نوع مقاله: مقاله پژوهشی
ترویج و آموزش کشاورزی

نقش تعاونی های تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روان شناختی گندمکاران (مورد مطالعه: شهرستان اسلام آباد غرب)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 563-577

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.74005.1630

وکیل حیدری ساربان، سهیلا باختر

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاونی­های تولید روستایی در ارتقای توانمندسازی روان­شناختی کشاورزان عضو تعاونی تولید شهرستان اسلام آباد غرب انجام گردیده است که از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی - تحلیلی می­باشد. جامعه آماری تحقیق 1137 گندمکار عضو تعاونی­های تولید روستایی در 11 روستای شهرستان اسلام آباد غرب است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 170 نفر برآورد شد که برای مقایسه نتایج 170 گندمکار غیرعضو نیز در همان روستاها انتخاب گردید. روش گردآوری داده‌ها، به صورت پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسش‌نامه بوده است. جهت تنظیم پرسشنامه از پنج شاخص توانمندسازی روان­شناختی(خودتعینی، شایستگی، ارزشمندی، تأثیرگذاری و اعتماد) در قالب 35 گویه استفاده گردید. روایی صوری پرسش‌نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با داده‌های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی کل پرسش‌نامه تحقیق 84/0بدست آمد. با توجه به تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از پرسشنامه از بین شاخص­های پنج­گانه توانمندسازی روان­شناختی و با توجه به تفاوت میانگین بین دو گروه عضو و غیر عضو می­توان گفت بین عضویت در تعاونی تولید و توانمندسازی روان­شناختی گندمکاران رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد به گونه­ای که میانگین اعضا35/4 و میانگین گندمکاران غیر عضو 61/3 است. نتایج آزمون t مستقل نشان دهنده اختلاف معنی­دار بین دو گروه است و می­توان دریافت که تعاونی­های تولید روستایی ابزاری کارآمد در توانمندسازی روان­شناختی کشاورزان گندمکار و توسعه روستایی محسوب می­گردد و زمینه لازم را برای ابتکار و اختیار عمل، شایستگی و رشد فکری و شخصیتی اعضا فراهم می­نماید. 

جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

شناسایی و رتبه‌بندی راهکارهای ارتقا توسعه گردشگری و بومگردی با رویکرد کارآفرینی زنان روستایی(مطالعه موردی: روستاهای گردشگری استان کرمان)

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 615-633

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.406344.2113

ندا بنی اسدی، سمیه نقوی

چکیده کارآفرینی گردشگری در روستاها، راهکاری برای توانمندسازی و ظرفیت‌سازی به منظور کاهش شکاف بین شهر و روستا، ایجاد برابری اقتصادی، اجتماعی، محیطی و نهادی و ابزاری مهم برای رسیدن به توسعه پایدار است. در توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی زنان نقش بسزایی دارند. روش شناسی بنیـان تحقیـق حاضـر به وش آمیختـه اسـتوار اســت و از لحــاظ هــدف، کاربــردی و از نظــر ماهیــت و روش، توصیفی ـ تحلیلــی اســت. به منظــور گــردآوری اطلاعات از مطالعــات کتابخانــه‌ای و میدانــی (مشــاهده، مصاحبــه و پرســشنامه )اســتفاده شــد. قلمــروی مکانــی، روستاهای استان کرمان اسـت و زنانی که در حیطه گردشگری و بومگردی فعالیت دارند. طبـق آمار بدست امده از سازمان میراث فرهنگی و استانداری استان کرمان در سال 1399، 370 نفر در حیطه گردشگردی فعالیت دارند که 219 نفر زن در حیطه گردشگری و بومگردی در حال فعالیت هستند که طبق فرمول کوکران 139نفر براورد شد.با توجه به نتایج به دست آمده عوامل روانشناختی، آگاهی و دانش، هنجارهای اجتماعی، توانمندی های فنی و مدیریتی، عوامل محیطی رابطه مثبت و معنی‌داری دارد و با مولفه اقتصادی، تبلیغات، میزان تحصیلات هیچ گونه رابطه‌ای ندارد. برای بررسی متغییرهای دانش و آگاهی با ضریب عاملی 98/0 بالاترین تاثیر و تبلیغات با ضریب عاملی 23/0 کمترین تاثیر بر کارافرینی زنان روستایی در بومگری و گردشگری دارند. صنعت گردشگری فرصت های تجاری و کارآفرینی متنوعی را برای درآمدزایی برای زنان روستایی ارائه می دهد. زنان روستایی می‌توانند فرصت های متعددی را از طریق آموزش در تهیه غذا، ساخت صنایع دستی، مدیریت مهمان نوازی برای مهمانان به دست آورند. غذاهای روستایی که رو به افزایش است، فرصت های کارآفرینی عظیمی را برای زنان روستایی فراهم می کند.با توجه به هنجارهای جنسیتی وموانع اجتماعی زنان، زنان باید آگاهی و دانش خود را حین فعالیت‌های کارآفرینانه افزایش دهند تا مدیریت فعالیت‌های خود را به نحو بهتری انجام دهند.

تحلیل عوامل بازدارنده انتقال مدیریت شبکه‏ی آبیاری به بهره‏برداران: مورد مطالعه دهستان میان‏دربند، شهرستان کرمانشاه

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 119-132

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9688

روناک عربی، علی اصغر میرکزاده، کیومرث زرافشانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف کلی تحلیل عوامل بازدارنده انتقال مدیریت شبکه‏ی آبیاری به بهره‏برداران انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام بهره‏برداران شبکه آبیاری ناحیه عمرانی D2 میان‏دربند شهرستان کرمانشاه بودند (N=417). با استفاده از فرمول کوکران تعداد 126 نفر از آن‏ها به روش نمونه‏گیری طبقه‏ای تصادفی با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش برای جمع‏آوری داده‏ها پرسشنامه‏ای بوده که روایی آن بر پایه نظر جمعی از کارشناسان سازمان آب منطقه‏ای کرمانشاه و اعضای هیأت علمی گروه ترویج و توسعه روستایی دانشگاه رازی تأیید شد و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید (α=0/85). تجزیه و تحلیل داده‏ها با استفاده از نرم‏افزار SPSSwin20انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی عوامل بازدارنده انتقال مدیریت شبکه‏ی آبیاری به بهره‏بردران را در 9 عامل، فردی، مدیریتی، اجتماعی، حمایتی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی- ترویجی، زراعی و فنی طبقه‏بندی کرد. نتایج این مطالعه دستاوردهای مناسبی را برای نهادهای درگیر در کار شبکه‏های آبیاری و برای انتقال مدیریت شبکه‏های آبیاری به بهره‏برداران دارد.

شناسایی راهبردهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی با استفاده از مدل SWOT (مطالعه موردی: دهستان بدر، شهرستان روانسر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9689

داود جمینی، احمد تقدیسی، علیرضا جمشیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، که به لحاظ ماهیت و روش به ترتیب از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی بوده، ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر است. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و جهت دستیابی به اهداف پژوهش، محققان از نظرات 23 کارشناس مرتبط با امور روستایی شهرستان روانسر بهره گرفته‌اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به ترتیب از نرم‌افزار Excel و مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه مورد مطالعه دارای 23 نقطه قوت (با امتیاز نهایی 800/1) و 25 فرصت (با امتیاز نهایی 933/1) جهت توسعه اشتغال بوده است. در حالی‌که روستاهای دهستان بدر با 35 نقطه ضعف (با امتیاز نهایی 946/1) و 16 تهدید (با امتیاز نهایی 993/1) برای توسعه اشتغال مواجه می‌باشند. در مجموع نتایج، با توجه فزونی نقاط ضعف و تهدیدات بر نقاط قوت و فرصت‌ها در محدوده مورد مطالعه، نشان داد استراتژی تدافعی (WT)، در اولویت استراتژی‌های توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر می‌باشد. بنابراین در ارائه راهکارهای توسعه اشتغال در نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه تضعیف نقاط ضعف درونی (مانند کمبود سرمایه اولیه در دسترس روستاییان با وزن نهایی 136/0، وجود دلالان و واسطه‌ها با وزن نهایی 105/0) و تهدیدهای بیرونی (مانند سرمایه محدود در دست روستاییان با وزن نهایی 272/0 و بالا رفتن هزینه‌های تولید با وزن نهایی 262/0) با وزن نهایی بیشتر، امری ضروری می‌باشد. در نهایت با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهای کاربردی و موثری، که در ارائه آن‌ها تکیه اصلی بر محدود کردن نقاط ضعف و تهدیدات شناسایی شده می‌باشند، در جهت توسعه اشتغال در روستاهای دهستان بدر ارائه گردید.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی توانایی و نقش تشکل های محلی در ترویج و انتقال یافته های تحقیقاتی پسته در استان کرمان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 221-234

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.226077.1845

محمد عبدالهی عزت آبادی

چکیده در برنامه‌ریزی توسعه پایدار، رویکرد مبتنی بر نظام محلی ضروری بوده و نقش مشارکتی جامعه محلی برای تسهیل روند تصمیم‌گیری غیر متمرکز، اساسی است. در این پژوهش، نقش پنج تشکل محلی شامل شورای اسلامی روستا، بسیج، تعاونی تولید کشاورزی، هیات امنای مسجد و تشکل مدیریت چاه کشاورزی، در ترویج و انتقال یافته‌های تحقیقاتی در مناطق پسته‌کاری استان کرمان مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 روستای منطقه دارای هر پنج تشکل بوده و لذا کل جمعیت مدیران آن‌ها (120 نفر) و همچنین کل جمعیت کشاورزان شرکت کننده در جلسات این تشکل‌ها (1099 نفر) مورد بررسی قرار گرفت. به عبارت دیگر، نمونه‌گیری در این مطالعه انجام نشد. داده‌های مورد استفاده، از طریق دو نوع پرسشنامه تشکل و کشاورز تهیه گردید. برای مقایسه انواع شاخص‌ها بین تشکل‌های مختلف، از روش‌های رگرسیون و مقایسه میانگین استفاده شد. نتایج نشان داد، 74 درصد از کشاورزان، علاوه بر سایر منابع، از تجربه کشاورزان دیگر نیز استفاده می‌کنند. شرکت در کلاس‌های آموزشی، مطالعه نشریات ترویجی و فنی و مراجعه مستقیم به کارشناسان، توانسته‌اند تاثیر مثبت معنی‌دار بر عملکرد محصول پسته داشته باشند. نتایج همچنین نشان داد که بیش از 90 درصد از کشاورزان مورد مطالعه، استفاده از تشکل‌های مردم نهاد را جهت ترویج و انتقال یافته‌های تحقیقات کشاورزی مفید ارزیابی نموده‌اند. از نظر معیار استقبال کشاورزان از جلسات تشکل‌ها و تعداد افراد حاضر شده در این جلسات، شورای اسلامی روستا و تشکل مدیریت چاه کشاورزی از برتری بالاتری برخوردار می‌باشند. با این وجود، هیچ کدام از پنج تشکل مورد بررسی، قادر نیستند به تنهایی واسط بین دولت و کشاورزان جهت ترویج و انتقال یافته‌های تحقیقات کشاورزی باشند لذا نیاز است تا ترکیبی رسمی یا غیر رسمی از این پنج تشکل تشکیل شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر قرارداد بیمه بر تولید واحدهای پرورش مرغ گوشتی در مناطق روستایی استان فارس

دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 689-707

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.495693.2210

حمید محمدی، داود سیفی قره یتاق، وحید دهباشی، محمد مهدی پور

چکیده صنعت پرورش مرغ گوشتی رابطه تنگاتنگ با توسعه مناطق روستای دارد. در این میان در قراردادهای بیمه اهدافی ازجمله ارتقای رفاه و افزایش تولید واحدهای بهره‌برداری را در رأس سیاست‌های بیمه‌ای قراردارند ولی درک ناصحیح بیمه‌گذاران از رسالت بیمه، منجر به نارکارایی بیمه در تحقق این اهداف مهم شده است. در این مطالعه، به ارزیابی کارایی بیمه در جهت تأثیر برافزایش رفاه بهره‌برداری‌های پرورش طیور گوشتی از طریق افزایش تولید آن‌ها در مناطق روستایی استان فارس پرداخته شد. مناطق روستایی شهرستان شیراز در استان فارس به‌عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شد. سپس با انتخاب 56 نمونه از واحدهای بهره‌برداری بیمه‌شده و 41 بیمه نشده بر اساس روش نمونه‌‌گیری سیستماتیک طبقه‌بندی‌شده، داده موردنیاز در سال 1402 جمع‌آوری شد. به‌منظور بررسی تأثیر بیمه به تجزیه‌وتحلیل تابع تولید واحدهای پروش طیور گوشتی بیمه‌شده و بیمه نشده، از طریق آزمون رمزی جهت تعیین تغییرات ساختاری مدل‌ها، پرداخته شد. نتایج نشان داد که بیمه موجب انتقال تابع تولید نشده، ولی شیب تابع تولید را کم کرده است. در این شرایط، هرچند که واحدهای پرورش طیور بیمه‌شده، هزینه‌های بیش‌تری را برای جوجه‌ریزی و خوراک می‌پردازند، ولی هزینه‌های بهداشتی و درمانی به میزان 23 درصد کاهش می یابد. همچنین مقدار R2 در تابع تولید نامقید مساوی 893/0 می‌باشد که نشان می‌دهد 89 درصد تغییرات متغییر وابسته به وسیله متغیرهای مستقل موجود در مدل توجیه می­گردد. این نتیجه را می‌توان به حضور پدید مخاطرات اخلاقی در بیمه طیور ربط داد؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود که شرط‌گذاری در قراردادهای بیمه شامل تعهد به رعایت حداقل استانداردهای بهداشتی و ارائه تخفیف حق بیمه به واحدهای با سوابق بهداشتی مطلوب و حمایت دولت از مجرای تسهیلات کم بهره مدنظر قرار گیرد. همچنین، نظارت فعال و تفکیک خسارت‌ها به‌منظور شفاف‌سازی مسئولیت‌ها و سهم پرداختی بیمه به‌عنوان دیگر الزامات این فرآیند لحاظ شود

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل پیشران های غیر اقلیمی بازطراحی الگوی کشت در نواحی روستایی:

دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 709-732

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.429022.2147

سهیلا شربتی، رضا خسروبیگی بزچلویی، علیرضا حمیدیان

چکیده پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه‌تجربی در خصوص اهمیت غیر اقلیمی پیشران های جایگزینی کشت پسته در نواحی روستایی سبزوار است؛ درجایی که سوابق مطالعاتی غنی در سازگاری با تغییرات اقلیمی ‌و خشکسالی و کم‌آبی در بخش کشاورزی در این ارتباط در دسترس است؛ جامعه آماری شامل کلیه بهره‌برداران پسته فهرست‌شده توسط اداره جهاد کشاورزی شهرستان سبزوار در سال 1401 به تعداد 1900 خانوار بهره‌بردار در تمامی ‌‌روستاهای بهره‌بردار پسته (به‌تفکیک روستاهای: پروند، ملوند، برآباد، تسبند، روداب، برزو، حارث‌آباد، فسنقر، دولت‌آباد،‌ هاشم‌آباد و رباط سرپوش) بود که 338 بهره‌بردار پس از شناسایی پرسشنامه‌های مخدوش؛ به روش نمونه‌گیری تصادفی نسبی و ساده با فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار سنجش، پرسشنامه بود که روایی ظاهری آن توسط تنی چند از اساتید و کارشناسان صاحب‌نظر در این زمینه تایید شد. پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ 79/0 بدست آمد. داده‌های بدست آمده از حالات پنجگانه مقیاس لیکرت بوسیله آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی برای سنجش تصمیمات سازگاری کشاورزان و میزان تاثیرگذاری هر یک از عوامل در جایگزینی باغات پسته مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرارگرفت؛ در نتیجه فرضیه‌های تحقیق تبیین گردید. در این مطالعه کلیه تحلیل‌های آماری به کمک نرم‌افزار SPSS v.25 انجام شد. نتایج نشان داد، تمامی ‌‌شاخصه‌های معرف عوامل اقلیمی ‌و غیراقلیمی ‌بطور مستقیم بر تغییر الگوی کشت و گسترش باغات پسته تاثیرگذار بوده اند. این در حالی است که متغیرهای بهبود زیرساخت‌ها و سیستم آبیاری با ضریب همبستگی 670/، بالا رفتن سطح مکانیزه استفاده از ادوات و ماشین‌آلات نوین با ضریب همبستگی 663/0، آموزش و مشاوره مسوولان دولتی و شرکت‌ها و بازاریان با ضریب همبستگی 572/0، مجاورت با مناطق پسته خیز و تقلید از آنها با ضریب همبستگی 553/0 و دستیابی به یک محصول جدید با ضریب همبستگی 387/0 در مقایسه با سایر عوامل بیشترین تاثیر بر شکل‌گیری این پدیده داشته‌اند؛ بدین شرح که شاید در مشاهدات اولیه و در اذهان عمومی ‌‌و اداری تغییرات اقلیمی ‌و خشکسالی به عنوان عامل اصلی جایگزینی کشت پسته و پسته‌کاری در نظر گرفته شود، اما درآمدزایی و سودآوری همچنان مساله اصلی کشاورزان می‌‌باشد. لذا، سیاستگذاران می بایست مداخلات موثرتری را مبتنی بر مشوق های بازاری و فناورانه شامل ساماندهی بازار و نهادینه کردن