نوع مقاله: مقاله پژوهشی
توسعه روستایی

رابطه سنجی تحولات کالبدی و جمعیتی سکونتگاه‎های روستایی حاشیه شهر کلاله

دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 73-93

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.339524.2016

یوسف درویشی، مهدی صادقیها، حسن وحدانی چرزه خون

چکیده نظام کالبدی – فضایی، به‌عنوان یکی از زیر نظام‌های فضاهای روستایی تحت تأثیر مجموعه‎ای از عوامل درونی و محیط بیرونی خود در حال تغییر و تحول است. در بین مجموعه عوامل محیط بیرونی، شهرها و نوع تعاملات فضایی‎شان با نقاط روستایی یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر تحول روستا و به ‌ویژه نظام کالبدی – فضایی است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی تغییرات کالبدی- فضایی در روستاهای حاشیه شهر کلاله است. روش پژوهش، از نوع توصیفی و تحلیلی است. در مطالعه حاضر، بر اساس اهداف تحقیق، بررسی تغییرات کاربری اراضی در محدوده‌‌ی مورد مطالعه با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست (4،5 و 8) برای سال‌های 2000و 2020 انجام شده است. تصاویر رنگی کاذب سنجنده OLI مورد استفاده به باند پانکروماتیک با 20 نقطه کنترل زمینی و با رعایت RMSe مناسب (28/0) زمین مرجع شد. سپس تصاویر سنجنده‌های MSS و TM به روش تصویر به تصویر با RMSe کمتر از 5/0 زمین مرجع شدند. در پژوهش حاضر جهت پایش تغییرات پوشش زمین از طبقه‌بندی نظارت شده و الگوریتم حداکثر شباهت استفاده شد. نتایج حاصل از روش آشکارسازی تغییرات کاربری و بررسی رشد روستاهای حاشیه شهر کلاله در طی این سال‌ها نشان می‎دهد گسترش فیزیکی این روستاها، به‌ویژه در پیرامون شهر کلاله، برحسب نیاز جمعیت رو به رشد آن بوده و در نتیجه، روند تبدیل زمین‎های کشاورزی و روستایی حاشیه شهر با روند صعودی همراه بوده است. سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری نسبی بر ناحیه دارای ارتباط دوسویه با نقاط روستایی پیرامون خود است. به‌عبارت ‌دیگر شهر کلاله با ارائه خدمات و تسهیلات معیشتی- رفاهی روستاهای حوزه نفوذ خود و نیز خرید محصولات تولیدی روستاییان ضمن فراهم نمودن شرایط رشد و پویایی روستاها موجبات ایجاد تغییرات کالبدی- فضایی در آن‌ها را فراهم آورده است. در همین راستا احیاء و ایجاد نظام سلسله ‎مراتب سکونتگاهی با هدف برقراری روابطی متعادل و منطقی بین شهر و روستاها، از طریق افزایش نقش‎پذیری کانون‎های مرکزی روستایی پیشنهاد می‌گردد.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر سازگاری ادراک شده‌ کاربرد کودهای زیستی توسط کشاورزان در شهرستان زنجان

دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 76-90

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.63452.1590

حسام الدین غلامی، رسول لوایی آدریانی، مهدی تفویضی

چکیده اهمیت کودهای زیستی به دلیل پیامدهای منفی کودهای شیمیایی بیش از پیش افزایش یافته است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر سازگاری ادراک­شده کودهای زیستی توسط کشاورزان در شهرستان زنجان به انجام رسید. در این راستا، به­منظور بررسی اثر دو دسته عوامل فردی (دانش و نگرش کشاورزان در خصوص کودهای زیستی) و عوامل محیطی (دسترسی اقتصادی، دسترسی فیزیکی به کودهای زیستی و ساختارهای سیاستی-حمایتی)، از میان 313 کشاورز فعال در شهرستان زنجان، تعداد 135 نفر به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. به­منظور تحلیل هم­سانی نتایج تحقیق از دو تکنیک تحلیل تشخیصی و تحلیل رگرسیون لجستیک دو وجهی استفاده شد. نتایج حاصل از این دو تکنیک نشان داد که بهبود ساختارهای سیاستی-حمایتی سازگاری ادراک­شده کشاورزان را افزایش و فراهم­سازی تسهیلات اقتصادی آن را کاهش می­دهد. هم­چنین نتایج نشان داد که دانش و نگرش کشاورزان نسبت به کودهای زیستی اثر معنی­داری بر سازگاری ادراک­شده ندارد.

توسعه روستایی

تحلیل مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران

دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 78-95

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.344754.2027

مهناز محمدزاده نصیرآبادی، محبوبه حسنی، طاهره شرقی

چکیده امروزه مسئله سلامت و کیفیت مواد غذایی یکی از چالش های فراروی جوامع است و کشاورزی ارگانیک به عنوان گزینه جایگزین کشاورزی رایج، به سرعت در حال رشد و گسترش می باشد و در آینده ای نه چندان دور مهم ترین و اصلی ترین مشخصه حضور محصولات کشاورزی در بازارهای جهانی، عرضه محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی و ارگانیک خواهد بود. این پژوهش با هدف تحلیل مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران انجام شده است. از نظر ماهیت از نوع پژوهش های کمی، از لحاظ میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و از نظر هدف جزء تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری کلیه کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران بوده اند که حداقل طی یک سال قبل از انجام پژوهش اشتغال به کار داشته اند(سال 1399) و تعداد آن ها 200 نفر بوده است. برای برآورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده (127 نفر) که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گرد آوری داده ها، پرسشنامه بوده است که برای محاسبه قابلیت اعتماد پرسشنامه‌ها، از روش آلفای کرونباخ و با استفاده از نرم افزار آماری Spss استفاده شده است. ( 94/0 =α). در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ، در ﺑﺨﺶ تحلیل توصیفی از روشﻫﺎی آﻣﺎری ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻮزﯾﻊ ﻓﺮاواﻧﯽ، ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ، اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﯿﺎر، ﻧﻤﺎ، ﻣﯿﺎﻧﻪ و غیره و در ﺑﺨﺶتحلیل استنباطی از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. نتایج نشان که مولفه های مختلفی در روند توسعه کشاورزی ارگانیک تاثیر دارند که طی تحلیل عاملی درپنج دسته مولفه های اقتصادی-حمایتی(653/9)، آموزشی-دانشی(799/7 )، فنی-ترویجی(766/7 )، نهادی-قانونی(152/7 ) و تحقیقاتی-تبلیغاتی(258/4) خلاصه شدند؛که مجموعا 048/61 درصد واریانس مولفه های توسعه کشاورزی ارگانیک را تبیین کردند. لذا توسعه کشاورزی ارگانیک نیازمند عواملی می باشد که ترکیب مناسبی از هر کدام در زمان و مکان مناسب ضرورت دارد.

ترویج و آموزش کشاورزی

منابع اطلاعاتی تأثیرگذار بر تصمیم پذیرش نوآوری آزمایش خاک توسط انگورکاران شهرستان خرمدره

دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13412

سیده شیرین گلباز، اسماعیل کرمی دهکردی، غلامرضا مجردی

چکیده اجرای آزمایش خاک در باغ‌های انگور به‌منظور تغذیه‌ی صحیح و پایدار باغ‌ها یکی از اقدامات مهمی است که در یک دهه‌ی اخیر به‌عنوان یک نوآوری به انگورکاران کشور معرفی شده‌است. پذیرش و اجرای آن ممکن است به‌واسطه دریافت اطلاعات از منابع مختلف باشد، از این رو هدف این پژوهش بررسی منابع اطلاعاتی تأثیرگذار بر پذیرش نوآوری آزمایش خاک در بین انگورکاران است. با استفاده از یک روش‌شناسی مبتنی بر پیمایش، نمونه‌ای تصادفی متشکل از 260 نفر از 3942 انگورکار شهرستان خرمدره با بکارگیری یک روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای انتخاب گردیدند و داده‌ها با استفاده از روش مصاحبه ساختارمند با کمک پرسشنامه جمع‌آوری شدند. روایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه با کمک متخصصین دانشگاهی و جهاد کشاورزی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی سازه‌های مهم آن نیز از طریق انجام مطالعه اولیه و بکارگیری آزمون کرونباخ آلفا (71/0 تا 84/0) تأیید شد. نتایج نشان‌داد که، کمتر از نیمی از انگورکاران آزمایش خاک را در باغ‌های خود اجرا کرده‌اند. تحلیل رگرسیون نشان‌داد متغیرهایی همچون تماس با باغ‌داران نمونه، دریافت پوستر، شنیدن برنامه‌های رادیویی و تحصیلات باغدار تأثیر مثبت و معنی‌داری بر تصمیم پذیرش نوآوری آزمایش خاک دارد. بنابراین هم رسانه‌های میان فردی و هم رسانه‌های انبوهی تأثیر مثبتی بر پذیرش این نوآوری دارند.

توسعه روستایی

تفاوت های فضایی کیفیت توسعه در مناطق روستایی استان لرستان

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 109-131

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.426093.2146

مهرشاد طولابی نژاد، منیره غفران، مانیا طولابی نژاد، آسیه سپهوند

چکیده بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای کیفیت توسعه در مناطق روستایی پیش‌نیاز مهمی برای تدوین برنامه‌ها و سیاست‌های خاص احیاء و بازآفرینی روستایی است. وضعیت واقعی توسعه روستایی نیز از طریق شاخص‌های توسعه قابل ارزیابی است. از این رو، پژوهش حاضر تلاش می‌کند تا کیفیت توسعه روستایی در سطح منطقه و نابرابری‌های فضایی آن در استان لرستان را مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. رویکرد پژوهش نیز اثباتگرایانه و پوزیتیویسم است. اطلاعات و داده‌های این پژوهش به دو صورت اطلاعات و داده‌های واقع‌گرایانه (آمار و اطلاعات ثانویه) و داده‌های استخراج شده از نظر کارشناسان (اطلاعات ذهنی) گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش در بخش ذهنی، شامل کارشناسان در رشته‌های مختلف بوده که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند 50 نمونه برای تکمیل پرسش‌نامه انتخاب شد. با ترکیبی از روش تحلیل سلسله مراتبی و مدل خود همبستگی فضایی عناصر و شاخص‌های کیفیت توسعه روستایی و الگوی فضایی آن در استان لرستان در سال 1402 انجام شد. نتایج نشان داد که عناصر کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان شامل چهار بعد توسعه اجتماعی با وزن (161/0)، زیست پذیری محیطی (159/0)، احیاء و توسعه صنعتی (129/0) و ثروت/ اقتصاد روستایی با وزن (125/0) هستند. الگوی فضایی کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان نشان داد که در هر یک از ابعاد کیفیت توسعه روستایی تفاوت‌های فضایی آشکاری وجود دارد. کیفیت توسعه مناطق روستایی در استان لرستان از یک الگوی شمال به جنوب (در مرکز)، شرق، غرب و مرکز «بالاترین-بالا-کم-پایین‌ترین» تشکیل شده است. الگوی فضایی شناسایی شده برای تعیین مسیرهای توسعه متمایز و بالا بردن کیفیت توسعه روستایی قابل استفاده است. بهبود ساختار معیشتی ساکنان، بهینه سازی ساختار صنعتی و گردش کار، افزایش فرصت‌های شغلی روستایی و بهبود کیفیت اشتغال، ایجاد امکانات آموزشی به منظور ارتقای دانش منابع انسانی و تقویت ثروت و اقتصاد روستاها پیشنهادات کلی در جهت افزایش کیفیت توسعه روستایی در استان لرستان می‌باشد.

توسعه روستایی

نقش سیستم های خاکورزی حفاظتی در توسعه پایدار کشاورزی و روستایی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 181-188

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.187385.1799

علی بهرامی

چکیده مصرف بی‌رویه سموم و کودهای شیمیایی در کشاورزی بر روی محیط‌زیست و به‌و‌یژه سلامت انسان‌ها اثر گذاشته و آلودگی منابع آب، خاک و غذا را به دنبال دارد. این مسئله موجب شده است تا صاحب‌نظران توسعه پایدار، مصرف انرژی در کشاورزی را به‌عنوان یکی از
چالش‌های مهم تهدید کننده محیط‌زیست مورد توجه قرار دهند. مصرف انرژی در تولید محصولات زراعی و باغی رابطه مستقیمی با
سیستم‌های خاکورزی کشاورزی دارد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی نقش سیستم‌های کشاورزی حفاظتی در توسعه پایدار کشاورزی بود که؛ سیستم کشاورزی حفاظتی کم‌خاکورزی در خصوص تولید گندم آبی در استان همدان بررسی شد. 370 نفر از کشاورزان عضو تعاونی‌های تولید کشاورزی به طور تصادفی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه و مشاهدات میدانی، طی یک سال زراعی جمع آوری و با استفاده از نرم افزارExcel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که مجموع انرژی‌های ورودی در فرایند تولید گندم در سیستم کم‌خاکورزی حفاظتی حدود(GJ/h32) و انرژی‌های خروجی(MJ/h114860) بود. انرژی سوخت با 45% عمدتا گازوئیل با 42% و بعد از آن انرژی ناشی از مصرف کودهای شیمیایی با 33% عمدتا کود نیتروژن با30%، بیشترین سهم از انرژهای ورودی را به خود اختصاص دادند. نتایج به دست آمده نشان داد که سیستم کشاورزی حفاظتی کم‌خاکورزی گام مهمی در جهت استفاده بهینه از مصرف انرژی در تولید محصولات کشاورزی است.
بر اساس نتایج، در صورت به کار‌گیری صحیح و دقیق سیستم کم‌خاکورزی حفاظتی، می توان گام مهمی در جهت دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی و روستایی برداشت. بعلاوه، گسترش سیستم‌های کشاورزی حفاظتی در کنار بهره‌گیری از سناریوهایی همچون؛ اهرم‌های مالیاتی و نظارتی، می‌تواند موجب بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان و کاهش اثرات زیست‌محیطی در کشاورزی شده و در نتیجه اهداف کشاورزی پایدار محقق شود.

اقتصاد کشاورزی

الگوی مصرف انرژی و بررسی کارایی آن در باغات انار مطالعه موردی: روستای دوغ‌آباد، شهرستان مه‌ولات

دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 185-198

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.244078.1868

فاطمه رستگاری پور، تینا مرتضوی نیا

چکیده در این پژوهش میزان مصرف انرژی و کارایی آن برای تولید انار در مناطقی از شهرستان مه‌ولات استان خراسان‌رضوی با رویکرد تحلیل پوششی داده‌ها بررسی گردید. اطلاعات موردنیاز مطالعه از طریق تکمیل 80 پرسش‌نامه بین کشاورزان باغات انار در سال 2017 تکمیل گردید. با توجه به داده-های گرد‌آوری شده از مطالعه میدانی در خصوص نحوه انجام عملیات زراعی در مورد این محصول، مقادیر انرژی‌های نهاده و ستاده محاسبه و کارایی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که انرژی دو نهاده‌ی سوخت و کود ازته به ترتیب با 15/44 و 64/29 درصد، پرمصرف‌ترین نهاده‌های انرژی در تولید بودند. متوسط تولید محصول انار در روستای دوغ‌آباد 75/7043 کیلوگرم بر هکتار و کل انرژی مصرفی در باغ‌های انار آن 13383 مگاژول بر هکتار محاسبه شد. نتایج نشان داد که با کاهش مصرف کود شیمیایی و افزایش استفاده از ماشین آلات در باغات انار میزان میانگین کارایی افزایش می‌یابد. لذا پیشنهاد می‌شود که از کودهای شیمیایی در باغات انار کمتر استفاده شود. همچنین افزایش کاربرد ماشین‌های کشاورزی جهت صرفه‌جویی در وقت و افزایش کارایی پیشنهاد می‌گردد.

توسعه روستایی

شناسایی اثرات کاشت زیتون بر توسعه پایدار روستایی: مورد مطالعه شهر ریجاب

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 191-203

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.337286.2010

سارا رنجبر، حسین مهدی زاده، نعمت اله شیری

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی اثرات کاشت زیتون بر توسعه پایدار روستایی در بخش ریجاب (شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه) بود. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت (پارادایم)، آمیخته از نوع متوالی اکتشافی (کیفی- کمی)؛ به لحاظ هدف کاربردی و در گردآوری و تحلیل داده‌ها، توصیفی- تحلیلی بود. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل کشاورزان نمونه و پیشرو، کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و متخصصان موضوع در بخش ریجاب بودند که تعداد 15 نفر از آنها به صورت هدفمند برای مطالعه انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی شامل تمام زیتون کاران نواحی روستایی (هفت روستا) بخش ریجاب در سال 1400 به تعداد 370 نفر بود که تعداد 209 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با انتساب متناسب (براساس حجم زیتون کاران هر روستا) برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به صورت انفرادی و همچنین بحث گروهی و در بخش کمی پرسشنامه بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای جهت‌دار و در بخش کمی از آمار توصیفی برای شناسایی و اولویت‌بندی اثرات و پیامدهای کاشت زیتون در بخش ریجاب استفاده شد. براساس نتایج بخش کیفی اثرات کشت زیتون بر توسعه پایدار روستایی در بخش ریجاب در سه مقوله اصلی اثرات اجتماعی (25 مقوله فرعی)، اثرات اقتصادی (21 مقوله فرعی) و اثرات محیط‌زیستی (14 مقوله فرعی( شناسایی گردد. براساس نتایج بخش کمی مواردی نظیر افزایش تمایل به ماندگاری در بخش کشاورزی، افزایش رفاه اجتماعی در بین خانوارهای کشاورزان و ارتقای ارزش و جایگاه کسب و کارهای کشاورزی مهم‌ترین اثرات اجتماعی؛ دستیابی به درآمد پایدار و دائمی، رونق اشتغال فصلی برای افراد بومی و بهبود ارزش زمین‌های کشاورزی منطقه مهم‌ترین اثرات اقتصادی؛ جلوگیری از فرسایش آبی و بادی زمین‌های کشاورزی، بهبود وضعیت شوری خاک و بهبود وضعیت آب و هوایی منطقه مهم‌ترین اثرات محیط‌زیستی کشت زیتون در بخش ریجاب بودند. برمبنای نتایج پژوهش تقویت برنامه‌های آموزشی- ترویجی، پرداخت تسهیلات کم‌بهره، شناسایی و معرفی الگوهای موفق در زمینه کشت زیتون و ایجاد و تقویت خوشه‌ کسب و کارهای زیتون‌کاران به منظور توسعه کشت زیتون پیشنهاد می‌شود.

توسعه روستایی

کمی‌سازی الگوی مصرف انرژی و میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در کشت چغندرقند (مطالعه موردی: مزارع روستای حسین آباد شهرستان شیروان)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 201-212

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.280684.1930

مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، محمد حسین صالحی

چکیده این تحقیق به بررسی الگوهای مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای در مزارع چغندرقند روستای حسین آباد شهرستان شیروان، طی سال زراعی 97-96 می‌پردازد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه چهره به چهره گردآوری شد. مزارع به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ورودی‌های مربوط به محاسبه مصرف انرژی، شامل نیروی انسانی، ماشین آلات، دیزل، کودهای شیمیایی، کود دامی، سموم شیمیایی، برق و آب بود و خروجی‌ها نیز کل عملکرد گیاه را شامل می‌شد. نتایج نشان داد، کل انرژی ورودی و خروجی مزارع چغندرقند به‌ترتیب 52/66879 و 50/1310572 مگاژول در هکتار است. از کل انرژی مصرفی در تولید چغندرقند 39/38 درصد مربوط به مصرف کود‌های شیمیایی، 95/25 درصد مربوط به دیزل و 69/12 درصد مربوط به الکتریسیته می‌باشد. راندمان مصرف انرژی 59/19 و میزان بهره‌وری انرژی 72/0 کیلوگرم مگاژول در هکتار ثبت گردید. مواد شیمیایی، سوخت و الکتریسیته بیشترین نقش را در بین ورودی‌های انرژی در مزارع چغندر داشتند. میزان انتشار گاز‌هایCO2 ، N2O و CH4 به‌ترتیب 26/2463، 02/21 و 26/3 کیلوگرم در هکتار بود و میزان پتانسیل گرمایش جهانی این گاز‌ها برابر CO2eq ha-1 85/9048 محاسبه گردید که از این مقدار 76/0 درصد آن مربوط بهCH4 ، 22/27 درصد آن مربوط به CO2 و 02/72 درصد آن مربوط به N2O گزارش شد.

ترویج و آموزش کشاورزی

خوشه‌بندی انگور‌کاران استان زنجان براساس رفتار اطلاع‌یابی آنان

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 213-230

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.54447.1544

پریسا نجفلو، عنایت عباسی، همایون فرهادیان

چکیده تحقیق توصیفی– همبستگی حاضر با هدف تحلیل رفتار اطلاع‌یابی انگورکاران استان زنجان و با استفاده از راهبرد پیمایش انجام شد. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر انگورکاران استان زنجان در تمام شهرستان‌ها در سال زراعی 1392 بود .(N=32871) حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ، 379 نفر برآورد گردید (n=379). نمونه‌های تحقیق با استفاده از روش نمونه­گیری با انتساب متناسب تعداد افراد هر شهرستان به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع­آوری داده‌ها، پرسشنامه محقق­ساخته‌ بود که روایی محتوایی و ظاهری آن با استفاده از نظرات پانلی از متخصصان کشاورزی بررسی، بازبینی و اصلاح شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه مقدار آلفای کرونباخ در مرحله پیش­آزمون، برای بخش‌های مختلف پرسشنامه، بین 73/0 تا 86/0محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS  تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که نزدیک به 80 درصد انگورکاران رفتار اطلاع‌یابی ضعیف تا متوسط داشتند. در مقایسه شهرستان‌های مختلف، به جز شهرستان خرمدره که دارای بیشترین درصد انگور‌کار در خوشه رفتار اطلاع‌یابی متوسط می­باشد، بقیه شهرستان‌ها  دارای بیش­ترین درصد انگورکار در خوشه رفتار اطلاع‌یابی ضعیف بودند. علی‌رغم این‌که انگورکاران در خوشه‌های سه‌گانه (رفتار اطلاع­یابی ضعیف، متوسط و بالا) به کارشناسان مرکز خدمات کشاورزی دسترسی دارند، ولی این منبع اطلاعاتی جزو منابع پرکاربرد آنان نمی­باشد. در مقابل، اعضای خانواده و سایر کشاورزان نقش مهم‌تری در رفع نیازهای اطلاعاتی آنان ایفا می‌کنند. انگورکاران خوشه‌های مختلف از نظر برخی از ویژگی‌های فردی، حرفه‌ای و مدیریتی با هم تفاوت داشتند. 

توسعه روستایی

بررسی جریان انرژی و انتشار گاز‌های گلخانه‌ای مزارع دیم نخود (مطالعه موردی: استان خراسان شمالی)

دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 213-223

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.298154.1968

مهدی بابائیان، ابوالفضل توسلی، مهدی جواهری، مصطفی جعفریان

چکیده از مهم‌ترین روش‌های مقایسه کارایی مصرف انرژی، بهره‌وری تولید و مخاطرات زیست‌محیطی بوم نظام‌های زراعی، بررسی جریان انرژی و میزان تولید گاز‌های گلخانه‌ای است. این تحقیق باهدف بررسی الگوهای مصرف انرژی، انتشار گازهای گلخانه‌ای و پتانسیل گرمایش جهانی تولید نخود دیم در استان خراسان شمالی انجام شد. مزارع به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه چهره به چهره گردآوری گردید. در این مطالعه، نیروی انسانی، ماشین آلات، دیزل، کودهای شیمیایی، سموم شیمیایی و دانه ورودی‌های انرژی را تشکیل می‌داد. خروجی مطالعه نیز عملکرد دانه و عملکرد اندام هوایی (کاه) بود. نتایج نشان داد که متوسط نیروی انسانی مورد استفاده در یک هکتار از مزارع نخود دیم نواحی روستایی منطقه مورد مطالعه 21 نفر، کود نیتروژن 50 و کود‌های فسفر و پتاسیم 70 کیلوگرم بود. همچنین میزان مصرف سوخت دیزل 35 لیتر و میزان استفاده ماشین آلات 8 ساعت در هکتار بدست آمد. ارزیابی میزان مصرف انرژی نشان داد که در بین نهاده‌های ورودی کود نیتروژن با 3307 مگاژول در هکتار، 06/40 درصد از کل انرژی‌های ورودی را به خود اختصاص داده است و سوخت دیزل با 85/1970 مگاژول در هکتار، 86/23 درصد از کل انرژی ورودی را مصرف کرد. نیروی انسانی و بذر نیز به ترتیب با 49/0 و 87/1 درصد کمترین سهم را از ورودی‌های انرژی بخود اختصاص دادن. راندمان مصرف انرژی کل (عملکرد دانه و کاه نخود) 91/1 و بهره‌وری انرژی 08/0 کیلوگرم بر مگاژول حاصل شد. مقدار انرژی ویژه نیز 32/12 مگاژول بر کیلوگرم بود. میزان انتشار گاز‌های گلخانه‌ای 20/399 کیلوگرم در هکتار و سهم CO2، N2O و CH4 به ترتیب 60/398، 02/0 و 57/0 کیلوگرم در هکتار بود. پتاسیل گرمایش جهانی تولید در یک هکتار نخود دیم در مزارع نخود منطقه 13/419 کیلوگرم معادل دی‌اکسیدکربن بدست آمد. در پایان از نتایج بدست آمده در تحقیق نتیجه گیری شد که مزارع نخود دیم بدلیل وابستگی به آب باران و عدم مصرف الکتریسیته و همچنین مصرف کم کود‌های شیمیایی از مصرف انرژی پائینی برخوردار هستند. ب

اقتصاد

بررسی وضعیت فقر در خانوارهای روستایی ایران طی پنج برنامه توسعه اقتصادی ایران: 1392-1368

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 215-235

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38653

محمد مولایی، زهره رحیمی راد

چکیده فقر به مثابه یک پدیده نامطلوب اقتصادی-اجتماعی محسوب می‌شود و مهم‌ترین علل آن توزیع ناعادلانه درآمد در بین افراد در جامعه است. یکی از وظایف دولت‌ها آن است که با سیاست‌های مناسب جهت رفع فقر و کاهش نابرابری اقدام نمایند. اولین گام در جهت فقر‌زدایی، سنجش میزان فقر در سطح کشور می‌باشد. در این راستا با استفاده از داده‌های هزینه و درآمد خانوار‌های روستایی که توسط مرکز آمار ایران همه ساله منتشر می‌شود، ابتدا خط فقر را طی سال‌های 1392-1368 که پنج برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به اجرا درآمده است با استفاده از هشت گروه کالایی، به روش سیستم مخارج خطی ( ) و با استفاده از نظریه حداقل عادات نسبی ( ) محاسبه شد. سپس با استفاده از شاخص‌های سنجش فقر، وضعیت فقر در مناطق روستایی موردمطالعه قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که طی سال‌های مورد مطالعه، گرچه خط فقر در خانوارهای روستایی ایران دارای رشد متوسط 3/21 درصد بوده است، لیکن میزان و اندازه فقر در روستاها روند نزولی داشته است و شکاف فقر و شدت آن کاهش یافته است. بنابراین، عملکرد دولت در کاهش فقر نسبی طی پنج برنامه توسعه اقتصادی نسبتاً موفقیت‌آمیز بوده است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی و اولویت‌بندی معیارها و شاخص‌های معیشت پایدار روستایی ایران با استفاده از روش دلفی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 217-232

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.98567.1677

فاطمه اسحاقی میلاسی، بیت الله محمودی

چکیده در دستیابی به معیشت پایدار روستایی شناخت دقیق و کامل عوامل مؤثر بر فرآیند شکل­گیری و توسعه مناطق روستایی ضرورت دارد. در این راستا شناسایی و ارزیابی معیارها و شاخص­های پایداری معیشت روستایی می­تواند راهگشا باشد. در این مطالعه سعی بر آن شد از طریق بررسی منابع کتابخانه­ای و سوابق مطالعاتی موجود معیارها و شاخص­های معیشت پایدار روستایی ایران شناسایی و مورد ارزیابی قرار گیرند تا با اولویت­بندی آن بتوان به بررسی و ارزیابی معیشت در مناطق روستایی پرداخت. برای این منظور عوامل مؤثر بر معیشت پایدار روستایی در قالب گروه معیار، معیار و شاخص­های هر معیار و به صورت پرسشنامه تدوین گردید. سپس پرسشنامه تدوین شده برای متخصصین ارسال گردید و 11 متخصص که دارای تجربه علمی و عملی در حوزه توسعه پایدار روستایی بودند به ارزیابی معیارها و شاخص­ها در فرآیند دلفی پرداختند. در مرحله بعد با استفاده از ضریب اهمیت نرمال شده، غربال معیارها و شاخص­های موردنظر انجام پذیرفت. براساس نتایج به­دست آمده، گروه معیار اقتصادی با دارا بودن بالاترین ضریب اهمیت (338/0) مهم­ترین گروه معیار شناسایی شده است. دو معیار درآمد و هزینه و منابع آبی با ضرایب اهمیت نرمال شده 072/0 و 070/0 نسبت به سایر معیارها دارای اولویت و پس از آن معیار اشتغال و بهداشت و سلامت جامعه در رتبه­های بعدی قرار دارند. در بین شاخص­های معیشت پایدار، شاخص درآمد خانوار با ضریب اهمیت نرمال شده 0084/. در رتبه اول قرار دارد و دو شاخص دارایی­ها و هزینه خانوار با ضریب اهمیت یکسان (0081/0) در رتبه دوم قرار گرفته ­اند.

توسعه روستایی

راهبرد تخصیص بودجه برای توسعه گردشگری روستایی با استفاده از روش برنامه ریزی عدد صحیح صفر و یک (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شهرستان طبس)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 238-255

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.383349.2080

احمدرضا اکبری، مسعود فهرستی، احمد فتاحی اردکانی، اکرم نشاط

چکیده کاهش مخاطرات درآمدی کشاورزان، استفاده از منابع طبیعی و کاهش مهاجرت، رشد و اشتغال در روستاها، ایجاد بازار جدید برای فروش و افزایش سود از محصولات کشاورزی، گسترش اقتصاد منطقه‏ای برخی از مزیت‌های توسعه گردشگری روستایی به شمار می‏روند. این پژوهش به دنبال تعیین راهبردی نوآورانه است که برپایه آن بتوان با منابع مالی مشخص، گزینه‏های سرمایه‏گذاری در راستای توسعه گردشگری روستایی اولویت بندی کرد. برای این منظور ابتدا بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی، معیارهای موثر بر جذب گردشگر در روستاهای هدف گردشگری منطقه طبس (ازمیغان، خرو، حلوان و اصفهک) اولویت‏بندی و سپس با استفاده از ضرایب بدست آمده، مدل سرمایه‏گذاری در قالب روش برنامه ریزی ریاضی عدد صحیح صفر و یک، تدوین و اجرا شد. نتایج نشان می‌دهند، معیار جاذبه‌های طبیعی اولین و موثرترین عامل جذب گردشگر به شمار می‏رود. عوامل محیطی – جغرافیایی، تبلیغات و اطلاع‏رسانی و زیرساخت و تاسیسات به ترتیب در اولویت‌های دوم تا چهارم موثرترین معیارها در جذب گردشگر قرار دارند. نتایج مدل برنامه‌ریزی صفر و یک نشانگر آن است، تقویت زیرساخت گردشگری روستایی و زیرساخت تفریحی برای روستاهای ازمیغان و اصفهک در اولویت سرمایه‏گذاری قرار دارد چراکه در تمام سناریوهای مورد بررسی با میزان منابع مالی متفاوت، این موارد انتخاب شده اند. افزایش مراکز اقامتی، ایجاد مراکز بوم‌گردی و غذاخوری‌های سنتی در روستاهای هدف، برگزاری مسابقات و جشنواره‌هایی نظیر جشنواره شالی، خرما، نارنج یا برگزاری تورهای ویژه شب یلدا، نوروز، آب درمانی، زمین‏شناسی، روستاشناسی، روستاگردی و برگزاری همایش کویرنوردی برخی از راهکارها در تقویت گردشگری روستایی در این منطقه به شمار می‏رود.

توسعه روستایی

تحلیل تمایل به پرداخت و تعیین حق ورودی بازدید از روستای گردشگری هجیج در کرمانشاه

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 281-297

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.482671.2199

حامد قادرزاده، پریسا علیزاده، شیما فرجی

چکیده عدم توجه به ارزش بازاری بسیاری از کارکردها و خدمات زیست محیطی، موجب بی‌توجهی نسبت به حفظ و توسعه آن‌ها شده و زمینه را برای تخریب تدریجی آن‌ها فراهم آورده است. روستای هجیج در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه دارای جاذبه‌های متنوع گردشگری، تفریحی و اماکن متبرک مذهبی است که هرساله پذیرای بسیاری از گردشگران است. با اینحال، هیچ‌گونه حق ورودی برای بازدید از مناطق تفریحی آن درنظر گرفته نشده است. به‌همین دلیل در این مطالعه عوامل موثر بر احتمال تمایل به پرداخت حق ورودی توسط بازدیدکنندگان این منطقه با استفاده از روش دو مرحله‌ای هکمن مورد بررسی قرار گرفته است تا به‌عنوان مبنایی برای تعیین حق ورودی استفاده از خدمات گردشگری روستا مورد استفاده قرار گیرد. داده‌های این مطالعه از طریق تکمیل پرسشنامه به‌روش مصاحبه حضوری با 170 نفر از بازدیدکنندگان روستای هجیج در فروردین سال 1403 جمع‌آوری شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شده و تعداد اعضای نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. نتایج نشان داد که اثر نهایی متغیرهای سن، وابستگی معیشت به منطقه و اهمیت مکان‌های مذهبی بر روی احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان به‌ترتیب 01/0، 38/0 و 13/0 بوده است. همچنین اثر نهایی متغیر اهمیت ثبت جهانی منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 17/0 و اثر نهایی عدم اطمینان نسبت به صرف حق ورودی برای توسعه منطقه بر روی میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان 26/0- بوده است. افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که 67 درصد از پاسخ دهندگان برای بازدید از منطقه تمایل به پرداخت دارند و حداکثر تا 1 میلیون ریال در هر بازدید می‌توانند پرداخت کنند؛ لذا این موضوع می‌تواند مدنظر سیاست‌گذاران قرار گیرد تا از یکسو برای دریافت حق ورودی جهت بازدید از منطقه بستر مناسب را فراهم آورند و از سوی دیگر، از اکوسیستم این منطقه با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم حمایت کنند. همچنین با توجه به اینکه ثبت جهانی منطقه اثر قابل توجهی بر میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان داشته است توصیه می‌شود که مسئولین مربوطه نواقص مربوط به پرونده ثبت جهانی منطقه را برطرف نموده و برای ثبت جهانی آن اقدامات لازم را انجام دهند.

ترویج و آموزش کشاورزی

واکاوی راهبردی جنگلداری اجتماعی با استفاده از روش‌شناسی تحلیلی سوات – آنتروپی: مطالعه موردی روستاهای مارگون در شهرستان بویراحمد

دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 299-318

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.15042

ذکریا محمدی تمری، مصطفی احمدوند

چکیده هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی وضعیت موجود توسعه‌ی جنگلداری اجتماعی در روستاهای حاشیه‌ی جنگل بخش مارگون در شهرستان بویراحمد می‌باشد. برای گردآوری داده‌ها از دو گروه شامل 15 کارشناس منابع طبیعی که به صورت تمام‌شماری و 25 نفر مردم محلی صاحب‌نظر که به‌صورت نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شده بودند، بهره گرفته شد. برای تهیه ابزار پژوهش، نخست به‌صورت مصاحبه‌ی متمرکز از کارشناسان و مصاحبه‌ی اکتشافی از مردم محلی صاحب‌نظر، از پروتکل سوات در قالب سؤالات باز، اقدام شد و با توجه به آن، برای هر دو گروه، به تعداد 35 نفر اقدام به تهیه‌ی پرسش‌نامه‌ی طیف لیکرت به‌صورت ساختارمند و واحد گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از نرم‌افزارهای SPSS20 و Excel2010 بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، که مهم‌ترین‌ نقاط‌ قوت توسعه جنگلداری اجتماعی در منطقه، اجرای طرح‌های مختلف احیاء و توسعه‌ی جنگل نظیر طرح طوبی و دیگری توسعه‌ی فعالیت‌های جنبی نظیر زنبورداری و شیلات بوده و در مقابل، مهم‌ترین نقطه‌ی ضعف کمبود اعتبارات لازم برای اجرای طرح‌های جنگلداری اجتماعی می‌باشند. مهم‌ترین فرصت‌ها نیز ایجاد پایگاه‌های علمی- آموزشی با اهداف احیاء و پرورش درختان جنگلی و دیگری توسعه‌ی اکوتوریسم و گردشگری در منطقه بوده و در مقابل، کمرنگ شدن مدیریت، نظارت و برنامه‌ریزی مستقیم دولت و همچنین، تصرف اراضی جنگلی و زیراشکوب‌ها توسط مردم، مهم‌ترین تهدیدهای توسعه‌‌ی جنگلداری اجتماعی در بخش مارگون می‌باشند. همچنین نتایج نشان داد که وضعیت موجود توسعه‌ی جنگلداری اجتماعی در بخش مارگون در سطح ضعیفی قرار دارد و در میان راهبردهای تهاجمی، تدافعی، بازنگری و تنوعی، ابتدا باید راهبرد تنوعی مورد توجه قرار گیرد.

توسعه روستایی

شناسایی و اولویت‌بندی روستاهای دارای جاذبه‌ی گردشگری در شهرستان لاهیجان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 299-317

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.205888.1822

فاطمه قلی زاده، محمد کاوسی کلاشمی

چکیده توسعه گردشگری روستایی می­تواند فرصت­هایی نظیر رشد اقتصادی، توسعه فرهنگی- اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و حفظ منابع طبیعی، فرهنگی و محیط­زیست را برای جوامع روستایی به ارمغان ­آورد. در این راستا، شناسایی روستاهای مستعد و برنامه­ریزی برای توسعه گردشگری در این مناطق ضروری است. در این پژوهش روستاهای دارای جاذبه گردشگری شهرستان لاهیجان در استان گیلان شناسایی شد و رتبه­بندی این روستاها برمبنای هشت معیار و 30 زیرمعیار و اطلاعات جمع­آوری شده از سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان گیلان در سال 1397 صورت گرفت. به‌منظور تعیین وزن شاخص­های مورد استفاده، نظر 10 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه گردشگری با استفاده از الگوهای رهیافت­های تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل سلسله مراتبی فازی، تجزیه و تحلیل شد. پس از شناسایی 10 روستای شاخص گردشگری در سطح شهرستان لاهیجان، برای اولویت‌بندی این روستاها از روش­های ارزیابی نسبت تجمعی، ارزیابی مجموع حاصل ضرب کلی وزنی و راه­حل سازش ترکیبی استفاده شد. نتایج حاصل از تعیین وزن معیارها نشان داد که معیارهای ویژگی‌های طبیعی روستا و اقتصادی به ترتیب دارای بالاترین و پایین‌ترین اهمیت می­باشند. براساس نتایج حاصل از سه رهیافت اولویت­بندی، روستای شیخانور با جاذبه‌های گردشگری بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی و غار شیخانور، رتبه اول را در میان روستاهای مورد بررسی به خود اختصاص داد. توسعه زیرساخت­ها و زیربناهای گردشگری در روستاهای هدف گردشگری شهرستان لاهیجان براساس اولویت ارائه شده در پژوهش حاضر می­تواند مساعدت بخش گردشگری به اقتصاد شهرستان را بهبود دارد. 

توسعه روستایی

محدودیت‌های زنان تولیدکننده صنایع‌دستی در روستاهای شهرستان ایرانشهر

دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 302-322

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266488.1908

صادق اصغری لفمجانی، مهدی معصومی، نسرین نوروزی

چکیده تولیدات صنایع­دستی می­تواند زمینۀ مناسبی را برای کسب درآمد بیشتر در نواحی روستایی ایجاد نماید. با توجه به اهمیت تولیدات صنایع­دستی در معیشت خانوارهای روستایی شهرستان ایرانشهر، هدف پژوهش حاضر بررسی محدودیت­های پیش­روی زنان روستایی در تولید صنایع‌دستی در روستاهای این شهرستان بود. این تحقیق به روش توصیفی و علی – مقایسه‌ای انجام شده است. برای تحقق اهداف مورد نظر، ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گسترده‌ای از شاخص­ها تعیین گردید. سپس با توجه به شاخص‌های تحقیق، پرسشنامه­های خانوار جهت جمع‌آوری اطلاعات لازم در ارتباط با خانوارهای تولیدکننده صنایع‌دستی تهیه شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل تمامی زنان فعال در تولید صنایع‌دستی ساکن در روستاهای بالای 50 خانوار این شهرستان بود که با توجه به تعداد 9008 خانوار ساکن در این روستاها و استفاده از فرمول کوکران (با سطح خطای 05/0)، تعداد 376 خانوار به عنوان حجم نمونه محاسبه و خانوارهای نمونه به تناسب فراوانی خانوارهای ساکن در روستاهای نمونه با روش نمونه­گیری تصادفی ساده تعیین گردید و پرسشنامه تحقیق با کمک زن یا دختر فعال در تولید صنایع­دستی خانوار نمونه تکمیل شده‌ است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده­ها، از نرم‌افزارهای FAHP، GRA و آزمون آماری در نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. یافته‌های پژوهش مؤید آن است که موانع اقتصادی با میانگین 24/3 مهم­ترین محدودیت‌ پیش­روی تولیدکنندگان صنایع‌دستی در روستاهای شهرستان ایرانشهر می­باشد و شدت محدودیت اقتصادی، اجتماعی و نهادی به ترتیب در 2/74، 8/12 و 8/22 درصد از خانوارهای مورد مطالعه در سطح شدید یا بسیار شدید می‌باشد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک GRA نشان داد که روستاهای مورد مطالعه، از نظر شدت محدودیت‌های پیش­روی زنان در تولید صنایع‌دستی، دارای وضعیت کاملاً متفاوتی می­باشند. با توجه به نتایج تحقیق، تشکیل و تقویت تعاونی و شرکت­های خصوصی با هدف حمایت از تولید و بازاریابی محصولات صنایع­دستی و رفع محدودیت­های پیش­روی زنان در تولید صنایع­دستی پیشنهاد می­گردد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ارزیابی تاب‌آوری سکونتگاه‌های روستایی در برابر سیلاب (مطالعه موردی: روستای زشک مشهد)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 325-345

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350518.2038

مریم بهیارفرد، محمدتقی دستورانی، علی اکبر عنابستانی

چکیده مخاطرات طبیعی همچون سیل از خسارت بار ترین پدیده­ها محسوب می­شوند که نیازمند توجه بیشتری هستند. روستا­های در معرض خطر سیل  همچون زشک باید پایداری بیشتری داشته باشند تا بتوانند خطرات و خسارات احتمالی سیل را به حداقل ممکن برسانند. یکی از مهم­ترین راهبرد­هایی که امروزه برای کاهش خسارات سیل در نظر گرفته می­شود بحث تاب­آوری جوامع می­باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی “پیمایشی” است و جامعه آماری 728 خانوار ساکن روستا زشک می­باشند. حجم نمونه با توجه به تعداد 728 خانوار جمعیت روستا های زشک، با استفاده از فرمول کوکران حدود 102 نفر برآورد شد، و 102 پرسشنامه در قالب طیف 5 گزینه ای لیکرت تهیه شد. در این پرسشنامه تاب­آوری کلی روستا مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel  وSPSS  انجام شده، برای تعیین سطح نرمال بودن داده­ها از آزمون های چولگی و کشیدگی و جهت پاسخ به فرضیه تحقیق از آزمون تی تک نمونه­ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که وضعیت  تاب­آوری روستای زشک با توجه به نظر اکثریت ساکنین منطقه در حد متوسط است و در این بین ابعاد زیرساختی، نهادی و سازمانی، اقتصادی، با میانگین اختلاف دارند و میزان این ابعاد کمتر از حد میانگین است و در وضعیت نامطلوب قرار دارند. میزان بعد تاب­آوری اجتماعی بیشتر از حد میانگین است و دارای وضعیت مطلوبی است.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی مقایسه‌ای کارایی فنّی و بازدهی نسبت به مقیاس واحدهای پرورش مرغ گوشتی(مطالعه موردی: شهرستان های بیرجند و درمیان)

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 339-352

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.291257.1953

محمدرضا بخشی، سیدهمایون فرهنگ فر، پویان مالکی نژاد

چکیده تجزیه و تحلیل کارایی فنی واحدهای مرغداری گوشتی جهت بهره گیری مطلوب و اقتصادی از منابع موجود ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقایسه کارایی فنّی واحدهای پرورش مرغ گوشتی شهرستان های بیرجند و درمیان در سال 1398 انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین و داده‌های مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 201 واحد مرغداری گوشتی فعال در شهرستانهای بیرجند و درمیان با روش نمونه گیری تصادفی جمع‌آوری گردید. روش تحلیل فراگیر داده‌ها(DEA) جهت تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین کارایی فنّی مرغداران شهرستان های بیرجند و درمیان با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس به ترتیب 93 و 88 درصد و با فرض بازده متغیّر نسبت به مقیاس به ترتیب برابر با 95 و 93 درصد بود که از لحاظ آماری تفاوت معنادار می‌باشد(p<0/05). ظرفیت ارتقای تولید و کارایی در مرغداری های شهرستان درمیان بیشتر از شهرستان بیرجند بوده و به ترتیب برابر7/11 و 7 درصد برآورد می‌شود. همچنین میانگین کارایی مقیاس و کارایی فنی واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند بیشتر از شهرستان درمیان می‌باشد که این اختلاف معنادار از یک سو نشانگر مدیریت بهتر استفاده از منابع در واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند و از سوی دیگر نشان دهنده پتانسیل افزایش تولید و کارایی واحدهای مرغداری شهرستان درمیان می‌باشد و لذا می‌توان بدون تغییر تکنولوژی تولید و از طریق ترویج عوامل تکنیکی و مدیریّتی از کارآترین واحد‌های مرغداری به واحدهای با کارایی پایین، شکاف بین واحدهای مرغداری گوشتی شهرستان درمیان با واحدهای مرغداری شهرستان بیرجند را کاهش داد.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی سلامت اجتماعی و چالش‌های آن از دیدگاه زنان روستایی (مورد مطالعه: بخش قلعه‌شاهین در استان کرمانشاه)

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 349-370

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.70915.1622

سمیه شهبازی، علی اصغر میرک زاده، امیرحسین علی بیگی

چکیده سلامت اجتماعی در توسعه­ اجتماعی روستاها به­ویژه زنان روستایی، در راستای بهزیستی و ارتقای سرمایه اجتماعی و انسانی آنان امری ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان سلامت اجتماعی و چالش­های آن از دیدگاه زنان روستایی در استان کرمانشاه بود. روش تحقیق حاضر، توصیفی-پیمایشی و مبتنی بر روش اسنادی و میدانی(ابزار پرسشنامه) بود. جامعه آماری شامل زنان روستایی بخش قلعه شاهین استان کرمانشاه (5561 نفر) بود که 209 نفر از آن­ها بر اساس جدول بارتلت و همکاران به روش نمونه­گیری خوشه­ای دو مرحله­ای انتخاب شدند. نتایج نشان­داد اکثر افراد موردمطالعه از میزان سلامت اجتماعی، مهارت ارتباطی و حمایت اجتماعی متوسطی برخوردار بودند. در بین متغیرهای موردمطالعه­ تحقیق، تماشای تلویزیون، اوقات فراغت، مهارت ارتباطی و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی زنان روستایی رابطه معناداری داشتند. در نهایت 49 درصد از واریانس متغیر سلامت اجتماعی زنان روستایی به­و­سیله متغیرهای اوقات فراغت، تماشای تلویزیون و مهارت­های ارتباطی تبیین شد. به­منظور شناسایی چالش­های سلامت اجتماعی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد و درنهایت پنج چالش اقتصادی، فرهنگی، فردی، نهادی و مدیریتی مشخص گردید. مهم­ترین چالش، چالش اقتصادی بود که با 43/13درصد از واریانس کل چالش­های سلامت اجتماعی را تبیین کرد. ازآن­جایی که مهارت­های ارتباطی و سلامت اجتماعی زنان روستایی در حد متوسطی می­باشد، لذا پیشنهاد می­شود، پایگاه­های­سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، سازمان ﻣﻠﻲ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ و یا مروّجان روستایی به­عنوان مددکار اجتماعی، با مشارکت زنان روستایی محتوای آموزشی مهارت­های ارتباطی و ارتقای سلامت اجتماعی را تدوین کنند.

جامعه شناسی روستایی

نقش فرهنگ طایفه‌ای در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی (نمونه پژوهی: روستای گَچگران از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی)

دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 353-378

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.304235.1978

هادی اعظمی، سید محمد حسین حسینی، وحید صادقی

چکیده شهرستان ممسنی در گذرگاه تاریخ دستخوش تحولات سیاسی و اداری ژرفی بوده است. این تحولات در یک بستر ایلی و مبتنی بر شناسه-های فرهنگ عشیره‌ای به وقوع پیوسته است. از جمله سکونتگاه‌های ممسنی، گچگران است که محلِ زیست انسانِ گچگرانی به شمار می‌رود. کُنش‌گری سیاسی ساکنان این سکونتگاه نه تنها جدای از سایر سکونتگاه‌های ممسنی نیست، بلکه در یک بسترِ ایلی/عشیره‌ای شکل گرفته است. با این رهیافت این پرسش مطرح است که طایفه‌گرایی به عنوان یک پدیده تاریخی چه نقشی در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی روستای گچگران از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی دارد؟ به نظر می‌رسد فرهنگ طایفه‌ای به واسطه نهادینه‌سازی الگوی سنتی قومی/خویشاوندی و تشدید هیجانِ ساکنان‌ در مشارکت سیاسی و مدیریت محلی روستای گچگران نقش داشته است. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. از جمله شاخص‌های فرهنگ طایفه‌ای به عنوان متغیر مستقل عبارتند از: عواطف محلی ـ طایفه‌ای، وفاداری مکانی ـ زیستگاهی، خویشاوندگرایی، خواست‌های محدود افراد و گروه‌ها و رقابت مکانی/زادگاهی. از جمله شاخص‌های مشارکت سیاسی در قامتِ متغیر وابسته عبارتند از: کارویژه نمایندگان، انتخابات مجلس شورای اسلامی، شورای حل اختلاف و شورای اسلامی روستا. در همین رابطه شاخص عملکرد دهیاری روستا در قامتِ متغیر وابسته دیگر برای مدیریت محلی در نظر گرفته شده است. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای/ اسنادی (آمار و ارقام) و میدانی (مشاهده و مصاحبه) گردآوری شده‌اند. بروندادِ پژوهش نشان می‌دهد فرهنگ طایفه‌ای به واسطه تولید تمایلات قومی/خویشاوندی و تشدید هیجان و عواطف، نقش موثری در افزایش مشارکت سیاسی ساکنان روستا در هنگامه‌های سیاسی نظیر هماوردی‌های سیاسی در بستر تاریخ، انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی روستا داشته است. از طرفی گزینش مدیران محلی در انجمن ده، خانه انصاف و سپاه دانش بعد از اصلاحات ارضی و دهیاری پس از انقلاب اسلامی بر بنیاد ملاحظات خویشاوندی/طایفه‌ای و نه بر پایه تخصص/شایسته-محوری بر ناکارآمدی مدیریت محلی در روستای گچگران دامن زده است.

اقتصاد کشاورزی

اثر عوامل اقتصادی بر تقاضای کالری خانوار روستایی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 355-364

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.31960.1407

حسین عبادی پور، محمود احمدپوربرازجانی

چکیده  
میزان کالری دریافتی خانوارها از جمله مباحث مهم مطرح شده در عرصه‌ی اقتصاد عمومی و توسعه است که همواره مورد توجه دولت‌ها و سیاست‌گذاران در جوامع مختلف بوده است. در مطالعه حاضر، پیامدهای شوک درآمد خانوارها، قیمت و یارانه غذایی بر میزان کالری دریافتی خانوار‌ روستایی ایرانی بررسی شده است. به این منظور از داده‌های سری زمانی سال‌های 90- 1340 الگوی خود رگرسیون برداری استفاده شد. نتایج نشان داد که دوره اثرگذاری شوک ایجاد شده بر میزان پرداخت یارانه غذایی نسبت به شوک قیمتی و درآمدی کوتاه‏تر بوده و شوک قیمتی و درآمدی به ترتیب در جایگاه بعدی قرار گرفت. همچنین بیش‏ترین حساسیت تقاضای کالری مربوط به شوک درآمد می‏باشد. بر اساس یافته‏های این تحقیق می‏توان نتیجه گرفت که برای ایجاد امنیت غذایی، باید ثبات را در بازار ایجاد نمود، همچنین اثرات نهایی تغییر در الگوی تغذیه به هنگام تعیین سیاست‌های مربوط به تنظیم بازار، سیاست‌های یارانه‌ای و مالیات‌بندی بدون توجه به رشد درآمد خانوار روستایی، آثار منفی شدیدی بر میزان کالری دریافتی خانوارها خواهد گذاشت.

جامعه شناسی روستایی

رابطه سرمایه اجتماعی و رفتار کشاورزان در حفاظت از آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت قزوین)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 363-382

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.110206.1689

صادق صالحی، فاطمه ابراهیم خانی

چکیده طی چند دهه ی اخیر، مسائل آب به یکی از مسایل اساسی در محیط زیست ایران تبدیل شده است. در ایران علی‌رغم کمبود منابع آب، میزان مصرف آب فراتر از استاندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جهانی است و بیشترین اتلاف آن نیز در بخش کشاورزی صورت می‌گیرد. از جمله راهکارهای مناسب برای استفاده بهینه و موثرتر آب اتخاذ سیاست‌های مقابله‌‌ای است. موفقیت اجرای سیاست‌های مقابله‌ای، بستگی به رفتار کشاورزان به عنوان عاملان و دست اندرکاران واقعی دارد. تحقیق حاضر به بررسی پیش زمینه‌های اجتماعی در سیاست‌های حفاظت از آبهای زیر‌زمینی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش حقابه‌داران بخش جنوب مرکزی دشت قزوین را تشکیل می‌دهند که از میان آن‌ها 120 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات تحقیق، پرسشنامه محقق‌ساخته بود و میزان پایایی سوالات بیش از 60 درصد به‌دست آمد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مشارکت در راهکارهای حفاظت از منابع آبهای زیر‌‌زمینی در کشاورزان مستلزم وجود زمینه اجتماعی است. این امر، به نوع تعامل درون‌گروهی و برون‌گروهی کشاورزان بستگی دارد. نتایج نشان می‌دهد که میان سرمایه اجتماعی و حمایت کشاورزان از سیاست‌های حفاظت از منابع زیرزمینی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. در پایان و بر اساس نتایج این تحقیق، پیشنهادهایی برای حفاظت از منابع زیر زمینی ارائه شد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل اثرات مدیریت منابع آب بر پایداری اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی (پژوهش موردی: روستاهای شهرستان مه‌ولات)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 418-403

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.409263.2124

مریم بلندی، حمید جعفری، ابوالفضل بهنیافر

چکیده امروزه مدیریت منابع آب به‌ویژه مدیریت منابع آب زیرزمینی، یکی از جنبه‌های توسعه پایدار است. در کشور ما به دلیل شرایط اقلیمی، منابع آب زیادی وجود ندارد و اگر آب بدون توجه به جنبه مدیریتی آن بخواهد مورد استفاده واقع شود، مشکلات عدیده‌ای به وجود آورده بطوریکه مخازن آب کشور، علی‌الخصوص منابع آب زیرزمینی را با خطر خشک شدن مواجه میسازد. مقاله حاضر با هدف تحلیل وضعیت موجود مدیریت منابع آب و ارتباط آن با پایداری اقتصادی روستاها تدوین شده است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری شامل 28 روستای شهرستان مهولات بوده که 25 درصد (8 روستا) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامهای محقق ساخته بوده که روایی آن از طریق تکنیک دلفی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای ‌کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و تأیید شد. توزیع پرسشنامه به تعداد 323 نمونه مطابق فرمول کوکران در سطح روستاهای نمونه انجام گردید. یافته‌های حاصل از آزمون تی تک نمونه‌ای مقدار محاسبه شده متغیر مدیریت منابع آب (68/2) و توسعه پایدار اقتصادی (0324/3) رابطه وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از سنجش میزان همبستگی بین دو ‌ٰٔ‌ٰٔ‌‌‌ٔ‌ٰٔ‌‌‌‌ٰ‌‌‌‌‌ٔ‌ٰٔ‌‌‌مؤلفه مدیریت منابع آب و توسعه پایدار اقتصادی بر اساس سه روش همبستگی پیرسون، اسپیرمن و تاوکندال نشان می‌دهد که بین مدیریت منابع آب و شاخص پایداری اقتصادی همبستگی مستقیمی وجود دارد.