بررسی مؤلفه های کارآفرینی اکوتوریسم در پای کوه های سهند مطالعه موردی دره آذرشهرچای
دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 53-65
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.298300.1977
پریسا سادات سهرابی، داود مختاری
چکیده ترکیب کارآفرینی و اکوتوریسم از بهترین راهکارهای متنوعسازی اقتصاد جوامع، مخصوصاً روستاها، ایجاد اشتغال و تولید ثروت و رفاه به شمار میرود. و در مواقعی که کشاورزی به تنهایی قادر به تأمین فرصتهای شغلی مورد نیاز جوانان نیست، فرصتهای شغلی جدیدی در صنعت و خدمات ایجاد میکند. هدف از این تحقیق شناخت مؤلفهها، شاخصها و تأثیرات آنها به منظور مدیریت و اجرای صحیح «کارآفرینی اکوتوریسم» در دره آذرشهرچای و استفاده حداکثر از ظرفیتهای این منطقه است. در این راستا، در این تحقیق ابتدا شاخصهای استاندارد توسعه کارآفرینی اکوتوریسم از طریق منابع کتابخانهای استخراج شد. سپس با استفاده از نرمافزار Micmac که جهت انجام محاسبات پیچیده ماتریس متقاطع در آیندهپژوهی و مطالعه شاخصهای کیفی طراحی شده است، میزان ارتباط و تأثیر هر یک از مؤلفهها در حوزه کارآفرینی مشخص شد. قضاوت در مورد میزان تأثیر هریک از شاخصها بر روندها در این نرمافزار بر اساس مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق ساکنان روستاهای دره آذرشهرچای علیالخصوص صاحبان کسب و کارهای مرتبط با اکوتوریسم است. یافتههای تحقیق نشان میدهد محیط عمومی کارآفرینی اکوتوریسم منطقه به دلیل عدم برنامهریزی صحیح، ضعف قانونگذاری و طولانی و خستهکننده بودن پروسه اداری سرمایهگذاری ناپایدار است. نتایج حاکی از آن است که از «تنوع جغرافیایی» به عنوان پتانسیل بالقوه برای توسعه کارآفرینی اکوتوریسم دره آذرشهرچای، به دلایلی همچون موانع اقتصادی، ضعف قانونگذاری، عدم وجود اعتبارت بانکی مشوق کارآفرینی و سیستم اداری نامناسب و بروکراسی طولانی و خستهکننده، به نحو احسن استفاده نشده است. تا جایی که تأثیر مؤلفههایی چون وضوح قوانین، حامی و مشوق بودن قوانین، اعتبارات بانکی و درآمد به عنوان انگیزه، بیشتر از «تنوع جغرافیایی» است. همچنین در میان ویژگی های مؤثر رفتاری ـ اجتماعی کارآفرینان ، تأثیر «ریسکپذیری» بیش از توفیقطلبی است. و این بعنی کارآفرینی در دره آذرشهرچای با ریسک زیادی مواجه است.
بررسی عوامل مؤثر بر استفاده از آموزش های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشاورزی شمال خوزستان
دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 55-69
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.271002.1914
رستم فتحی، امیر عزیزپناه
چکیده با توجه به محدودیتهای مختلف بهمنظور ارائهی آموزشهای حضوری به کشاورزان، استفاده از روشهایی که بتواند با حداقل زمان و هزینه، دستیابی به علوم جدید را ممکن سازد، بیش از پیش اهمیت دارد. یکی از این روشها استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات است که بهطور قابلتوجهی در بخش کشاورزی نیز در حال گسترش میباشد. ازاینرو شناخت عوامل موثر بر استفاده از این فناوریها ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر استفاده از این فناوریها در بین کشاورزان شمال خوزستان در سال 1399 بود. نمونهای به حجم 150 نفر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و رگرسیون لجستیک استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیر سن بر استفاده از آموزشهای مبتنی بر فناوریهای اطلاعات و ارتباطات دارای اثر معنیدار کاهشی است و بهازای هر سال کاهش سن، این آموزشها 03/0 افزایش پیدا میکند. بهازای یک ساعت افزایش آموزشهای ترویجی، 04/0 واحد و بهازای افرایش هر واحد درآمد کشاورز، استفاده از آموزشها 14/0 افزایش پیدا میکند. اثر متغیرهای اندازه زمین و عضویت در تعاونیها، بر استفاده از آموزشهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات غیرمعنیدار بود. میزان حساسیت پیشگویی مدل رگرسیون، 8/75/0 و میزان تشخیصپذیری آن نیز 8/81/0 برآورد شد و بهطورکلی در 3/79/0 حالات، مدل برآورد شده بهدرستی دستهبندیها را پیشگویی نمود. با توجه به اثرگذاری بیشتر درآمد کشاورز بر استفاده از آموزشهای مبتنی بر ICT، پیشنهاد میشود هزینهی اینترنت برای بسترهای ارائهی آموزشهای کشاورزی مبتنی بر وب، تا حد امکان تعدیل گردد.
تحلیل چالشهای امنیت غذایی در بین خانوارهای روستایی (دهستان هفت آشیان، شهرستان کرمانشاه)
دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 57-72
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.355281.2044
جلال یاوری، زهرا اطهری
چکیده امنیت غذایی در ایران همواره یکی از اهداف عمده برنامه های توسعه روستایی و کشاورزی بوده است. در این راستا، خانوارهای روستایی که به طور عمده تأمین کننده مواد غذایی کشور هستند می بایست دسترسی مناسبی به مواد غذایی مطلوب داشته باشند، این در حالی است که این موضوع همواره با چالش های بسیاری رو به رو بوده است. لذا، هدف این پژوهش که در سال 1400 با روش کیفی انجام شد، تحلیل چالش های امنیت غذایی در خانوارهای روستایی بود. جامعه تحقیق، سرپرستان خانوارهای روستایی دهستان هفت آشیان شهرستان کرمانشاه بودند (375=N). ابزار اصلی گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با افراد مطلع بود که از طریق نمونه گیری هدفمند و با روش گلوله برفی، مورد مطالعه قرار گرفتند (35=n). تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده به روش تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار MAX-QDA12، منجر به شناسایی 44 مفهوم در قالب 4 مقوله اصلی شد؛ بر این اساس، چالش های اساسی امنیت غذایی در منطقه مورد مطالعه به ترتیب اهمیت شامل: چالش های مالی و اعتباری (فراوانی تجمعی: 212)، ضعف سیستم مدیریتی و قانونگذاری (فراوانی تجمعی: 190)، چالشهای فرهنگی ـ اجتماعی (فراوانی تجمعی: 183)، پیچیدگی ماهیت کشاورزی و شرایط محیطی (فراوانی تجمعی: 181) بود. بنابراین، بهبود وضعیت درآمدی خانوارهای روستایی و نظارت دقیق و درست بر قیمت گذاری ها توسط مسئولان تأثیرات مهم و قابل توجهی در بهبود وضعیت امنیت غذایی خواهد گذاشت و توجه بیشتر مسئولان بر چالش های مالی و اعتباری می تواند بسیار راهگشا و مفید باشد.
نقش تسهیلات مسکن روستایی در تحولات کالبدی روستاهای شهرستان خوانسار
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-77
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.375303.2064
اصغر نوروزی، بهروز قرنی آرانی، احمد عظیمی
چکیده مسکن از نیازهای اولیه انسان و جزئی از هویت روستا است و در دهههای اخیر به دلایل مختلف زمینهساز تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شده است. پژوهش حاضر بر تجزیه و تحلیل پیامدهای کالبدی برخورداری روستاهای شهرستان خوانسار از تسهیلات مسکن روستایی تصریح و تأکید دارد و در تلاش است تا «کیفیت مصالح»، «کیفیت سازهای»، «ساختار بومی مسکن» و «کیفیت مسکن استاندارد» را در مساکن روستایی ساختهشده با اعتبارات این طرح واکاوی کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. جامعه آماری مورد پژوهش، سرپرستان خانوارهای روستایی بر پایه سرشماری ۱۳۹۵ و تعداد نمونه با محاسبة فرمول کوکران 345 نفر است که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. همچنین با کاربرد روش نمونهگیری خوشهای-تصادفی، تعداد 18 روستا تعیین شد. با توجه به مطالعات کتابخانهای، مصاحبه با مسئولان بنیاد مسکن و مشاهدات میدانی، پرسشنامهای با 27 سؤال زیر نظر کارشناسان دانشگاه طراحی و در میان نمونهها توزیع و تکمیل شده است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ بر اساس 40 پرسشنامه، 83/0 به دست آمد که در حد مطلوبی است. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری، به طور کلی تسهیلات مسکن روستایی بر تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شهرستان خوانسار با ضریب تأثیر 18/0 اثر داشته است. در این میان تسهیلات مسکن روستایی بر «کیفیت مصالح» با ضریب تأثیر 31/0، «کیفیت سازهای» با ضریب تأثیر 48/0، «ساختار بومی» با ضریب تأثیر 81/0 و بر «مسکن استاندارد» با ضریب تأثیر 25/0 اثرگذار بوده است. بنابراین تداوم ارائه تسهیلات با رویکردی نوین و مبتنی بر شرایط بومی نواحی روستایی پیشنهاد میشود.
تبیین پیامدهای فضایی استقرار صنایع بر توسعه روستاهای پیرامونی در مجتمع صنعتی باریج اسانس کاشان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 60-75
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.51044.1526
محسن شاطریان، صدیقه کیانی سلمی، محمود گنجی پور
چکیده استقرار صنایع روستایی به عنوان یک بخش مولد اقتصادی یکی از موضوعات مهم و گامی اساسی در تعدیل اختلاف درآمد بین مناطق شهری و روستایی است و از این واقعیت نشأت میگیرد که صنایع روستایی قادرند فرصتهای شغلی و درآمدی بیشتری ایجاد نمایند و از این رو بستر مناسبی برای توسعه روستایی فراهم سازند. هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین پیامدهای فضایی استقرار مجتمع صنعتی باریج اسانس کاشان بر توسعه روستاهای پیرامونی میباشد. این مجتمع صنعتی متشکل از سه کارخانه اسانسگیری، تجهیزاتسازی گلکاران و تقطیران و شرکت باریج است. حجم نمونه این مجتمع با استفاده از فرمول کوکران 120 نفر تعیین و پرسشنامه بر مبنای نسبت کارکنان هر یک از کارخانجات سه گانه مجتمع صنعتی باریج اسانس از حجم نمونه محاسبه و به صورت تصادفی در بین کارگران روستایی (ساکن در روستاهای محدوده مورد مطالعه) مجتمع صنعتی باریج اسانس توزیع گردید. نتایج تحقیق صورت گرفته بیانگر آن است که از لحاظ اقتصادی ایجاد صنایع روستایی موجب افزایش مصرف مواد غذایی، افزایش استفاده از کالاهای مصرفی بادوام و افزایش رضایتمندی روستاییان و از لحاظ اجتماعی موجب افزایش مشارکت، بهبود نحوه و میزان اوقات فراغت و کاهش مهاجرت روستاییان و از نظر کالبدی موجب بهبود کیفی و کمی مساکن روستایی شده است.
ارزیابی مدیریت پایدار اراضی کشاورزی استان آذربایجان شرقی (مطالعه موردی شهرستان ملکان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 61-80
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13411
محمد رضا محبوبی، سیامک نبی زاده، غلامحسین عبدالله زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی مدیریت پایدار اراضی کشاورزی در شهرستان ملکان میباشد. جامعه آماری شامل کشاورزان گندمکار بود که 162 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند. ابزار تحقیق پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات اساتید دانشگاه و کارشناسان جهاد کشاورزی شهرستان ملکان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (71/0) تأیید شد. روش سنجش پایداری نیز مبتنی بر ساخت شاخص ترکیبی به تفکیک مؤلفههای ششگانه مدیریت پایدار اراضی بود. نتایج ارزیابی سطح پایداری مدیریت اراضی مشخص کرد که 1/19 درصد از کشاورزان در وضعیت ناپایدار، 34 درصد نسبتاً ناپایدار، 5/26 درصد نسبتاً پایدار و 4/20 درصد در وضعیت پایدار قرار داشتند. نتایج ضریب همبستگی نشانداد که ارتباط مثبت و معنیداری بین متغیرهای سن و سابقه کار با مؤلفههای پایایی و قابلیت پذیرش، میزان زمین و درآمد کشاورزی با مؤلفههای پایایی، قابلیت پذیرش و دانش فنی، عملکرد گندم و میانگین مصرف کود شیمیایی با مؤلفه امنیت، تعداد قطعات اراضی با مؤلفه قابلیت پذیرش و میزان استفاده از ماشینآلات با مؤلفههای بهرهوری، پایایی، قابلیت پذیرش و دانش فنی وجود داشت. همچنین ارتباط منفی و معنیداری بین متغیرهای درآمد غیرکشاورزی با مؤلفه بهرهوری و مصرف سموم شیمیایی با مؤلفه حفاظت دیده شد.
تحلیلی بر نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 80-108
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.421113.2136
سید هادی طیب نیا، علی ایزدی
چکیده در پایداری حیات انسانی، کشاورزی و تولیدات آن دارای نقش اساسی است. در این راستا باید در بخش کشاورزی تغییرات اساسی انجام شود چراکه امنیت غذایی خانوارهای شهری و روستایی در جهان وابسته به پایداری بخش کشاورزی است. در این میان خلاقیت و نوآوری در بخش کشاورزی می-تواند این امنیت غذایی را برای خانوارهای روستایی تامن نماید. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش کشاورزی خلاق در پایداری امنیت غذایی خانوارهای روستایی در روستهای شهرستان رشتخوار انجام شده است. این پژوهش کاربردی با روش توصیفی – تحلیل انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه سرپرستان خانوارهای روستایی شهرستان رشتخوار تشکیل میدهد که با استفاده از فرمول کوکران، 377 نفر از سرپرستان خانوارها به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدهاند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانهای بوده است. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با کسب نظرات کارشتاسان مربوطه و انجام پیش آزمون با تعداد 30 پرسشنامه به تایید رسیده است. در ادامه پرسشنامهها در 20 روستای محدوده مورد مطالعه توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها روشهای انتروپی شانون، تکنیک کوپراس و از نرم افزار spss و Excel, Matlab استفاده شد. یافتههای تحقیق موید آن است که روستاهای فتحآباد، باسفر، عباس اباد فرامیشان، جنت اباد از بیشترین پایداری امنیت غذایی و روستاهای صادق اباد، ریوند، کاظم آباد، محرم آباد، علی نقی سفلی از کمترین پایداری امنیت غذایی در سطح منطقه برخوردار هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد که ارتباط معناداری قوی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی وجود دارد به گونهای که ضریب همبستگی بین کشاورزی خلاق و پایداری امنیت غذایی 741/0 میباشد.
بررسی و تحلیل چالشهای پیش روی تحقق اقتصاد مقاومتی در مناطق روستایی شهرستان رودبار جنوب
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 159-179
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.202560.1819
حمداله سجاسی قیداری، سیدرضا حسینی کهنوج، فاطمه نارویی امیری
چکیده روستاها به واسطه در برگرفتن بخش عظیمی از منابع کشور، میتوانند نقش کلیدی در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی داشته باشند که این امر نیازمند برطرفسازی چالشهای پیش رو است. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل چالشهای پیشروی تحقق اقتصاد مقاومتی در مناطق روستایی شهرستان رودبارجنوب و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نوع نمونهگیری در این پژوهش، تصادفی طبقهای میباشد. برای اینکار، از بین مراکز سکونتگاهی این دهستان، 7 روستای دارای جمعیت بالای 100 نفر و توانا در امر کشاورزی(به عنوان مهمترین فعالیت منطقه)، به عنوان نمونه مکانی انتخاب شدند که روی هم رفته، جمعیتی بالغ بر 1119 نفر را تشکیل میدهند که با استفاده از روش فرمول کوکران و طبق محاسبه خطای 6 درصد، 167 نفر به عنوان نمونه آماری جهت پرسشگری انتخاب شدند. این فرایند در بازه زمانی سال 1396 اجرا شد. برای تحلیل دادهها و اولویتبندی چالشها از تحلیل عاملی استفاده شد. در انتها با استفاده از نرمافزار پرومیته به رتبهبندی روستاهای مورد نظر پرداخته شد. نتایج بهدست آمده نشان داد در بین مهمترین چالشهای تحقق اقتصاد مقاومتی، مولفه مخاطرات محیطی بیشترین ضریب اثرگذاری را دارا میباشد. نتایج حاصل از نرمافزار پرومبته نشان داد؛ روستاهای علیآباد و عبدل آباد نسبت به شاخصهای عاملی مشخص شده در اولویت اول قرار گرفتهاند. با توجه به اینکه روستاهای مذکور، مهد استعدادهای مختلف اقتصادی است، پیشنهاد میشود با اجرای طرحهای صنایع ریسندگی، حصیربافی، پرورش طیور، طرحهای دامداری و دامپروری، زنبورعسل، اجرای طرحهای مختلف کشاورزی و کشت گیاهان دارویی پرداخته شود که میتواند زمینه ساز تحولی برزگ در روستاها باشد.
تحلیل اثرات اجرای طرح هادی روستایی بر بهبود کیفیت زندگی جامعه محلی(مطالعه موردی: دهستان رشتخوار)
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 165-188
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.318950.1990
سید هادی طیب نیا، علی ایزدی
چکیده یکی از مهمترین طرحها و برنامههای دولت برای ساماندهی و توسعه روستاها در کشور، تهیه اجرای طرح هادی است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی و تحلیل پیامدهای اجرای طرح هادی روستایی در راستایی بهبود کیفیت زندگی جامعه محلی در دهستان رشتخوار میباشد. این تحقیق، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، روش نمونهگیری تصادفی بوده است و با فرمول کوکران(320 خانوار در سطح محدوده مورد مطالعه) حجم نمونه تعیین گردید. دادهها، با مطالعات میدانی( پرسشنامه، مشاهده: شاخصهای انتخابی و محقق ساخته) و استفاده از مطالعات کتابخانهای جمع آوری شده است. برای سنجش پایایی پرسشنامه، با استفاده از روش آلفای کرونباخ با میزان 830/0، رضایت بخش بودن دادهها برای انجام پژوهش را نشان داد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شد. همچنین برای بررسی توزیع فضایی در بین روستاهایی که طرح هادی در آن اجرا شده بود از الگوی ویکور استفاده شد. یافتههای تحقیق، نشانگر آن است که میانگین اثرات طرح هادی بر کیفیت زندگی مناطق روستایی مورد مطالعه در آزمون (t) تک نمونهای در سطح متوسط(3) است. هعمچنین در الگوی رگرسیونی چندگانه توام، نقش عوامل و ابعاد تاثیر گذار بر میزان کیفیت زندگی خانوارهای روستایی از پیامدهای طرحهادی و توسعه آن در دهستان رشتخوار، نشان داد که همه ابعاد 6 گانه کالبدی، زیرساختی، محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی معنادار هستند. براساس تکنیک وایکور، روستای فتحاباد و سعادت آباد به ترتیب با 16/0 و 20/0 دارای بالاترین رتبه و روستاهای روح آباد و اندنجرد با میزان 96/0 و 80/0 دارای پایینترین رتبه از نظر بهبود کیفیت زندگی موثر از اجرای طرح های هادی، نسبت به سایر روستاها هستند.
تحلیل کانونی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت زنان روستایی در عملیات پس از برداشت محصولات کشاورزی (موردمطالعه: دشت مغان)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 171-183
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.236168.1856
میلاد جودی دمیرچی، مژده ملکی، یوسف حجازی
چکیده مشارکت زنان در فعالیتهای کشاورزی اهمیت بسیاری دارد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل کانونی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت زنان روستایی در عملیات پس از برداشت محصولات کشاورزی در دشت مغان، به انجام رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه باغداران دشت مغان (1303N=) بود که با استفاده از فرمول کوکران 210 نفر از آنان بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. بهمنظور تعیین روایی پرسشنامه از دیدگاه متخصصان استفاده شد و همچنین پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (89/0) مورد تأیید قرار گرفت. متغیرهای وابسته تحقیق شامل حملونقل، انبار کردن، فرآوری، بستهبندی و بازاریابی بودند. عضویت در تعاونی تولید، شورای روستا، صندوق اعتبارات خرد و انجمن اولیا و مربیان نیز بهعنوان متغیرهای مستقل مدنظر قرار گرفتند. نتایج نشان داد، باغدارانی که در تعاونیهای تولید فعالیت میکردند، دارای مهارتهای بازاریابی کمتری بودند، درحالیکه باغداران عضو شورای روستا از مهارتهای بالاتر برخوردار بودند. با توجه به یافتههای تحقیق حاضر آموزش بیرونی (آموزشی همهجانبه اعضا و مدیران تعاونی توسط اداره تعاون، جهاد کشاورزی و سازمانهای ترویجی و ... در زمینه فروش و بازاریابی محصولات خود) و آموزش درونی (یادگیری متقابل اعضای تعاونیها و شوراهای روستایی از یکدیگر در زمینه بازاریابی و ...)، ایجاد ارتباطات شبکهای در سطح فردی (سرمایه اجتماعی) و در سطح نهادی (سرمایه سیاسی)، اتخاذ سیاستهای حمایتی از بخش تعاون و شورای روستا (بیمه محصولات، بازاریابی، اعتبارات) و ایجاد زیرساختها با دخالت صندوقهای خرد روستایی با حمایتهای دولتی پیشنهاد میگردد.
اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی مطالعهی موردی: دهستان گوزلدره، شهرستان سلطانیه
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 187-199
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.270126.1912
بهروز محمدی یگانه، منیژه احمدی، مهدی چراغی، مینا سلطانی
چکیده مسکن در نواحی روستایی در برآوردن نیازهای اساسی انسان نقش ویژهای دارد. با درنظر گرفتن کارکردهای متنوع مسکن روستایی، مطالعهی تاثیر عوامل مختلف در نحوهی تغییر و تحول آن اهمیت دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی اثرات سبک زندگی بر هویت کالبدی مسکن در نواحی روستایی میباشد، تحقیق حاضر در نیمه اول سال 1399 با روش گردآوری اطلاعات، کتابخانهای و میدانی و استفاده از ابزار (پرسشنامه، مشاهده) انجام شده است؛ نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است، جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان گوزلدره می باشد. که در سرشماری سال 1395 دارای هشت روستای دارای سکنه: شامل 1451 خانوار و 4864 نفر جمعیت میباشد. از بین خانوارها، 305 خانوار با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شد و از هر روستا بر اساس درصد خانوار، تعدادی نمونه برای تکمیل پرسشنامه و به روش نمونهگیری تصادفی ساده تکمیل شد. روش تجزیهوتحلیل اطلاعات هم به صورت کمی و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، درصد فراوانی و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر) بود. براین اساس؛ در بعد کالبدی مسکن شاخص (مناسب بودن مسکن جهت استراحت) با میانگین 27/3% و در بعد دلبستگی به مکان شاخص (تلاش روستائیان جهت حل نزاعهای اجتماعی) با میانگین 77/3% دارای بیشترین میزان اهمیت است. براساس نتایج آزمون استنباطی ابعاد سبک زندگی به عنوان متغیر مستقل و هویت مسکن به عنوان متغیر وابستهاند، و از بین ابعاد سبک زندگی، بعد سلامت معنوی، با بیشترین بتا (494/0) تاثیرگذارترین عامل است. پیشنهاد اساسی تحقیق حاضر ارائه تسهیلات اعتبارات مقاومسازی مسکن با در نظر گرفتن نیازهای معیشتی روستائیان میباشد.
تحلیل مکانی- فضایی سطوح توسعهیافتگی دهستانهای شهرستان بویراحمد
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 193-214
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38652
حسن افراخته، سید امیر توفیقیان اصل
چکیده شناسایی ساختار سطوح توسعهیافتگی نواحی و توانهای محیطی آنها به منظور توزیع فضایی عادلانه منابع و خدمات در پهنه ملی و ناحیهای در راستای توسعه یکپارچه از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. از این رو هدف اصلی این پژوهش تعیین سطوح توسعهیافتگی دهستانهای شهرستان بویراحمد میباشد. به این منظور، با استفاده از 55 متغیر در قالب هفت شاخص اقتصادی، بهداشتی- درمانی، آموزشی، اداری- سیاسی، ارتباطات، کالبدی- فضایی و فرهنگی- تفریحی که لازمه شناخت توسعه روستایی است، با روش توصیفی- تحلیلی و سنجش کمی دادهها و با بهرهگیری از مدل موریس به تعیین میزان پراکندگی فضایی خدمات در دهستانهای ناحیه اقدام شده است. نتایج نشان داد که تفاوتهای فضایی نسبتاً زیادی در سطوح توسعهیافتگی نواحی روستایی شهرستان وجود دارد؛ به گونهای که میانگین ضریب توسعهیافتگی دهستانها در شاخصهای اقتصادی و بهداشتی- درمانی (26/25 و 02/28) بسیار کمتر از میانگین ضریب توسعهیافتگی آموزشی (7/53) آن است و از مجموع 11 دهستان شهرستان، تنها دهستان سررود جنوبی از سطح توسعهیافتگی بالایی برخوردار بود و دهستانهای کاکان، چین و چنار در سطح توسهیافتگی پایین قرار دارشتند. همچنین محرومترین و توسعهیافتهترین دهستان در بخش مرکزی قرار داشتند که دلیل آن را میتوان در تمرکز جمعیت، تشدید مهاجرتها، دوری و نزدیکی به مرکز شهرستان جستجو کرد. در مجموع، بخش مارگون (شامل دهستانهای زیلایی و مارگون) نسبت به سایر بخشهای شهرستان در تمامی شاخصهای مورد مطالعه توسعهیافته تر بودند. در حقیقت، نواحی که دچار رکود در سیر پیشرفت خود شدهاند، خواهان توجه به فضا و تخصیص منابع و برنامهریزی بخشی میباشند.
شناسایی و اولویتبندی جاذبههای گردشگری در راستای توسعه منطقهای با استفاده از مدل تاپسیس و ویکور، مطالعه موردی: استان کردستان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 195-212
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.16976.1138
جمشید عینالی، احمد رومیانی، آسیه اسماعیلی
چکیده امروزه فعالیت گردشگری بهعنوان یکی از پر درآمدترین فعالیتهای جهانی دارای ارزشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که میتواند نقش مهمی در جهت توانمندسازی توسعه منطقه محروم به دنبال داشته باشد. هدف از این مطالعه اولویتبندی مناطق گردشگری در سطح استان کردستان به منظور معرفی در جهت سرمایهگذاری است تا بتواند زمینه مناسبی برای تحرک بخشی به اقتصاد منطقه و برنامهریزی بهتر برای توسعه مبتنی بر گردشگری در سطح استان باشد بنابراین به دنبال پاسخگویی به این سوال که کدام منطقه از لحاظ جاذبه گردشگری دارای بهترین شرایط سرمایهگذاری در توسعه منطقه مورد مطالعه میباشد. نوع تحقیق کاربردی، روش مورد استفاده تحقیق توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از مدل وایکور و تاپسیس استفاده شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مناطق نمونه گردشگری مجموعه پارک تفریحی آبیدر، دریاچه زریوار، روستای اورمانتخت هر کدام با ضریب 007/0، 071/0 و 103/0 و رتبه 1، 2 و 3 و از سوی دیگر، مناطق نمونه گردشگری دریاچه زریوار، مجموعه پارک تفریحی آبیدر و روستای اورمانتخت هر کدام با ضریب 872/0، 851/0و 77/0 و با رتبه 1، 2 و 3 با استفاده از مدل تاپسیس به ترتیب دارای بالاترین سطوح برخورداری از معیارهای مورد نظر بودهاند.
تحلیل راهبردی نظام ترویج به عنوان ابزار توسعه روستایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 197-215
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.87296.1657
پریوش مرادی، عنایت عباسی، مجیدرضا خداوردیان
چکیده امروزه ترویج متأثر از تغییرات مستمری است که در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعضای جوامع روستایی یا همان تودههای بهرهبردار از منابع پایه تولید رویداده و میدهد؛ از مهمترین انتقاداتی که به نظام ترویج کشاورزی وارد شده است، عدم توجه کافی به آینده و آماده نبودن برای مواجهه با این تغییرات است. هدف اصلی این تحقیق تحلیل راهبردی نظام ترویج کشاورزی ایران است. جامعه آماری 169 نفر از کارشناسان و مدیران ترویج شش استان فارس، زنجان، تهران، کرمان، مازندران و کرمانشاه بوده که 117 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شده است. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده و روایی آن به تأیید پانلی از متخصصان ترویج قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز در مرحله آزمون مقدماتی تعیین گردید و میزان آلفای کرونباخ برای بخشهای مختلف پرسشنامه محاسبه گردید (92/0- 75/0). روش تحقیق توصیفی و با عنایت به اهداف تحقیق مبتنی بر تحلیل راهبردی SWOT است. ابتدا با تحلیل محیط داخلی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف نظام ترویج تهیه و سپس با واکاوی محیط بیرونی فهرستی از فرصتها و تهدیدها شناسایی گردید. برخی از راهبردهای حاصل از یافتههای تحقیق شامل افزایش سهم اعتبارات خاص ترویج و آموزش کشاورزی در کشور؛ اصلاح ساختار، بازتعریف رسالتها و بازنگری در اهداف ترویج و قانونی نمودن آنها بهمنظور جلوگیری از تغییرات مداوم؛ ایجاد هماهنگی بیشتر بین دستگاههای اجرایی با فعالیتهای ترویجی؛ بازنگری در ارتباط تشکیلاتی بین صف و ستاد ترویج و استفاده از ظرفیت مراکز آموزشی و تحقیقی میباشد.
محیط جغرافیایی و توسعه فضایی روستاشهر شهمیرزاد
دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 197-212
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.269507.1910
سعید کامیابی
چکیده بررسی عوامل محیطی موثر در رشد و توسعه روستا شهر به تعیین جهات بهینه توسعه آتی شهر و توان محیط برای گسترش فضایی منجر می گردد. در این تحقیق تناسب زمین برای توسعه کالبدی-فضایی روستا شهر،شهمیرزاد در شمال شهر مهدیشهر استان سمنان،که استقرار مساکن و کاربری ها در محیط جغرافیایی آن(حوزه رودخانه چاکه) از ثبات مورفودینامیک نسبی برخوردارنیست، بر پایه ده معیار درچهارمنطقه پیشنهادی بر اساس روش توصیفی تحلیلی،با هدف ارائه مکان یابی و راهکارهای مناسب برای توسعه آتی شهمیرزاد، انجام شد،. و وزن دهی معیارها و پارامترهای مربوط، از مدل تحلیل سلسله مراتبی و مدل مخدوم با کمک دانش خبرگان و نرم افزار اکسپورت چویس صورت پذیرفت. با بررسی های صورت گرفته، این نتیجه حاصل شد که مناطق مختلف جغرافیایی شهری شهمیرزاد (شهمیرزاد شمالی شهمیرزاد جنوبی، شهمیرزاد شرقی و شهمیرزاد غربی ) به لحاظ اعمال و توزیع روش های یکسان محیطی از نظر کمی وکیفی همگن نیستند و توزیع و پراکندگی مکانی مسکونی در ارتباط با شاخص هایی همچون تمایلات مردم،ارتفاع و شیب زمین، وضعیت نسبت به مخاطرات طبیعی، فاصله با زمین های کشاورزی و باغات،فاصله از آبهای سطحی،مساحت، عامل مالکیت زمین (وقف و زمین دولتی)،هزینه خرید، هزینه آماده سازی و وضعیت نسبت به کاربری های نامتجانس) متناسب نیست. در این بین شاخص های اقتصادی همچون هزینه خرید و هزینه آماده سازی و عامل مالکیت زمین بیش از 50 درصد سهم را به خود اختصاص داده است روند گسترش شهر به سمت پهنه های پر خطر از نظر مخاطرات طبیعی (سیل و رانش و زلزله) و تخریب ،تصرف باغات حاصلخیز و تغییر کاربری شکل گرفته است. هرگونه توسعه باید متناسب با محدودیت های اکولوژیکی صورت گیرد و حال آنکه قرار است توسعه هدفمندی بین چهار محدوده جهت توسعه شهمیرزاد در آینده و بر اساس افق توسعه پایدار شکل گیرد. پس از ارزیابی و پهنه بندی انجام شده مشخص گردید که محدوده شرق (حوالی شهرک کلاهدوز تا کمربندی) نسبت به سمت غرب و شمال و جنوب شهر توان های محیطی بیشتری جهت توسعه فضایی پایدار آتی شهمیرزاد دارد
واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکلگیری روستاهای خلاق (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 214-237
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.384033.2081
علی ایزدی، سید هادی طیب نیا
چکیده امروزه نقش خلاقیت در اقتصاد جهانی و روند توسعه کشورها به قدری مهم و کلیدی ارزیابی شده است که، خلاقیت با سهمی چشمگیر توانسته نقشی اساسی در رشد و توسعه اقتصادی جهان ایفا نماید. از طرفی دیگر، توانمندی نیروی انسانی، توانسته پایداری این خلاقیت را برای سطوح مختلف یک کشور رقم بزند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی تأثیرگذاری خانوارهای توانمند بر شکلگیری روستاهای خلاق میباشد. پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی است و روش پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است. جمعآوری دادهها و اطلاعات به دو صورت اسنادی و میدانی(پرسشنامه) در 5 بعد توانمندی خانوارهای روستای(مؤثر بودن، معنیداری، شایستگی، اعتماد و حق انتخاب) انجام شد. جامعهآماری پژوهش شامل سرپرستان خانواردرروستاهای شهرستان رشتخوار بوده که براساس فرمول کوکران حجم نمونه 377 خانوار محاسبه و به صورت تصادفی ساده در سال 1401 توزیع شد. برای تحلیل دادهها از مدل تحلیل شبکهای(ANP)، تحلیلهای آماری ، تحلیل فضایی و نرمافزارهای Super Decisions ,GIS ، SPSS استفاده گردید، یافتههای تحقق نشان داد که شاخصهای خلاقیت خانوارها(9725/0)، اهمیت شغلی(9177/0)، شخصیت خانوارها(8847/0) دارای بیشترین وزن هستند. بنابراین مدل برازش شده برای انجام پژوهش مناسب بوده و بیانگر دهنده رابطه خطی و مستقیم بین توسعه شکلگیری روستاهای خلاق و خانوارهای روستایی توانمند در منطقه مورد مطالعه است. نتایج تحقیق نشان میدهد که، از عوامل اصلی عدم گسترش شکلگیری سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار میتوان به تأمین نیازهای مالی از سمت مدیران دستگاه های ذی ربط دولتی و خصوصی اشاره کرد. در این راستا به با توجه به روند جهانی شدن روستاها، وضعیت پایین تحصیلی در بین خانوارها میتواند چراغ قرمزی برای برنامهریزان روستایی باشد پیشنهاد میگردد.
بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی توسعه گردشگری در روستاهای شهرستان دنا
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 258-280
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.367764.2060
زینب نیکزاد، آیت اله کرمی، مهدی نوری پور
چکیده توسعه گردشگری میتواند اثرات و پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد. بنابراین لزوم مدیریت و کنترل اثرات گردشگری به منظور کاهش اثرات منفی و تقویت اثرات مثبت اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا به بررسی اثرات گردشگری بر بُعد اقتصادی و اجتماعی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان دنا بپردازد. جامعه آماری این پژوهش 1473 خانوار ساکن در روستاهای گردشگرپذیر و غیرگردشگرپذیر در سال 1400 درشهرستان دنا بود که به کمک جدول نمونه گیری بارتلت، به ترتیب 111 و 80 خانوار آنها (در مجموع 191 خانوار) به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای محقق ساخته بود که به منظور تأیید روایی صوری آن، از نظرات متخصصان موضوعی بهره گرفته شد. بر اساس یافتهها، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر و روستاهای غیرگردشگرپذیر قبل از توسعه گردشگری تغییر زیادی نداشته و تقریباً مشابه بوده است. در حالیکه وضعیت اقتصادی و اجتماعی حال حاضر ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) به طور معناداری بیشتر از ساکنان روستاهای غیرگردشگرپذیر با میانگین 67/2 و انحراف معیار 25/0) است. همچنین، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان در روستاهای گردشگرپذیر در حال حاضر، بهتر از قبل از توسعه گردشگری ارزیابی شد، به طوریکه بعد از توسعه گردشگری میانگین وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان روستاهای گردشگرپذیر (میانگین 97/2 و انحراف معیار 21/0) نسبت به قبل از توسعه گردشگری (میانگین 75/2 و انحراف معیار 26/0)، به طور معناداری افزایش یافته است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تأثیر مثبت توسعه گردشگری بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه مورد مطالعه مشهود میباشد. بر اساس یافتههای این تحقیق توجه بیشتر به سرمایهگذاری در حوزه گردشگری روستاها میتواند منجر به بهبود وضعیت اقتصادی روستائیان گردد.
تدوین برنامه راهبردی توسعه گردشگری در مناطق نمونه گردشگری روستایی ( مطالعه موردی: روستای نمونه گردشگری میمند در شهرستان شهربابک)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 279-297
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.178156.1791
رخساره اسدی کرم
چکیده گردشگری روستایی می تواند به مانند یکی از گزینه های مناسب برای درآمدزایی و ایجاد شغل و تحولات و دگرگونی های مثبت روستاها درنظر گرفته شود. با توجه به این مهم پژوهش حاضر در پی شناخت توانمندیهای روستای نمونه گردشگری میمند و تدوین برنامه استراتژیک گردشگری با استفاده از مجموعه عوامل درونی (قوت ،ضعف) ومجموعه عوامل بیرونی( فرصت ، تهدید) میباشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی میباشد. گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به روش بررسیهای اسنادی و کتابخانه ای و مطالعات میدانی صورت گرفته و برای تحلیل اطلاعات با بهرهگیری از تکنیک SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای گردشگری تجزیه و تحلیل شده و استراتژیهای ممکن جهت توسعه گردشگری منطقه تدوین شده است. یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که در این روستا 9 قوت،7 ضعف داخلی، در عین حال 8 فرصت و5 تهدید بیرونی دارای تاثیر عمده بر کارکردهای گردشگری روستا میباشد. نتایج ارزیابیهای حاصل از مدل راهبردی SWOT نشان میدهد که در بین عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعه گردشگری میمند،T4,O8,W4,S4,به ترتیب دارای امتیاز وزنی،39/0 ،51/0، 6/0 ، 72/0 بوده و امتیاز نهایی ماتریس ارزیابی عوامل درونی (21/3) و بیرونی (26/3) نشان می دهد که در مجموع شرایط منطقه مورد مطالعه از نظر امتیازهای گردشگری در شرایط مطلوب قرار دارد. استراتژیهای منتج از راهبردSWOT نشان داد که راهبرد تهاجمی(SO) با امتیاز 41/3 به عنوان اولین الویت و راهبردهای(ST) با امتیاز 29/3،(WO) با امتیاز 17/3 ،(WT) با امتیاز 05/3 به ترتیب در اولویتهای بعدی برنامه ریزی گردشگری میمند میباشند.
امکان سنجی اجرای طرح "کمکاشت" در راستای احیای تالاب جازموریان؛ مطالعه موردی شهرستان جیرفت
دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 287-298
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13609
حامد اسکندری دامنه، حسین نوروزی، حسن خسروی، حامد رفیعی، عمران طاهری ریکنده
چکیده تالاب هامون جازموریان یکی از حساسترین اکوسیستمهای موجود در جنوب شرق کشور میباشد که به دلیل احداث سد در اراضی بالادست و عدم تأمین آب زیستمحیطی در حال نابودی است. طبیعت این تالاب با توجه به موقعیت جغرافیایی و ایجاد سد انحرافی بمپور و سد مخزنی جیرفت بر روی رودخانههای اصلی منتهی به آن به سوی خشکی پیش میرود. یکی از راهکارهای پیشنهادی عدهای از محققان، جهت احیای محیطهای آبی، آیشگذاری بخشی از اراضی فاریاب استفاده کننده از آب پشت سدها و رهاسازی این منابع میباشد. از اینرو، پژوهش حاضر با بهکارگیری اطلاعات 212 پرسشنامه در سال 1393 به منظور امکانسنجی اجرای طرح کمکاشت در راستای احیای تالاب جازموریان انجام شده است. برای نیل به این هدف از روش دومرحلهای هکمن که متشکل از دو الگوی پروبیت و رگرسیون خطی میباشد، استفاده شد. نتایج الگوی پروبیت نشان میدهد که متغیرهای سطح زیرکشت، میزان تحصیلات، اشتغال، تعداد اعضای خانوار و درآمد کشاورزان دارای اثر معنیداری بر تمایل به مشارکت آنها در احیای تالاب جازموریان میباشد. در حالی که مطابق با نتایج الگوی رگرسیون خطی، متغیرهای سطح زیرکشت، سن، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، تعداد اعضای خانوار و درآمد اثر معنیداری بر میزان تمایل به مشارکت کشاورزان در احیای تالاب جازموریان است. براساس نتایج مطالعه، 61 درصد از کشاورزان منطقه مورد مطالعه تمایلی برای مشارکت در طرح پیشنهادی ندارند. لذا پیشنهاد میشود در صورت تمایل دولت به اجرای طرح کمکاشت، با تدوین برنامههای جانبی مناسب و ارائه راهکارهای قابل پذیرش توسط کشاورزان، درصد مشارکت افراد در اجرای این طرح افزایش داده شود.
دیدگاه زنان روستایی در مورد تأثیر طرح توانافزایی جامعه محلی شهرستان قلعگنج بر توانمندسازی زنان (مورد: دهستان سرخقلعه)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 287-301
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.242421.1863
نازیلا جشان شهریاری، حمید جلالیان، احمد حاج علیزاده، سعید نصیری زارع
چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر اجرای طرح توانافزایی جامعه محلی شهرستان قلعهگنج در استان کرمان بر توانمندسازی زنان در روستاهای دهستان سرخقلعه انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی- همبستگی است. جامعه آماری 975 نفر از زنان روستایی تحت پوشش این طرح در دهستان سرخقلعه بود که 138 نمونه براساس فرمول کوکران به دست آمد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. توزیع و انتخاب نمونهها نیز براساس نسبت آنها و به صورت تصادفی بود. برحسب نتایج پژوهش، اجرای این طرح در بُعد شخصیتی، موجب افزایش اعتماد به نفس، احساس استقلال، ارزشمندی و افزایش قدرت تصمیمگیری در زنان شده که در نتیجه، افزایش مشارکت آنان در انتخابات شوراها و مدیریت در روستای خود را به دنبال داشته است. در بُعد اجتماعی، موجب افزایش وجهه و منزلت اجتماعی، اعتبار ایدهها و نظرات نزد خانواده و اجتماع و همچنین تربیت صحیح فرزندان در خانواده شده است. اما در بُعد اقتصادی، این طرح تنها موجب ایجاد روحیه کارآفرینی در میان زنان شده و در بسیاری از متغیرهای اقتصادی مؤفقیت آمیز نبوده است. بنابراین، فراهمکردن شرایط به صورت تأمین منابع مالی، ایجاد صندوقهای قرضالحسنه و پسانداز و تنوعبخشی در فعالیتها و برنامههای آموزشی-مهارتی در بین زنان برای شروع فعالیتهای اقتصادی، میتواند موجب اشتغال، پسانداز و تنوع بخشیدن به فعالیتهای اقتصادی در میان آنان گردد. همچنین با توجه به یافتههای دیگر پژوهش، میان متغیرهای سن، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل زنان، با توانمندسازی آنان رابطه معناداری وجود دارد.
بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچهسازی اراضی زعفران در روستاهای قاینات (با رهیافت لاجیت ترتیبی تعمیمیافته)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 309-324
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.342077.2021
علیرضا کرباسی، سید مهدی حسینی، امیر دادرس مقدم، حمیده حمیده پور
چکیده زعفران یکی ازمحصولات استراتژیک بخش کشاورزی در استان خراسان جنوبی است که رتبه دوم تولید در کشور را داراست و جایگاه ویژهای در صادرات غیر نفتی کشور دارد اما متاسفانه پراکندگی اراضی زعفران در مناطق روستایی و وجود واحدهای خرده مالکی در روستاها ضمن افزایش هزینهها و کاهش تولید محصول، بکارگیری تکنولوژی نوین و اجرای طرحهای آبیاری مدرن را با مشکل مواجه ساخته است و میزان سود، بهرهوری و بازدهی تولید زعفرانکاران مناطق روستایی را کاهش داده به طوری که در سالهای اخیر بسیاری زعفرانکاران اراضی زعفران را به تدریج به کشت سایر محصولات اختصاص دادهاند. استراتژی یکپارچهسازی اراضی دارای اهمیت فراوان از لحاظ اقتصادی و کشاورزی میباشد. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچهسازی اراضی توسط زعفرانکاران قاینات در مناطق روستایی استان خراسان جنوبی میباشد. در این پژوهش با استفاده از نمونهگیری تصادفی در سال 1400 از 12850 بهره بردار در منطقه قاینات 120 زعفرانکار( با سطح معنی داری 1درصد) انتخاب شده است. در پرسشنامه تکمیل شده، اراضی از لحاظ اندازه به سه سطح مزارع کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس تقسیمبندی شد. نتایج نشان داد که اثرات نهایی متغیرهای تعداد افراد خانوار، فناوری و ابزار جدید، دانش روشهای نوین تولید، وجود ریسک و مخاطره در تولید و تولید محصول بر یکپارچهسازی اراضی زعفرانکاران در دو سطح اراضی متوسط و بزرگ مؤثر بوده است. در اراضی سطح 2 با مقیاس متوسط (بین 3 تا 5 هکتار) متغیرهای تولید محصول، فناوری و ابزار جدید و دانش روشهای نوین تولید زعفران بر استفاده از اراضی متوسط مقیاس به ترتیب دارای تأثیر منفی، منفی و مثبت معنادار بوده است و همچنین در اراضی سطح 3 (بزرگ مقیاس)، تأثیر دو متغیر تعداد افراد خانوار و وجود ریسک و مخاطره در تولید زعفران بر یکپارچهسازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس منفی و معنادار بوده و سه متغیر تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روشهای نوین تولید زعفران به ترتیب با اندازه 003/0، 16/0 و 06/0 اثر مثبت و معناداری بر یکپارچهسازی اراضی روستایی و یا استفاده از اراضی بزرگ مقیاس میگذارد. بنابراین با افزایش تولید محصول زعفران در هکتار، فناوری و ابزار جدید و دانش روشهای نوین تولید شرایط برای یکپارچهسازی اراضی روستایی و استفاده از اراضی بزرگ مقیاس بهتر فراهم میگردد. بنابراین پیشنهاد میشود که با آگاهی و اطلاعرسانی زعفرانکاران به فناوری و ابزار جدید و همچنین با آموزش و کسب دانش تخصصی بیشتر در زمینه تولید زعفران، کشاورزان تمایل بیشتری به یکپارچهسازی اراضی در مناطق روستایی داشته باشند.
تحلیل عوامل موثر بر کاهش بیگانگی اجتماعی جوانان روستایی شهرستان اردبیل
دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 325-338
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.228819.1846
وکیل حیدری ساربان
چکیده هدف این مقاله تحلیل عوامل موثر بر کاهش بیگانگی اجتماعی جوانان روستایی شهرستان اردبیل میباشد. این تحقیق، از لحاظ هدف توسعهای، و از لحاظ ماهیت توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع تحلیلی است. در این تحقیق روش گردآوری دادهها برای پاسخگویی به سئوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (دادههای ثانویه) و پیمایشی (دادههای اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسشنامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخشهای مختلف پرسشنامه تحقیق 79 /0 الی 85/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج تکنیک تحلیل عاملی نشان داد مهمترین عوامل موثر بر کاهش بیگانگی اجتماعی جوانان روستایی در منطقه مورد مطالعه شامل چهار مولفه ( تقویت سرمایه اجتماعی، تقویت سرمایه روانشناختی، تقویت ظرفیتهای شناختی و باورهای دینی و ارتقای میزان برخورداری و حاکمیت فضای نشاط و امیدواری) است که مقدار واریانس و واریانس تجمعی تبیین شده توسط این چهار عامل 62/61 میباشد.
تحلیل ریسک سواد فرهنگی در حوزه سرمایه معنوی چشم انداز روستایی (مورد مطالعه: روستائیان استان لرستان)
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 329-352
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300291.1971
مرتضی توکلی، علی خدادادی
چکیده اخیراً توجه خاصی به نقش فرهنگ در توسعه پایدار جامعه معطوف شده است. افراد و جوامع دارای ارزشها، معانی، آداب و رسوم و سیستمهای دانش خاص خود هستند. با این حال، از چنین ویژگیهایی غالباً در برنامهریزی توسعه چشم پوشی شده است. هدف از این پژوهش تحلیل ریسک سواد فرهنگی مناطق روستایی در سرمایه معنوی چشمانداز روستایی استان لرستان است. روش تحقیق این مقاله به صورت پیمایشی، و در چارچوب مطالعات کتابخانهای و اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار علت و معلولی دیماتل استفاده شده. نتایج نشان داد در بین عوامل تآثیرگذار بر سواد فرهنگی روستاها: عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری به ترتیب با ضریب وزنی 296/1 و 848/0به عنوان عوامل اثرگذار، و از سویی عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت به ترتیب با ضریب وزنی 229/1- و 077/1- به عنوان اثرپذیرترین معیارها در بین شاخصهای مؤثر بر ریسک سواد فرهنگی در بین روستائیان بوده است. بر این اساس، عوامل باورهای جبر مسلکی و قوم مداری بعنوان عوامل علت و عوامل درک فضایی و دانش، بینش و مهارت، درک مکانی و ارزشها و هنجارها تحت نام عوامل معلول در حوزه سرمایه معنوی چشمانداز روستایی منطقه مورد مطالعه شناسایی و مشخص گردیدند. لذا پیشنهاداتی چون حذف باورهای ناسازگار و پایدار شده در روستاها؛ برخورد ریشهای با افکار و احساسات غیر منطقی روستائیان و غیره ارائه گردیده است.
سنجش گرایش جوانان روستایی به اشتغال در زیربخشهای کشاورزی (مورد مطالعه: بیرانشهر در استان لرستان)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 333-347
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.72472.1629
فرشته حافظی، مهدی رحیمیان، سعید غلامرضایی
چکیده هدف اصلی این تحقیق سنجش میزان گرایش جوانان روستایی به اشتغال در زیربخش های مختلف کشاورزی در بیرانشهر در استان لرستان بوده است. جامعه آماری آن جوانان 15 تا 24 ساله بیرانشهر می باشند (1404N=) که 181 نفر از آنان، با استفاده از فرمول کوکران، به عنوان حجم نمونه تعیین گردیدند. نمونه ها طی دو مرحله انتخاب شدند. در مرحله اول در هر روستا متناسب با جمعیت موجود در هر روستا، درصد حجم نمونه انتخابی در هر روستا مشخص شد. سپس در هر روستا نمونههای تعیین شده بهطور هدفمند انتخاب و دادههای موردنیاز از آنان به وسیله پرسشنامه گردآوری شد. روایی و پایایی ابزار تحقیق، بهترتیب به روش اعتبار محتوایی و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. درنهایت تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشانداد جوانان منطقه بیرانشهر بهترتیب بیشترین و کمترین گرایش را نسبت به اشتغال در زیربخش باغبانی، دلّالی و واسطه گری (خرید و فروش) محصولات کشاورزی داشتهاند. همچنین گرایش به اشتغال در زیربخشهای باغبانی، جمعآوری و فرآوری گیاهان دارویی مراتع و جنگلها و یا صنایع تبدیلی و بسته بندی محصولات کشاورزی در بین جوانانی که بهترتیب این فعالیتها در روستای آنها فعالیت غالب روستا باشد، بیشتر از جوانانی است که این فعالیتها در روستای آنها وجود ندارد.
تحلیل عوامل مؤثر بر صادرات محصولات صنایع غذایی با رویکرد توسعه روستایی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 335-353
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.32294.1432
اعظم نجاتیان پور، عبدالکریم اسماعیلی
چکیده با توجه به نیاز به توسعه روستاها و نیاز روز افزون جامعه به غذا و رشد جمعیت و کاهش منابع غذایی، یکی از مهمترین مسائلی که توجه دولتمردان، اندیشمندان و محققان را به خود معطوف داشته است، لزوم گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی روستایی است. صنایع تبدیلی با به کارگیری محصولات کشاورزی به عنوان مواد اولیه میتواند عاملی برای توسعه روستاها و استفاده بهتر از این محصولات تلقی گردد. لذا در این پژوهش با تحلیل عوامل مؤثر بر صادرات این محصولات پس از بررسی مطالعات پیشین و مصاحبه حضوری با شصت نفر از خبرگان این امر در استان خراسان رضوی، عوامل مؤثر بر صادرات محصولات صنایع غذایی در پنج گروه اصلی؛ عوامل کلان اقتصادی، عوامل تجاری و بازار، عوامل فنی و تخصصی، عوامل مالی و اعتباری و عوامل فرآیند مبادله دستهبندی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از تکنیک تحلیل مسیر برای بررسی چگونگی اثرگذاری این گروهها استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل کلان اقتصادی، عوامل تجاری و بازار و عوامل مالی و اعتباری به صورت مستقیم و عوامل فنی و تخصصی و عوامل فرایند مبادله بصورت غیرمستقیم، صادرات محصولات صنایع غذایی را تحت تأثیر قرار میدهند.
