نوع مقاله: مقاله پژوهشی
ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت بهینه آب‌شور با استفاده از چارچوب معیشت پایدار

دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 317-334

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.36638.1455

معصومه فروزانی، مسعود یزدان پناه، فاطمه طاهری

چکیده در سال‌های اخیر به سبب محدودیت روزافزون منابع آب شیرین، امکان کاربرد منابع جایگزین به ویژه آب‌های شور به طور جدی مطرح شده و یکی از گزینه‌های پیش رو برای تدوام و ثبات فعالیت‌های کشاورزی می‌باشد. این در حالی است که پایداری بلندمدت آبیاری با آب‌شور به مدیریت آن بستگی دارد و مدیریت بهینه نیز منوط به شناخت عوامل تأثیرگذار بر آن است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت آب‌شور در شهرستان کارون استان خوزستان به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل کشاورزان شهرستان کارون به تعداد 19720 نفر بود که از این تعداد، نمونه‌ای به حجم 120 نفر برآورد و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه بود که روایی آن توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رامین خوزستان مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (83/0-65/0) استفاده شد. برای تدوین شاخص دارایی‌های معیشتی، ابتدا رفع اختلاف مقیاس‌ها انجام شد و سپس بر اساس تحلیل مؤلفه‌های اصلی، وزن مؤلفه‌های هر یک از شاخص‌ها محاسبه و شاخص ساخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که کشاورزان منطقه در زمینه مدیریت آب‌شور آبیاری، بیشتر رفتار مدیریت فنی را بروز داده‌اند. بیشترین میزان دارایی معیشتی کشاورزان مربوط به سرمایه اجتماعی و کمترین میزان آن مربوط به سرمایه فیزیکی بوده است. همچنین، رفتار مدیریت آب‌شور در بین کشاورزان با دارایی‌های مختلف، متفاوت بوده است.

ترویج و آموزش کشاورزی

عوامل بازدارنده توسعه کسب‌وکارهای خرد در مناطق روستایی (مورد مطالعه: دهستان گویجه‌بئل بخش مرکزی شهرستان اهر)

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 317-333

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81627.1645

طاهره ملکی، پرویز گلپرور، شاپور ظریفیان

چکیده کسب­ وکارهای کوچک روستایی یکی از بهترین مصداق­های کارآفرینی روستایی هستند که به واسطه ایجاد کار و اشتغال، تولید سرمایه و کمک به توزیع عادلانه­تر درآمدها مورد توجه بسیاری از صاحب­نظران توسعه روستایی واقع شده اند. اما، متأسفانه شواهد حاکی از آن است که توسعه کسب­وکارهای خرد روستایی در ایران با چالش و موانع بسیاری روبه­رو شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تببین عوامل بازدارنده توسعه کسب­ وکارهای خرد در مناطق روستایی صورت گرفت. نمونه آماری پژوهش را 130 نفر از سرپرستان خانوار روستایی دهستان گویجه­بل بخش مرکزی اهر با استفاده از نمونه­گیری طبقه­ای انتساب متناسب تشکیل دادند. ابزار اندازه­گیری داده­ها، پرسشنامه­ای محقق­ساخته بود که روایی آن توسط اساتید گروه ترویج و توسعه روستایی دانشگاه تبریز تأیید شد. یافته­های حاصل­از به­کارگیری تحلیل عاملی اکتشافی نشان­داد، چهار عامل ضعف ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مؤثر در بروز کارآفرینی روستایی، موانع فنی- حمایتی، موانع تولیدی- بازاررسانی جهت فروش محصولات و موانع قانونی- نهادی مهم­ترین عوامل بازدارنده­ توسعه کسب­وکارهای خرد در مناطق روستایی بوده و درمجموع 4/59 درصد واریانس کل موانع توسعه کسب­وکار خرد را به خود اختصاص داده­اند.  نتایج حاصل از این پژوهش به دست­اندرکاران امر کمک می­کند تا جهت مرتفع­نمودن این موانع اهتمام ورزیده و گام­های مثبتی در جهت رونق کسب­وکارهای خرد روستایی که در سال­های اخیر بسیار موردتوجه و تأکید قرارگرفته، بردارند

جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری

تحلیل عوامل مؤثر در کارآفرینی گردشگری روستایی مطالعه موردی: دهستان زوارم شهرستان شیروان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 329-346

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.128321.1727

حسین فراهانی، سیده پروین حسینی، شادی بایزیدی

چکیده مطالعه ادبیات توسعه و برنامه‌ریزی روستایی نشان می‌دهد که یکی از شناخته ‌شده‌ترین راهبردهای توسعه روستایی کارآفرینی است. از این‌رو آن چیزی که در این میان مورد توجه است، اهمیت دادن به نقش کارآفرینی روستایی و مقوله کسب‌وکار روستایی است. به همین منظور این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر کارآفرینی در بخش گردشگری نواحی روستایی انجام شده که از لحاظ ماهیت و روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با توجه به اهداف کاربردی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل افراد ساکن در روستاهای دهستان زوارم است که بر اساس فرمول اصلاح ‌شده کوکران 131 پرسشنامه تهیه شد. جمع­آوری اطلاعات و داده­ها در سال 1396 با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای و میدانی (مشاهده و تکمیل پرسشنامه) صورت گرفت. پس از جمع‌آوری اطلاعات از راه پرسشنامه با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده، داده‌های به‌دست‌آمده پس از کدگذاری، از راه نرم‌افزار spss و Amos با استفاده از روش­های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی، اجتماعی، طبیعی– اکولوژیک و سازمانی برای ایجاد فضای گردشگری روستایی تأثیرگذار می­باشند؛ و ضعف شرایط فردی با کم‌ترین مقدار به‌دست‌ آمده نشان‌دهنده این موضوع است که تأثیر منفی در ایجاد فضای کارآفرینی گردشگری دارد، به‌گونه­ای که حتی می­توان آن را به­عنوان یک مانع تأثیرگذار تلقی کرد، این در شرایطی است که باوجود مانع پیش‌رو با تقویت ذهنی خلاق و کارآفرین می‌توان آن را به یک فرصت تبدیل کرد و شرایط را بهبود بخشید.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل

دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 364-378

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.359954.2049

سیده حافظه حسینی، اعظم رضایی، فرهاد شیرانی بیدآبادی، احمد عابدی سروستانی، علی کرامتزاده

چکیده امنیت غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در توسعه روستایی همواره بایستی مورد توجه دولت‌ها قرار گیرد. نظر به اهمیت امنیت غذایی در سند توسعه چشم‌انداز 1404، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی خانوارهای کشاورز نواحی روستایی شهرستان آمل انجام گرفته است. بدین منظور، داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبه رو در رو با 105 کشاورز نواحی روستایی به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای در سال زراعی 1400-1399 به دست آمد. برای محاسبه ناامنی غذایی از شاخص استراتژی مقابله استفاده شد. همچنین برای بررسی عوامل مؤثر بر ناامنی از تحلیل رگرسیونی استفاده گردید. میانگین، حداقل و حداکثر شاخص استراتژی مقابله به ترتیب 9/35 (9/89 درصد)، 23 و 40 می‌باشد که نشان از وضعیت نامناسب امنیت غذایی در منطقه است. به علاوه، متغیرهای مالکیت شخصی زمین کشاورزی و وسیله نقلیه، همکاری با سایرکشاورزان، مهاجرت معکوس، تعداد ورود ماشین‌آلات به مزرعه و مبارزه بیولوژیک اثر منفی و معنادار و مساحت اراضی اثر مثبت و معناداری بر ناامنی غذایی دارد. در واقع با مالکیت زمین کشاورزی و وسیله نقلیه شخصی به ترتیب، ناامنی غذایی02/20 واحد و 78/12 واحد کاهش می‌یابد. به علاوه، در صورت همکاری با سایر کشاورزان و مهاجرت از شهر به روستا ناامنی غذایی به ترتیب، 26 درصد و 53/7 واحد کاهش می‌یابد. همچنین با افزایش تعداد دفعات استفاده از ماشین‌آلات و انجام مبارزه بیولوژیک به ترتیب، ناامنی غذایی 65/8 واحد و 85/43 واحد افزایش می‌یابد. بر این اساس با ایجاد امکانات بیشتر در روستا برای رفع نیاز خانوارهای روستایی و کاهش هزینه رفت و آمد از شهر به روستا می توان باعث ارتقا سطح امنیت غذایی خانوارها شد. همچنین همکاری تعاونی‌ها با کشاورزان باعث کاهش هزینه‌ها مثل خرید بذر، سم و کود شود و به تبع آن کاهش سطح ناامنی غذایی خانوارها می‌شود .با توجه به اثر مثبت مبارزه بیولوژیک بر ناامنی غذایی، بایستی تمهیداتی اتخاذ شود تا بستر ارائه محصولات ارگانیک با قیمت بالاتر وجود داشته باشد تا مانع کاهش درآمد کشاورزان شود.

توسعه روستایی

ارزیابی اثرات اقتصادی و اجتماعی استقرار صنایع بر توسعه روستایی پیرامونی در شرکت‌های سرب و روی انگوران

دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 395-407

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.209241.1827

زلیخا نادرخانی، سید اسکندر صیدائی

چکیده ایجاد صنعت در مکان­های روستایی که پتانسیل آن را دارا می­باشند، می­تواند بهترین استراتژی برای توانمندسازی مناطق روستایی محسوب شود. صنعت از طریق ایجاد اشتغال، درآمدزائی و رفاه باعث توسعه مناطق روستایی می­شود. بخش انگوران بخاطر داشتن بزرگ‌ترین و غنی­ترین معدن سرب و روی خاورمیانه شرایطی را ایجاد کرده تا چند شرکت تولید و فرآوری این مواد فلزی در منطقه ایجاد شود. این شرکت‌ها جزء صنایع بزرگ محسوب و اشتغا­ل­زائی خوبی را در منطقه ایجاد کرده­اند.هدف پژوهش ارزیابی اثرات شرکت­های سرب و روی انگوران در توسعه اقتصادی و اجتماعی روستاهای بخش انگوران می­باشد،برای رسیدن به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی استفاده و نحوه جمع‌آوری داده­ها بصورت میدانی  بوده است. جامعه آماری تحقیق کلیه  سرپرستان خانوار روستایی بخش انگوران می­باشد. ابزار تحقیق  پرسشنامه‌ای )300  پرسشنامه) و داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.  براساس نتایج بدست آمده این شرکت­ها تأثیرات بسزائی در افزایش سطح سواد، افزایش خدمات بهداشتی و رفاه اجتماعی در بعد اجتماعی و افزایش درآمد و پس انداز، ایجاد فرصت­های جدید شغلی و جذب سرمایه­های شهری در بعد اقتصادی داشته است. از پیامدهای منفی این شرکت­ها در بعد اجتماعی کاهش علاقه جوانان به کشاورزی و کاهش نیروی کار در بخش کشاورزی و در بعد اقتصادی مصرف­گرائی خانوارها و افزایش قیمت زمین بوده است.

اقتصاد کشاورزی

بررسی تاثیر نظام بهره برداری بر بهره وری عوامل تولید مطالعه موردی؛ محصول سیب زمینی استان های کردستان و همدان

دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 401-414

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15052

نسیبه زارعی، حسین مهرابی، حمیدرضا میرزائی خلیل آبادی

چکیده در این پژوهش، تأثیر نظام بهره‌برداری بر بهره‌وری محصول سیب‌زمینی در سال زراعی 90-1391 بررسی شده است. داده‌ها بر اساس روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای خوشه‌ی و 208 پرسشنامه از کشاورزان و صاحبان مزارع در استان‌های کردستان و همدان جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای محاسبه تأثیر نظام‌ بهره‌برداری از متغیرهای موهومی در تابع تولید استفاده شد. جهت انتخاب تابع تولید مناسب تابع‌های انعطاف‌پذیر و غیر انعطاف‌پذیر بررسی شد. نتایج نشان داد که تابع تولید کاب-داگلاس مناسب‌تر و بهتر از دیگر توابع آزمون می‌باشد. همچنین یافته‌های دیگر پژوهش بیانگر آن است که تأثیر نظام بهره‌برداری ملکی بر روی بهره‌وری عوامل تولید در منطقه‌ی مورد مطالعه مثبت و تأثیر دیگر نظام‌های بهره‌برداری بر بهره‌وری منفی است. لذا پیشنهاد می‌گردد سازمان جهاد کشاورزی در منطقه طی یک برنامه‌ی بلندمدت، کشاورزان و صاحبان مزارع را با اعطای وام و تسهیلات با بهره پایین تشویق به خرید زمین‌های اجاره‌ای، اشتراکی و چاه‌های مشاع نماید.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

جایگاه مدیریت نوین روستایی در تحولات اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی (مورد مطالعه: بخش کهریزک)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 415-431

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.264673.1902

سیاوش عطایی، حسن افراخته، حسین توکلی کجانی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه مدیریت نوین روستایی (عملکرد شورا‌ها و دهیاران)، در تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک است. روش تحقیق تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان روستا-های بخش کهریزک که جمعیت بالا دارند و از شورا و دهیار برخوردار هستند، می‌باشد. کل جمعیت افراد خانوار در روستا‌های مورد مطالعه (5913) نفر است. لذا بر اساس فرمول کوکران تعداد 360 خانوار به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد. همچنین تعداد 20 نفر متخصص بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب گردید. نتایج بررسی مقادیر ضریب همبستگی اسپیرمن و وجود همبستگی ضعیف، گویای این واقعیت می‌باشد،که بین عملکرد شورا‌ها و دهیاران و تحولات اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی کهریزک رابطه مثبت و معنی‌داری وجود ندارد. در ادامه نیز، نتایج رتبه‌بندی فازی ممدانی جهت تحلیل فضایی تحولات اقتصادی و اجتماعی در مناطق روستایی کهریزک با تأکید بر عملکرد شورا‌ها و دهیاران نشان داد، به ترتیب روستا‌های (گل حصار، قمصر، ده نو، درسون آباد، قلعه نوچمن زمین)، تحولات اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین را با تأکید بر مدیریت نوین روستایی را به خود اختصاص داده‌اند، همچنین روستا‌های (اسماعیل‌آباد، سلمان آباد، قیصرآباد، کبیرآباد، جهان‌آباد، تورقوزآباد، خیرآباد، عظیم‌آباد)، سطح بسیار کم تحولات اقتصادی و اجتماعی را نشان می‌دهند. در این راستا پیشنهاد می‌شود برای اولین گام، افزایش میزان رضایتمندی روستایی از عملکرد نهاد‌های مربوطه از طریق افزایش هماهنگی و همکاری میان روستاییان و دست‌اندرکاران نهاد‌های مربوطه از طریق مشورت و مشارکت دادن روستاییان در انجام طرح‌های مختلف توسعه روستایی مورد توجه قرار گیرد.

توسعه روستایی

آینده‌پژوهی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی شهر زاهدان

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 421-446

https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.476095.2194

ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی

چکیده مطالعات کارآفرینی روستایی نشان می‌دهند که موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی عمدتاً تحت تاثیر پیشران‌های کلیدی مختلفی قرار دارد. شناسایی آنها با رویکرد آینده‌نگر از منظر بهره‌برداری از فرصت‌ها لازم است. زیرا شناسایی آنها چشم‌انداز پایدار آتی کارآفرینی روستایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی نشان می‌دهد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به واکاوی پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد آینده‌پژوهی در سال ۱۴۰۳ پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل کارآفرینی روستایی و مدیران کسب و کارهای روستایی در شهر زاهدان بوده است. به استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات از پرسش‌نامه تاثیرات متقابل آینده-پژوهی و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات از مدل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که ثروت خانوادگی (یعنی تقسیم دارایی‌ها به فرزندان؛ وراثت) با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، سرمایه‌گذاری شخصی در کارآفرینی با مقدار اثرگذاری خالص (18+)، نقش فرهنگ روستایی در شروع و راه‌اندازی کسب و کار (11+)، دریافت کمک‌های مالی از طریق وام (5+)، توانایی و انگیزه فردی در شروع کارآفرینی (4+)، استفاده از ارزش‌های فرهنگ روستایی برای کارآفرینی (4+)، برخورداری از مهارتهای شروع کارآفرینی (3+) و آموزش در خصوص شروع و مدیریت کسب و کارها با مقدار اثرگذاری خالص (3+) مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی فردی و محلی موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی در مناطق روستایی شهرستان زاهدان می‌باشند. در این مطالعه پیشنهاد می‌شود برای سهولت دسترسی کارآفرینان روستایی یک فضای حمایتی در روستاهای منطقه مورد مطالعه ایجاد شود. به طور مثال، با ایجاد یک صندوق تخصصی برای کارآفرینان روستایی می‌توان مشکلات و چالش‌های مالی آنان را تا حدودی رفع کرد. نهایتاً لازم به توضیح است که نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، پیشران‌های موفقیت و کارایی کارآفرینی روستایی از منظر عوامل فردی و محلی بررسی و شناسایی شده‌اند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی کارآیی بازاریابی محصولات زراعی منتخب مزارع خانوادگی خرد روستایی مطالعه‌ی موردی (شهرستان باشت)

دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 431-445

https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.292208.1955

محمدصادق قلی پور، احمد عابدی سروستانی، رامتین جولایی

چکیده اهمیت بازار برای محصولات کشاورزی به اندازه تولید محصول مهم می­‌باشد. این در حالی است که بازاریابی همواره یکی از مشکلات مهم کشاورزان خرده‌پا و خانوادگی بوده است. پژوهش توصیفی-پیمایشی حاضر به بررسی کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی مزارع خانوادگی خرد روستایی پرداخته است. جمعیت مورد مطالعه شامل 2000 کشاورز خانوادگی شهرستان باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد بود که با استفاده از جدول گرجسی و مورگان تعداد 322 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد که روایی آن از طریق مراجعه به اساتید دانشگاه و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی مزارع خانوادگی برابر 5/2 است. به عبارتی به ازای یک واحد افزایش در هزینه­های محصول، قیمت آن 5/2 واحد افزایش می­یابد که این مسئله  به نفع تولیدکننده و به ضرر مصرف‌کننده می‌باشد. این در حالی است که با افزایش سطح تحصیلات، درآمد سالانه از کشاورزی، تعداد کارگر، خدمات زیربنایی و مالی، کارآیی بازاریابی محصولات افزایش می‌یابد. همچنین افزایش اندازه زمین ملکی، با مقدار عددی کارآیی بازاریابی رابطه عکس دارد. به عبارت دیگر با افزایش اندازه زمین ملکی مقدار عددی کارآیی بازاریابی، کاهش می­یابد. با افزایش هزینه سالانه کشاورزی نیز مقدار کارآیی بازاریابی کاهش می­یابد. البته این کاهش تا آن­جا مطلوب است که به عدد یک برسد. نتایج نشان داد که کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی زارعان باسواد و همچنین کشاورزانی که دارای اندازه زمین زراعی بیش از 5/1 هکتار بودند، بیش از سایر کشاورزان بود. در مجموع، فقط 3/0 درصد از کشاورزان دارای بازاریابی با کارایی مطلوب (برابر یک) بودند و بیشترین کارآیی مربوط به مسیر تولیدکنندگان به عمده­فروشان بود. تشکیل تعاونی­های بازاریابی و ترویج الگوی کشت مناسب از پیشنهادات تحقیق حاضر برای افزایش کارآیی بازاریابی محصولات کشاورزی می‌باشد.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از شاخص‌های اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی (مطالعه موردی: روستاهای منطقه سیستان)

دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 447-461

https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.320613.1992

زهرا کیخا، جواد بذرافشان، سیروس قنبری، عالمه کیخا

چکیده وقوع حوادث طبیعی مانند سیلاب و زلزله در عرصه های جغرافیایی، به ویژه مناطق روستایی تاثیرات مخربی برجای می گذارد. به طوری که این گونه حوادث اغلب با تخریب منابع اقتصادی و امکانات رفاهی و زیستی، سلامت ساکنان را به خطر می اندازند و همیشه خطر جدی برای توسعه مناطق روستایی به شمار می‌روند. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از عوامل اقتصادی موثر بر تاب‌آوری در برابر مخاطرات محیطی در روستاهای منطقه سیستان می‌باشد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی سرپرستان خانوراهای 373 روستای بالای 50 خانوار در منطقه سیستان بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 نفر از سرپرستان خانوارها به روش تصادفی طبقه‌ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای SPSS و WASPAS و Arc GIS استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون در خصوص تأثیر عوامل اقتصادی بر تاب‌آوری اجتماعات روستایی در منطقه سیستان حاکی از آن است که میزان همبستگی چندگانه بین عوامل اقتصادی و تاب‌آوری برابر با ضریب تعیین (R2=0.003) می‌باشد که نشان می‌دهد عوامل اقتصادی هیچ تأثیری برتاب‌آوری روستاییان در منطقه سیستان ندارد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک رتبه‌بندی WASPAS موید آن است که، روستائیان واقع در شهرستان‌های نیمروز و هیرمند دارای بیشترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطره طبیعی و روستائیان واقع در شهرستان هامون دارای کمترین میزان تاب‌آوری اقتصادی در برابر مخاطرات طبیعی می‌باشند.

ترویج و آموزش کشاورزی

شناسایی موانع و مشکلات واحدهای صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی در روستاهای شهرستان ساری

دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 455-467

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.121688.1719

حسن خدایی استیار، حسین راحلی، حسین کوهستانی، حبیب شجاعی مزدی

چکیده صنایع تبدیلی و تکمیلی به صنایعی گفته می‌شود که به فرآوری و عمل آوری محصولات مختلف کشاورزی می‌پردازد. هدف اصلی این مطالعه بررسی موانع و مشکلات واحدهای صنایع تبدیلی و تکمیلی فعال در شهرستان ساری از دیدگاه مدیران می‌باشد که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل192 نفر از مدیران واحدهای صنایع تبدیلی وتکمیلی فعال در شهرستان ساری هستند که تا سال ۱۳۹۳ پروانه تأسیس (موافقت اصولی) ازمدیریت جهاد کشاورزی یا اداره کل صنایع و معادن شهرستان ساری دریافت نموده‌اند. روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده بوده و حجم نمونه با استفاده از (جدول کرجسی و مورگان) 122 مورد می‌باشد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق -ساخته بود که اعتبار صوری آن با پانل متخصصان و کارشناسان و پایایی مقیاس‌های آن با آلفای کرونباخ بررسی شد.. نتایج این تحقیق نشان داد که، پنج عامل: اقتصادی، نهادی و قانونی ، نهاده ها و مواد اولیه ، فرهنگی و اجتماعی و فنی و تکنولوژیکی به ترتیب با درصد تبیین 12.255، 11.22، 10.982، 10.614 و 9.82 به عنوان موانع و مشکلات صنایع تبدیلی و تکمیلی در شهرستان ساری، استخراج و نامگذاری شدند.

جامعه شناسی روستایی

بررسی تأثیر راهبرد تبدیل روستا به شهر بر سبک زندگی افراد در روستاهای نشتیفان، سلامی و جنگل در استان خراسان رضوی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 461-479

https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.29628.1378

علی اصغر مهاجرانی، منصور حقیقتیان، مهدی یوسف نیا

چکیده تحت تأثیر تبدیل روستا به شهر، عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گوناگونی سبک زندگی افراد ساکن در نواحی روستایی را دچار تغییر و دگرگونی می‌کنند. سبک زندگی در نحوه گذران اوقات فراغت، پوشاک، تغذیه، مدیریت بدن، سبک معماری و چیدمان داخلی منازل جلوه‌گر می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر راهبرد تبدیل روستا به شهر بر سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر در شهرستان‌های خواف و رُشتخوار در استان خراسان رضوی انجام‌شده است. طبق اطلاعات موجود در فاصله سال‌های 83-1381سه نقطه روستایی به نام‌های نشتیفان، سلامی و جنگل در شهرستان‌های مورد مطالعه به شهر تبدیل شده‌اند. این تحقیق در سال 1394 با استفاده از نمونه‌گیری سهمیه‌ای بین 337 نفر از ساکنان این روستاها انجام‌شده است. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته است. نتایج مطالعه نشان داد بیشترین تغییر سبک زندگی در شهرهای نشتیفان و سلامی متأثر از عوامل فرهنگی و در شهر جنگل ناشی از عوامل اقتصادی بوده‌اند. همچنین طبق آزمون فرضیه تحقیق، بین مشارکت اجتماعی، سازمان‌های سیاسی و اداری، شبکه راه‌ها و وسایل ارتباطی، روحیه فردگرایی، هویت طبقاتی و روابط غیرمستقیم و ثانویه به‌عنوان عوامل اجتماعی، امکانات فرهنگی و آموزشی، مصرف رسانه‌ای و سرمایه فرهنگی به‌عنوان عوامل فرهنگی، مصرف‌گرایی و همچنین ایجاد مراکز خرید، تمایل به منافع سوداگرانه، کم‌رنگ شدن حمایت‌های مشترک و سطح رفاه اقتصادی به‌عنوان عوامل اقتصادی و سبک زندگی افراد ارتباط معناداری وجود دارد. پیشنهاد می‌شود با توجه به اینکه روستاهای تبدیل شده به شهر هنوز در مرحله گذار به سمت سبک زندگی مدرن هستند، بنابراین می‌بایست معایب و آثار زیان‌بار این سبک زندگی در حوزه‌های فردی و اجتماعی، به نحو صحیح و اثربخش اطلاع‌رسانی گردد.

توسعه روستایی

مدل سازی و ارائه الگوی بهینه توسعه‌ی شبکه‌ی معابر روستایی شهرستان شاهین شهر و میمه

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 461-478

https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.292806.1956

سید رامین غفاری، هاجر ناصحی

چکیده امــروزه فعالیت‌هــای روستایی، رفــت و آمــدها و ارتباطات سطح یه روستا با شهر و منطقه نفوذ آن به میزان زیادی تغییر کـرده و ایـن تغییـرات بدون توجه به شرایط زیست محیطی و محیط مطلوب انسانی بوده است به گونه‌ای که مشکلات زیـادی را به ویژه برای انسان‌های ساکن فراهم آورده است. این پژوهش با رویکردی توسعه‌ای ـ کاربردی و با روش توصیفی ـ تحلیلی به دنبال بررسی هدف مدل سازی و ارائه الگوی بهینه توسعه‌ی شبکه‌ی معابر روستایی شهرستان شاهین شهر و میمه است. به گونه ای که برای دستیابی به این مهم شاخص هایی در 4 بخش طبیعی و اکولوژیکی، اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی و کالبدی - فضایی استخراج شد و با نظر سنجی از 30 متخصص امر در زمینه مطالعات شهری و روستایی و با استفاده از نرم افزار Smart-Pls به تحلیل عوامل اکتشافی پرداخته شد. در این بین برای بهینه توسعه‌ی شبکه‌ی معابر روستایی از الگوریتم درخت پوشای مینیمم MST در محیط نرم افزار Matlab 2016 و برای فضایی سازی شاخص‌های مورد مطالعه از روش و فرآیند تحلیل شبکه Network Analyst Tools در محیط نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج نشان داد مقادیر اشتراکات استخراجی حاصل از تجزیه و تحلیل مؤلفه‌ها بالاتر از مقدار 4/0 قرار داشته که تأییدی بر مناسب بودن داده ها و تحلیل عاملی می باشد و شاخص کالبدی فضایی با ضریب 692/0 مهم ترین عامل شناسایی شد نتایج بررسی میدانی نشان داد که از بین مسیرهای توسعه شبکه معابر برای 15 روستای مورد مطالعه در بخش 4 شاخص و سنارویو تشکیل داده شد که روستاهای جهاد آباد و مورچه خورت در وضعیت مناسب کاملاً مناسبی از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند، روستاهای ونداده و سعید آباد ئر وضعیت متوسطی از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند، روستاهای قاسم آباد، خسرو آباد، موته و لوشاب در وضعیت نامناسب و روستاهای رباط پایین، لای بید، آزان و زیاد آباد در وضعیت کاملاً نامناسبی از از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند. با توجه به تحلیل یافته‌های می‌توان گفت از بین روستاهای مورد مطالعه 6/66 درصد از در وضعیتی نامناسب و کاملاً نامناسب از نظر توسعه شبکه معابر قرار دارند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تحلیل فضایی نابرابری های توسعه دهستان های منطقه مغان (موردمطالعه: شهرستان های پارس آباد،گرمی و بیله سوار)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 475-492

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.81868.1649

سعیده علوی، حسین نظمفر، علی عشقی چهاربرج

چکیده شناخت امکانات و در پی آن تعیین سطوح برخورداری جامعه روستایی، نخستین گام در فرآیند برنامه­ریزی و توسعه برای این جامعه به­شمار می­رود. از آن­جا که توسعه مفهومی چندبعدی است بررسی سطوح و ابعاد مختلف توسعه و آگاهی از میزان برخورداری نواحی مختلف می­تواند گامی مؤثر در برنامه­ریزی باشد. این امر نه­تنها از بعد روستایی ، بلکه از جنبه منطقه‌ای دارای اهمیت است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می­باشد. در این پژوهش 58 متغیر با استفاده از مدل پرومته و گایا براساس داده­های سال 1390 تحلیل شده­است. نتایج حاصل­از پژوهش نشان می­دهد دهستان­های قشلاق شمالی و ساوالان در رتبه­های اول و دوم و دهستان­های اجارود­شمالی، محمودآباد، اجارود­مرکزی و انگوت شرقی در رتبه­های آخر قرار دارند. از مجموع 19 دهستان موردمطالعه به­ترتیب 3 دهستان برخوردار (35%)، 5 دهستان تقریباً ­برخوردار (30%)، 7 دهستان تقریباً نا­برخوردار (26%) و 4 دهستان نابرخوردار (9%) می­باشند. میان برخورداری و اندازه جمعیت دهستان­ها رابطه مستقیم وجود دارد درنتیجه دهستان­های برخوردار 35 درصد از جمعیت منطقه را در خود جای داده­اند این درحالی­است که 3 دهستان در گروه برخوردار قرار دارد. درحالی­که 4 دهستان گروه نابرخوردار 9 درصد از جمعیت منطقه را دارا می­باشند. ادامه این روند، تخصیص اعتبارات و امکانات بیشتر به دهستان­های بزرگ، موجب خالی شدن روستاهای دهستان­های کوچک مقیاس خواهد شد و مشکلات زیادی به­بار خواهد آورد.

ترویج و آموزش کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر انگیزۀ جوانان روستایی برای انتخاب مشاغل کشاورزی (مورد مطالعه: منطقه آزاد ماکو)

دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 524-539

https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.359902.2048

شهرام محمدزاده، غلامرضا عظیم خانی

چکیده در کشورهای در حال توسعه جوانان نه‌ تنها به عنوان رهبران آینده بلکه به عنوان جزئی از سرمایه انسانی برای رسیدن به توسعه می‌باشند عدم تمایل جوانان برای انتخاب مشاغل کشاورزی تهدیدی جدی در دستیابی به توسعه پایدار روستایی می‌باشد. هدف تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر انگیزۀ جوانان روستایی برای انتخاب مشاغل کشاورزی در منطقه آزاد ماکو بود. تحقیق با بکارگیری روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه در سال 1395 انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان روستایی 24-15 ساله منطقه‌ی آزاد ماکو به تعداد 2032 بود که بر اساس فرمول نیاریکی تعداد 128 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده-ها از آزمون کای اسکویر و ضرایب فی، و اتا و رگرسیون لجستیکی با به کارگیری نرم افزار SPSS Version26 استفاده شد. نتایج نشان داد که 2/74 درصد جوانان علاقمند به انتخاب مشاغل کشاورزی و 8/25 درصد علاقمند به انتخاب مشاغل غیرکشاورزی هستند و چهار متغیر، دیدگاه جوانان به کشاورزی (با Exp، 932/4)، سطح سواد جوانان (با Exp، 538/0)، سطح سواد پدر پاسخگو (با Exp، 711/0) و تاهل (با Exp، 350/1) در مدل رگرسیونی معنی‌دار و پیش بینی کننده انتخاب آنها است لذا پیشنهاد می‌گردد که نهادها و دستگاههای دولتی و غیردولتی ضمن اهمیت دادن به بخش کشاورزی در سیاستگزاری‌های کلان، الگوهای موفق کشاورزی را در سطح جامعه ترویج نمایند تا ارزش کار و اشتغال در بخش کشاورزی جزء هنجارهای جامعه تلقی گردد. به علاوه، دولت با بهره‌گیری از پتانسیل منطقه آزاد با اختصاص زمین و آب کشاورزی، ارائه تسهیلات و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی می‌تواند به اشتغال آنها در زمینه کشاورزی کمک نماید.

جامعه شناسی روستایی

راهکارهای مردمی مقابله با بروز سیلاب در سطح محلی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان های آق قلا و گمیشان)

دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 613-626

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.466839.2185

غلامرضا خوش فر، شهربانو میرزاخانی

چکیده سیلاب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مخاطرات طبیعی، همواره پیامدهای گسترده‌ای برای جوامع محلی به‌ویژه در مناطق آسیب‌پذیر به همراه داشته است. در این میان، مشارکت جامعه محلی نقش کلیدی در ارتقای اثربخشی مدیریت سیلاب و کاهش خسارات ناشی از آن ایفا می‌کند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اثرگذار بر شیوه‌های مشارکت جامعه محلی در مقابله با سیلاب در دو شهرستان آق‌قلا و گمیشان است. این پژوهش از نظر روش‌شناسی، کمی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان مناطق شهری و روستایی دو شهرستان آق‌قلا و گمیشان در سال ۱۴۰۱ تشکیل داده‌اند که بر اساس فرمول کوکران، تعداد ۳۸۴ نفر به‌عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار محتوایی (اعتبار صوری) و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (0/792) تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان داد از میان متغیرهای مستقل شامل اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، ارتباطات اجتماعی، آگاهی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی و شدت خطر ادراک‌شده، عوامل نهادی با مقدار بتای1/499 بیشترین تأثیر را بر بهبود عملکرد مدیریت مشارکتی سیلاب دارند. پس از آن، متغیر اعتماد و تعامل اجتماعی با مقدار بتای 0/731 بیشترین نقش مثبت را در تبیین تغییرات مدیریت مشارکتی ایفا کرده است. نتایج همچنین بیانگر آن است که چارچوب نظری تلفیقی به‌کاررفته در پژوهش، چارچوبی مناسب برای شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در جوامع محلی بوده و سازه‌های آن توانسته‌اند یک مسئله اجتماعی پیچیده را تا حد قابل قبولی تبیین کنند. بر اساس یافته‌ها، تقویت ظرفیت نهادی شوراهای محلی، دهیاری‌ها و نهادهای مدیریت بحران، افزایش شفافیت و پاسخگویی نهادی، تقویت ارتباط دوسویه با جامعه محلی و ارتقای آگاهی عمومی از طریق آموزش‌های هدفمند و بومی‌سازی‌شده در زمینه مخاطرات سیلاب، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش مشارکت آگاهانه و مؤثر ساکنان در مدیریت سیلاب باشد.

ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل اثرات ریزگردها بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی: مورد مطالعه شهرستان گیلانغرب

دوره 13، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.582549.2282

محسن احدیت، یادگار مؤمن پور، لطیف حاجی

چکیده در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از عوامل طبیعی و انسانی از جمله تداوم خشکسالی، کاهش بارندگی، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب در مناطق بیابانی و نابودی پوشش گیاهی به‌ویژه در نواحی شرقی عراق، زمینه‌ساز تشدید پدیده ریزگردها شده است. استان‌های غربی ایران از جمله مناطقی‌اند که بیشترین تأثیر را از این پدیده دریافت کرده‌اند. پژوهش حاضر در سال 1404 با هدف تحلیل اثرات ریزگردها بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی در شهرستان گیلانغرب انجام شده است. این مطالعه از نوع توصیفی‌ـ‌همبستگی بوده و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند. روایی ابزار توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس تأیید و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ، که برای بخش‌های مختلف پرسشنامه بین 75 تا 82 درصد به‌دست آمد، احراز شد. جامعه آماری شامل ۵۶۰۰ نفر از کشاورزان شهرستان گیلانغرب بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۳۵۷ نفر تعیین و نمونه‌ها با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که عوامل سلامتی (599/0)، اقتصادی (557/0)، اجتماعی (529/0) و محیط‌زیستی (544/0) با متغیر وابسته پژوهش رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین یافته‌های رگرسیون نشان داد چهار متغیر سلامتی (415/0)، اقتصادی (255/0)، محیط‌زیستی (185/0) و اجتماعی (178/0) به‌ترتیب بیشترین تأثیر را بر نگرش کشاورزان نسبت به تداوم شغل کشاورزی داشته و در مجموع 6/58 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می‌کنند. نتایج این پژوهش می‌تواند برای مدیران آموزش کشاورزی، مروجان، برنامه‌ریزان درسی و سیاست‌گذاران توسعه روستایی در طراحی مداخلات آموزشی و ترویجی مبتنی بر کاهش اثرات ریزگردها بر تداوم شغل کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.

ترویج و آموزش کشاورزی

تحلیل سازه‌های مؤثر بر مشارکت روستاییان در مدیریت و بهره‌برداری شبکه‌ی آبیاری و زهکشی دشت لیشتر

دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 6-6

https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13608

مهدی نوری پور، مرتضی نوری، آیت اله کرمی

چکیده اهمیت آب به‌عنوان مایه‌ی حیات و شرط لازم در شکل‌گیری و بقای اجتماعات روستایی در شرایط اقلیمی و جغرافیایی ایران و نیز به‌عنوان محرک اصلی و محور توسعه‌ی کشاورزی، لزوم مدیریت مصرف شایسته و کارآمد آن را ضروری‌تر می‌سازد. از این‌رو، حضور مسئولانه و فعال بهره‌برداران در مدیریت سامانه‌های آبیاری بر مبنای اصول و مبانی رهیافت مدیریت مشارکت‌مدار می‌تواند سهم به‌سزایی در مدیریت پایدار منابع آبی کشور داشته باشد. هدف اصلی مطالعه حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت روستاییان در مدیریت و بهره‌برداری از شبکه‌ی آبیاری و زهکشی دشت لیشتر شهرستان گچساران است. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل 417 نفر از بهره‌برداران و روستاییان تحت پوشش شبکه بوده است که از این میان، تعداد 163 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی شده به‌عنوان نمونه‌ی آماری انتخاب شدند.ابزار اصلی مورد استفاده جهت گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای ساختارمند بوده است که روایی آن بوسیله‌ی اساتید گروه توسعه‌ی روستایی دانشگاه یاسوج و کارشناسان مربوطه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از  ضریب آلفای کرونباخ از 633/0 تا 923/0 برآورد شد. یافته‌ها نشان داد که متغیرهای سرمایه‌ی اجتماعی، نگرش نسبت به اثربخشی مشارکت، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل ساختاری، تجربه‌ی کشاورزی، سابقه‌ی مشارکت کشاورزان در طرح‌های مشارکتی، رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری با مشارکت در مدیریت و بهره‌برداری از شبکه‌ی آبیاری داشته است. در مقابل، رابطه‌ی عوامل اقتصادی، نگرش نسبت به نهادهای مربوطه، عوامل فنی، مدت اقامت در روستا، سطح تحصیلات، مساحت و تعداد قطعات اراضی زراعی و اراضی تحت پوشش شبکه، با مشارکت کشاورزان معنی‌دار نبوده است. فزون بر آن، نتایج حاصل از رگرسیون خطی چندگانه حاکی از آن است که متغیرهای عوامل ساختاری و تجربه‌ی کشاورزی، حدود 44 درصد از تغییرات متغیر میزان مشارکت در شبکه‌ی آبیاری و زهکشی را تبیین می‌کنند

نقش صنایع تبدیلی در کاهش ضایعات محصولات کشاورزی مناطق روستایی؛مطالعه موردی دهستان دشت روم

دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 39-53

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9683

سید علی اصغر داورپناه، مهدی نوری پور، زینب شریفی

چکیده پژوهش حاضرباهدف بررسی نقش صنایع تبدیلی در کاهش ضایعات محصولات کشاورزی انجام‌شده است. روش به‌کاررفته در این پژوهش روش علی- مقایسه‌ای بوده و بر این اساس با استفاده ازنظر کارشناسان، دو روستای برخوردار و غیر برخوردار از صنایع تبدیلی انتخاب شده اند. حجم در این مطالعه با توجه به جدول نمونه‌گیری کرجسی و مورگان 330 نفر تعیین شد.  نمونه گیری با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده با انتساب متناسب صورت گرفته است. جمع‌آوری داده‌ها از طریق پرسش‌نامه محقق ساخته ای است که روایی آن با استفاده ازنظر کارشناس نو پایایی آن بامحاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. یافته‌های پژوهش نشان‌ می دهد ضایعات محصولات کشاورزان روستای دارای صنایع تبدیلی کشاورزی کمتر از روستای فاقد صنایع تبدیلی کشاورزی است. دیگر یافته‌های پژوهش نشان داد، وضعیت ضایعات مرحله پس از برداشت در اثر وجود صنایع به میزان دو درصد کاهش داشته است. افزون بر آن، وضعیت ضایعات مرحله نگهداری و ذخیره‌سازی نیز در اثر وجود صنایع تبدیلی به میزان 67/6 درصد ضایعات مرحله فرآوری محصولات کشاورزی کاهش داشته است به میزان 67/11 درصد و ضایعات مرحله حمل‌ونقل و توزیع نیز این صنایع 23 درصدی کاهش داشته است، بیشترین اثر صنایع بر کاهش ضایعات محصولات کشاورزی در مرحله‌ی حمل‌ونقل و توزیع محصولات بوده است و کمترین اثر را نیز بر کاهش ضایعات در مرحله پس از برداشت داشته است.

تحلیل شاخص‌های اقتصادی- اجتماعی روستاهای شهرستان همدان و مکان‌یابی آن‌ها در زنجیرۀ روستا- شهری

دوره 1، شماره 1، بهار 1393، صفحه 41-56

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.5998

طاهره چرخ تابیان، موسی اعظمی، کریم نادری مهدیی

چکیده هدف این تحقیق، رتبه‌بندی دهستان‌های شهرستان همدان به لحاظ برخورداری از شاخص‌های توسعه و همچنین مکان‌یابی مراکز دهستان‌ها در زنجیرۀ روستا- شهری است. در این راستا با استفاده از داده‌های سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385، تعداد 37 شاخص انتخاب شدند و دهستان‌های منطقه با روش تاکسونومی عددی رتبه‌بندی و درجۀ توسعه‌یافتگی آن‌ها تعیین و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که 18/18 درصد دهستان‌ها در گروهی با درجۀ توسعه‌یافتگی بسیار زیاد، 63/63 درصد درجۀ توسعه‌یافتگی متوسط و 18/18 درصد در گروه محروم طبقه‌بندی‌شده‌اند. نتایج بررسی ضریب تغییرها نشان داد که با بهبود نسبی توسعۀ روستاهای شهرستان، توسعۀ متوازن، یکپارچه و پایدار به‌دست نیامده است. همچنین نتایج حاصل از مکان‌یابی مراکز دهستان‌ها، نشان داد که فامنین به‌عنوان شهری‌ترین مرکز و مرکزدهستان تجرک به‌عنوان منطقۀ کاملاً روستایی در زنجیره قرار دارند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

تأثیر صنایع تبدیلی کشاورزی بر وضعیت زندگی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان بهار)

دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 43-59

https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10457

کریم نادری مهدیی، حمید محمودیان، حشمت اله سعدی

چکیده تحقیقات مختلف تأثیر مثبت استقرار صنایع در روستاها را بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی نشان داده و آن را موجب توسعه مناطق روستایی و توسعه ملی عنوان می‌کنند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر صنایع تبدیلی کشاورزی بر وضعیت زندگی روستاهای شهرستان بهار بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری، خانوارهای ساکن در روستاهای شهرستان بهار از استان همدان بود. جهت بررسی اثرات استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی تعداد 10 روستا (پنج روستا دارای صنایع تبدیلی و پنج روستا فاقد صنایع تبدیلی) به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری طبقه ای چند مرحله ای با در نظر گرفتن نسبت خانوار در هر روستا بود و تعداد نمونه‌ها توسط فرمول کوکران بدست آمد (3249N= و 353n=). روایی و پایایی پرسشنامه نیز به ترتیب توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی و با محاسبه آلفای کرونباخ (آلفا = 899/0) تایید شد. نتایج بدست آمده حاکیست استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در روستاها تاثیر مثبت بر وضعیت امکانات رفاهی داشته است؛ همچنین یافته‌های تحقیق نشان داد که صنایع تبدیلی کشاورزی منجر به تفاوت معنی‌دار کیفیت زندگی در بین دو گروه روستاها شده است، به طوری که سطح کیفیت زندگی در روستاهای دارای صنایع تبدیلی بالاتر بود. نتایج تحقیق نشان داد استقرار صنایع تبدیلی در روستا منجر به رونق بخش کشاورزی و تولید محصولات مشابه صنایع تبدیلی توسط اهالی روستا  شده و همین امر، باعث بهبود وضعیت درآمد آن‌ها شده است.

توسعه روستایی

نقش فناوری اطلاعات در توسعه انسانی و کارایی شغلی در بین دهیاران و شوراهای اسلامی روستاهای شهرستان نطنز

دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-61

https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.222146.1838

ساجده کریمی کندزی

چکیده روستاها برای اینکه بتوانند به کارایی متناسب خود دست یابند به خصوص در زمینه کارایی شغلی و توسعه انسانی در بین دهیاران و شوراهای روستایی باید به نقش فناوری اطلاعات توجه بیشتری داشته باشند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی چگونگی توسعه انسانی و کارایی شغلی بر اساس فناوری اطلاعات در بین دهیاران و شوراهای اسلامی روستاهای شهرستان نطنز می باشد. تحقیق حاضر از روشهای تحقیق توصیفی، تحلیلی استفاده خواهد کرد. همچنین این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای است. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر دهیاران و شوراهای اسلامی روستاهای دارای دهیار بخش مرکزی شهرستان نطنز به تعداد 150 نفر می باشند که حجم نمونه به شیوه کل سرشماری به تعداد 150 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مشتمل بر پرسشنامه(پرسشنامه فناوری اطلاعات، توسعه انسانی و کارایی شغلی) محقق ساخته با 38 سوال می باشد. روایی پرسشنامه به شیوه صوری و سازه ای بوده و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 81/0 مورد تایید واقع شده است. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار پی ال اس صورت پذیرفته است. نتایج بیانگر آن است که به طور کلی فناوری اطلاعات بر توسعه انسانی و کارایی شغلی در بین دهیاران و شوراهای اسلامی روستاهای شهرستان نطنز اثرگذار بوده است که این امر به گونه ای بوده که فناوری اطلاعات بر کارایی شغلی با ضریب مسیر 0.27 و مقدار T 5.33، فناوری اطلاعات بر کارایی شغلی با ضریب مسیر 0.44 و مقدار T 7.17، تاثیرگذار بوده است.

بررسی توسعة پایدار کشاورزی در مناطق روستایی با تأکید بر رهیافت اقتصادی ( مطالعة موردی: روستاهای شهرستان کاشمر)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 51-68

https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6007

مرتضی اشرفی، محمود هوشمند، علی کرامت زاده

چکیده امروزه با توجه به جایگاه و نقش جامعة روستایی در توسعة متوازن کشور و همچنین با عنایت به مسائل و مشکلاتی که این جامعه با آن مواجه است، اهتمام بر توسعة پایدار روستایی امری ضروری به‌نظر می‌رسد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی توسعة پایدار نظام کشاورزی است که به‌صورت مطالعة موردی در روستاهای شهرستان کاشمر از استان خراسان رضوی صورت گرفته و روستاها ازنظر پایداری به سه گروه پایدار، نسبتاً پایدار و ناپایدار طبقه‌بندی‌شده است. آمار و اطلاعات از جهاد کشاورزی و  مرجع‌های مربوط و همچنین جمع‌آوری 187 پرسش‌نامه از تولیدکنندگان و 14 پرسش‌نامه از کارشناسان در منطقة  بررسی‌شده برای سال‌های زراعی 87-1386 الی 91-1390 گردآوری شد. برای بررسی پایداری در این مطالعه از شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی استفاده‌شده است. بعد از محاسبة شاخص‌ها و دادن وزن به هر شاخص از رهیافت برنامه‌ریزی توافقی برای رتبه‌بندی روستاها در هر دهستان استفاده شد. نتایج نشان داد، طی سال‌های بررسی شاخص‌های توسعة پایدار در روستاها بهبودیافته و روستاها به سمت توسعة پایدار پیش رفته‌اند.

جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

بررسی نقش فعالیت‌های غیر زراعی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی مورد مطالعه: دهستان فضل، شهرستان نیشابور

دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 51-66

https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.53551.1541

مهدی چراغی، بهروز محمدی یگانه، سمانه سادات موسوی زارع

چکیده در بسیاری از کشورهای توسعه‎یافته و درحال ‎توسعه، کشاورزی تنها منبع اشتغال و درآمد برای خانوارهای روستایی نیست بلکه فعالیت‎های غیرکشاورزی نیز اهمیت بالایی دارند. در همین راستا توسعه فعالیت‌های غیرکشاورزی به افراد و خانواده‌ها این امکان را می‌دهد تا معیشت خود را تأمین نموده و استانداردهای زندگی خود را افزایش دهند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر درآمدهای غیرزراعی در امنیت غذایی خانوارهای محدوده مورد مطالعه انجام ‌شده است. بر اساس هدف، پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش به‌صورت توصیفی– تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای دهستان فضل واقع در شهرستان نیشابور می‌باشد. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 304 خانوار تعیین و پرسشنامه­ها با استفاده از روش نمونه­گیری سیستماتیک تکمیل شد. برای محاسبه میزان امنیت غذایی از روش (مقیاس ناامنی غذایی و استاندارد کالری) استفاده ‌شده است. طبقه‌بندی وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی نشان می‌دهد، 9/56 درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، 3/30 درصد دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، 5/11 درصد دارای ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و 3/1 درصد خانوارها نیز دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید می‌باشند. در ادامه طبقه‌بندی امنیت غذایی خانوار در دهستان موردمطالعه بر اساس سبد کالای مصرفی نشان می‌دهد که 79/40 درصد از پاسخ‌دهندگان، دارای امنیت غذایی و 21/59 درصد دارای ناامنی غذایی می‌باشند. هم‌چنین نتایج مربوط به آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی جفت نشان می‌دهد که با افزایش فعالیت‌های غیرزراعی نیز امنیت غذایی خانوارها افزایش پیدا می‌کند، بنابراین می­توان نتیجه­گرفت که تنوع در دستیابی به منابع درآمدی غیر از بخش کشاورزی باعث افزایش دسترسی، دستیابی و ثبات در مصرف مواد غذایی و در نهایت تحقق امنیت غذایی می­شود.

ارزیابی و تحلیل عملکرد دهیاری ها با تأکید بر رویکرد حکمروایی شایسته مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل

دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 51-62

https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.160198.1758

بهرام ایمانی، بهروز فتحی

چکیده انتخاب دهیار به عنوان مدیریت نوین روستایی را می‌توان به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ مدیریت روستایی به شمار آورد. دهیاری‌ها از بدو تشکیل تاکنون با استفاده از همیاری و مشارکت مردم و کمک‌های دولتی به منظور رفع نیازمندی‌های عمومی، بهبود و نظافت محیط، حفظ و نگهداری و بهره‌برداری از زیر ساخت‌ها و غیره اقدام کرده‌اند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کارکرد دهیاری‌ها در چهارچوب حکمروایی شایسته از دیدگاه ساکنان روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش 34 روستای دارای دهیاری با جمعیت 28199و 8151 خانوار است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 367 نفر برآورد گردید. پراکندگی تعداد نمونه‌ها در روستاها متناسب با جمعیت آنها توزیع گردید و انتخاب نمونه‌ها در روستاها به صورت تصادفی سیستماتیک بوده‌است. به منظور ارزیابی عملکرد دهیاران از هشت شاخص حکمروایی خوب(مشارکت، قانونمندی، پاسخ‌گویی، مسئولیت‌پذیری، عدالت محوری، توافق جمعی، شفافیت، کارآیی و اثربخشی) در قالب 60گویه استفاده گردید. پرسشنامه با پرسش‌های بسته در قالب طیف پنج گزینه‌ای لیکرت طراحی گردید. روایی صوری پرسشنامه به وسیله پانل اساتید متخصص تأیید قرار گرفت. میزان پایایی کل پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ 784/0 بدست آمد. نتایج آزمون t تک نمونه‌ای با میانگین 07/2 نشان داد حکمروایی شایسته روستاهای بخش مرکزی اردبیل پایین‌تر از حد متوسط است. نتایج نشان می‌دهد که کارکرد دهیاری‌ها بر اساس حکمروایی شایسته از دیدگاه ساکنین روستاهای بخش مرکزی اردبیل کمتر از حد متوسط ارزیابی می‌شود و در شرایط مطلوبی نیست.