نوع مقاله: مقاله پژوهشی
ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی اثرات طرح‌های‌منابع طبیعی و آبخیزداری اجرا شده با مشارکت بهره‌برداران حوزه در توسعه روستا (مطالعه موردی: حوزه قره شیران شهرستان نیر استان اردبیل)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 347-362

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.128171.1726

محسن ملکی، رضا دهقانی بیدگلی، رضا قانع مقدم

چکیده طرح‌های ‌منابع طبیعی اهداف متعددی در سطوح مختلف فنی، اجتماعی‌سیاسی و غیره دارند که عمدتاً شامل مهار و مبارزه با فرسایش و هدررفت آب، بهینه­سازی استفاده از منابع ‌آب و خاک، افزایش تولیدات آبخیزها اعم از گیاهی و دامی، افزایش درآمد ساکنین آبخیزها و کاهش خسارت ناشی از فرسایش خاک و سیلاب‌ها و اهدافی از این قبیل می­باشد. در برنامه‌های منابع‌طبیعی و آبخیزداری در نظر گرفتن عوامل اجتماعی، اقتصادی و سازمانی مؤثر در داخل و خارج آبخیز ضروری می­نماید. این پژوهش با هدف ارزیابی و بررسی اقدامات منابع طبیعی و آبخیزداری انجام شده بر وضعیت اجتماعی و اقتصادی بهره­برداران ساکن حوزه مانند رضایت و نگرش مردم، مشارکت مردمی، میزان پذیرش مردمی پروژه‌ها انجام گرفته است. همچنین بررسی اثرات اجرای پروژه‌ها از نظر ذینفعان در حوزه آبخیز قره شیران که در آن پروژه‌های منابع‌طبیعی اجرا شده است، انجام گردید. این پژوهش از نوع پژوهش­های توصیفی- همبستگی محسوب می­شود. جامعه آماری این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 200 نفر از سرپرستان خانوار از بهره­برداران و ساکنان این حوزه بودند و آلفای کرونباخ پرسشنامه‌ها 78/0 به­دست آمد. برای ‌گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استفاده گردید که روایی آن توسط 5 متخصص خبره مورد تأیید قرار گرفت و روش تصادفی سیستماتیک جهت پرسشگری مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین پایایی اطلاعات از نرم­افزار Spss استفاده گردید. بر اساس نتایج، در اثر اجرای طرح­ها در منطقه، وضعیت درآمدزایی 35 درصد، عملکرد و هزینه محصولات آبی 26 درصد، عملکرد و هزینه محصولات باغی 10 درصد و عملکرد تولید علوفه 12 درصد افزایش داشته است. همچنین، بیش­ترین اثر اجرای طرح­های اجرا شده در منطقه بر حل معضل سیل با میانگین 02/1 و بهبود وضعیت اقتصادی بهره­برداران با میانگین 70/1 بوده است و تأثیر چندانی بر کاهش مهاجرت و بیکاری نداشته است.

جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

تحلیل هنجارهای مؤثر بر رفتار حفاظت از منطقه حفاظت‌شده بدر و پریشان استان کردستان

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 379-401

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.407565.2119

شکیب هادی فر، جمیل امان اللهی، لقمان امامقلی

چکیده مناطق حفاظت‌شده، محدوده‌ای از منابع طبیعی بوده که به جهت ضرورت حفظ و تکثیر جانوران و رستنی‌های آن تحت حفاظت قرار دارند. متأسفانه این مناطق به اشکال مختلف تخریب‌شده‌اند. برای کاهش سطح تخریب توجه به ویژگی‌های هنجاری جوامع محلی کاملاً ضروری است؛ بنابراین، هدف این تحقیق تحلیل هنجارهای مؤثر بر رفتار حفاظت از طبیعت‌ با استفاده از مدل فعال‌سازی هنجاری در منطقه حفاظت‌شده بدر و پریشان در استان کردستان، شهرستان قروه بود. روش تحقیق در این مطالعه از نوع پیمایشی بوده، تکنیک گردآوری اطلاعات موردنیاز به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی بوده است. نمونه آماری شامل 385 نفر ساکنین روستاهای پلوسرکان، سرقل، میهم سفلی، میهم علیا، ولی‌آباد و نعمت‌آباد بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج آزمون رگرسیون ساده نشان داد که فرضیه‌های تحقیق مورد تائید تجربی قرار گرفتند. همچنین، از میان ابعاد هنجارها، هنجارهای قانونی بالاترین تأثیر را بر رفتارهای حفاظت از طبیعت پاسخگویان داشت. درنهایت، مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم تحلیل مسیر نشان داد که هنجارها، پیش‌بینی کننده قوی برای رفتارهای حفاظت از طبیعت در منطقه بدر و پریشان هستند؛ بنابراین، دستیابی به توسعه پایدار در یک جامعه مستلزم توجه به مشارکت جوامع محلی در امر حفاظت از طبیعت است. نتایج نشان داد که حصول رفاه پایدار، نتیجه توجه به هنجارها و احیای طبیعت‌گردی در منطقه حفاظت‌شده بدر و پریشان است. براین اساس پیشنهاد می‌گردد تصمیم‌گیرندگان و مدیران استانی جهت مدیریت صحیح و پایدار کردن طبیعت‌گردی به هنجارها در حیطه حفاظت از طبیعت‌ توجه ویژه‌ای داشته باشند.

توسعه روستایی

سنجش اثر بالقوه طرح هادی روستایی در کیفیت زندگی مناطق پیراشهری (مطالعه موردی شهرستان اردبیل)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 409-425

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.213786.1828

یوسف درویشی

چکیده اجرای طرح هادی با هدف فراهم کردن بستر تجدید حیات و هدایت روستا به لحاظ ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست­محیطی و با تأمین عدالت در امکانات و تسهیلات مناسب، درصدد آن است که رفاه نسبی و بالا بردن کیفیت زندگی را برای روستاییان فراهم آورد. این پژوهش در سال 1398 با هدف سنجش اثرات طرح‌های هادی روستایی در کیفیت زندگی خانوار­های روستایی شهرستان اردبیل انجام شد. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه سرپرستان خانوار­های ساکن در روستاهای شهرستان اردبیل می­باشد که با استفاده از فرمول جدول مرگان 125 نفر سرپرست خانوار به‌عنوان نمونه، به روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب و موردسنجش قرار گرفتند. روایی ظاهری پرسشنامه توسط کارشناسان ذی‌ربط تأیید و پایایی آن با انجام پیش‌آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (74/0) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه‌وتحلیل آماری داده­های پژوهش با استفاده از بسته نرم‌افزاری آماری (SPSS) و آزمون­های آماری تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی انجام‌گرفته است. به‌منظور سنجش عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی روستاییان، با استفاده از مدل تحلیل عاملی، تعداد 15 متغیر در قالب سه مؤلفه مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل عاملی نشان می­دهد، در مجموع 49/68 درصد از واریانس کل به بٌعد اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی روستاییان به خود اختصاص داده است. همچنین نتایج حاصل از چرخش عامل­ها به روش واریماکس نشان می­دهد، دسترسی به خدمات اعتباری و مالی، احساس امنیت در برابر سوانح طبیعی، کاهش احساس فقر و ایجاد انگیزه جهت پیشرفت شغلی بعنوان چهار عامل اصلی اثرگذار بر روی کیفیت زندگی خانوار محدوده مورد مطالعه می­باشد در نتیجه می­توان در نهایت پیشنهاد نمود که در بخش­های اختصاص یافته شده به طرح هادی نباید تنها به کالبد روستاها توجه نمود بلکه با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی روستاهای متفاوت طرح­ هادی متفاوتی برای آن تدوین نمود.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم در نواحی روستایی شهرستان مریوان با استفاده از روش SWOT در دهستان سرکل

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 415-434

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15057

ریحانه سلطانی مقدس، مسعود خوران

چکیده چکیده دهستان سرکل به دلیل استقرار در مناطق کوهستانی، با مشکلات توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه است. بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی خاص خود، شرایط مناسبی برای کشت انگور دیم فراهم‌ شده است. هدف تحقیق شناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌های محیطی و قابلیت‌ها و مزیت‌های تولیدی محصول انگور دیم جهت برنامه‌ریزی متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل این دهستان است. به این منظور در سال زراعی 1392 پرسشنامه‌ای تهیه شد و با استفاده از فرمول کوکران 343 بهره‌بردار مورد پرسش‌گری قرار گرفتند. پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به ارائه راهبردهای در جهت ارزیابی قابلیت کشت انگور دیم پرداخته است. درگام بعد، راهبردهای ارائه‌شده با استفاده از ماتریس (QSPM) اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد راهبردهای برنامه‌ریزی کشت انگور دیم از نوع تهاجمی است. در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، نمره‌های نهایی 52/2 صدم، نشان می‌دهد که توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل از نظر عوامل درونی (داخلی) دارای قوت است. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی با مجموع امتیاز 44/3 صدم نشان‌دهنده آن است که در وضعیت موجود، توسعه کشت و تولید انگور دیم دهستان سرکل می‌تواند با تقویت فرصت‌ها در مقابل تهدیدها به‌خوبی عمل کند. در نهایت با استفاده از ماتریس (QSPM) راهبرد (SO6) با عنوان «احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی جهت ذخیره انگور و کاهش ضایعات» انتخاب و معرفی شد

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: دهستان رادکان)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 433-451

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.249621.1876

شادی خوب، حمداله سجاسی قیداری، علی اکبر عنابستانی

چکیده امروزه اکثر مردم به ویژه در مناطق روستایی از دسترسی به خدمات مالی مانند اعتبارات خرد چه در قالب تسهیلات و یا پس‌انداز محروم هستند. این در صورتی است که اعتبارات خرد می‌تواند انگیزه کارآفرینی را در میان افرادی که به فکر راه‌اندازی کسب وکار در مناطق روستایی با پتانسیل مانند دهستان رادکان هستند را تقویت کند. از این رو هدف تحقیق حاضر، شناسایی موانع و محدودیت‌های استفاده از اعتبارات خرد دولتی در توسعه فعالیت‌های کارآفرینی روستایی دهستان رادکان می‌باشد. این پژوهش از منظر پارادایم‌ جزء تحقیقات کیفی محسوب می‌شود و با رویکرد آسیب‌شناسانه و با غایت اکتشاف (موانع و مشکلات استفاده از اعتبارات خرد دولتی) به انجام رسیده است. در این پژوهش، از روش نظریه‌پردازی بنیانی و شیوه مصاحبه کیفی و عمیق نیمه ساختارمند، برای گردآوری اطلاعات و داده‌ها در 13 روستای مورد مطالعه استفاده شده است. بنابراین گردآوری داده‌ها ابتدا در سطح کتابخانه ای برای بررسی نظری مسئله و سپس با مصاحبه‌های ساختار نیافته و باز انجام شده است. جامعه نمونه را 29 نفر کارآفرین روستایی دهستان رادکان و 68 نفر مردم روستایی تشکیل داده‌اند. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل محتوایی مورد واکاوی قرار گرفتند و طی مراحل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی طبقه بندی گردیدند. یافته های حاصل از تحقیق به استخراج مدل مفهومی موانع و محدودیت های استفاده از اعتبارات خرد برای کارافرینی منتهی شده است. بطوریکه یافته ها نشان داد کارآفرینان و مردم روستایی به دلیل وجود موانع و محدودیت‌های (اقتصادی، اجتماعی و نهادی –اداری) از جمله: کافی نبودن مقدار وام، طولانی بودن فرآیند اخذ وام، بهره و سود زیاد بانکها، پیچیدگی امور اداری و بانک و... از گرفتن وام منصرف می‌شوند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر مصرف خانوارهای روستایی و شهری

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 447-459

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.244091.1869

فاطمه رستگاری پور، فاطمه مساحی، عزیزالله اربابی

چکیده  تغییر هزینه مصرفی خانوار در ایران یکی از مهم­ترین موضوعاتی است که از تغییرات اجتماعی و اقتصادی تأثیر پذیرفته است. توجه به مسئله تخصیص منابع محدود کشور و مدیریت جمعیتی الگوی مصرف خانوارهای کشور سبب شده تا بررسی تغییرات مصرف و عوامل مؤثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر پویایی جمعیت و میزان تأثیرات عوامل اقتصادی بر تغییرات مصرف خانوارهای روستایی و شهری می­باشد. به‌منظور نیل به اهداف این مطالعه از روش پانل دیتا با تکیه‌ بر اطلاعات درآمد و هزینه و مصرف خانوار طی دوره 1395-1385 استفاده‌ شد. نتایج مطالعه نشان داد متغیرهای بیکاری و تحصیلات رابطه معکوس با مصرف خانوار دارند بطوری­که با افزایش یک درصد در این متغیرها، مصرف خانوار به میزان 36/5 و 57/9 درصد کاهش می­یابد. همچنین متغیرهای جمعیت، درآمد و هزینه کل با مصرف خانوار رابطه مثبت دارند بطوری­که با افزایش یک درصد در این متغیرها، میزان مصرف به ترتیب به میزان 6/8 ، 06/0 و 05/0 درصد افزایش می­یابد. با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می­شود سیاست­گذاری­های مناسب توسط دولت در جهت افزایش اشتغال و افزایش درآمد خانوارها صورت پذیرد.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران با استفاده از شاخص BDDI

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 447-464

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.496769.2211

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان

چکیده مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی ایران در سال 1402 پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا الگوی مصرف غذایی خانوارهای روستایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. سپس شاخص تنوع غذایی محاسبه و نقشه تنوع غذایی مناطق روستایی ایران ترسیم شد. در ادامه، ارتباط میان تنوع غذایی و شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی در استان‌های مختلف تحلیل گردید. بر اساس نتایج، الگوی غذایی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً مبتنی بر غلات است؛ به طوری که این گروه غذایی به تنهایی بیش از 60 درصد انرژی روزانه یک فرد بالغ را تأمین می‌کند. این در حالی است که سهم غلات در تأمین کالری روزانه در سطح جهانی و در کشورهای با درآمد بالا به ترتیب 50 و 30 درصد است و مطابق با سبد غذایى مطلوب پیشنهادى وزارت بهداشت نیز، غلات و فرآورده‌های آن باید حدود 50 درصد کالری مورد نیاز روزانه را تامین کنند. افزون بر این، در 29 استان از 31 استان کشور، مصرف غلات بیش از میزان توصیه شده وزارت بهداشت است. در این میان، استان‌های محروم و کم برخوردار وضعیت نامناسب‌تری دارند و میزان مصرف غلات در این مناطق نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر و نزدیک به 70 درصد است. نتایج مربوط به شاخص تنوع غذایی بری (BDDI) نیز نشان داد که وضعیت تنوع غذایی در مناطق روستایی تمامی استان‌ها در سطح نامطلوب قرار دارد و میانگین این شاخص برابر با 578/0 است. با این وجود، استان‌هایی که از نظر شاخص‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی شرایط مطلوب‌تری دارند، به‌طور متوسط از تنوع غذایی بهتری برخوردارند؛ به گونه‌ای که میانگین BDDI در این دسته از استان‌ها به ترتیب برابر با 515/0، 479/0 و 596/0 گزارش شده است. همچنین بررسی وضعیت تنوع غذایی در اقلیم چهارگانه ایران نشان داد که استان‌های واقع در اقلیم معتدل و مرطوب با میانگین BDDI برابر با 591/0 از مناسب‌ترین شرایط تنوع غذایی برخوردار هستند، در حالی که استان‌های واقع در اقلیم گرم و خشک با میانگین 556/0 نامطلوب‌ترین وضعیت را دارند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 463-478

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.350924.2037

مینا صالح نیا، محسن رفعتی

چکیده یکی از اقداماتی که در زمینه مدیریت بحران دریاچه ارومیه قابل انجام است، سنجش آثار خشکی دریاچه بر درآمد روستاییان حوضه می‌باشد. سنجش آثار در ابعاد محلی، به دلیل شناسایی میزان توانایی نواحی درگیر با بحران‌های محیطزیستی برای مقابله با آنها، دارای اهمیت است. همچنین، استفاده از نتایج سنجش این عامل مهم، می‌تواند سبب اتخاذ سیاست‌های معیشتی متناسب با کاهش آسیب‌پذیری و افزایش توان سازگاری شود. در همین راستا، مطالعه حاضر نقش عوامل مؤثر بر درآمد خانوارهای روستایی حوضه دریاچه ارومیه را با استفاده از کاربرد داده‌های پانل در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان مورد بررسی قرار داد. بهره‌گیری از داده‌های بازه زمانی سال‌های 98-1385 و برآورد مدل با استفاده از رویکرد اثرات ثابت نشان داد متغیرهای درصد شاغلین جمعیت فعال روستایی، مساحت اراضی زیر کشت آبی، سطح تراز دریاچه ارومیه، و میزان بارش به ترتیب بیشترین تاثیرات مثبت را بر درآمد واقعی سالانه روستاییان دارند؛ به طوری که به ازای یک درصد افزایش در مقدار هر یک از این متغیرها، درآمد واقعی به ترتیب 269/0، 186/0، 074/0 و 006/0 درصد افزایش خواهد یافت. ایجاد زمینه‌های حمایتی و ارائه تسهیلات بانکی کم بهره برای احداث گلخانه و سرمایه‌گذاری در امور مشاغل غیرکشاورزی جهت تنوع بخشی به منابع درآمدی و معیشتی روستاییان، گسترش و ترویج مکانیزاسیون و استفاده از تکنولوژی‌های نو در بخش کشاورزی جهت کاهش هزینه‌ها و کاهش سطح مصرف آب، تجهیز اراضی با سیستم آبیاری نوین، و تسریع در اتمام پروژه‌های مصوب ستاد احیای دریاچه از پیشنهادات مطالعه حاضر می‌باشد.

جامعه شناسی روستایی

تأثیر مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی بر رفاه اجتماعی مناطق روستایی: مورد مطالعه دهستان بالادربند کرمانشاه

دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 469-489

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.140439.1746

موسی اعظمی، سعید هدایتی نیا

چکیده امروزه پل ارتباطی میان دو مفهوم سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی مشهود است تا جائی که می توان اذعان داشت با ذخیره سازی سرمایه اجتماعی بیش‌تر می توان شرایطی را فراهم ساخت که به سطح بالایی از رفاه اجتماعی دست یافت. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی بر رفاه اجتماعی در مناطق روستایی دهستان بالادربند از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه می‌باشد. این پژوهش با استفاده از ابزار پرسش‌نامه انجام گرفت. روایی پرسشنامه به‌وسیله‌ی پانل کارشناسان و پایایی آن از طریق یک مطالعه راهنما خارج از نمونه‌ی آماری تأیید شد. جامعه آماری این پژوهش شامل سرپرستان خانوارهای روستایی بود که 160 نفر با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. به‏منظور بررسی آزمون فرضیات پژوهش از روش مدل‏سازی معادلات ساختاری با به‏کارگیری نرم‏افزار LISRELver8.50 استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی برازش متغیرهای نهفته پژوهش را بر مبنای شاخص‌های برازش تأیید کرد. یافته‌ها نشان داد که مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی از جمله اعتماد اجتماعی (28/0,γ=18/3t=)، انسجام اجتماعی (17/0,γ=00/2t=) و آگاهی و شناخت (44/0,γ=18/4t=) تبیین ‏کننده 51 درصد از‏ تغییرات پراکنش رفاه اجتماعی بودند. نتایج پژوهش، شامل دستاوردهای مناسبی برای متولیان و مدیران توسعه روستایی برای بهبود مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی است.

توسعه روستایی

تحلیل اثرات اجرای طرح هادی در سکونتگاه های روستایی بخش مرکزی شهرستان ارومیه

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 479-489

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.324100.1995

اسماء عیدی، فاطمه کاظمیه

چکیده با توجه به اهمیت توسعه روستایی در فرایند توسعه ملی کشور، در سالیان گذشته شیوه‌ها و رویکردهای متفاوتی جهت دستیابی به اهداف توسعه روستایی مورد توجه قرار گرفته است، که یکی از مهمترین آنها اجرای طرح‌های هادی روستایی می‌باشد. در حال حاضر سه دهه از تهیه و اجرای طرحهای هادی روستایی در کشور میگذرد و همچنان نیز این طرح در سطح کشور برای روستاهای زیادی درحال تهیه و اجراست، لذا ارزیابی اثرات اجرای آن در توسعه روستایی ضرورت دارد. از این رو هدف کلی این تحقیق تحلیل و ارزیابی اثرات اجرای طرح هادی در توسعه روستایی قرهآغاجکوه شهرستان ارومیه بود. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق را 204 نفر سرپرست خانوار از کل 420 خانوار ساکن در روستا تشکیل دادند. برای جمعآوری اطلاعات از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد. برای تحلیل و ارزیابی اثرات اجرای طرح هادی از تکنیک تحلیلعاملی اکتشافی بهره گرفته شد. براساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی انجام شده، مهم‌ترین اثرات اجرای طرح هادی در روستای مورد مطالعه در قالب پنج مولفه با عناوین؛ "کالبدی و زیرساختی"،"اجتماعی"،" اقتصادی"،"زیست‌محیطی" و "فرهنگی" شناسایی و طبقهبندی شدند. پنج عامل مذکور در مجموع حدود 23/64 درصد تغییرات واریانس کل را تبیین کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که اجرای طرح هادی در روستای قرهآغاجکوه تا حدودی بر مولفههای کالبدی و محیطی روستا تاثیرگذار بوده، اما بر سایر ابعاد توسعه تاثیر چندانی نداشته است. این درحالی است که طرح هادی از جمله پروژههایی است که در راستای دستیابی به توسعه همهجانبه روستایی در کشور اجرا میشود لذا پیشنهاد میشود در اجرای طرحهای هادی توجه و برنامهریزی بیشتری بر سایر ابعاد توسعه منجمله ابعاد اقتصادی و اجتماعی صورت گیرد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

ظرفیت تحمل توسعه‌ گردشگری روستایی و تدوین برنامه راهبردی روستای قلات (شهرستان شیراز)

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 481-495

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.28315.1368

سعیدرضا اکبریان رونیزی، رعنا شیخ بیگلو

چکیده امروزه پایداری به‌عنوان رویکردی غالب برای توسعه گردشگری روستایی، مورد توجه برنامه‌ریزان و محققان این حوزه است. بر همین اساس در پژوهش حاضر سعی گردیده تا با تعیین ظرفیت تحمل بر مبنای نحوه نگرش جامعه میزبان به گردشگری بستر مناسبی برای نیل به توسعه پایدار گردشگری در روستای قلات (شهرستان شیراز)  فراهم گردد. به‌منظور گردآوری داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز از دو روش اسنادی و میدانی و به‌منظور تجزیه و تحلیل آن‌ها از روش‌های آماری (توصیفی استنباطی) و روش SWOT استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خانوارهای ساکن و گردشگران روستای مورد مطالعه است که بر اساس روش کوکران تعداد 263 خانوار و نیز 263 گردشگر به‌عنوان حجم نمونه تعیین و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب گردیدند. با توجه به اثرات و پیامدهای درک شده از سوی ساکنین محلی نتایج به‌دست آمده نشان از نامطلوب بودن ماهیت توسعه گردشگری و نزدیک شدن به آستانه اشباع ظرفیت تحمل گردشگری در روستای مورد مطالعه داشت که البته در این ارتباط تفاوت معناداری بین دیدگاه جامعه میزبان بر اساس وضعیت شغلی آن‌ها وجود داشت. هم‌چنین نتایج بررسی‌ها نشان داد راهبرد تدافعی به‌عنوان راهبردی برای سیاست‌‌گذاری و برنامه‌ریزی گردشگری در روستای مورد مطالعه می‌بایست مورد توجه قرار گیرد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی عوامل کلیدی اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر سرمایه‌گذاری کشاورزان در مدیریت پایدار زمین‌های کشاورزی (‌موردمطالعه: دهستان میانکوه‌شرقی در استان لرستان)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 493-513

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.86923.1652

مهرشاد طولابی نژاد، سیروس قنبری، فاطمه دوستی مقدم، مهدی براهوئی اول

چکیده استفاده از شیوه­های مدیریت زمین می­تواند باعث کاهش فرسایش خاک، افزایش بهره­وری زمین­های کشاورزی و به­تبع آن افزایش تولیدات کشاورزی ­گردد. با این­حال عوامل مختلفی مانند فیزیکی، فنی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم کشاورزان برای استفاده از شیوه­های مدیریت پایدار زمین را تحت تأثیر قرار می­دهند. در تحقیق حاضر، با توجه به ظرفیت مالی و منابع انسانی به بررسی عوامل مهم اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر استفاده از شیوه­های مدیریت زمین­های کشاورزی توسط کشاورزان در مناطق کوهستانی پرداخته شد. جامعه آماری شامل خانوارهای کشاورز است (514N=). با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه­گیری تصادفی ساده 200 خانوار به­عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده­ها پرسش­نامه بود. برای تحلیل داده­ها و به­منظور استخراج عوامل ناشی از دوران ماتریس، از تحلیل عاملی اکتشافی(EFA) استفاده شد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که از میان هشت عامل مشخص­شده به­وسیله تحلیل عاملی، چهار عامل به­طور قابل توجهی انجام شیوه­های مدیریت­ پایدار زمین را تحت تأثیر قرار داده­است: 1) دسترسی بهره­برداران به خدمات پشتیبانی؛ 2) جایگاه و موقعیت خانوادگی؛ 3) تجربه و مدیریت مشارکتی؛ و 4) درآمد خانوار از فروش محصولات. لذا به­منظور افزایش سرمایه­گذاری باید خدمات حمایتی بیشتری در اختیار کشاورزان (به­خصوص اعتبارات خرد) قرارگیرد، هم­چنین اقدامات لازم جهت مشارکت بیشتر در زمینه مدیریت پایدار زمین (به­عنوان مثال، آموزش کشاورزان) انجام­گیرد.

ترویج و آموزش کشاورزی

ارزیابی شاخص ناامنی غذایی خانوارهای شهری و روستایی در شهرستان بهمئی

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 540-561

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.377902.2072

سید مهدی اسعدی خوب، عبدالحمید پاپ زن، رضا حق پرست

چکیده امنیت غذایی از اهداف مهم توسعه پایدار است که همچنان در دستور کار توسعه سازمان ملل متحد قرار دارد و ناامنی غذایی موضوع مهمی در میان دست اندرکاران توسعه است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی ناامنی غذایی خانوارهای شهری و روستایی با استفاده از مقیاس تجربه ناامنی غذایی به روش توصیفی – پیمایشی در شهرستان بهمئی، استان کهگیلویه و بویراحمد است. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرست خانوارهای شهری و روستایی شهرستان بهمئی بود که 400 خانوار به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چندمرحله‌ای برای بررسی انتخاب شدند. داده-های مورد نیاز از طریق پرسشنامه استاندارد مقیاس ناامنی غذایی خانوار (HFIAS)در سال 1401 گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان داد اکثریت خانوارهای شهری و روستایی در وضعیت نسبتا امن غذایی قرار دارند. به طوری که 22 درصد از خانوارهای مورد مطالعه در وضعیت امن غذایی، 5/58 درصد دچار ناامنی غذایی ضعیف، 15 درصد ناامنی غذایی متوسط و تنها 5/4 درصد دچار ناامنی غذایی شدید بوده‌اند. یافته‌های تحقیق حاکی از تفاوت آماری معنی‌دار بین خانوارهای شهری و روستایی در شاخص ناامنی غذایی می‌باشد. آزمون مقایسه میانگین‌ها نشان داد که وضعیت ناامنی غذایی بین گروه‌های مختلف درآمدی دارای تفاوت آماری معنی‌دار بوده است، اما تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های مختلف اجتماعی مشاهده نشد. براین اساس پیشنهاد می‌گردد، از دیگر روش‌های سنجش ناامنی و امنیت غذایی خانوار بکار گرفته شود تا بتوان تصویر جامع و گویا از امنیت غذایی خانوار ارائه نمود. همچنین پیشنهاد می‌گردد در شرایط تورم و فشار اقتصادی شدید بر طبقه فقیر و متوسط جامعه، نسبت به حمایت از این طبقات با تخصیص یارانه مواد غذایی و یارانه معیشتی، در نظر گرفتن سبد کالا و افزایش حمایت‌های مالی اقدام گردد. بنابراین اتخاذ سیاست های حمایتی و جبرانی دولت باید متناسب با نرخ تورمی نقطه‌ای از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و به گونه‌ای باشد که منجر به الگوهای تولیدی و مصرفی پایدار گردد.

توسعه روستایی

بررسی اثرات اجتماعی – اقتصادی پروژه­های منابع طبیعی در حوزه­های روستایی شهرستان رُشْتْخوار از دید ذینفعان

دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 627-643

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.535864.2245

زهرا صبوری، مریم آذرخشی، مهدی بشیری

چکیده در پژوهش حاضر اثرات اقتصادی و اجتماعی اجرای پروژه­های آبخیزداری در 6 حوزه­ی روستایی شهرستان رشتخوار بررسی شده است. شهرستان رشتخوار با مساحت4360 کیلومتر مربع در جنوب استان خراسان رضوی قرار گرفته است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار برآورد شد. نمونه­گیری در سال 1402 به روش تصادفی ساده انجام شد. اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه­های منابع طبیعی با 60 سوال در قالب یک پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و با استفاده از نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیش‌ترین و کم‌ترین امتیازات بهره­برداران منابع طبیعی رشتخوار به اثرات اجرای پروژه­های آبخیزداری به ترتیب مربوط به کاهش خسارات مالی سالانه سیل در منطقه و کاهش هزینه تولید کشت آبی، با میانگین 08/4 و 53/1 و انحراف معیار 25/0 و 65/1 می­باشد. عوامل تأثیرگذار بر ارزیابی اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه­های منابع طبیعی، به 6 مؤلفه رفاه، آموزشی و آگاهی، مشارکت و فرهنگ­سازی، مهاجرت، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم دسته­بندی شد. نتایج نشان داد که اثرات اجتماعی- اقتصادی پروژه­های منابع طبیعی به ترتیب در مؤلفه­های مشارکت و فرهنگ­سازی با میانگین 43 و مهاجرت با میانگین 17، بیش‌تر و کم‌تر از سایر مؤلفه­ها می­باشد. همبستگی بین میزان تحصیلات با مؤلفه­های تحقیق مثبت و در سطح 1% معنی­دار است. بنابراین با افزایش میزان تحصیلات، سطح مؤلفه­های تأثیرگذار بر پروژه­های منابع طبیعی و آبخیزداری مانند رفاه، آموزش و آگاهی، مشارکت و فرهنگ­سازی، مهاجرت از روستا، درآمدزایی مستقیم و منافع غیرمستقیم نیز افزایش می­یابد. رابطه بین سطح رفاه و تأثیر مؤلفه آموزش و آگاهی در پروژه‌های منابع طبیعی با تعداد افراد خانواده نشان داد، خانواده های پرجمعیت نسبت به خانواده‌های کم جمعیت در سطح معنی­داری 1% ارزیابی مثبت­تری داشته­اند. همچنین این افراد، ارزیابی بهتری از اثرات پروژه­های منابع طبیعی بر درآمدزایی مستقیم و غیر مستقیم نسبت به خانواده­های کم جمعیت دارند. در خانواده­های کم جمعیت میزان مشارکت و فرهنگ­سازی نسبت به خانواده­های پر جمعیت از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و این افراد تمایل کم‌تری به مهاجرت نسبت به خانواده­های پر جمعیت دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می­گردد از ظرفیت‌های جوامع محلی و ذی‌نفعان در مراحل مطالعه، مکان‌یابی، اجرا، و نگهداری طرح‌ها و پروژه‌ها استفاده گردد.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی چالش‌های امنیت غذایی خانوارهای روستایی شالیکار (مورد مطالعه: بخش سنگر، شهرستان رشت)

دوره 13، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.532909.2244

سمیرا فریور، محمد کاوسی کلاشمی

چکیده امنیت غذایی خانوارهای روستایی شالیکار پدیده‌ای چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی، تغذیه‌ای، نهادی، اجتماعی و محیطی قرار دارد. این پژوهش در سال 1404با هدف شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های مؤثر بر امنیت غذایی از دیدگاه خانوارهای شالیکار در بخش سنگر شهرستان رشت و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۵۱۲۲ خانوار روستایی ساکن در بخش سنگر شهرستان رشت بود که از میان آن‌ها ۱۲۵۲۵ خانوار بهره‌بردار شالیکار به‌عنوان جامعه هدف در نظر گرفته شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با تخصیص متناسب (بر حسب طبقات روستایی)، داده‌های ۳۱۳ خانوار شالیکار گردآوری شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه محقق‌ساخته مبتنی بر ادبیات نظری امنیت غذایی بود که روایی محتوایی آن توسط خبرگان حوزه توسعه روستایی و برنامه‌ریزی کشاورزی تأیید شد. با توجه به این‌که گویه‌های پرسشنامه ماهیت چندبُعدی نداشتند و صرفاً برای سنجش شدت اثر چالش‌ها طراحی شده بودند، استفاده از آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی مناسب تشخیص داده نشد. برای وزن‌دهی چالش‌ها از تکنیک SWARA و برای طبقه‌بندی شدت اثرگذاری از رهیافت ISDM استفاده شد. نتایج نشان داد مؤلفه اقتصادی با وزن نسبی 24.12 درصد مهم‌ترین چالش امنیت غذایی است و پس از آن مؤلفه‌های بهداشتی–تغذیه‌ای (20.39 درصد)، سیاست‌گذاری–زیرساختی (18.73 درصد)، فرهنگی–اجتماعی (18.55 درصد) و محیطی (18.22 درصد) قرار دارند. در سطح زیرمعیارها، کاهش دسترسی به پروتئین‌های حیوانی و میوه و سبزیجات، تغییر اقلیم، کمبود منابع آب، فرسایش خاک و ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل و آبیاری در سطح «شدت اثرگذاری خیلی زیاد » شناسایی شدند. در مقابل، مهاجرت روستایی، فساد اداری و کاهش همبستگی اجتماعی در سطح «شدت اثرگذاری خیلی کم» قرار گرفتند. بر اساس نتایج، تقویت تولید غذای سالم محلی، بهبود زیرساخت‌های کشاورزی و بازنگری در سیاست‌های حمایتی از جمله قیمت‌گذاری برنج، تعرفه واردات و بیمه شالیکاران پیشنهاد می‌شود.

ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل و تبیین مسائل و مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی شهرستان قزوین

دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 6-6

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13610

پروانه صفری الموتی، علی شمس

چکیده تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف بررسی مسائل و مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی در روستاهای شهرستان قزوین صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق، کلیه خانوارهای روستایی شهرستان قزوین بودند (31338N= ) که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه‌ای برابر با 464 نفر محاسبه و از طریق روش نمونه‌گیری چند مرحله‏ای تصادفی انتخاب و مطالعه شدند. روایی ابزار تحقیق از طریق پانلی از اساتید و کارشناسان صاحب‌نظر در این زمینه تأیید شد. نتایج نشان داد که در مجموع شش عامل با نام‌های مشکل مدیریت دفع نهایی پسماندهای خانگی (01/17 درصد)، مشکل فرهنگی- آموزشی پسماندهای خانگی (11/14 درصد)، مشکل بهداشتی پسماندهای خانگی (11/12 درصد)، مشکل دانشی و بهداشتی پسماندهای کشاورزی (97/8 درصد)، مشکل دانشی پسماندهای خانگی (99/6 درصد) و مشکل آموزشی پسماندهای کشاورزی (47/5 درصد) در مجموع 68/64 درصد از واریانس کل مربوط به مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین نمودند.  

تعیین سطح توسعه یافتگی کشاورزی استان های کشور

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 55-71

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9684

مینا موسوی، حسن صدیقی

چکیده توجه به توسعه کشاورزی به علت اهمیت این بخش در اقتصاد کشور ضروری است. در کشور ما، توسعه کشاورزی در استان های مختلف به صورت همگن انجام نشده است و نابرابریهای زیادی در میان استان های مختلف وجود دارد. این مقاله با هدف بررسی وضعیت توسعه کشاورزی استان های مختلف انجام شده است. برای سنجش سطح توسعه از 82 شاخص کشاورزی در زیر بخشهای زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و خدمات زیربنایی در سال زراعی 91-1390 بر اساس اطلاعات و آمار حاصل از وزارت جهاد کشاورزی، استفاده شد. برای محاسبه سطح توسعه استان ها ازشاخص ترکیبی و تکنیک تحلیل مولفه های اصلی بهره گرفته شد. یافته های این مطالعه نشان داد که شکاف قابل ملاحظه ای بین استان های کشور از نظر سطح توسعه کشاورزی وجود دارد و استان های فارس، مازندران و آذربایجان غربی بهترین رتبه و استان های قم، هرمزگان و بوشهر کمترین رتبه را در توسعه کشاورزی دارند. در نهایت، با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) سطح بندی استان ها برای تحلیل فضایی وضعیت توسعه کشاورزی انجام شد و  جایگاه هریک از استان ها در توسعه کشاورزی مشخص گردید.

اولویت‌بندی ایجاد تشکل‌های آب بران کشاورزی در مناطق روستایی (مطالعۀ موردی: روستاهای دهستان سلامی شهرستان خواف)

دوره 1، شماره 1، بهار 1393، صفحه 57-69

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.5999

حمداله سجاسی قیداری، غلامرضا مهدوی فر، سمیه رجبی جنبه دراز

چکیده خشکی و پراکنش نامناسب زمانی و مکانی بارندگی، واقعیت گریزناپذیری است که تولید کشاورزی پایدار را منوط به استفادۀ صحیح و منطقی از منابع آب محدود کشور کرده است. یکی از راه‌های جلوگیری از برداشت‌های بی‌رویۀ منابع آب، آگاهی بخشی کشاورزان و ذینفعان منطقه، کاهش تصدی‌گری دولت و انتقال مدیریت آب از طریق ایجاد تشکل‌های آب‌بران است. در این تحقیق، اولویت‌بندی ایجاد تشکل آب‌بران در هفت روستا در دهستان سلامی از توابع شهرستان خواف استان خراسان رضوی صورت پذیرفته است. روش این تحقیق توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر پژوهش‌های میدانی کتابخانه‌ای بوده است. روستاهای محدوده بررسی شده دارای 730 خانوار کشاورز بوده که از طریق فرمول کوکران 252 کشاورز (سرپرست خانوار) به‌عنوان جامعۀ نمونه انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌هایی در رابطه با موضوع پژوهش در اختیار آنان قرار گرفت. برای انجام این تحقیق، 18 شاخص انتخاب شد که کارشناسان خبره در رابطه با ایجاد تشکل آب‌بران آن‌ها را بررسی کردند و به کمک مدل تصمیم‌گیری مجموع ساده وزنی (SAW) اولویت روستاها از حیث مکان ایجاد تشکل آب‌بران مشخص شد. بر اساس این روش، روستای احمدآباد با امتیاز 4627/0 اولویت اول و روستای چهارده با امتیاز 4144/0 اولویت دوم برای مکان ایجاد تشکل آب‌بران انتخاب شدند.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدارروستایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 61-74

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10458

مهدی چرمچیان لنگرودی، نجمه اسپهبدی نیا

چکیده شوراهای اسلامی روستایی از مهم‌ترین تشکل‌ها و نهاد غیردولتی هستند که زمینه‌های مشارکت مردم در برنامه‌های ترویجی را مهیا می‌سازند و نقش مهمی در اجرا و به هدف رساندن برنامه‌های ترویجی پیرامون توسعه پایدار روستایی دارند. هدف کلی این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدار روستایی هست. برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران انجام شد. نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای در این مطالعه به‌کاربرده شد و 235 عضو شورای اسلامی شهرستان ساری انتخاب شدند. روش‌شناسی تحقیق، ترکیبی از روش‌های کمی و توصیفی- استنباطی بود و مقدار آلفای کرونباخ و تتای ترتیبی به ترتیب 78/0 و 77/0 به دست آمد. میانگین سنی اعضای شوراهای اسلامی شهرستان ساری 42 سال بود و ازنظر میزان تحصیلات 3/39 اعضای شوراها دیپلم داشتند. میانگین سابقه عضویت در شورا هفت سال و 6/91 درصد اعضای شورا در روستا ساکن بودند. کشت محصولات جدید زراعی و باغی، بیمه نمودن محصولات زراعی و باغی و کاشت زراعی مکانیزه و استفاده از انواع کودهای زراعی در رتبه‌های اول تا سوم تمایل اعضای شورای اسلامی به نوآوری ونوپذیری بود. نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد که 9/42 درصد از تغییرات مربوط به مشارکت ترویجی شوراها را نوپذیری، ارتباطات، امور اجتماعی،‌ نیاز آموزشی و شرکت در جلسات آموزشی تبیین می‌نماید. بیشترین اثر بر مشارکت ترویجی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان ساری پیرامون توسعه پایدار روستایی را امور اجتماعی با ضریب مسیر 308/0 داشت.

تعیین راهبردهای توسعه تولید گیاهان دارویی در استان کهگیلویه و بویر احمد با استفاده از مدل سوات (SWOT)

دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 63-73

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.164844.1768

فاطمه باباذکری، مهدی نوری پور، زینب شریفی

چکیده امروزه جایگاه تولید گیاهان دارویی در سلامت جامعه و ارزش گیاهان دارویی و معطر بر کسی پوشیده نیست. محصولات جنگلی، مرتعی و گیاهان دارویی و صنعتی علاوه بر این‌که نقش خاصی در اقتصاد داخلی دارند، می‌توانند تأثیر به‌سزایی در صادرات غیر نفتی نیز داشته باشند. بیان این نکته حائز اهمیت است که استان کهگیلویه و بویر احمد دارای آب و هوای مناسب و متنوعی است که می‌تواند یکی از مناطق مستعد کشت و تولید گیاهان دارویی باشد.از این‌رو این پژوهش به منظور بررسی و شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و چالش‌های کشت و تولید گیاهان دارویی در استان کهگیلویه و بویر احمد انجام گرفت. برای این منظور، از روش تحلیل مربوطه (سوات) استفاده شد و سرانجام، با استفاده از ماتریس سوات راهبردهایی جهت بهبود شرایط توسعه‌ی این صنعت در منظقه مورد مطالعه ارائه گردید. شرح بیشتر و دقیق تر یافته ها از جمله راهبردهای مورد نظر در متن مقاله ارایه شده است

ترویج و آموزش کشاورزی

عوامل مؤثر در تمایل کشاورزان بر تداوم کشت توتون در استان مازندران

دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 63-74

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.225538.1844

عبدالحلیم کر، حمید بلالی، محمدشریف شریفزاده

چکیده استان مازندران از جمله قطب‌های مهم تولید توتون در کشور می‌باشد. بررسی وضعیت کشت توتون به عنوان یک نظام تولید کالای تخصصی در این استان طی دوره 28 ساله بر مبنای مستندات موجود نشان‌گر کاهش کشت این محصول است. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تمایل کشاورزان بر ادامه کشت توتون در استان مازندران انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی آن با استفاده از نظرات گروهی از صاحب‌نظران تأئید شد و پایایی آن بر مبنای سنجش ضریب آلفای کرونباخ برای بخش‌های مختلف پرسشنامه شامل عوامل محیطی، ترویجی، فنی، اجتماعی و حمایتی بالاتر از 75/0 بدست آمد. جامعه آماری این تحقیق را توتون‌کاران استان مازندران تشکیل می‌دهند که با بهر‌ه‌گیری از فرمول کوکران تعداد 147 نمونه به روش نمونه‌گیری طبقه‎ای متناسب انتخاب شدند. بر اساس نتایج تحلیل توصیفی 47/5درصد از کشاورزان به کشت توتون تمایل مثبت داشتند و مقایسه میانگین تمایل به ادامه کشت در رابطه با سن، سطح سواد، سابقه کشت و درآمد در دو جامعه (موافقان و مخالفان ادامه کشت) تفاوت معنی‌داری را نشان نداده ‌است. همچنین طبق نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون لجستیک متغیرهای خشکسالی و دیم بودن شرایط کشت، محصولات رقیب مانند برنج و گندم، نیروی کار خانواده و شفاف‌سازی درجات خرید به ترتیب با ضریب تأثیر 0/663، 1/079، 0/589 و 0/928 در مجموع 33 درصد تمایل و عدم تمایل کشاورزان نسبت به ادامه کشت توتون را پیش‌بینی نموده است. بر این اساس به منظور افزایش تمایل کشاورزان به ادامه کشت اتخاذ سیاست‌های قیمت گذاری مناسب و ارائه خدمات حمایتی مانند اعطای وام و اعتبارات، بیمه توتون‌کار و آشنای آنان با روش‌های مناسب زراعی و آماده‌سازی زمین با توجه به شرایط منطقه، توصیه می‌شود.

ترویج و آموزش کشاورزی

تبیین راهبردهای بهبود معیشت عشایر در شهرستان گچساران

دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 67-85

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.94228.1670

خداعفو راشدنسب، مصطفی احمدوند

چکیده      تغییرات آب و هوایی از جمله خشکسالی، جوامع عشایری کشور را با مشکل فروپاشی مواجه ساخته است. این در حالی است که این قشر مولد سهم به­سزایی در پایداری تولیدات دامی دارد. بی­شک اگر به تنوع­بخشی معیشت جوامع عشایری پرداخته نشود، امنیت غذایی سایر اقشار جامعه به خطر خواهد افتاد. بنابراین، سؤال اصلی پژوهش این است که چه راهبردهایی برای توسعه معیشت عشایر شهرستان گچساران وجود دارد؟ این پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکردی کاربردی است که با استفاده از روش پیمایش به تبیین راهبردهای بهبود معیشت در عشایر شهرستان گچساران پرداخته است. افراد مورد مطالعه کارشناسان اداره کل امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد بودند که دیدگاه آنان با استفاده از پروتکلی مبتنی بر تحلیل SWOT مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به توان و استعدادهای عشایر منطقه، تمرکز بر راهبردهای درون­زا جهت برنامه­ریزی جامع از طریق بازنمایی نقاط قوت، تقویت فرصت­ها و مقابله با تهدیدها و نقاط ضعف ضروری است. بر همین اساس، ماتریسIE  ترسیم شد که راهبرد تدافعی حائز اولویت گردید. از این رو، راه­کارهایی متناسب با این راهبرد جهت بهبود معیشت عشایر منطقه گچساران مورد توجه قرار گرفت. فزون بر آن، ترسیم برنامه فضایی یا آمایشی با هدف شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت­ها و تهدیدها در هر سامانه عشایری با مشارکت عشایر و برنامه­ریزان برای بهبود معیشت آن­ها و حفظ این جامعه کهن توصیه می­گردد. ایجاد فهم دقیق، روشن و ممیز از ابعاد چهارگانه تحلیل SWOT در افراد مورد مطالعه از جمله محدودیت­های این پژوهش بود. 

توسعه روستایی

راهبردهای تحقق مشارکت زنان روستایی درپروژه‌های توسعه در ایران

دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 67-82

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.295505.1962

شهره سلطانی، مجتبی پالوج

چکیده به دلیل توجه کمتر به ظرایف وپیچیدگی­های موضوع مشارکت، مشارکت زنان روستایی در پروژه­های توسعه اغلب به صورت یک شعار باقی می­ماند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای مناسب برای تحقق مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژه­های توسعه از دیدگاه صاحب‌نظران انجام شد. به منظور دستیابی به این هدف، با استفاده از چارچوب مؤسسه بین‌المللی غذا (IFPRI)، راهبردها و راهکارهای مشارکت زنان در سه مرحله دسترسی به پروژه، منفعت یابی و توانمندی احصا شد. در این پژوهش که در سال‌های 1399-1400 انجام گرفت، به دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در نتیجه شیوع بیماری کرونا، از روش پیمایش اینترنتی استفاده شد. جامعه آماری (71نفر) از بین اعضای انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت.  تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22، انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان­داد که شش دسته عمده راهبرد برای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه  شامل برنامه­ریزی بر اساس ویژگی­های فردی زنان، برنامه­ریزی بر اساس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامه­ریزی برای توسعه آموزش، محتوای رسانه­ها و فناوری اطلاعات وارتباطات، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه‎سازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرح‌های اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاست‌های دولت و عملکرد سازمان‌ها می­باشد. اولویت­بندی راهکارهای تحقق مشارکت زنان در پروژه­های توسعه در مراحل سه گانه مذکور تفاوت دارد. راهبردی که در هر سه مرحله اولویت بالا دارد، تشکیل گروه­های خاص زنان و شبکه­سازی می­باشد.

اولویتبندی راهبردهای توسعة گردشگری روستایی از منظر آمایش سرزمین، مطالعة موردی: روستای گایکان (شهرستان الیگودرز)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 69-84

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6008

هدایت اله درویشی، مریم بیرانوندزاده، سید علی نادر دهقانی الوار، سجاد احمدی

چکیده  ارتقاء گردشگری روستایی برمبنای توسعة گردشگری پایدار و تبدیل توریسم به موتور محرکة اقتصادی منطقه برای بهبود کیفیت زندگی جامعه از مهم‌ترین مواردی است که نیازمند به اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی متناسب با قابلیت‌های منطقه‌ای و محلی و با جهت‌گیری‌هایی آمایش سرزمین است. این تحقیق با هدف تبیین و تحلیل راهبردهای توسعة گردشگری روستایی در روستای گایکان که از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان الیگودرز بوده، تدوین‌شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از ابزار پرسش‌نامه برای جمع‌آوری اطلاعات به‌کار رفته است و تعداد نمونه‌های بررسی‌شده در محدودة جغرافیایی شامل 184 نفر می‌شود. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده  و برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و اولویت‌بندی راهبردهای توسعة گردشگری از مدل سوات (SWOT) استفاده‌شده است. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی، استراتژی تهاجمی (حداکثر- حداکثر) به‌عنوان استراتژی مطلوب برای نیل و دستیابی به توسعة گردشگری روستای گایکان است.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تبین تاثیر مشاغل خانگی بر ساختار اقتصادی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادلات‌ ساختاری (مطالعه موردی: مناطق روستایی استان اصفهان)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 71-85

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.261373.1895

احمد حجاریان، محمد رضا نیلفروش

چکیده مشاغل خانگی در مناطق روستایی در راستای ماندگاری آن‌ها و عدم مهاجرت بسیار با اهمیت می‌باشد و بررسی آن می‌تواند در راستای اشتغال پایدار و به تبع آن توسعه پایدار ، با ارزش می ‌باشد. این امر در مناطقی که دارای تعداد زیاد روستا با جمعیت زیاد و اغلب بدون درآمد ثابت می‌باشند، از جمله مناطق روستایی استان اصفهان، از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشد.
هدف از این مقاله تأثیر مشاغل خانگی بر ساختار اقتصادی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادلات‌ ساختاری می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی – علی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیۀ روستاییان شاغل در مشاغل خانگی استان اصفهان می باشد که بر طبق اعلام مرکز آمار ایران در آبان سال 1395 برابر با 296581 نفر بوده اند که از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه آماری استفاده شد که بر این اساس حجم نمونه برابر با 384 خانوار برآورد شد. در ادامه با استفاده از روش نمونه‌گیری احتمالی ، پرسشنامه‌ها در بین 95 روستای استان اصفهان که به صورت تصادفی در سال 1398 انتخاب شده اند توزیع شد. نتایج نشان می‌دهد که اعتبار اندازه گیری شده هر پنج مدل اندازه گیری و نیز مدل پنج عاملی مرتبه دوم برای بررسی مشاغل خانگی قابل قبول می‌باشد. در نهایت رونق تولید (30/0)، افزایش سرمایه گذاری(18/0)، بهبود فضای کسب و کار(66/0) ، کاهش بدهی روستاییان(46/0) و کاهش مهاجرت (22/0) از بارهای عاملی را تبیین می نماید .