطالعۀ حاضر استخراج شاخص‌های روستای خلاق در سکونتگاه‌های روستایی منطقۀ سیستان و شناسایی پیشران‌های کلیدی مؤثر برای گسترش زمینه‌های خلاقیت روستاییان است. برای این منظور از روش تحلیل اثرات متقاطع استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز در قالب پرسشنامه دلفی و با استفاده از نظر متخصصان استخراج گردید و پیشران‌های کلیدی اثرگذار بر خلاقیت روستاییان شناسایی گردید. نمونۀ مورد مطالعۀ شامل 29 نفر از کارشناسان در منطقه سیستان می‌باشند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان می‌دهد که در مجموع تعداد 6 مؤلفه (انعطاف‌پذری، ابتکار، ترویج و آموزش، خطرپذیری، رهبری و مشارکت) با 69 شاخص در شکل‌گیری روستای خلاق اثرگذارند که در این بین 18 شاخص به عنوان پیشران‌های کلیدی انتخاب شدند. از بین 18 پیشران، تعداد 6 پیشران‌ بیشترین اثرگذاری و کمترین اثرپذیری را داشتند که شامل "ورود اهالی روستا به فعالیت‌های جدید و نوآورانه (با اثرگذاری 32)"، "میزان توانایی مدیران محلی برای هدایت روستا در راستای توسعۀ روستای خلاق (با اثرگذاری 26)"، " استقبال و پذیرش خلاقیت توسط ساکنین محلی روستا در منطقه (با اثرگذاری 23)"، "توسعه ایده‌های خلاقانه جهت بهبود مشارکت مردمی (با اثرگذاری 23)"، " اعتماد به افراد تحصیل‌کرده در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت (با اثرگذاری 21)" و " آموزش و انگیزه بخشی به کارآفرینان در محیط‌های روستایی (با اثرگذاری 21)" می‌باشند. بنابراین رهیافت روستای خلّاق به عنوان یک رویکرد مفید و کارامد برای رفع موانع توسعه در سکونتگاه‌های روستایی پیشنهاد می‌گردد.